کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
"جوهر و عرض" توهمی باطلند by: کاظم استادی

جوهر و عرض، توهمی باطل است

بی شک بسیاری از عقاید ما، ریشه در تصورات پیرامون ما دارد. انسان از کودکی با اشیاء پیرامون خود زندگی کرده و با آنها بزرگ می­شود و از وجود آنها تأثیر می­پذیرد. در گذشته، دانشمندان با توجه به همین نکته، برداشتهای مشترکی از برخی اشیاء پیرامون خود داشته­اند؛ و این برداشتها را نسل به نسل به هم منتقل نموده­اند. این باورها، از آنجایی که به ظاهر، دارای تطبیق خارجی و مثالهای ملموس بوده است، بسیار یقینی و غیر قابل خدشه به نظر می­رسند.

یکی از موضوعات و مفاهیمی که در اغلب نوشته­ها و گفتار فلاسفه، مطرح است؛ بحث جوهر و عرض است. این بحث بسیار کلیدی است و به طبع آن، موضوعات و مفاهیم دیگر فلسفی، فهمیده و پی­ریزی می­شوند. به طوریکه اگر مفهوم جوهر و عرض، از فلسفه جدا شود، بسیاری از موضوعات فلسفی یا فهمیده نمی­شوند و یا ابتر می­مانند.


همانگونه که در ابتدا اشاره شد، وقتی انسان به پیرامون خود توجه می­کند، اشیایی را ملاحظه می­کند و به تناسب این دریافتها، مفاهیمی را برای خود تبیین می­کند. شاید بسیاری از موضوعات فلسفی، برداشت معکوس از مثالهای بیرونی است؛ به طوری که این موضوعات، شروع ابتدایی عقلی نداشته­اند، بلکه امثله­ای و شاهدهایی عرفی و پیرامونی بوده­اند، که توسط انسانها رنگ و بوی عقلی گرفته­اند. اگر در کتب فلسفی دقت شود، جای جای آن، برای تفهیم مطالب، از مثال­های ملموس خارجی استفاده می­شود تا به وسیله آن، موضوعات مطرح شده برای شنونده و خواننده، استحکام عقلی پیدا کنند. و شاید بدون توجه به آن امثال عرفی، آن مفهوم، خوب فهمیده نشود. که در اغلب موارد نیز اگر در مثال مناقشه شود، گفته خواهد شد، که این مثال است. اما باید توجه داشت که تکرار همین مثالها در بسیاری از موارد، سازنده برخی مفاهیم عقلی هستند، که توانسته­اند قرنها فکر بشر را از مسیر اصلی خود منحرف نمایند.

پیشرفت­های بشر, عقاید بسیار محکم و سابقه داری را پوچ و باطل نموده، که اگر این پیشرفتهای تجربی نبودند، هنوز ما انسانها، زمین را مرکز عالم قلمداد می­کردیم.

از بحث خودمان دور افتادیم. بحث ما جوهر و عرض است. دانشمندان در طول سالها با توجه به اشیاء پیرامونی خود, این گونه دریافتند که ما می­توانیم دو مفهوم "جوهر و عرض" داشته باشیم.

مثلاً، وقتی انسان به شیئی به نام "میز" توجه می­کند، این شیء چه سفید باشد یا سیاه چه سه پایه باشد و چهار پایه و چه کوچک باشد و چه بزرگ و بسیاری چه­های دیگر، باز میز است. بنابراین میز جوهری است جسمانی که دارای اعراضی است که این اعراض می توانند متغییر باشند و اصلاً عرضی, عرض است چون قائم به خود نیست و برای وجود خود به جوهری نیازمند است.

برای اینکه دقیقا موضوع روشن شود لازم است مفهوم جوهر و عرض طبق نظر عموم فلاسفه تبیین شود

در فلسفه مقولات بر اجناس عالیه ای اطلاق می شود که با تحلیل ذهنی, همه ماهیات بدانها منتهی می گردد.

حکمای مشاء مقولات را ده مقوله دانسته اند که عبارتند از: جوهر, کم, کیف, وضع, این, متی, جده, اضافه, فعل و انفعال. این تعداد مبتنی بر استقراء است وگرنه برهانی بر آن اقامه نشده است که عقلا ثابت کند غیر از مقلات یاد شده, مقوله دیگری که اعم از همه یا بعضی از آنها باشد وجود ندارد. البته برخی از فلاسفه عقیده دارند که مقولات چهارتاست, چون مقولات نسبی را یک مقوله به شمار آورده اند بدین ترتیب مقولات عبارتند از: جوهر, کم, کیف, نسبت و برخی فلاسفه غربی مقولات را دوازده تا شمرده­اند که البته در بحث ما تعداد مقولات هرچه باشد تأثیری ندارد. چون حداقل همه به طبق این موضوع, جوهر و عرض را قائلند.

