خط استادی

خط استادی

به نام خدا

چهار سال پیش، وقتی مهدیه، با شور و اشتیاق وارد دبستان شد، نمی­دانستم که مهم­ترین سدی که باید در برابرش، برای کسب علم و دانش، با آن دست و پنجه نرم کند، یادگیری خواندن و نوشتن "خط فارسی" است.

این مشکل طاقت­فرسا و رنج­آور، برای او و همسالانش در سال دوم و سوم دبستان بسیار پیچیده­تر شد. و می توانست کم­کم موجب سرخوردگی او از دانش و علم آموزی شود .

در همان زمان، جرقه­ای در ذهنم روشن شد؛ تا این مشکل را برای او و همه بچه­های طالب دانش مرتفع کنم. البته اگر واقع­بینانه با این موضوع برخورد کنیم، مشکل خواندن و نوشتن، مختص بچه­های ابتدایی نیست؛ بلکه بزرگان، حتی در سطح اساتید دانشگاه نیز، نمی­توانند متن­هایی را فی­البداهه، مسلط و سریع، بدون غلط بخوانند و یا احیاناً بنویسند. شاید انرژی و وقت بسیار زیادی از فارسی­زبانان، بجای یادگیری محتوا و فهم علم، صرف یادگیری ابزار استفاده از منابع علمی می­شود؛ و اگر خوب دقت شود، این نوعی عقب­ماندگی است.

به هر حال، دست به کار شدم و در آثار گذشتگان منتقد به خط فارسی و نیز معاصران آن تحقیق نمودم.  نقدهای گوناگون، در حوزه­های مختلف را جمع­آوری نمودم.  با دسته­بندی اشکالات خط فارسی، می­توان حدود بیست نوع اشکال کوچک و بزرگ برای خط فارسی موجود،  برشمرد.  هر چند تا کنون  همه این اشکالات، متاسفانه نتوانستند عزم عمومی را بر تغییر خط فارسی، جزم کنند . اما در دهه­ی اخیر،  و با ورود تکنولوژی­های روز، غولی بی­شاخ و دم، ظهور نموده است، که به تنهایی و با در نظر نگرفتن اشکالات قبلی خط فارسی، می­تواند شانه­ی خط فارسی را به راحتی، زمین بمالد؛ و تاکنون نیز در این کار بسیار موفق بوده است. این غول، اکنون می­تواند دوستداران ادبیات فارسی را مخیر به دو انتخاب کند؛ یکی تغییر خط فارسی، و دیگری نابودی کلی خط فارسی.

اگر غیر متعصبانه،  به دور و اطراف خود نگاه کنیم و از لاک تحجر بیرون آییم، در زمان حال، دو دندان بلند تکنولوژی عصرجدید؛ یعنی کامپیوتر و موبایل، گردن نحیف خط فارسی را می­فشارد.

در این میان، دوستداران خط فارسی، دو دسته­اند؛ دسته­ای متعصب که نه نرمشی از خود نشان می­دهند و نه راهکاری برای این هجه در جیب خود دارند. و اگر مدیریت برخورد با این هجه به اینها، که تعدادشان نیز متأسفانه بسیار است، سپرده شود، فاتحه خط فارسی خوانده می شود. که البته تا حدود زیادی، اکنون خوانده شده است. اینان از سر بی­هنری، همیشه مخالف هر تغییری، حتی کوچک هستند. و شاید با کمی سوء ظن بتوان با یکی از نویسندگان مشهور درگذشته، هم عقیده شد، که گفته است؛  سواد برخی از مخالفان تغییر خط فارسی، به همین پیچیدگی­های خط فارسی است؛ که اگر آسان شود، دکان آن­ها بی­رونق و ارزش آنها کاسته می­گردد.

اما دسته­ای دیگر، که مادری دلسوز برای خط فارسی هستند. و من نیز همرنگ آن جماعتم، وقتی بین مرگ خط و تغییر آن، مخیر شوند، حتماً بی­درنگ تغییر را در بغل خواهند گرفت.

در حال حاضر اگر به جامعه جوان فارسی ­زبان­ها، دقت کنیم؛ برعکس جامعه میان سال و پیر، همه و همه در حال استفاده فراوان از کامپیوتر و موبایل هستند. و روزمره، با اینترنت، ایمیل، جی­میل، اس­ام­اس و ... سروکار دارند و برای بهره­گیری از آن، از خط لاتین یا حداکثر فینگلیش (نوشتن فارسی با حروف لاتین) استفاده می­کنند. خط فارسی در حال حاضر، چه بخواهیم و چه نخواهیم در حال منهدم شدن و از بین رفتن است؛ و سر در برف نگهداشتن کارساز نیست.

یکی از حدود بیست اشکال خط فارسی، این است که خطی فنی، نیست. و قابلیت استفاده مناسب در وسایل، علوم و تکنولوژی روز را ندارد. و این اشکال در حال حاضر، «چشم اسفندیار» خط فارسی است.  و اکنون می­تواند، مهم­ترین دلیل تغییر خط فارسی باشد . اما با یک جمع­بندی اجمالی، سر فصل اشکالات خط فارسی کنونی، تیتروار شامل موارد زیر است :

1- آموزش ، یادگیری و تسلط متوسط بر آن مشکل و طولانی مدت است، که حداقل چهار سال به طول می انجامد.

2- تعداد حروف الفبای آن با اشکال مختلف، به حدود 126 حرف می رسد، که بسیار زیاد است.

3- قابلیت استفاده در علوم فنی، مثل؛ ریاضی ، فیزیک، شیمی، موسیقی و کامپیوتر و نجوم و مخابرات و مهندسی پرواز و شطرنج و کنترل های عددی و ... را ندارد.

4- این خط به هیچ عنوان، فنی نیست و قابلیت همراهی تکنولوژی روز را ندارد، و انرژی زیادی از مهندسان رشته های مختلف ما را برای سازگاری حداقلی گرفته است.

5- چون مصوت ها، در داخل کلمات نوشته نمی شوند، خواندن و نوشتن کلمات، بسیار مشکل است. مثلا: کلمه "بر" را می توان به شش حالت خواند و یا کلمه "برد" را می توان به همراه تشدید با بیست و یک حالت مختلف تلفظ کرد.

6- به خاطر وجود حروف تکراری، قابلیت بسیار زیادی برای غلط نویسی دارد، به طوری که   کاربرد کلمات، در نوشتار و ادبیات فارسی مشوش شده است.

7- فقط راست نویس است و قابلیتهای چپ نویسی و بالا و پایین نویسی ندارد.

8- چون جدا نویس نیست، بسیاری از نرم افزارهای کاربردی امروز، در آن قابل تطبیق نیست.

9-  به خاطر داشتن وجود اشکال غیر هندسی، که در چهارچوب دو شکل پایه ی "دایره یا مربع" واقع نمی شوند، به کارگیری این خط در سخت افزار های الکترونیکی و ... مقدور نیست.

10-  یادگیری و آموزش  و تطبیق بین زبانی آن، برای غیر فارسی زبانان و بیگانگان، بسیار مشکل است. و قابلیت خط بین المللی شدن را ندارد.

11-  قدرت طراحی فونت های جدید غیر فانتزی، در آن محدود است.

12-  تعداد کلمات فارسی در این خط، بیش از اندازه و غیر ضروری می باشد.

13-  به خاطر عدم سهولت بکارگیری و مطابق نبودن با استانداردهای ابزار بهروری تکنولوژی، قابلیت رقابت با خط های بین المللی را ندارد، که این امر باعث رایج شدن خط های بیگانه در بین مردم و مخصوصا قشر جوان شده است.

14- عرض کلمات فارسی کم تر از عرض کلمات زبانهای دیگر است. و نیز تعداد خط های آن  در صفحه، که باعث شده، در هنگام ترجمه مقدار پاراگراف ها متفاوت از زبان های دوم شود.

15-  هزینه انتقال مخابراتی، در کارکترهای خط فارسی نسبت به (مثلا) لاتین بیشتر است.

16-  در معادل سازی کلمات لاتین به فارسی، مثلا در نام داروها، کاربرد این خط مشکل و ایجاد هرج و مرج نموده است.

17- خط کنونی قابلیت خود آموزی ندارد، یا بسیار مشکل است.

18-  به خاطر مشکلات فراوان این خط، در کاربرد عمومی، سطح سواد مردم نسبت به خط و ادبیات و زبان فارسی بسیار پایین است.

19-  خط کنونی، اختصاصی نیست، و گرایشات و هویت ملی در آن نمود ندارد.

20-  و ...

وقتی سخن از تغییر خط فارسی می­شود، برخی ناآگاهان، مغالطه­ای می­نمایند و با فریاد برآوردن و شیون و زاری، صحبت از بین رفتن «زبان و ادبیات فارسی» مینمایند؛ که وا اسفا، میراث ما منهدم شد و زبان فارسی از بین رفت و ...

آنچنان زاری می­کنند، که سعدی و فردوسی در گور می­لرزند؛ اما حتی با کمی دقت، می­توانند فهمید، که تغییر خط فارسی، آنچنان ربطی به زبان و ادبیات فارسی و از بین رفتن آن ندارد. چرا که از گذشته دور تا هزار و اندی سال پیش، چندین مرحله، این تغییر خط صورت گرفته است و اکنون زبان و ادبیات فارسی، سرزنده در دست ماست.

تقریبا در دو صده اخیر، هرکسی معایب خط فارسی را برشمرده، راهکاری برای آن ارائه ننموده است. اما بنده پس از آن جرقه، که به واسطه «مهدیه» به ذهنم خطور کرد، در صدد درمان برآمدم و با صرف وقت زیاد و انرژی فراوان، توانستم خط جدیدی، برای زبان و ادبیات فارسی ارائه کنم، که حتی الامکان همه آن معایب را برطرف نموده است.

خط استادی، ملاحظات فراوانی را تحمل کرده، که هرکدام اگر نبودند، این خط می توانست چهارچوب دیگری را به خود بگیرد. اما قبل از اینکه مخالفان، «خط استادی» را صلاخی کنند.  مزایا و ملاحظات آن را بر می شمارم؛ و پیشاپیش این نکته را مورد توجه قرار میدهم، که شکل این خط، فعلا یک پیشنهاد اولیه است و وقتی همگان و علاقمندان پیرامون آن اظهار نظر و نقادی کنند، آن را پرورش میدهم و طراحان و خطاطان  زبردست، با آرایش این اسلوب و چهارچوب ارایه شده، می توانند آن را عروسی بی همتا نمایند،  که در آن زمان، خط رسمی فارسی زبانان خواهد بود.

 مزایای خط استادی

1-   خط استادی، خطی است فنی، و قابلیت استفاده در موضوعات فنی؛ مثل فیزیک و شیمی و نیز ابزار تکنولوژی روز دنیا، مثل کامپیوتر و موبایل و ... را داراست.

2-   خط استادی، جدا نویس است. و توانایی راست نویسی و چپ نویسی و بالانویسی و پایین نویسی، را دارد. که این مزیت ممتاز، بیشتر برای اهل فن قابل درک و ارزش می باشد. 

3-   خط استادی در یک دوره حداکثر یک ساله، قابل آموزش و یادگیری برای کودکان است. و زمانی که فردی آن را یاد گرفت، تا پایان عمر در هر سطحی از مدارج علمی، می تواند از آن بهرمند باشد. و در واقع سواد و دانش یک دانش آموز ابتدایی تا یک استاد فرهیخته دانشگاهی، در خواندن و نوشتن خط فارسی، برابر است. 

4-   خط استادی، بیست و سه حرف و شش صدای نوشتاری در متن دارد. که نسبت به خط قدیم، که یکصد و بیست و شش حرف دارد، از مزایای یادگیری و استعمال بیشماری برخوردار است. در اینجا مناسب است، تذکر داده شود؛ که حذف برخی از حرف الفبای فارسی، بنا بر ملاحظاتی تحقیقی، رخ داده  است. که مفصلا در کتاب «خط استادی» توضیح داده شده و مبانی آن ذکر گردیده است.

5-      خط استادی، در نوشتن و خواندن، یکسان است. و راحت نوشته می شود و راحت خوانده خواهد شد. و به عبارتی، هر آنچه خوانده می شود، نوشته نیز می شود. بنابراین قابلیت غیر عمدی غلط نویسی و غلط خوانی، را ندارد. و همه به طور یکسان و به راحتی می توانند، «درست بنویسند» و «درست بخوانند».

6-   خط استادی،  در اسرع وقت و انرژی بسیار کم، قابل فهم و یادگیری برای غیر فارسی زبانان و بیگانگان است. و در شکل طراحی آن، شباهت و مقبولیت بین المللی لحاظ شده است.

7-   خط استادی شبیه ترین حالت به خط فارسی قدیم را دارد. که در حد امکان سعی شده تا حرکت و اشکال قدیمی در آن حفظ شود، تا برش ادراکی بین نسلی، حتی الامکان کم شود. بنابراین، ما به حفظ خط قدیم فارسی، بدون معایب آن پایبند بوده ایم.

8-   خط استادی، قابلیت نرمافزاریی دارد، که در آن می توان، متون چاپ شده ی موجود را به راحتی با خط جدید منتشر نمود. و در عرض کمترین زمان، می توانیم کلیه کتابهای قبلی  را با یک نرافزار کامپیوتری ساده  به خط جدید، منتشر نماییم. تا خلل و پرش بین خطی، میان علوم فارسی خط قدیم با خط جدید ایجاد نگردد.

9-   خط استادی، فرزند خلف ایران است. و تنها خطی است که توسط خود ایرانیان ابداء و ساخته شده است؛ چرا که فارسی زبانان در طول تاریخ هیچگاه خط اختصاصی برای خود نداشته اند.

10-  خط استادی، قابلیت مطرح شدن در سطح بین المللی را دارد؛ و اگر پشتکار علمی فارسی زبانان در آینده به حدی زیاد شود که مرکز تولید علم در دنیا شویم، این خط قابلیت ارایه این تولیدات را در بین مردم دنیا به راحتی و سرعت خواهد داشت و این پیشرفت را همراهی می کند.

11-   خط استادی، باعث تمایز زبان و ادبیات و خط عربی، از زبان و ادبیات و خط فارسی خواهد شد. و این اهمیت فوق العاده ای، در حفظ ادبیات و زبان فارسی دارد. در حال حاضر، جای شگفتی است که با این هجم وسیع هجمه زبان و ادبیات عربی به زبان و ادبیات فارسی،  عده ای بر آن چشم پوشیده اند و تنها، زبان انگلیسی را مخرب زبان و ادبیات فارسی می دانند، و بر آن همت گماشته اند.

12-   خط استادی، قابلیت نرافزاری تبدیل «عکس متون»  را به «حروفچینی کامپیوتری» داراست. و همین یک مزیت، لااقل باعث صرفه جویی در نصف عمر اساتید و دانشمندان علوم مختلف، مخصوصا دانشوران زبان و ادبیات فارسی، برای تولید دانش خواهد شد. به عبارت ساده تر از این به بعد با اسکن از یک کتاب، می توان به راحتی و در یک لحظه، متن حروفچینی شده و مصصح آن کتاب را در اختیار داشت.

 این مختصری بود از مزایای «خط استادی» که به آن اشاره شد؛ اما دو عیب کوچک نیز در این خط موجود است، که شاید بیشتر خط های دنیا به آن گرفتارند، ولی به دلایلی این معایب قابل اغماضند.

  • چون خط استادی، جدا نویس است، و در مقیاس با خط قدیم، مقدار مسافت  قرار گرفتن قلم بر روی کاغذ در زمان نوشتن، بیشتر از مقدار مسافت نوشتن با خط قدیم خواهد بود. که البته، دو ملاحظه، این نقیصه را نیز کم رنگ می کند.

اول اینکه؛ چون در دوران کنونی،  هر چه رو به جلو می رویم، نقش نوشتار دستی، کم رنگ می شود و بیشتر افراد، ترجیح می دهند با ابزار روز، مطالب خود را تایپ و حروفچینی نمایند. بنابراین این عیب نوشتن «جدا نویس» اصلا در تایپ و حروفچینی، مطرح نیست و ماشین و ابزار تایپ و حروفچینی، از جهت زمان و خستگی، برایش تفاوتی میان خط جدانویس و متصل نویس ندارد.

دوم اینکه؛ در حال حاضر چون اکثر فارسی زبان، که قشر جوان را تشکیل می دهند و در آینده ای نزدیک همه مردم فارسی زبان را در بر می گیرد، توانایی نوشتاری خط انگلیسی و برخی خطوط جدانویس دیگر کشورها  را دارند؛ و وجود این توانایی، باعث می شود که به راحتی بتوانند با نوشتن «خط استادی» نیز کنار بیایند. و در مدت زمانی کوتاه، این سختی به فراموشی سپرده خواهد شد.

 

  • عیب دوم، که در خط های دیگر نیز موجود است و تا حدودی در خط قدیم فارسی نیز موجود است، تشخیص معنایی کلمات مشابه است. چون در خط استادی، حروف تکراری وجود ندارد. معنای برخی کلمات باید در جمله، مشخص و معلوم گردد. با کمی دقت، می توان گفت که، در حال حاضر نیز برای بسیاری از کلمات خط قدیم فارسی نیز، این مشکل وجود دارد. یعنی وقتی مثلا کلمه «مهر» یا «کرم» به تنهایی نوشته شود، معنای آن مبهم و مجمل است و با هر شکل از خواندن، معنای آن در جمله تغییر می کند. و تا در جمله ای به کار نرود یا اعراب آن گذاشته نشود، نمی توان یک مفهوم را از آن جمله فهمید. در «خط استادی» نیز، مخصوصا برای کلمات عربی به کار برده شده در فارسی، این مشکل وجود دارد که کلمه، در جمله مشخصا معنادار می شود. اما به تنهایی، می تواند معانی گوناگونی را داشته باشد.

 

در پایان، نمونه ای از صفحه اول کتاب گلستان سعدی را که با «خط استادی» نوشته شده، خدمتتان تقدیم می شود. از همه بزرگان و سروران عزیز زبان و ادب فارسی، تقاضا دارم تا با دید مثبت بر این اختراع میمون بنگرند و از انتقادهای خصمانه و ناامید کننده، که نوری بر چشم انداز آینده این خط نمی تاباند، بپرهیزند. و نصیحت های خالصانه خود را بر این کمترین در اسرع وقت ارایه نمایند، تا معایب خط استادی مرتفع و مزایای آن ارتفاع یابد.

 

ان شاء الله در آینده ای نزدیک، کتابی حدود پانصد صفحه در حال انتشار است، که در ده بخش، شامل موضوعات: "اختراع خط /  انواع خط / بررسی خط کنونی/ جمع بندی و راهکارها/  باید ها و ملاحظات طراحی خط/ معرفی جامع خط استادی/ خط در آینده جهان / کتابشناسی خط" و ... می باشد.

در این کتاب  مستندات و توضیحاتی کافی و لازم، پیرامون دلایل تغییر خط فارسی و معرفی کامل خط استادی موجود است؛ و دراختیار علاقمندان قرار می گیرد تا با دقت بیشتری پیرامون تغییر خط فارسی، برنامه ریزی کنند.

 کاظم  استادی

 

/ 6 نظر / 193 بازدید
علی

پیشنهاد شما مانند افتادن از چاله در چاهه خیلی از ایرادهایی که به خط فعلی فارسی وارد کردید رفع شدند و یا قابل رفع شدن هستند بعضی از ایرادها هم اصلا قابل قبول نیستند اینکه گفتید خط فعلی فارسی 126 حرف دارد و چهار سال زمان میبرد یاد گرفته شود یک شوخی بیش نبوده و واقعیت ندارد ضمنا اگر قرار به تغییر خط فارسی باشه همون بهتر که از حروف لاتین استفاده کنیم (فینگلیش) تا با تکنولوژِی روز یکی بشیم!!!!! و هم کار ساده و راحتیه ضمنا این ایده قابل به فعلیت رسیدن را ندارد مگر عزم جدی دولت و نظام چون تغییر خط فارسی یک موضوع فراملی است و کاری است زمان بر بزودی خودم در این موضوع مطلبی را خواهم نوشت

بهمن اسلامی

یک اشتباهی که شما کردی این بود که مقاله رو با خط فارسی نوشتی و خیلی سخته فارسی رو خوندن. بخاطر همین بی خیال خوندن مقالتون شدم. امیدوارم خطتون فراگیر بشه که بتونم مقالتون رو بخونم.

سيدمهدي

بنده نيز چون شما مدت‌ها به همين موضوع فكر كردم. خط پيشنهادي شما شباهت زيادي به خط عبري معاصر دارد كه مورد استفاده اسرائيل غاصب است، لذا به دلايل استراتژيك اصلاً قابل دستيابي و حصول نيست. ضمن اين‌ كه تفاوت دايره خالي و پر در كنار حروف نيز چون كم است در سرعت زياد نوشتن قابل تشخيص نخواهد بود و در OCR هم ممكن است ايجاد مشكل نمايد. ضمن اين‌كه همان مگس معروف ممكن است كارخرابي در سوراخ‌ها كرده و حروف را تغيير دهد. فراموش نكنيد همه خط‌ها به نسخه تحريري و حروف متصل نياز دارند. وقتي جهت‌هاي انحاناهاي حروف زياد متفاوت باشد، سرعت نگارش پايين مي‌آيد. و نكته انتهايي: تغيير خط بسيار تدريجي بايد صورت گيرد، با تغييرات كوچك در حروف و در يك سير صدهاساله. تغيير ناگهاني خط براي جوامع با نرخ سواد بالا، مشكل ايجاد مي‌نمايد. موفق باشي برادر و ياعلي.

سيدمهدي

متن را به دقت مطالعه كردم، متني كه با خط استادي نگاشته شده، چند مورد غلط املايي بر مبناي مذكور دارد: نوروزي، فرموده و مانند آن‌ها به نظر مي‌رسد كه بايد با oo نوشته مي‌شد. ضمن اين‌كه حقيقتاً تشخيص ب از پ در واژه بپراكند دشوار بود. من تصوير را به اندازه‌اي كوچك كردم كه شبيه قلم تاهماي مورد استفاده در همين صفحه كامنت شود. واقعاً تشخيص دايره‌هاي خالي و پر دشوار است. يكي شدن هـ و ح و س، ص و ث نيز تشخيص معناي واژه را سخت كرده، گاهي واژگان مشابه قابل تمايز نمي‌باشند. تشكر

سيدمهدي

نكته ديگري كه خودنمايي مي‌نمايد، بحث قواعد نحوي است و آن‌چه به تركيب جمله مرتبط است. آيا بهسازي خط فارسي بايد خدماتي به خوانش جمله نيز بنمايد و به چه اندازه؟! در نمونه نگارش‌يافته شما، جايي مانند «ابر و باد و ...» همان سياق مرسوم مراعات شده كه صدا با خط متفاوت است. خوانش امروزين «ابرو بادو...» شده، ولي شما از و به جاي o استفاده كرده‌ايد. در حالي‌كه در جايي ديگر، «به كف آريو» را به صورت o نگاشته‌آيد. در هر صورت يكي از اين دو خدمت را بايد در خط نهادينه نمود؛ آيا خط بايد به رسم پيدايش خود تابع آوا باشد و به نوعي آوانگاري محسوب شود، يا استقلالي را كه امروز يافته ادامه دهد و متفاوت از گويش عمل نمايد؟ باز هم تشكر.

احمد

سلام . ایده شما بسیار زیباست . من از طایفه لر ممسنی از تیره (به کیش- Beh Kish) هستم . برخی از حروف در گویش ما، به ویژه تیره من، جایگاه دارند که با تشریح آن شاید بتوانم به شما کمک کنم 1- حرف ذال به طور مثال کلمه (بوده) در گویش ما (بیذه) نوشته می شود . در اینجا حرف ذال باید مانند th انگلیسی تلفظ شود . مثال دیگر : پونه >> پیذن >> Pithen البته در تیره رستم حرف ذال جایگاه ندارد و به جای آن حرف (ی) استفاده می شود .مانند پونه >> پی ین >> Piyen نکته دیگر کشش در حروف است که در عربی از مد استفاده می شود . در تمام گویش های پارسی، کشش در برخی کلمات وجود دارد. مانند کلمه بازار. ریشه اصلی این کلمه بهازار است . در اینجا حرف (هـ) خیلی رقیق تلفظ می شود و خیلی سریع به حرف بعد از خودش یعنی الف می چسبد . حرف (هـ) در لری برای کشش استفاده می شود .