کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
روزنامه اختر و تغییر خط by: کاظم استادی

روزنامه اختر و تغییر خط فارسی

کاظم استادی

(این مقاله در مجله بهارستان ، شماره 16 سال 91 منتشر شده است، برای استفاده از پاورقی ها به آن مقاله مراجعه فرمایید)

مقدمه در اندیشه تغییر خط از آغاز تا دورۀ انتشار روزنامۀ اختر

زمان پیامبر اسلام در جزیرة العرب، دو خط «کوفی» و «نسخ» وجود داشته است. خط کوفی از برخی خط­های رایج در کشورهای دیگر همانند خط پهلوی در ایران، آسان­تر بود، امّا خود این خط نیز، دارای کمیها و عیبهای بزرگی بود. و برخی مسلمانان دانشمند، از نخست، هوشیار آنها بوده و برای از میان بردن آن عیب­ها و رسایی خط، کوششهایی کرده و کارهایی انجام داده‌اند. که از آن جمله است: 1. ابداع حرکات حروف خط کوفى به شکل نقطه توسط «ابوالاسود دوئلى». 2. ابداع «نقطه» و ابداع «زیر و زبر» با دوایر کوچک و یا خطوط مورب نازک توسط «یحیى بن یعمر العدوانى» در خط کوفى. 3. پیشنهاد علایمى شامل: فتحه، ضمه، کسره، سکون، تشدید، مد، همزه و تنوین توسط «خلیل ابن احمد فراهیدى».

با ورود اعراب مسلمان به ایران، در زمانى نسبتاً کوتاه، خط پهلوى که در آن زمان خط نوشتارى اکثر مناطق ایران بود، از کاربرد عمومى ساقط شد. و حتى تا چند قرن خط یا زبان نوشتارى مردم ایران، زبان و خط عربى گشت و مردم ایران به زبان فارسى چیزى نمى‌نوشتند، مگر در گوشه و کنار، و آن هم غیر قابل توجه. در واقع و به طور رسمى و همه گیر، از اواسط قرن ششم زبان فارسى در نوشتارها، نمایان شد. سده ششم هجرى قمرى، آغاز خطاطى فارسى در ایران و سده نهم و دهم هجرى قمرى، اوج خطاطى کتابهاى فارسى است.[1]

سده دوازدهم، با ورود چاپ و حروفچینى سربى به ایران، کاهش چشم‌گیرى در خطاطى فارسى پدید آمد؛ حتى پس از آن، به مرور خطاطى کتاب، فقط به صورت تفنّنى و تفریحى و تزیینى به کار رفته است. در همین دوران، پس از گرفتاریهایی که بر سر کشورهای اسلامی همانند عثمانی و ایران به وجود آمد و پیشرفتهای چشم گیری که اروپاییان پیدا نمودند. بسیاری را متوجه عقب ماندگی های مسلمانان نمود. و به طبع آن در فکر جبران این عقب افتادگی ها برآمدند. در این میان توجه آنها به سطح سواد مردم جلب شد. و به این ترتیب الفبای فارسی – عربی را علت بی سوادی مردم دانستند و راه پیشرفت را در باسواد نمودن مردم، از طریق تغییر الفبای قدیم پیگیری کردند.[2]

طبق اسناد موجود، شاید آخوندزاده اولین کسی باشد که نسبت به ابداع خط جدید اقدام نمود و این اقدام او خبری شد. به نظر می­رسد ایجاد طرح اولیه ایده تغییر خط از سوی آخوندزاده، به علت آزمایش عملی دولت روس, در تغییر خط آنها به لاتین ، پس از تصرف داغستان باشد.[3]

البته پیش از آخوندزاده، مسیو بارب، ناظر مدرسه السنه شرقیه وین، خطی برای خط اسلام، اختراع نمود. و چند کتاب فارسی و عربی را به همان خط در وین منتشر کرد. همچنین منیف‌افندی وزیر دولت عثمانی، در سال 1239 ش رساله­ای درباره تغییر خط نوشت و دو  سال بعد خطابه‌ای درباره ضرورت‌ اصلاح‌ الفبا در جمعیت‌ علمیه عثمانیه‌ ایراد کرد؛ که‌ منشأ آشنایی و ارتباط‌ او با میرزافتحعلی آخوندزاده‌ شد.

احتمالاً آخوند­زاده پس از اطلاع از اینکه، کسانی در عثمانی موافق تغییر خط هستند، علاقمند شد تا از طریق عثمانی پیگیر طرح خط خود شود. وی رساله ی خود را به صدراعظم عثمانی، فواد پاشا  تقدیم کرد. صدر اعظم عثمانی شخص او را به انجمن دانش یا «جمعیت علمیه عثمانیه» راهنمایی کرد.  اما آخوندزاده بدون گرفتن نتیجه از استانبول به قفقاز بازگشت. و تلاش دوباره او نیز در دربار عثمانی، بی‌ثمر ماند.[4]

در سال 1247ش مقاله­ای در خصوص عدم قابلیت الفبای اسلامیه به نشر علوم، در روزنامه غولوس چاپ پطرزبورغ منتشر شد.[5]  در همین سال آخوند­زاده، رساله­ی خط اختراعی خود را با دو رساله ی دیگر، نزد وزیر علوم ناصرالدین شاه، اعتضادالسلطنه  فرستاد. که نتیجه­ای در بر نداشت.

در سال 1248ش دیگر آخوندزاده تنها نبود و میرزا ملکم خان نیز به جرگه طرفداران تغییر خط پیوسته بود. در این سال، چاپ مقالاتى پیرامون تغییرخط در روزنامه‌هاى ترقى و حرّیت و مقالات نامق کمال در جواب میرزاملکم‌خان رخ داد. در همین دوران، گروهی از شرقیان در این راه به کوشش برخاستند و در نارسایی خط کنونی ملل اسلامی مطالبی گفتند و رسالاتی نوشتند و بعضی از آن­ها خود الفبایی نیز اختراع کردند.

آخوند زاده پس از این آزمایش­ها و شکست­های پیاپی، سرانجام از اندیشه­ی اصلاح خط عربی منصرف شد و خط جدید ملل اسلامی را تنظیم کرد. اما عمر او کفاف نداد، و در سال 1256ش در تفلیس درگذشت.

در سال مرگ آخوندزاده، دیگر بحث تغییر خط رونق گرفت؛ و مقالاتی در روزنامه­های فارسی (اختر) و ترکی (حریت، ترقی) عثمانی و نیز روزنامه­های قفقاسیه (ضیاء) منتشر شدند، و این انتشار، ادامه پیدا نمود.[6]


عثمانی، خاستگاه ترقی ایران و موضوع تغییر خط فارسی

در واقع، منطقه قفقاز، که زمانی بخشی از شمال ایران بود، خواستگاه اصلی موضوع تغییر خط در دوران معاصر است. به طوری که تمامی افرادی که پیرامون اصلاح و یا تغییر خط فعالیت می­کرده اند به نوعی مرتبط با منطقه قفقاز می­باشند. اما،  استانبول در دولت عثمانی، به عنوان یکی از مهمترین منازل تجدد ایران در امتداد کاروان تجدد غرب، واسطة ارتباط ایران و منطقه پیرامون آن با دنیای غرب بود.

در زمان انتشار روزنامه اختر، «استانبول پایتخت جهان اسلام و مرکز تحول و تفکر جدید در جهت مدرنیزه شدن ... این شهر به نوعی مرکز کسانی بود که در اندیشه نوآوری در اسلام بودند. به تعبیری می­توان گفت که استانبول مرکز فرهنگی جهان اسلام بود.»[7]

اسلامبول که اختر آن را «مدار موازنه پولتیک جهانی» می‏نامد[8]، پایتخت امپراطوری وسیعی است که‏ دروازه‏هایش را به سوی غرب گشوده‏ است. آنجا نهضت اصلاحی«تنظیمات» را سی سال پیش تجربه کرده و سلطان عبد الحمید ثانی دستور تدوین‏ قانون اساسی را صادر کرده است. در این‏ شهر 16 روزنامه ترکی، نه روزنامه‏ فرانسوی، هفت روزنامه رومی، شش‏ روزنامه ارمنی، دو روزنامه عربی، دو روزنامه بلغاری منتشر می‏شود و اداره مطبوعات وزارت داخله نظارت و کنترل‏ آنها را به عهده دارد.[9]

برای ایرانیان، استانبول از لحاظ گوناگون محل مناسبی بود: نخست آنکه دارالاسلام بود و مرکز خلافت و زندگی در آن از زندگی در سرزمین کفار راحت­تر و پسندیده­تر بود. مضاف بر آن، اشتراکات تاریخی، فرهنگی و زبانی را نیز نباید از یاد برد.

مهاجران در این شهر، هم با افکار غربی تماس داشتند و هم به ایران نزدیک بودند و هم از آزار دولت قاجار در امان. گروههای مختلف ایرانی در استانبول که تعداد آنها را شانزده هزار نفر نوشته­اند با استفاده از کمک مالی تجار، بیمارستان و مدارس ایرانی و انجمن­ها و روزنامه­ها تأسیس کردند در میان این مهاجرین از تاجر و معلم تا نویسنده و شاعر دیده می­شد. [10]

بنابراین تأثیر پذیری ایران،  از ایرانیان و جو فرهنگی موجود در عثمانی، بسیار زیاد بود. در همین دوران،  بحث اصلاح و تغییر خط که در عثمانی مورد توجه قرار گرفته بود، مورد توجه ایرانیان آن سامان نیز واقع شد، و چون فعالان تغییر خط یگانه راه پیشرفت ایران را در با سواد کردن مردم ایران می­دانستند، اهتمام زیادی در آنجا به موضوع خط و الفبا نمودند، و آثار زیادی در این باره در عثمانی توسط ایرانیان منتشر شد. و اگر چه اثرات عملی آن هنوز در ایران  هویدا نشده است، اما در زمانی نه چندان دور، این اتفاق در ترکیه افتاد.

 

معرفی گازت[11] یا روزنامه اختر

در نخستین دهه­های سده سیزدهم، دو مرکز اصلی اصلاحات به سبک غربی، (که در هر دو، انتشار ترجمه کتابهای غربی در اولویت بود) وجود داشت؛ یکی در عثمانی و دیگری در مصر. در زمان ناصر الدین شاه بی­توجهی پادشاه به اصلاحات و رکود کشور باعث مهاجرت عده قابل توجهی از نویسندگان و آزادی خواهان به اروپا و قلمرو عثمانی گردید، این امر باعث به وجود آمدن کانون روزنامه­نگاران تبعیدی ایران در اروپا و آسیا شد. اولین روزنامة آزادی خواهان مهاجر به نام اختر منتشر شد.

اگر ضمیمۀ فارسی[12] تقویم وقایع، نخستین روزنامۀ ترکی عثمانی را نادیده بگیریم، روزنامه اختر اولین و مشهورترین[13]‌ روزنامة سیاسى‌، اجتماعى‌ و فرهنگى‌ به‌ زبان‌ فارسىِ‌ چاپ خارج و همچنین اولین روزنامه فارسى است که با چاپ سربى منتشر گردیده است. اختر با حمایت سفیر ایران در عثمانی، میرزا محسن خان معین‌الملک (مشیرالدوله بعدی) و با کمک مالی[14] دولت ایران در استامبولِ عثمانی؛ و مدیریت محمدطاهر تبریزی و سردبیری میرزا نجفعلی خان خویی (مترجم و نایب سفارت ایران) و با نویسندگى‌ میرزا مهدی‌ اختر، تأسیس منتشر شد.

خویى‌ با یاری‌ میرزا مهدی‌ تبریزی‌ معروف‌ به‌ منشى‌ اختر[15]، و محمد طاهر تبریزی‌، کار نشر روزنامه‌ را پیش‌ مى‌برد[16]. هیأت‌ تحریریة آن‌ که‌ بیش‌ از 5 یا 6 تن‌ نبودند، زیر نظر محمد طاهر کار مى‌کردند.[17]

اولین شماره روزنامه اختر در روز پنجشنبه ‌16 ذیحجه سال ۱۲۹۲هـ.ق.[18] مطابق با 23 دی 1254 و  13 ژانویه ۱۸۷۶  در استانبول منتشر گردید.  انتشار آن در هفته دوبار روزهاى دوشنبه و چهارشنبه صورت مى‌گرفت.[19] اختر در آغاز تأسیس‌، غیر از جمعه‌ها و یکشنبه‌ها، هر روز و پس‌ از چندی‌ هفته‌ای‌ دوبار، شنبه‌ها و چهارشنبه‌ها، و در سالهای‌ آخر هفته‌ای‌ یک‌ بار در 8 صفحه‌ و با چاپ‌ سربى‌ انتشار مى‌یافت‌ و در حقیقت‌ نخستین‌ روزنامه‌ به‌ زبان‌ فارسى‌ بود که‌ با حروف‌ سربى‌ به‌ چاپ‌ مى‌رسید.[20] در این روزنامه از هر گونه اخبار، سیاست، علم و ادب و منافع عمومى سخن مى‌رفت. اخبار کشورهاى اروپائى را نیز منتشر مى‌کرد.  مطالب با شیوه‌اى فصیح و زیبا و زبان فارسى اصیل نوشته مى‌شد، و خواننده را مجذوب مى‌ساخت.

در سال ۱۲۹۳ انتشار اختر متوقف شد، و با کمک مالی از تهران در ۱۲۹۴ انتشار آن از سر گرفته شد. روزنامۀ اختر از حمایت دولت عثمانی نیز برخوردار شد. از سال ۱۲۹۴ ادارۀ نشریه به‌صورت شرکت درآمد و چند تن از تبعه‌های عثمانی هم شریک اختر گشتند.[21] انتشار اختر تا سال ۱۳۱۳ قمری (۱۸۹۵ میلادی) ادامه داشت.[22]

اختر نشریه‌ای مترقی بود و نقشی بزرگ در بیداری ایرانیان داخل و خارج کشور داشت. «... این روزنامه چنان اهمیتی در ایران کسب کرد که کلمه اختر به موزعین اطلاق می­شد و در مجامع و محافل اخبار وقایع جاری به استناد روزنامه مزبور مورد بحث قرار می گرفت. برق تمدن از صفحات اختر بر قلوب مردم می­تابید و ذوق روزنامه خواندن را در جامعه این روزنامه پدید آورد. نکته عجیب آنکه اختر به مرور زمان چنان شهرتی در قفقازیه، ایران، ترکیه، هندوستان، عراق و دیگر نقاط به هم زد که در بعضی از نواحی قفقازیه مردم عوام که روزنامه خواندن را نجس و گناه دانند خواص را که به خواندن روزنامه مذکور اشتیاق داشتند، اختری مذهب می نامیدند و بدین طریق «اختر» را آیینی می دانستند.»[23]

 

نویسندگان ، یاران و موسسین اختر

برای شناخت از ایرانیان استانبول (و نویسندگان اختر)، خود روزنامه اختر از منابع دسته اول آن دوره می‌تواند باشد. شماره‌های این روزنامه مملو از اطلاعات درباره اقدامات و فعالیت ایرانیانی است که در سفرهای زیارتی و سیاحتی و یا شرکت در مجامع ایرانی و عثمانی از استانبول گذرکرده و ایرانیانی که برای تجارت و زندگی به شهرهای مختلف عثمانی رفته و هم‌چنین تبعیدیان که از فشار و تعدیات ناصری به آنجا پناه آورده بودند.

البته، وقتی از نویسندگان اختر سخن‏ می‏گوییم، باید چند نکته را به خاطر داشته‏ باشیم. اول مقالات اختر بسیار و به‏ندرت‏ با نام واقعی اشخاص چاپ می‏شد.دوم‏ حجم قابل توجهی از نوشته‏ای اختر نامه‏های خوانندگان آن بود که آنها را نیز باید جزو نویسندگان آن روزنامه محسوب‏ کرد. به ‏هرحال از میان کسانی که در اختر قلم زده‏اند، طیف وسیعی از «روشنفکران‏ بورژوا-لیبرال و اصلاح‏طلب گرفته تا دموکرات‏های انقلابی مهین‏پرست» وجود داشتند.[24]

در این مجال فرصت آن نیست تا به شرح حال نویسندگان اختر بپردازیم، بنابراین تنها به ذکر برخی از اسامی آنها بسنده می­کنیم:[25] 

آقامحمدطاهر قرچه‌داغی مدیر اختر (1325-1255 قمری)؛ ابوالنصر فتح‌الله‌ خان‌ شیبانى‌؛ حاجی‌ رضاقلی خراسانی ؛ سیدجمال‌الدین اسدآبادی ؛ شیخ‌احمد روحی کرمانی ؛ طالبوف تبریزی ؛ محسن‌خان معین‌الملک ـ مشیرالدوله ؛ محمدعلى‌ خان‌ کاشانى ؛ میرزا حبیب‌ دستان‌ ؛ میرزا حسن خان خبیرالملک ؛ میرزا حسین‌خان مشیرالدوله ـ سپهسالار ؛ میرزا ملکم‌خان ناظم الدوله ؛ میرزا مهدی تبریزی ملقب به زعیم‌الدوله ،مدیر روزنامه حکمت مصر (1333ـ1253 قمری)  ؛  میرزا نجف‌علی‌خان دانش تبریزی ؛ میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله ؛ میرزاآقاخان کرمانی و اختر ؛ میرزاحبیب اصفهانی ؛ میرزامهدی‌خان معروف به اختر

نویسندگان‌ اختر غالباً مردانى‌ آزادیخواه‌، مترقى‌، غیرتمند و هنر دوست‌ بودند که‌ از جملة آنان‌ مى‌توان‌ میرزا آقاخان‌ کرمانى‌ مؤلف‌ رضوان‌ و نامة باستان‌ را نام‌ برد. وی‌ که‌ در استانبول‌ از راه‌ تدریس‌ و رونویسى‌ کتابهای‌ خطى‌ زندگى‌ مى‌گذراند، با چاپ‌ مقالات‌ تند و انتقادآمیز در این‌ روزنامه‌، هویت‌ اصلى‌ خود را آشکار ساخت‌. نشر این‌ مقالات‌ و به‌ ویژه‌ مقالة جسورانه‌اش‌ دربارة امتیاز تنباکو، خشم‌ شاه‌ ایران‌ را چنان‌ برانگیخت‌ که‌ مصرانه‌ وی‌ را از دولت‌ عثمانى‌ استرداد کرد. دولت‌ عثمانى‌ نیز پس‌ از تعطیلی‌ اختر، وی‌ را همراه‌ با شیخ‌ احمد روحى‌ و خبیرالملک‌ که‌ آنان‌ نیز از گردانندگان‌ مؤثر روزنامه‌ بودند در ذیحجة 1313 به‌ ایران‌ گسیل‌ داشت‌ و دو ماه‌ بعد هر 3 تن‌ در تبریز به‌ قتل‌ رسیدند.[26]

 

موضعِ روزنامه اختر دربارۀ اصلاح و تغییر خط

اختر که‌ آغازگر موج‌ نوین‌ روزنامه‌ نگاری‌، و از دستاورد های‌ آزادیخواهان‌ مهاجر شمرده‌ شده‌، با نشر مقالاتى‌ در ستیز با استبداد و مظاهر آن‌، نقشى‌ بزرگ‌ در بیداری‌ ایرانیان‌ داخل‌ و خارج‌ کشور داشته‌ است‌. مقالات‌ و گزارشهای‌ جسورانة این‌ روزنامه‌ دربارة موضوعاتى‌ چون‌ آزادی‌، قانون‌، بد رفتاری‌ پلیس‌ با مردم‌، اوضاع‌ نابسامان‌ وزارتخانه‌های‌ ایران‌، انتقاد از روزنامه‌های‌ دولتى‌ ایران‌، تفسیر محتوای‌ فرمایشى‌ آنها و نیز نشر نامه‌های‌ مردم‌ در اعتراض‌ به‌ این‌ نوع‌ مقاله‌ها، گزارش‌ رویدادهای‌ مهم‌ کشوری‌ مانند واگذاری‌ امتیاز توتون‌ و تنباکو، فروش‌ سواحل‌ جنوب‌ شرقى‌ بحرخزر به‌ دولت‌ روسیه‌، آشنا ساختن‌ مردم‌ با اوضاع‌ جهان‌ از طریق‌ چاپ‌ اخبار تلگرافى‌ کشورهای‌ دیگر و جز آنها، همه‌ بیانگر گرایشهای‌ سیاسى‌اجتماعى‌، بى‌ پروایى‌ و شیوة عمل‌ گردانندگان‌ آن‌ بود.[27]

در کنار نشر این‌ دست‌ مقالات‌، به چاپ‌ مقالاتی پیرامون اصلاح و تغییر خط نیز از سال سوم تا سال دوازدهم، پرداخت.‌ اختر ابتدا مخالف سر سختِ بحث تغییر خط بود. و مفصلاً در پی درج اولین مقاله از طرفداران تغییر خط، موضع خود را اینگونه به تفصیل بیان می­کند:

«باید دانست که هر چه خطوط و کتابتها که در دنیا هست همه ناقص و ناتمام است اکر از یکجهتی محسنات دارند از جهات دیکر معایب هم دارند . امروز در میان زبانهای خارجه معتبرتر و کاملتر از زبان فرانسه را نداریم و زبانی است بسیار قشنک و خوش بیان و فصیح بطوری که زبان رسمئ دول متمدنه شده است مع ذلک اکر قدری تأمل نماییم معایب بسیاری را در آن خواهیم دید که اکر محسنات خطوط اسلامیه را با همه اشکلات و نقصانها که دارد با آن موازنه نماییم در مقام انصاف نمی‏توانیم کفت خط و زبان فرانسه ترجیح بخط و زبان فارسی یا عربی دارد. ... پس صاحب ورقه باید درست ملاحظه نماید که اکر ما ده سال زحمت کشیده زبان فارسی یا  عربی و ترکی را یاد می‏کیریم در عرض این ده سال تنها نوشتن و خواندن یاد نمی­کیریم . خیلی چیزها و علومی را که در میان ما هست باقتضای استعداد خودمان یاد میکیریم. پس این عقب ماندن تنها از بابت نقصان الف‏بای ما نیست بلکه از نقصان علوم و فنونی است که باید با آن الف‏با بیان کرده شود و از جهت بی‏اعتنایی دولت و ملت است بترقئ علوم و معارف در میان ماها. ... اوقاتی که یک فرانسه نویس برای نوشتن حروف مقطعه و اعراب و حرکات در مدت عمر خود صرف میکند بنده و شما هم یکدفعه در اوائل عمر در تحصیل قرائن کتابت و خواندن و نوشتن مصروف داشته و بعد از آن هی بی‏اعراب میکوییم و مینویسیم و بی‏اعراب هم میخوانیم و خیلی صحیح و آسان هم میخوانیم . لکن مشروط بر اینکه الفاظ مکروه و سجع و قافیه و حشو و زواید را از میان نوشتجات خودمان برداریم و کار انشا را  منظم کنیم.

  بالجمله خطوط ما اکر جهات نقصان هم دارد جهات رجحان و اختصار هم دارد اکر در بدایت زحمت دارد در نهایت آسانی هم دارد . و مع ذلک کارهای خیلی لازم داریم که خط ما در نزد آن فوق الغایه کامل و تمام است.  ... الحاصل علوم و فنون را در هر جا و در نزد هر کس که هست باید اخذ کرد مطابق بحال و وضع و دیانت خودمان نموده ترقیهای ظاهر و باطن را مالک و دارا شویم و تقلید خطی را که اشارت بر معایب آن و نقصانهای خطوط دیکران هم شد برای روز آخر کذاشته باقتضای وقت باصلاح آن اکر لازم باشد بپردازیم . همین تقلیدهای بی‏ملاحظه است که کارهای ما را بر باد و خراب کرده است. که دو صد لعنت براین تقلید باد/ خلق را تقلید شان  بر باد داد.   فرنکیها علوم و فنون را بواسطۀ خط خودشان تحصیل نکردند بل از دولت اهتمامات و مساعی متفقانۀ دولت و ملت و باقتضای احتیاجات زمان باین درجه رسیده‏اند که می‏بینیم.»[28]

این نوشته، به احتمال قوی توسط حاجی میرزا نجفعلی خان به اختر تحریر شده است. اما پس از آن که حضور حاجی میرزا نجفعلی خان در روزنامه اختر به عنوان محرر کم رنگ شد. روزنامه اختر موضعی نسبت به بحث تغییر خط از خود نشان نداد، و یا لااقل با بحث اصلاح خط موافق شد و علاقمند بود که اصل خط قدیم باقی بماند و تغییراتی در فروعات آن داده شود. در دو شماره بعدی، مطالبی در طرف داری از تغییر و اصلاح خط درج شد، بدون آنکه مطلبی از اختر، در پیوست ، له یا علیه آن  قید شود.

در چهارمین شماره­ای که در اختر پیرامون تغییر خط مطلبی درج شده، آمده است: 

«پیشتر در نسخهای چند از اختر در خصوص تغییر حروف اسلام فقرات مفصلی نوشته بودیم که از آنجمله بود کاغذ مفصل و استفتاهای جناب میرزا یوسف خان مستشارالوزارء که از بعض علمای اعلام کثرالله امثالهم نموده و فتوی در اینباب حاصل نموده بودند که صورت فتاوی را نیز در پایان کاغذ مذکور در اختر نوشته بودیم و بعد از آن باز در یکی از نسخهای پیشترئ اختر نوشته بودیم که عالیجاه مجدت همراه آقا میرزا رضای تبریزی نایب و ترجمان جنرال قونسولکرئ دولت علیۀ ایران مقیم تفلیس در باب تغییر حروف اسلام برای سهولت تحصیل شاکردان مکاتب قفقاز الفبایئ ترتیب داده است و نیز همکنان را وعده نمودیم که صورت مقدمۀ را که مومی‏الیه در آن الف‏با آورده است در صحائف اختر خواهیم نکاشت.»[29]

همچنین در پنجمین شماره­ای که در اختر پیرامون تغییر خط مطلبی درج شده، آمده است: 

«پیشتر در یکی از نسخهای اختر نوشته بودیم که عالیجاه مجدت و نجدت همراه آقا میرزا رضا نایب و ترجمان جنرال قونسولکرئ دولت علیۀ ایران مقیم تفلیس در باب اصلاح حروف اسلام رسالۀ الف‏بایی ترتیب داده است و مقدمۀ رسالۀ مذکور را در اختر نیز برای اطلاع همکان نقل نموده بودیم اکنون اطلاع حاصل کردیم که عالیجاه مومی‏الیه دو نسخه از رسالۀ مذکور را خدمت جناب مستطاب عمده العلما و المجتهدین مرجع الاسلام و المسلمین آقایی شیخ الاسلام قفقاز فرستاده رسالۀ مذکور در نظر انور حقایق منظر آنجناب اطال الله بقاء موقع حسن قبول یافته لزوم اصلاح الفبای اسلام را بموجب تعلیقۀ که بعالیجاه مومی­الیه مرقوم داشته تصدیق و مؤلف مومی‏الیه را باصابت رای و تصور بلند رسای خود که در اینباب بکار برده است مورد تحسین و آفرین فرموده‏اند سواد تعلیقۀ آنجناب را که در این خصوص مرقوم فرموده‏اند از جای معتبری بادارۀ اختر رسیده بود اینک در ذیل عینا صورت آنرا مینویسم».[30]

دوباره، در دو شماره بعدی، مطالبی در طرف داری از تغییر و اصلاح خط درج شد، بدون آنکه مطلبی از اختر، در پیوست ، له یا علیه آن  قید شود

امّا در هشتمین شماره­ای که پیرامون تغییر خط مطلبی درج شده، اختر در تأیید و طرفداری از اصلاح خط ، در پیوست همان مطلب، نوشته است:

«از چند سال به این طرف در باب لزوم اصلاح الفبای اسلام که عموم دانشمندان ملل اسلامیه در آن باب متفق‌القول و متحدالافکارند، در صفحات اختر خیلی مطالب نوشته شده. هرکس در امر اصلاح آن که تعلیم و تعلم اسلامیان را نسبت به سایر ملل متمدنه دچار اشکالات می‌دارد، چیزی نگاشته است. اداره اختر به ملاحظه تعمیم یافتن مطلب در نزد خردمندان اسلام از نگارش مطالب مذکوره به وجهی دریغ و خودداری نکرده و خود مستقیماً بجز امر لزوم اصلاح آن که کمال نقصانیت را دارد، بیان رایی ننموده، پیوسته آرزومند این بود که امر اصلاح طوری به عمل آورده شود که الفبای اسلام اساساً نگهداشته شده، در فروعات آن اصلاحات به کار برده شود. اکنون عموم هواخواهان ترقی و تمدن و معارف اسلام را به کمال خوشوقتی مژده می‌دهیم که این مقصود به اهتمام بلند جناب جلالت مآب جل اکرم ناظم‌الدوله، پرنس میرزا ملکم‌خان، سفیر کبیر دولت علیه ایران مقیم لندن که به اقتضای معارف‌پروری و وطن‌دوستی و ترقی‌خواهی از زمان دراز بدین نقایص که از تسهیل تحصیل و پیشرفت تعلیم و تعلم و ترویج مطبوعات و انتشار علوم و فنون است، پی برده، همت به امر اصلاح و کمال آن گماشته بودند، حاصل گردیده است. چنان‌که پس از اصلاح حروفات اسلامیه، کتاب گلستان نیز به این حروفات در لندن چاپ و چند نسخه از آن را هم به ادارة اختر فرستاده‌اند که در نهایت خوبی و مرغوبی است.»[31]

به جز شماره اول، که احتمالاً توسط حاجی میرزا نجفعلی خان نوشته شده بود، در تمامی مطالب اختر هیچ مطلبی مخالف و یا علیه موضوع تغییر خط درج نشده است. وقتی موضع اختر در طرفداری از تغییر خط محکم و آشکار میشود؛ حاجی میرزا نجفعلی خان به خاطر سبقه دینی خود، در یادداشتی نسبت به درج کلمه «اسلام» به دنبال کلمه «خط» اعتراض می­کند. روزنامه اختر نیز به دنبال این اعتراض می­نویسد:

«فقراتی که سرکار معتمد السلطان حاجی میرزا نجفعلی خان و جناب مستطاب ... نوشته‏اند همکی صحیح و مطابق واقع است و از اینکه ما غفلت نموده تا حال الفبا را بنام الفبای اسلام نوشته‏ایم محض از بابت تسامح در تعبیر و الفاظ است حضرات معترضین، خط جدید جناب ناظم الدوله را ناقص میدانند کویا خود آنجناب هم تصریح اینمطلب نموده‏اند و بدیهی است هر اختراعی در اول لابد نقصی دارد باید ایشانهم با کمال نقایص آن پردازد یا آنکه بطور دیکر بمقام اصلاح برآیند .»

  و در پایان ، روزنامه اختر به وضوح طرفداری خود را از تغییر و اصلاح خط اینگونه بیان می­دارد:

« در هر حال ما هواخواه اصلاح خط و لزوم تسهیل تعلیم و چکونکی اصلاح و تعمیم آنرا موقوف بهمت بزرکان ملت و دولت میدانیم.»[32]

 

بررسی دورۀ زمانی مقالات تغییر خط در روزنامه اختر

ابتدا باید مشخص شود که در آن دوره چه کسانی پیرامون اصلاح و تغییر خط فعالیت می­کردند. و چرا این موضوع در ایران پیگیری نمی­شد و در نشریات آن دوره ایران، مطلبی پیرامون تغییر خط منتشر نشد.

از حدود سال  1235 شمسی که موضوع تغییر خط در دوره معاصر مطرح شد، تا حدود سال  1275 که روزنامه اختر تعطیل شد. جمعاً قریب به  13 نفر در این باره فعالیت نموده­اند، برخی از این افراد به صورت مستقیم و برخی نیز به درخواست دیگری در این بحث به عنوان موافق و همراه مشارکت نمودند. و باید دانست  که همگی این افراد در خارج از ایران فعالیت داشته­اند. اسامی آنها عبارتند از: «محمد طاهر منیف افندی، فتحعلی آخوندزاده، مسیو بارب، میرزا ملکم خان، رشدی، سعید انسی­زاده، میرزا یوسف خان ، میرزا حسن، میرزا رضای تبریزی، ملا احمد حسین­زاده، میرزا رضاخان افشار بکشلو، میرزا لطفعلی تبریزی، میرزا حسین خان، میرزا کاظم خان آلان­براغوش.» از این افراد هفت نفر در روزنامه اختر مطلب پیرامون تغییر خط درج نموده­اند. برای اینکه نسبت دورۀ و تعداد انتشار روزنامه اختر به موضوع تغییر خط به درستی روشن شود می­توان با توجه به نکاتی که در ذیل می­آید، موضوع نسبت را مورد ارزیابی قرار داد.

نکته اول: از آنجا که روزنامه اختر در سال 1254 شمسی تأسیس شده است، بنابراین فعالیتهایی که از سال 1235 تا سال 1354 ش صورت گرفته است، طبیعتاً نمی­توانسته در روزنامه منعکس باشد.

نکته دوم: بیشتر مطالب پیرامون تغییر خط در آن دوران به صورت جزوه و کتاب منتشر شده است.

نکته سوم: از سال سوم ( 1256 ش) انتشار روزنامه اختر تا سال دوازدهم آن (1265 ش) ، جمعاً 9 مطلب پیرامون اصلاح و تغییر خط در اختر منتشر شده است، ( به طور میانگین سالی یک مطلب) و از سال دوازهم تا پایان انتشار روزنامه اختر، مطلبی پیرامون این موضوع در اختر منتشر نشده است.

سوال مهم اینجاست که چرا از سال دوازدهم ، یعنی سال 1265 شمسی تا سال آخر انتشار روزنامه اختر یعنی سال 1275 شمسی مطلبی پیرامون تغییر خط در روزنامه درج نشده است.

فعلاً تحقیقی در این باره انجام نداده­ام، اما می­توان برای این سؤال به مواردی از این دست اشاره کرد:

  1. برخی از افراد فعال در این بحث ، در این دوران یا فوت شده­اند، و یا در کسالت به سر می­برده­اند. و جایگزینی جدیدی در آن مناطق برای آنها وجود نداشته است.
  2. همانگونه که اشاره شد، برخی تمایل داشتند تا آثارشان که حجم بیشتر یافته بود به صورت کتاب منتشر شود. که حداقل در این زمان حدود ده اثر به صورت کتاب در استامبول و تفلیس منتشر شده است.
  3. برخی از فعالان تغییر خط به مناسب دولتی و غیره مشغول شدند، که گرفتاریهای کاریشان اجازه نمیداد به موضوعی نسبتاً فرعی و تفننی بپردازند.

بنا بر آنچه گذشت، مهمترین نشریه­ای که در آن دوران به موضوع تغییر خط، با همین حجم کم، پرداخته است ، روزنامه اختر چاپ استامبول می­باشد. اما  چرا در ایرانِ آن دوران، و مطبوعات آن توجهی به این موضوع نشد؟  دو دلیل روشن است:

  1. روشنفکران ، که حامیان اصلی بحث تغییر خط بوده اند، در ایران به سر نمی­بردند.
  2. 2.    دولت ایران با موضوع تغییر خط و مطرح شدن آن موافق نبوده است، و شاهد این مدعا، جوابی است که وزیر علوم دولت ناصرالدین شاه به آخوندزاده داشته است: « ما ملت ایران اصلاً به تغییر الفبای خودمان محتاج نیستیم، به علت این که ما سه رقم خط داریم: نستعلیق، شکسته و نسخ که در حسن و رعنایی بالاتر از خطوط جمع ملل روی زمین است و ما هرگز این خطوط خودمان را متروک و خط جدید میرزا فتحعلی آخوندزاده و یا ملکم­خان را معمول نمی­کنیم و نخواهیم کرد».

 

نویسندگان مقالات تغییر خط، در روزنامه اختر

نویسندگان مقالات تغییر خط در روزنامه اختر، عبارتند از:

  1. شخص کامل از گرجستان، احتمالاً میرزا رضای تبریزی (ارفع الدوله) باشد.
  2. 2.    نویسنده نامعلوم از تحرییه اختر،

از سبک و سیاق نوشته آن و مخالفتش با موضوع تغییر خط، و نیز زمان انتشار، احتمالاً حاجی میرزا نجفعلی خان باشد.

  1. 3.    میرزا یوسف خان مستشارالوزارء،

وی در سال ۱۲۳۹ ق  متولد شد. از پیشروان و آزادیخواهان دوره ناصرالدین شاه و از همفکران میرزا حسین خان سپهسالار و میرزا ملکم خان، بود. مستشارالدوله مردی روشنفکر بود و همیشه آرزوی نظم و اقتدار کشور را در سر می‌پرورانید. از ۱۲۸۱ تا ۱۲۸۴ ق سرکنسول ایران در تفلیس بود. در همین دوره اقامت در تفلیس، با میرزا فتحعلی آخوندزاده مناسبات دوستانه نزدیکی پیدا کرد. متن فارسی «مکتوبات کمال­الدوله» حاصل ترجمه مشترک آخوندزاده و یوسف­خان در ۱۲۸۳ ق است. یوسف خان از ۱۲۸۴ تا ۱۲۸۶ ق شارژ دافر سفارت ایران در پاریس بود. ظاهراً در همین دوره اقامت پاریس وارد لژ فراماسونری شده‌است. مستشار‌الدوله رساله معروف یک کلمه را در پاریس به اتمام رساند و دستنویس آنرا در راه بازگشت به ایران در تفلیس به آخوندزاده نشان داد. این رساله در سال ۱۲۹۱ ق در ایران چاپ شد. از آرزوهای بزرگ او تأسیس راه آهن در ایران بود. و در سال ۱۲۸۶ ه.ق رساله‌ای به نام کتابچه بنفش درباره تأسیس راه آهن سرتاسری ایران نوشت و به شاه عرضه داشت و در سال ۱۲۹۰ ه.ق، که در خراسان بود، جزوه دیگری در لزوم کشیدن راه آهن از تهران به خراسان تهیه و منافع آن را ذکر کرد و فتوای روحانیون را در آن باره به دست آورد. مستشارالدوله در سال ۱۳۰۶ ه.ق نامه مفصلی به مظفرالدین میرزا نوشت و خواهش کرد که آن را از نظر شاه بگذرانند. وی در آن نامه از حکومت استبدادی و فساد دربار انتقاد و اصلاحات مملکتی و ایجاد حکومت قانون و برقراری آزادی و مساوات را خواستار شده و گوشزد کرده بود که اگر زمامداران ایران خود در صدد تأسیس دولت مقننه برنیایند، سیر حوادث تاریخ آن را تحمیل خواهد کرد. سخنان مستشارالدوله با مزاج دربار ناصرالدین شاه سازگاری نداشت، پس نویسنده گرفتار همان سرنوشتی شد که دامنگیر همه آزادیخواهان آن زمان بود، او را به فرمان شاه در اوایل سال ۱۳۰۹ ه.ق محبوس در عمارت رکنیه آنجا با زنجیر و کنده نگاه داشتند. و چند سال بعد به سال ۱۳۱۳ ه.ق درگذشت. [33]

  1. میرزا حسن، (منشی سفارت ایران در وین)
  2. 5.    میرزا رضای تبریزی،

او خود را از نوادگان سردار ایروان می‌داند. پسر حاجى شیخ حسن ایروانى است که در تاریخ 1270 در تبریز زاییده شده،  پدرش که فردی مذهبی بود نذر کرده بود احدی از فرزندان را برای تحصیل به عتبات بفرستد که قرعه به نام وی می‌افتد. مدتی بعد در اثر ورشکستگی خانواده، برای کار راهی استانبول می‌گردد و زبان فرانسه را علاوه بر زبان رسمی‌اش فارسی و زبان مادری‌اش ترکی می‌آموزد. دانستن زبان باعث پیشرفت او به سمت مترجمی کنسولگری ایران در تفلیس شده و سپس کاردار سفارت ایران در پترزبورگ و مستشار سفارت می‌گردد. در سفر سوم ناصرالدین شاه به فرنگ  در زمره ملتزمین رکاب قرار می‌گیرد و در برگشت به سمت کنسول ایران در تفلیس ترقی می‌کند. در سال ۱۳۱۲ قمری وزیر مختار ایران در پترزبورگ شده و هم‌زمان سمت وزیر مختاری در دول سوئد و نروژ را نیز کسب می‌نماید. سه سال بعد نماینده ایران در انجمن صلح لاهه شده و در سال ۱۳۱۸ قمری لقب پرنس را از مظفرالدین شاه دریافت می‌کند. در سال ۱۳۱۹ قمری سفیر ایران در استانبول می‌گردد. این سفارت تا سال ۱۳۲۸ قمری ادامه می‌یابد و در این سال به پرنس نشین موناکو رفته و برای خود قصری بسیار زیبا می‌سازد. در سال ۱۳۳۱ به ایران بازگشت و مدتی کوتاه در کابینه علاء‌السلطنه وزیر عدلیه گشت. ولی به زودی به موناکو بازگشت. در زمان حکومت رضاشاه نماینده ایران در مجمع اتفاق ملل گردید. در سال ۱۳۱۵ خورشیدی به ایران بازگشت و در نوروز ۱۳۱۶ درگذشت.[34]

  1. 6.    آخوند احمد حسین زاده (شیخ الاسلام قفقاز) ،

شیخ الاسلام و المسلمین فی المملکه القفقاسیه، آخوند ملا احمد حسین زاده، کتابی با نام «معلم الاطفال» در سال 1291 ه.ق مطابق با 1253 شمسی در بیش از 250 صفحه تألیف نموده، که فصلی از آن مربوط به الفبا و خط فارسی است. دو نسخه از آن شناسایی شد، یکی در کتابخانه دانشگاه تهران و دیگری در کتابخانه ملی. نسخه اخیر در سال  1298 ق مطابق با 1260 شمسی، توسط میرزا یوسف خان مستشارالوزارء به نتیجۀ نصیرالدوله (وزیر تجارت) اهداء شده است. و همچنین این کتاب در سال 1259 ش در تفلیس منتشر شده است. از مؤلف کتاب شرح حال و اطلاعی یافت نشد، به جز کتاب دیگری از وی با نام «دلگشا».

  1. 7.    میرزا لطفعلی تبریزی،

میرزا لطفعلى تبریزى منشى اول کونسلگرى دولت ایران در تفلیس در تاریخ 1302 قمرى در شماره­هاى 21 و  22 روزنامه اختر چاپ استانبول دو گفتار درباره تغییر و اصلاح الفبا نوشته است.

آقای یحیی ذکاء در کتاب پیرامون خط فارسی می­نویسد:

لیکن باید دانست که در کتاب «دانشمندان آذربایجان» و «رجال آذربایجان در عصر مشروطیت» که گویا از همان کتاب نخست در این باره سود جسته است الفبا و کتابچه‌اى نیز از حاج میرزا لطفعلى آقا مجتهد تبریزى یاد می­کنند که ما نتوانستیم بیش از این از آن کتابچه و الفبا چیزى به دست آوریم و بیشتر گمان می­رود که آن کتابچه و الفبا از همین میرزا لطفعلى تبریزى بوده که در کونسلگرى ایران در تفلیس کار میکرده است و گرنه بسیار دور مى‌نماید که مجتهدى هر اندازه هم روشن اندیشه و بی­باک باشد در آن زمان به چنین کارى دست بزند. می­توان گفت نزدیکى این دو نام مرحوم تربیت را در کتاب «دانشمندان آذربایجان» به اشتباه انداخته است.

این مطلب آقای ذکاء ، اشتباه است؛ چراکه میرزا لطفعلی مجتهد دانش تبریزی، همانگونه که در شرح حال وی در کتاب «قصیده انصافیه»، که از تألیفات وی می­باشد  آمده است؛ او کتابی پیرامون این موضوع دارد.[35] و کتاب کشف الغمام عن شمس الاسلام ( در موضوع خط اسلامی و معایب و مفاسد تغییر آن) را صاحب الذریعه برای وی دانسته است.[36] اما شرح حال میرزا لطفعلی مجتهد دانش تبریزی (1310 -1230 ش)

ابن میرزا احمد مجتهد تبریزی . صاحب شرحی بر کتاب ریاض المسائل استاد خود سیدعلی طباطبائی به نام اوثق الوسائل فی شرح ریاض المسائل و آن در فقه و تا مبحث تیمم است .[37]

عالم، محقق امامى و شاعر، متخلص به دانش. ملقب به صدرالافاضل. وى در شیراز متولد شد اصل وى از تبریز بود نزد مولانا قاسم قندهارى و محمد مومن و میرزا حسن مجتهد آشتیانى و چند تن دیگر کسب علم کرد. وى در ابن‏بابویه به خاک سپرده شد. از جمله آثارش: «اخگر»، در شرح معماها؛ «الاعلام فى ترجمه بعض الاعلام»؛ «اکسیر اللغه»؛ «دیوان» شعر؛ «کلم و حکم»؛ «ملخص»، که تذکره‏الشعراء است؛ «جواهر البلاغه»؛ «هزار دستان»، در محاضرات؛ «اندرز نامه»؛ «دستور البلاغه»؛ «اساطیر»؛ «الدمعه»، در محاضرات و خطب. [38] و شاید: تقریرات مناسک حج، تقریرات اصول، تفسیر قرآن.[39]

  1. 8.     میرزا نجفعلی خان تبریزی،

حاج‌ میرزا نجفقلى‌ خان‌ (نجفعلى‌) خویى‌ متخلص‌ به‌ دانش‌، مترجم‌ ترکى‌ سفارت‌ ایران‌ در استانبول‌ که‌ مردی‌ فاضل‌ بود، به‌ عنوان‌ مؤسس‌، مشوق‌ و نویسنده‌، در نشر روزنامة اختر سهمى‌ بزرگ‌ داشت‌.[40]

وی در فقه و اصول و احادیث و اخبار و علوم ادبی اطلاع کامل داشت. دانش معاصر با ناصرالدین شاه قاجار بود و در ۱۲۷۳ق از آذربایجان به استانبول رفت و با میرزای سنگلاخ هم نشین شده و اشعاری را که شعرای آن عهد در مدح سنگلاخ گفته بودند جمع آوری و به عنوان «مجمع الاوصاف» چاپ کرد. در آنجا تا ۱۳۰۳ق کنسول ایران بود. وی در این مدت از ۱۲۹۲ق اقدام به تأسیس روزنامۀ اختر کرد و مدت بیست و یک سال آن را انتشار داد ، تا اینکه پس از کشته شدن ناصرالدین شاه روزنامۀ مزبور از طرف دولت عثمانی توقیف شد. در ۱۳۰۳ق منصب سرتیپی گرفت و نایب و مترجم اول گردید و یک سال بعد به سمت سرکنسولی ایران در مصر عهده دار شد تا اینکه در ۱۳۰۸ق به تهران آمد و جزو صاحب منصبان وزارت خارجه گردید و تا پایان عمر در همین سمت باقی ماند تا در سال 1309 ق درگذشت. آثار وی: «مجمع الاوصاف»؛ «مشکوۀ الحیات فی نفسیر الآیات، «تفسیر آیۀ ذوالقرنین»؛ «میزان الموازین فی امر الدین» ، در رد «میزان الحق» هانری مارتن.

  1. 9.    میرزا ملکم خان.

ملکم در سال ۱۲۴۹ ه. ق در قصبه جلفا در خانواده‌ای متوسط زاده شد. پدرش میرزا یعقوب سنگ‌تراشی از ارامنه جلفای اصفهان بود که به قولی اسلام آورده بود. ملکم برای تحصیل به فرانسه رفت و پس از بازگشت بارها به ماموریت‌های سیاسی به اروپا سفر کرد. کارنامه فعالیت‌های سیاسی وی مجموعه متضادی از ترویج افکار آزادی‌خواهانه و سوءاستفاده مالی و زدوبندهای سیاسی را شامل می‌شود. از مهم‌ترین فعالیت‌های وی می‌توان به انتشار نشریه قانون، تأسیس اولین لژ فراماسونری در ایران و فراهم آوردن اعطای امتیاز راه‌آهن، بانک و بهره‌برداری از منابع ایران به بارون ژولیوس رویتر، اشاره کرد. وی در طول دوران حیاتش دو بار به دلیل تأسیس لژ فراماسونری و دریافت رشوه از انگلستان مورد خشم ناصرالدین شاه قرار گرفت. وی در مورد نخست، دستگیر و به عراق تبعید گردید ولی با پادرمیانی میرزا حسن خان مشیر الدوله مورد عفو قرار گرفت و سفیر ایران در مصر شد. پس از انتصاب مشیر الدوله به سمت وزارت امورخارجه و سپس صدارت عظمی، ملکم خان نخست به عنوان مشاور وی و سپس به سمت سفیر ایران در انگلیس منصوب شد. در دوران سفرات در انگلستان، میزرا ملکم خان به دلیل دریافت چهل هزار لیره رشوه به تهران احضار شد که از آمدن امتناع کرد و این بار نیز با پادرمیانی دوستانش به مدت پنج سال دیگر سمت خود را حفظ کرد. در همین دوران وی مقدمات اعطای امتیاز رویتر را فراهم کرد و همچنین به شاه پیشنهاد داد که برای تأمین مخارج سفر سوم خود به اروپا امتیاز لاتاری را به یک شرکت انگلیسی بدهد که به دلیل مخالفت‌هایی در داخل ایران، این امتیاز داده نشد و موجب آبروریزی برای شاه شد و میرزا ملکم خان نیز برای همیشه از چشم شاه افتاد. پس از مرگ ناصرالدین شاه و در دوران مظفرالدین شاه، میرزا ملکم خان به عنوان سفیر به رم فرستاده شد و تا پایان عمر در سال 1918 در این سمت باقی ماند و در همان‌جا در گذشت.[41]

***

از دو نفر، دو مطلب و از مابقی یک مطلب در روزنامه اختر پیرامون تغییر خط فارسی منتشر شده است. همچنین طالبوف تبریزی، نیز جزو نویسندگان روزنامه اختر می­باشد که از طرفداران اصلاح و تغییر خط فارسی است و کتابی با عنوان مسالک المحسنین دارد، که در بخش های از آن به این موضوع پرداخته است؛ اما در روزنامه اختر، نوشته­ای از او پیرامون موضوع تغییر خط نیافتیم.

 

مخاطبان مقالات اختر و بازتاب آن

باید بگوییم‏ مخاطبان اختر طبقات شهری بودند. این‏ سخن از قراین زیادی آشکار می‏شود که‏ عمده‏ترین آن توضیح زیر است: با پذیرش‏ این اصل که روزنامهء اختر آیینه دردها و مشکلات جامعه ایران بود و یکی از شدیدترین ستم‏های وارد بر این‏جامعه‏ فشارهای مالیاتی بود اما می‏بینیم نه تنها این مسأله انعکاس بسیار اندکی در اختر دارد بلکه در جای‏جای خود بر این انگشت‏ می‏نهد که «مالیات دیوانی رعیت ایران‏ امروز از مالیات همه ملت‏ها کمتر است.»[42]

از میان طبقات شهری دو صنفی که بیشترین‏ ارتباط را با اختر داشتند، تجار[43] و جمعی از دیوانیان بودند. میرزا ظاهر پیش از آن‏که‏ واردکار روزنامه شود، به تجارت مشغول‏ بود. بعد از آن نیز ارتباطش با این پیشه‏ قطع نشد به حدی که «بیشتر ممرّ معاشش‏ از تجارت می‏گذشت.»[44]

و چنان‏که گفتیم، وزراء و حکام ایالات و ولایات برای اختر کمک نقدی‏ می‏فرستادند، شاید به این سبب که این‏ طیف از افراد جامعه علاقه‏مند یا نیازمند اطلاعات صحیحی سیاسی از جهان خارج و همچنین کشور خود بودند و اختر با اطلاع‏رسانی خوب و تحلیل‏های دقیق‏ خواستهء آنها را اجابت می‏کرد.

اختر نه قانون بود که داشتنش‏ پر مخاطره باشد که البته هیچ جز کلی‏گویی‏ و دروغ و کلمات دور از ادب نداشت‏ و نه روزنامهء ایران بود که حاوی اخباری‏ کوتاه، ناقص، سانسور شده و بی‏تحلیل‏ باشد. بنابراین چرا اقشاری که به ‏هر حال‏ علاقه‏مند به روزنامه بودند، آن را انتخاب‏ نکنند؟

این نکته نیز گفتنی است که در میان‏ طبقات شهرنشینی که توانا به خواندن‏ روزنامه بودند، روحانیون جلوه‏ای بسیار ناچیز در اختر داشتند. این روزنامه به‏ ندرت توجهی به آنها نشان می‏داد و این‏ حاکی از آن است که آنان نیز تمایلی به‏ خواندن اختر نداشتند.[45]

 

 

موضع روزنامه­ها و نشریات فارسی دیگر آن دوره،  نسبت به تغییر خط

کل مطالبی که  در آن دوران،  نسبت به موضوع تغییر خط منتشر شده است، از این قرار می­باشد[46]:

1236   ـ   رسم‌الخط جدید / آخوند زاده، فتحعلى در تفلیس.

1239   ـ   خط اختراعى مسیوبارب ، براى خط اسلام و نیز چاپ چند کتاب فارسى و عربى باین خط در وین.

1239   ـ   رساله منیف پاشا، وزیر دولت عثمانى، درباره تغییر خط.

1241   ـ   سخنرانى معروفِ محمد طاهر منیف افندى (منیف پاشا، وزیر دولت عثمانى) در جلسه جمعیت علمیه عثمانى، در ضرورت اصلاح الفباى عرب.

1242   ـ   مسافرت آخوند زاده به استامبول و شرکت در جلسه‌اى در جمعیت علمیه عثمانی، پیرامون تغییر خط. و ارائه مقاله خود به این جمعیت.

1242   ـ   منظومه در خصوص الفباى تازه/ آخوندزاده، میرزا فتحعلى چاپ تفلیس.

1247   ـ   مکتوب شارل میسمر فرانسوی در بیان سبب جمودت اهل مشرق.

1247   ـ   مقاله در خصوص عدم قابلیت الف‌باى اسلامیه به نشر علوم، روزنامه غولوس چاپ پطرزبورغ.

1247   ـ   نامه آخوند زاده به وزیر علوم ناصرالدین شاه پیرامون تغییر خط.

1248   ـ   چاپ مقالاتى پیرامون تغییرخط در روزنامه‌هاى ترقى و حرّیت از نامق کمال و میرزاملکم‌خان.

1249   ـ   نامه آخوند زاده به ملکم (25 آوریل) / آخوندزاده، میرزا فتحعلى / باکو

1250   ـ   نامه آخوند زاده به ملکم (2 ژوئیه) / آخوندزاده، میرزا فتحعلى / باکو.

1252   ـ   نامه دیگر آخوندزاده به وزیر علوم ناصرالدین شاه پیرامون تغییر خط.

1254   ـ   انتشار روزنامه اختر در استامبول.

1256   ـ   درگذشت میرزا فتحعلی آخوند زاده در تفلیس. و سفر دوم ناصرالدین شاه به فرنگ.

1256   ـ   چاپ : واپس‌مانده اهالى‌شرق از ترقى بخاطر نقصان الف‌با، نوشته «شخص کامل» از بیکزاد کان گرجستان، در روزنامه اختر ش 17.

1257   ـ   بررسى امکان تغییر خط عربى و ترکى به حروف لاتین، نامق کمال.

1258   ـ   گفتارهایى پیرامون نارساییها خط عربى از سعید انسى‌زاده در روزنامه ضیاء قفقاسیه­ تفلیس.

1259   ـ   اصلاح خط و کتابت / میرزایوسف‌خان  چاپ شده در روزنامه اختر سال ششم، شماره 22.

1259   ـ   کاغذ وین، میرزا حسن  پیرامون تغییر خط، روزنامه اختر سال ششم، شماره 28 ، چاپ استامبول.

1259   ـ   ترجمه استفتاء میرزا یوسف خان پیرامون تغییر خط، توسط مسیو بارب در روزنامه رسمى وین.

1259   ـ   الفباى اختراعى میرزارضاى‌تبریزى چاپ شده در مطبعه شرکت ایرانیه در اسلامبول. و چاپ مقدمه این رساله، در روزنامه اختر س 7 ش2 ، چاپ استامبول.

1259   ـ   سواد تعلیقه، شیخ الاسلام قفقاز براى میرزا رضاى تبریزى، روزنامه اختر سال هفتم شماره 5 .

1259   ـ   معلم الاطفال / حسین زاده، احمد؛ چاپ تفلیس در قفقاز.

1261   ـ   الفباى بهروزى / افشار بکشلو، میرزا رضاخان؛ چاپ استامبول.

1264   ـ   مقدمه گلستان سعدى / ملکم خان، ناظم‌الدوله / مطبعه ترقى لندن

1264   ـ   درباره تغییر و اصلاح الفبا / تبریزى، میرزا لطفعلى / روزنامه اختر؛ ش 21 و 22 سال 1302ق.

1265   ـ   نمونه افکار (الفباى جدید) / دبیر، میرزا حسین خان؛ چاپ استامبول.

1265   ـ   رساله در وجوب اصلاح خط اسلام / مستشارالدوله، یوسف؛ چاپ استامبول.

1265   ـ   نامه میرزا نجفعلى خان (سرکاتب اول و ترجمان سفارت کبراى دولت ایران) پیرامون تغییر خط، روزنامه اختر سال دوازده، شماره 37 ، چاپ استامبول.

1265   ـ   اقوال على (به خط ملکمى)  و ضروب امثال / ملکم خان، ناظم‌الدوله / مطبعه ترقى لندن

1265   ـ   نمونه خطوط آدمیت / ملکم خان، ناظم‌الدوله / مطبعه ترقى / 61 ص / لندن


معرفی کوتاه مقالات اختر

 1.     مقاله اول: اصلاح خط اسلام

که در آن آمده است: «شخص کامل از بیکزاد کان کرجستان که چندی قبل در پتربورغ تحصیل معلم خانۀ اولی را تمام کرده و خیلی آدم غیور و خیرخواه ملت میباشد. در خصوص واماندن اهالئ شرق از (سولزۀ) تربیت اوروپایی رسالۀ در زبان روسی تصنیف کرده و بنده هم در این اوان در معلم خانۀ دولتئ شهر تفلیس مشغول تحصیل علوم روسیه می­باشم از من توقع نمود که همان رساله را از زبان روسی، بزبان فارسی ترجمه نمایم. » اختر ، پس از درج مقاله، مفصلاً در رد و نقد مقاله در پایان آن مطلب نگاشته است.

  1. 2.     مقاله دوم:  اصلاح خط و کتابت

که در آن آمده است: «جناب میرزا یوسف خان مستشارالوزارء که از رجال محترم ایران و این ایام در خراسان هستند مکتوبی در ضمن لزوم اصلاح خط اسلامیان نوشته‏اند که این مکتوب مشتمل است برصورت استفتائی که در این مطلب از علمای اعلام اجل الله شأنهم نموده و جوابی که از ایشان داده شده است و در این ضمن از ما و از رفقای ما که دراین پای‏تخت هستند ترویج این مطلب را خواسته‏اند.»

در پایان این مقاله، جواب استفتاء پیرامون تغییر خط به این شرح درج شده است:

 تغییر در خط کتب یا اختراع خط جدید مطلقاً جایز است بلا اشکال بلکه هرکاه موجب تسهیل تعلیم و تعلم و تصحیح قرائت بشود راجح خواهد بود اکر کسی توهم کند که این تغییر تشبه باهل خارجه است و جایز نیست این توهم ضعیف است چون که اینکونه تشبّهات حرام نیست و الا استعمال سماور ، باید جایز نباشد.

  1. 3.     مقاله سوم: کاغذ وین

در این مطلب، نویسنده با قدردانی از اقدامات اختر و نویسندگان تغییر خط، به معرفی موسیو بارب و خط اختراعی او پرداخته و نوشته: بیست سال پیش از این در وین، موسیو بارب بر این فکر افتاده، محض از برای خواندن خطوط عربی و فارسی و ترکی، خطی اختراع کرد. و بعضی از کتب فارسی و عربی را از آنقرار چاپ نموده‏اند . اکنون متعلمین همین مدرسۀ السنۀ شرقیۀ از خواندن کتابهای اسلام بهرمند میشوند و مشارالیه این خط را بطوری درست نموده است با وجود اینکه حرف لاتین که زبان اصلی و ابجدی زبانهای فرنکستان است طبق حروفات ما است یعنی هر حرف ابجدی ما را بعلاوۀ حرکت‏ها با حرف لاتین چنان تعبیر کرده است که با کمال آشکاری و واضح هر لفظ از عربی و فارسی بآسانی خوانده و مثل ماها تلفظ صحیح میکند.

  1. 4.      مقاله چهارم : مقدمه جزوه الفبای میرزا رضای تبریزی

وقتی کتاب الفبای میرزا رضای تبریزی در استامبول منتشر شد، اختر مقدمه این کتاب را منتشر کرد، و در ابتدای آن نوشت: عالیجاه مجدت همراه آقا میرزا رضای تبریزی نایب و ترجمان جنرال قونسولکرئ دولت علیۀ ایران مقیم تفلیس در باب تغییر حروف اسلام برای سهولت تحصیل شاکردان مکاتب قفقاز الفبایئ ترتیب داده است ... چون اینروزها الف‏با مذکور بدستیارئ مطبعۀ (شرکت ایرانیه) در اسلامبول بزیور طبع در آمده است اینک صورت مقدمۀ آنرا برای آکاهی مطالعه کنندکان در ذیل مینویسم.

  1. 5.      مقاله پنجم: سواد تعلیقۀ شیخ الاسلام قفقاز

رونوشت تعلیقه ملا احمد حسین زاده بر کتاب میرزا رضای تبریزی است که اختر آن را با این مضمون منتشر نموده است: پیشتر در یکی از نسخهای اختر نوشته بودیم که میرزا رضا در باب اصلاح حروف اسلام رسالۀ الف‏بایی ترتیب داده است. اکنون اطلاع حاصل کردیم که وی  دو نسخه از رسالۀ مذکور را خدمت جناب شیخ الاسلام قفقاز فرستاده، رسالۀ مذکور در آنجناب موقع حسن قبول یافته لزوم اصلاح الفبای اسلام را بموجب تعلیقۀ که بعالیجاه مومی­الیه مرقوم داشته تصدیق و مؤلف مومی‏الیه را باصابت رأی و تصور بلند رسای خود که در اینباب بکار برده است مورد تحسین و آفرین فرموده‏اند.

  1. 6.     .مقاله ششم: نامه اول میرزا لطفعلی تبریزی

مطالبی است در تأیید مقالات قبلی اختر پیرامون تغییر و اصلاح خط. در بخشی از آن آمده است: هر کس را که اندک تنبهی در السنۀ باشد بدون هیچ تاملی خواهد کفت. که سد طریق ترقی اطفال مسلمانان جز اشکال و صعوبت الفباء حاضر نیست.

  1. 7.     مقاله هفتم: نامه دوم میرزا لطفعلی تبریزی

همانند نامه قبلی در تأیید اصلاح خط است و در آن آمده است: بعد از اندک مدتی تحصیل زبان فرانسه حال کتابی درین زبان نیست که نتوانم در کمال سلامت بخوانم سهل است که الفبای خارجه را طوری ترتیب داده‏اند که هر طفلی بعد از خواندن و دانستن الفبا که در ظرف یکهفته دست خواهد داد بدون هیچ اشکال بخواندن جمیع کتب خودشان دارا میشود اما الفبای مسلمانان را طوری ترتیب داده‏اند که با تحصیل سی سال باز در خواندن یک کتاب بسیار آسان اشکال بهم میرسد.

  1. 8.     مقاله هشتم: معرفی کتاب گلستان ملکم خان

ملکم خان ، خطی ابداع نمود که در کتابی تحت عنوان : نمونه خطوط آدمیت در سال 1303 ق در لندن منتشر کرده است. جدای از این ، چندین کتاب نیز با همان خط منتشر نموده است، که از آن جمله است: گلستان سعدی. در این مقاله نهم، اختر به معرفی این کتاب و درج مقدمه آن اقدام نموده است. و در بخشی از توضیحات اختر آمده است: هرکس در امر اصلاح آن که تعلیم و تعلم اسلامیان را نسبت به سایر ملل متمدنه دچار اشکالات می‌دارد، چیزی نگاشته است. اداره اختر به ملاحظه تعمیم یافتن مطلب در نزد خردمندان اسلام از نگارش مطالب مذکوره به وجهی دریغ و خودداری نکرده.

  1. 9.     مقاله نهم: نامه میرزا نجفعلی خان به اختر  

نامه اعتراضی میرزا نجفعلی خان به دست اندرکاران اختر می­باشد. که از نام بردن اصلاح خط اسلام گلایه دارد و در بخشی از آن نوشته است: در اختر کاهی دیدم نوشته بودند از هزار سال باینطرف کمی ملتفت این عیبها نبوده این عبارتها تماماً از آن سهو ناشی است که نویسندکان محض خوشنودی از عیب جویی باسلام و مسلمانان سخن باب (حب الشئ یعمی و یصم) از این نکتۀ واضح غفلت کرده کویا چنان خیال نموده‏اند که محمد بن عبدالله صلوات‏الله و سلامه علیه الف‏با را  مؤسس بوده و چیز ناقص و معیوبی آورده و او میان اسلامیان معمول کرده حکما و علمای اسلام نیز در اینمدت ملتفت نبوده حالا بعضی آمده منتی بمسلمانان کذاشته که این عیب و نقصان را برمیدارد یکی هم تبریک می‏نماید.

مقالات اختر به ترتیب تاریخی[47]

1

] اصلاح خط اسلام [

سال سوم 19 ربیع الاول 1294 (شماره 17) ، مطابق با 14 فروردین 1256.

  کاغذی از تفلیس از شخص محترم و آگاهی بما رسیده و در خصوص بعض اطلاعات خود که در مقام اصلاح خط و کتابت اسلامیه بنظرش آمده بود شرحی را در ورقه جداگانه مرقوم کرده و خواهشمند شده است آن ورقه را در طی این صحیفه درج نماییم ما هم آن ورقه را نوشته و مطالعۀ خودمان را در ذیل آن عرض می‏کنیم.

(صورت ورقه)

(سرکار منشی) :   الحق کازت (اختر) نام شما در خیر خواهئ ملت و ترغیب آنها به ترقی و تربیت اختری است فروزنده خداوند عالم بحق اختران دین ابدالدهر تابنده‏اش فرموده و از زوال و‏‏‏‏ افول نگه دارد.

  چون غرض اصلی از روزنامه و کازت مطلع نمودن مردم از اوضاع جهان و مخبر ساختن خلائق بقصور و نقصانهای خودشان و ترغیب آنها باصلاح و فلاح می‏باشد . لهذا بنده هم لازم دانستم که آنچه بخاطر فاطر خطور نماید در اینخصوص پیشنهاد حضور شریف نموده و متوقع باشم که هرکاه مقبول طبع عالی کردد درطبعش کوتاهی نفرمایند.

  شخص کامل از بیکزاد کان کرجستان که چندی قبل در پتربورغ تحصیل معلم خانۀ اولی را تمام کرده و خیلی آدم غیور و خیرخواه ملت میباشد .  

در خصوص واماندن اهالئ شرق از (سولزۀ) تربیت اوروپایی رسالۀ در زبان روسی تصنیف کرده[48] و بنده هم در این اوان در معلم خانۀ دولتئ شهر تفلیس مشغول تحصیل علوم روسیه می­باشم از من توقع نمود که همان رساله را از زبان روسی، بزبان فارسی ترجمه نمایم. و بنده هم دست رد بسینۀ ملتمس نکذاشته بترجمه‏اش پرداختم.

شخص مزبور در ضمن مطالب عدیده سبب عمده واپس ماندن اهالی شرق را‏‏ از تربیت و سولزۀ اوروبی مغلقی و صعوبت و نقصان الف‏بای مستعملۀ اهل شرق را می‏شمارد . و یک فصل باین مطلب بیان نموده بنده هم بعینه باینجا نقل کردم.

  (فصل) تربیت و سولزه حاصل می‏شود از کسب علوم بطریق تحصیل و تدریس . خواندن و نوشتن و زبان خارجه را یاد کرفتن از مقدمات تحصیل و کسب علوم می‏باشد . نه اینکه خود نتیجۀ اصلی و علت غائی تحصیل می‏باشد . ما اهل شرق همین مقدمه را یاد کرفته و باین اکتفا میکنیم و بس غافل از نتیجۀ اصلیه و علت غائیۀ تحصیل که عبارت می‏باشد از تعلیم صنایع عدیده و تحصیل فنون غریبه و علم هندسه و جغرافیا و حساب و غیره هرکاه دانستن زبان عربی و فاررسی و غیرهما از جملۀ هنرها و داخل دائرۀ معارف و علوم بوده باشد باید عربهای بدوی و چادرنشینان فارس وغیرهما که در این زبانها کامل می‏باشند از جملۀ هنرمندان و صاحب کمالان بوده باشند.

پس معلوم است که یاد کرفتن زبانهای خارجه بجهت این است که علوم مقررۀ اهل آن زبان را تعلیم کرفته و بیاموزند نه اینکه محض غرض از تحصیل خواندن و نوشتن و یادکرفتن زبان فارس و یا عرب و یا سائر ملل بوده باشد و بدون علم . در اکثر ممالک شرق کسیکه قدری تحصیل کرده بنوشتن و خواندن مکتوبات فارسی و یا ترکی مقتدر می‏شود خودش را اولین شخص تربیت شده می‏شمارد . و شخصیکه چندی از نحو و صرف زبان عرب یاد میکرد خودش را واجب التعظیم و عالم و فاضل میانکارد . و حال آنکه بیچاره هنوز مقدمۀ علوم را هم بالتمام تحصیل نکرده . و علم و هنر و فنون و صنایع غیر از این است . با وجود همۀ اینها بیچاره‏ها حق هم دارند نمیتوان مذمتشان نمود . زیرا از دولت الف‏بای مستعملۀ اهالئ شرق در مدت هشت سال و ده سال بعد از زحمات عدیده همین درست خواندن و نوشتن یک زبان را یاد میکیرند . و بعد از آن باید در پی تحصیل معاش که لازم زندکانی بنی نوع بشر می‏باشد بروند . دیگر باینها چه وقت فرصت خواهد شد که بکسب علوم مذکوره که منتج منافع کثیره و مثمر سولزۀ و تربیت می‏باشد بپردازد.

  و در دشواری و نقصان الف‏بای ما دلیلی واضح‏تر از این نمی‏شود که جمیع الفاظ و کلماتیکه بواسطۀ الف‏بای اهالی شرق نوشته می‏شوند بدون قرینۀ کلمات سابق و لاحقه درست خواندنشان ممکن و متصور نیست . مثلا کلمات (علی.حسن.کرم) منفردا می‏توان (علی. حسن. کرم) خواند . و می‏توان (علی حسن کرم) خواند . می‏توان (علی حسن کرم) پس کودک بیچاره باید چه قدر زحمت کشیده درس بخواند که بعد از دانستن معانئ الفاظ مقتدر باشد که بقرینۀ کلام یک صفحۀ از کتاب درست بخواند . و همچنین بیچاره طلاب چه مدتها باید وقتهای عزیز خود را در منازعۀ (سیبویه) و (اخفش) صرف نموده و کتب عدیده را از نحو و صرف بخوانند که بتوانند دو سطر از کتب عربیه صحیح بخوانند. و حال آنکه برای العین می‏بینیم که هرکاه کسی دوماه اوقات خود را صرف نموده و الفابیت هر طائفه از طوائف اوروپ را یاد بکیرد بعد از دو ماه مقتدر بخواندن جمیع کتب آن طائفه خواهد شد بدون غلط .

  پس در صورتیکه الفاظ و کلمات ما بدون قرینه درست خوانده نمی‏شود هرکاه بخواهیم که کتاب علم و صنعتی از کتب اهل اوروپ بزبان خودمان ترجمه و اصطلاحات آن علم بما مأنوس هم نبوده باشد که بواسطۀ قرینه خوانده باشیم مثل علم حکمت طبیعی و حکمت عملی و علم طب و کتب صنایع و علم جغرافیا و غیره پس چه طور می‏توانیم که اسماء ادویه‏جات و جوهریات و آلات و اسباب ماشین و اصطلاحات فزک و علم کیمیا و همچنین اسماء شهرها و جزائر و بحرها و نهرها و غیرهم را که هیچ یک از اینها اصطلاحات مأنوسۀ ما نیستند بواسطۀ این الف‏بای ناقصه ادا و بیان نماییم . پس بخیرخواهان و طالبان ترقئ ملت لازم است که عموم ملت را از نقصان و عیوب الف بای ایشان مخبر و مطلع نمایند و به چارۀ درست نمودن و تغییر دادن آن ترغیب نمایند . هر چندیکه بعد از دویست سال احتمال تغییر و درست شدن آن رفته باشد.

 «الأمور مرهونة بلوقاتها» / (رشدی)

( اختر ): این مطلب را که صاحب ورقه حالا نوشته است جمعی هم از اسلاف او در این مقامات تحقیقاتی کرده و سخنها کفته حتی الف‏با‏ها هم اختراع نموده و بعرض بزرکان اسلام نیز رسانیدند اکر چه این مطلب را از یک جهت می‏توانیم تصدیق کنیم که بجهت یاد کرفتن اطفال و آسان کردن کارخواندن بمبتدی و کسانیکه احاطه بلغات و الفاظ و محل استعمال آنها ندارند صحیح است . و در خطوط سائره طفلی که دو هفته و چهار هفته بمکتب میرود روزنامه و سایر کتب و اوراق را که در زبان خود دارد بکمال آسانی و بطور صحیح میخواند اکر چه مطلب و اکثر لغتهای آن را هم نداند برخلاف اطفال اسلام که همچنانکه صاحب ورقه نوشته است در عرض ده سال اکر مقدمات را یاد کرفته علم صحیح خواندن را بیاموزد خیلی مرد است. و واقعا مفردات ما را هیچ کس نمی‏تواند بکوید فلان طور باید خوانده شد مثل (کرد) و (کل) که هرکدامی بسه و چهار قسم خوانده می‏شود و مانند آنها که بی‏حد و حصر است.

  این مقدمات معلوم است و بعض اشخاص محترم در سالهای پیش اصلاحاتی در خط اسلام تصور کرده و الف‏بائی ساختند که بدون اعراب و حرکات مبتدی مثل خطوط ملل خارجه می‏تواند بخواند یعنی حرکت‏ها را هم داخل الفاظ و کلمات نموده و بعض دیکر هم بحروف مقطعه نزدیک بخط حالایی اسلام اختراع کردند که یاد کرفتن و نوشتن و خواندن آن خیلی آسان و خیلی مفید بود .

  لکن این اشخاص محترم که صرف اوقات در این کارکرده و اصلاح خط و کتابت اسلام را منظور می‏کنند و مقالها و رساله‏ها در اینباب می‏نویسند که از آنجمله همین شخص معزز صاحب فصل ورقه است خواهش داریم قدری هم بآنچه ما در ایننام عرض می‏کنیم لطفا ملتفت شده و نتیجۀ تصورات را براستی استنباط فرمایند.

  باید دانست که خطوط و کتابتها در واقع و نفس الامر آلات و اسباب ثبت علوم و معارف و واسطۀ رسیدن بمقام علم و معرفت است که از این علم و معرفت ابنای جنس ما دو چیز مقصود دارند یکی آن است که تعلق دارد بامر معاش و زنده‏کانی و کار تمدن و حفظ حوائج و لوازم ایدان و ترقیات در عالم جسمانی. و دومی علم معاد و رسیدن بمقامات عالیۀ مقدسه که آنرا علم ادیان کفته‏اند . پس همچنانکه خطوط و نقوش و از آن کذشته لغات و اصطلاحات هر قوم و ملتی واسطۀ تحصیل علوم معارف است . علوم و معارف نیز واسطۀ عملیات است . یعنی علم بی‏عمل مثل راه رفتن در بیراهه است . علم بی‏عمل مانند درخت بی‏بار است . و این مطلب درجای خود صحیح و مسلم است لکن این یکی را هم باید بدانیم که اولا علم چیست و کدام علم را باید تحصیل کرد ؟ و ثانیا لزوم یاد کرفتن علمها بر همه کس لازم است یا نه ؟ و در صورتیکه تصدیق نماییم که یادکرفتن علم معاش و معاد بطور مطلق بر همه کس فرض است آیا حدی برای آن یاد کرفتن قرار داده شده است یا نه ؟ و در هر حال همه مردم می‏‏‏توانند بدرجۀ اعلای علم برسند یا خیر ؟ که اینها هم بحث عریض و عمیقی است که این صحیفه کنجایش تفصیل آنرا ندارد .

  فقط از قاش بیانات صاحب ورقه دو چیز معلوم می‏شود که میکوید فارسی دانستن و یا عربی و ترکی دانستن هیچ فضیلتی نیست و بهیچ کاری نمی‏آید این مطلب را اکر تنها دربارۀ اهل این زبانها میکوید این خیالی است غلط و مطلبی است که هیچ اهمیت ندارد همان طور که فارسی یا ترکی و عربی دانستن تنها بکار نمی‏خورد زبان فرانسه و روس وغیر ذلک را دانستن نیز بکار نمیخورد و چنانکه در ورقه می‏کوید اکر زبان فارسی یا عربی دانستن از هنرها و دخول بدائرۀ علوم و معارف باشد باید عربهای بدوی و چادرنشینان فارس ازجمله صاحب کمالان و هنرمندان دنیا باشند ما هم کوییم که اکر زبان فرانسه دانستن فی المثل دلیل کمال و هنر باشد باید شبانها و دهاتیهای فرانسه از سرآمدن اهل کمال و سویلیزۀ جهان باشند و اکر مقصود این است که فرنکیها علوم و فنون را ترقی داده و بزبانهای خودشان کتابها تالیف کرده و ما را محتاج باین کرده‏اند که از آنها یاد بکیریم و لغات و اصطلاحات آنها را بفارسی یا عربی و ترکی بیاوریم و چون مقدمات تحصیل ما مشکل است و الفاظ و لغات آنها را نمی‏توانیم صحیح بخوانیم پس در اینصورت چند کلمه سخن دیکر داریم که اجمال آنرا در اینجا می‏نویسیم . زیرا که این مبحث خیلی طولانی است.

  این یکی را باید دانست که هر چه خطوط و کتابتها که در دنیا هست همه ناقص و ناتمام است اکر از یکجهتی محسنات دارند از جهات دیکر معایب هم دارند . امروز در میان زبانهای خارجه معتبرتر و کاملتر از زبان فرانسه را نداریم و زبانی است بسیار قشنک و خوش بیان و فصیح بطوری که زبان رسمئ دول متمدنه شده است مع ذلک اکر قدری تأمل نماییم معایب بسیاری را در آن خواهیم دید که اکر محسنات خطوط اسلامیه را با همه اشکلات و نقصانها که دارد با آن موازنه نماییم در مقام انصاف نمی‏توانیم کفت خط و زبان فرانسه ترجیح بخط و زبان فارسی یا عربی دارد . فی‏المثل در ممالک ایران مکتبهای دولتی و آن اهتماماتی که در ولایات فرنکستان دربارۀ ترقیات علوم دارند نبوده مکر در این اواخر چند مکتبی مخصوص زبانهای خارجه بنا کرده شده است . و همچنین زیاد کردن معارف و علم نه از جانب دولت و ارکان دولت و نه از طرف رؤسای ملت و علمای کرام هم کار معتنابهی شمرده نمیشده و همچنان دانسته بودند که اکر اهالی صاحب علم و معرفت باشند ضرر بسلطنت و استقلال سلطنت دارد . و طبقۀ پایینی علما هم بملاحظۀ اینکه عامۀ ناس را محتاج بخودشان سازند و آنها را که جاهل و نادانند اسباب عزت و اعتبار و منافع شخصیۀ خودشان کنند هیچ کس در خیال این نبوده است که علم و دانش و فنون و معارف در میان مردم شایع بشود . علم سهل است اکر کسی یک هنر کوچکی را مالک بود او را نمی‏خواست به برادران خود یاد بدهد بر خلاف فرنکستان که افتخاری می‏کنند بدانشمندئ اهالی و مباهات می‏کند هر صاحب هنری بر اینکه من فلان هنر را ایجاد کرده و جهاتی را زنده نمودم و جمعی از برادران خودم را بدین وسیلت ترقی داده اثری بعد از خود کذاشتم تاجرهایی که داریم الان اعتقادشان بر این است که اکر راه سود و منفعتی در یک قسم تجارت پیدا کنند برفقا و همشهریهای خودشان نمیکویند و این خیال هم باقی نمانده است مکر از آن بخلها که دربارۀ علم و دانش در میان ما شایع بوده است با وجود این تفصیل که هرکز ازجانب دولت و رؤسای ملت ترغیب و تشویقی بتحصیل علوم حاضرۀ خودمان نداشته‏ایم و اسباب این کار برای ماها مرتب نبود ملاحظه توانیم کرد که در میان آنهایی که خط و ربط و سواد ظاهر را در عرض ده سال یا زیادتر تحصیل کرده‏اند درصدی پنج نفر پیدا می‏شود کاغذها و نوشتجات را صحیح بخواند و درست بنویسد که هیچ غلط املائی و انشائی نداشته باشد . برخلاف زبان فرانسه که با وجود این همه ترقی و اهتمامات دولت و ملت بل دولتها و ملتها که در اکمال این زبان دارند بیقین توانیم کفت که در میان فرانسه دانهای دنیا از هزار کس پنج نفر نمی‏توانند کتابهای فرانسه را صحیح و بی‏غلط بنویسند . و همچنین است کار لغتها که همانطوری که ما لغتهای آنها را غلط ادا می‏کنیم آنها هم لغتهای ما را که بخطوط خودشان بنویسند غلط ادا می‏شود.

  پس صاحب ورقه باید درست ملاحظه نماید که اکر ما ده سال زحمت کشیده زبان فارسی یا  عربی و ترکی را یاد می‏کیریم در عرض این ده سال تنها نوشتن و خواندن یاد نمیکریم . خیلی چیزها و علومی را که در میان ما هست باقتضای استعداد خودمان یاد میکیریم . پس این عقب ماندن تنها از بابت نقصان الف‏بای ما نیست بلکه از نقصان علوم و فنونی است که باید با آن الف‏با بیان کرده شود و از جهت بی‏اعتنایی دولت و ملت است بترقئ علوم و معارف در میان ماها .

  این یکی جای انکار نیست که فرنکستان علوم را از مشرق زمین اخذ کرد بطوریکه اکنون مشرقیان محتاج بفرنکستان شدند لکن در اینحال بر ما عیب نیست که از آنها اخذ علوم و فنون و صنایع و هنرها را نماییم و متاع خودمان را بمملکت خودمان بازکردانیم و بکوییم (این بضاعت و متاع ما است که بر ما رد می شود) ولی این یکی را هم باید ملاحظه کرد که اکر ما بخواهیم اسباب این کار را بهمت دولت و ملت فراهم بیاوریم و اکنون را برای تحصیل علوم معمولۀ فرنکستان کتابهای آنها را بزبان خودمان ترجمه نماییم . در این حال از جملۀ کارهایی که برای ما لازم است بودن مجلس لغتی است که برای هر کلمۀ از کلمات و اصطلاحات علمیه و فنیه از زبان خودمان لغتی وضع نماییم و بزبان خودمان علم تکمیل کنیم چنانکه در فرنکستان هست دیکر تلکراف نکوییم شمندوفر نکوییم کونستیتسیون اکسپوزیسیون نکوییم . و همچنین سائر لغتها بلکه از جنس لغتهای خودمان لغتی در آن مجلس وضع شده و بواسطۀ روزنامها اعلان نماییم که فلان لفظ برای فلان معنی وضع شد . لکن این تفصیل و حصول این مقصود همه مقدمات را موافق خود لازم دارد. و پس از آنکه تمامئ ترقیات ملک و مملکت فراهم شد . و ما هم توانستیم این زبان فصیح و شیرین خودمان را اکمال نماییم . آنوقت اکر جزئی نقصان از جهت خط هم باشد اصلاح آن خیلی آسان است. پس این تصورات که صاحب ورقه می‏کوید ما بجهت نقصان خطوط خودمان عقب مانده‏ایم و باید اکمال کرد اکرچه بعد ازصد سال باشد بعینه مثل این است که درختی از بی آبی ریشه نزدیک است خشک بشود و ما میکوییم برای نکهداری این درخت قدری آب بیارید تا بشاخ و برک آن بیفشانیم که تر و تازه باشد و نخشکد.

(سرشک از زخم پاک کردن چه حاصل)

( علاجی بکن کز دلم خون  نیاید )

  اوقاتی که یک فرانسه نویس برای نوشتن حروف مقطعه و اعراب و حرکات در مدت عمر خود صرف میکند بنده و شما هم یکدفعه در اوائل عمر در تحصیل قرائن کتابت و خواندن و نوشتن مصروف داشته و بعد از آن هی بی‏اعراب میکوییم و مینویسیم و بی‏اعراب هم میخوانیم و خیلی صحیح و آسان هم میخوانیم . لکن مشروط بر اینکه الفاظ مکروه و سجع و قافیه و حشو و زواید را از میان نوشتجات خودمان برداریم و کار انشا را  منظم کنیم.

  بالجمله خطوط ما اکر جهات نقصان هم دارد جهات رجحان و اختصار هم دارد اکر در بدایت زحمت دارد در نهایت آسانی هم دارد . و مع ذلک کارهای خیلی لازم داریم که خط ما در نزد آن فوق الغایه کامل و تمام است . کاش رساله نویس مومی‏الیه در این مطالب رسالۀ می‏نوشت و شما بفارسی ترجمه می‏کردید و ما هم بقدریکه از دست بر می‏آمد یاری و معاونت می‏نمودیم . و کرنه چهار لفظ مفرد را  مثل (حسن) و (علی) و (کرم) و (کل) و (کرد) را ذکر کردن و مطلب را شاخ و برک قرار دادن که اکر خط ما اصلاح بشود بنیان ترقی ما محکم خواهد کردید باعتقاد من خیالی است نارسا و بحثی است که در نزد بچه مچها می‏توان اسباب تحسین و آفرین کرد . الفاظ اولا منفردا نمی‏شود و بقرائن مقام و حال و ما قبل و بعد کسی که باید (حسن) بخواند آنرا حسن نمیکوید یعنی صفت مشبهه را بجای مصدر و بالعکس استعمال نمی‏کند . در اوائل امر آنچه برپا دارندۀ ملیت و زبان ما است آنها را باید بهیئت مجموعۀ ملت و دولت طرف اعتنا کرده اسباب ترقی و افتخار خودمانرا فراهم بیاوریم .

نمیدانم کمی از آنچه مقصود ما از بیان این تفصیل بود کفته شد یا آنکه بعلت تنکی صفحات مطلب مختصر و سر پوشیده مانده و درست واضح نشد . ولی امیدوارم از باب ذوق سلیم و دقیقه شناسان ملت معروضات ما را قرین تصدیق و اذعان دانند.

  الحاصل علوم و فنون را در هر جا و در نزد هر کس که هست باید اخذ کرد مطابق بحال و وضع و دیانت خودمان نموده ترقیهای ظاهر و باطن را مالک و دارا شویم و تقلید خطی را که اشارت بر معایب آن و نقصانهای خطوط دیکران هم شد برای روز آخر کذاشته باقتضای وقت باصلاح آن اکر لازم باشد بپردازیم . همین تقلیدهای بی‏ملاحظه است که کارهای ما را بر باد و خراب کرده است .

( که دو صد لعنت براین تقلید باد) / ( خلق را تقلید شان  بر باد داد )

  فرنکیها علوم و فنون را بواسطۀ خط خودشان تحصیل نکردند بل از دولت اهتمامات و مساعی متفقانۀ دولت و ملت و باقتضای احتیاجات زمان باین درجه رسیده‏اند که می‏بینیم.

«خذ الغایات و اترک المبادی»

 

2

] اصلاح خط و کتابت[

سال ششم 3 جمادی الآخر 1297 (شماره22) ، مطابق با 24 اردیبهشت 1259.

جناب میرزا یوسف خان مستشارالوزارء که از رجال محترم ایران و این ایام در خراسان هستند مکتوبی در ضمن لزوم اصلاح خط اسلامیان نوشته‏اند که این مکتوب مشتمل است برصورت استفتائی که در این مطلب از علمای اعلام اجل الله شأنهم نموده و جوابی که از ایشان داده شده است و در این ضمن از ما و از رفقای ما که دراین پای‏تخت هستند ترویج این مطلب را خواسته‏اند لهذا صورت همان مکتوب را در اینجا آورده برای تمام کردن سخن نیز مترصد موقع آن خواهیم بود.

( صورت کاغذ استفتا )

  برخاطر حقایق بین و ضمیر منبر دقایق آیین علمای اعلام و مروجین دین مبین اسلام . کثرالله امثالهم مستور و پوشیده نیست که ملل خارجه درامور دنیویه و عقل معاش و ترویج تمدن بیحد و اندازه ترقی کرده و پیش افتاده‏اند و روز بروز بحالت ترقی و استیلای خود می‏افزایند . اکر ما بنظر انصاف و مآل‏بینی بروش و رفتار دول فرنکستان نکاه کنیم اینمعنی را با هزاران تعجب و حیرت تصدیق خواهیم کرد . و اکر حالت صد سال قبل از این آنها را با حالت حالیۀ‏شان موازنه کنیم خواهیم دید که در ظرف این مدت بچه پایه ترقی کرده‏اند لندن کجا است کابل و قندرها کجا . پتربورغ کجا است سمرقند و تاشکند کجا.

بحکم عقل و انصاف و تجربه این را انکار نمیتوان کرد که اینهمه ترقیات و استیلای ملل و دول خارجه از اهتمات فوق العادۀ آنها است در امور تمدن و عقل معاش و تسهیل امور دنیویه و تجهیز لشکر و آبادی کشور و نظم ممالک و آسایش رعایا.

  و بدون اغراق علانیه می‏بینیم که جمع ملل اسلام را در اکثر امور دنیویه محتاج بخود کرده‏اند و احتیاجمان بایشان بحدی بدرجۀ افراط رسیده که اکر پیران ما میخواهند تلاوت قرآن مجید بکنند عینک کار فرنک را باید بچشم بکذارند . وقتیکه میخواهم در اجرای آیین دینی وقت را بشناسیم ساعت فرنکی را بغل میکذاریم.

اسباب روشنائی که جزو اعظم لوازم تمدن است همه از آنها است . صنعت طبع کتب را از فرنکیها اخذ کرده‏ایم . پیش از این یک طلبه برای تحصیل کتابی مبلغها بایستی پول صرف کند اکنون که بواسطۀ صنعت طباعت کتب فراوان و ارزان شده با وجه قلیل هر قسم کتاب را میتوانند تحصیل بکنند . و همچنین از آنها است کاغذهائیکه در کتاب قرآن مجید و کتب دیکر استعمال می‏شود . صنعت آبله‏کوبی که پنجاهسال قبل از این در ایران معمول نبود و در هر سال چندین هزار از اطفال ما تلف یا معیوب می‏شدند و بعد از انتشار دادن نواب غفران مآب عباس میراز نایب السلطنه طاب ثراه این صنعت شریف کران‏بها را در ایران صد یک سابق اطفال ایرانیان تلف و عیبناک نمی‏شوند از فرنکیها است . پنبه را از مایمکن بدو قران میخرند چلوار و چیت و امثال ذلک ساخته آورده یمکن بشصت قران بما میفروشند . ابریشم را یمکن بشش تومان از ما میخرند حریر و غیره بافته بایران آورده یمکن از چهل الی صد تومان بلکه زیادتر بما می‏فروشد . پشم را یمکن بسه قران خریده بوده ماهوت و سایر پارچه‏ها درست کرده برمیکردانند یمکن چهل بلکه پنجاه تومان بما میفروشند . آهن را قلمتراش و مقراض و سایر اسبابها ساخته نیم مثقال آنها را بدو مثقال نقره بما میفروشند. مختصر اینکه ما در کلیات وجزئیات خود را محتاج بآنها کرده‏ایم حتی کفن اموات ما از کار آنها است.

  در شهرهای ایران با وفور لبنیات یک من پنیر را بچهار قران میخریم اما فرنکیها بسکه کار را بزور علم و صنعت سهل و آسان کرده‏اند قند را از سه چهار دریای معظم و راههای بعید حمل کرده و در چند دولت باج داده بایران آورده کمرک داده در شهرهای ما بقیمت پنیر میفروشند . تلکراف که بواسطۀ آن با فرنکستان و چین و هندوستان و دنیای جدید مخابره میکنیم از اختراعات حیرت‏آمیز آنها است . راه آهن و کشتی بخار که ده فرسنک مسافت را در یک ساعت طی میکند از هنر بدیع آنها است . کم مانده که کشتی هوایی را (بالون) تکمیل کرده در یک ساعت پنجاه فرسخ راه طی بکنند . تصویر عکس و اینهمه انکشافات در نجوم و هندسه و ژغرافی و حکمت طبیعی و طب و جراحی و پیدا کردن ادویه و چندین ستاره‏های سیار و حالت تکون و خلقت طبقات ارض و صنایع لاتعد و لاتحصی از جد و جهد آنها است . یکی در مشهد با دوست خود که در طهران است کفتکوی تلکرافی میکند بطوریکه لحن و کلام و آواز همدیکر را می‏شناسند یا عکس خط و صورت و شمایل خود را در آن واحد از طهران باسلامبول میرساند بواسطۀ هنر تعجب انکیزه آنها است .

  مسلم صاحبان دانش و انصاف است که این کونه ترقیات را در صنایع و علوم هیچ جهت و  سبب نیست مکر خواندن و نوشتن بطور سهل و آسان در مدت قلیل که کمتر از ده سال نمی‏باشد.

  چنانکه برأی العین می‏بینیم اطفال فرنکستان را در هفت سالکی بمکتبها و مدرسه داخل کرده بخواندن و نوشتن و امیدارند در ظرف هفت سال ثانی خواندن و نوشتن زبان اصلی خود را بعلاوۀ صرف و انشا و ژغرافی و تاریخ و حساب و هندسه و نیز از مقدمات نجوم و حکمت طبیعی و شیمی و فن نقاشی و منطق و خطابت و علم معادن و طبقات ارض و نباتات و حیوانات و فقه خودشان و غیره غیره شمۀ می‏آموزند وقتیکه بسن چهارده رسیدند انسانی می‏شوند آراسته دارای چندین علم صاحب انواع فنون و بعد هر کس بمناسبت حالت و استعداد فطری خود سه چهار سال دیکر در یکی از این علوم و فنون خود را بدرجۀ کمال رسانیده یا طبیب حاذق می‏شود یا مهندس ماهر یا منجم بصیر یا نقاش کامل یا فقیه دانا وقتیکه بسن نوزده و بیست میرسند مردی می‏شوند آراسته و از همه جای دنیا آکاه و از صنایع خالق بیجون یا خبردارای چندین علم و هنر و صاحب حرفت و صنعت مخصوص بوجه اتم و اکمل.

  سبب این مذکورات ابتدا سهولت رسم خط آنها است که اطفالشان باین زودی در مدت قلیل باین پایۀ جلیل میرسند و بعد وضع و نظم تدریس و تعلیم و تعلم آنها است که در نهایت درجه سهل و آسان است و اطفال را کسل و بی‏غیرت و دل‏زده نمیکند حال اکر بنده طرز و طور تعلیم و تدریس و کتابت آنها را در این مختصر شرح و بسط بدهم باعث اطالۀ کلام و موجب زحمت و تصدیع مطالعه کنندکان این اوراق خواهد شد مقصود بنده این است که از خاطر حقانیت ذخایر علمای عظام این مطلب را استمزاج و استعلام کنم هر کاه خط حاضر ما طوری اصلاح بشود که در طبع کتب باساس و صور و اشکال آنها تغییر عمده داده که نشود ولی در تعلیم اطفال نوآموز ما و تحصیل طلاب تسهیل و ترقی علانیه ظاهر بشود مثلا الآن که اطفال ما بعد از دو سال درس خواندن باز اکثری قرآن مجید را  نمی‏توانند صحیح و بی‏غلط بخوانند اما بعد از آن اصلاح درخط که مقصود ما است در دو ماه هم قرآن مجید و هم سایر کتب و نوشتجات را در کمال صحت و درستی بدون غلط بخوانند و نیز کتب مطبوعۀ ما یعنی کتابهای باسمه و چابی بدون یک غلط در کمال صحیحی و پاکیزکی و ارزانی بیرون بیاید و اطفال ما در ظرف چهار پنج سال مراسله نوشتن را با اقسام چهارکانۀ حساب و ژغرافی و تاریخ و مقدمات سایر فنون و علوم نیز بهره‏یاب شوند و نیز در ضبط لغات عربی و فارسی محتاج بوزن و تعریف اعراب نشویم که هم باعث جسامت کتاب لغات می‏شود و هم موجب کرانی قیمت آنها و قرآن مجید و ادعیۀ شرفیه را بکمال صحت و درستی قرائت کنیم و الفاظ و اصطلاحات خارجه را که در این عصر از استعمال آنها ناکزیریم لیکن بعلت عدم اعراب همه را ناصحیح تکلم میکنیم و پس از اصلاحی که در نظر صاحبان این خیال عالی است همۀ این معایب رفع خواهد شد آیا در این صورت بآیین دین اسلام نقصی وارد خواهد آمد یا نه ؟ با اینکه در بدو ظهور اسلام خط کوفی معمول بود و قرآن مجید با خط کوفی ثبت و ضبط شد بعد حسن بن مقله آنرا تغییر داده خط نسخ حاضر را ابداع و اختراع کرد پس از آن بتدریج خط نستعلیق و ثلث و شکسته و رقاع و غیر ذلک از آنها منشعب شد در صورتیکه ائمه و علمای سلف آن تغییر و اصلاح را جایز دانستند این اصلاح را نیزکه در عصر حاضر احتیاجمان بآن باعلا درجه است و محسنات آن مسلم و آشکار علمای حاضر کثرالله امثالهم تجویز خواهند فرمود یا خیر سؤال این بود که عرض شد مستدعی جوابم.

  این استفتا بعرض حضرات علمای اعلام و مجتهدین کرام در مشهد رضا علی جده وآبائه و علیه السلام شرفیابی از حضور ایشان حاصل است رسیده هر کدام شرحی مبسوط در جواز بل رجحان این مطلب مرقوم و بخاتم شریف خودشان مختوم فرموده‏اند . از آنجمله جناب عالم نحریر و فاضل بی‏نظیر حاجی میرزا نصرالله مجتهد مشهد است و جناب مستطاب حاجی میرزا ابراهیم علوی مجتهد سبزواری و جناب سلاله الاطهار آقا میرزا احمد و فخر السادات و الافاضل حاجی میرزا باقر حسینی و فخر دودمان مصطفوی آقا میرزا محمد حسین امام جمعۀ اصفهان و جناب مستطاب عالم کامل محمد خان مجتهد کرمان اجل الله شانهم و بخصوص جناب آقای کرمانی در این مطلب بطور کافی و مفصل شرح و بسط داده ملتفت بودن خودشان را از نکات کار واضح و دلائل رجحان این امر را آشکار فرموده‏اند و فتوای جناب حاجی میرزا نصرالله که خلاصه فتاوی است عینا درج می‏شود.

(صورت فتوی)

بعد از ذکر نام یزدان جهان آفرین

تغییر در خط کتب یا اختراع خط جدید مطلقا جایز است بلا اشکال بلکه هرکاه موجب تسهیل تعلیم و تعلم و تصحیح قرائت بشود راجح خواهد بود اکر کسی توهم کند که این تغییر تشبه باهل خارجه است و جایز نیست این توهم ضعیف است چون که اینکونه تشبّهات حرام نیست و الا استعمال سماور و باید جایز نباشد.

(جای امضا ومهر جناب مستطاب)

( حاجی میرزا  نصرالله  است )

  چون در سال 1280 هجری در ماه صفر در علیِۀ اسلامبول مجلسی در انجمن دانش آنجا منعقد شده و دایر باصلاح رسم خط کفتکوها بمیان آمده و جناب منیف پاشا که از وزرای با فضل و هنر دولت علیۀ عثمانیه است سلیقۀ مستقیمۀ خود را در اینباب بیان و بحضور صدراعظم آن عهد تقریرا تقدیم کرده‏اند فلهذا محض اینکه به علما و دانشمندان خطۀ شریفۀ اسلامبول که امروز مرکز دایرۀ مدنیت اسلامیه است ثابت و مبرهن کردد که علمای عظام ایران نیز ملتفت این نکتۀ مهمه شده و همراهی تمام دارند باقی کار مانده است بعلو همت و عزم ملوکانه و رعیت پر روی سلاطین با عز و تمکین اسلام.

  فرضی هم ادارۀ شریفۀ اختر و سایر اداره‏های مطبوعات اسلامیۀ اسلامبول و ایران در انسانیت پروری دارند و آن انتشار این مرقومات و تشویق اهالی است در رسانیدن خود باین مقصود بزرک که جمیع ترقیات و نیک بختیهای اسلامیان بسته بهمین مطلب است و بس و السلام خیرختام.

مستشار الوزارء یوسف تبریزی

 

3

] کاغذ وین [

سال ششم 15 رجب 1297 (شماره 28) ، مطابق با 3 تیر 1259.

(آقای منشئ اختر را یادآوری) :   از آنجائیکه  هر کسی از جهت خیرخواهی ملت آزاد است که ما ‏فی‏الضمیر خود را پیشنهاد خواص و عوام نماید لهذا مخلص نیز بعنان سمند سبک سیر خیال و بنوک قلم هدایت مآل آزادی داده در میدان نیکخواهی ملت تک و پو می‏نماید . شاید بهمین وسایل ما هم از مضمار معرفت کوی ترقی بچوکان اندیشها ربوده باشیم .

  در روزنامۀ شماره نمره 22 شرحی در باب اصلاح خط و کتابت خوانده و بکنه مسئله بالاطراف غوررسی کردید. اکر چه در اینجا نکته‏های بار یک عمده و دور و دراز هست که بنشر و بحث و بیان محتاج است و بر همه کس معلوم است رفع اشکالات تدریس و تسهیلات تعلیم و فراهم آوردن اسباب نظم مکاتیب و مدارس تنها باصلاح خط و کتابت نیست که آنها اصل و این فرع است . با وجود این در حقیقت از خواندن این مطلب زیاده از اندازه وجد حاصل شد . نه تنها به مخلص که ایرانی هستم مأثر شد بلکه میتوانم بکویم به بعضی از نکته سنجان فرنکستان نیز اثر بخشیده و خیالات جناب میرزا یوسف خان را تحسین کردند. از جمله مسیو بارب ناظر مدرسۀ السنۀ شرقیۀ وین که بزبانهای فارسی و عربی و ترکی علم دارند اصلاح خط و کتابت ما را بحکم وقت از نیک بختئ اسلام شمرده و حتی صورت استفتاء سایل مشارالیه و جواب آقائی فاضل خراسانی را عینا ترجمه کرده و در روزنامۀ رسمی وین طبع و نشر کرده شد . اینک نسخۀ از آن برای شما میفرستم . الحق از انصاف نباید کذشت جای آن دارد که بخیالات جناب میرزا یوسف خان اعتقاد و اقتدا کرده بجملکی تصدیق بکنیم . مخلص که پانزده سال است در وین اقامت دارد و سایر ممالک فرنکستان را نیز سیاحت نموده‏ام معلومات و بلدیت باحوال و اوضاع این سامان بخصوصه بتنظیم و ترتیب اجرای عملیات علوم ایشان بدقت دیده و می‏بینیم . و چنانکه میدانید در مدرسۀ السنۀ شرقیۀ این شهر که یکی از مدارس معتبر این ولایت است پایۀ مدرسی در زبان فارسی و ترکی دارم . از روی بصیرت وقوف کامل بهمرسانیده‏اند که فرنکیان اوضاع درس خواندن را بچه پایه رسانیده‏اند و چه طور اسباب تسهیلات را در تعلیم و تدریس فراهم آورده و در تحصیل علوم خودشان سعی و اهتمام میکنند که اطفال در ظرف شانزده و هفده سال از درجات مدرسه‏های ابتدایی و رشدی و اعدادی و فنون بالاتجان صاحب فضل و کمال میشود. از نتیجۀ این اهتمامات و از ثمرۀ این تسهیلات میباشد . و السنۀ شرقیه که زبان مادری اهل شرق است و برای تعلیم آنها اینقدر اشکالات دارد بدیهی است که برای فرنکیها صد چندان دشوار خواهد شد پس تصور بکنید که نظم و اصول مدارس و اسباب تسهیل یادکرفتن را بکجا رسانیده‏اند که در ظرف چند سال زبان عربی و فارسی و ترکی را هم خوانده و هم مینویسند. نظر باینها همواره از روزی حسرت دریغ خورده و به خود میکویم ای کاشکی اینکونه قواعد و اصول تعلیمات و اوضاع تسهیلات درس خواندن در مکاتب صبیان ما هم میبودی تا اطفال ایران و دیکر ممالک اسلام بآسانی و بدون زحمت و مشقت عالم و کامل میشدند.

  عجب‏تر این است این خیال و مقصود جناب میرزا یوسف خان که از برای خط و کتابت اسلام است بیست سال پیش از این در وین موسیو (بارب) ناظر مشارالیه بر این فکر افتاده محض از برای خواندن خطوط عربی و فارسی و ترکی خطی اختراع کرد. و بعضی از کتب فارسی و عربی را از آنقرار چاپ نموده‏اند . اکنون متعلمین همین مدرسۀ السنۀ شرقیۀ از خواندن کتابهای اسلام بهرمند میشوند و مشارالیه این خط را بطوری درست نموده است با وجود اینکه حرف لاتین که زبان اصلی و ابجدی زبانهای فرنکستان است طبق حروفات ما است یعنی هر حرف ابجدی ما را بعلاوۀ حرکت‏ها با حرف لاتین چنان تعبیر کرده است که با کمال آشکاری و واضح هر لفظ از عربی و فارسی بآسانی خوانده و مثل ماها تلفظ صحیح میکند . کذشته از این نوعی اصول وضع نموده است که هر کس بغیر از آنکه عربی و فارسی را بخواند میتواند بدرستی و بی‏غلط املا نیز بنویسد مستغنی از بیان است در صورتیکه شاکردان مدرسۀ شرقیۀ وین که بزبانهای ما اصلا بلدیتی نداشته و مبتدی هستند از قرار اصول مزبوره در اندک مدتی یاد کرفته و میخوانند البته اطفال اسلام از روی همان خط اختراعی مشارالیه خواندن و نوشتن زبان اصلی خودشان را در کمترین وقتی بدون شبهه بسهولت و آسانی یاد خواهند کرفت . حالا که جناب میرزا یوسف خان بدین فکر بلند افتاده و علمای دین مبین نیز اجازت در اصلاحات خط و کتابت میفرمایند دانشمندان ممالک اسلام در اجرای این مقصود همت خواهند فرمود پس همان اصولیکه فرنکیان در خطوط خودشان دارند از آنقرار تربیت داده در هر صورت بهتر و کاملتر خواهد شد . بنظر بنده اصولیکه بهتر از آن نباشد و پیش از آنکه خردمندان ملت ما در پی‏جستجوی ایجاد تازه برآمده و زحمتها بکشند با این خط موسیو بارب که حاضر و در دست است قرار خط اسلامرا بدهند . و در این صفحه کنجایش ندارد که موسیو بارب چکونه اصول در این خط خود تعبیه کرده است . وعده میکنم در این روزها همان اصول را مفصلاً با ترجمه‏اش به شما نوشته و اطلاع میدهم .

امضا / میرزا حسن

منشی سفارت ایران و معلم مدرسۀ شرقیه وین 

 

4

]مقدمه جزوه الفبای میرزا رضای تبریزی[

سال هفتم 13 محرم 1298 (شماره 2) ، مطابق با 26 آذر 1259.

پیشتر در نسخهای چند از اختر در خصوص تغییر حروف اسلام فقرات مفصلی نوشته بودیم که از آنجمله بود کاغذ مفصل و استفتاهای جناب میرزا یوسف خان مستشارالوزارء که از بعض علمای اعلام کثرالله امثالهم نموده و فتوی در اینباب حاصل نموده بودند که صورت فتاوی را نیز در پایان کاغذ مذکور در اختر نوشته بودیم و بعد از آن باز در یکی از نسخهای پیشترئ اختر نوشته بودیم که عالیجاه مجدت همراه آقا میرزا رضای تبریزی نایب و ترجمان جنرال قونسولکرئ دولت علیۀ ایران مقیم تفلیس در باب تغییر حروف اسلام برای سهولت تحصیل شاکردان مکاتب قفقاز الفبایئ ترتیب داده است و نیز همکنانرا وعده نمودیم که صورت مقدمۀ را که مومی‏الیه در آن الف‏با آورده است در صحائف اختر خواهیم نکاشت چون اینروزها الف‏با مذکور بدستیارئ مطبعۀ (شرکت ایرانیه) در اسلامبول بزیور طبع در آمده است اینک صورت مقدمۀ آنرا برای آکاهی مطالعه کنندکان در ذیل مینویسم . اکنون را در اینباب هیچکونه بیانات مخصوص از خودمان اظهار ننموده مطالعات مخصوصۀ خودمانرا بوقت مرهون آن واکذاشتیم.

(صورت مقدمه)

مدتی بود که جان نثار ملت و طالب ترقی دولت بعد از تحصیل زبان فارسی و ترکی و عربی شروع بتحصیل بعضی از زبانهای اوروپ نموده الفبای مستعملۀ اهالی شرق را که عبارت از مسلمانان باشد با الف‏بای غرب موازنه نموده و دلیل عمده به پیشرفت و ترقی آنها در علوم و بی‏بهره ماندن ماها از آن دشواری الفبای اسلامیه و آسانی الف‏بای اهالی غرب را یافته بخیال تغییر دادن الف‏بای خودمان افتاده شرحی در اینخصوص بروزنامه ‏نویس اختر که در دارالسلطنۀ اسلامبول طبع و نشر میشود نوشتم ایشان هم محض خوش‏نیتی و وطن پرستی کاغذ مرا بعینه در نمرۀ 17 سال سوم روزنامۀ مزبور درج نمودند ولی بسبب بعضی ملاحظات حل این مسئله بتأخیر افتاده بود تا اینکه سال کذشته روزنامه نویس (مشتاق) که در زبان ارمنی در تفلیس چاپ میشود باین مسئله ملتفت شده در یکنمرۀ روزنامۀ مزبور نوشته بود که چون الف‏بای اسلامیه بسبب دشواری شدید تعلیم و تعلم اطفال اسلام میباشد لهذا باهالی اسلام مصحلت‏بینی کرده بود که اطفال خودشان را در معلمخانهای ارامنه کذاشته و در زبان ارمنی اطفال را تعلیم بدهند بلکه از ثمرات تربیت آنها بهرمند بوده باشند و هرچندیکه مقدمۀ فصل مزبور موافق مطلب کمترین بود ولی در اقدام این امر که باعث کفتکو و سخریۀ اغلب هموطنان است تعلل میکردم در این روزها یکفصلی در نمرۀ 266 سال هفدهم روزنامۀ غولوس که در پطربورغ طبع میشود در خصوص عدم قابلیت الف‏بای اسلامیه به نشر علوم و تربیت اطفال خواندم روزنامه ‏نویس مزبور در ضمن این فصل بیان می‏کند که در قلمرو روسیه قریب هشت کرور مسلمان تحت اقتدار دولت روسیه میباشد محض برای ترحم احوال آنها که بنی نوع بشر هستند لازم است که الفبای آنها را با الف‏بای روسی تغییر داده و زبان مسلمانی را بالفبای روسی نوشته و کتابها در این خط چاپ نموده در معلمخانهای مسلمانان انتشار داده تا اینکه اطفال مسلمین زبانهای خودشانرا بواسطۀ الف‏بای روسی یاد کرفته دیکر عمرهای عزیز خودشانرا بر سر این نقوش بیمعنی تلف ننموده از عالم تربیت بی‏نصیب نمانده باشند الحق این فقره خیلی مؤثرم کردیده که ملل خارجه بقصورات ما ملتفت کردیده و در فکر اصلاح آن و در پی‏ترقی ما بشوند و ما از این فقرات غافل شده هیچ اعتنا ننموده باشیم.

  لهذا از حروفات فرانسوی و روسی و انکلیسی منتخب نموده بجهت زبان فارسی و ترکی و عربی الف‏بائی تربیب داده و بالفبای رشدی موسومش نمودم اکر چه در بادی نظر هموطنانم این مطلب را حمل بخود ‏پسندی و خیالات واهیه خواهند نمود ولی بعد از امحان نظر امیدوارم که آنها هم بمطالب مزبوره ملتفت کردیده و با من هم ‏رأی بشوند.

  دلیل عمده بدشواری الف‏بای ما واضحتر از این نمیشود که یک کلمه مثل (کل) (علی) (کرم) را بچند جور میتوان خواند که هم وزنش مختلف شود هم معنی‏اش بیچاره طفل در ابتدای تعلیم در اول صفحه کلمۀ (کل) را میخواند کل یکروز زحمت میکشد تا اینکه در خواطرش ملکه میشود که این نقش را باید بر وزن مل خواند فردا در آخر صفحه همان کلمه را (کل) میخواند بر وزن دل بعد از زحمت زیاد یاد میکیرد که این نقش را بدو وزن خواند پس فردا در صفحۀ دیکر دچار همان یک نقش میشود میماند معطل که این نقش را در کدام یک از وزنهای مزبور ادا نماید یکدفعه میبیند که معلمش میکوید که در این‏جا باید این نقش را کل خواند بر وزن شل بیچاره طفل باید پنج و شش سال زحمت کشیده تا اینکه بمعانی کتب دارائیت عمر نشانیده بقرینۀ کلام الفاظ را درست بخواند با همۀ اینها هرکاه در یک روزنامۀ و یا کتابی دوچار یک اسم غیرمأنوس مثل اسماء شهرها و ملتها و اسباب و آلات و ادویه جات بشود میماند معطل.

  حالا اسماء خارجه بماند بکنار هیچ فراموش نمیکنیم وقتی در تبریز در میان دو نفر معلم مشهور نزاع اتفاق افتاده بود که کلمۀ آزخ که در مصرع آخر این شعر (هرآن بصرکه بخاک درت نشد روشن) (بجای مقله فلک اندر و نهد آزخ) واقع است با فتح زاء معجمه باید خواند یا بضم آن بعد از مباحثۀ بسیار قرار بر این شد که بلغت رجوع نمایند لغت را آورده دیدند که در آنجا نوشته شده آزخ بوزن آوخ جوشندکی که بر روی و اندام مردم پدید آید.

  ملاحظه فرمایید بیچاره صاحب لغت بجهت عدم استعمال حروف مصوته برای درست ادا نمودن لفظی مجبور شده که یک لفظ مشهورتر از آنرا پیدا کرده بآن شاهد بیاورد همچنین صاحب قاموس صاحب مجمع البحرین و غیره غیره.

  سؤال میکنم آیا بهتر آن نیست که یکدفعه الف‏با را تصحیح و تکمیل نموده از اینجور اشکالات رهایی یابند.

  از راه عدم شعور ادعای صعوبت الف‏بای خودمانرا نمیکنیم با چشم خود هم تعلیم اطفال فرنکیان را دیده‏ام اطفال فرنکی بجهت سهولت الف‏بای خودشان در سه چهار ماه بخواندن جمیع کتب خودشان مقتدر کردیده بعد شروع میکند بیادکرفتن مقدمات علم هندسه و جغرافیا و تاریخ در پنج سالکی میبینی که طفل فرنکی مسئلۀ جمع وتفریق و ضرب و تقسیم را حل میکند و از شهرها و ملتهای مختلف دنیا خبر میدهد ولی بیچاره ماها بسبب دشواری الف‏بای خودمان در مدت هفت هشت سال همین نوشتن و خواندنرا یاد میکیریم بعد پی ‏تحصیل معاش خودمان میرویم نه خبر از هندسه داریم نه اطلاع از جغرافیا تا چه رسد بعلم فزک و شیمی و غیره و غیره.

  تغییر دادن الف‏با چندان صعوبت ندارد راست است که یکدفعه نمیتوان اینقدر کتب را ترک نمود و بمردم کهن سال تکلیف نمود که تحصیل را از سر کرفته بروند الف‏بای جدید یاد بکیرند این خیلی دشوار بلکه محال است ولی منظور اینست که بعیوبات و نقصان الفبای ما بزرکان ملت ملتفت شده چارۀ بیندیشند وهرکاه باین فکر افتاده باشند طریق‏اش خیلی آسان است زیرا که یا دولت باین فکر خواهد افتاد یا ملت در صورت اولی طریق‏اش این است که یکسال قبل به جمیع منشیان و ارباب قلم از دولت اعلان میشود که تا فلان مدت همه اهل قلم باید فلان الف‏بای را تکمیل بیاموزند و بعد از یک سال قدغن نماید که جمیع مکاتبات دولتی و عرایض که بدیوانخانها داده میشود باید بالفبای جدید تحریر بشود چنانچه پطرکبیر وقتی که میخواست الف‏بای اسلاو را بالف‏بای حالیه تغییر بدهد اینطور نمود و با کمال سهولت اجرا کردید و در صورت ثانی اکر بزرکان ملت همت نموده بخواهند باینعمل اقدام نمایند باید بعضی کتابها که بجهت تعلیم اطفال لازم است بواسطۀ این الف‏بای جدید طبع نموده اطفال را بیاد‏کرفتن هر دو خط یعنی خط قدیم و جدید وادارند و یقینا طفل از راه تجسس طالب یاد‏کرفتن اینخط جدید هم خواهد شد چنانچه خط شجر را یاد میکیرند اکر از یاد‏کرفتن این نقوش نو بجهت اطفال منفعتی حاصل نشود البته ضرری هم نخواهد شد بعد وقتی که آنها بعرصه میآیند و از محسنات این وضع جدید مطلع میشوند بدون شک به ترویجش خواهند کوشید بیست سال نمیکذرد که همۀ خطوط قدیم منسوخ و مبدل بخط تازه خواهد شد.

  مرد باید که فکر پنجاه یا صد سال آینده را بکند و نکوید که بعد از مرک من دنیا بجنهم در دول اروپا حساب میکنند که بعد از سیصد سال مثلا زغال سنک از فلان معدن تمام خواهد شد و یا صدسال بعد فلان جنکل خالی خواهد شد از حالا تدارک‏اشرا کرده قدغن میکنند که دیکر زغال حمل ممالک خارجه نشود و در عوض هر درختی که از جنکل میبرند یک درخت تازه در جای آن بنشانند که در وقتش بکار بخورد در یکی از کتب شرقی بنظرم رسید کویا معلم خطاب میکند باطفال که ای عزیزان عمر را در دنیا بدو قسم منقسم نموده‏اند یکی عمر یکدولت و یا یک ملت و دیکری اتباع آن دولت و افراد آن ملت است.

  آنکه عمر اتباع دولت و افراد ملت است مثل عمر من و شما کوتاهی و درازی آن در دست خداست و غالبا زیاده از هفتاد و هشتاد سال طول نمیکشد اما عمر یکدولت و یا یکملت درازی و کوتاهی آن در دست اتباع و افراد آن میباشد یعنی در دست من و شما است اکر ما عقل داشته باشیم و راه رخنه‏اش را مسدود نموده از هجوم سایر ملل محفوظ داشته در حین صحت یعنی صلح و آرامی بازدیاد صحتش پرداخته و در حین مرض یعنی جنک و غوغا بدفع آن کوشش نماییم میتوانیم که آنرا نه اینکه هزارسال بلکه سالهای سال سالم و بی‏خطر نکاهش داریم.

  پس مرد عاقل آنست که در قید عمر هفتاد هشتاد سالۀ خود نشده و فکر خود را در سر استراحت اینمدت قلیل صرف ننموده به حفظ و ترقی و دوام دولت و ملت خود که غیر فانی است بپردازد.      

  پس ای طالبان ترقی ملت نکوئید که ما روزکار خودمانرا بهرنحو است کذرانیده‏ایم و بعد از ما هر چه باداباد شخص چنانچه در قید عمر قلیل‏المدت خود میباشد بالمضاعف باید در فکر عمر طویل المدت دولت و ملت خود کردیده هرکس بهر نحو که از دستش میآید به بقا و ترقی آن کوشش نماید و ملاحظۀ مرضش را نموده بمعالجه‏اش کوشیده حقی بکردن آینده‏ها کذاشته باشد.

  نفعی که از تغییر الف‏با حاصل خواهد شد اولا تربیت اطفال در کمال آسانی ثانیا انتشار زبان ما در کل ممالک فرنکستان و غیره و اینفقره در حساب پولیتیک اولین سبب مراوده و مودت با ملل و دول خارجه میباشد زبان فارسی از بسکه ظریف و شیرین است و اشعار موزون و آبدار زیاد دارد همۀ مردم رغبت میکنند که آنرا یاد‏بکیرند محض در تفلیس بقدر صد نفر روس و فرنک و نمسه سراغ دارم که بجهت لطافت و نزاکت اشعار ما طالب هستند که زبان فارسی را یاد بکیرند ولی محض بجهت دشواری الف‏بای و نبودن حروفات مصوته در هیئت کلمه نمیتوانند شروع بدلخواه خودشان نموده و کمال افسوس از غفلت ما باینفقرۀ عمده میخورند و نهایت مذمت و ملامت را بملت ما میکنند.

  باری این رساله زیاده بر این کنجایش این تفصیل ندارد امید از خیرخواهان و طالبان ترقی ملت آنست که بیغرضانه بعرضهای کمترین گوش داده و ما بین حق و خلاف را با انصاف غیر بدهد همیشه قول را ملاحظه میکنند نه قائل را (لا تنظر الی من قال انظر الی ماقال) فرموده اند.

  در این ضمن الف‏بای رشدی را با کمال احترام پیشنهاد حضور آقایان و نیکخواهان نموده توقع عاجزانه مینمایم که اکر در این خط جدید هم نقصانی بنظرشان برسد باظهار نمودن آن منتی به بندۀ خودشان کذاشته باشد.

  آنچه در خصوص تغییر دادن الف‏با بخواطر کمترین خطور نموده بود از راه مثال بمطالعۀ ارباب بصیرت رسانیدم .

 و این را هم عرض میکنم که مراد من این نیست که الف‏بای اسلامی حکما باید بفلان خط مبدل بشود بلکه مقصود اصلی آنست که حروفات و کلمات جدا جدا نوشته شده و حروفات مصوته کاملا بمیان حروفات صامت مندرج بشوند که مصدر جمیع معایب اینست که ما را بعقب انداخته و السلام.

5

 ]سواد تعلیقۀ شیخ الاسلام قفقاز[

سال هفتم 19 صفر 1298 (شماره 5) ، مطابق با 2 بهمن 1259.

پیشتر در یکی از نسخهای اختر نوشته بودیم که عالیجاه مجدت و نجدت همراه آقا میرزا رضا نایب و ترجمان جنرال قونسولکرئ دولت علیۀ ایران مقیم تفلیس در باب اصلاح حروف اسلام رسالۀ الف‏بایی ترتیب داده است و مقدمۀ رسالۀ مذکور را در اختر نیز برای اطلاع همکان نقل نموده بودیم اکنون اطلاع حاصل کردیم که عالیجاه مومی‏الیه دو نسخه از رسالۀ مذکور را خدمت جناب مستطاب عمده العلما و المجتهدین مرجع الاسلام و المسلمین آقایی شیخ الاسلام قفقاز فرستاده رسالۀ مذکور در نظر انور حقایق منظر آنجناب اطال الله بقاء موقع حسن قبول یافته لزوم اصلاح الفبای اسلام را بموجب تعلیقۀ که بعالیجاه مومی­الیه مرقوم داشته تصدیق و مؤلف مومی‏الیه را باصابت رای و تصور بلند رسای خود که در اینباب بکار برده است مورد تحسین و آفرین فرموده‏اند سواد تعلیقۀ آنجناب را که در این خصوص مرقوم فرموده‏اند از جای معتبری بادارۀ اختر رسیده بود اینک در ذیل عینا صورت آنرا مینویسم.

(صورت مکتوب)

(بخدمت آقا میرزا رضا نایب و مترجم جنرال قونسولکرئ اعلا حضرت شاهنشاه ایران در تفلیس خواهد رسید)

  مکتوب شریف آنجناب با دو نسخه از رسالۀ که در خصوص اصلاح حروف هجا یعنی الفبای مسلمانان مرقوم و مطبوع و مرسولم فرموده بودند وصولم کردید آنرا از اول تا آخر ملاحظه کردم این معلوم است که موافق قواعد هندسی هر قسم شکل نقشی بر کیفیت ممیزه که عارض صورت انسانی میشود میتوان داد و نقوشیکه آنجناب بقلم آورده است الآن جمیع آنها در خطوط اهل اروپ بعضی در بعضی موجود و مستعمل است. فی‏الحقیقه اشکال نقوش علیهذه لزومیت ندارد و همان نقوش بخط الفبائیی بسیار مناسبت دارد . اما دلایلی که در باب لزوم اصلاح الفباء مسلمانان اقامه فرموده بودند مرا بسیار خوش آمد و مسرورم ساخت و بر آن فخر و مباهات کردم و بخیال آنجناب تشکر نمودم که مطالب را خوب فهمیده است بالکلیه در آن خیال با آن جناب شریکم لکن چه فائده اولا آحاد ملت ما عموما و ثانیا علمای ملت ما خصوصا در میان نقوش و الفاظ و معانی فرق نکذاشته بلکه همه را یک چیز اعتبار کرده‏اند . بمجرد اینکه اشکال حروف و صورت نقوش آنها تغییر یافت فریاد میزنند که دین از دست رفت و مذهب نابود کشت قرآن و کتاب تغییریافت و نمیدانند که الفاظ و معانی قرآن و کتاب تغییر نیافته است بلکه آنچه تغییر یافته است همین اشکال نقوش حروف است . الفاظ و معانی چیز دیکر و صورت و اشکال حروف چیز دیکر است . تغییر نقوش حروف مستلزم تغییر الفاظ و معانی نیست . موافق شرع انور بتغییر الفاظ و معانی راهی نیست . ولی اشکال و حروف بهر طور نوشته شود الفاظ و معانی در جای خود باقی است و هرکز با شرع انور مخالفت ندارد . چه چاره با همۀ اینها یا ندانسته یا نفهمیده و یا عمدا همان فریاد را خواهند زد . چه توقع میتوان کرد از یک قومی که جسد بی‏روح باشند . وای بر احوال ملتی که لام آن منقلب به یا شده است . ومرک‏ باد بر آن علما که عین آن منقلب به ظا است والسلام.                                                            ( امضا )

( شیخ الاسلام آخوند احمد حسین زاده )

6

] نامه اول لطفعلی تبریزی به اختر  [

سال دوازدهم 2 ربیع الااول 1303 (شماره 21) ، مطابق با 18 آذر 1264.

( ورقه‏ایست که از تفلیس بادارۀ اختر رسیده است چون مبنی بر خیرخواهی ابنای وطن بود عیناً در ذیل نوشته میشود. )

خدمت جناب منشی محترم روزنامۀ کرامئ اختر بعد الالقاب در ترغیب و تحریص اتحاد مسلمانان که مطلبی است بسیار عالی و کاری است بسی خوب و مرغوب و مطلوب و ممدوح کل عقلا و ارباب دانش و بینش و منافع کثیره و نتایج حسنه‏اش در کمال وضوح مشهود و محسوس این بندۀ حقیر را حظ و نصیبی نیست منوط و مربوط بتوجهات کاملۀ بزرکان دولت و دین و ارکان و اعیان و عقول سلیم و اصحاب خبرت و بصیرت و آکاهان رموز پولیتیک ودپلوماتهای طرفین است. و همچنین استشکاف منافع راه آهن و تعمیر طرق و شوارع و تعمیم معارف و علوم و صنایع وفنون و توسیع تجارت و زراعت و غیرهم که تماماً اسباب ثروت و ترقی و مکنت و خوش بختی است دور از وظائف این بندۀ بیمقدار است (هر کس بجهان خرمئ پیش کرفته) (ما را غم آن ماه پریچهره تمام است) بنده را هم غصه و ملال اطفال وطن خود فراکرفته و بطوری هم و غمشان در خاطرم جای کیرشده که آنی نمی‏توانم خود را از خیال آن بیچارکان غافل بسازم. و درحقیقت جای چه افسوسها که نهال عمر آن نورسیده کأن باغ انس را بچه سان افسرده و پژمرده و بلکه بی‏روح و مرده میکذاریم و هزاران هزار اطفال شیرین زبان را در کنج این ویرانهای وحشت افزا و ملامت‏آور که اسمش را مکتب کذارده‏ایم اسیر و دستکیر این آخوند مکتبهای بی‏سواد بی‏تربیت کرده روح لطیفشان را به الفاظ و کلمات مشکل و غیر مأنوس بیفائده مجروح و جسم ضعیفشانرا با چوب و فلک آخوند سخت دل بیمروت خسته و شکسته میداریم. و بعد یازده پانزده سال زجر و عذاب نتیجۀ که از ایشان حاصل می‏کنیم همان خواندن ایشان لیلی و مجنون و داستان فرهاد و شیرین است. (افسوس که افسوس ندارد سودی) در همین شبها جائی مهمان بودم طفلی داخل شد در لباس مکتب نظامی از سنش سوأل کردم پانزده کفت کفتمش چه میخوانی کفت اصول دین تذکرۀ روسی صرف و نحو رومی مراسلات علم هیئت مشاقی تواریخ علم حساب کبری زبان فرانسه زبان آلمان نقاشی تعجب کرده کفتمی شاید اسم این علوم را بلد شده ودر مقام امتحان در خواهد ماند خواستم بعض سوأل از او نمایم دیدم بطوری داراست و نحوی تکلم می‏نماید که بنده را یارای سوأل و جواب با او نیست حال تماشا کنیم به بینیم که این طفل پانزده ساله که بدین پایه در مراتب تحصیل ترقی کرده و دارای این همه علوم شده و میشود. از چیست؟ و چرا اطفال ما تا بیست سال و بلکه سی سال میخوانند ودر آخر چیزی نمیدانند از چه !

هر کس را که اندک تنبهی در السنۀ باشد بدون هیچ تاملی خواهد کفت. که سد طریق ترقی اطفال مسلمانان جز اشکال و صعوبت الفباء حاضر نیست. که آن بیچارکانرا باینطورها مبتلای زحمت و مشقت نموده و عمرشانرا بباد فنا میدهد.

پس برای هر کسی که اندک درد وطن داشته باشد. و رحم در حق این اطفال بیکناه باید یکدقیقه بیشتر در تسهیل آلت تحصیل اطفال مسلمانان مدتها اوقات عزیزشان در راه تحصیل همین الفبا صرف می‏شود. قدم همت بیش نهاده و این یار کران زحمت و مشقت و رنج و تعصب بی‏حاصل را از روی خاطر ایشان بردارد. از دست امثال این بنده جز آمین کفتن چیزی بر نمی‏آید مکر منوط بتوجهات عالیه وکافیۀ بزرکان دین ودولت اسلام است که بنظر رحمت و رأفت بحال این بیچارکان توجهی فرمایند لهذا استدعا میکنم که کاهی این مطلب را برای اخطار در صفحات اختر بموقع تذکار بیاورید که درثواب این کار خیر سهیم و شریک بوده و ثمرات حسنۀ آن در دنیا و آخرت برای شما عاید کردد.  (کنونت که امکان کفتار هست) / (بکو ای برادر بلطف و خوشی)

           امضا / منشی اول جنرال قونسلکری تفلیس لطفعلی تبریزی

 

7

] نامه دوم لطفعلی تبریزی به اختر  [

سال دوازدهم 9 ربیع الاول 1303 (شماره 22) ، مطابق با 25 آذر 1264.

( کاغذ دومی است که باداره رسیده بملاحظۀ سودمند بودن آن بعالم اسلامیت عیناً در ذیل می‏نکاریم.)

هفته کذشته در خصوص اصلاح الفبای اسلام و استخلاس اطفال مسلمانان از قید این رنج و بلا عرض نموده بودم اکنون هم برای توضیح نقصان و عیوب آن که موجب صعوبت و اشکالات بی‏نهایت شده و علاوه بر تضییع عمر اطفال مسلمانان باعث عمده بر عدم ترقی اهل مشرق زمین کردیده است برخی را از تحقیقات خود بمقام و اظهار بر میآرم بنده را در ایام طفولیت که بمکتب میرفتم بسرعت فهم و تندی ذهن میشوند و بتحصیل هم خیلی شوق و ذوق داشتیم چنانکه یکروز در رفتن مکتب چون سایر اطفال تکاهل نمیورزیدم با وجود این قرآن مجید را درست شانزده ماه ختم کرده و مورد هزار تحسین و آفرین شدم در حالیکه برینوجۀ از این ختم و زحمت  و صرف عمر فایدۀ بتحصیل بنده مترتب نبود یعنی بعد از فراغت از قرائت آن باز در خواندن یکسطر از کلستان در می‏ماندم. سهل است که یکسطر از کلستان را درمدت ده روز درسم میدادند و پنجروز متن پنجروز معنی و حال قریب بیست و پنجسال است که بخواندن و نوشتن مشغولم و مخصوصاً در عتبات عالیات سالها تحصیل کرده‏ام با وجود این وقتیکه بحاصل تحصیل اینهمه سالهای دراز نکاه میکنم باز چیزی در بساط نمی‏بینم و در مقابل یکطفل خارجه در میمانم. اینجا شاید بعضی از آقایان در اظهار خودنمایی از روی عجب و تکبر بکویند که عجب بی‏شعور است اما برای اطمینان قلب ایشان عرض میکنم که نه تنها بنده بلکه خود...... هم در مقام مباحثه از یک طفل صغیر عاجز خواهند ماند. باری بعد از سی سال تحصیل اکنون هم خیلی کتب را از عربی و فارسی نمی‏توان بخوانم بلکه در عوض اینکه صاحب علوم چند باشم کاهی در خواندن همین کلستان و حافظ هم که شب روز در دست و زبان است لکنت و صعوبت دست میدهد سبب اینهمه عجز و قصور از چیست اکر در استعداد شخصی  بنده است که همه درین عجز و قصور با بنده شریکند زیرا که هیچیک از فضلا و علما و از باب کمال نیست که بخواندن جمیع کتب دارا باشد و یا در خواندن یک سطر از نثر با نظم عربی با فارسی معطل نماند و باشکال نیفتد تا چه رسد باطفال بیچاره پس بدین دلیل بیقین میتواند دانست که عجز و قصور در استعداد اشحاص نیست و کرور کرور مردم را بی‏استعداد نمی‏توان شمرد وحال آنکه استعداد فطری اهل مشرق زمین بهزاران دلیل بر همه کس واضح و آشکار است که با وجود این الفبای ناقص و معیوب که بدون هیچ ریبی سه طریق جمیع ترقیات شده باز خود را بدین پایه نکاه داشته‏اند پس بدلایل واضحه معلوم میشود که جمیع نقصان و قصور در الفبای مسلمانان است لاغیر اکنون نظری هم بالفبای خارجه و سهولت تحصیل آن نمائیم.

بعد از بیست و پنجسال صرف عمر خود حاصل تحصیل بنده همان است که عرض کردم امام بعد از اندک مدتی تحصیل زبان فرانسه حال کتابی درین زبان نیست که نتوانم در کمال سلامت بخوانم سهل است که الفبای خارجه را طوری ترتیب داده‏اند که هر طفلی بعد از خواندن و دانستن الفبا که در ظرف یکهفته دست خواهد داد بدون هیچ اشکال بخواندن جیمع کتب خودشان دارا میشود اما الفبای مسلمانان را طوری ترتیب داده‏اند که با تحصیل سی سال باز در خواندن یک کتاب بسیار آسان اشکال بهم میرسد علاوه بر دلایل خارجه در تشکیل نقصان و عیوب الفبای اسلامیه هم با شاهد و بینه عرض دارم که بعد بتدریج معروض خواهم داشت.                               امضا / منشی اول جنرال قونسلکری تفلیس لطفعلی تبریزی

 

8

] مقدمه کتاب گلستان میرزا ملکم خان  [

سال دوازدهم [49]

از چند سال به این طرف در باب لزوم اصلاح الفبای اسلام که عموم دانشمندان ملل اسلامیه در آن باب متفق‌القول و متحدالافکارند، در صفحات اختر خیلی مطالب نوشته شده. هرکس در امر اصلاح آن که تعلیم و تعلم اسلامیان را نسبت به سایر ملل متمدنه دچار اشکالات می‌دارد، چیزی نگاشته است. اداره اختر به ملاحظه تعمیم یافتن مطلب در نزد خردمندان اسلام از نگارش مطالب مذکوره به وجهی دریغ و خودداری نکرده و خود مستقیماً بجز امر لزوم اصلاح آن که کمال نقصانیت را دارد، بیان رایی ننموده، پیوسته آرزومند این بود که امر اصلاح طوری به عمل آورده شود که الفبای اسلام اساساً نگهداشته شده، در فروعات آن اصلاحات به کار برده شود. اکنون عموم هواخواهان ترقی و تمدن و معارف اسلام را به کمال خوشوقتی مژده می‌دهیم که این مقصود به اهتمام بلند جناب جلالت مآب جل اکرم ناظم‌الدوله، پرنس میرزا ملکم‌خان، سفیر کبیر دولت علیه ایران مقیم لندن که به اقتضای معارف‌پروری و وطن‌دوستی و ترقی‌خواهی از زمان دراز بدین نقایص که از تسهیل تحصیل و پیشرفت تعلیم و تعلم و ترویج مطبوعات و انتشار علوم و فنون است، پی برده، همت به امر اصلاح و کمال آن گماشته بودند، حاصل گردیده است. چنان‌که پس از اصلاح حروفات اسلامیه، کتاب گلستان نیز به این حروفات در لندن چاپ و چند نسخه از آن را هم به ادارة اختر فرستاده‌اند که در نهایت خوبی و مرغوبی است.

تغییری که در وضع حروفات داده‌اند، جز این نیست که حروف متصله را که سبب عمده نیز در اِعراب و حرکات به عمل آورده‌اند که هر شخص به اندک تاملی در مقدمه [کتاب] که قوائد خواندن را بیان می‌کند، می‌تواند هرگونه مطلب را در نهایت سهولت صحیح و بدون غلط خوانده، محتاج به قرینة کلام و حدس خود نباشد.

9

] نامه میرزا نجفعلی خان به اختر  [

سال دوازدهم 24 جمادی الثانی 1303 (شماره 37) ، مطابق با 10 فروردین 1265.

رقعه‏ایست که سرکار معتمد السلطان حاجی میرزا نجفعلی خان سر کاتب اول و باش ترجمان سفارت کبرای دولت علیه ایران نوشته‏اند.

(کرامی مدیر اختر را زحمت میدهم)

که در خصوص اصلاح خط حالایی اسلامیان بود در ضمن بیانات اختر سابقا شرحی نوشته بود و مشعر بر این بود که خط حالایی معایب بسیار دارد و محتاج اصلاح است . و جناب مستطاب ناظم الدوله هم خطی را اختراع کرده و کتابهای چند بهمان خط بچاپ رسانیده‏اند در نزد صاحبان علم و آکاهی موقع قبول و تحسین یافته‏است . پارۀ چیزها ذکر میشود که کویا بجای اینکه این خط و حروف و صاحب این خط و حروف را حامئ اسلام باید بدانند ما حی اسلام مینامد اکر چه پرداختن بسخنان این قسم اشخاص و نقض و ابراز در کلیۀ مطلب لازم نیست لکن چون این اشخاص از مطلب دورند و بعضی هم مسموع الکلمه در میان عوام اسلامیان اتفاق افتاده‏اند و بدین جهت دور نیست اینکونه سخنان نسنجیده در قلوب ضعفای عوام اسباب تاثیری بشود مناسب دیدم بواسطۀ روزنامۀ شما ایشان را همین قدر یادآوری کنم که سخن را نسنجیده نکویید و نکویید سخنی که عقلا و هوشمندان روی زمین بایشان بخندند خط و حروف حالایی یا غیر حالایی و همچنین لغات و السنه بهیچ وجه مدخلیت بامور دینی و مذهبی ندارد عین (سخن کر بهر حق کویی چه عبرانی چه سربانی) راست است شما در یکفقره مسامحه کرده‏اید که مردمرا ملتفت نکرده‏اید که این خط و حروف را خط و حروف اسلام نباید نامید نهایت این است که صاحب اسلام در زمان خویش خطی را متداول در میان ملل متجاورۀ خود دید و بهمان خط تحریرات جاری کردید اکر حال خود صاحب شریعت حاضر باشند یقینا تصدیق خواهند فرمود همین بیاناتی را که در لزوم اصلاح خط و حروف بمیان آورده میشود جناب ناظم الدوله هم شرحی در مقدمات کتاب کلستانی که باین خط چاپ کرده‏اند تفصیلی ذکر می‏نمایند و در این مقام سخن بسیار است لکن مکتوب کرامی که این روزها یکی از بزرکان ملت که از اجلۀ علما و محققین هستند بعنوان بنده مرقوم و در این ضمن اشعاری بدین فقرات فرموده‏اند خوش دارم همان عبارت مکتوب جناب مستطاب معظم را از آن مکتوب استخراج کرده برای شما بنویسم که در ضمن روزنامه درج بفرمایید زیاده چه زحمت دهم.

عرض می‏شود در اختر به الف‎ و با خیلی متوجه شدند و معایب بر او ثابت کردند و همه را الفبا کفتند و نوشتند و باسم الفباء اسلام نیز بمقام اصلاح برآمدند و بر مسلمین تبریک کفتند . حیف در این مدت کسی نکفت که در این مقامات الف‏با را باسم اسلام نبایست ملقب کنند زیرا که مؤسس اسلامرا همه میداند امی بود و این الفبا را او نیاورده قبل از بعثت و قبل از ولادت حضرت ختم رسل مثل سایر چیزها این الف‏با معمول و متداول بود و در عالم خیلی چیزها بود که عیب و نقصان داشت این هم یکی از آنها باشد.

در اختر کاهی دیدم نوشته بودند از هزار سال باینطرف کمی ملتفت این عیبها نبوده این عبارتها تماما از آن سهو ناشی است که نویسندکان محض خوشنودی از عیب جویی باسلام و مسلمانان سخن باب (حب الشئ یعمی و یصم) از این نکتۀ واضح غفلت کرده کویا چنان خیال نموده‏اند که محمد بن عبدالله صلوات‏الله و سلامه علیه الف‏با را  مؤسس بوده و چیز ناقص و معیوبی آورده و او میان اسلامیان معمول کرده حکما و علمای اسلام نیز در اینمدت ملتفت نبوده حالا بعضی آمده منتی بمسلمانان کذاشته که این عیب و نقصان را برمیدارد یکی هم تبریک می‏نماید. هیهات عجب از مطلب دور افتاده‏اند و از مقصد مهجور مانده‏اند کیسکه با همه اختلال و انقلاب وضع عالم و شورش و غوغا در هر طرف و خونریزیها و لشکرکشیها و آنهمه مشاغل خطیره و اختلافات خیالات به تنهایی این قسم شرایع و سنن بیاورد و در اندک وقتی بایندرجه بمعانی و حقایق بپردازد و از معقولات بار یک این قسمها حل مشکلات نماید در اختراع صور حروف هرکز او را واماندکی نمی‏شد . ولی بادله که در جای خود معین است حکمت مقتضی این بود که آنحضرت امی باشد و خود را با تحریر و کتابت نشناساند و با نقش و صورت خویشتن را آشنا نکند بآنجهت دستی باین چیزها نزده که خارج از مقصود او بوده با وجود این بقرآن کفتند (ان هی الا اساطیر الاولین) و مثل الف‏با در عالم خیلی چیزها بود که عیب داشت آن حضرت وظیفۀ خود نمیدانست اصلاح کند و مصلحت وقت نبود که مردم وقت خود را باین چیزها مصروف سازند و کم کم آنها اصلاح می‏شد این قبیل خیلی چیزها بود اینهم از آن جمله باشد مثل خوبی و بدی مداد و قلم و کاغذ و قلمتراش مثلا آنوقتها بعض نقصانات و عیبها بود یک وقت خطوط را روی استخوان و تخته و کرباس مثلا می‏نوشتند . اینها دخلی بعالم اسلامیت ندارد بسا مسلم است که ابدا باین خط آشنا نیست و بسا غیر مسلم است . که خط او همین خط می‏باشد .

  در هر حال اختر که همیشه حامی عالم اسلامیت است لازم بود اجمالا مردمرا ملتفت سازد و او خود بنویسد (ای مکس عرصۀ سیمرغ نه جولانکه تست) این فقیر در حسن خط و سبک جدید جناب اجل ناظم الدوله حرفی ندارم انصافا آن طرز مرغوبرا بسیار بسیار خوب اختراع کرده و چندان تغییری هم ندارد که تعلیم و تعلمش مایۀ زحمت و مشقت باشد و الحق بسیار زحمت کشیده و چیز قطعۀ مرغوبی بدست آورده و کلستانی را که بر حسب نمونه بدوستان فرستاده بودند دیدم و بسیار پسندیدم و کفتم (این کلستان همیشه خوش باشد) .

(اختر) : فقراتی که سرکار معتمد السلطان حاجی میرزا نجفعلی خان و جناب مستطاب ...... نوشته‏اند همکی صحیح و مطابق واقع است و از اینکه ما غفلت نموده تا حال الفبا را بنام الفبای اسلام نوشته‏ایم محض از بابت تسامح در تعبیر و الفاظ است حضرات معترضین، خط جدید جناب ناظم الدوله را ناقص میدانند کویا خود آنجناب هم تصریح اینمطلب نموده‏اند و بدیهی است هر اختراعی در اول لابد نقصی دارد باید ایشانهم با کمال نقایص آن پردازد یا آنکه بطور دیکر بمقام اصلاح برآیند . و کویا از جملۀ اعتراضات این بوده است که این خط جدید را نوشتن اشکال دارد و به جهت نوشتن یک کلمه در مقابل خط متداول حرکات دست لازم است .

  معلوم است از این فقره غفلت دارند که همه ملل را خط دو کونه است یکی بجهت طبع کتب و تسهیل خواندن و یاد‏کرفتن که با حروف منفصله است . دیکری خط تحریرات است که بجهت تسهیل کتابت و متصل است و بتغییر هیئت حروف چاپی . در هر حال ما هواخواه اصلاح خط و لزوم تسهیل تعلیم و چکونکی اصلاح و تعمیم آنرا موقوف بهمت بزرکان ملت و دولت میدانیم.

 

 

کتابنامه:

 

آخوندزاده،  فتحعلی :  بیوغرافی.

آخوندزاده،  فتحعلی :  نامه به وزیر علوم، تفلیس، 1285 ق.

آدمیت‌، فریدون‌، اندیشة ترقى‌ و حکومت‌ قانون‌، تهران‌، 1356ش‌؛

آدمیت‌، فریدون‌، اندیشه‌های‌ میرزا آقاخان‌ کرمانى‌، تهران‌، 1357ش‌؛

آرین­پور، یحیی : از نمیا تا روزگار ما ، زوار ، تهران 1387.

آرین‌ پور، یحیى‌، از صبا تا نیما، تهران‌، 1354ش‌؛

ابراهیمی، مهرداد، تحلیل محتوای 2 شماره آغازین روزنامه اختر، مجله یاد، سال 23، زمستان 1386، شماره 86، ص ص 273-274

ارفع الدوله، پرنس رضا دانش تبریزی : رسالة رشدیه در خط فارسی، استانبول، 1879 م.

استادی ، کاظم : دانشنامه خط فارسى، قم 1390.

استادی ، کاظم : کتابشناسى خط فارسى، قم 1390.

اعتمادالسلطنه‌، محمد حسن‌، روزنامة خاطرات‌، تهران‌، 1345ش‌؛

افشار ، ایرج،  «روزنامة خاطرات اعتمادالسلطنه» ، تهران 1356؛

افشار، ایرج ، «اسنادی از فعالیت آزادی‌خواهان ایران در اروپا و استانبول در سال‌های 1326 تا 1328»

امین ریاحی، محمد ، «نفوذ زبان و ادبیات فارسی در قلمرو عثمانی» ـ تهران 1350؛

بامداد، محمود، شرح‌ حال‌ رجال‌ ایران‌، تهران‌، 1371ش‌؛

براون‌، ادوارد، تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌، ترجمة رشید یاسمى‌، 1329ش‌؛

براون‌، ادوارد، تاریخ‌ مطبوعات‌ و ادبیات‌ ایران‌ در دورة مشروطیت‌، ترجمة محمد عباسى‌، تهران‌، 1337ش‌؛

برزین، مسعود، شناسنامه مطبوعات ایران از سال 1215 تا 1357، تهران، انتشارات بهجت، 1371، ص 35

تربیت‌، محمدعلى‌، دانشمندان‌ آذربایجان‌، تهران‌، 1314ش‌؛

خان‌ ملک‌ ساسانى‌، احمد، یادبودهای‌ سفارت‌ استانبول‌، تهران‌، بابک 1345ش‌؛

خان‌ملک ساسانی، احمد ، «سیاست‌گران دورة قاجار» ـ تهران 1352؛

خسرو شاهی، سید هادی، روزنامه اختر و سید جمال الدین اسد آبادی، کیهان اندیشه، بهمن و اسفند، 1372، شماره 52،ص 136

رجائی، عبدالمهدی ، نقش دولت و مردم در اقتصاد از نگاه روزنامه اختر، فرهنگ اصفهان، شماره 21، پائیز 1380، ص 64

رئیس نیا، رحیم، «ایران و عثمانی در آستانة قرن بیستم» ـ (3 جلد) ـ چاپ اول 1374؛

سرداری‌ نیا، صمد، مشاهیر آذربایجان‌، تبریز، انتشارات‌ ذوقى‌؛

سعیدی سیرجانی ، وقایع اتفاقیه، گزارش خفیه‌نویسان انگلیس ، تهران 1361؛

سیاح، حمید ، خاطرات حاج سیاح یا دورة خوف و وحشت، به تصحیح سیف‌الله گلکار ـ تهران 346؛

صالحیار، غلامحسین‌، چشم‌ انداز جهانى‌ و ویژگیهای‌ ایرانى‌ مطبوعات‌، تهران‌، 1355ش‌؛

صدرهاشمى‌، محمد، تاریخ‌ جراید و مجلات‌ ایران‌، تهران‌، 1363ش‌؛

صفایی، ابراهیم ، «اسناد سیاسی دوران قاجاریه» ـ تهران 1346؛

عباسی، مسلم ، تاثیر روزنامه اختر بر پدیده قانون خواهی در انقلاب مشروطیت، فصلنامه یاد، شماره 85، پائییز 1386، ص 107.

غروی، محمود ، «فهرست اسناد تاریخی ایران در آرشیو صدارت عثمانی در استانبول»، تهران 1357؛

فرمانفرماییان، حافظ ، خاطرات سیاسی میرزا علی‌خان امین‌الدوله ، تهران 1341؛

فرمانفرییان، حافظ ، سفرنامة حاجی پیرزاده، (2 جلد) تهران 1342؛

کربلایی، شیخ حسن ، «قرارداد رژی 1890 میلادی»، تهران 1361؛

کسروی‌، احمد، تاریخ‌ مشروطة ایران‌، تهران‌، 1344ش‌؛

کمالی طه، منوچهر ، «اندیشة قانون‌خواهی در ایران سدة نوزده» ـ تهران 1353؛

کهن‌، گوئل‌، تاریخ‌ سانسور در مطبوعات‌ ایران‌، (2 جلد) تهران 62 و 1360ش‌؛

کیومرث قرقلو، «ایرانیان استانبول» ـ کتاب ماه تاریخ و جغرافیا شماره 49 ـ آبان 1380؛

الگار، حامد ، «میرزا ملکم‌خان» ترجمة جهانگیر عظیما و مجید تفرشی، تهران 1369؛

گلزاری، مسعود، سفرنامة میرزا محمدحسین حسینی فراهانی، (1303ـ 1302 هـ. ق) ، تهران 1362؛

محیط طباطبایى‌، محمد، تاریخ‌ تحلیلى‌ مطبوعات‌، تهران‌، 1366ش‌؛

مراغه‌ای، زین‌العابدین ، «سیاحت‌نامة ابراهیم بیک» به کوشش سپانلو، تهران 1364؛

میرزا یوسف مستشارالدوله، «یک کلمه» ـ پلی‌کپی ـ تهران 1325؛

ناصرالدین، پروین، «تاریخ روزنامه نگاری ایرانیان و دیگر پارسی‌نویسان» ـ جلد اول و دوم ـ چاپ اول 1377؛

ناصری، یوسف، گفتگو با دکتر غلامرضا وطن دوست، روزنامه اختر: روزنامه معتدل، مجله یاد، سال 23، زمستان 1386، شماره 86 ص 51-52

ناطق‌، هما، مقدمه‌ بر روزنامة قانون‌ میرزا ملکم‌ خان‌، تهران‌، 1355ش‌.

ناظم‌الاسلام کرمانی، «تاریخ بیداری ایرانیان» ـ تهران 1362؛

نصر، عباس، آزادی، قانون و مجلس در روزنامه اختر، مجله یاد، سال 23، زمستان 1386، شماره 86، ص 101

نفیسی، محمود ، «روزنامه‌های فارسی منتشر شده در خارج ایران» مجلة سخن شماره ده و یازده، سال 24 دی و بهمن 1354؛

نواب صفا، اسماعیل ، سفرنامة فرهادمیرزا معتمدالدوله ، تهران 1366؛

____، اسناد ملکم‌خان در کتابخانه ملی پاریس؛

____، دورة روزنامه اختر؛

____، گزیده اسناد سیاسی ایران و عثمانی ـ 7 جلد ـ تهران 1375ـ 1369؛

____، مجلة “گنجینة اسناد” چاپ سازمان اسناد ملی ایران؛

____، نامه‌های تبعید میرزآقاخان کرمانی به ملکم‌خان ـ مجلة بررسی‌های تاریخی؛

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩۱/۱۱/٧

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی