کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
سفرنامه افغانستان by: کاظم استادی

                                        سفرنامه افغانستان

 در روزگار جوانى، پیش از این که انسان با واقعیت زندگى آشنا شود، با داستان خو مى‏گیرد؛ با شنیدن قصه‏ها، به‏سرزمین رؤیاها پا مى‏گذارد و در نظرش؛ جهان، مجموعه‏اى است پُر از راز و هیجان که مى‏تواند در آن رؤیاها رابه حقیقت برد.

من نیز در این ایام سبک‏بالى، گرفتار رؤیایى شدم، که تجربه‏اى بس به یاد ماندنى گشت.

سفرى پیشنهاد شد.

سفرى که هر کس را به تعجب و ترس وا مى‏داشت. من آن را به شوخى نپنداشتم. فکرم را به پرواز درآوردم ودر فرودگاه »آرى« نشاندم.

همه باور نداشتیم از ما کله خرابتر پیدا شود. رؤیایى که اگر شروع هم نمى‏شدتا چندى شیرینى و ترس آن‏وجودمان را به هیجان وا مى‏داشت.

با مشورت زیاد، تصمیم قطعى شد. مدارک‏مون آماده کردیم، دلو به دریا زدیم راهى مشهد شدیم. زیارت،زیارت ، زیارت.


بالاخره پس از پنج روز انتظار در بلاتکلیفى، وقت رفتن رسید. بعد از نماز صبح، خواب از سرمان پریده بود.وسایل‏مون جمع و جور کردیم. من وسایل بچه‏ها رو کنترول کردم تا بار اضافى یا کم نیارند. سوار ماشین شدیم.ساعت 7/5 بود. به سمت فرودگاه راه افتادیم. وقتى رسیدیم، قیمت پارکینگ رو پرسیدیم. ماتمون زد، روزى‏هزار تومان؛ ولى چه کار مى‏شد کرد مجبور بودیم. حدود 2 ساعتى توى فرودگاه اسیر بودیم. فرودگاه تقریباًخلوت بود. مردم در گوشه و کنار نشسته بودند. البته وقتى مى‏گم مردم، مى‏دونین که مردم داخل فرودگاه مشهددو گروهند؛ عده‏اى پولدارهاى سوسول و مسول، مثل همه فرودگاها و عده‏اى هم پولدارهاى حاجى بازارى.

بگذریم. حدود ساعت 9 - 9/5 بود که شخصى قدبلند رو از دور در سالن دیدم، حدس زدم باید رابط پروازمان‏باشد. کم کم  که جلو آمد به طرف من دستى تکان داد. برعکس برو بچه‏هایى که قبلاً در انصار دیده بودم تقریباًاز خود متشکر بود؛ البته از جهت اعتماد به نفس، البته زیردستاش مظلوم بودند والا خیلى حرفه‏اى نبود.

بالاخره پس‏از روزها دلهره، سوار ماشین شدیم تا بریم پهلوى هواپیما با سفارش رابط قدبلند به ما لطف کردندو جلوى هواپیما نشاندنمان. امّا چشمتون روز بد نبینه که این شد مثال دوستى خال خرسه. چون آنقدر جلوى‏هواپیما گرم بود که مجبور شدم تمام لباسهایم را که از ترس سرماى افغانستان پوشیده بودیم، در بیاوریم و فقط با یک پیراهن بشینم.

از نوع هواپیما و افراد و توضیحات داخل هواپیما معذورم چون تقریباً جزء مسایل غیرگفتنى است؛ ولى اگرمى‏شد گفت 20 - 10 صفحه‏اى مى نوشتیم.

حالا تا بعد

با هر بدبختى و فلاکتى که بود پس از تقریباً 2/5 ساعت رسیدیم فرودگاه بگرام 40 کیلومترى کابل.

وقتى از هواپیما پیاده شدیم، دیدیم فرودگاه که چه عرض کنم یک منطقه مخروبه که قسمتى از آن نیز آسفالت‏باند فرودگاه بود. نه اطاقى، سالنى؛ هیچى.

ماشینى آمد پهلوى هواپیما و »یکتا نفر افغانى« با پلاستیکى که مهر و بساط ورود و خروج دستش بود، آمد جلوو پاسهامونُ مهر زد البته از بس که اینکاره نبود جاى مُهر را اشتباه تو پاس زد.

تازه از اینجا بدبختى‏هامون شروع شد.

چون رابط سفارت نیامده بود و خدمه و فرمانده هواپیما مى‏خواستند زودى برگردند ایران، دستور دادند یک‏تاکسى آمد پهلوى هواپیما. وقتى رفتیم سوار بشیم، از فرمانده پرسیدم چقدر باید بدیم راننده؟ او هم که‏مى‏خواست خود را خلاص کند، گفت: مجانى، برید ، هیچى نمى‏خواد بدین.

ما هم از همه جا بى‏خبر، خوشحال و راحت سوار شدیمُ حرکت کردیم به سوى کابل.

امّا نمى‏دونستیم که به خاطر یه ذره راه تا کابل مى‏خواد 100 دلار ازمون بگیره، وقتى در آخر کار قیمت‏رو ازش‏شنیدیم اشکمون داشت در مى‏اومد.

بگذریم.

جاده بگرام به کابل خیلى خراب بود. بیشتر قسمتهاش، بر اثر بمب و ... سوراخ، سوراخ بود. دو طرف جاده هم‏که کلاً مین‏گذارى شده بود. هراز چند گاهى به تابلویى بر مى‏خوردیم که به اردو نوشته بود » این وسایل‏خطرناک است، دست نزنید«. و عکسِ مین، راکت ، نارنجک و ... کشیده بود.

چندتا پاسگاه افغانى و چند تا پاسگاه خارجکى را رد کردیم؛ عجب هیکلهاى درشتى داشتند. وقتى مى‏دیدندایرانى هستیم هیچ کدام کارى نداشتند و بدون مزاحمت به مسیر ادامه دادیم.

در طول مسیر راننده و همکارش که همراهش بود، نوار موسیقى افغانى گذاشتند. نوارشان هم مثل آدمیزادنبود، خواننده آرام اشعارى را به اردو مى‏خواند. ما از ترس یکه خوردیم، یکدفعه با صداى بسیار بلندمى‏گفت: اى یى یى یى ه ه !

ناگفته نماند ماشینهاشونم مثل آدمیزاد نبود. بعضى فرمان دست راست، بعضى فرمان دست چپ. جاده هم که‏خراب، سرعت هم که زیاد، فکر شو بکنین چى مى‏شه.

بالاخره پس‏از دو سه بار که نزدیک بود تصادف سختى با مشینهاى روبرویى بکنیم رسیدیم به ورودى کابل.

این اولین لحظه‏اى بود که هر چه در تلویزیون دیده بودم از نزدیک مى‏دیدم. برعکس افغانى‏هایى که در ایران دیده بودم آنجا تقریباً بیشترشون شبیه ایرانى‏ها بودند ولى سبزه‏تر. که اگر ایران بیایند تقریباً از چهره، کسى‏تشخیص نمى‏دهد که افغانى هستند.

و معمولاً به خاطر تیره و نژادى که دارند، اکثراً این گروه به ایران نمى‏آیند. و در مصاحبه‏هایى که بعداً داشتیم، به‏این مطلب پى‏بردیم که غالباً در هیچ زمانى به ایران نیامده‏اند.

چون داشت وقت مى‏گذشت به راننده گفتم ما را به مسجدى ببر تا نماز بخوانیم، ما را سر راه به مسجد رسول‏اعظم برد. در ورودى که حیاط بود در کنارش وضوخانه و دستشویى قرار داشت که بسیار افتضاح بود. من ازخیر دستشویى گذشتم و با فلاکتى از گل و لاى و کثیفیهاى وسط حیاط، خود را به وضوخانه رساندم. و با آب‏یخ، وضو گرفتم.

داخل مسجد شدیم، مسجد بزرگى بود. که در کنار آن شخصى پرده‏اى آویزان کرده و معتکف شده‏بود.

ادامه دارد...

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢٦

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی