کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
نتایج ترور حسنعلی منصور by: کاظم استادی

صفیر منفی‌ گلوله‌ بخارایی‌

 گلوله‌ محمد بخارایی‌ و دو همکارش‌، در مقابل‌ نتایج‌ مثبتی‌ که‌ داشت‌ و همه‌ موقتی‌ و کوتاه‌ مدت‌ بودند، نتایج‌ منفی‌ کوتاه‌ مدت‌ و بلند مدت‌ دیگری‌ نیز به‌ دنبال‌ داشت‌ ، از آن‌ جمله‌:

 1ـ اعدام‌ و کشته‌ شدن‌ چهار نفر جوان‌ مسلمانِ مؤمن‌، در برابر ترور یک‌ نفر، که‌ البته‌ این‌ یک‌ نفر نقش‌ مؤثری‌ نیز (به‌ صورت‌ استقلالی‌) در بروز تحولات‌ سیاسی‌ ایران‌ از خود نداشت‌، و به‌ نوعی‌ ابزار آمریکا بود.

 آقای‌ مقصودی‌ می‌گوید: در آن‌ واقعه‌، آقای‌ لاجوردی‌ آمدند و گفتند می‌خواهیم‌ منصور را بزنیم‌، آماده‌ای‌؟ من‌ هم‌ به‌ ایشان‌ عرض‌ کردم‌ منصور یک‌ مهره‌ است‌. فایده‌ای‌ ندارد؛ جز اینکه‌ نیروهایمان‌ هدر بروند. اگر شاه‌ را در نظر دارید، من‌ آمادگی‌ دارم‌. ولی‌ آنها با توجه‌ به‌ بررسی‌هایی‌ که‌ کرده‌ بودند، قصد داشتند منصور را بزنند.

 2ـ دستگیری‌ و زندانی‌ شدن‌ (و احیاناً شکنجه‌شدن‌) اعضای‌ درجه‌ یک‌، درجه‌ دو و درجه‌ سه‌ مؤتلفه‌، از چند هفته‌ تا 13 سال‌.

 3ـ دستگیری‌ و زندانی‌ شدن‌ (و احیاناً شکنجه‌شدن‌) تعداد زیادی‌ از افراد عادی‌ و غیر مرتبط‌ با این‌ جریان‌.

 آقای‌ بادامچیان‌ در خاطرات‌ خود می‌گوید: این‌ برادر  ] علی‌ فتوگرافی‌ [  بی‌گناه‌، حدود چهار ماه‌ در زندان‌ ماند و سپس‌ که‌ مرا در سال‌ چهل‌وسه‌ دستگیر کردند، باز احتیاطاً او را گرفتند و دوباره‌ چهار ماه‌ و نیم‌ زندان‌ کشید. و این‌ یکی‌ از خاطرات‌ جالب‌ من‌ است‌ و طبعاً از خاطرات‌ جالب‌ خود این‌ برادر خوب‌ و بدشانس‌ یا خوش‌ شانس‌.

 در برخی‌ اسناد اسامی‌ بازداشت‌ شدگان‌ به‌ این‌ شرح‌ است‌:

 محمدهادی‌ امانی‌همدانی‌، سعید امانی‌همدانی‌، مهدی‌ زارع‌حسینی‌، علی‌ اعظم‌ حاج‌بابا، حسین‌ دانشپورمقدم‌، اکبر فرهادیار، عزیزاله‌ دواتگر، علی‌اصغر حاج‌بابا، کاظم‌ سعدیه‌، علی‌اصغر صفارهرندی‌، رضا صالحی‌، عباس‌ زارع‌حسینی‌، محمد دلیل‌دیدار، عبدالله‌ پارساپور، غضنفر یمینی‌شریف‌، اکبر هاشمی‌رفسنجانی‌، علی‌ فتوگرافی‌، حسین‌ مدتی‌، حسین‌ مافی‌نژاد، سید محسن‌ امیرحسینی‌، مرتضی‌ محمدحسین‌تجریشی‌، علی‌اکبر قرائیان‌، اصغر جودی‌(معمار)، سید محمود حسینی‌، علی‌ باقری‌، ابوالقاسم‌ رفیعی‌، فداقی‌، متبحری‌، ابراهیم‌ حسینی‌، باقر پیرهادی‌، حاج‌باقر آهن‌فروش‌، هاشم‌ هاشمی‌، فلاح‌، محمد علی‌ دیدار، مرآتی‌، انصاری‌، فراتی‌، جورابچی‌، گلپایگانی‌ مصطفایی‌، عباس‌ نوشاد، علی‌اکبر فرائیان‌، حسین‌ مصدقی‌، و عده‌ زیاد دیگری‌، که‌ از چندین‌ ساعت‌ تا چندین‌ روز بازداشت‌ و بازجویی‌ شدند. مثلاً در تاریخ‌ 13/12/43 طبق‌ اسناد ساواک‌ سی‌نفر بازداشت‌ شدند.

