فقط مردها بخوانند

فقط مردها بخوانند
آزادی کلمه ایست زیبا که اکنون بسیار بر زبانها جاری است .  آزادی معانی گوناگونی دارد که هر کس آن را به گونه ای تفسیر می کند ، البته ما به گستردگی این بحث ،به صورت کلی وارد آن نمی شویم و کاری هم نداریم که درآ اسلام آزادی به چه معناست و یا اصلا با پذیرش بندگی ، دیگر آزادی معنا پیدا می کند یا خیر . اما قصد داریم مساله آزادی زن و یا بهتر بگوییم «حضور زن در جامعه » را مطرح کنیم و پیرامون آن بحث و تبادل نظر کنیم .
این مطلب بر هیچ کس پوشیده نیست که افعال و فرمایشات بزرگان دین ، خیر و صلاح انسانها را در بر دارد . هر چند که عده ای آنقدر ساده اند که این دستورات را نیز با عقل و درک خود مقایسه می کنند  و آنگاه می پذیرند . اما مطلب مورد نظر ما آنقدر روشن و واضح است ، که بر عقل آنها نیز منطبق خواهد بود . و همگان می توانند تک تک موضوعات مورد بحث را بر خود عرضه کنند و مهر تایید بر آن بزنند. البته اگر از مسیر انصاف خارج نشوند .
روایاتی که پیرامون زن و مسایل مختلف آن در مکتب معتبر انسانی موجود می باشد بسیار است ؛ که هر کدام در موضوع خود قابل بحث و بررسی است . اما اینکه اساسا حضور زن در اجتماع و ایجاد آزادی های گوناگون به او صحیح است یا خیر ، مساله ای بسیار مهم است ، که قصد بررسی آن را داریم .
البته توجه به این نکته ضروری است که دیدگاه ما نسبت به زن ، نه آنگونه است که  بعضی او را منفور و مترود جلوه می دهند ،  و تعابیر بسیار زشتی را به او روا می دارند؛ و نه همانند آنهایی است که بیش از اندازه آن را نشان می دهند و قصد رسیدن به امیال پست حیوانی خود را دارند . بلکه ما معتقدیم که خداوند انسان را خلق کرد تا او را پرستش کند و به عظمت او پی برد .
و زن و مرد هیچکدام بر یکدیگر برتری ندارند ؛ چون حقیقت انسان جان اوست و جان انسان زن و مرد ندارد .  همانگونه که خداوند متعال می فرماید « هرکس کار شایسته ای انجام دهد ، خواه مرد باشد یا زن ، در حالی که مومن است . او را به حیاتی پاک زنده می داریم ؛ و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام میدادند خواهیم داد . » بنا براین تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد . و تنها ملاک برتری تقواست .
پس ما در مورد برتری زن و مرد سخن نمی گوییم و قصد آن را نیز نداریم که زنان را تحقیر کنیم و یا از ارزش آنها بکاهیم .
ولی این واقعیت را نیز می پذیریم که زن و مرد تفاوتهای جسمی و روحی بسیاری دارند . که این تفاوتها یک تناسب ایجاد کرده ، تا آنها یکی شوند . همانگونه کهخداوند می فرماید : «آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هردو سبب و زینت هم و هم سبب حفظ یکدیگرید )  .»
بنابر این ؛ تفاوتها ، دلیل برتری یکی بر دیگری نیستند ؛ بلکه تفاوتهای دوجانبه ای هستند ، که ایجاد یک تناسب متعادل برای رسیدن به اهداف خداوند متعال می کنند . پس اینکه گفته می شود عقل زنان در حد کمال نیست ،  در عوض احساسات و ظرافت آنان کامل است به طوری که می توانند عقل مردان را تحت الشعاء قرار دهند . و در مقابل نیز ، عقل مردان می تواند احساسات زنان را تحت الشعاء قرار دهد و ...
پس ما معتقدیم که به خاطر این تفاوت های متناسب ، حقوق و جایگاه زنان و مردان متفاوت است ، که دین آن را مشخص کرده است. یعنی وقتی می گوییم بهتر است که زن در جامعه حضور غیر ضروری نداشته باشد ؛ به این دلیل که جایگاه مشخص شده برای زنان خانه است . و این دستور ، خارج از عدالت نیست و نیز حقی از زن ضایع نگشته است . بلکه اگر در جایگاه دیگری واقع شود ظلمی بس عظیم در حق او انجام پذیرفته است .
در حال حاضر کسانی به اسم دفاع از مقام زن و اهمیت جایگاه او ، بزرگترین و مهلک ترین ضربات را بر مقام زن و اساس دین وارد می سازد . اینان فکر میکندد که هوای نفس و بدعت گذاری در دین ، سرگشته از حس آزادی و تساوی زن و مرد است ؛ در حالی که نمی دانندد که نادانند .
اسلام به هیچ وحه راضی و علاقه مند نبوده است که زن بدون ضرورت در اجتماع ظاهر شود ، و این حضور و ظهور را سرچشمه تمامی تباهی اجتماع می داند.
ما قصد آن داریم تا جایگاه واقعی زن را در جامعه مشخص کنیم ، که البته این واقعیت باعث برگرفتن آزادی و نا عدالتی در برابر مقام زن نیست . بلکه اگر به نتایج و آثار این دستورات به شکل صحیح ، دقت شود ؛ بهترین آزادی و عدالتی که از سوی زن و مقام او واگذار شده است . و این نکته نیز قابل تعمل است ، که بسیاری از تعابیر تندی که در روایات ، برای زن آمده است ؛ برای دقت نظر بیشتر در این موضوع و موضع بوده ، تا از آن غفلت نگردد و آن را به عنوان یک اصل بدون تغییر بپذیرند و بدانند که بی توجهی به این جایگاه زن و دوری او از خانه و خانواده باعث تباهی جامعه خواهد شد . و اگر این تشبیه را تنها یک مثال بدانید ، می توان گفت گه زن همانند جواهری است گرانبها که جایگاه خاصی دارد و اگر از جایگاه خود خارج شود ، از بین خواهد رفت .
البته گروهی حضور زن و انجام فعالیت های اجتماعی را مطرح می کنند ، و دائم این موضوع را ترویج می کنند که این حضور و فعالیت منافاتی با اسلام ندارد . و معمولا فرض را بر این می گذارند که خانمی با پوشش صحیح اسلامی وارد اجتماع و جامعه می شود و تمامی افراد ان جامعه نیز سر به زیر به دنبال کار خود هستند و این فعالیت  و حضور نه برای جامعه مشکل آفرین است و نه برای زن . اما اگر نیک بیندیشیم و دقت کنیم ، حق این است که هر فسادی کم کم و به مرور زمان خطر آفرین خواهد شد . وقتی زنان وارد جامعه می شوند در این جامعه چند گروه از افراد زندگی میکنند . زنهای خوب و بد ، و مردهای خوب و بد . که این امر موجب می شود تا به مرور زمان - و علاقه افراد به سرپیچی از فرمان الهی و راهنمایی شیطان - اندک اندک زن های خوب و مردان خوب نیز آلوده شوند و آن خواهد شد که اکنون در جامعه در حال وقوع است . و وقتی بلایی بیاید ، تر و خشک باهم می سوزند و دیگر نه خانواده های مذهبی در امانند و نه دیگران . پس اگر اسلام را دین حق بدانیم و باور کنیم ، باید یقین داشته باشیم که خداوند مهربان و اولیاء او بهترین راه ها را در پیش روی ما گذاشته اند و تمام توصیه هایی که به زن میکنند، به صلاح او و جامه اسلامی است .
همانند این حدیث شریف که می فرماید :
رسول گرامی اسلام از اصحاب پرسیدند خیر زنان در چیست ؟
اصحاب ندانستند چه بگویند . امیرالمومنین  به خانه رفت و سوال
یامبر را برای فاطمه بازگو کرد . حضرت فاطمه فرمودند: چرا جواب ندادید ؟ خیر آنها در این است که مردان نامحرم را نبینند ، و مردان نامحرم هم آنها را نبینند .  
بنابراین پر واضح است که آنهایی که جایگاه زن را عوض می کنند و معتقدند زن آزاد است و می تواند در جامعه حضور فعال داشته باشد . افکارشان منحرف از اسلام است و از مسیر الهی خارج شده اند .
و باید توجه داشت ، آن دسته از مردم بی اعتقادی که بر دستورهای اسلام اعتراض می کنند ، به این مقدار از بیان ها و آزادی هایی که از عده ای صادر می شود ، قانع نمی شوند .
پس چرا عده ای برای جلب نظر آنها ، می گویند اسلام مانع ورود زن در اجتماع و رانندگی کردن و فروشندگی و ... نمی شود و دستورات خانه نشینی زن را به عنوان توصیه ها و امور غیر لازم، از اسلام حذف می کنند . ولی باید بدانیم که مردم بی اعتقاد به این قدر قانع نمی شوند ؛ و دیگر بار از شما توقع دارند که تمتعات جنسی غیر از زنا را نیز حلال کنید و اگر در این مرحله نیز تسلیم شویم ، پیشنهاد خود را ادامه می دهند .
در صورتی که نص صریح قرآن کریم مجوز «حضور غیر ضروری» زن را در اجتماع نداده است . البته این استثنا نیز از ناحیه حرج است ؛ و گرنه ، ملاک و مبنای تحریم نیز وحودد دارد . پس بنابراین ، هر قدر حجاب بیشتر رعایت شود ، بهتر است . یعنی جدایی زن و مرد ، پوشش ، ترک نظر و هر چیز دیگر که انسان را از حریم مسایل جنسی دور می کند ، رجحان دارد و باید مراعات گردد. و به طور کلی ، اصل ضرورت  و احتیاج را باید در نظر گرفت ؛ و نباید این ترخیص شرعی ، بهانه ای به دست دهد که مردان و زنان نامحرم حریم را از میان بردارند و خطر برخوردهای زن و مرد را فراموش کنند . چرا که هیچ غریزه ای به سرکشی و حساسیت غریزه جنسی نیست ؛ احتیاط ها و توصیه های اسلامی - مبنی برای دور نگه داشتن زنان و مردان نامحرم - بر این اصل روانی قرار دارد . و روانشناسی و روانکاوی ، صد در صد این نظر را تایید می کند ؛ و داستانهای تاریخ نیز موید این مطلب است که گاهی یک برخورد ، یک تلاقی نگاه ، در ظرف یک لحظه ، اساس خانواده ای را متلاشی می کند . و این نکته جالب توجه است که به تقوا و ایمان در مقابل موجبات همه گناهان می توان تکیه اساسی کرد ، مگر در مورد گناهان مربوط به غریزه جنسی.
در اینجا یک سوال مطرح است ، که اگر حضور زن در اجتماع - در نظر اسلام - مبغوض و منفور است ، پس چرا آن را حلال قرار داده اند ؟ و اگر مبغوض و زشت نیست ، پس این همه نکوهش درباره آن چیست ؟
رمز این مطلب چیست ؟ آیا ممکن است چیزی به قدر یک حرام مبغوض و ناپسند باشد ولی در عین حال مباح باشد ؟
بلی . ممکن است چیزی به قدر یک حرام و بیش از بسیاری از حرام ها مبغوض باشد ، ولی به خاطر مصلحتی تحریم نشود . که اگر بخواهند مردم را از برخی کارها منع کنند ، زندگی بر آنها دشوار خواهد شد ، بنابراین از حرام نمودن ان چشم پوشیده اند ..
بهترین مثال ، مساله طلاق است ، شک نیست که طلاق از نظر اسلام ، عملی ناپسند و زشت است -تا حدی که آن را زشت ترین مباح خوانده اند . ولی در عین حال شارع مقدس حکم به تحریم طلاق نکرده است . و رمز این مساله که اسلانم حضور زن را در اجتماع بسیار زشت می داند ولی مانع آن هم نمی شود ، این است که ضرورت ، دیگر چاره از آن نیست . پس به حکم اسلام ، زن باید در جایگاه خود - که خانه و خانواده است - قرار گیرد ، تا محفوظ بماند .
نکته آخر ، اگر فرض کنیم در حق زن ، ظلم شده است و عدالت بر او منطبق نگشته ، باز دو گروه هستند که یکی بر حق عمل می کنند و دیگر ی بر باطل . توضیح اینکه ، بر فرض محال که خداوند خواسته است تا بر زن ، ظلمی روا شود و محدودیتی داشته باشد . اگر این باشد که نیست ، باز عقل سلیم حکم می کند که انسان به موجب بنده بودن و تشکر از نعمات خداوند ، امر او را اطاعت کند و با جان و دل دستور او را بپذیرد و آن را عمل نماید . نه اینکه همانند گروه باطل در مقابل خداوند عزوجل بایستد و احقاق حق کند ؛ که این ناشکری آشکار است .
شاید از سوی شما این سوال نیز مطرح شود که اگر بخواهیم این توصیه های اخلاقی را عمل کنیم ، در حال حاضر با وضع موجود اجتماع ، امکان پذیر نیست .
جواب ، بسیار روشن است . هر کاری که کم کم و به مرور زمان انجام پذیرد ، در مقابل نیز باید با آن به مرور زمان مقابله کرد .
چون اجتماع پذیرش جدیت آنی را ندارد . پس شما سعیتان را بر این قرار بگمارید که قصد اصلاح جامعه را دارید ، و هر کس خود و خانواده اش را به این عمل تشویق کند ، تا به مرور زمان ، قبح این حضور و فعالیت در جامعه گسترش یابد ؛ تا در زمانی نه چندان دور تمامی افراد جامعه - اعم از مرد و زن - حضور زن را در جامعه قبیح بدانند و هر کدام راضی به جایگاه خود باشند ؛ تا در آخرت اجر اعمال خود را ببینند .
البته برای حضور فعال زنان در جامعه ، پیشنهادی نیز مطرح است - که با اسلام نیز منافاتی نخواهد داشت - و آن اینکه زنان در جامعه به صورت گسترده فعالیت کنند و حضور داشته باشند . ( که اکنون چنین است ) و در عوض ، مردان به خاطر عدم کنترل غریزه جنسی خود و نگرانی از بروز گناه ، در خانه بمانند . و این رخداد عجیب در آخر الزمان بعید نیست

/ 0 نظر / 26 بازدید