اما منظور از جوهر, ماهیتی است که در تحقق خود نیازمند موضوع نیست. و منظور از عرض هر موجودی است که محتاج موضوعی است. و می­دانیم که هر حالی متکی و نیازمند محل است و گاهی محل نیز نیازمند حال است و گاهی چنین نیست. اگر محلی نیازمند حال نباشد به چنین محلی، موضوع می­گویند و به حال، عرض.

پس از تبیین اجمالی عقیده فلاسفه از جوهر و عرض, حال نوبت اشکال است. آنچه مسلم است این است که حکما و فلاسفه در گذشته، اشرافی به ریز موجودات به طور مشخص نداشته اند و ارتباط و فهم آنها همه بر اشیاء بزرگ، تسلط داشته است. در حال حاضر همه می دانیم که کوچکترین موجودات طبیعی که به صورت عادی و غیر آزمایشگاهی در طبیعت یافت می شوند عناصر هستند. عناصر تشکیل دهنده ملکوها و ملکولها نیز تشکیل دهنده اشیاء بزرگترند.

اگر به عناصر کشف شده تاکنون توجه کنید. خواهید دید که آن قائده فلاسفه در آنها جاری نیست. یعنی هیچ عنصری دارای جوهر و عرض نمی باشد. اگر به یک عنصر آهن مثلا توجه کنید. این عنصر در آن واحد هم جوهر است و عرض و نه جوهر است و نه عرض. یعنی مفهوم جوهر و عرض در آن بی معنی است.

عنصر آهن اندازه­ی مشخصی ندارد که نمی­توان آن را تغییر داد و اگر تغییر کند دیگر آهن نیست. این عنصر رنگی دارد که نمی­توان آن را تغییر داد و اگر تغییر کند، آهن نیست. این عنصر جرمی دارد که نمی­توان آن را تغییر داد و اگر تغییر کند، آهن نیست. آهن وقتی آهن است، که تعداد مشخص الکترون و پروتون و نیز نترون داشته باشد. و  به طور مشخص می­توان آن را تعریف کرد و هر تغییری در این تعریف، آهن را غیر آهن می­کند.

در صورتی که مثلا میز، می­تواند هزار تغییر داشته باشد، اما همچنان میز باشد. همانگونه که هزاران سال پیش تا کنون میز تغییرات زیادی کرده است و همچنان همیشه میز بوده است. و جالب اینکه اینگونه  اشیاء را نمی­توان تعریف نمود، چه تعریف حدی و چه تعریف رسمی. مثلا اگر کسی بگوید میز سطحی چهارگوش است که چهار پایه دارد. این تعریف شامل میز دایره و سه پایه نمی­شود. اگر بگوید میز سطحی است که می­تواند از یک پایه تا هزاران پایه داشته باشد. آنوقت سطح زمین نیز همین مشخصات را دارد و می­تواند میز باشد برای یک نقاش . این روش را ادامه دهید تا ...

نکته مهم اینجاست که اشیاء پیرامون حکمای گذشته، همه اشیاء بزرگ بوده اند و تشکیل یافته از مولکولها و عناصر مختلف، که جمع و تفریق این مولکولها وعناصر برای آنها ایجاد توهم نموده است؛ به صورتی که مثلاً یک میز وقتی رنگ به آن اضافه میشود در واقع شیء هندسی است که عناصر جدیدی به آن انضمام پیدا کرده است. یعنی این تغییرات در اشیاء، که اعراض از آن فهمیده شده است، همه تغییرات انضمامی هستند. اگر میز کوچک و بزرگ باشد. اگر میز سنگین یا سبک باشد . اگر میز سفید یا سیاه باشد ، همه اینها تغییرات انضمامی هستند. و در حقیقت جوهر وعرض نامیدن آنها بی معنی است. در اینجا شاید اشکال شود که اگر جوهر و کم و کیف نداریم یا فرض کنیم که آنها واحدند و یک چیز. اما نمی­توان مقوله "نسبت" را نادیده گرفت. در جواب باید گفت که نسبت در اساس وجود نیست و انتزاع عقلی است همانند بالایی و پایینی که اینها توهمات ذهنی هستند که وجود خارجی ندارند. و در آن واحد هم هستند و هم نیستند و اگر خوب دقت شود ، نمی­توان آنها را عارض بر اشیاء دانست بلکه بشر تنها برای گذراندن زندگی، مجبور به انتزاء این توهمات است. یعنی مثلا؛ انسان به دیگری باید بگوید این کتاب را به طرف آسمان میز قرار بده یا به طرف زمین میز قرار بده، اما می­گوید این کتاب را روی میز بگذار یا زیر میز. چرا که نسبت احتیاج به دو مفهوم دیگر دارد تا خود مفهوم گردد. به این ترتیب که ما برای نسبت دادن الزاماً سه مفهوم باید داشته باشیم نه دو مفهوم. و جمله روی میز به تنهایی بی معنی است . و در واقع در این جمله سه مفهوم آسمان، میز، طرف آسمان میز، داریم. و اگر گفته شود آسمان و زمین خود نیز مبداء و منتها نیستند، صحیح است و آنها نیز خود مبداء و منتهایی دارند.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩٠/٥/٢۸

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی