شرح حال آیت الله مظاهری

شرح حال آیةاللَّه حسین مظاهرى

در سال 1312 ه.ش در خانواده‏اى وارسته و مذهبى متولد شده‏ام. پس از گذراندن تحصیلات غیر حوزوى، درسال 1326 ه.ش، براى تحصیل علوم دینى، وارد حوزه علمیه اصفهان شدم .

حوزه اصفهان، چنانکه مى‏دانید، سابقه کهن و درخشانى دارد و حیف که آن سابقه ارجمند با این لاحقه فعلى،هماهنگ نیست. در سال 1326، وضع حوزه علمیه اصفهان، گرچه همانند صد سال پیش نبود، ولى با وضع‏فعلى هم، تفاوت جدّى داشت.

تقریباً، از لحاظ درس و بحث، حوزه گرمى بود.

من، در مدرسه مسجد سید اصفهان، که مقبره مرحوم حجة الاسلام على‏الاطلاق، یعنى سید شفتى هم در آن‏جاست و مسجد، منتسب به ایشان است، حجره گرفتم و مشغول تحصیل شدم.

ادبیات را خدمت دو ادیب بزرگ، مرحوم حاج آقا جمال خوانسارى و حاج آقا احمد مقدس، فرا گرفتم.

سطح را خدمت حضرات آیات: خادمى، فیاض، طیب و ادیب خواندم.

منظومه حاجى سبزوارى را در محضر مرحوم آیت اللَّه مفید، خواندم. این اساتید، مردان بزرگى بودند و حق‏بسیارى هم بر ذمّه من دارند. خداوند، همه آنان را غریق رحمت خود فرماید.

در سال 1331 ه.ش به شهر مقدس قم آمدم. مقدارى از کتاب شریف مکاسب و کتاب ارزشمند کفایه را نزدمرحوم آیت اللَّه حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملى، مرحوم آیت اللَّه العظمى مرعشى نجفى و مرحوم آیت اللَّه‏حاج شیخ مرتضى حائرى تدرّس کردم و بعد، بیش از هشت سال در خدمت حضرت آیت اللَّه العظمى‏بروجردى و بیش از ده سال، در خدمت حضرت امام1 و بیش از دوازده سال در خدمت آیت اللَّه العظمى‏مرحوم داماد، خارج فقه و اصول را استفاده بردم.

اسفار ملاصدرا و شفاى بوعلى را هم از محضر بزرگوار، علامه طباطبایى فرا گرفتم. از آغاز تحصیل، مقید بودم‏تدریس هم داشته باشم. به یاد دارم که سیوطى مى‏خواندم، صمدیه را تدریس مى‏کردم از این روى، در اصفهان‏که بودم، ادبیات تدریس مى‏کردم. به حوزه علمیه قم که وارد شدم، تدریس سطح را شروع کردم اکنون هم،قریب به بیست سال است که به تدریس خارج فقه و اصول، مشغول هستم. منظومه، نهایه و قسمتهایى از اسفاررا نیز، چندین مرتبه تدریس کرده‏ام.

دوران تحصیل، آن هم در محضر این بزرگان، همه‏اش خاطره است. چند جمله‏اى راجع به مرحوم مفید بگویم،

مرحوم آیت اللَّه مفید، از فقها و فلاسفه اصفهان بود. انسان فوق العاده وارسته بود، شاگرد دوست و شاگرد پروربود. افزون بر فلسفه، خارج فقه و اصول نیز تدریس مى‏کرد.

ایشان در بید آباد اصفهان منزل داشتند، ما نیز همسایه ایشان بودیم. از آنجا، تامدرسه صدر اصفهان، مسافت‏زیادى، راه بود، هر روز در خدمت ایشان، پیاده مى‏آمدیم تا مدرسه، این توفیقى بود

اگر لطف خداوند متعال و توجهات صاحب حوزه علمیه نبود، هیچ کس توفیقى نمى‏داشت. اگر ما هم توفیقى‏کسب کرده‏ایم، به لطف خدا بوده است. در عین حال، من سعى کرده‏ام که امورى را در درس و تحصیل رعایت‏کنم که آن هم اگر انجام پذیرفته، به لطف خداوند متعال و عنایت اهل بیت: بوده است. از جمله آن امور:

1 - انتخاب اساتید خوب که نام آن بزرگواران را بردم. استاد، نقش تعیین کننده‏اى در سرنوشت انسان دارد،مرحوم علامه طباطبایى، از استادشان مرحوم حضرت آقاى قاضى، نقل مى‏فرمودند که: »اگر نصف عمر درطلب استاد بگذرد جا دارد«. 2 - انتخاب هم مباحثه خوب

3 - سعى کرده‏ام که امور دنیوى، مانع تحصیل نشود. از این روى، به لطف خدا و اعتقادى که به این راه داشته‏ام،روزانه، بیش از ده دوازده ساعت، مشغول تحصیل بوده‏ام.

4 - نظم.

استاد بزرگوار ما، حضرت امام1، افزون بر این که خود منظم بود، از این که شاگردى بى نظم به درس حاضرمى‏شد، به شدت ناراحت مى‏گردید و مى‏فرمود:

»من نمى‏گویم به درس من بیایید، ولى اگر مى‏خواهید بیایید، منظم بیایید.«

نظم، بسیار خوب است، به عمر انسان، برکت مى‏دهد. یک طلبه با نظم، بازدهى‏اش، چند برابر طلبه بى نظم‏است.

5 - خوب خواندن. این که بعضى از طلبه ده سال، بیست سال درس خارج مى‏رود، ولى به جایى نمى‏رسند، به‏خاطر این است که دروس پایه را خوب و دقیق، نخوانده‏اند، به ویژه ادبیات. طلبه، باید ادیب باشد. به این معنى‏که وقتى عبارت عربى را مى‏بیند، ناخودآگاه، آن را صحیح بخواند. همچنین سطح را باید خوب بخواند.

امام، در عین این که به فراگیرى فقه جواهرى و تمسک به روش سنتى تأکید مى‏ورید، تهذیب اخلاق و تزکیه‏نفس را هم سفارش مى‏فرمود.

بنده، پیش از آن که به حوزه بیایم، به مسائل اخلاقى و مجالس موعظه، علاقه‏مند بودم. یادم هست بچه بودم درایّام محرم، در مجالس روضه مى‏نشستم و از منبرهاى اخلاقى و مفید، بهره مى‏بردم.

پس از طلبگى، این ذوق نسبت به مسائل اخلاقى، در من تشدید شد. حضرت امام، روزهاى شروع درس وپایان درس، مطلب اخلاقى مى‏فرمود. این روزها، براى من، شادى آفرین بود. خیلى به وجد مى‏آمدم. امّا این که‏چه شد درس اخلاق شروع کردم؟ پس از تبعید حضرت امام به ترکیه، گروهى از آقایان طلاب، به بنده اصرارکردند که درس اخلاقى شروع کنم. من نپذیرفتم، زیرا خود را شایسته آن نمى‏دانستم‏و تا این که یک روز، براى

خواندن نماز ظهر به مدرسه فیضیه رفته بودم، آقایى آمد استخاره‏اى خواست. استخاره گرفتم، خیلى خوب‏آمد. فرداى آن روز، که روز پنج شنبه بود، تعدادى از طلاب آمدند که اعلامیه‏اى پخش شده که شب جمعه،درس اخلاق مى‏گویید! معلوم شد، آن استخاره روز گذشته، براى همین بوده است. گفتند: ما هرچه اصرارکردیم، شما نپذیرفتید، استخاره کردیم، خوب آمد، اعلامیه را پخش کردیم.

دیدم، در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته‏ام. ناچار شب آمدم فیضیه، در مدرس زیر کتابخانه، که محل درس‏اعلام کرده بودند، درس اخلاق شروع کردم. مدتى درس ادامه یافت. جمعیت زیادى شرکت مى‏کردند واستقبال، خیلى خوب بود. تا این که ساواک، ما را از مدرسه فیضیه بیرون کرد. به مدرسه حجتیه رفتیم، از آن جاهم ما را بیرون کردند. حسینیه ارک رفتیم. چون افراد شرکت کننده زیاد بودند، بسیارى از افراد بیرون حسینیه،در کوچه مى‏ایستادند و راه مردم مسدود مى‏شد، تصمیم گرفتیم به جاى وسیع‏ترى درس را انتقال دهیم. تا این‏که پس از تلاش بسیار برخى از طلاب، توانستیم به مسجد اعظم برویم.

پس از انقلاب هم، این درس ادامه یافت و بحمداللَّه جمعیت خوبى شرکت مى‏کرد. یک وقتى، یکى از علماى‏بزرگ مى‏فرمود: »به امام عرض کردم، فلانى درس اخلاق مى‏گوید. جمعیت زیادى شرکت مى‏کند.

امام، آن قدر خوشحال شد که سه مرتبه فرمود: »الحمداللَّه رب العالمین«. این، نشان دهنده اهتمام ایشان، به‏علم اخلاق است و لزوم برگزارى جلسات درس اخلاق.

بنابراین، درس اخلاق من، خود به خود پیش آمد و تمایل ذاتى و ذوق اخلاقى من هم، کمک کار شد که، بتوانم‏آن را ادامه دهم.

فهرست آثار منتشر شده:

اخلاق

1 - دراسات فى الاخلاق و شؤون الحمکه العلمیّه، جلد اول.

2 - عوامل کنترل غرائز در زندگى انسان، 1 جلد.

3 - جهاد با نفس. 4 جلد.

4 - اخلاق فرماندهى، 1 جلد.

5 - اخلاق در خانه، 2 جلد.

6 - اخلاق در اداره، 1 جلد.

7 - تربیت فرزند، 1 جلد.

8 - جبهه و جهاد اکبر، 1 جلد.

9 - خانواده در اسلام، 1 جلد.

10 - به سوى حق، 1 جلد.

11 - ویژگیهاى معلّم خوب، 1 جلد.

12 - شرح و تفسیر اخلاقى دعاى کمیل، 3 جلد.

13 - شرح و تفسیر اخلاقى دعاى سحر، 2 جلد.

14 - شرح و تفسیر اخلاقى مناجات شعبانیّه، 2 جلد.

اقتصاد

1 - احکام اقتصادى اسلام در مورد زمین، 1 جلد.

2 - مقایسه‏اى بین سیستمهاى اقتصادى، 3 جلد.

3 - التوازن الاسلامى بین الدنیا و الاخرده با همکارى حضرات آیات: خرازى، مصلحى، شهید سلطانى واستادى( 1 جلد

اعتقادات:

/ 0 نظر / 30 بازدید