کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
شرح حال آیت الله سیدعلی خامنه ای by: کاظم استادی

                                       شرح حال آیت‏اللَّه خامنه‏اى

ولادت

حضرت آیت‏اللَّه آقاى حاج سید على حسینى خامنه‏اى در سال 1318 در شهر مقدس مشهد پا به عرصه وجودگذاشت.

خانواده وى از روحانیون معتبر به شمار مى‏آمدند، پدرش آیت‏اللَّه آقاى حاج سید جواد از مجتهدین و علماى‏محترم مشهد بود که سالهاى طولانى صبحها در مسجد گوهرشاد و ظهرها و شبها در مسجد بازار مشهد، اقامه‏جماعت مى‏نمود.

جدّ ایشان آیت اللَّه سید حسین خامنه‏اى از علماى آذربایجانى مقیم نجف بود.

وى قبلاً در محله »خیابان« تبریز اقامت داشت، سپس به نجف اشرف سفر کرده، و در آنجا به درس و بحث‏اشتغال ورزیده بود. وى مردى پرهیزکار و اهل‏علم و تقوى و زهد بود، که عمرى را با قناعت گذرانده بود.

مادر ایشان، خامنه‏اى، دختر آقا سید هاشم نجف آبادى )میردامادى( است که از علماى معروف مشهد بود.وى زنى پاکدامن و آشنا به مسائل اسلامى و متخلّق به اخلاق الهى بود.


دوران کودکى

دوران کودکى با تربیت پدرى سخت گیر و مراقب اما به شدت مهربان و دوست داشتنى؛ و مادرى مهربان‏تر، درنهایت عسرت و تنگدستى با حاصلى از زى طلبگى، قرین بود.

حضرت آیت‏اللَّه خامنه‏اى در این باره مى‏گویند:

»دوران کودکى ما بسیار در عسرت مى گذشت، خاصه که کودکى من مصادف با ایام جنگ نیز بود. با اینکه‏مشهد در کرانه جنگ واقع بود و همه چیز نسبت به شهرهاى دیگر کشور در آن ارزان و فروان بود؛ معهذا وضع‏خانواده ما به طورى بود که ما حتى همیشه نمى‏توانستیم نان گندم بخوریم و معمولاً نان جو مى خوردیم، من‏شبهایى از کودکى را به یاد مى آورم که در منزل شام نداشتیم و مادر با پول خردى که بعضى از وقتها مادر بزرگم‏به من یا یکى از برادران و خواهرانم مى داد، قدرى کشمش یا شیر مى‏خرید تا با نان بخوریم...

منزل پدرى من که در آن متولد شده‏ام )تا 5 - 4 سالگى من( یک خانه حدود 70 - 60 مترى در محله‏اى فقیرنشین در مشهد بود که فقط یک اطاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه.

معظم‏له تصدیق ششم را دور از چشم پدر با رفتن به کلاس شبانه دریافت مى‏دارد و سپس مخفیانه در کلاسهاى

دبیرستان نام‏نویسى کرده، و دوره متوسطه را طى دوسال به صورت جهشى مى‏خوانند و دیپلم مى‏گیرند.

از نظر علوم اسلامى در همان مدرسه اسلامى، ادبیات عرب را شروع مى کنند. و سپس در چهارده سالگى به‏مدرسه علوم دینیه »سلیمان‏خان« مى روند و ادبیات عرب را در آنجا به پایان مى‏رسانند. شرایع را هم در درس‏پدر شرکت مى‏کنند و هنگامى که به کتاب حج مى‏رسند، پدر به ایشان مى گویند که در درس لمعه که مبحث‏حج رسیده بود شرکت کنند و هم مباحثه با برادرشان، حاج سید محمدآقا بشوند. بعد از مدرسه سلیمان‏خان به‏مدرسه علوم دینیه نوّاب مى‏روند و سطح را به پایان مى‏رسانند. پس از آن در دروس خارج مرحوم‏آیت‏اللَّه‏العظمى میلانى شرکت مى‏نمایند، و این کم‏نظیر بود که جوانى در سن 16 سالگى بتواند در درس خارج‏شرکت نماید.

تدریس

ایشان تدریس را از اولین روزهاى طلبگى رسمى، یعنى بلافاطه بعد از تمام شدن دوره دبستان شروع کرده واولین تدریس، ایشان کتاب امثله یا صرف میر بوده که براى دو شاگرد بزرگسال از روضه خوانهاى مشهدتدریس مى‏نموده‏اند و تا سال 1337 که در مشهد بوده، کتابهایى از صرف، نحو، معانى، بیان، اصول و فقه‏تدریس مى کرده‏اند. و در قم هم در کنار دروسى که مى خوانده‏اند، تدریس نیز مى کرده‏اند.

پس از برگشتن از قم به مشهد، )در سال 1343) تدریس یکى از برنامه‏هاى اصلى و همیشگى ایشان بوده و درطول این سالها )تا 1356) سطوح عالیه، )مکاسب و کفایه( تفسیر و عقاید تدریس مى کرده‏اند.

و هم‏اکنون درس ایشان کانونى‏گرم براى طالبان علوم‏آل‏اللَّه مى‏باشد.

اساتید

معظم‏له دروس سطح را نزد اساتیدى چون آقاى علوى، آقاى مسعود، پدر بزرگوارشان، مرحوم آقا میرزا احمدمدرس یزدى، مرحوم آیت‏اللَّه حاج شیخ هاشم قزوینى )که ایشان از شاگردان مرحوم آقا میرزا مهدى اصفهانى‏و اهل ریاضت و مدرس درجه یک مشهد و بسیار مرد محترم و ملاّ و معروف بودند و در بین خواصّ مشهد مردآزاده و روشن ضمیرى بودند، به خصوص در نزد اهل علم( به مدت پنج سال و نیم خوانده‏اند،

و درس خارج را هم نزد اساتیدى چون:

مرحوم آیت‏اللَّه العظمى میلانى)ره(، آیت‏اللَّه حاج شیخ هاشم قزوینى، و درس فلسفه را نزد آیت‏اللَّه میرزا جوادآقا تهرانى خوانده؛ که ایشان کتاب منظومه و مطالب مرحوم حاج ملاهادى سبزوارى را درس مى‏گفته و ردّ مى‏کرده‏اند، که در حقیقت این درس منظومه ایشان رد منظومه بوده و پس از مدتى بنا به پیشنهاد یکى ازدوستانشان به درس آقا شیخ رضا ایسى که در مشهد ملاّى قدیمى و فاضل و حکیم و خیلى هم معتقد به‏حکمت بوده، شرکت نموده‏اند.

عزیمت به نجف و قم

ایشان پس از درک محضر اساتید بزرگوار ایران، به نجف رفته و در درسهاى آیات عظمام؛ حکیم، خوئى،

شاهرودى و آقا میرزاباقر زنجانى و مرحوم میرزاحسن یزدى و آقاسید یحیى یزدى شرکت نموده‏اند.

معظم‏له در شرح زندگانى خود فرموده‏اند:

»اما در بین همه این درسها یکى از درس آیت اللَّه حکیم خیلى خوشم آمد، به خاطر سلیس بودن و روانى‏اش وبا نظرات فقهى خیلى خوبى که داشت و یکى هم درس آیت‏اللَّه آقا میرزا حسن بجنوردى که در مسجد طوسى‏درس مى گفت و از درس ایشان هم خوشم آمد، تا اینکه تصمیم گرفتم در نجف بمانم، لذا به پدرم نامه نوشتم‏که اگر مى شود من اینجا بمانم، اما پدرم موافقت نکرده بنابراین آمدم مشهد و بعد از مدتى راهى قم شدم و درقم تصمیم گرفتم همه درسها را ببینم تا هرکدام را پسندیدم به همان درس بروم، که همین کار را هم کردم و ازمیان همه آن درسها، یکى از درس امام و بعد از آن درس آیت‏اللَّه آقا مرتضى حائرى )پسر حاج شیخ( و دیگرى‏درس آیت‏اللَّه العظمى بروجردى را مى رفتم، و در درس فقه و اصول امام هم مستمراً شرکت مى کردم. درقسمت فلسفه هم یک مقدار از اسفار و یک مقدار هم شفا را از درس علامه طباطبایى استفاده کردم«.

مبارزات

آیت‏اللَّه خامنه‏اى، مجاهدى شجاع و با تقواست که در سراسر زندگى پر برکتش همواره در جهاد به وسیله قلم وسخن و سلاح بوده و به خصوص از سال 1341 که امام بزرگوار نهضت عظمى اسلامى را آغاز نمود، دقیقه‏اى‏از تلاش و جهاد باز نمانده است.

شرح این همه مبارزه، خود چندین جلد کتاب مى‏خواهد. تنها در این مختصر اشاره‏اى خواهیم داشت.

آیت‏اللَّه خامنه‏اى در این باره خودشان مى فرمایند:

»در ارتباط با ورود به میدان مبارزه و مسائل سیاسى، سالهاى 31 - 32 بود، که شنیدم مرحوم نواب صفوى‏آمدند به مشهد که در این ارتباط یک جاذبه پنهانى مرا به طرف مرحوم نواب مى کشاند و خیلى علاقه‏مند شدم‏نواب را ببینم، تا اینکه خبر دادند نواب مى‏خواهد به مدرسه سلیمان‏خان که من هم از طلاب آنجا بودم بیاید که‏آن روز ورود مرحوم نواب به مدرسه سلیمان خان جزو روزهاى فراموش نشدنى زندگى من است.

وقتى ایشان با یک عده از افراد فدائیان اسلام که کلاه‏پوست مخصوص به سر داشتند، وارد مدرسه شده به‏هیئت ایستاده و با شعار کوبنده شروع به سخنرانى کرد. محتواى سخنرانى‏اش هم این بود که باید اسلام زنده‏شود و اسلام حکومت کند و در این ارتباط پرخاشگرانه، شاه، انگلیس و مسؤولین مملکتى را متهم به‏دروغگویى کرد و گفت: این مسؤولین مسلمان نیستند!

من که براى اولین بار این حرفها از زبان مرحوم نواب به گوشم مى‏خورد؛ آن چنان حرفهایش در دلم نشست که‏دوست داشتم همیشه با او باشم و همانجا اعلام شد که فردا آقاى نواب از مهدیه به مدرسه نواب خواهد رفت‏و فرداى آن روز مرحوم نواب به هیئت اجتماع از مهدیه به سوى مدرسه نواب حرکت کرد و در بین راه خطاب‏به مردم با صداى بلند شعار مى داد و مى گفت: »برادر غیرتمند مسلمان، باید اسلام حکومت کند« تا اینکه به‏مدرسه نواب وارد شد و آنجا هم با تمام وجود یک سخنرانى مفصل و هیجان انگیزى ایراد کرد و بعد از

سخنرانى به ایشان پیشنهاد اقامه نماز جماعت شد که قبول کردند و نماز را به امامت ایشان خواندیم و بعد از آن‏که مرحوم نواب از مشهد رفتند، ما دیگر از او خبر نداشتیم تا اینکه خبر شهادتش به مشهد رسید و وقتى خبرشهادت ایشان به مشهد آمد، ماها از روى خشم و غیض منقلب شده بودیم، به نحوى که در صحن مدرسه‏شعار مى دادیم و از شاه بدگویى مى‏کردیم و نکته قابل توجه این است که مرحوم آیت اللَّه حاج شیخ هاشم‏قزوینى در مشهد تنها روحانى‏اى بود که بر اساس همان آزادگى و بزرگ منشى در مقابل شهادت مرحوم نوّاب‏عکس العمل نشان داد و در مجلس درس از شهادت مرحوم نواب صفوى و یارانش به وسیله دستگاه حاکم‏انتقاد شدید کرد و تأثر خودش را از شهادت آنها ابراز داشت و گفت مملکت ما کارش به جایى رسیده که فرزندپیغمبر)ص( را به جرم گفتن حقایق مى کشند! و لذا از همان وقت جرقه‏هاى انگیزش انقلابى اسلامى به وسیله‏نواب صفوى در من به وجود آمده و هیچ شکى ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.بنابراین آن حالت رنگ پذیرى از مرحوم نواب سبب شد که در همان سال 34 یا 35، اولین حرکت مبارزاتى ماشروع شود، به این شکل که یک استاندارى به نام »فرّخ« براى مشهد آمده بود و این شخص به هیچ یک ازمظاهر و ضوابط دینى احترام نمى گذاشت؛ از جمله اینکه در ماه محرم و صفر که معمول بود سینماهاى مشهدتعطیل مى‏شد، ابتدا تا چهاردهم محرم اعلام تعطیلى کرد و بعد یک قدرى سر و صدا شد تا بیست محرم‏تجدید کرد و لذا ما چند نفر بودیم که نشستیم یک اعلامیه در ارتباط با امر به معروف و نهى از منکر نوشتیم و باپُست به این طرف و آن طرف فرستادیم«.

مبارزات بعد از سال 41

حوزه علمیه قم در سال 41 با نداى امام امت به پاخواست و شور دیگرى در این مرکز علم و تقوى و جهاد وشهادت پدید آمد.

علما و طلاب با تلاشى خالصانه و با مردانگى تمام، سخنان و رهنمودهاى امام و سایر مراجع را به اقصى نقاطایران مى بردند و آیت اللَّه خامنه‏اى در این مورد، نقش سازنده و عظمیمى را ایفا نمود و ضمن فعالیتهایى که درقم داشت ارتباط خود را با علما و طلاب مشهد تقویت نمود و کوشید با استفاده از فعالیتهاى سایر علماى‏خراسان هرچه بیشتر و بهتر طلاب را تجهیز نماید.

این فعالیت، آن چنان مؤثر و چشمگیر بود که در سال 1342 از طرف امام مأموریت یافت، سه پیام را به مشهدببرد. سه پیامى که با محرم سرنوشت سازى که پانزده خرداد در آن اتفاق افتاد، ارتباط داشت.

و ایشان پس از آغاز مبارزات تا انقلاب اسلامى در 22 بهمن 57 اکثر عمر پربرکتشان را یا در زندان و یا در تبعیدبه سر برده یا بعلت تعقیب توسط ساواک متوارى بوده‏اند.

مسؤولیتهاى معظم‏له پس‏از انقلاب‏اسلامى

1 - شوراى انقلاب اسلامى

معظم ‏له مى‏فرمایند:

»من در مشهد سرگرم کارهاى این شهر بودم، مرحوم شهید مطهرى چند بار تلفنى به طور مستقیم و با واسط به‏من اطلاع دادند که باید به تهران بروم. من تصور مى کردم که براى همین کارهاى معمولى خودمان که مشترکاًخیلى کارها داشتیم چه کارهاى علمى و ایدئولوژیکى و چه کارهاى سیاسى، مى گویند به تهران بروم فکر نمى‏کردم براى شوراى انقلاب باشد و مى گفتیم، مى آیم. منتهى چون در مشهد گرفتاریهاى زیادى داشتم و خیلى‏بار روى دوش من بود، مرتب تأخیر مى افتاد تا اینکه از پاریس پیغام دادند که امام دستور داده اند که من به‏تهران بروم. احساس کردم که مسأله‏ایست که من باید به تهران بروم، بخصوص که آقاى مطهرى هم در یک‏تماس تلفنى با قدرى عصبانیت پیغام دادند که چرا به تهران نمى روم و منتظر چه هستم؟

در تهران به من گفتند: در جلسه اى باید شرکت کنم که در منزل شهید مطهرى بود. در آن جلسه همه اعضاءشوراى انقلاب جمع بودند و در آنجا بود که من اطلاع پیدا کردم که عضو شوراى انقلاب هستم و تا آن موقع‏نمى دانستم.«

2 - کمیته استقبال از امام خمینى)ره(

امام که به کشور تشریف آوردند کمیته‏هاى مختلف در مدرسه رفاه و علوى تشکیل و یا اگر قبلاً تشکیل شده‏بود به کار خود با نظر و جدیت بیشتر ادامه داد.

آیت‏اللَّه خامنه‏اى مسؤولیت تبلیغات دفتر امام را به دوش گرفت و این قسمت از کار را که بسیار کار شاق وپرزحمت بود، به خوبى اداره کردند.

3 - مأموریت به سیستان و بلوچستان

در فروردین ماه 1358 از طرف امام خمینى)ره( مأمور رسیدگى به اوضاع و خواسته‏هاى استان سیستان وبلوچستان شدند و خدمت ارزنده‏اى در آن سامان به مردم محروم و رنجدیده آن استان نمودند.

4 - نماینده شوراى انقلاب در وزارت دفاع

5 - سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى

6 - رسیدگى به امور دانشجویان

حضرت آیت‏اللَّه خامنه‏اى همیشه مورد توجه نسل جوان و دانشگاهى بوده و بنا به تمایل امام، دانشجویان به‏ایشان مراجعه و مسایل خود را در میان مى گذاشتند.

7 - امامت جمعه تهران

پس از فوت مرحوم آیت اللَّه طالقانى در سال 1359 امام امت طى حکمى آیت اللَّه خامنه‏اى را به امامت جمعه‏تهران منصوب فرمودند.

امام خمینى)ره( در بخشى از این فرمان آورده‏اند: »جنابعالى که بحمداللَّه به حسن سابقه موصوف و در علم وعمل شایسته هستید به امامت جمعه تهران منصوب مى‏باشید. از خداوند متعال توفیق جنابعالى را در ارشاد وهدایت مردم خواستارم«.

8 - نمایندگى مجلس شوراى اسلامى

9 - مشاور حضرت امام)ره( در شوراى عالى دفاع

10 - ریاست جمهورى

پس از شهادت شهید رجائى و شهید باهنر از طرف روحانیت و سایر نهادهاى انقلابى، نامزد ریاست جمهورى‏گردیدند و با رأى عظیم و بى‏نظیر در انتخابات ریاست جمهورى به سمت سومین رئیس جمهورى اسلامى‏ایران، انتخاب گردیدند.

دوران ریاست جمهورى ایشان، زمانى آغاز شد که کشور در وضعیت حساس و سختى بسر مى برد. شهادت72 تن، شهادت رجائى و با هنر در انفجار مقر نخست وزیرى، ... انفجارها و ترورهاى پى در پى و جو حاصله‏از آنها، اثرات سوء ریاست جمهورى بنى صدر و مشکلات ناشى از انتقال قسمتى مهمى از کشور توسطصدامیان کافر، تحریم اقتصادى، همه و همه دست به دست هم داده و وضع بغرنجى پدید آورده بودند.

ترور ششم تیر

معظم‏له در روز ششم تیر 1360 )یک روز قبل از حادثه عظیم هفتم تیر( در حالى که در خانه خدا )مسجدابوذر( مشغول سخنرانى بودند، مورد سوء قصد ناجوانمردانه منافقین قرار گرفته، و به شدت زخمى مى‏شوند؛اما خداوند متعال وجود پربرکت ایشان را براى خدمت به ملت مسلمان ایران حفظ کرد.

پس از این سوءقصد حضرت امام خمینى)ره( در پیامى به حضرت آیت‏اللَّه خامنه‏اى چنین آوردند:

»دشمنان انقلاب و اسلام با سوء قصد به شما که از سلاله رسول اکرم و خاندان حسین بن على هستید و جرمى‏جز خدمت به اسلام و کشور اسلامى ندارید و سربازى فداکار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب وخطیبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمائى دلسوز در صحنه انقلاب مى باشید، میزان تفکر سیاسى خود وطرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اینان با سوء قصد به شما عواطف میلیون‏ها انسان‏متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه‏دار نمودند. اینان آنقدر از بینش سیاسى بى نصیبند که بى درنگ‏پس از سخنان شما در مجلس و پیشگاه ملت به این جنایت دست زدند و به کسى سوءقصد کردند که آواى‏دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین انداز است.

... من به شما خامنه‏اى عزیز، تبریک مى گویم که در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس‏روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام ومسلمین خواستارم«.

و از شهامت و شجاعت ایشان همین بس که در زمان حملات هوایى صدام معظم‏له در نماز جمعه شرکت مى‏نموده و حماسه عظیم و پرشکوه نماز جمعه تاریخى ایشان هرگز از یادها نخواهد رفت که انفجار بمب درصف نمازگزارن چندین شهید و دهها مجروح گرفت و موج انفجار جایگاه نماز جمعه را لرزانده و از آسمان‏هواپیماهاى پیشرفته استکبار تهدید به بمباران مى کردند در حالى که صبح آن روز نیز تهران را بمباران کرده بود

و ضد هوایى‏ها با شلیک مداوم خویش غوغائى بپا کرده بودند، ولى در سایه قدرت روحى امام جمعه و آرامش‏قلبى او و تأییدات الهى، همه نمازگزارن استوار و محکم برجاى ماندند و صف ها همچنان مرتب باقى ماند.

رهبرى انقلاب

پس از رحلت جانگداز رهبر کبیر انقلاب، تمامى افکار خلع وجو رهبر در نظام مقدس را احساس و اظهارنگرانى مى‏نمود، ولى تأکید حضرت امام خمینى)ره( به شایستگى حضرت آیت‏اللَّه خامنه‏اى براى رهبرى نظام‏جمهورى اسلامى ایران، که توسط حجةالاسلام والمسلمین رفسنجانى نقل گردید بارقه امید در دل انقلابیون‏پدیدار ساخت، ایشان فرمودند:

»در جلسه‏اى با حضور سران سه قوّه، آقاى نخست وزیر و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد. حرف ما باحضرت امام این بود که اگر این قضیه اتفاق بیفتد، ما بعداً با قانون اساسى مشکیل داریم، زیرا ممکن است خلأرهبرى پیش بیاید.

ایشان گفتند: »خلأ رهبرى پیش نمى آید و شما آدم دارید«

گفته شد: چه کسى؟

ایشان در حضور آیت‏اللَّه خامنه‏اى گفتند: »این آقاى خامنه‏اى«

×××

</align>روزى ) دیگر( من خصوصى خدمت امام رفتم، چون مقدارى روى بازترى داشتم و مسائل را بى‏پرده مى‏گفتم،در مورد قائم مقامى رهبرى و مشکلاتى که پیدا مى‏شود، صحبت کردم.

باز ایشان صریح مى‏گفتند: »شما در بن بست نخواهید بود، چنین فردى )آیت‏اللَّه خامنه‏اى( در میان شما هست.چرا خودتان نمى‏دانید«.

>×××

</align>و علاوه بر آن حاج احمد آقا نقل کرده‏اند:

»وقتى که آیت‏اللَّه خامنه‏اى در سفر کره بودند، امام گزارشهاى آن سفر را از تلویزیون مى‏دیدند؛ از آن منظره‏دیدار از کره، استقبال مردم و با سخنرانى ها و مذاکرات ایشان در آن سفر، خیلى برایشان جالب بود و فرموده‏بودند:

»الحق ایشان شایستگى رهبرى را دارند.«

×××

تألیفات

1 - کتاب الجهاد )درس خارج معظم‏له(

2 - چهار کتاب اصلى علم رجال

3 - استفتائات

4 - حکومت در اسلام

5 - در رالفواید فى اجوبة القائد

6 - درسهایى از نهج البلاغه

7 - سیرى در زندگى امام صادق

8 - گفتارى در باب صبر

9 - شخصیت سیاسى حضرت رضا)ع(

10 - گفتارى در وحدت و تحزّب

11 - شهید آغازگر

12 - گفتارى در باب حکومت علوى

13 - صلح امام حسن)ع(

14 - پیشواى صادق)ع(

15 - آینده در قلمرو اسلام

16 - ادعانامه علیه تمدن غرب

17 - از ژرفاى نماز

18 - امام جعفر صادق)ع(

19 - انوار ولایت

20 - بازگشت به نهج البلاغه

21 - بحثى در نبوت

22 - درس اخلاق

23 - ترجمه تفسیر فى ضلال القرآن

24 - درست فهمیدن اسلام

25 - پرسش و پاسخ (5 جلد(

26 - پژوهشى در زندگى امام سجاد)ع(

27 - رسالت انقلابى نسل جوان

28 - حضرت رضا)ع(

29 - رسالت حوزه

30 - سخن آفتاب

31 - پیام به کنگره جهانى هزاره شیخ مفید)ره(

32 - جلوه آفتاب

33 - پیرامون عزادارى عاشورا

34 - ضرورت تحول در حوزه‏هاى علمیه

35 - طرح کلى اندیشه اسلامى در قرآن

36 - عطر شهادت

37 - مسلمانان در نهضت هندوستان

38 - عنصر مبارزه در زندگى ائمه

39 - فریاد مظلومیت

40 - منشور تدام انقلاب

41 - کوثر ولایت

42 - گروههاى معارض در نهضتهاى انبیاء و در انقلاب اسلامى

و بسیارى از کتابها و مقالات دیگر

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢٧

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی