کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
استفتائات تغییر خط در 150 سال اخیر by: کاظم استادی

کاظم استادی

 (این مقاله در شماره 20 مجلۀ بهارستان منتشر شده است. برای استفاده از تصاویر، پاورقی ها و منابع باید به اصل مجله مراجعه فرمایید)

موضوع «احکام و استفتائات پیرامون خط» را می­توان در ریز موضوعات مختلفی، همانند موارد زیر دنبال کرد: رسم­الخط قرآن، مس نوشته، نویسنده، خط بریل، تغییر خط، خطوط مشکوک به قرآن، تغییر خط قرآن، چاپ قرآن با خط لاتین، خرید و فروش و نگهداری خط، اجرت خط، ابزار نگارش، و بسیاری از موضوعات دیگر.

در مقالة دیگرم تحت عنوان «بررسی و توضیح صورت مسئله فقهی تغییر خط عربی و کتابت قرآن» مطالبی از این دست بیان شد: 1. تعریف و مفهوم شناسی مسئله؛ 2. پیشینه و تاریخچه؛ 3. تبیین و شناخت صورت دقیق مسئله؛ 4.  نوشتن قرآن با خطوط مختلف و[1] 5. کتابت از نظر قرآن، روایات، اجماع و عقل.

تا آنجا که ما اطلاع یافتیم، تاکنون به مسئلة فقهی «نوشتن»، «خط» و «تغییر خط» و مسایل پیرامون آن به ندرت پرداخته شده است. مراجعه به کتب فقهی روایی، استدلالی و فتوایی و نیز رساله‌های فقهی، مشخص می‌کند که احکامی پیرامون نوشتن موجود نیست یا دست کم بسیار نادر و انگشت‌شمار هستند. 

در زمان‌های گذشته، به علت بی‌سوادی مردم در نوشتن، برای اکثریت آنها موضوع نوشتن و به تبع آن موضوع خط، مورد ابتلای عمومی نبوده است و مراجعه قابل ملاحظه‌ای، به فقها و علماء پیرامون این موضوع نداشته­اند. بنابراین احکام و استفتائات پیرامون خط یا تغییر خط، بسیار نادر است. به صورتی که کل آنها در این نوشتار کوچک، جمع شده‌اند.

ابتدا با ذکر مقدمه‌ای کوتاه در خط و تغییر خط، به همة احکام و استفتائاتی که پیرامون تغییر خط دست یافته­ایم، به ترتیب تاریخی اشاره می­کنیم.  

 خط در لغت

 خط [خ َط ط] (ع مص) کم و اندک خوردن.  ||شکافتن و حفر قبر کردن.||  منع کردن و بازداشتن غیر را از چیزی. || خطوط پیدا شدن در روی کسی.||  جهت بنا خط کشیدن گرداگرد زمین و حد پیدا کردن || به روی چیزی علامت یا خط گذاردن. نوشتن نامه را با دست یا با قلم. (منتهی‌الارب). کتابت. نوشتن. (یادداشت به خط دهخدا)||  راه خفیف در زمین نرم. (منتهی الارب). طریق. سبیل. (یادداشت به خط دهخدا). جمع: خطوط، اخطاط. موی تازه دمیده بر عارض. (آنندراج)[2] || اثر. علامت. نشان. (یادداشت به خط دهخدا)||  سطر. (ناظم الاطباء)||  قلم. (یادداشت به خط مؤلف). چون: خط[3] کوفی؛ قلم کوفی. به خط فلان؛ به قلم فلان.||  عقیده. رأی. نظر.||  سند. حجت قباله. برات. التزام کتبی.|| حکم. دستور. فرمان. امر. (یادداشت به خط دهخدا)||  حکم الهی. قضا و قدر.||  نبشته[4].   

قال الجاحظ: الخط، لسان الید و سفیرالضمیر و مستودع الاسرار و مستنبط الاخبار و حافظ الاَّثار. (نفایس الفنون). الخط، هو معرفة کیفیة تصویر اللفظ بحروف هجائه الی السماء الحروف اذا قصد بها المسمی نحو قولک اکتب «جیم»، «عین»، «فاء»، «راء» فانما تکتب هذه الصورة جعفر لانه سماها خطاً و لفظاً و لذلک قال الخلیل: لما سئلهم کیف تنطقون بالجیم من جعفر فقالوا جیم فقال انما نطقتم بالاسم و لم تنطقوا بالمسؤول عنه و الجواب «جه» لانه المسمی فان سمی به مسمی آخر کتب کغیرها نحو «یاسین»، «حامیم»، «یس» و «حم» هذا و ذکر فی تعریفه و الغرض و الغایة ظاهر لکنهم اطنبوا فی بیان احوال الخط و انواعه. (کشف‌الظنون).

 خط در فقه

لفظ خط، هم در معنا و هم در اصطلاح، استعمال شده که در ابتدا به آن اشاره شد. همچنین خط، در باب صلات نیز به مناسبت، در دو معنی به کار رفته است: 1. نشانه‏ای ممتد و باریک بر روی یک سطح؛ ۲. نوشته.

خط به معنی اول، همانند:

خط به معنای دوم، همانند:

  • از خط به معنای دوم در باب‌هایی نظیر طهارت، صلات، وصیت، قضاء و شهادات سخن گفته‏اند. مَسّ نوشتة قرآن بدون طهارت حرام و در صورت نجس شدن، ازالة نجاست از آن واجب است.[6] نماز گزاردن در برابر نوشته‏ای که خطوط آن نمایان است، کراهت دارد.[7]
  • در مسائل حقوقی و کیفری، دست نوشته، اعتباری ندارد، مگر آنکه از قراینی برای قاضی، علم به صحّت مضمون آن حاصل شود؛ از این رو، بر نوشته‏ای که به عنوان وصیت از میّتی پیدا شود، اثری مترتّب نمی‏گردد، مگر آنکه از طریقی برای قاضی علم به درستی آن پیدا شود. [8]
  • همچنین حکمی که به صورت دست نوشته، توسط قاضی‏ای برای اجرا به قاضی‏ای دیگر اعلام می‏شود، فاقد اعتبار است، مگر آنکه قاضی دوم با قراینی علم به صدور آن از قاضی نخست پیدا کند.[9]
  • کسی نمی‏تواند بر رخدادی که آن را به یاد ندارد، صرفاً با تکیه بر نوشته و مهر و امضای خود شهادت دهد، مگر آنکه شخص عادل دیگری او را تأیید کند و مدّعی نیز فردی مطمئن باشد، که در این صورت، گروهی، شهادت دادن بر پایة نوشته و امضا را نافذ دانسته‏اند، هرچند شهادت دهنده، اصل رخداد را به یاد نداشته باشد.[10]

استفتائات پیرامون تغییر خط

موضوع اصلی این مقاله، تغییر خط (نوشتار) است. به همین مناسبت، ابتدا مقدمه‌ای کوتاه در «تغییر خط» بیان می‌شود و سپس استفتائات پیرامون خط و تغییر خط، به ترتیب تاریخ نقل خواهد شد.

در جزیرة العربِ زمان پیامبر اسلام (ص)، خط «کوفی» و «نسخ» وجود داشت. کوفی از برخی خط‌های رایج در کشورهای دیگر مانند ایران، آسان‌تر بود؛ البته این خط نیز دارای عیب‌های بزرگی بود که برخی مسلمانان، برای از میان بردن آن عیب‌ها و رسایی خط، کوشش‌هایی انجام داده‌اند که از آن جمله است: 1. ابداع حرکات حروف خط کوفى به شکل نقطه توسط «ابوالاسود دوئلى»؛ 2. ابداع «نقطه» و ابداع «زیر و زبر» با دوایر کوچک و یا خطوط مورب نازک توسط «یحیى بن یعمر العدوانى» در خط کوفى؛ 3. پیشنهاد علایمى شامل فتحه، ضمه، کسره، سکون، تشدید، مد، همزه و تنوین توسط «خلیل ابن احمد فراهیدى».

با ورود مسلمان به ایران، در زمانى نسبتاً کوتاه، خط پهلوى از کاربرد عمومى ساقط شد و حتى تا چند قرن خط یا زبان نوشتارى مردم ایران، زبان و خط عربى گشت و مردم ایران به زبان فارسى چیزى نمى‌نوشتند، مگر در گوشه و کنار و آن هم غیر قابل توجه. در واقع به طور رسمى و همه‌گیر، از اواسط قرن ششم زبان فارسى در نوشتارها، نمایان شد. سده ششم هـ.ق، آغاز خطاطى فارسى در ایران است.

سده دوازدهم، با ورود چاپ و حروف‌چینى سربى به ایران، کاهش چشم‌گیرى در خطاطى پدید آمد؛ حتى پس از آن، به مرور خطاطى کتاب، فقط به صورت تفنّنى و تزیینى به کار رفته است. در همین دوران، پس از گرفتاری‌هایی که بر سر کشورهای اسلامی همانند عثمانی و ایران به وجود آمد و پیشرفت‌های چشم‌گیری که اروپاییان پیدا نمودند. بسیاری را متوجه عقب ماندگی‌های مسلمانان نمود. در این میان توجه آنها به سطح سواد مردم جلب شد. و الفبای فارسی ـ عربی را علت بی‌سوادی مردم دانستند و راه پیشرفت را در باسواد نمودن مردم، از طریق تغییر الفبای قدیم پیگیری کردند.

شاید آخوندزاده اولین کسی باشد که نسبت به ابداع خط جدید اقدام نمود و این اقدام او خبری شد. البته پیش از آخوندزاده، مسیو بارب، ناظر مدرسه السنه شرقیه وین، خطی برای خط اسلام، اختراع نمود و چند کتاب فارسی و عربی را به همان خط در وین منتشر کرد. همچنین منیف‌افندی وزیر دولت عثمانی، در سال 1239 ش. رساله‌ای درباره تغییر خط و ضرورت ‌اصلاح‌الفبا نوشت و در جمعیت‌ علمیه عثمانیه‌ سخنرانی کرد.

آخوندزاده پس از اطلاع از اینکه کسانی در عثمانی موافق تغییر خط هستند، علاقه‌مند شد تا از طریق عثمانی پیگیر طرح خط خود شود. وی رسالة خود را به صدراعظم عثمانی، فؤاد پاشا  تقدیم کرد،اما بدون گرفتن نتیجه، از استانبول به قفقاز بازگشت. تلاش دوبارة او نیز در دربار عثمانی، بی‌ثمر ماند. به سال 1248ش. میرزا ملکم خان نیز به جرگة طرفداران تغییر خط پیوست. در سال مرگ آخوندزاده، بحث تغییر خط رونق گرفت و مقالاتی در روزنامه‌های اختر و حریت، ترقی عثمانی و نیز روزنامه‌های قفقاسیه منتشر شدند و تا کنون ادامه داشته‌اند.[11]

 1. استفتاء از انجمن علمی عثمانی[12]

 ترجمة بخشی از  بیانیة انجمن علمی عثمانی[13] که در تاریخ 20 صفر 1280، برای فتحعلی آخوندزاده نگارش شده است: «... رسم‌الخط یاد شده بررسی گردیده، توضیحات لازم از پدید آورنده‌اش مطالبه شده. رسم‌الخط موجود در میان امّت اسلامی، هرگز به افادة مرام مساعد نیست و به قرائت منظور از آن لفظ وافی نمی‌باشد، زیرا هر کلمه‌اش به چندین صورت قرائت قابلیّت دارد. این وضع همواره موجب بروز اشکال برای اهل مطالعه، به ویژه با کمبود افراد آشنا با خواندن و نوشتن در ممالک اسلامی می‌باشد. رسم‌الخط جدید این محذورها را بر می‌دارد. پذیرش این رسم‌الخط اساس کتابت را آسان می‌سازد و موجب نشر معارف در میان همگان خواهد شد. نظر ما این است که این اصلاح تأثیر مهمی در نشر معارف خواهد داشت و هیچ ربطی به امور دینیّه نخواهد داشت، زیرا رسم‌الخط در دوران اسلامی چندین بار دگرگون شده است و لذا پذیرش رسم‌الخط جدید هیچ محذور شرعی ندارد، بلکه فوائد و محسّنات فراوان دارد. البتّه تحصیل رضایت عمومی به هنگام اصلاح و تغییر بسیار مشکل خواهد بود، چنان‌که خودش به آن اعتراف دارد، ولی در آینده با انتشار این رسم‌الخط فوائد مترتّب بر آن مشاهده خواهد شد. فعلاً فقط اجازه داده شود که این رسم‌الخط به عنوان یکی از خطوط اسلامی مطرح شود و به این افتخار مفتخر گردد.[14]

 2. استفتاء از مراجع و علماء مشهد[15]

جناب میرزا یوسف خان مستشارالوزارء ـ که از رجال محترم ایران و این ایام در خراسان هستند ـ مکتوبی در ضمن لزوم اصلاح خط اسلامیان نوشته‏اند که این مکتوب مشتمل است بر صورت استفتائی که در این مطلب از علمای اعلام ـ اجل الله شأنهم ـ نموده و جوابی که از ایشان داده شده است[16] و در این ضمن از ما و از رفقای ما که در این پای‏تخت هستند، ترویج این مطلب را خواسته‏اند؛ لهذا صورت همان مکتوب را در اینجا آورده، برای تمام کردن سخن نیز مترصد موقع آن خواهیم بود. (صورت کاغذ استفتا)

  بر خاطر حقایق بین و ضمیر منبر دقایق آیین علمای اعلام و مروجین دین مبین اسلام ـ کثرالله امثالهم ـ مستور و پوشیده نیست که ملل خارجه در امور دنیویه و عقل معاش و ترویج تمدن، بی‌حد و اندازه ترقی کرده و پیش افتاده‏اند و روز به روز به حالت ترقی و استیلای خود می‏افزایند. اگر ما به نظر انصاف و مآل‏بینی به روش و رفتار دوَل فرنگستان نگاه کنیم، این معنی را با هزاران تعجب و حیرت تصدیق خواهیم کرد. و اگر حالت صد سال قبل از این آنها را با حالت حالیه‌شان موازنه کنیم، خواهیم دید که در ظرف این مدت به چه پایه ترقی کرده‏اند. لندن کجا است، کابل و قندرها کجا! پتربورغ کجا است، سمرقند و تاشکند کجا!

به حکم عقل و انصاف و تجربه، این را انکار نمی‌توان کرد که این همه ترقیات و استیلای ملل و دوَل خارجه از اهتمامات فوق‌العادۀ آنها است در امور تمدن و عقل معاش و تسهیل امور دنیویه و تجهیز لشکر و آبادی کشور و نظم ممالک و آسایش رعایا. و بدون اغراق علانیه می‏بینیم که جمع ملل اسلام را در اکثر امور دنیویه محتاج به خود کرده‏اند و احتیاجمان به ایشان به حدی به درجۀ افراط رسیده که اگر پیران ما می‌خواهند تلاوت قرآن مجید بکنند، عینک کار فرنگ را باید به چشم بگذارند؛ وقتی که می‌خواهم در اجرای آیین دینی وقت را بشناسیم، ساعت فرنگی را بغل می‌گذاریم؛ اسباب روشنائی که جزو اعظم لوازم تمدن است، همه از آنها است؛ صنعت طبع کتب را از فرنگی‌ها اخذ کرده‏ایم. پیش از این یک طلبه برای تحصیل کتابی، مبلغ‌ها بایستی پول صرف کند؛ اکنون که به‌واسطۀ صنعت طباعت کتب فراوان و ارزان شده، با وجه قلیل هر قسم کتاب را می‌توانند تحصیل بکنند؛ و همچنین از آنها است کاغذهائی­ که در کتاب قرآن مجید و کتب دیکر استعمال می‏شود. صنعت آبله‏کوبی که پنجاه سال قبل از این در ایران معمول نبود و در هر سال چندین هزار از اطفال ما تلف یا معیوب می‏شدند و بعد از انتشار دادن نواب غفران‌مآب، عباس میراز نایب السلطنه ـ طاب ثراه ـ این صنعت شریف گران‏بها را، در ایران صد یک سابق اطفال ایرانیان تلف و عیبناک نمی‏شوند، از فرنگیها است. پنبه را از مایمکن به دو قران می‌خرند، چلوار و چیت و امثال ذلک ساخته، آورده یمکن به شصت قران به ما می‌فروشند. ابریشم را یمکن به شش تومان از ما می‌خرند، حریر و غیره بافته، به ایران آورده، یمکن از چهل الی صد تومان، بلکه زیادتر، به ما می‏فروشد. پشم را یمکن به سه قران خریده بوده، ماهوت و سایر پارچه‏ها درست کرده، برمی‌گردانند یمکن چهل، بلکه پنجاه تومان به ما می‌فروشند. آهن را قلم‌تراش و مقراض و سایر اسباب‌ها ساخته، نیم مثقال آنها را به دو مثقال نقره به ما می‌فروشند. مختصر اینکه ما در کلیات و جزئیات خود را محتاج به آنها کرده‏ایم، حتی کفن اموات ما از کار آنها است.

  در شهرهای ایران با وفور لبنیات، یک من پنیر را به چهار قران می‌خریم، اما فرنگی‌ها به سکه کار را به زور علم و صنعت سهل و آسان کرده‏اند. قند را از سه چهار دریای معظم و راه‌های بعید حمل کرده و در چند دولت باج داده، به ایران آورده، گمرک داده، در شهرهای ما به قیمت پنیر می‌فروشند. تلگراف که به واسطۀ آن با فرنگستان و چین و هندوستان و دنیای جدید مخابره می‌کنیم، از اختراعات حیرت‏آمیز آنها است. راه آهن و کشتی بخار که ده فرسنک مسافت را در یک ساعت طی می‌کند، از هنر بدیع آنها است. کم مانده که کشتی هوایی را (بالون) تکمیل کرده، در یک ساعت پنجاه فرسخ راه طی بکنند. تصویر عکس و این همه انکشافات در نجوم و هندسه و ژغرافی و حکمت طبیعی و طب و جراحی و پیدا کردن ادویه و چندین ستاره‏های سیار و حالت تکون و خلقت طبقات ارض و صنایع لاتعد و لاتحصی، از جد و جهد آنها است. یکی در مشهد با دوست خود که در طهران است، گفتگوی تلگرافی می‌کند، به طوری که لحن و کلام و آواز همدیگر را می‏شناسند یا عکس خط و صورت و شمایل خود را در آن واحد از طهران به اسلامبول می‌رساند، به‌واسطۀ هنر تعجب انگیزة آنها است.

  مسلّم صاحبان دانش و انصاف است که این گونه ترقیات را در صنایع و علوم، هیچ جهت و  سبب نیست، مگر خواندن و نوشتن به طور سهل و آسان در مدت قلیل که کمتر از ده سال نمی‏باشد، چنان‌که به رأی‌العین می‏بینیم اطفال فرنگستان را در هفت سالکی به مکتب‌ها و مدرسه داخل کرده، به خواندن و نوشتن وامی‌دارند. در ظرف هفت سال ثانی خواندن و نوشتن زبان اصلی خود را به علاوۀ صرف و انشا و ژغرافی و تاریخ و حساب و هندسه و نیز از مقدمات نجوم و حکمت طبیعی و شیمی و فن نقاشی و منطق و خطابت و علم معادن و طبقات ارض و نباتات و حیوانات و فقه خودشان و غیره غیره شمه‌ای می‏آموزند. وقتی که به سن چهارده رسیدند، انسانی می‏شوند آراسته دارای چندین علم صاحب انواع فنون و بعد هر کس به مناسبت حالت و استعداد فطری خود سه چهار سال دیگر در یکی از این علوم و فنون خود را به درجۀ کمال رسانیده یا طبیب حاذق می‏شود یا مهندس ماهر یا منجم بصیر یا نقاش کامل یا فقیه دانا. وقتی که به سن نوزده و بیست می‌رسند، مردی می‏شوند آراسته و از همه جای دنیا آگاه و از صنایع خالق بی‌چون با خبر [و] دارای چندین علم و هنر و صاحب حرفت و صنعت مخصوص، به وجه اتم و اکمل.

  سبب این مذکورات، ابتدا سهولت رسم خط آنها است که اطفالشان به این زودی در مدت قلیل، به این پایۀ جلیل می‌رسند و بعد وضع و نظم تدریس و تعلیم و تعلم آنها است که در نهایت درجه، سهل و آسان است و اطفال را کسل و بی‏غیرت و دل‏زده نمی‌کند. حال اگر بنده طرز و طور تعلیم و تدریس و کتابت آنها را در این مختصر شرح و بسط بدهم، باعث اطالۀ کلام و موجب زحمت و تصدیع مطالعه کنندگان این اوراق خواهد شد. مقصود بنده این است که از خاطر حقانیت ذخایر علمای عظام این مطلب را استمزاج و استعلام کنم هر گاه خط حاضر ما طوری اصلاح بشود که در طبع کتب به اساس و صور و اشکال آنها تغییر عمده داده نشود، ولی در تعلیم اطفال نوآموز ما و تحصیل طلاب تسهیل و ترقی علانیه ظاهر بشود، مثلاً الآن که اطفال ما بعد از دو سال درس خواندن باز اکثری قرآن مجید را نمی‏توانند صحیح و بی‏غلط بخوانند، اما بعد از آن اصلاح در خط که مقصود ما است، در دو ماه هم قرآن مجید و هم سایر کتب و نوشته‌جات را در کمال صحّت و درستی، بدون غلط بخوانند و نیز کتب مطبوعۀ ما، یعنی کتاب‌های باسمه و چاپی بدون یک غلط، در کمال صحیحی و پاکیزگی و ارزانی بیرون بیاید و اطفال ما در ظرف چهار پنج سال مراسله نوشتن را با اقسام چهارگانۀ حساب و ژغرافی و تاریخ و مقدمات سایر فنون و علوم نیز بهره‏یاب شوند و نیز در ضبط لغات عربی و فارسی محتاج به وزن و تعریف اعراب نشویم که هم باعث جسامت کتاب لغات می‏شود و هم موجب گرانی قیمت آنها و قرآن مجید و ادعیۀ شرفیه را به کمال صحّت و درستی قرائت کنیم و الفاظ و اصطلاحات خارجه را که در این عصر از استعمال آنها ناگزیریم، لیکن به علت عدم اعراب، همه را ناصحیح تکلم می‌کنیم و پس از اصلاحی که در نظر صاحبان این خیال عالی است، همۀ این معایب رفع خواهد شد. آیا در این صورت به آیین دین اسلام نقصی وارد خواهد آمد یا نه؟ با اینکه در بدو ظهور اسلام خط کوفی معمول بود و قرآن مجید با خط کوفی ثبت و ضبط شد، بعد حسن بن مقله آن را تغییر داده، خط نسخ حاضر را ابداع و اختراع کرد. پس از آن به تدریج خط نستعلیق و ثلث و شکسته و رقاع و غیر ذلک از آنها منشعب شد. در صورتی که ائمه و علمای سلف آن تغییر و اصلاح را جایز دانستند، این اصلاح را نیز که در عصر حاضر احتیاجمان به آن به اعلا درجه است و محسّنات آن مسلّم و آشکار علمای حاضر ـ کثرالله امثالهم ـ تجویز خواهند فرمود یا خیر؟ سؤال این بود که عرض شد؛ مستدعی جوابم.

  این استفتاء به عرض حضرات علمای اعلام و مجتهدین کرام در مشهد رضا ـ علی جده و آبائه و علیه‌السلام ـ شرفیابی از حضور ایشان حاصل است رسیده، هر کدام شرحی مبسوط در جواز، بل رجحان این مطلب مرقوم و به خاتم شریف خودشان مختوم فرموده‏اند. از آن جمله جناب عالم نحریر و فاضل بی‏نظیر، حاجی میرزا نصرالله مجتهد[17] مشهد است و جناب مستطاب حاجی میرزا ابراهیم علوی مجتهد سبزواری[18] و جناب سلاله الاطهار آقا میرزا احمد[19] و فخرالسادات و الافاضل حاجی میرزا باقر حسینی[20] و فخر دودمان مصطفوی آقا میرزا محمد حسین امام جمعۀ اصفهان[21] و جناب مستطاب عالم کامل محمد خان مجتهد کرمان[22] ـ اجلّ الله شأنهم ـ و به خصوص جناب آقای کرمانی در این مطلب به طور کافی و مفصّل شرح و بسط داده، ملتفت بودن خودشان را از نکات کار واضح و دلائل رجحان این امر را آشکار فرموده‏اند و فتوای جناب حاجی میرزا نصرالله که خلاصه فتاوی است، عیناً درج می‏شود. (صورت فتوی)

(بعد از ذکر نام یزدان جهان آفرین)

تغییر در خط کتب یا اختراع خط جدید مطلقاً جایز است، بلا اشکال، بلکه هر گاه موجب تسهیل تعلیم و تعلّم و تصحیح قرائت بشود، راجح خواهد بود. اگر کسی توهّم کند که این تغییر تشبه به اهل خارجه است و جایز نیست، این توهّم ضعیف است، چون که این گونه تشبّهات حرام نیست، و الاّ استعمال سماور و... باید جایز نباشد.

                                   (جای امضا و مهر جناب مستطاب حاجی میرزا  نصرالله  است)

 3. استفتاء از شیخ الاسلام قفقاز

... اطلاع حاصل کردیم[23] که عالی‌جاه مومی‏الیه،[24] دو نسخه از رسالۀ مذکور را خدمت جناب مستطاب عمدة‌العلما و المجتهدین مرجع الاسلام و المسلمین آقایی شیخ الاسلام قفقاز فرستاده، رسالۀ مذکور در نظر انور حقایق منظر آن جناب ـ اطال الله بقاء ـ موقع حسن قبول یافته، لزوم اصلاح الفبای اسلام را به موجب تعلیقۀ که به عالی‌جاه مومی‌الیه مرقوم داشته، تصدیق... فرموده‏اند. سواد تعلیقۀ آن جناب را که در این خصوص مرقوم فرموده‏اند، از جای معتبری به ادارۀ اختر رسیده بود، اینک در ذیل عیناً صورت آن را می‌نویسم. (صورت مکتوب)

[به خدمت آقا میرزا رضا نایب و مترجم جنرال قونسولگری اعلا حضرت شاهنشاه ایران در تفلیس]

  مکتوب شریف آن جناب با دو نسخه از رساله‌ای که در خصوص اصلاح حروف هجا، یعنی الفبای مسلمانان مرقوم و مطبوع و مرسولم فرموده بودند، وصولم گردید؛ آن را از اول تا آخر ملاحظه کردم. این معلوم است که موافق قواعد هندسی، هر قسم شکل نقشی بر کیفیت ممیزه که عارض صورت انسانی می‌شود، می‌توان داد و نقوشی که آن جناب به قلم آورده است، الآن جمیع آنها در خطوط اهل اروپ بعضی در بعضی موجود و مستعمل است. فی‏الحقیقه اشکال نقوش علی‌هذه لزومیت ندارد و همان نقوش به خط الفبائیی بسیار مناسبت دارد، اما دلایلی که در باب لزوم اصلاح الفباء مسلمانان اقامه فرموده بودند، مرا بسیار خوش آمد و مسرورم ساخت و بر آن فخر و مباهات کردم و به خیال آن جناب تشکر نمودم که مطالب را خوب فهمیده است بالکلیه در آن خیال با آن جناب شریکم، لکن چه فائده اولاً آحاد ملت ما عموماً و ثانیاً علمای ملت ما خصوصاً در میان نقوش و الفاظ و معانی فرق نگذاشته، بلکه همه را یک چیز اعتبار کرده‏اند. به مجرد اینکه اشکال حروف و صورت نقوش آنها تغییر یافت، فریاد می‌زنند که دین از دست رفت و مذهب نابود گشت، قرآن و کتاب تغییر یافت و نمی‌دانند که الفاظ و معانی قرآن و کتاب تغییر نیافته است، بلکه آنچه تغییر یافته است، همین اشکال نقوش حروف است. الفاظ و معانی چیز دیگر و صورت و اشکال حروف چیز دیگر است. تغییر نقوش حروف مستلزم تغییر الفاظ و معانی نیست. موافق شرع انور به تغییر الفاظ و معانی راهی نیست، ولی اشکال و حروف به هر طور نوشته شود، الفاظ و معانی در جای خود باقی است و هرگز با شرع انور مخالفت ندارد. چه چاره با همۀ اینها یا ندانسته یا نفهمیده و یا عمداً همان فریاد را خواهند زد. چه توقع می‌توان کرد از یک قومی که جسد بی‏روح باشند. وای بر احوال ملتی که لام آن منقلب به یا شده است. و مرگ‏ باد بر آن علما که عین آن منقلب به ظا است؛ والسلام.             

 (امضا)  (شیخ الاسلام آخوند احمد حسین زاده)

4. آیت الله العظمی بروجردی

جمله‌ای منصوب به آیت‌الله بروجردی در نوشته­های مختلف، بدون ذکر منبع موجود است:

«هدف اینان از تغییر خط، دور کردن جامعة ما از فرهنگ اسلامی است. من تا زنده­ام اجازه نمی­دهم این کار را عملی کنند. به هر جا که می‌خواهد منتهی شود»

پیگیری فراوانی صورت گرفت، اما منبعی برای آن شناخته نشد. حتی از نوة ایشان، حضرت حجت‌الاسلام علوی طباطبایی، نیز پرسیده‌شد؛ ایشان نیز با ذکر همان مطلب، فرمودند که منبع و مرجعی برای آن نمی‌دانند. تنها منبعی که به ذکر این مطلب اشاره دارد، یکی از اسناد ساواک به تاریخ 18 آبان 38  است که مأمور ساواک گزارشی را از قول حجت الاسلام فلسفی نقل کرده است که در آن پیرامون همین موضوع، سخنی ذکر شده است:

 «محمد تقی فلسفی، واعظ معروف، می‌گفت چون کلیة کتب و آثار دینی از صدر اسلام تاکنون با خط عربی و فارسی فعلی نوشته شده، چنانچه بخواهند تغییر خط را در ایران عملی سازند، با مخالفت شدید مراجع مذهبی روبه‌رو خواهند شد. فلسفی گفته موضوع تغییر احتمالی خط به اطلاع آیت الله بروجردی نیز رسیده و ایشان هرگز حاضر نیستند در حوزه­های علمیه خط لاتین جانشین خط فارسی که تشابه کامل به‌خط عربی دارد، گردد و در موقع خود روحانیون اقدامات شدید و مؤثری علیه نهضت جدید تغییر خط شروع خواهند نمود. [25]

 5. فتوای علماء اهل تسنن

حکم کتابة القرآن الکریم بغیر اللغة العربیة

أصدر المجلس الأوربی للإفتاء والبحوث، فی نهایة أشغال دورته العادیة الثامنة عشرة، التی عقدها بالعاصمة الفرنسیة باریس من 1 إلى 5 یولیو الجاری، فتوى حرّم بموجبها کتابة النّص القرآنی بغیر الحرف العربی. واعتبر المجلس أنّ نصّ القرآن الکریم الذی أنزله الله على رسوله محمد صلى الله علیه و سلّم باللغة العربیة، لا یمکن أن ینطق بشکل سلیم، إلاّ إذا کتب باللغة العربیة، نظرا لخصوصیات هذه اللغة فی نطق الحروف و مخارجها.

و قال المجلس إنّ کتابة القرآن، أو حتى آیة منه، بالحرف اللاتینی أو غیره من الحروف الأخرى غیر العربیة، یجعل النّطق به محرّفا، بل مخالفا أو حتى مناقضا إلى معنى نصّه الأصلی، و هو ما یوجب الحیطة البالغة فی کتابة کلام الله تعالى بالشکل الذی أنزل به. واستثنى المجلس من ذلک حالات تعلّم ا لقرآن لغیر العرب من المسلمین، فی مرحلتهم الأولى، ولفترة قصیرة وجدّ محدّدة، ریثما یتیسّر لهم تعلّم النطق بالحروف العربیة وحفظ ما تیسّر من القرآن للصّلاة، واشترط فی ذلک أن تکون تلک النصوص مصحوبة بالنّطق العربی، و أن تمحى حال الإنتهاء منها.

و کان الشیخ صالح العود، أحد علماء المسلمین المقیمین فی باریس، و صاحب أوّل مدرسة إسلامیة فی فرنسا، قد تقدّم للمجلس ببحث واف فی الموضوع، بیّن فیه مخاطر انتشار مصاحف کتب فیها النّصّ القرآنی بالحرف اللاّتینی، على أبناء المسلمین فی أوربا.

و قال الشیخ العود فی کلمته التی قدّم بها بحثه، إنّ کتابة النصّ القرآنی بالحرف اللاتینی، بدأت بکتب تعلیم الصّلاة باللغة الفرنسیة، ضمّت کتابة سورة الفاتحة، بالنّطق العربی و مکتوبة بالحرف اللاتینی. ثم تطوّر الأمر إلى الفاتحة و قصار السّور، ثم طباعة ما اعتبره هؤلاء مصحفا یحمل جزئی عمّ و تبارک، و انتهى إلى طباعة القرآن کاملا.

و أوضح فضیلته أنّ هذا العمل، إضافة إلى أنّه یقدّم نصّا لکتاب الله مشوّها فی طریقة نطقه، ما یجعل معانیه محرّفة و مسیئة لکتاب الله العزیز، فإنّه أیضا یصرف المسلمین عن لغة القرآن، و ینأى بهم عن مصادر فهم دینهم وثقافتهم. و أو ضح الشیخ العود أنّ تعلّم العربیة من تعلّم الدین لأنّ اللغة العربیّة هی «اللسان» لقرائة القرآن، و فهم الدین، و أداء الفرائض، وإقامة الشّعائر، و هذه هی قناعة رسول الله وأصحابه، والتّابعون لهم بإحسان، بل ویجب أن تکون قناعة کلّ مسلم عربیّ أو أعجمیّ فی کلّ مکان وزمان. و أضاف: هاهو الخلیفة الثّانی عمر بن الخطّاب... ـ کما یروی ابن أبی شیبة عن عمر بن یزید ـ أنّه قال: کتب عمر بن الخطّاب إلى أبی موسى الأشعری: أمّا بعد، فتفقّهوا فی السُّنَّة، وتفقّهوا فی العربیّة. و فی روایة أخرى له عن عمر أنّه قال: تعلّموا العربیّة فإنّها من دینکم. و أضاف: یتساءل البعض: هل نُعَرّب أم نُغَرّب؟ أُجِیبُ سریعا و أقول: نُعَرّب اللّسان، و لا نُغَرّبُ القُرْآن.

و استدلّ الشیخ العود برسائل الرسول صلى الله علیه و سلّم حین راسل الملوک و العظماء: یدعوهم إلى الإسلام، و یبیّن لهم الشّرائع و الأحکام، و قد کان منهم «عرب» و «عجم»، و مع ذلک لم یکتُب لهم آیة واحدة بلغاتهم، مع وجود من یترجم له مثل أُبَیّ، و سَلْمَان، و صُهَیْب، و غیرهم. فما هو السّبب یا ترى؟ فی حین أنّهم أعداء له ولدینه، و أنّه قد یُخشى منهم أن لا یهتمّوا بقراءة مکاتی به؟ وأجاب على ذلک بما أورده الإمام الحافظ أحمد بن حجر العسقلانی فی کتابه (فتح الباری فی شرح صحیح البخاری) فیقول: «لیس من سبب سوى أن یسلّطهم على تعلیمه، ولا سبیل إلى ذلک إلاّ العربیّة، فکأنّه علیه السّلام حملهم على تعلّمها، حتّى یفهموا ما جاءهم من عنده من بیان وقرآن.»

و خلص الشیخ العود، إلى أنّ «أخطر هجمات الغزو الفکری الحدیث ضدّنا، حین یصل الحال إلى کتابة القرآن الکریم بالحرف اللاّتینی عوضا عن الحرف العربی، وتبَنّی هذه الفکرة الغاشمة من أمکر الوسائل الخبیثة والحاقدة نحو أعظم مقدّسات الإسلام». و قال إنّ فکرة استبدال الحروف العربیّة بالحروف اللاّتینیّة فی کتابة النّص القرآنی، «مؤامرة دنیئة» على نصّ القرآن المقدّس، تستهدف «مصحف المسلمین» فی أرجاء العالم، لتجرّده من أعظم خصائصه الّتی أنزله الله بها، و تستبدل الرّسم العثمانیّ الخالد، الّذی کتِب به منذ ما یزید على أربعة عشر قرنا، و المجمع علیه عند جمهرة أئمّة الدّین، بحروف قاصرة غیر عربیّة.

و قدّم الشیخ العود سردا للمصاحف التی طبعت بغیر الحرف العربی، و بیعت فی الأسواق، ثمّ أتبعها بمواقف کبار العلماء و الهیئات العلمیة و الشرعیة التی تحرّم ذلک بشکل قط عی، من أهمّها قرار هیئة کبار العلماء فی المملکة العربیّة السّعودیّة رقم 67 بتاریخ 21/10/1399هـ فی دورتها الرّابعة عشرة، و الذی قضى بالإجماع بتحریم کتابة القرآن بالحروف اللاتینیة أو غیرها من حروف اللغات الأخرى. و کذلک قرار مجمع الفقه الإسلامی بمکة المکرّمة، الذی صدر بتاریخ 21/10/1399هـ الذی أکّد نفس الموقف الشرعی، و کذلک مجمع البحوث الإسلامیة بالقاهرة.

و تداول الکلمة أعضاء المجلس، فأکّد الشیخ الخمار البقالی، رئیس هیأة الأئمة فی هولندا، مخاطر هذه الکتابة، من خلال تجربته فی تحفیظ القرآن الکریم فی هولندا، مثل قولهم «کلا سیألمون» بدل «کلا سیعلمون»، و «أنأمت ألیهم» بدل قوله تعالى «أنعمت علیهم». و قال إنّ مخاطر هذه الکتابة واضحة على أبناء المسلمین و لا بدّ من وقفة تجاهها. و أکّد جمیع المتحدّثین هذا المعنى. لکنّ الشیخ عبد الله الدعیج (إیرلندا) نبّه إلى ضرورة استثناء الحاجة التعلیمیة، لأنّ بعض المسلمین من غیر العرب یصعب علیهم جدّا حفظ ما تیسّر من القرآن انطلاقا من اللغة العربیة، بهدف أداء فریضة الصّلاة، و من الحکمة مراعاة حالاتهم، استثناء.

و قال الشیخ یوسف القرضاوی إنّ فتح الباب لکتابة القرآن بالحرف غیر العربی، ی فتح باب فتنة خطیرة، و أکّد أنّ الحکم فی هذه الکتابة التحریم، و أنّ طباعة هذه المصاحف حرام، و حرام کذلک بیعها و الإتجار فیها، و طلبها و توزیعها، و أنّ المطلوب إحراق ما طبع منها وإتلافه، و إزالتها من الأسواق تماما. و استثنى من التحریم، ما تقتضیه الضرورة التعلیمیة، لجزء یسیر من القرآن، على أن یکون ذلک مصحوبا وجوبا، بنفس النصّ القرآنی منطوقا بالعربیة، و قد یسّرت الوسائل التقنیة الشائعة هذا، و جعلته فی متناول عموم الناس. و هذا ما انتهى إلیه المجلس فی قراره الختامی، بعد مناقشة مستفیضة للموضوع./ المصدر موقع الفقه الإسلامی

 

تحریم کتابة القرآن الکریم بحروف غیر عربیة أعجمیة أو لاتینیة

السؤال الاول... هل یجوز کتاب القرآن الکریم بالرسم الحالی (النسخة – الرقعة – الکوفی)

فمثلا نکتب کلمة (الصلوة) حسب الرسم العثمانی نکتبها هکذا (الصلاة) بالرسم الحالی  فمثلا نکتب کلمة (السموت) حسب الرسم العثمانی نکتبها هکذا (السماوات) بالرسم الحالی فمثلا نکتب کلمة (ثلث وربع) سورة فاطر آیة1حسب الرسم العثمانی نکتبها هکذا (ثلاث ورباع) بالرسم الحالی.

السؤال الثانی... هل یجوز ان نکتب القرآن الکریم باللغة اللاتینیة.. لتسهیل النطق والحفظ للاجانب

مثال1: «تبت یدا ابی لهب و تب»  نکتبها هکذا “tabat yda abi lahab watab”  

مثال2: «اذا جاء نصر الله و الفتح» و نکتبها هکذ “eza ja naser allah wa al ـ fateh “

فی سورة النجم آیه «وأنه هو أغنى وأقنی» سورة النجم آیة 48 فهناک فرق بین «أغنى» و «أقنى» و فی هذه الحالة کیف تکتب هذه الکلمة باللغة اللاتینیة مع أن الفرق بینها کبیر... على العموم... أفتى العلماء بالتحریم... على المسألتین الاولی و الثانیة.[26]

وافتت هیئة کبار العلماء فی المملکة العربیة السعودیة

بعد دراسة الموضوع و مناقشته و تداول الرأی فیه، قرر المجلس بالإجماع: تحریم کتابة القرآن بالحروف اللاتینیة، أو غیرها من حروف اللغات الأخرى، و ذلک للأسباب التالیة:

1-    إن القرآن قد نزل بلسان عربی مبین، حروفه و معانیه، قال تعالى:

{َإِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ}{نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ}{عَلَى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ}{بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ} و المکتوب بالحروف اللاتینیة لا یسمى قرآنا، لقوله تعالى:{وَکَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ قُرْآنًا عَرَبِیًّا} و قوله:{لِسَانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هَذَا لِسَانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ}.

2-   إن القرآن کتب حین نزوله، و فی جمع أبی بکر، و عثمان،... إیاه فالحروف العربیة، و وافق على ذلک سائر الصحابة... و أجمع علیه التابعون، و من بعدهم إلى عصرنا، رغم وجود الأعاجم، و ثبت عن النبی ـ صلى الله علیه و سلم ـ أنه قال: «علیکم بسنتی و سنة الخلفاء الراشدین المهدیین».

3-   فوجبت المحافظة على ذلک، عملا بما کان فی عهده ـ صلى الله علیه و سلم – و خلفائه الراشدین،... و عملا بإجماع الأمة.

4-    إن حروف اللغات من الأمور المصطلح علیها، فهی قابلة للتغییر مرات بحروف أخرى، فیخشى إذا فتح هذا الباب أن یفضی إلى التغییر کلما اختلف الاصطلاح، و یخشى أن تختلف القراءة تبعا لذلک، و یحصل التخلیط على مر الأیام، و یجد عدو الإسلام مدخلا للطعن فی القرآن للاختلاف و الاضطرابات، کما حصل بالنسبة للکتب السابقة، فوجب أن یمنع ذلک محافظة على أصل الإسلام، و سدا لذریعة الشر و الفساد.

5-   یخشى إذا رخص فی ذلک أو أقر: أن یصیر القرآن ألعوبة بأیدی الناس، فیقترح کل أن یکتبه بلغته، و بما یجد من اللغات، و لا شک أن ذلک مثار اختلاف وضیاع، فیجب أن یصان القرآن عن ذلک صیانة للإسلام و حفظا لکتاب الله من العبث و الاضطرابات.

6-   إن کتابة القرآن بغیر الحروف العربیة یثبط المسلمین عن معرفة اللغة العربیة، التی بواسطتها یعبدون ربهم، و یفهمون دینهم، و یتفقهون فیه، هذا و بالله التوفیق، و صلى الله على محمد و آله و صحبه و سلم. / و قد وجه سؤال إلى سماحة الشیخ عبد العزیز بن باز الرئیس العام لإدارات البحوث العلمیة، هذه الفتوى الصادرة عن الهیئة فی دورتها الرابعة عشر بالطائف، فی شوال (1399) هـ.

 هیئة کبار العلماء فی المملکة العربیة السعودیة

بعد دراسة الموضوع و مناقشته و تداول الرأی فیه، تبین للمجلس أن هناک أسبابا تقتضی بقاء کتابة المصحف بالرسم العثمانی، و هی:

1-   ثبت أن کتابة المصحف بالرسم العثمانی، کانت فی عهد عثمان... و أنه أمر کتبة المصحف أن یکتبوه على رسم معین، و وافقه الصحابة، و تابعهم التابعون، و من بعدهم إلى عصرنا هذا. و ثبت أن النبی ـ صلى الله علیه و سلم ـ قال: «علیکم بسنتی و سنة الخلفاء الراشدین المهدیین» فالمحافظة على کتابة المصحف بهذا الرسم هو المتعین، اقتداء بعثمان و علی، و سائر الصحابة، و عملا بإجماعهم.

2-   إن العدول عن الرسم العثمانی، إلى الرسم الإملائی الموجود حالیا، بقصد تسهیل القراءة! یفضی إلى تغییر آخر إذا تغیر الاصطلاح فی الکتابة، لأن الرسم الإملائی نوع من الاصطلاح، قابل للتغیر باصطلاح آخر، و قد یؤدی ذلک إلى تحریف القرآن بتبدیل بعض الحروف أو زیادتها أو نقصها، فیقع الاختلاف بین المصاحف على مر السنین، و یجد أعداء الإسلام مجالا للطعن فی القرآن الکریم، و قد جاء الإسلام بسد ذرائع البشر، و منع أسباب الفتن.

3-   ما یخشى من أنه إذا لم یلتزم الرسم العثمانی فی کتابة القرآن: أن یصیر کتاب الله ألعوبة بأیدی الناس، کلما عنَّتْ لإنسان فکرة فی کتابته اقترح تطبیقها، فیقترح بعضهم کتابته باللاتینیة أو غیرها، وفی هذا ما فیه من الخطر، ودرء المفاسد أولى من جلب المصالح. و بناء على هذه الأسباب، اتخذ المجلس ! القرار التالی. یرى مجلس هیئة کبار العلماء: أن یبقى رسم المصحف على ما کان بالرسم العثمانی، و لا ینبغی تغییره لیوافق قواعد الإملاء الحدیثة، محافظة على کتاب الله من التحریف، و اتباعا لما کان علیه الصحابة، و أئمة السلف...  و الله الموفق، و صلى الله على نبینا محمد./ و وجه سؤال إلى مجلس البحث الفقهی بلندن، فأرسل هذه الفتوى مشکورا، و هی برقم (71) و بتاریخ (21 / 10 / 1399) هـ.

 مجلس المجمع الفقهی الإسلامی مکة المکرمة

إن مجلس المجمع الفقهی الإسلامی قد اطلع على خطاب الشیخ هاشم وهبة عبد العال من جدة، الذی ذکر فیه موضوع «تغییر رسم المصحف العثمانی إلى الرسم الإملائی» و بعد مناقشة هذا الموضوع من قبل المجلس و استعراض قرار هیئة کبار العلماء بالریاض رقم (71) و تاریخ (21/10/1399) هـ، الصادر فی هذا الشأن، مما جاء فیه من ذکر الأسباب المقتضیة بقاء کتابة المصحف بالرسم العثمانی:

قرر بالإجماع تأیید ما جاء فی قرار مجلس هیئة کبار العلماء فی المملکة العربیة السعودیة من عدم جواز تغییر رسم المصحف العثمانی، و وجوب بقاء رسم المصحف العثمانی على ما هو علیه، لیکون حجة خالدة، على عدم تسرب أی تغییر أو تحریف فی النص القرآنی، واتباعا لما کان علیه الصحابة، أئمة السلف...

أما الحاجة إلى تعلیم القرآن، و تسهیل قراءته على الناشئة التی اعتادت الرسم الإملائی الدارج، فإنها تتحقق عن طریق تلقین المعلمین، إذ لا یستغنی تعلیم القرآن فی جمیع الأحوال عن معلم، فهو یتولى تعلیم الناشئین قراءة الکلمات التی یختلف رسمها فی المصحف العثمانی عن رسمها فی قواعد الإملاء الدارجة، و لا سیما إذا لوحظ أن تلک الکلمات عددها قلیل، و تکرار ورودها فی القرآن کثیر، ککلمة: (الصلوة) و: (السموات) و نحوهما، فمتى تعلم الناشئ الکلمة بالرسم العثمانی، سهل علیه قرائتها کلما تکررت و المصحف، کما یجری مثل ذلک تماما فی رسم کلمة (هذا)، و (ذلک) فی قواعد الإملاء الدارجة أیضاً.

و اللّه ولی التوفیق، و صلى الله على سیدنا محمد النبی الأمی، و على آله و صحبه و سلّم تسلیماً کثیراً.

 وزارة العدل ـ دار الإفتاء جمهوریة مصر العربیة

للإجابة على السؤال و هو: ما مدى جواز کتابة النص القرآنی بالحرف اللاتینی تیسیرا لغیر العرب؟

توقف الجواب على هذا السؤال على معرفة الإجابة عن سؤال آخر و هو: هل الرسم العثمانی للمصحف توقیفی، و هل یجب الالتزام به أم لا؟ ذهب جمهور العلماء إلى أن رسم المصحف توقیفی، لا تجوز مخالفته ـ و استدلوا بأدلة کثیرة منها: أن النبی ـ صلى الله علیه و سلم ـ کان له کتاب یکتبون الوحی، وقد کتبوا القرآن الکریم فعلا بهذا الرسم، وأمرهم الرسول على کتابته، و مضى عهده ـ صلى الله علیه وسلم ـ والقرآن على هذه الصورة، ولم یحدث فیه تغییر ولا تبدیل ـ بل ورد أنه ـ صلى الله علیه و سلم ـ کان یضع الدستور لکتاب الوحی فی رسم القرآن وکتابته ـ والکتیب الذی أرفق ـ بطلب مرکز التربیة الإسلامیة بفرنسة ـ عظیم فی هذا الشأن، و نؤید ما جاء به، و خاصة قرار مجلس المجمع الفقهی الإسلامی المنعقد فی مکة المکرمة، فی تاریخه، و الذی قرر بإجماع أعضائه ما جاء فی قرار مجلس هیئة کبار العلماء فی المملکة العربیة السعودیة: عدم جواز تغییر رسم المصحف العثمانی، و وجب بقاء رسم المصحف العثمانی على ما هو علیه لیکون حجة خالدة على عدم تسرب أی تغییر تحریف فی النص القرآنی، و اتباعا لما کان علیه الصحابة، و أئمة السلف... و یجب على من یعتنق الإسلام: أن یجتهد قدر وسعه، و یبذل طاقته لتعلم اللغة العربیة، ما تیسر له، حتى یستطیع أن یقرأ ما تصح به الصلاة بالعربیة، وإن وجد صعوبة فی باقی الفروع فلا بأس من ترجمة المعانی، أی: تفسیر النص القرآنی و ترجمته إلى غیر العربیة حفاظا على جمال «القرآن الکریم» و کماله و بلاغته و إعجازه./ والله ولی التوفیق.                                                                           

مفتی جمهوریة مصر العربیة سید محمد طنطاوی

 لجنة الفتوى فی الأزهر جمهوریة مصر العربیة

سئلت لجنة الفتوى فی الأزهر عن: کتابة القرآن بالحروف اللاتینیة؟

فأجابت: بعد حمد الله، والصلاة والسلام على رسوله، بما نصه: لا شک أن الحروف اللاتینیة المعروفة، خالیة من عدة حروف توافق العربیة، فلا تؤدی جمیع ما تؤدیه الحروف العربیة، فلو کتب القرآن الکریم بها على طریق النظم العربی ـ کما یفهم من الاستفتاء ـ لوقع الإخلال والتحریف فی لفظه، و یتبعهما تغیر المعنى و فساده، وقد قضت نصوص الشریعة بأن یصان القرآن الکریم من کل ما یعرضه للتبدیل والتحریف، و أجمع علماء الإسلام ـ سلفا و خلفا ـ على أن کل تصرف فی القرآن یؤدی إلى تحریف فی لفظه، أو تغییر فی معناه: ممنوع منعا باتا، ومحرم تحریما قاطعا، و قد التزم الصحابة... و من بعدهم إلى یومنا هذا: «کتابة القرآن بالحروف العربیة».

أوردها الشیخ محمد عبد العظیم الزرقانی فی کتابه: مناهل العرفان، ج 2، ص 134، ط دار الفکر، محیلا على المجلد السابع من مجلة الأزهر، ص  45 .

 لجنة من أفاضل علماء الأزهر بمصر

شکلت لجنة ضمت نخبة من أفاضل علماء الأزهر لوضع تفسیر عربی دقیق، تمهیدا لترجمته بواسطة لجنة فنیة مختارة، تنفیذا لقرار مجلس الوزراء المصری المنعقد فی (16 أبریل 1936) بناء على ما رفعه إلیه فضیلة شیخ الأزهر فی ذلک الوقت هذه اللجنة کان أول ما وضعته من ضوابط وتحفظات، ما جاء فی البند الأول من قرارها و هو عدم جواز کتابة القرآن الکریم بحروف غیر عربیة حذرا من التحریف فی لفظه العربی عن بحث: «ترجمة القرآن بین الحظر و الإباحة» لفضیلة شیخ الأزهر الشیخ جاد الحق

 وزارة الأوقاف و الشؤون و المقدسات الإسلامیة ـ دائرة الإفتاء العام ـ عمان/الأردن

فإن مما لا شک أن الحروف اللاتینیة المعروفة خالیة من عدة حروف توافق العربیة؛ فلا تؤدی جمیع الحروف العربیة مثل: (القاف، والحاء، والخاء، والعین، والضاد، والظاء، والطاء) فلو کتب القرآن الکریم بالحروف اللاتینیة، على طریقه النظم العربی، لوقع الإخلال و التحریف فی لفظه، و تبعها تغیر المعنى و فساده و قد قضت نصوص الشریعة الإسلامیة بأن یصان القرآن الکریم عن کل ما یعرضه للتبدیل و التحریف: قال الله تعالى:{إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} و قال الله تعالى: {لَا تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ}

و قال تعالى: {نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ}{عَلَى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ}{بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ}

و قال تعالى:{إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ}

و قال تعالى:{قُرْءَانًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ}

فلا عوج فیه، لا من حیث اللفظ و النظم، و لا من حیث المعنى

بذلک أجمع علماء الإسلام ـ سلفا و خلفا ـ على أن کل تصرف فی القرآن الکریم یؤدی إلى تحریف لفظه أو تغییر فی معناه: ممنوع منعا باتا، و محرم تحریما قاطعا و قد التزم الصحابة... و من بعدهم إلى یومنا هذا: کتابة القرآن الکریم بالحروف العربیة.
و من هذا تبین بوضوح: أن کتابة القرآن الکریم بالحروف اللاتینیة المعروفة، أو بحروف اللغات الأخرى: لا تجوز و الله تعالى أعلم/                                                  المفتی العام عز الدین الخطیب التمیمی

وجه السؤال إلى مجلس المنظمات و الجمعیات الإسلامیة بالأردن، فأحالوه إلى دائرة الإفتاء.

 وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامیة ـ الهیئة العامة للفتوى ـ الکویت

لا یجوز کتابة القرآن الکریم (المصحف) بغیر اللغة العربیة، و بغیر الرسم العثمانی؛ حتى ولو کان بقصد تیسیر قرائة القرآن الکریم لغیر العرب، أو للمسلمین الجدد، لما یترتب على ذلک من تحریف للقرآن الکریم، و تبدیل بعض الحروف، و لأنه کتب بالرسم العثمانی، الذی یستوعب القراءات السبع کلها، و سدا للذرائع، و صیانة للقرآن الکریم من محاولات التغییر و التبدیل، التی یحرص علیها أعداء الإسلام، و الله أعلم، و صلى الله على نبینا محمد، و على آله و صحبه و سلم/ مدیر مکتب الإفتاء مشعل مبارک الصباح وجهنا السؤال إلى الهیئة الخیریة العالمیة الإسلامیة،  فأحالته إلى الهیئة العامة للفتوى.

السؤال[27]

یوجد شیئ اسمه کتابة لغة بحروف لغة أخرى و هو عبارة عن کتابة القرآن بالانجلیزیة کمثل: هل یجوز إعطاء الکافر نسخه من هذا؟ و هل یجوز مسه؟ أم حکمه کحکم المصحف العادی؟

الإجابــة[28]

الحمد لله و الصلاة و السلام على رسول الله وعلى آله و صحبه أما بعد:

فلا تجوز کتابة القرآن بغیر الحروف العربیة، لما اتفق علیه العلماء من أهل المذاهب الأربعة من وجوب المحافظة على الرسم العثمانی، سئل مالک رحمه الله: هل یکتب المصحف على ما أحدثه الناس من الهجاء، فقال: لا إلا على الکتبة الأولى.

قال بعض أئمة القراء و نسبته إلى مالک لأنه المسؤال و إلا فهو مذهب الأئمة الأربعة. نقل ذلک الإمام ابن حجر الهیتمی فی فتاویه، و ابن حجر هذا ذهب إلى تحریم کتابة القرآن بالعجمیة و لو کان لمصلحة التعلیم، قال رحمه الله: و إذا وقع الإجماع کما ترى على منع ما أحدث الناس الیوم من مثل کتابة الربا بالألف مع أنه موافق للفظ الهجاء فمنع ما لیس من جنس الهجاء أولى... و زعم أن کتابته بالعجمیة فیها سهولة للتعلیم کذب مخالف للواقع و المشاهدة فلا یلتفت لذلک.

و لا شک أن فتح الباب أمام کتابة القرآن بغیر العربیة قد یؤدی إلى تحریف القرآن و تبدیله، قال الزرقانی فی کتابه القیم مناهل العرفان، ج2، ص96: و نسترعی نظرک إلى أمور مهمة، أولها أن علمائنا حظروا کتابة القرآن بحروف غیر عربیة، و على هذا یجب عند ترجمة القرآن بهذا المعنى إلى أیة لغة أن تکتب الآیات القرآنیة إذ کتبت بالحروف العربیة کیلا یقع إخلال و تحریف فی لفظه فیتبعهما تغیر وفساد فی معناه، سئلت لجنة الفتوى فی الأزهر عن کتابة القرآن بالحروف اللاتینیة فأجابت بعد حمد الله و الصلاة والسلام على رسوله بما نصه: لا شک أن الحروف اللاتینیة المعروفة خالیة من عدة حروف توافق العربیة فلا تؤدی جمیع ما تؤدیه الحروف العربیة، فلو کتب القرآن الکریم بها على طریقة النظم العربی کما یفهم من الاستفتاء لوقع الإخلال و التحریف فی لفظه و یتبعهما تغیر المعنى و فساده، و قد قضت نصوص الشریعة بأن یصان القرآن الکریم من کل ما یعرضه للتبدیل و التحریف، و أجمع علماء الإسلام سلفا و خلفا على أن کل تصرف فی القرآن یؤدی إلى تحریف فی لفظه أو تغییر فی معناه ممنوع منعاً باتاً و محرم تحریماً قاطعاً، و قد التزم الصحابة...  و من بعدهم إلى یومنا هذا کتابة القرآن بالحروف العربیة. انتهى.

و قال الشیخ محمد رشید رضا فی تفسیر المنار: فإذا کانت الحروف العجمیة التی یراد کتابة القرآن بها لا تغنی غناء الحروف العربیة لنقصها کحروف اللغة الإنجلیزیة فلا شک أنه یمتنع کتابة القرآن بها، لما فیها من تحریف کلمه، و من رضی بتغییر کلام الله فهو کافر، و إذا کان الأعجمی الداخل فی الإسلام لا یستقیم لسانه بلفظ محمد فینطق بها «مهمد»، و بلفظ خاتم النبیین فیقول: کاتم النبیین، فالواجب أن یجتهد بتمرین لسانه حتى یستقیم، و إذا کتبنا له أمثال هذه الکلمات بلغته فقرأها کما ذکر فلن یستقیم لسانه أبد الدهر، ولو أجاز المسلمون هذا للروم و الفرس و القبط و البربر و الإفرنج و غیرهم من الشعوب التی دخلت فی الإسلام لعلة العجز لکان لنا الیوم أنواع من القرآن کثیرة، و لکان کل شعب من المسلمین لا یفهم قرآن الشعب الآخر... .

و بهذا النقل تعلم أن کتابة القرآن بحروف غیر عربیة لا تجوز ولو کانت هذه اللغة تحتوی على حروف العربیة، و ذلک لأنه منذ نزول القرآن و جمعه فی عهد أبی بکر و عثمان ـ رضی الله عنهما ـ و القرآن یکتب بالحروف العربیة، و أجمع على ذلک التابعون و من بعدهم إلى عصرنا رغم وجود الأعاجم فوجبت المحافظة على ذلک عملاً بما کان فی عهده ـ صلى الله علیه و سلم ـ و عهد خلفائه و أصحابه...، و عملاً بإجماع الأمة، کما أنه لا یؤمن إذا فتح هذا الباب أن یفضی إلى تحریف القرآن على مر الأیام کما حصل للکتب السابقة، فوجب أن یمنع ذلک محافظة على أصل الإسلام، وسداً لذریعة الشر و الفساد، و قد نص على ذلک إضافة إلى من تقدم عدد من العلماء المحققین کالشیخ عبد العزیز بن باز و الشیخ عبد الرزاق عفیفی و کذلک هیئة کبار العلماء فی بحث أعد خصیصاً فی هذا الموضوع.

و إذا تقرر هذا فإن النسخ الموجودة من کتابة القرآن بالأحرف اللاتینیة لا تأخذ حکم القرآن لأن القرآن هو النظم و المعنى، لا المعنى وحده دون النظم ولاسیما أن النظم هو الموصوف بالإنزال و الإعجاز و غیر ذلک من الأوصاف التی لا تکون إلا للفظ العربی دون غیره. والله أعلم.

 

7. فتوای دوباره «شورای اروپایی فتوا و تحقیق» پیرامون نوشتن قرآن به خط لاتین

شورای اروپایی فتوا دوباره در 12 تیرماه 1387 با حضور قرضاوی، نگارش قرآن به حروف لاتین را تحریم‌کرد.  همچنین در سال بعد «مجمع پژوهش‌های اسلامی الأزهر» اعلام کرد: قرآن کریم کتابی الهی است که درک مفاهیم و ارزش‌های آن تنها از طریق زبان اصیل عربی امکان‌پذیر است و هر گونه تلاشی برای نگارش قرآن به حروف لاتین، مسلمانان را از مبانی و آموزه‌های این کتاب ارزشمند دور می کند.

در این نشست که «محمد سید طنطاوی» شیخ الأزهر، «علی جمعه» مفتی مصر و «محمود حمدی زقزوق» وزیر اوقاف و امور اسلامی این کشور حضور داشتند، بر ترجمة قرآن به زبان‌های مختلف تأکید شد.

         8. استفتائات جدید پیرامون خط عربی و تغییر خط از علمای ایران

به مناسبت تألیف و تدوین کتاب دانشنامه خط فارسی، پنچ استفتاء از هشت تن از مراجع معظم تقلید و نیز برخی علماء شیعه ایران  پرسیده شد که در اینجا، تمامی پاسخ­های ایشان ذیل هر سؤال به ترتیب درج شده است.[29]

1. آیا خط عربى، مقدس است؟ و اگر هست، شامل فقط خط کوفى ابتدایى مىشود یا همة خطوط عربى، از صدر اسلام تا کنون را شامل مىشود؟

آیت الله مظاهرى: خط عربى تقدس خاصى ندارد، ولى گفته شده رساترین خط‌ها است.

آیت الله  سید محمود  هاشمی شاهرودى: خیر، فى نفسه تقدسى ندارد.

آیت الله مکارم شیرازى: خط عربى قداست خاصى ندارد، ولى با توجه به اینکه خط قرآن و احادیث است، بى‌احترامى نیز به آن نشود اولى است.

آیت الله علوی گرگانی: خط عربی هم مانند خطوط دیگر است و تقدسی ندارد. بله، این خط وقتی متعلق آن مقدس شد، مقدس می­شود. مثل اینکه خط عربی را برای نوشتن قرآن استفاده کردند، آن خط مقدس می­شود.

آیت الله محمد علی گرامى: گرچه با فحص نسبتً زیاد، در متون منابع و حکمات بزرگان چیزى نیافتم، لیکن به نظر مى‌رسد اگر زبان عربى به خاطر پیامبر اکرم و قرآن قداست دارد، خط عربى هم این طور است، گرچه حروف بسیطه همان حروف فارسى است با اندک تفاوت، لیکن حروف ترکیبى عربى با سائر زبان‌ها فرق دارد و تفاوت خطوط عربى هم در قداست، به مقدار نزدیک بودن به خط و رسم‌الخط امامان مى‌باشد.

آیت الله سید محمدجواد علوی طباطبائى: آنچه موضوع آثار شرعیه زبان عربى است که قرآن کریم به آن زبان نازل شده است و نماز باید به آن زبان خوانده شود، و نیز سایر موارد مانند صیغه عقد خصوصاً در عقد دائم، و این معنى طبعً قداست به این زبان می‌دهد. ولى رسم‌الخط در هر زبان ابزار براى به کار بردن آن زبان است نه بیشتر از آن و لذا زبان عربى در مثل قرآن حتى اگر به رسم‌الخط لاتین نوشته شود مانند تلفظ کلمات که موسوم است همان احکام لمس خط قرآن را دارد.

 

2. آیا خط عربى، خط اسلام است؟ و یا تنها زبان عربى، زبان اسلام است و نوع نوشتن و نوع خط، ارتباطى به اسلام ندارد؟

آیت الله العظمى مظاهرى: خط اسلام نیست ولى زبان اسلام است.

آیت الله  سید محمود هاشمی شاهرودى: خط، ربطى به اسلام ندارد.

آیت الله مکارم شیرازى: از پاسخ بالا روشن شد.

آیت الله علوی گرگانی: زبان عربی زبان اسلام است.

آیت الله محمد علی گرامى: خط از زبان جدا نیست، حکم لفظ بر کتابت جارى است، بنظر حقیر در فقه هم همینطور است. عقد کتابتى مثل عقد لفظى است.

آیت الله سید محمدجواد علوی طباطبائى: در زمان طلوع اسلام رسم‌الخط معمول خط عربى بوده است که این خط با تغییراتى که در آن ایجاد شد و بر اساس نیاز هم بوده است به خط عربى معمول روز تبدیل شده است ولى اسلام وراء این خط و سایر خطوط و در مقام بالاترى است. بله در حال حاضر خط عربى خط معمول رایج براى مراجعه به متون اسلامى است ولى نمیتوان گفت که این خط خط اسلام است.

 

3. آیا مسلمانان، موظفند که خط عربى را حفظ و پاسدارى نمایند؟ و اگر موظفند، باید کدام نوع از انواع و اشکال خطوط عربى را مراقبت و محافظت نمایند؟

آیت‌الله مظاهرى: باید قرآن و روایات اهل بیت ـ علیهم‌السلام ـ را پاسدارى کنند.

آیت الله  سید محمود  هاشمی شاهرودى: حفظ خط عربى اگر راه منحصر حفظ قرآن و روایات باشد، واجب مى‌شود.

آیت الله مکارم شیرازى: با توجه به این که منابع علمى و دینى اسلامى با خط عربى است لازم ست از آن پاسدارى کنند تا آثار گذشتگان حفظ شود.

آیت الله علوی گرگانی: خط عربی مرسوم که قرآن کتاب الهی و کلمات رسول مکرم اسلام و ائمه هدی با آن نوشته می­شود، باید آن را حفظ کنیم، ولی یک خط خاصی مراد باشد، این طور نیست.

آیت الله محمد علی گرامى: قداست فقط احترام مى‌آورد، لیکن مطلب مهم این است که مفاهیم بلند اسلامى در خطوط عربى نهفته است و اگر حفظ نشود، به این مفاهیم بلند ضربه مى‌خورد.

آیت الله سید محمدجواد علوی طباطبائى: آنچه مسلمانان وظیفه دارند، حفظ میراث اسلامى است و این میراث در حال حاضر به خط عربى است و دسترسى به آن از طریق این خط صورت می­گیرد و تفاوت نمی‌کند که به چه نوع و چه شکل باشد خط نیز مانند سائر مقولات در هر زبانى در مسیر تکامل پیش می‌رود و نیاز به فراگیرى و قرائت و به کارگیرى بهتر و وسیع‌تر آن در طول زمان نیاز به تغییرات را ایجاد می­کند، ولى مهم در این باب حفظ پیوند نسل‌ها با میراث اسلامى است و اگر این پیوند جز با خط عربى ممکن نشود، طبعاً باید براى حفظ دین میراث حفظ شود.

 

4. اگر خط عربى کنونى، داراى اشکالات فنى و کاربردى باشد، آیا تعمیر و تصحیح و یا تغییر شکل خط عربى در زمان حاضر مجاز است؟

آیت الله مظاهرى: اگر منافات با قرآن و روایات اهل بیت پیدا نمىکند مجاز است، ولى باید بدانیم قرآن عربى مبین است و اشکال فنى و کاربردى قطعً ندارد.

آیت الله  سید محمود  هاشمی شاهرودى: فى نفسه، جایز است.

آیت الله مکارم شیرازى: تصحیح خط مزبور در صورتى که اشکال داشته باشد، مانعى ندارد.

آیت الله علوی گرگانی: تغییر و تصحیح آن هیچ‌گونه اشکالی ندارد.

آیت الله محمد علی گرامى: منعى نیست.

آیت الله سید محمدجواد علوی طباطبائى: به طور قطع رسم‌الخط موجود داراى اشکالات زیادى است، و تلاش براى رفع این اشکالات به خصوص در رسم‌الخط قرآنهاى طبع جدید در بسیارى از کشورها مشهود است. هیچ تعبدى در عدم تغییر و تغییر و تصحیح وجود ندارد، و لذا هیچ منعى براى تکامل این خط در جهت اصلاح وجود ندارد.

 

5. اگر ترویج و تحکیم مبانى و مسائل اسلامى، توسط نگارش با خطى غیر عربى یا جدید الاحداث، راحتتر و بهتر و بیشتر، صورت پذیرد، آیا ایجاد و یا به کارگیرى این خط مجاز است؟

آیت الله مظاهرى: اگر منافاتى با قرآن و روایات پیدا مىشود قطعاً جائز نیست و قطعاً کار غلط و اشتباه است.

آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودى: فى نفسه، جایز است، ولیکن نبایستى موجب قطع رابطه فرهنگى امت اسلامى با میراث فکرى و اسلامى شود، همان‌گونه که در ترکیه توسط استعمار انجام گرفت و دیگر امروز مردم ترکیه قادر به فهم و استفاده از متون فقهى و فرهنگى اسلامى خود نمىباشند.

آیت الله مکارم شیرازى: استفاده از خطوط دیگر مانعى ندارد، مشروط بر اینکه خط اصلى به فراموشى سپرده نشود.

آیت الله سید صادق حسینى شیرازی: آنچه حفظ نصوص قرآن و متون روایى متوقف بر آن باشد، از باب مقدمه واجب نیز واجب است، و الله العالم.

آیت الله علوی گرگانی: هر خطی که بتواند مبانی دینی را راحت‌تر و بهتر در اختیار مشتاقان قرار دهد، به‌کارگیری آن خط مورد تأیید است. (8/11/1390)

آیت الله محمد علی گرامى: اشکالى نیست، ولى نباید خط عربى منسوخ شود که به منابع و استفاده از آنها لطمه وارد مىشود.

آیت الله محفوظی: خط و زبان عربى فصیح که زبان و لغت قرآن و وحى است، مقدّسترین و افضل تمام لغات و السنه است که در روایت دارد که زبان اهل بهشت هم عربى است و بر مسلمانان است که در حفظ و اهمیّت به این زبان بیشتر اهتمام ورزند و استفاده از غیر این زبان هم براى اغراض خاصّه اشکال ندارد.

آیت الله سید محمدجواد علوی طباطبائى: به صورت بنیانى اشکالى ندارد، ولى از نظر شکلى دو مطلب قابل ملاحظه است: 1ـ خط عربى موجود که تکامل یافته کوفى قدیم است موضوع پارهاى از علوم مانند علم حروف و نیز پارهاى از محاسبات است مانند محاسبه بر اساس حروف ابجد، این قبیل علوم و معارف اگر چه چندان رایج و معمول نیست، ولى در ارتباط مستقیم با رسم‌الخط عربى است، البته این آثار و محاسبات بر اساس صداها است نه خصوص لفظ مثل صداى «ش» با کتابت sh هم در رسم‌الخط انگلیسى قابل تلفظ است و یا ث با کتابت th و آثار مترتب بر خود الفاظ نیست بلکه مترتب بر صدا و تلفظ است. لذا در این مسیر این اشکال با دقت زیاد قابل رفع است. 2. اشکالى که بسیار اساسى است در مواردى که تغییر خط در بعضى از کشورها صورت گرفته و غالبآ منشأ خارجى و استعمارى داشته است، قطع پیوند نسل‌هاى بعد با میراث گذشته پیش آمده است. در ترکیه رسم‌الخط عربى به لاتین تبدیل شد و این قطع پیوند نسل‌هاى موجود با میراث مکتوب گذشته از زمان آتاترک تا به امروز هنوز جبران نشده است. در آسیاى میانه و قفقاز تبدیل رسم‌الخط عربى به کریل (روسى) پیوند نسل‌هاى موجود را با میراث مکتوب گذشته تقریباً بکل قطع کرد و همین معنى موجب عرضه و قبول فرهنگ‌هاى غیر اسلامى و حتى ضد اسلامى شد و این عوارض تاکنون باقى است و خصوصاً در آذربایجان که این تغییر دوبار صورت گرفت و در سال‌هاى اخیر کریل به لاتین تبدیل شد. و من به چشم خود دیده‌ام که جوانان این کشور و نسل جدید موجود حتى اطلاعى از آثار منظوم شعراى بزرگ خود ندارند، چه برسد به میراث قرآنى و حدیثى و لذا مسئله تغییر خط اگرچه می‌تواند داراى بارهاى مثبتى باشد؛ از جمله ترویج بهتر مکتب، ولى عوارض منفى فراوانى نیز دارد که جبران آن بسیار مشکل است. و در این مسیر در سال‌هاى گذشته تغییر خط فارسى به لاتین که مطرح شد و بعضى از مطرح کنندگان نیز افراد دلسوزى بودند و نواقص در رسم‌الخط فارسى را مانع فراگیرى آن مى‌دانستند، ولى به همین جهاتى که عرض شد، با مخالفت جدى و حتى مقاومت مرحوم آیت الله بروجردى مواجه شد و پیش نرفت و این مطلب در شماره مخصوص مجله حوزه به مناسبت سى‌امین سال رحلت آن فقید از زبان بعضى اصحاب و شاگردان ایشان در مصاحبه‌ها آمده است.

 مطلبى باز این حقیر اضافه می‌کنم: رسم‌الخط عربى موجود داراى نواقصى است و پاره‌ای از این نواقص هم اساسى است، ولى این خط را به چه خطى می‌خواهیم تبدیل کنیم؟ خط انگلیسى که رسم‌الخط رایج دنیاست، داراى نواقصى بسیار در خواندن و فراگیرى است که کمتر از مشکلات موجود در زبان عربى نیست. رسم‌الخط فرانسوى و یا روسى و یا لاتین اسپانیایى نیز داراى مشکلات این چنینى بسیار جدى است و لذا کشورهایى که خط خود را به آنها تغییر داده است بر اساس نیازهاى خود تغییراتى در آن داده و علاماتى اضافه کرده‌اند. بنابراین تبدیل به این رسم‌الخط‌ها مشکل را حل نمی‌کند. اگر بخواهیم خطى جدید را ابداع کنیم، اضافه بر مشکلات جدى در مسیر رایج شدن آن در طول زمان، باز با نواقصى مواجه می‌شود؛ بنابراین واقع‌بینانه است که بنا را بر تصحیح، تعمیر و تکمیل خطوط موجود چه در عربى و چه در فارسى بگذاریم که هم مشکلات رفع شود و هم عوارض منفى ذکر شده پیش نیاید. و غرض از این تطویل بیان این مطلب است که مسئلة تغییر خط تنها با رفع موانع شرعى و حکمى مرتبط نیست، بلکه قبل از سؤال از حکم شرعى باید موضوع حکم به دقت مورد بررسى قرار گیرد. با آرزوى توفیقات بیشتر براى حضرت‌عالى.



[1]. الف ـ خط عربی و زبان عربی؛ ب ـ خط عربی و زبان غیرعربی؛ ج ـ خط غیرعربی و زبان عربی و د ـ خط غیرعربی و زبان غیرعربی.

[2].  در آنندراج آمده است: کلمات یا عبارات زیر از جمله صفات خط است: نورسته، نودمیده، سبزه، پسته، ریحانی، زنگاری، سیاه، عنبری، عنبرین، عنبرافشان، عنبربار، بنفشه­گون، شبگون، شب‌رنگ، معنبر، مشکین‌رقم، مشکین­فام، مشکبار، مشک­فشان، مشک‌اندود، غالیه­سا، جان‌پرور، دلفریب، دل‌آویز، دلکش، دلجوی، دل‌افزای، نازک، نازک­رقم، بی­قلم، خوب، بدیع، نقش بدیع، موزون، آشنارو، تازه‌رو، بهارآفرین، سحرآفرین، گیرا، بازیگوش، بیرحم، بی‌مروت، ظالم، سنگدل، سنگین‌دل، سیاه‌دل، مقدمه­پیچتاب، آیۀ رحمت، رحمت عظمی، اول جوش بهار، خاکستر‌مراد، شکرپوش، عرض ملک، رهنمون، طوفان، حرف، لفظ، ترجمان راز، راز نهان، نفس سوخته. عبارات و کلمات زیر برخی از تشبیهات اوست: تبت، آیت‌الکرسی، ابجد جنون، سرمشق جنون، افسون زبان‌بند، نامه، نسخه، کتابت، کتاب خشک، مکتوب خشک، پرواز مراد، فرمان معانی طغرا، برات آسمانی، برات مسلمی، تقویم مصحف، رحل، جواب بی محل، آبنوس گرونامه، لام حسن، مطلع قلم، رخصت، دور، حاشیه، مرکب سیاه قلم، نشانی، عرض مکرر، قلاب کمان، حلقۀ مور، هجوم مور، سپه مور، طوطی، زاغ، پری، خیل، حصار، دام، قفس، جوشن، زره، جوهر، لوای، پرگار. (محمد پادشاه، فرهنگ آنندراج، 1363ش، مدخل: خط.)

[3].   احتمال دارد کلمة خط اصلش ایرانی باشد، کلمه‌ای به صورت خَد در اوستا به معنی کندن است؛ یعنی بر این پایه خط به نوشته‌هایی که به صورت کنده‌کاری بوده است به کار می‌رفته است. ریشه الفبا با ریشه مصری آن قابل توجه است، ولی اگر الف را از الیف مصری به معنی گاو بگیریم بهتر است با را هم کلمه‌ای مصری به معنی روح و دانش بگیریم لابد اصطلاح اوستایی گئوش اورون (روان گاو) ترجمه‌ای از نام مصری الیف با است. (مفرد کهلان، جواد، فرهنگ و اندیشه، وب‌سایت شخصی وی)

[4].  از پی هم قرار دادن حروف. در پشت هم درآوردن کلمات به روی چیزی. در پهلوی هم قرار دادن علاماتی که مبین صوتی از اصوات است که از آن اصوات، الفاظ حاصل می‌آید و آن الفاظ، نمایشگر معانی است. در پشت هم قرار دادن علاماتی در روی چیزی که با اطلاع بر آن علامات معانی مورد نظر حاصل آید.

[5]

[6].  

[7].  

[8].   

[9].  

[10].  

[11]. ر.ک. به: استادی، کاظم، گاهشمار خط فارسی، پیام بهارستان، شماره 15. و نیز؛ استادی، کاظم، تاریخچه تغییر خط در ایران، آیین پژوهش، شماره 132.

[12] . رسم‌الخط استفتائات و نامه‌ها ـ چنان‌که معمول و شیوة مجلة پیام بهارستان است ـ به رسم‌الخط امروزی مصوّب فرهنگستان برگردانده شد؛ البته این تغییرات منحصر در نوشتار حرف «پ» در این نامه‌ها به صورت «ب» و حرف «گ»، به صورت «ک» و نیر برخی متصل‌نویسی‌ها بود (مثل بطور: به‌طور) که همة موارد به «پ»، «گ» و جدانویسی، اصلاح شد.

[13]. این‌ جمعیت‌ به ‌تقاضای خلیل‌بیگ‌، سفیر عثمانی در سن‌پترزبورگ‌ و به ‌فرمان‌سلطان‌، در ذی‌قعده 1277 تأسیس‌ شد. بزرگ‌ترین‌دستاورد جمعیت‌ را انتشار مجموعه فنون ‌دانسته‌اند. مجموعه فنون را نخستین ‌مجله علمی به ‌زبان ‌ترکی دانسته‌اند که ‌در آن‌ مقالاتی در زمینه علوم‌طبیعی و اجتماعی و فنون ‌منتشر می‌شد و به‌ خوانندگان ‌تصویری روشن ‌از دستاوردهای علمی غرب‌ ارائه‌ می‌داد. منیف افندی، بنیانگذار این جمعیت، شیعه‌مذهب‌ و علاقه‌مند به‌ فرهنگ‌ و ادب‌ فارسی بود و در جمعیت‌ نقش‌ رهبر را داشت‌. او بیشتر بر جذب‌ متفکران‌ غرب‌گرا و ترویج‌ علوم‌ طبیعی تأکید می‌کرد. (ر.ک. به: استادی، کاظم، فعالان اصلاح و تغییر خط، نشر علم، تهران، 1391. و نیز؛ استادی، کاظم، تاریخچه تغییر خط، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1391.)

[14]. ر.ک. به: 

[15].

[16]. چون در سال 1280 هجری در ماه صفر در علمیّۀ اسلامبول مجلسی در انجمن دانش آنجا منعقد شده و دایر به اصلاح رسم خط گفتگوها به میان آمده و جناب منیف پاشا که از وزرای با فضل و هنر دولت علیۀ عثمانیه است، سلیقۀ مستقیمۀ خود را در این باب بیان و به حضور صدر اعظم آن عهد تقریراً تقدیم کرده‏اند، فلهذا محض اینکه به علما و دانشمندان خطۀ شریفۀ اسلامبول که امروز مرکز دایرۀ مدنیت اسلامیه است ثابت و مبرهن گردد که علمای عظام ایران نیز ملتفت این نکتۀ مهمه شده و همراهی تمام دارند، باقی کار مانده است به علوّ همت و عزم ملوکانه و رعیت پروری سلاطین با عزّ و تمکین اسلام. (روزنامه اختر)

[17]. حاج میرزا نصرالله مشهدی سه نفر، شناسایی شدند: متوفای 1290 و 1298 و زنده در 1301

حاج میرزا نصر الله مشهدی (تربتی) (متوفی 1298 ق.) وی مراتب فقه و حکمت را در خدمت حاج سید محمد حائری، حاج میرزا مسیح و ملا هادی سبزواری تکمیل کرد.  نام‌برده در علوم نقلی و عقلی و نیز ادبیان عرب نامور بوده و مردم خراسان او را به عنوان مرجعیت فتاوا و احکام فقهی پذیرفته بودند. از آثارش کتاب طهارت، کتاب بیع و حواشی متفرقه بر کتاب قوانین و کتاب فصول و جواب سؤالات فقهی را می‌توان برشمرد. 

میرزا نصرالله مشهدی شیرازی (1290ق.) شرح احوال وی در «فردوس التواریخ» و جلد دویم «مطلع الشمس» و «المآثر» به نظر رسیده، و از آن­ها چنین برآید: وی در فنون مسموع و معقول و علوم فروع و اصول از اساتید و فحول معدود بوده، و در تقوا مقامی سامی داشته، و اصلاً از شیراز و از آنجا به خراسان قدم گذاشته و در مشهد توطّن نموده و در آستانه مقدّسه تدریس می­کرده، بلکه اوّل مدرّس آن عتبة علیّه بوده، و در بسیاری از علوم تألیفات نیکو نموده. میرزا نصرالله از شیخ انصاری و فاضل دربندی اجازه داشته، و در زهد و ورع وی أخباری می­گفته­اند. ر. ک: حبیب آبادی، محمد علی، مکارم الآثار (در احوال رجال دورة قاجار)، مصحح؛ محمد علی روضاتی، اصفهان، تاریخ نشر هر جلد مختلف است.

[18]. میرزا ابراهیم سبزواری، متوفای حدود 1316 (اعلام الشیعه) و از شاگردان شیخ انصاری و از مراجع بزرگ است.

[19]. میرزا احمد، شناخته نشد.

[20]. میرزا باقر، شناخته نشد.

[21]. میرزا محمد حسین خاتون آبادی، امام جمعه اصفهان متوفای 1298. گفته شده عالم موجّهی نبوده است. 

[22]. محمد خان کرمانی، متوفای 1324. رئیس شیخیة آن زمان در کرمان.

[23]

[24]. آقا میرزا رضا نایب و ترجمان جنرال قونسولگری دولت علیۀ ایران مقیم تفلیس.

[25]

[26].  و الیکم التفصیل... روى السخاوی بسنده: أنَّ مالکا... سئل: أرأیت من استکتب مصحفا، أترى أن یکتب على ما استحدثه الناس من الهجاء الیوم؟ فقال: لا أرى ذلک، ولکن یکتب على الکتبة الأولی. قال السخاوی: و الذی ذهب إلیه «مالک» هو الحق، إذ فیه بقاء الحالة الأولى إلى أنْ تعلمها الطبقة الأخرى، و لا شک أنَّ هذا هو الأحرى بعد الأحرى، إذ فی خلاف ذلک تجهیل الناس بأولیة ما فی الطبقة الأولى. وقال أبو عمرو الدانی: لا مخالف لمالک من علماء الأمة فی ذلک. وقال أبو عمرو الدانی - أیضا -: سئل مالک عن الحروف فی القرآن مثل الواو والألف، أترى أنْ یغیر من المصحف إذا وجد فیه کذلک؟ قال: «لا» قال أبو عمرو: عنی الألف والواو المزیدتین فی الرسم، المعدومتین فی اللفظ نحو: (أُولُوا). قال الإمام أحمد بن حنبل: تحرم مخالفة خط مصحف عثمان فی واوٍ أو ألفٍ أو یا ءٍ، أو غیر ذلک" جاء فی المحیط البرهانی فی فقه الحنفیة ما نصه: " إنه ینبغی ألا یکتب المصحف بغیر الرسم العثمانی و جاء فی حواشی المنهاج فی فقه الشافعیة ما نصه: کلمة (الربا ) تکتب بالواو و الألف، کما جاء فی الرسم العثمانی، و لا تکتب فی القرآن بالیاء أو الألف، لأن رسمه سنة متبعة.

[27].  الثلاثاء 18 ربیع الأول 1424 20-5-2003، رقم الفتوا 32300.

[28].  مرکز الفتوى بالشبکة الإسلامیة (إسلام ویب) هیئة شرعیة، تتألف من کوکبة من الباحثین الشرعیین و طلاب العلم من حملة الشهادات الشرعیة، ممن تمرسوا فی الفتیا و البحث العلمی، ویتولى الإشراف على مرکز الفتوى بـ إسلام ویب إدارة الدعوة والإرشاد الدینی بوزارة الأوقاف والشؤون الإسلامیة بدولة قطر. و هذا المرکز بکامل أعضائه یتبنى ویعتمد منهج أهل السنة و الجماعة فی الاعتقاد و العمل، و النظر و الاستدلال، و التعامل مع المخالف، من غیر تعصب لمذهب أو بلد أو طائفة.

[29]. آیت الله سید صادق شیرازی و نیز محفوظی، برای هر پنچ استفتاء یک پاسخ مرقوم فرموده­اند که ذیل سؤال پنج درج شده است.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩۳/۱/٢۳

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی