حکمت خام

حکمت خام

 

 

َ  آخرین غصّه آدم، اولین قصّه اوست.

 

َ  از خود راضى مباش تا از خدا راضى باشى.

 

َ  از میان آوارهاى نفس و روح و قلب و دل و جان من تو را یافتم.

 

َ  اگر دلت هواى کسى کرد، شک نکن، دل مرده‏اى; عیسى، کجایى براى این دل مرده؟

 

َ  اگر طبیعت زیبا نبود، طبیعى نبود.

 

َ  اگر عقربه ساعت، برعکس بچرخد، باز هم دیر است.

 

َ  اول فکر، دوم تحقیق، سوم فکر، چهارم مشورت، پنجم فکر، ششم پیروزى.

 

َ  ایمان به دنیا ، مثل کفر به آخرت است; و ایمان در دنیا بهتر از کفر به آخرت است.

 

َ  ایمان دو قسم است، ایمان درونى و ایمان بیرونى; آن که فقط از بیرون ایمان دارد ریاکار است و آن که

فقط از درون ایمان دارد گمراه.

 

َ  بالاترین صبورى بین مردم بودن و مرد بودن است.

 

َ  بعضى چیزها یکى آن مثل هزار است و مرتکب آن تباه است، یکى دروغ و یکى خیانت.

 

َ  به کوچکى سلام کردم، جواب سلامش مرا بزرگ کرد.

 

َ  به نظر شما سالم زشت بهتر است یا خراب زیبا؟

 

َ  به نظر شما شیطان بد است که ما را گول مى‏زند یا ما بدیم که گول او را مى‏خریم.

 

َ  پیش بینى کردن در امور، سبب بهتر رسیدن به نتیجه است.

 

َ  تاجر بى‏انصاف مثل گل خرزهره است.

 

َ  حماقت ، حمایت از یخ‏زدگى است.

 

َ  حماقت عاقل را صبور باش ، ولى عقل احمق را جسور باش; زیرا اولى جبران شود و دومى خسران.

 

َ  خَر است آن که خُر او به خِر دیگرى بند شود.

 

َ  خیانت و جنایت دو برادر نامشروع‏اند، آن کس که خیانت بر دیگرى مى‏کند، جنایت بر خود کرده و آن

کس که جنایت بر دیگرى مى‏کند خیانت بر خود کرده.

 

َ  خیلى وقت‏ها فکر مى‏کنم که ماهى شاکر در حوض بهتر است یا ماهى ناسپاس در دریا.

 

َ  در مشرق به دنبال نور مى‏دویدم ، در مغرب او را در آغوش کشیدم.

 

َ  در نون‏ننگ با نان‏ننگ، نانوا یکى‏است.

 

َ  دلم به دنبال بهترى و راحتى مى‏گردد، دنیا را زیر و رو کردم نبود، شاید دنیایى دیگر.

 

َ  دنیا سه روز است ، اگر سه روزش را از دست دادى، از روز اول شروع کن.

 

َ  دوستى که تو را نخواهد، همان بهتر که خواب او را نبینى.

 

َ  دو صفت نتیجه بزرگى است; یکى راستى و یکى درستى.

 

َ  رضایت شش مرحله است:

رضایت نفس ، رضایت مردم ، رضایت ولى ، رضایت والى ، رضایت پیمبر ، رضایت خدا; و بعضى‏ها در

یک مرحله به مقصود مى‏رسند.

 

َ  روزى که در آن رضاى تو نیست، شبى است چراغان.

 

َ  ریاضت حساب و کتاب جسم است و رضایت حساب و کتاب روح; آن کس که رضایت دارد چه نیاز به

ریاضت و ریاضت بى رضایت چه سود.

 

َ  زبان بد، بدبختى است و سکوت خوب، خوشبختى است.

 

َ  زر، زورآورد; و زور، زر; واین دو وزر.

 

َ  زمین ، زمان دارد اگر تو زمین داشتى چه مى‏کاشتى.

 

َ  زنبور براى ما عسل مى‏سازد، ما براى زنبور چه مى‏سازیم.

 

َ  زن گلى است که از عطر او گل مى‏شوى.

 

َ  ستاره‏هاى آسمان را شمردم، کم بود; شاید همان مال من بود.

 

َ  سختى که راحت است، بهتر است از راحتى که سخت است.

 

َ  سعادت هر کسى رسیدن به آرزوست، آرزوى من رسیدن به سعادت است.

 

/ 0 نظر / 12 بازدید