 4 ـ اذیت‌ و آزار خانواده‌های‌ مرتبط‌ با مؤتلفه‌ و خانواده‌های‌ بسیاری‌ دیگر، توسط‌ رژیم‌ و احیاناً بروز مشکلات‌ خانوادگی‌ بین‌ اعضای‌ خانه‌.

 مرحوم‌ حاج‌ سعید امانی‌ می‌گوید: در پی‌ اعدام‌ انقلابی‌ حسنعلی‌ منصور برای‌ خانواده‌ ما مشکلاتی‌ ایجاد شد ـ برادرم‌ هادی‌ را گرفتند ـ پس‌ از مدّتی‌ ساواکیها خانة‌ ما را تصرّف‌ کردند و اجازه‌ ورود یا خروج‌ به‌ کسی‌ نمی‌دادند. این‌ وضع‌ تا مدّتی‌ ادامه‌ داشت‌ ـ مدّتی‌ گذشت‌ بازپرسی‌ شدیم‌ ـ در کمیته‌ مقداری‌ ما را کتک‌ زدند ـ بعد از تقریباً چهل‌ روز ما را آزاد کردند ـ از نظر مادی‌ خیلی‌ به‌ ما خسارت‌ خورد. ما بعد از چهل‌ روز که‌ آمدیم‌ رشتة‌ کار و زندگی‌ از دستمان‌ رفته‌ بود. مردم‌ آن‌ زمان‌ هم‌ فرهنگشان‌ با این‌ کارها نمی‌ساخت‌. بعضی‌ وقتها مثلاً به‌ کسی‌ که‌ از کنار ما رد می‌شد سلام‌ می‌دادیم‌، اصلاً جوابمان‌ را نمی‌داد ـ پس‌ از شهادت‌ حاج‌ صادق‌، هرگاه‌ در جمعیتی‌ شرکت‌ می‌کردیم‌ ما را احضار می‌کردند و توضیح‌ می‌خواستند که‌ کجا می‌روید چه‌ کاری‌ می‌کنید.

 آقای‌ هاشم‌ امانی‌ می‌گوید: «من‌ نزدیک‌ به‌ 13 سال‌ در زندان‌ بودم‌ و زندگی‌ام‌ به‌ کلی‌ به‌ هم‌ ریخته‌ بود.»

 5ـ از هم‌ پاچیده‌شدن‌ سازمان‌ «مؤتلفه‌» که‌ تازه‌ داشت‌ بازوی‌ قوی‌ مبارزات‌ سیاسی‌ و مردمی‌ امام‌ خمینی‌(ره‌) می‌شد؛ و توانسته‌ بود ارتباط‌ امام‌ با مردم‌ را در مناطقی‌ تسریع‌ بخشد.

 آقای‌ عزت‌ شاهی‌ در خاطرات‌ خود می‌گوید: برای‌ این‌ کار  ] مبارزه‌ مسلحانه‌ [  هنوز افراد توجیه‌ نشده‌ بودند، اعضا هنوز آمادگی‌ این‌ کار را نداشتند، به‌ همین‌ دلیل‌ وقتی‌ اینها را گرفتند و تعدادی‌ را اعدام‌ و عده‌ای‌ را هم‌ زندانی‌ کردند، بقیه‌ افراد دوام‌ نیاوردند و تشکیلات‌ از هم‌ پاشید. آنهایی‌ که‌ در مسیر ماندند یه‌ کارهای‌ فرهنگی‌ ـ خدماتی‌ روی‌ آوردند و محافظه‌ کاری‌ پیشه‌ کردند، برخی‌ هم‌ به‌ تجارت‌ کشیده‌ شدند، تعدادی‌ هم‌ به‌ زندگی‌ عادی‌ و معمولی‌ خود بازگشتند. عده‌ای‌ هم‌ دنبال‌ کارهای‌ مانند درست‌ کردن‌ مدرسه‌، بیمارستان‌ و کمک‌ به‌ ایتام‌ و از این‌ قبیل‌ امور روی‌ آوردند و تعدادی‌ هم‌ تا سال‌های‌ پایانی‌ رژیم‌ شاه‌ به‌ گروه‌هایی‌ مثل‌ سازمان‌ مجاهدین‌ خلق‌ و گروه‌ حزب‌الله‌ کمک‌ مادی‌ می‌نمودند و از شرکت‌ مستقیم‌ در فعالیت‌ها و حرکت‌های‌ سیاسی‌ دوری‌ می‌کردند، به‌ این‌ ترتیب‌ دیگر گروهی‌ به‌ نام‌ مؤتلفه‌ تا زمان‌ حیات‌ رژیم‌ شاه‌، وجود خارجی‌ نداشت‌.

 حاج‌ حبیب‌ الله‌ شفیق‌ در مصاحبه‌ای‌ می‌گویند: بعد از ترور منصور و بازداشت‌ و اعدام‌ بعضی‌ دوستان‌ که‌ خودش‌ ماجرایی‌ مفصل‌ داشت‌، سال‌ چهل‌ و پنج‌ از زندان‌ آزاد شدم‌. سال‌های‌ سختی‌ بود. با تنگ‌ شدن‌ فضا ما به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدیم‌ که‌ دیگر مثل‌ گذشته‌ نمی‌توانیم‌ کار نظامی‌ یا سیاسی‌ به‌ آن‌ شکل‌ انجام‌ بدهیم‌. این‌ شد که‌ تصمیم‌ گرفتیم‌ محور کارهایمان‌ را کار فرهنگی‌ قرار بدهیم‌. در جلساتمان‌ محور کارهای‌ جدید را تعریف‌ کردیم‌.

 حجة‌الاسلام‌ و المسلمین‌ هاشمی‌رفسنجانی‌ عقیده‌ دارد که‌: فکر جنگ‌ مسلحانه‌ ابتدا در مؤتلفه‌ قوی‌ بود، اما پس‌ از ضربه‌ای‌ که‌ به‌ علت‌ ترور منصور به‌ آنان‌ وارد شد، تقریباً این‌ اندیشه‌ از میان‌ رفت‌، چرا که‌ از آن‌ ماجرا چنین‌ نتیجه‌ گرفتند که‌ « با عملیاتی‌ کوچک‌، ضربه‌ای‌ بزرگ‌ به‌ جریان‌های‌ سیاسی‌ وارد می‌شود.

 6ـ ایجاد رعب‌ و وحشت‌، پس‌ از دستگیری‌ و اعدام‌ عاملین‌ ترور، بین‌ انقلابیون‌ و خانواده‌های‌ آنها و به‌ طبع‌ آن‌ دوری‌ مردم‌ از مبارزات‌ سیاسی‌ شاخص‌ تا چندین‌ سال‌ بعد.

 حضرت‌ امام‌ با دورنگری‌ و فارغ‌ از احساسات‌ انقلابی‌، وقتی‌ گروه‌ حاد را از اقدامات‌ مسلحانه‌ نهی‌ کردند، به‌ این‌ گروه‌ توصیه‌ نمودند که‌:

 غیر خودش‌  ] شاه‌ [  مصلحت‌ نیست‌؛ اگر کسی‌ از درجات‌ بعدی‌، حتی‌ نخست‌وزیر کشته‌ شود، اینها سعی‌ می‌کنند این‌ را وسیله‌ای‌ کنند، همه‌ مبارزین‌ را بکوبند و سعی‌ می‌کنند که‌ فردی‌ خشن‌تر بیاورند.»

 با مراجعه‌ به‌ وقایع‌ تاریخ‌ انقلاب‌ ایران‌، به‌ خوبی‌ مشهود است‌ که‌ از اوائل‌ سال‌ 45 تا اواخر سال‌ 1356 انقلاب‌ مردمی‌ و اسلامی‌ به‌ واسطه‌ جو حاکم‌ پس‌ از حرکت‌های‌ مسلحانة‌ مؤتلفه‌ و گروه‌ منصورون‌، در رکود به‌ سر برد؛ یعنی‌ اگر واقع‌بینانه‌ تحلیل‌ کنیم‌، ممکن‌ است‌ که‌ گفته‌ شود: 12 سال‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ به‌ تأخیر افتاد.

 شهید عراقی‌ می‌گوید: بعد از جریان‌ شهادت‌ مرحوم‌ نواب‌ و آن‌ خفقانی‌ که‌ توسط‌ حکومت‌ نظامی‌ و بعد هم‌ سازمان‌ امنیت‌ که‌ سرتاسر شریان‌ مملکت‌ ما را می‌گیرد، هیچ‌ گروهی‌، هیچ‌ سازمانی‌، هیچ‌ تشکیلاتی‌ به‌ طور کلی‌ اگرچه‌ زیر خاکستر بودند، در رو جلوه‌ای‌ نداشتند، حرکتی‌ نمی‌توانستند بکنند.

 و در دوره‌ دوم‌؛

 1/11/1343 ترور حسنعلی‌ منصور توسط‌ بخارایی‌.

 21/1/1344 ترور ناموفق‌ شاه‌ توسط‌ شمس‌ آبادی‌

 پس‌ از این‌ دوران‌ نیز، حدود 12 سال‌ نتیجه‌ مبارزات‌ سیاسی‌ مردمی‌ به‌ تأخیر افتاد.

 7ـ تغییرِ مهرة‌ مزاحمِ شاه‌ با مهره‌ای‌ که‌ سگِرامِدربار به‌ حساب‌ می‌آمد و تا پیروزی‌ انقلاب‌ یعنی‌ 13 سال‌ نخست‌ وزیر ماند.

 رزم‌آرا و منصور هنگام‌ صدارت‌ کشته‌ شدند. شاه‌ از هر دو، منتهی‌ به‌ دلایل‌ مختلف‌ وحشت‌ داشت‌، و آنطور که‌ سوابق‌ امر نشان‌ می‌دهد از نابودی‌ هر دو نیز خشنود شد. تحلیل‌گران‌ خارجی‌ عقیده‌ داشتند، همانگونه‌ که‌ در سال‌ 1340 شرایط‌ به‌ گونه‌ای‌ بود که‌ شاه‌ چاره‌ای‌ نداشت‌ جز اینکه‌ نخست‌وزیر «مورد نظر واشنگتن‌» دکتر علی‌ امینی‌ را برگزیند، اینک‌ در مورد حسنعلی‌ منصور، به‌ مراتب‌ ناتوان‌تر بود و علت‌ آن‌ تشخیص‌ «آمریکا» است‌، چون‌ کارائی‌ و خدمتگزاری‌ منصور، خیلی‌ بیش‌ از شخص‌ شاه‌ ارزیابی‌ شده‌ بود... گفتنی‌ در این‌ زمینه‌ها بسیار است‌، ولی‌ یک‌ مطلب‌ قطعی‌ شد و آن‌ این‌ که‌ حسنعلی‌ منصور دیگر رقیب‌ شاه‌ در اجرای‌ اوامر آمریکا نبود. و این‌ شاه‌ بود که‌ خود، رأساً این‌ وظیفه‌ را بعهده‌ گرفت‌ ـ البته‌ با به‌ کارگیری‌، رئیس‌ دفتری‌ به‌ نام‌، امیر عباس‌ هویدا، که‌ در آن‌ روز به‌ زعم‌ «رجال‌» محللی‌ بود برای‌ پیدا کردن‌ یک‌ «نخست‌وزیر» واقعی‌، اما این‌ «محلل‌» صاحب‌ طولانی‌ترین‌ زمان‌ نخست‌وزیری‌، در تاریخ‌ مشروطیت‌ ایران‌ شد. از ششم‌ بهمن‌ 1343 تا 15 مرداد 1356 یعنی‌ 12 سال‌ و 6 ماه‌ و 12 روز...

 هویدا در حقیقت‌ مجری‌ سیاستهای‌ خائنانة‌ دشمنان‌ اسلام‌ و ایران‌ در طول‌ سالهای‌ 43 تا 56 بود. از خصوصیّات‌ هویدا این‌ بود که‌ از خود هیچ‌گونه‌ اصالت‌ و ابتکاری‌ نداشت‌ و مطیع‌ محض‌ اوامر دربار و توجیه‌ کنندة‌ دائمی‌ سیاستهای‌ شاه‌ بود. وی‌ بازیگر اوّل‌ نمایشنامه‌ای‌ بود که‌ آمریکا می‌نوشت‌ و شاه‌ آن‌ را کارگردانی‌ می‌کرد و نمایش‌ آن‌ سیزده‌ سال‌ ادامه‌ داشت‌.

 8ـ کمونیست‌ و بی‌دین‌ شدن‌ برخی‌ از اعضای‌ مؤمن‌ مؤتلفه‌ در زندان‌، همانند آقای‌ عباس‌ مدرسی‌فر.

 آقای‌ بادامچیان‌ می‌نویسد: «... در جریان‌ اعدام‌ انقلابی‌ حسنعلی‌ منصور به‌ حبس‌ ابد محکوم‌ و در زندان‌ منحرف‌ گشته‌، کمونیست‌ گردید و سپس‌ باز مسلمان‌ شد اما جزو منافقین‌ شد و اکنون‌ نیز جزو آنها می‌باشد و فراری‌ است‌.»

 9ـ امنیتی‌ و پلیسی‌ شدن‌ فضای‌ عمومی‌ جامعه‌. و به‌ طبع‌ آن‌ کند و سخت‌ شدن‌ فعالیتهای‌ سیاسی‌ انقلابیون‌ و توده‌های‌ مردم‌ پیرو حضرت‌ امام‌ خمینی‌.

 چرا که‌ پس‌ از کشته‌ شدن‌ منصور، ارتشبد نصیری‌ در 10 بهمن‌ 1343 در دولت‌ اول‌ امیرعباس‌ هویدا به‌ سمت‌ معاونت‌ نخست‌ وزیر و رییس‌ سازمان‌ اطلاعات‌ و امنیت‌ کشور(ساواک‌) منصوب‌ شد. ساواک‌ در دوران‌ نصیری‌ به‌ اوج‌ خشونت‌ و سرکوب‌ مخالفان‌ گرایش‌ یافت‌. تیم‌ سه‌ نفره‌ نصیری‌ ، ثابتی‌ و معتضد، از ساواک‌، یک‌ سرویس‌ امنیتی‌ خشن‌ و بی‌رحم‌ به‌ وجود آوردند. به‌ موجب‌ اسناد لانه‌ جاسوسی‌، نصیری‌ در تمامی‌ مناصب‌ عمده‌ خود در ارتش‌، گارد شاهنشاهی‌، شهربانی‌ و ساواک‌، در زمینه‌ مسایل‌ امنیتی‌، فردی‌ محافظه‌ کار بود و ترجیح‌ می‌داد به‌ جای‌ رسوخ‌ در میان‌ گروه‌های‌ مخالف‌ و پی‌ بردن‌ به‌ اهداف‌ و روش‌هایشان‌، آنان‌ را یکباره‌ سرکوب‌ و نابود کند.

 جمیز بیل‌ در مورد پیامدهای‌ هلاکت‌ منصور گفت‌ است‌:

 سوء قصد به‌ منصور بلافاطله‌ منجر به‌ تغییرات‌ عمده‌ در سازمانهای‌ امنیتی‌ و پلیسی‌ کشور گردید. تغییر اصلی‌، تصمیم‌ شاه‌ مبنی‌ بر جایگزین‌ نمودن‌ سپهبد «نعمت‌ الله‌ نصیری‌» به‌ جای‌ «حسن‌ پاکروان‌» به‌ عنوان‌ رییس‌ ساواک‌ بود.

 پاکروان‌ که‌ فردی‌ میانه‌ رو و آرام‌ بود، جانشین‌ تیمور بختیار که‌ بی‌رحم‌ بود، شده‌ بود. جانشینی‌ نصیری‌ به‌ جای‌ پاکروان‌، نمایانگر بازگشت‌ روزهای‌ بختیار و حتی‌ روزهای‌ بدتر از آن‌ بود. نصیری‌ یک‌ افسر کاملاً بی‌رحم‌ و وحشی‌ بود ... سر لشکر «محسن‌ مبصر» که‌ در اجرای‌ مجازاتها تندرو بود، جانشین‌ نصیری‌ به‌ عنوان‌ رییس‌ پلیس‌ شد ... سرهنگ‌ «عبدالعظیم‌ ولیان‌» یک‌ افسر ارتشی‌ که‌ با پلیس‌ و ساواک‌ در ارتباط‌ بود، به‌ عنوان‌ رییس‌ سازمان‌ اطلاحات‌ ارضی‌ معرفی‌ شد. گماردن‌ یک‌ ساواکی‌ در مقام‌ ریاست‌ این‌ برنامه‌ اصلاحاتی‌، از چشم‌ مردم‌ پنهان‌ نماند.

 10ـ ترور منصور در آن‌ زمان‌ و شرایط‌ و جو به‌ وجود آمده‌ از آن‌ واقعه‌، باعث‌ شد که‌ برخی‌ از همفکران‌ بخارایی‌ در نهضت‌ آزادی‌ ایران‌، در غیاب‌ سران‌ این‌ جمعیت‌، مصمم‌ به‌ تأسیس‌ گروهی‌ مسلحانه‌ شوند. چند ماه‌ پس‌ از اقدام‌ بخارایی‌، «سازمان‌ مجاهدین‌ خلق‌» توسط‌ سه‌ نفر از جوانان‌ رادیکال‌ نهضت‌ آزادی‌ تأسیس‌ شد. که‌ منجر به‌ تولد جریان‌هایی‌ مسلحانه‌ در کشور تا به‌ امروز شده‌ است‌.

  واکنش‌ حضرت‌ امام‌ به‌ محاکمات‌

 نکته‌ قابل‌ توجه‌ اینکه‌، حضرت‌ امام‌ خمینی‌ هیچ‌گونه‌ حمایتی‌ از این‌ متهمین‌ در قبل‌ و پس‌ از انقلاب‌ به‌ عمل‌ نیاوردند. مضافاً به‌ این‌ که‌ در سندی‌ از جلسات‌ مؤتلفه‌ در خرداد سال‌ 45 آمده‌ است‌: اخیراً اشخاصی‌ که‌ در نجف‌ با آیت‌الله‌ خمینی‌ ملاقات‌ کرده‌اند همگی‌ از ایشان‌ خواستند که‌ اقداماتی‌ در مورد آزادی‌ زندانیان‌ به‌ عمل‌ آورد و حتی‌ اعلامیه‌ای‌ هم‌ در این‌ مورد منتشر کند. آقای‌ خمینی‌ خیلی‌ ناراحت‌ شد و به‌ آنها گفت‌: این‌ تقاضایی‌ را که‌ از من‌ دارید، بروید به‌ روحانیونی‌ که‌ در ایران‌ آزاد هستند بگویید. اگر من‌ در ایران‌ بودم‌ خودم‌ می‌دانستم‌ چکار کنم‌ و احتیاج‌ به‌ راهنمایی‌ نداشتم‌.» اگر منظور از «زندانیان‌» محکومین‌ مؤتلفه‌ باشند، البته‌ آنچه‌ واضح‌ است‌، اینکه‌ آزادی‌ عمل‌ ایشان‌ در نجف‌ بسیار بیشتر از موقعی‌ بود که‌ در ایران‌ و تحت‌ فشار مضاعف‌ بودند، بنابراین‌ جمله‌ حاکی‌ مطلب‌ ظریفی‌ است‌.

 آیت‌الله‌ میلانی‌ نیز علناً و به‌ دفعات‌، شخصاً از متهمین‌ گروه‌ نهضت‌ آزادی‌ حمایت‌ نمود و بیانیه‌ و نامه‌های‌ فراوانی‌ نوشت‌. اما با اینکه‌ طبق‌ گزارش‌ ساواک‌: «از طرف‌ این‌ مؤتلفه‌ پیکی‌ به‌ نزد یکی‌ از مراجع‌ تقلید به‌ مشهد اعزام‌ می‌گردد تا درباره‌ استخلاص‌ متهمین‌ قتل‌ اقداماتی‌ از طرف‌ مرجع‌ مورد بحث‌ بعمل‌ آید.» با این‌ حال‌ آیت‌ الله‌ میلانی‌، مستقیماً حمایتی‌ از متهمین‌ گروه‌ مؤتلفه‌ ننمود. آنچه‌ ما یافتیم‌ تنها این‌ مطلب‌ است‌: که‌ ایشان‌ به‌ آیت‌الله‌ خوانساری‌ و آیت‌ الله‌ بنی‌صدر نامه‌ داده‌اند و پیشنهاد کرده‌اند که‌ اقدامی‌ به‌ عمل‌ آورند تا نسبت‌ به‌ محکومین‌ تخفیف‌ جرم‌ قائل‌ شوند.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩٠/٤/٩

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی