رمز موفقیت

رمز موفقیت

به نام خدا                                                                                   کاظم استادی

اگر شما در کارهای خود موفق نمی شوید . و اگر موفقیت در کارها برای شما آرزو شده است. اگر به پیشرفت دیگران غبطه می خورید.و اگر علاقمندید که از این به بعد موفقیت همراه شما باشد، حتما این نوشته را آرام بخوانید.

این نوشته قصد دارد تا شما را به توانایی های خود آشنا سازد به شما توجه دهد که انسان موفقی هستید و می توانید به راحتی موفقیت را ببوسید. این نوشته قصد بازی دادن شما را ندارد و به تفاوت افراد مختلف واقف است اما عقیده دارد که رعایت نکاتی بسیار ساده می تواند موفقیت را زیر پای شما پهن کند تا به آسانی بر روی آن راه بروید.

ابتدا باید بدانیم که حرکت مساوی با موفقیت است حتی حرکات بسیار کوچک و یا بسیار آهسته . آنچه مهم است حرکت است و هر حرکتی شروعی دارد و مسیری و پایانی. بنابراین گام اول موفقیت آغاز است و این آغاز راز پنهان موفقیت است.

برای شروع هر کاری نبود هدف شکست آن آغاز است پس هر آغازی باید همراه با هدف یا اهدافی باشد.

 هدف

موجودات مختلف از جمله انسانها اهداف بسیار متنوع و گوناگونی دارند و نوع هدف تأثیری در موفقیت ندارد هر هدفی می تواند همراه با موفقیت باشد و باید دانست که هر فردی می تواند هر هدفی را دنبال کند و اگر به این اهداف نرسد خودش را باید بازخواست کند. چون مهم ان است که استعداد مفهومی توهمی است و بی معنا. استعداد حیله­ی شیطان است برای متوقف کردن انسانها. هرکسی با هرتوانایی و با هر شرایطی می­تواند به اهداف خود برسد هر چند که این اهداف در نظر او بسیار بلند باشند و قول معروف اگر فلج مادرزادی قهرمان دوی جهان نشود تقصیر خود اوست.

اینها گفته شد تا باور کنید که هر هدفی را می­توانید دنبال کنید مگر اینکه محال باشد که امورمحال هم بسیار اندکند.

اهداف انسان می­تواند مادی، معنوی، علمی، عشقی و ... هزاران نوع دیگر باشد و تفاوتی ندارد که چه نوع باشد هر هدفی را دوست دارید می­توانید دنبال کنید اما اگر علاقمندید که هم دنیا را داشته باشید و هم آخرت را، می توانید اهداف خود را هر چه هست رنگ خدایی بدهید. نه اینکه برای موفقیت لازم است خدا را نزدیک خود کنید بلکه برای رسیدن به هر هدفی حتی اهداف شیطانی انسان می تواند به راحتی موفق شود ولی اگر زیاده خواه هستید وک علاقمندید که آخرت را نیز داشته باشد بنابراین لازم است که اهداف خود را خدایی کنید.

 اراده مساوی با موفقیت است

بسیاری از افراد، اراده را با علاقه اشتباه می­گیرند. مثلاً می­گویند من به زبان انگلیسی خیلی علاقه دارم، ولی نمی­دانم چرا تاکنون به آن دست نیافته­ام. و یا علاقه دارند که شاعر یا نقاش شوند، ولی هر چه صبر می­کنند، نه شاعر می­شوند و نه نقاش.

باید دانست که؛ اراده با علاقه متفاوت است. انسان می­تواند به بسیاری از امور علاقمند باشد، ولی الزاما  این دلیل نمی­شود که به آنها  دست پیدا کند، چرا که علاقه قسمتی از موفقیت است. بسیاری از افراد موفق هستند که ابتدا به کار خود علاقمند نبوده­اند، ولی اراده انجام آن کار چه اجباراً و چه اختیاراً برایشان تحقق پیدا کرده و لاجرم موفق شده­اند.

بنابراین چه به کاری علاقه دارید و چه ندارید، اگر اراده و عزم انجام آن کار را بنمایید، حتما موفق خواهید شد؛ چرا که قانون کلی طبیعت است که؛ اراده و عزم مساوی با موفقیت است و این قانون تخلف ناپذیر است.

اما شاید بپرسید که چه کنیم تا اراده و عزم به انجام کاری پیدا کنیم؟ اگر دقت کنید به راحتی با توجه به پیرامون خود و انسانهای موفق می­توانید دربیابید که علت اراده، انگیزه است و این انگیزه می­تواند دلایل گوناگونی داشته باشد. کسی هست که از شدت فقر پزشک می­شود و کی که به خاطر ازدواج، پزشک می­شود و دیگری که به خاطر کمک به دیگران، پزشک می­شود بالاخره هر کسی که به موفقیت دست پیدا کرده است، انگیزه­ای او را متحول نموده است و این انگیزه سبب بزور اراده شده است و وجود اراده، او را همراه با موفقیت نموده است.  اگر خوب دقت کنید علاقه با انگیزه نیز متفاوت است؛ یعنی بسیاری از افراد که علاقه به کاری نداشته­اند ولی انگیزه­ای برای آنها حاصل شده و اراده و عزم به رسیدن به آن کار و هدف را نموده­اند و بی­شک پیروز و موفق شده­اند.

 مراحل موفقیت

شناخت هدف، یکی از مهمترین مراحل موفقیت است. اگر کسی علاقمند است که به شهر اصفهان برسد، اما شناختی نسبت به این هدف نداشته باشد، حتماً در رسیدن به این هدف موفقیت نخواهد شد یا موفقیت او کامل نخواهد بود.  پس ابتدا باید بدانید که هدف شما اصفهان است و نه تبریز. هرچه شناخت شما از هدف خودتان بشتر باشد، رسیدن به این هدف، برای شما آسان­تر خواهد بود.

دومین مرحله، از مراحل موفقیت، شناخت ابزار و توانایی­های شما است. یعنی هر فردی باید بداند که برای رسیدن به هر هدفی، چه ابزار و توانایی­هایی لازم دارد، و او کدام یک از آنها را  داراست و کدام را باید تحصیل کند.

سومین مرحله، واقع­بینی است، یعنی هر کسی متناسب با هر ابزار و توانایی، می­تواند به هدف خود برسد؛ ولی مهم است که واقع­بین باشد و بداند که لازمه­ی توانایی­هایش برای رسیدن به هدف چگونه­اند و چطور و در چه مدتی می­تواند از این ابزار و توانایی­ها برای رسیدن به هدف خود استفاده کند.

مثلا هر کسی می­تواند به شهر اصفهان برسد، چه انسانی که وسیله پرواز دارد و چه آنکه اتومبیل دارد چه دوچرخه و چه پیاده. واقع­بینی این است که او بداند ابزارش و امکاناتش و توانایی هایش، لازمه­هایی دارد، که باید پایبند به آنها باشد. به عبارت ساده­تر کسی که قصد پیاده رفتن به اصفهان را دارد، باید بداند مدت زمان و سختی­های این حرکت برای رسیدن به هدف و ایجاد موفقیت، چقدر است. و در کنار آن چه ملزوماتی برایش ضروری است. اگر کسی با دوچرخه قصدر رسیدن به اصفهان در 2 ساعت را داشته باشد، این فرد واقع­بین نیست؛ چرا که هر توانایی و هر ابزاری نیازهای خاص خود را دارد و اگر تن به این لوازم و نیازها ندهد، حتماً در این راه موفق نخواهد شد.

مرحله چهارم، که بسیار مهم است و اکثر افراد در شکست­های خود توجه­ای به آن نداشته­اند، خرد کردن مسیر، برای رسیدن به هدف است. شما برای رسیدن به هر هدفی با هر توانایی و واقع بینی، حتما نیاز دارید تا مسیر رسیدن به هدفتان را به قطعات کوچکتری تقسیم کنید و این نکته، راز دیگری از موفقیت است. اگر مثلاً شما قصد سفر به اصفهان را دارید؛ و 200 کیلومتر فاصله شما تا اصفهان است و می­خواهید که با دوچرخه، طی مسیر نمایید. اینجا لازم و ضروری است که مسیر خود را مثلاً به ده قسمت تقسیم کنید و در آغاز حرکت، فقط قصد شما رسیدن به قسمت اول، یعنی کیلومتر 20 باشد. با این کار، هم مسیر بزرگ حرکت در نظر شما دست نیافتنی نمی­آید و  هم در اولین اقدام و شروع، شما برنده و موفق کارزا می­شوید. وقتی شروع کردید، در کیلومتر بیست می­فهمید که شما پیروزید. چرا که به آسانی به اولین هدف خود رسیدید. این پیروزی و موفقیت، باعث انرژی شما برای طی ادامه مسیر می­شود و به همین ترتیب قطعات دیگر مسیر را طی می­کنید. وقتی چشم باز کنید، می­بینید شما در اصفهان هستید و سرشار از موفقیت و پیروزی.

مرحله پنجم از مراحل موفیت، برنامه­ریزی کوتاه مدت و متوسط و بلند مدت است. برای رسیدن به هر هدفی، بدون برنامه­ریزی، موفقیت، امکان پذیر نیست. و اگر کسی توانسته است بدون برنامه­ریزی موفق شود، یا خود متوجه نیست یا شانس در خانه او را زده بوده است.

حتما با تحقیق و مشورت و تفکر زیاد، برای طی مسیر خود در رسیدن به هدف و لذت پیروزی ، برنامه­ریزی داشته باشید و این برنامه­ریزی حتماً باید چندگانه باشد. یعنی یک برنامه ریزی بلند مدت، برای مثلاً رسیدن به اصفهان و یک برنامه ریزی کوتاه مدت، مثلاً برای رسیدن به کیلومتر 20، پس هیچگاه بدون برنامه ریزی حرکتی را آغاز نکنید و مطمئن باشد که 99 درصد کارها قابل پیش­بینی هستند. و هر چه برنامه­ریزی دقیقی­تر و واقع بینانه­تر باشد، موفقیت قابل دسترسی­تر است. و آخرین مرحله از مراحل عملیاتی موفقیت، کنترل و پرهیز از حرکت­های نامربوط است.  هر فردی باید مراحل رسیدن به هدف خود را در طول مسیر، کنترل کند و دقت داشته باشد که عوامل پیرامونش او را در مسیر حرکت گمراه نکند. مثلاً کسی که هدفش رسیدن 5 روزه با دوچرخه به اصفهان است، اگر در طول مسیر کنترل نکند، که آیا به اهداف کوچکتر به درستی دست بپیدا کرده یا نه و یا اینکه در طول مسیر، حواس او به مناظر طبیعت و جاذبه­های دیگر نباید  چنان پرت شود، که مدت بش از اندازه­ای را برای آنها صرف کند. که اگر مواضبت ننماید همین غفلت باعث خواهد شد که به هدف خود دست نیابد.

/ 1 نظر / 26 بازدید
پریا

matne ghashangy bud baraye residane be hadaf ama age yeki mese man hadafy nadashte bashe chy kar bayad bokone?