«نصیحت انتخاباتی به روحانیون»

«نصیحت انتخاباتی به روحانیون»

ورودِ مصداقیِ روحانیت در انتخابات، به ضررِ نظام اسلامی یا حداقل به ضررِ روحانیتِ عالی مقام است. پس از اینکه روحانیونِ عالی مقام، به حمایت از یک کاندیدا، در انتخابات (مخصوصاً انتخابات ریاست جمهوری) حضور پیدا می کنند؛ از دو حال خارج نیست؛ یا شخص مورد نظر و مورد حمایت ایشان، رأی می آورد، یا وی رأی نمی آورد. در هر دو صورت، روحانیت عالی مقام بازنده هستند.

اگر شخص مورد توجه، رأی نیاورد، مقبولیت روحانیت عالی مقام در میان مردم، زیر سؤال خواهد رفت و خدشه دار می گردد؛ که این به نفع روحانیت و نظام اسلامی نیست. یا در حالت دوم، فرض کنید که شخص مورد حمایت روحانیت، رأی بیاورد. در این صورت نیز معلوم نیست فعالیت و ادامۀ کار شخصِ منتخب، به نفع روحانیتِ عالی مقام تمام شود. به طوری که روحانیت، باید چندین سال جوابگوی افعال و رفتار منتخبِ موردِ حمایت خود باشند.

این وضعیتِ باخت باخت، را در دو انتخابات ریاست جمهوریِ ایران، تاکنون تجربه کرده ایم. در یکی از انتخاباتِ ریاست جمهوری، از اعمال و رفتار و گفتارِ روحانیت معظم، مشخص شد که ایشان روی شخص مشخصی، نظر دارند. از قضا آن کاندیدای محترم، رأی نیاورد. این شکستِ انتخاباتی، جدای از آنکه مقبولیت روحانیتِ عالی مقام را زیر سؤال برد، تا مدتها، این وضعیت به وجود آمده، برای روحانیت سنگین تمام شد، به گونه ای که مجبور شدند تا چندی انفعالی رفتار نمایند؛ و محترمانه به روی خود نیاوردند که چه اتفاقی افتاده است.

در یکی دیگر از انتخابات ریاست جمهوری، دوباره از «اعمال و رفتار» و شاید گفتارِ روحانیت عالی مقام، بوی حمایت از شخص خاصی بر مشام رسید؛ به گونه ای که تمامی علاقمندان و اطرافیان روحانیتِ عالی مقام، فهمیدند که روحانیت، روی شخص خاصی نظر دارد. به گونه ای که علاقمندان روحانیت برای پیروزی آن کاندیدا فعالیت نمودند.

از قضایِ روزگار، آن شخص رأی آورد. این رأی آوردن وی همان، و هشت سال جوابگوی اعمال و رفتار وی بودن همان. این وضعیت جدید، سبب شد تا روحانیت عالی مقام، به سبب حمایتی که از کاندیدا مورد نظر نموده بودند، نتوانند از رییس جمهور ایران، انتفادِ «نیکو» کنند و مجبور شدند بسیاری از کارهای وی را با «سکوت» و یا «توجیه» و «لاپوشانی» ، رد کنند.

این رویۀ روحانیتِ معظم، باعث شد تا شخص رأی آورده، خود را «یکه تاز» میدان «سوء استفاده» ببیند؛ و از از وضعیت به وجود آمده، کمال بهره برداری را بنماید. و هر آنچه می توانست از این سکوت و توجیهِ روحانیت، سود جست.

امّا سؤال اینجاست که؛ آیا روحانیت و نظام اسلامی از حمایت «شخصی و مصداقی» کاندیدا سود جسته است؟ آیا اگر از شخصی حمایت نمی کردند (و طوری وانمود نمی نمودند که علاقمندان و اطرافیانشان، استنباط نمی کردند که روحانیت عالی مقام از شخص خاصی حمایت می کند،) دست روحانیت عالی مقام، برای ارشاد و هدایت و انتقاد در جامعه و همچنین از دولت باز نبود؟

به عقیدۀ شما، ورودِ مصداقیِ روحانیتِ عالی مقام در انتخابات به نفع نظام اسلامی و روحانیت معظم است؟

به نظر می رسد؛ رویه حضرت امام خمینی (ره) می تواند الگوی مناسبی برای عملکردِ روحانیت معظم باشد. ایشان در عمل، به گونه ای رفتار می نمودند که رأی ایشان، واقعاً و حقیقتاً، یک رأی بود؛ نه بیشتر و نه کمتر.

البته شاید برخی عقیدۀ دارند که روحانیتِ عالی مقام، از آنجا که «آگاه تر» از جامعه و مردم هستند، باید در انتخابات، مصداق مشخص کنند. این سخن اگر درست است، باید روحانیت معظم، بدون انتخابات، از این «آگاهی کامل و فراگیر خود» استفاده کنند و مستقیماً رییس جمهور را مشخص نمایند. مردم هم ان شاء الله، به این انتخاب روحانیت عالی مقام، احترام می گذارند. از سوی دیگر، با این روش، در هزینه های زیاد انتخابات، مخصوصاً انتخابات ریاست جمهوری، صرفه جویی خواهد شد.

/ 1 نظر / 37 بازدید
طاعون

کاملا موافقم . من همیشه مطالب شما رو میخونم. عالی بود.