کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
اقدامات مسلحانه موتلفه اسلامی by: کاظم استادی

آغاز جدی‌ اقدامات‌ مسلحانه‌

 عراقی‌ می‌گوید: خوب‌، ایشان‌ را تبعید کردند به‌ ترکیه‌، بچّه‌ها چون‌ زیاد فشار می‌آوردند که‌ بایستی‌ یک‌ کاری‌ بکنیم‌ و ما هم‌ یک‌ مقدار کار توضیحی‌ برایشان‌ کردیم‌ که‌ در این‌ شرایط‌ الا´ن‌ آن‌ نیرویی‌ وجود ندارد که‌ بعد از آن‌ کشتار سال‌ گذشته‌، مردم‌ تقریباً ضربه‌ای‌ خوردند از جهت‌ روحی‌، آن‌ آمادگی‌ درشان‌ نیست‌ که‌ ما بتوانیم‌ یک‌ همچون‌ موجی‌ در آنها ایجاد بکنیم‌، و اگر هم‌ که‌ موج‌ کمتر از سال‌ گذشته‌ باشد این‌ شکست‌ خود ماست‌ و شکست‌ حرکت‌ و جنبش‌ است‌، شما عجالتاً یک‌ مقدار به‌ مسائل‌ درونی‌ خودتان‌ مشغول‌ باشید، تعلیماتی‌ که‌ به‌ شما می‌دهند چه‌ از نظر ایدئولوژی‌، چه‌ از نظر سیاسی‌ ـ اجتماعی‌، تا بعد طرح‌ و نقشه‌ای‌ که‌ ما داریم‌، خرده‌ خرده‌ برایتان‌ روشن‌ می‌شود، بیکار ننشسته‌ایم‌.

 احمد شهاب‌ می‌گوید: «نکتة‌ خیلی‌ مهم‌ این‌ است‌ که‌ پس‌ از تبعید امام‌، بازار بسته‌ نشد؛ در حالی‌ که‌ یک‌ سال‌ قبل‌ که‌ امام‌ را گرفته‌ و به‌ زندان‌ برده‌ بودند، بازار تعطیل‌ شده‌ بود. لذا ما بلافاصله‌ درصدد تحقیق‌ برآمدیم‌ و متوجه‌ شدیم‌ که‌ بعضی‌ از آقایان‌ و رؤسای‌ اصناف‌ در جایی‌ جمع‌ شده‌ بودند و پهلوانی‌، معاون‌ سرهنگ‌ صدارت‌ در ساواک‌، بازار را دعوت‌ کرده‌ و قول‌ گرفتند که‌ ما رؤسای‌ اصناف‌ سعی‌ می‌کنیم‌ بازار بسته‌ نشود و در مقابل‌ به‌ هشتاد نفر از ما تذکرة‌ زیارت‌ قبر امام‌ حسین‌(ع‌) را بدهید. لذا بازار در آن‌ روز باز بود. من‌ و شهید عراقی‌ و بعضی‌ از برادرانمان‌ درصدد بودیم‌ که‌ چه‌ کار کنیم‌؟ بلافاصله‌ شبانه‌ به‌ منزل‌ شهید عراقی‌ رفتیم‌. حمید ایپکچی‌ بود، آقای‌ عسگراولادی‌ و برخی‌ از برادران‌ که‌ الا´ن‌ درست‌ در نظرم‌ نیست‌، هم‌ بودند. در آنجا با ریگ‌ و باروت‌ و گلیسرین‌ حدود 100 تا 150 بمب‌ کوچک‌ ساختیم‌ و فردای‌ آن‌ روز به‌ بازار آمدیم‌ و بین‌ اعضای‌ مؤتلفه‌ تقسیم‌ کردیم‌ که‌ سر ساعت‌ ده‌ صبح‌ عمل‌ کنیم‌. سر ساعت‌ ده‌، اینها را به‌ طرف‌ دیوارهای‌ مغازه‌ها در بازار پرتاب‌ کردیم‌. بمب‌ها صدای‌ عجیبی‌ می‌داد و دود عجیبی‌ نیز برپا می‌شد. بازار به‌ کلی‌ بسته‌ شد و تمام‌ مغازه‌دارها رفتند. ساواک‌ و شهربانی‌ به‌ بازار آمدند. دو مرتبه‌ بمب‌ها به‌ طرف‌ آنها پرتاب‌ شد.»

 در همین‌ زمان‌ بود که‌ شور و هیجان‌ مؤتلفه‌، برای‌ هر کار که‌ بتواند کمکی‌ به‌ حل‌ بحران‌ نماید، از کنترول‌ خارج‌ شد. و تصمیم‌ به‌ حرکتی‌ گرفتند که‌ حضرت‌ امام‌ با آن‌ کاملاً مخالف‌ بود.

 آقای‌ حبیب‌الله‌ عسگراولادی‌ می‌گوید: وقتی‌ که‌ مؤتلفه‌ اسلامی‌ در تعطیل‌ بازار و فراگیر کردن‌ اعتصابها موفق‌ نشد، بخشی‌ از تشکل‌ ما به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ کار مسلحانه‌ کند.

 آقای‌ هاشم‌ امانی‌ می‌گوید: این‌ تصمیم‌ خود مؤتلفه‌ بود، یعنی‌ وضعیت‌ طوری‌ شده‌ بود که‌ اعلامیه‌ و تشکیل‌ جلسات‌، مثمر ثمر نبود. مردم‌ خسته‌ شده‌ بودند و می‌گفتند باید کاری‌ کرد. بعد از تبعید امام‌، بر عکس‌ 15 خرداد، هیچ‌ اتفاقی‌ نیفتاد و فقط‌ نصف‌ روز بازار دروازه‌ را بستند.

 وی‌ در جای‌ دیگری‌ می‌گوید: پس‌ از تبعید امام‌(ره‌) حرکت‌ مؤثری‌ صورت‌ نگرفته‌ بود، نه‌ بازاری‌ بسته‌ شده‌ بود، نه‌ تحصنی‌ صورت‌ گرفت‌ نه‌ تظاهرات‌ بزرگی‌ انجام‌ شد، البته‌ برادران‌ مؤتلفه‌ یک‌ روز به‌ بازار حضرتی‌ آمدند و اعتراضی‌ کردند که‌ این‌ عمل‌ باعث‌ شد بازار نصف‌ روز بسته‌ شود. این‌ وقایع‌ سبب‌ گردید که‌ من‌، شهید امانی‌ و شهید عراقی‌ مصمم‌ شویم‌ که‌ این‌ کار را انجام‌ دهیم‌ و یک‌ پاسخ‌ دندان‌ شکن‌ به‌ اقدامات‌ حکومت‌ بدهیم‌. این‌ بود که‌ شاخه‌ نظامی‌ مؤتلفه‌ مصمم‌ شد که‌ این‌ کار را بکند

 آقای‌ هاشم‌ امانی‌ ادامه‌ می‌دهد: زدن‌ این‌ افراد حالت‌ ضرب‌الاجل‌ پیدا کرده‌ بود و ما می‌خواستیم‌ حتماً بعد از تبعید امام‌ یک‌ کاری‌ انجام‌ شود و چندان‌ فاصله‌ای‌ بین‌ این‌ دو رویداد نیفتد. عملاً هم‌ همین‌ طور شد، یعنی‌ امام‌ در سیزده‌ آبان‌ تبعید شدند و منصور را در روز اول‌ بهمن‌ زدند.

  آغاز رسمی‌ مبارزه‌ مسلحانه‌ مؤتلفه‌

 ابتدا باید در نظر داشت‌ که‌ از زمان‌ تأسیس‌ و پاشیده‌شدن‌ مؤتلفه‌ اسلامی‌ پس‌ از ترور، کلاً بیست‌ ماه‌ طول‌ کشیده‌ است‌. و باید کل‌ تحلیل‌های‌ پیرامون‌ ترور منصور و اجازه‌ ترور، به‌ صورت‌ واقع‌بینانه‌ در این‌ بیست‌ ماه‌ بگنجد. و همچنین‌ باید دانست‌، این‌ گروه‌ها از جوانانی‌ متدین‌ و با احساس‌ که‌ با میانگین‌ سن‌ 30 سال‌، شکل‌ گرفته‌ است‌.

 آنچه‌ از شواهد و اسناد مشخص‌ است‌ گروه‌های‌ مؤتلفه‌ که‌ از چند گروه‌ مجزا به‌ هم‌ پیوستند، دو نوع‌ فعالیت‌ داشتند. هم‌ ارتباط‌ و همکاری‌ قبلی‌ خود را با اعضای‌ گروه‌ اولیه‌شان‌ حفظ‌ کردند و هم‌ همکاری‌ در ائتلاف‌ جدید را، بنابراین‌ تأسیس‌ مؤتلفه‌، اسماً در اوایل‌ خرداد 42 می‌باشد، ولی‌ همکاری‌ منسجم‌ و تشکیلاتی‌ آن‌ چندین‌ ماه‌ بعد شکل‌ گرفت‌. بنابراین‌ گروه‌ها سه‌ گانه‌ از نظر عملیاتی‌ کارهای‌ سابق‌ خود را پیگیری‌ می‌نمودند.

 از این‌ جهت‌، می‌توان‌ گفت‌ که‌ اعضای‌ گروه‌ «مسجد شیخ‌علی‌»، که‌ برآمده‌ از «گروه‌ شیعیان‌» و آن‌ نیز برآمده‌ از گروه‌ «فداییان‌ اسلام‌» بود، با طبع‌ و گرایشی‌ خاص‌، فعالیتهای‌ خود را دنبال‌ می‌کردند. و پس‌ از تشکیل‌ ائتلاف‌ نیز، بدون‌ نظر شورای‌ مرکزی‌ مؤتلفه‌، این‌ فعالیتها را ادامه‌ دادند.

 این‌ گروه‌ پس‌ از آنکه‌ موفق‌ به‌ اخذ فتوی‌' از مراجع‌ تقلید نشدند، از این‌ کار صرف‌ نظر کردند. تا اینکه‌ پس‌ از تبعید امام‌ خمینی‌ با محمد بخارایی‌ و رفقایش‌ آشنا می‌شوند و آنها را مصرّ به‌ اقدام‌ ترور می‌بینند. و کار را کلاً به‌ آنها واگذار می‌نمایند.

 نکته‌ دیگر اینکه‌:

 آنچه‌ مسلم‌ است‌، حداقل‌ سه‌ نفر (حاج‌ مهدی‌ عراقی‌، حاج‌ احمد شهاب‌ و حاج‌ هاشم‌ امانی‌) از اعضای‌ مؤتلفه‌، سابقه‌ عضویت‌ در گروه‌ «فداییان‌ اسلام‌» را داشتند که‌ دو نفر آنها اخراجی‌ گروه‌ فداییان‌اسلام‌، توسط‌ نواب‌ صفوی‌ هستند، که‌ به‌ مؤتلفه‌ پیوستند.

 و حداقل‌ ده‌ نفر آنها علاقمند و همکار و متأثر از فداییان‌ اسلام‌ بوده‌اند. بنابراین‌ حداقل‌ یازده‌ نفر با داشتن‌ افکار فداییان‌ اسلام‌، توانستند پس‌ از پاشیده‌شدن‌ گروه‌ «فداییان‌ اسلام‌» به‌ هیأت‌های‌ «مؤتلفه‌ اسلامی‌» بپیوندند. و بر این‌ اساس‌، طرز تفکر «حرکت‌های‌ مسلحانه‌» را به‌ این‌ گروه‌ وارد کنند.

 همچنین‌ گروه‌ مسجد شیخ‌علی‌ که‌ عوامل‌ اصلی‌ دست‌اندرکار ترور در آن‌ بودند، اغلب‌ عضو گروه‌ شیعیان‌ بودند که‌ به‌ گفته‌ آقای‌ عسگراولادی‌: از «فداییان‌ اسلام‌» تولد یافته‌ بود. و آقای‌ جواد مقصودی‌ نیز بر آن‌ تأکید دارد:

 با دعوت‌ مرحوم‌ حاج‌ صادق‌ امانی‌ ـ که‌ خدا درجاتش‌ را متعالی‌ کند ـ جلسات‌ را تشکیل‌ دادیم‌. در ابتدا ایشان‌ حدیث‌ می‌فرمودند و گاهی‌ هم‌ بحث‌ سیاسی‌ می‌کردند که‌ شاید الهام‌ گرفته‌ از دیدگاه‌ فداییان‌ اسلام‌ بود. ما با فداییان‌ اسلام‌ و شهید نواب‌ رفت‌ و آمد و دوستی‌ داشتیم‌. موقعی‌ که‌ شهید نواب‌ صفوی‌ در دولاب‌ و در حال‌ اختفا به‌ سر می‌برد، من‌ و مرحوم‌ حاج‌ صادق‌ امانی‌ به‌ منزل‌ ایشان‌ می‌رفتیم‌. خانه‌ محقری‌ بود و حوض‌ کوچکی‌ هم‌ داشت‌. در حیاط‌ منزلشان‌ می‌نشستیم‌ و ایشان‌ مسائلی‌ را بیان‌ می‌کردند، بنابراین‌ حرکت‌ ما الهام‌ گرفته‌ از فداییان‌ اسلام‌ بود که‌ با رژیم‌ مبارزه‌ می‌کردند و حرف‌ این‌ بود که‌ چگونه‌ باید با یک‌ رژیم‌ ضد دین‌ و مروج‌ فساد، مقابله‌ کرد... ما به‌ عنوان‌ گروه‌ شیعیان‌ فعالیت‌ می‌کردیم‌.

 از آنجا که‌ فداییان‌ اسلام‌ مرحوم‌ نواب‌ را در میان‌ خود داشتند، خود را نیازمند به‌ اجازه‌ از مراجع‌ و علماء دیگر نمی‌دانستند. و برخی‌ می‌گفتند که‌ مقتولین‌ مفسد فی‌الارض‌ هستند.

 و در این‌ میان‌، اعتقاد برخی‌ از اعضای‌ «گروه‌ حاد مؤتلفه‌» نیز این‌ چنین‌ بود که‌ لزومی‌ به‌ کسب‌ مجوز نمی‌دیدند.

 حاج‌ هاشم‌ امانی‌ می‌گوید: البته‌ در مورد کسانی‌ چون‌ حسن‌ علی‌ منصور با آن‌ جنایت‌ها، برای‌ اعدام‌ انقلابی‌ نیازی‌ به‌ فتوا نبود. من‌ در جایی‌ خواندم‌ که‌ حسن‌ علی‌ منصور برای‌ آمریکائی‌ها از شاه‌ هم‌ مهم‌تر بود، چون‌ کسی‌ بود که‌ این‌ همه‌ خیانت‌ به‌ کشور و به‌ اسلام‌ کرد کسی‌ که‌ به‌ پیغمبر فحش‌ بدهد، قتلش‌ از قبل‌ مشخص‌ است‌. اینها هم‌ چنین‌ بودند و اصلاً نیاز به‌ فتوا نبود.

 امّا از گفته‌ها بر می‌آید که‌ به‌ اصرار حاج‌ صادق‌ امانی‌، آنها برای‌ کسب‌ مجوز فعالیت‌ خود، تلاش‌ نموده‌اند.

 هر چند آقای‌ مهدی‌ عراقی‌ در خاطرات‌ خود می‌گوید ایدة‌ گرفتن‌ فتوی‌' از من‌ بوده‌ است‌. نکتة‌ آخر و بسیار مهم‌ اینکه‌، گروه‌ حاد ابتدا شروع‌ به‌ فعالیت‌ و پس‌ از مدتی‌، اقدام‌ به‌ هماهنگی‌ با شورای‌ مؤتلفه‌ نمود.

 آقای‌ هاشم‌ امانی‌ می‌گوید: قبل‌ از 15 خرداد  ] 42 [  حتی‌ تصمیم‌ گرفته‌ بود که‌ شاخه‌ نظامی‌ داشته‌ باشد. حاج‌ صادق‌ نیز قبل‌ از 15 خرداد همواره‌ می‌گفت‌ که‌: «بالاخره‌ روزی‌ می‌رسد که‌ ما باید در مقابله‌ با رژیم‌ مسلحانه‌ برخورد کنیم‌.» ما به‌ صورت‌ مستمر به‌ همراه‌ شهید عراقی‌، شهید حاج‌ صادق‌ امانی‌، آقای‌ عباس‌ مدرسی‌فر و عزت‌الله‌ خلیلی‌ در منزل‌ آقای‌ مدرسی‌فر جلساتی‌ را داشتیم‌ و وظایف‌ را تقسیم‌ می‌کردیم‌. در این‌ جلسات‌ مسؤولیت‌ تهیه‌ اسلحه‌ بر عهده‌ من‌ قرار گرفت‌، این‌ تصمیم‌ حول‌ و حوش‌ 15 خرداد گرفته‌ شد.

 و بعدها یعنی‌ پس‌از گذشت‌ حدود یکسال‌، شورای‌ مشورتی‌ روحانی‌ از آن‌ خبردار شدند.

 حجة‌الاسلام‌ انواری‌ می‌گوید: «مؤتلفه‌ در کنار تشکیلات‌ سیاسی‌ خود به‌ تشکیل‌ گروه‌ مسلحی‌ پرداخت‌؛ البته‌ من‌ باید عرض‌ کنم‌ که‌ این‌ گروه‌ مسلح‌ که‌ اینها تشکیل‌ دادند، شورای‌ روحانی‌ بی‌خبر بود. ما اطلاع‌ نداشتیم‌ بعد که‌ خواستند وارد عمل‌ شوند ما را در جریان‌ گذاشتند.»

 «گروه‌ حاد» مؤتلفه‌ پس‌ از آنکه‌ موفق‌ به‌ اخذ فتوی‌' ترور از مراجع‌ تقلید نشدند، از «اقدام‌ به‌ ترور» صرف‌نظر کردند. امّا بالاخره‌ پس‌ از تبعید حضرت‌ امام‌ خمینی‌، و با وضع‌ فوق‌العاده‌ای‌ که‌ بین‌ انقلابیون‌ و مخصوصاً بچه‌های‌ مؤتلفه‌ پیش‌ آمده‌ بود، گروه‌ حاد توانستند نظر ضمنی‌ و مشروط‌ اعضای‌ شورای‌ مرکزی‌ مؤتلفه‌ را با خود همراه‌ کنند.

 آقای‌ هاشم‌ امانی‌ می‌گوید: این‌ تصمیم‌ خود مؤتلفه‌ بود، یعنی‌ وضعیت‌ طوری‌ شده‌ بود که‌ اعلامیه‌ و تشکیل‌ جلسات‌، مثمر ثمر نبود. مردم‌ خسته‌ شده‌ بودند و می‌ گفتند باید کاری‌ کرد. بعد از تبعید امام‌، بر عکس‌ 15 خرداد، هیچ‌ اتفاقی‌ نیفتاد و فقط‌ نصف‌ روز بازار دروازه‌ را بستند.

 آقای‌ عسگراولادی‌ می‌گوید: بخشی‌ از تشکل‌ ما به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ کار مسلحانه‌ کند و وقتی‌ که‌ این‌ تصمیم‌ گرفته‌ شد، شورای‌ مرکزی‌ حکم‌ عدم‌ صلاحیت‌ برای‌ خودش‌ صادر کرد و گفت‌ اینکه‌ بنده‌ می‌خواهد کا مسلحانه‌ بکند، ما برای‌ تأیید آن‌ صاحب‌ صلاحیت‌ نیستیم‌. تجدید نظری‌ در شورای‌ مرکزی‌ انجام‌ شد.

 در بازجویی‌ افراد قریب‌ به‌ این‌ مضمون‌ آمده‌ است‌: پس‌ از صحبت‌ برخی‌ اعضاء، نوبت‌ که‌ به‌ حاج‌ صادق‌ امانی‌ رسید، ایشان‌ از فعالیتهای‌ عادی‌ مؤتلفه‌ و دیگر مبارزان‌ اظهار یأس‌ و ناامیدی‌ نمودند و گفتند باید راه‌ بهتری‌ پیدا کرد. که‌ منظورشان‌ اقدامات‌ حاد بود.

 همین‌ که‌ خواست‌ توضیح‌ بیشتری‌ دهد، عده‌ای‌ از اعضا گفتند این‌ صحبت‌ها مضرّ است‌ و مانع‌ شدند. از جمله‌ کسانی‌ که‌ اعتراض‌ کردند آقای‌ اسلامی‌ و عسگراولادی‌ و میرفندرسکی‌ بودند. البته‌ دیگران‌ نیز اعتراض‌ داشتند ولی‌ فرصت‌ بیان‌ پیدا نکردند.

 اعضا تأکید داشتند که‌ یک‌ فرد مسلمان‌ برخلاف‌ نظر مراجع‌ تقلید قدم‌ بر نمی‌دارد و لذا اطراف‌ این‌ موضوع‌ در جلسه‌ خیلی‌ بحث‌ شد. و عده‌ای‌ نیز مشروط‌ به‌ جلب‌ نظر مراجع‌ تقلید با این‌ اقدام‌ موافقت‌ ضمنی‌ نمودند.

 امّا بالاخره‌ با وجود مخالفت‌هایی‌، قرار شد مؤتلفه‌ اسلامی‌ پس‌ از نظرسنجی‌ از بدنه‌ خود و نبود طرح‌ و ایده‌ دیگر، «شاخة‌ نظامی‌» نیز داشته‌ باشد.

 حاج‌ حبیب‌ الله‌ شفیق‌ می‌گویند: بعد از بازداشت‌ و تبعید امام‌، فضا خیلی‌ برای‌ ما تنگ‌ شد و همه‌ فعالیت‌های‌ ما تحت‌ کنترل‌ در آمد. بالاخره‌ شورا به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ باید به‌ کارهای‌ نظامی‌ رو بیاوریم‌.

 شورای‌ مرکزی‌  ] در منزل‌ علاء میرمحمد صادقی‌، واقع‌ در نظام‌آباد ساعت‌ شش‌ تا 12 شب‌ [  تشکیل‌ جلسه‌ داد و قرار شد، از مجموعه‌ گروه‌ سوالی‌ بشود که‌ هر فردی‌ تا کجا آمادگی‌ دارد که‌ برای‌ نهضت‌ همکاری‌ داشته‌ باشد. بعضی‌ها می‌گفتند که‌ ما فقط‌ تا اندازه‌ای‌ که‌ حضور داشته‌ باشیم‌، آماده‌ایم‌. بعضی‌ می‌گفتند که‌ ما هم‌ حضور داریم‌، هم‌ کمک‌ مالی‌ و فرهنگی‌ می‌کنیم‌. بعضی‌ها می‌گفتند تا اندازه‌ زندان‌ و شلاق‌ و شکنجه‌ هم‌ آماده‌ایم‌.

 عده‌ای‌ هم‌ بودند که‌ اعلام‌ کردند ما تا پای‌ جان‌ آماده‌ایم‌ که‌ در این‌ راه‌ قدم‌ بگذاریم‌. این‌ افراد، معروف‌ به‌ افراد «حاد» شدند و بعدها همین‌' افراد را جمع‌ کردیم‌ و گروهی‌ به‌ نام‌ «گروه‌ حاد» تشکیل‌ شد.

 آقای‌ انواری‌ می‌گوید:

 اواخر سال‌ 43 ، بعد از جریان‌ کاپیتولاسیون‌، امام‌ خمینی‌ را به‌ ترکیه‌ تبعید کردند. در این‌ حال‌، هیئت‌های‌ مؤتلفه‌ به‌ فکر افتادند که‌ از صورت‌ فعالیت‌ تعلیمی‌ و ایدئولوژیکی‌ بیرون‌ آیند و به‌ صورت‌ سازمانی‌ سیاسی‌ ـ نظامی‌ وارد کار شوند. در آن‌ روزگار بنده‌ با این‌ کار موافق‌ بودم‌. بعضی‌ از دوستان‌ هم‌ موافق‌ بودند، به‌ این‌ شرط‌ که‌ به‌ نام‌ ما تمام‌ نشود. بعضی‌ هم‌ با این‌ کار واقعاً مخالفت‌ می‌کردند...

 البته‌ در آن‌ وقت‌، دست‌ کم‌ من‌ متوجه‌ این‌ مسأله‌ نبودم‌. شاید جوانتر بودم‌ و ایشان‌ ] استاد مطهری‌ [  دوراندیش‌تر بودند و عمیقتر فکر می‌کردند. این‌ مطلبی‌ بود که‌ بعدها به‌ آن‌ رسیدم‌ و احساس‌ کردم‌ که‌ حق‌ به‌ جانب‌ ایشان‌ بود. به‌ هر صورت‌، مبارزه‌ مسلحانه‌ پذیرفته‌ شد و جمعیت‌ به‌ فکر افتاد که‌ مبارزه‌ را شروع‌ کند.

 قرار بر این‌ شد که‌ چهره‌های‌ مخالف‌ اسلام‌ و ضد اسلام‌ را که‌ رژیم‌ به‌ وسیلة‌ آنها اهدافش‌ را تعقیب‌ و نظراتش‌ را پیاده‌ می‌کرد، ترور کند و به‌ این‌ ترتیب‌ ایادی‌ آنها کم‌ شود. در آن‌ مرحله‌، جمعیت‌ نارس‌ بود. زیرا هم‌ در کار سازمانی‌ و ارگانیک‌ ضعیف‌ بود و هم‌ در جهت‌ تعقیب‌ مشی‌ مسلحانه‌ تجربه‌هایش‌ ابتدایی‌ بود. چون‌ گروه‌هایی‌ که‌ بعدها به‌ مبارزه‌ مسلحانه‌ دست‌ زدند، چند سال‌ بعد وارد میدان‌ شدند.

 آنچه‌ مسلم‌ است‌، حکم‌ ترور «حسنعلی‌ منصور» در جلسه‌ شورای‌ مرکزی‌ جمعیت‌ مؤتلفه‌ در خانه‌ علاءالدین‌ میرمحمد صادقی‌ در نظام‌آباد تهران‌، و با نبود و غیبت‌ اعضای‌ شورای‌ روحانی‌ مؤتلفه‌ و همچنین‌ با وجود مخالفت‌ عده‌ای‌، قطعی‌ شد.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩٠/٤/٩

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی