گاهشمار تغییر خط فارسی

گاهشمارشمسىتغییرخطفارسى

 (از قرن اول هجرى تا کنون)

 (اصل این مقاله در مجله بهارستان مجلس شورای اسلامی در شماره بهار 1391 منتشر شده است. برای اطلاع دقیقتر و نیز استفاده از تصاویر آن به اصل مقاله مراجعه فرمایید. کاظم استادی)

 *** 

تنظیم گاهشمار براى موضوعات مختلف، یکى از لازم‌ترین و بهترین کارهاى ممکن در آن موضوع است؛ چرا که توجه و خواندن گاهشمار، مى‌تواند یک نماى بیرونى و اطلاعات کلى، از سیر تغییر و تحولات آن موضوع در اختیار ما قرار دهد. تا قدرت تجزیه و تحلیل انسان را در آن موضوع، آسان کند.

خواندن معلومات مختلف و پراکنده در یک موضوع، نمى‌تواند این ثمر را به همراه داشته باشد؛ زیرا که براى فهم بهتر و دقیق‌تر، لازم است به این اطلاعات درهم و غیر منسجم، دسته‌بندى شده نگاه کنیم، تا منتج به نتیجه مناسب و مطلوب گردد. گاهى، نگاهى گذرا به یک گاهشمار، بسیارى از چرایى‌هاى ذهن انسان را پیرامون یک موضوع، پاسخگو است. و در کمترین زمان ممکن، فرد مى‌تواند به راحتى بسیارى از اسرار مرموز و گنگ یک موضوع را پى‌ببرد.

موضوع این مقاله، «گاهشمار خط فارسى» از قرن اول هجرى تا کنون است. البته این مقاله سعى ندارد تا پیرامون مزایاى تغییر خط فارسى و یا معایب آن، سخن بگوید. و یا در ردّ آن قدمى بردارد. بلکه تلاش دارد تا شما را با یک نماى کلّى از تاریخچه خط فارسى و فعالیتهاى گذشتگان در این باره آشنا کند؛ و با مطالعه این گاهشمار، شما بتوانید به جواب بسیارى از سؤالات ذهنى خود برسید؛ بى‌آنکه در اثبات و یا ردّ تغییر خط فارسى، سخنى رفته باشد.

اینجانب مدت دو سال است که مشغول تألیف کتاب «دانشنامه خط فارسى» هستم. این کتاب در دوازده فصل و حدود شش جلد پانصد صفحه‌اى، آماده حروفچینى مى‌باشد، به مناسبت فصلى از این کتاب، لازم بود تا گاهشمارى تنظیم شود، بنابراین مقاله حاضر، مختصرى از آن گاهشمار مى‌باشد.

در این جا ضرورى است، پیش از نمایش گاهشمار، چند نکته بیان شود :

 1 ـ از قرن اول هجرى تا قرن سوم، هیچ کتاب نوشته‌اى، بجز کتاب قرآن کریم و یا برگ‌هایى از این مصحف شریف، در ایران و اسلام، بر جاى نمانده است. اولین نسخه خطى به جاى مانده از صدر اسلام، مربوط به قرن سوم هجرى است، و به زبان عربى مى‌باشد، البته اصل این نسخه نیز در ایران موجود نیست.

 2 ـ پس از ورود اعراب مسلمان به ایران، در زمانى نسبتاً کوتاه، خط پهلوى که در آن زمان خط نوشتارى اکثر مناطق ایران بود، از کاربرد عمومى ساقط شد. و حتى تا چند قرن خط یا زبان نوشتارى مردم ایران، زبان و خط عربى گشت و مردم ایران به زبان فارسى چیزى نمى‌نوشتند، مگر در گوشه و کنار، و آن هم غیر قابل توجه.

بنابر آنچه بیان شد، در واقع و به طور رسمى و همه گیر، از اواسط قرن ششم زبان فارسى در نوشتارها، نمایان شد. و اگر بخواهد خط فارسى مورد بررسى واقع شود، باید بدانیم که خط فارسى کنونى، از قرن ششم آغاز شده است. و پیش از آن، فارسى‌نویسى کلاً رایج نبوده است و همه نوشته‌ها به زبان عربى نگارش مى‌شده است. خطوط فارسى قبل از این و برخى نوشته‌ها همانند شاهنامه فردوسى یا برخى کتابهاى نادرِ قبل‌تر از آن، به صورت استثنا به زبان فارسى نگاشته شده‌اند. و فارسى‌نویسى، در ایران عمومیت نداشته است.

 3ـ سده ششم هجرى قمرى، آغاز خطاطى فارسى در ایران و سده نهم و دهم هجرى قمرى، اوج خطاطى کتابهاى فارسى است. و سده دوازدهم، با ورود حروفچینى سربى به ایران، کاهش چشم‌گیرى در خطاطى فارسى پدید آمد؛ حتى پس از آن، به مرور خطاطى کتاب، فقط به صورت تفنّنى و تفریحى و تزیینى به کار رفته است؛ به صورتى که اکنون، خطاطى کتابى، منسوخ شده است، مگر استثنائاتى غیر قابل توجه. جالب‌تر اینکه، حتى براى اکثر مردم ایران، خطوط خطاطى، خوانا یا حداقل به راحتى خوانا نیست. مگر متن‌هاى بسیار کوتاه و تیتروار.

 4 ـ خط فارسى عمومى مردم ایران، از زمان پیدایش خط نسخ (و گاهاً نستعلیق) و کاربرد عمومى آن تا کنون، تغییر قابل ملاحظه و چشم‌گیرى نکرده است. به طورى که اگر سیر خط‌هاى عمومى و رایج بین اکثر مردم ایران (و نه خطاطان حرفه‌اى) را در نوشته‌جات و کتابهاى غیر تزیینى، بررسى کنید خواهید دید که در حال حاضر ایران، خط فارسى همان است که هشتصد سال پیش بوده است، مگر در موارد خاص که برخى مردم بد خط‌اند یا بسیار خوشنویس.

 5 ـ تاریخ وقایع این گاهشمار، بر اساس مبدأ هجرى شمسى تنظیم شده است. اکثر تاریخ‌ها، بسیار دقیق‌اند؛ امّا از آنجایى که در تبدیل تاریخ قمرى به شمسى، جداى از پیچیدگى‌هاى تفاوت این دو شیوه، ماه‌هاى این وقایع نیز تأثیر گذارند، بنابراین ممکن است برخى سالهاى ذکر شده در این مقاله، با یک سال پس و پیش، واقعیت پیدا کنند. و برخى نیز که نشان دهنده دوره خاصى مى‌باشند، تاریخ حدودى آن دوره یا واقعه ذکر شده است.[1]

***

براى تنظیم این گاهشمار، تلاش فراوانى انجام شد و به منابع بسیارى مراجعه نمودم، ولى از آنجا که همیشه تاریخ، قرین با عدد و رقم مى‌باشد؛ بنابراین حروفچینى و نمونه‌خوانى و تطبیق و تنظیم متنهاى تاریخى بسیار مشکل است، و احتمالاً در تنظیم این مقاله، مرتکب خطاهایى نیز شده‌ام. بسیار مناسب است که خوانندگان فرهیخته و محترم، خطاهاى آن را متذکر شوند.[2]

      کاظم استادى     12/9/ 1390

 

تاریخ هجرى شمسى /  عنوان واقعه تاریخى

0000   ـ   رواج «خط پهلوى» در ایران و «خط کوفى» (ساده ، بدون نقطه و اعراب) در عربستان و عراق.

0021   ـ   سقوط شاهنشاهى «ساسانیان» توسط مسلمانان.

0021   ـ   آغاز نفوذ و درآمیختگى زبان و خط عربى در ایران.[3]

0025   ـ   وجود سکه‌اى که اثرى از زبان عربى دارد (ولى اصالت آن ثابت نشده است)

0026   ـ   رواج خط کوفى و نسخ عربى در نوشتارها.

0030   ـ   نخستین سکه ایرانى به زبان عربى (همراه با خط پهلوى) در مرو ضرب شد.

0031   ـ   افزایش تعداد سکه‌هاى خط عربى در ایران (همراه با خط پهلوى).

0067   ـ   ابداع حرکات حروف خط کوفى به شکل نقطه توسط «ابوالاسود دوئلى».

0073   ـ   نخستین سکه ایرانى که در آن «خط پهلوى» کاملا از بین رفته است.

0084   ـ   گردانیدن «دیوان ولایات» از فارسى به عربى و آغاز استعمال «خط سیاق» براى حسابدارى.

0125  ـ   ابداع «نقطه» و ابداع «زیر و زبر» با دوایر کوچک و یا خطوط مورب نازک توسط «یحیى بن یعمر العدوانى» در خط کوفى.

0125   ـ   تغییر ترتیب حروف الفبا، به مبناى «ابتثى».

0128   ـ   آغاز خلافت عباسیان و شروع ترجمه و تألیف کتب گوناگون علمى به زبان و خط عربى.[4]

0128   ـ   رونق بازار خوشنویسى.

0146  ـ   پیشنهاد علایمى شامل: فتحه، ضمه، کسره، سکون، تشدید، مد، همزه و تنوین توسط «خلیل ابن احمد فراهیدى».

0209  ـ   الالسن المخترعة من الحروف المبتدعة (یا کتاب الاعلام بفک الرموز من سائر الاقلام /  ایوب بن مسلمة / خطى

0223   ـ   درآمیختن واژه‌هاى عربى با فارسى و همگانى‌شدن خط عربى و بیگانگى مردم از «خط پهلوى» همانند زبان پهلوى.

0252   ـ   آغاز فرمانروایى‌هاى مستقل در ایران.

0254   ـ   تجلیل از شعراى «عربى‌سُرا» در ایران.

0271   ـ   قدیمى‌ترین اصل نسخه خطى عربى برجاى مانده (به جر قرآن)، به نام «غریب الحدیث» از ابن قتیبه، که فیلم نسخه در ایران موجود مى‌باشد.

0291   ـ   بکارگیرى بیشتر «خط نسخ» و نیز ممتاز شدن خطوط ستّه (شش‌گانه)[5]  و پیدایش خطوط دیگر، براى کاربردهاى خاص، همانند: خط غبار.

0336   ـ   داستانها و روایات تاریخى به عنوان نخستین اثر زبان فارسى در مجموعه‌اى مستقل با نام شاهنامه (ابومنصورى) در اختیار مردم قرار گرفت.[6]

0343   ـ   نخستین شعرسرایى فارسى، توسط «محمدبن وصیف» و آغاز استعمال دوباره «فارسى درى» و خروج آن از رکود.[7]  

0350   ـ   رواج آموزش زبان عربى در مکتب‌ها از کودکى و رواج نام‌هاو کنیه‌هاى عربى در بین مردم ایران.

0352   ـ   بکارگیرى خط کوفى ایرانى (کوفى شرقى).

0353   ـ   قدیمى‌ترین اصل نسخه خطى عربى (به جر قرآن) موجود در ایران، به نام «الهدایة و الضلاله» به خط کوفى.

0358   ـ   با وجودى که «سره‌نویسى» و «سره‌گویى» مذمت مى‌شد، «فردوسى» سرودن شاهنامه را آغاز کرد.[8]

0359   ـ   تألیف لغت‌نامه‌هاى عربى به فارسى.

0380   ـ   بکارگیرى خط کوفى مغربى.

0384   ـ   «ترجمه تفسیر طبرى» اولین متن دینى اسلامى به زبان و نثر فارسى نوشته شد.

418     ـ   تا این زمان، قانون و دفاتر و امثله و مناشیر، به عربى نوشته مى‌شد و فارسى‌نویسى امثله عیب بود و از این پس دوباره «فارسى‌نویسى» رایج شد.

0434   ـ   قدیمى‌ترین کتاب به خط «فارسى‌نو»، «الابنیه عن حقایق الادویه» است که توسط اسدى‌توسى در پزشکى تحریرشده و نسخه‌بردارى از آن، اکنون برجاى مانده است.

0437   ـ   بکارگیرى خط کوفى خراسانى.

0451   ـ   تألیف لغت‌نامه فارسى به فارسى.

0466   ـ   قدیمى‌ترین اصل نسخه خطى فارسى، «ذخیره خوارزمشاهى» است که فیلم این نسخه در ایران موجود مى‌باشد.

0485   ـ   بکارگیرى خط کوفى گلدار سلجوقى.

0485   ـ   تالیف برخى کتاب‌هاى معتبر و مهم به زبان فارسى.

0500   ـ   بکارگیرى خط کوفى رازى و غورى.

0524   ـ   رغبت مردمان در این دوره از مطالعه کتب عربى قاصر گشت.

0534   ـ   منسوخ شدن خط کوفى و رواج بیشتر خط نسخ و محقق.

0563   ـ   بکارگیرى خط بنایى.

0582   ـ   فارسى شدن نامه‌هاى خصوصى و برخى نوشته‌هاى دیگر، به خط نسخ.

0648   ـ   قدیمى‌ترین نسخه گلستان سعدى، موجود در ایران که به سال 637 تألیف شده است.

0648   ـ   قدیمى‌ترین نسخه بخشى از مثنوى معنوى، موجود در ایران؛ البته تألیف مثنوى از سال 641 تا وفات مولوى (652ش) ادامه داشته است.

0769   ـ   براى نخستین بار کتابهایى با حروف متحرک در «چین» به چاپ رسید.

0769   ـ   قدیمى‌ترین نسخه دیوان حافظ، موجود در ایران که به سال وفات مؤلف مى‌باشد.

0819   ـ   حروفچینى و چاپ با «حروف فلزى مجزا» توسط «یوهانس گوتنبرگ» آلمانى، ابداع شد.

0825   ـ   بکارگیرى خط نستعلیق در خط فارسى.[9]

0826   ـ   کار چاپ، توسط «گوتنبرگ» مکانیکى شد.

0829   ـ   چاپ کتاب مقدس.

0830   ـ   اوج خطاطى ایران در دوره «ایلخانیان» و «تیموریان».

0841   ـ   صنعت چاپ پدیدار شد و به سراسر اروپا گسترش یافت.

0844   ـ   بکارگیرى خط رقعه.

0894   ـ   در «ونیز ایتالیا» زیباترین نوشتار با حروف فلزى با نام «آنتیک» پدیدار شد.

0903   ـ   چاپگرى ونیزى، از «حروف بزرگ ایتالیک» براى نخستین بار استفاده کرد.

0929   ـ   بکارگیرى خط دیوانى توسط «حسام رومى».

1019   ـ   قدیمى‌ترین کتاب موجود، در جلفاى اصفهان، که با استفاده از حروف مجزا سربى و خط فارسى (اواخر سلطنت شاه صفى)، توسط ارامنه کرملی چاپ شده است. [10]

1020  ـ   خلیفه خاچادور قیصری، در جلفای اصفهان برای نخستین بار چاپخانه ای دایر کرد که کاغذ و مرکب و حروف آن در جلفا تهیه می­شد.

1055  ـ   مذاکره برادر وزیر دربار شاه سلیمان با شاه و شاردن، جهانگرد فرانسوی، برای آوردن متخصصان چاپ به ایران برای آموزش ایرانیان. که به نتیجه­ای نرسید.

1068   ـ   بکارگیرى خط «شکسته نستعلیق».

1079   ـ   حروفهاى جدیدى براى الفبا در اروپا طراحى شد.

1096   ـ   کشیش آنژدوسن ژزف فرانسوی و از مبشرین فرقه نصارای کرملی، که مدتی در ایران اقامت داشت، کتاب لغت فرانسه به فارسی، تالیف و در فرانسه چاپ نمود.

1098   ـ   اعزام اولین گروه محصلین ایرانى براى آشنایى با علوم‌جدید، به انگلستان.

1159   ـ   اختراع چاپ ژلاتینى.

1159   ـ   اولین کتاب چاپى فارسى، به نام واژه نامه مختصر انگلیسى و فارسى در مالاد بنگال به چاپ رسید.

1175   ـ   چاپ سنگى (لیتوگرافى) توسط «زنفلدر» تکمیل شد.

1182   ـ   محاصره شهر گنجه و آغاز جنگهای ایران با روسیه. دولت روس، پس از تسخیر داغستان، برای زبانهای اوار، چچن و چرکس، الفبای جداگانه­ای با حروف لاتین درست کرد، تا در مدارس جدید، خط جدید تدریس شود. و تعدادی کتابهای اسلامی را به همان خط برگردانیدند.

1182   ـ   اولین نمونه چاپ ژلاتینى در ایران، براى نشر شبنامه در تبریز.

1190   ـ   اعزام دو نفر محصل (میرزا محمد کاظم و حاجی باب افشار) به انگستان.

1191   ـ   ماشین چاپ، از روش مسطح به سیلندرى تکامل پیدا کرد.

1191  ـ   تولد فتحعلی آخوندزاده.  و شکست ایران از روسها، عقد عهدنامه گلستان و پایان جنگهای دور اول ایران و روس.

1194  ـ   اعزام پنج تن، دسته دوم محصلین ایرانی به انگلستان توسط عباس میرزا . ( میرزا جعفر مشیروالدوله و میرزا صالح، ناشر نخستین روزنامه ایرانی، جزء این دسته بودند.)

1197   ـ   بازگشت پنج نفر محصلین ایرانی از انگلستان و تاسیس اولین دستگاه چاپ حروفی در تبریز. [11]

1197   ـ   اولین کتاب فارسى[12] به نام فتحنامه[13]و سپس رساله جهادیه[14] ، که با چاپ حروفى در تبریز چاپ شد. این حروف چاپى فارسى، با رعایت اصول خط نسخ طراحى شده بود.

1200   ـ   آغاز جنگ در میان ایران و عثمانی.

1202   ـ   عقد عهد نامه ایران و عثمانی در ارزنه الروم.

1203   ـ   عباس میرزا ، میرزا جعفر تبریزی را برای آموختن فن چاپ به مسکو فرستاد. [15]

1203   ـ   ورود «چاپ سنگى» به ایران و تاسیس اولین کارخانه چاپ سنگی در تبریز. و دایر بودن چاپ سربی در تهران.

1204   ـ   چاپ حروفی قرآن مجید به خط میرزای نیریزی (که به قرآن معتمدی مشهور شد) توسط میرزا زین العابدین در تهران.

1205   ـ   ورود بیشتر «چاپ سربى» به ایران. و ورود سیدمحمدمجتهد از عتبات به تهران و فتوای او به جهاد با روس به همراه فتوای دسته جمعی روحانیان. آغاز جنگ دوم ایران با روس و فتح گنجه به دست روس و شکست ایرانیان.

1206   ـ   ابداع حروف نستعلیق هندىِ چاپى، توسط ویلکینز و چاپ کتاب پیمان تازه خداوند با همین خط در هند. و فتح ایروان ایران به دست روس. عقد عهدنامه ترکمن چای و پایان جنگ دوم ایران و روس.

1213   ـ   بسته شدن چایخانه حروفی در تبریز. و درگذشت فتحعلی شاه در سفر به اصفهان و تاجگذاری محمد شاه در تهران.

1216   ـ   انتشار نخستین روزنامه در ایران. [16] و لشکرکشی محمد شاه به هرات.

1217   ـ   ظاهرا نخستین کتابی که در تهران چاپ سنگی شده، دیوان حافظ است.

1223   ـ   دو دسته دیگر از محصلین ایرانى براى آشنایى با علوم‌جدید، عازم فرنگ شدند.

1224   ـ   تشکیل مجلس موقت هیئتی علمی - فرهنگی در استامبول، که بعدا انجمن دانش نام گرفت و جمعیت علمیه عثمانی از دل آن بیرون آمد.  وظیفه­اش مطالعه راههای مبارزه با بیسوادی و اصلاح نظام آموزشی بود.  که یکی از اقدامات آن، تاسیس دارالفنون است.

1224   ـ   بسته شدن چاپخانه حروفی در تهران. از این زمان تا بیش از شصت سال، چاپخانه­های ایران منحصر به چاپ سنگی گردید.

1227   ـ   تاجگذاری ناصرالدین شاه و نصب میرزا تقی خان امیر نظام به صدارت.

1229   ـ   تاسیس دارالفنون در ایران. [17] و انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه.

1230   ـ   مجلس موقت انجمن دانش در استامبول با حضور پادشاه و رشید پاشا، معمار تنظیمات، رسما به انجمن دانش نامیده شد. [18]

1232   ـ   ابداع الفبایی بر اسلوب اهل فرنگستان با حروف مقطعه توسط برخی[19] از اعضای مجلس مجموعه فنون، و نیز برپایی مجلسی پیرامون آن.

1235   ـ   امضائ عهدنامه صلح ایران و انگلیس و سلب حق حاکمیت ایران بر افغانستان.

1236   ـ   الف باء جدید. رساله­ای است که آخوندزاده به شرح مفصلی از الفبای خود در تفلیس پرداخته.

1236   ـ   بیان تحقیقی که آخوندزاده در خصوص خط اسلام از کتب متعددۀ معتبر به عمل آورده است.

1236   ـ   نامه آخوندزاده با اجازه میرزا حسین خان (جنرالنی قونسول دولت ایران در تفلیس) به وزارت امور خارجه پیرامون الفبای جدید.

1236   ـ   نامه آخوندزاده به دولت عثمانیه و پنج دولت ممتاز فرنگستان، پیرامون الفبای جدید.

1237   ـ   آغاز سفارت میرزا حسین خان مشیرالدوله (سپهسالار) به مدت دوازده سال. [20]

1237   ـ   نامه آخوندزاده به نظام­الدوله در تهران، و درخواست وساطت پیگیری جواب نامه قبلی به جناب وزیر امور خارجه پیرامون الفبای جدید.

1237   ـ   نامه آخوندزاده به یکی از امرای دارالخلافه در تهران، برای درخواست وساطت پیگیری جواب نامه قبلی آخوندزاده به جناب وزیر امور خارجه پیرامون الفبای جدید.

1237   ـ   نامه آخوندزاده به احتمالاً میرزا محمد علی میرزا کاظم بیک، پیرامون الفبای جدید.

1237   ـ   نامه آخوندزاده به میرزا یعقوب در تهران، برای درخواست وساطت پیگیری جواب نامه قبلی آخوندزاده به جناب وزیر امور خارجه پیرامون الفبای جدید.

1237   ـ   نامه دستور العمل از آخوندزاده به حاجی ملا محمد در عثمانی، برای پیگیری الفبای جدید به عبدالرحمن آغا حاجی محمد امین مرحومک اوغلنه.

1237   ـ   نامه اول آخوندزاده ، به عسکرخان بک در تبریز، توسط ملا علی محمد روضه خوان (وی نیز الفباء را از آخوندزاده تعلیم گرفته)، برای ترویج و انتشار الفبای جدید در بین مردم و بزرگان.

1237   ـ   نامه دوم آخوندزاده ، دستور العمل به عسکرخان بک (احتمالاً داماد آخوندزاده) در تبریز، برای ترویج الفبای جدید در بین مردم و بزرگان.

1239   ـ   خط اختراعى مسیوبارب[21] ، براى خط اسلام و نیز چاپ چند کتاب فارسى و عربى به خط اختراعى موسیو بارب در وین.

1239   ـ   رساله منیف پاشا، وزیر دولت عثمانى، درباره تغییر خط. [22].

1241   ـ   سخنرانى معروفِ محمد طاهر منیف افندى (منیف پاشا، وزیر دولت عثمانى) در جلسه جمعیت علمیه عثمانى، در ضرورت اصلاح الفباى عرب.

1242   ـ   مسافرت آخوند زاده به استامبول (و شرکت در جلسه‌اى در جمعیت علمیه عثمانی، پیرامون تغییر خط. [23] و ارائه مقاله خود به این جمعیت.)

1242   ـ   حضور آخوندزاده به پیشگاه حضرت صدارت پناهی عثمانی و تقدیم نامه، برای درخواست بررسی الفبای جدید در انجمن دانش عثمانی.

1242   ـ   اهداء یک جلد خط جدید توسط آخوندزاده به قائم مقام سانجاق لازستان عثمانی، شوقی افندی در قصبۀ باطوم.

1242   ـ   شرکت آخوندزاده در مجلس مجموعه فنون و شرح و توضیح پیرامون الفباء برای شش نفر از ارباب معرفت[24]، بفرمایش صدراعظم عثمانی. و نیز درخواست بررسی خط جدید در انجمن.

1242   ـ   جلسه دوم بررسی خط آخوندزاده، بدون حضور او در انجمن علمیه عثمانی پیرامون.

1242   ـ   حضور دوباره آخوندزاده به پیشگاه حضرت صدارت پناهی عثمانی (فؤاد پاشا) به پیشنهاد منیف افندی، و پیگیری نامه خود، و نیز درخواست اعطای سند.

1242   ـ   اهداء یک جلد خط جدید توسط آخوندزاده به وزیر دول خارجه عثمانی، عالی پاشا، و نیز دادن مکتوب والی طرابزون ، محمد امین پاشا به وی.

1242   ـ   اهداء چند مجلد «خط جدید» توسط آخوندزاده به افراد مختلف در دولت عثمانی.[25]

1246   ـ   ابداع خط جدانویس توسط ملکم خان در استامبول عثمانی.

1246   ـ   چاپ نقد الفبای آخوندزاده و ملکم خان، و مطالبی پیرامون اصلاح خط اسلام، توسط سعاوی افندی در روزنام مخبر چاپ لندن.

1247   ـ   پس از تسخیر داغستان، دولت روس الفبای جداگانه­ای با حروف لاتین برای زبانهای مردم «آوار، چچن و چرکس» درست کرد.

1247   ـ   مکتوب شارل میسمر فرانسوی در بیان سبب جمودت اهل مشرق، که به صدر اعظم عثمانی نوشته شده است. [26]

1247   ـ   مقاله در خصوص عدم قابلیت الف‌باى اسلامیه به نشر علوم، روزنامه غولوس چاپ پطرزبورغ سال هفدهم، شماره 266.

1247   ـ   نامه آخوند زاده به وزیر علوم ناصرالدین شاه پیرامون تغییر خط.

1247   ـ   منظومه در خصوص الفباى تازه/ آخوندزاده، میرزا فتحعلى چاپ تفلیس.

1247   ـ   حداقل 8 نامه از آخوندزاده برای پیگری معروض­نامه به وزیر علوم، وزیر امور خارجه، اعتماد الدوله، امین الملک، پاشا خان، علی خان، محمود خان، پیرامون الفباء جدید.

1247   ـ   نامه آخوندزاده به ملکم خان پیرامون الفباء جدید ملکم خان.

1247   ـ   ارسال نمونه خط اختراعی ملکم خان به دولت ایران، توسط آخوندزاده.

1247   ـ   نامه آخوندزاده به اعتضاد السلطنه پیرامون الفباء جدید خود در مقابل عقیده و انتقاد سعاوی افندی، پیرامون خط که یکسال پیش در لندن منتشر شده بود.

1248   ـ   چاپ مقالاتى پیرامون تغییرخط در روزنامه‌هاى ترقى و حرّیت و مقالات نامق کمال[27] در جواب میرزاملکم‌خان.

1248   ـ   جواب منفی دولت ایران به معروض نامه آخوندزاده و خط پیشنهادی او و ملکم خان.

1248   ـ   نامه از میرزا یوسف خان به آخوندزاده، پیرامون اوج گیری مباحثات تغییر خط در روزنامه­های ترقی و حریت استامبول. و ذکر نام و الفبای اختراعی وی.

1248   ـ   نامه آخوندزاده، به منیف افندی و صدراعظم عثمانی، پیرامون جواب دولت ایران دربارۀ خط اختراعی او و تقاضا از ایشان، برای ترویج و بررسی الفبای جدیدتری که ابداع نموده، در عثمانی.

1249   ـ   نام ملکم خان به آخوندزاده با خط جدید ملکمی.

1249   ـ   نامه آخوندزاده از ییلاق کجور به ملکم خان پیرامون خط های ابداعی و هم نظر شدن با وی برای جدانویس کردن الفبا و نیز تغییر جهت از چپ به راست.

1249   ـ   نامه ملکم­خان به آخوندزاده، پیرامون مرگ فؤاد پاشا و یک نفر انگلیسی که به مراتب بیش از آخوندزاده و ملکم­خان مصرّ تغییر خط اسلام است. و نیز یک حکیم ایطالیایی که تفاصیل زیادی در باب تغییر خط نوشته و به دولت عثمانی داده است.

1249   ـ   نامه آخوندزاده به ملکم خان، و درخواست نوشتن شرحی به زبان فرانسه در روزنامه استامبول، برای حقیقت مسأله الفبا و لزوم تغییر آن.

1249   ـ   نامه علی­خان به آخوندزاده، پیرامون قول همکاری مصطفی­خان[28] برای تشکیل جلسات بحث درباره تغییر خط و الفبا.

1249   ـ   نامه ملکم خان به آخوند زاده برای نظر خواهی از کتاب «وزیر و شیخ» و الفبا

1249   ـ   نامه آخوندزاده به میرزا مصطفی­خان، جهت تشکر از اهتمام وی درباره تغییر خط اسلام.

1249   ـ   نامه آخوندزاده به ملکم خان و تعریف از کتابچه او در خصوص تغییر خط اسلام. و تقاضا خواندن آن برای صدراعظم عثمانی.

1249   ـ   میرزا حسین خان (مشیرالدوله) ، دشمن آخوندزاده به وزارت عدلیه ایران منصوب شد.

1250   ـ   قحطی و خشکسالی بزرگ در سراسر ایران، که منجر به «آدم خوری»

/ 1 نظر / 158 بازدید
رضا کوچک‌زاده

درود 1098 ـ اعزام اولین گروه محصلین ایرانى براى آشنایى با علوم‌جدید، به انگلستان. این تاریخ خورشیدی اشتباه است. نخستین گروه محصلان در دوره‌ی قاجار به اروپا رفتند. دوره‌ی قاجار از سال 1193 ق. یا 1158 خ. آغاز می‌شود؛ پس نباید پیش از آن باشد. مخلص