کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
معرفی نسخه­های خطی تغییر خط by: کاظم استادی

معرفی نسخه­های خطی تغییر خط

و ترجمه منتشر نشده «بیانیه انجمن علمیّه عثمانیّه» در تغییر خط اسلام

 کاظم استادی

  (این مقاله در نشریه آیینه پژوهش منتشر شده است. برای اطلاع دقیق و استفاده از پاورقی ها منابع و تصاویر، به اصل مقاله رجوع کنید)

مقدمه

نسخه­های خطیِ پیرامون موضوعِ «تغییر خط» بسیار اندک هستند. اجمالاً می­توان به چند دلیل، برای انگشت شمار بودن آنها، اشاره کرد:

 

  1. نوپا بودن بحث تغییر خط

شاید نقطه آغاز بحث تغییر خط در دوران معاصر، فراتر از یکصد و پنجاه سال نشود. این موضوع، زمانی مورد توجه قرار گرفت، که کشورهای اروپایی و غربی، پیشرفت­های قابل توجه­ای نمودند. و در شرق، اولیای امور به همین مناسبت، در پی کشف این پیشرفت­ها و یا علت عقب ماندگی های خود، بودند. پس، ابتدا توجهشان به سواد و سواد آموزی و معایب آموزش و خواندن و نوشتن، جلب شد؛ در این زمان زمزمه­های بحث تغییر خط، آغاز کشت. بنابراین، موضوع تغییر خط را از این منظر، می­توان نوظهور دانست، و به همین دلیل، در این زمان اندک، نمی­توان توقع داشت، آثار زیادی، تألیف و در دسترس قرار گرفته باشد.

 2.       پیدایش صنعت چاپ

شاید یکی از دلایل ایجاد بحث تغییر خط، ظهور صنعت چاپ باشد، که پس از مدتهای زیادی  که در غرب رواج داشت، در شرق رواج یافت. و همین، خود باعث نبودن آثار خطی، پیرامون تغییر خط  شد. چون در این دوران، نویسندگان رو به چاپ آوردند. همین قاعده، شامل تمامی کتب در این دوران می­باشد؛ بنابراین، کتابهای با موضوع تغییر خط نیز از این قاعده مستثنا نیستند، و همین علت، سبب انگشت­شماری کتب خطی این آثار، شده است.

  1. 3.       کم حجم و کوچک بودن کتابها

کم حجم و جزوه بودن این آثار، نیز مزید بر دلایل قبل، می­تواند باشد. همان طور که می­دانید، رساله­ها و کتابهای کم حجم، معمولاً در لابلای کتابهای حجیم و یا در وسایل دیگر، فراموش می شوند و یا از بین می روند. و یا اینکه مردم به دلیل کتاب ندانستن آنها، از واگذاریشان به کتابخانه­ها صرف نظر می کنند و گاهی به عنوان یادگاری نزد خود نگه می­دارند.

 4.       فهرست­نویسی نشدن کتابها

همین دلیل سوم، سبب ساز یک پدیده دیگر است. معمولاً در فهرست نویسی کتابهای خطی، بیشتر، توجه به فهرست آثار حجیم است. و آثار جزوه­ای و رساله­های کم حجم، از غافله فهرست نویسی جا می مانند. غالب کتابها و رساله­هایی که پیرامون تغییر خط، تألیف شده است، جزوه­هایی چند برگی هستند و میانگین صفحات آنها از 40 برگ بیشتر نمی­شوند؛ بنابراین طبیعی است که با مراجعه به کتابهای فهرست نویسی کتب خطی، نمی­توان آثار زیادی در این موضوع پیدا نمود.

 5.       خارج نشین بودن نویسندگان قدیمی این موضوع

همان طور که در مقاله دیگرم پیرامون «تاریخچه تغییر خط» مفصل بیان کرده ام، بحث تغییر خط در سه دوره زمانی مختلف پیگیری شده است. که دوره اول آن، می­توانسته باعث وجود کتابهای خطی در این موضوع شود، اما نویسندگان این دوره، تماماً در خارج از ایران زندگی می­کرده­اند. بنابراین روشن است که دسترسی به نوشته­های خطی آنها، نمی­تواند به سادگی میسر گردد.

البته تا حد امکان به اکثر فهرست­های کتابهای خطیِ کشورهای همسایه، مراجعه نمودیم[1]، که هیچ ثمری نیز در پی نداشت.

به هر تقدیر، با زحمت زیاد، به کتابهای گوناگون «فهرست کتب خطی» همانند: فهرست نسخه­های خطی فارسی (6 مجلد) ، فهرستواره دست نوشته های ایران (12 مجلد) و ... ؛ و نیز چهار کتابشناسی پیرامون خط فارسی،  مراجعه نمودم.  و حداقل، تحت عناوین زیر به جستجو پرداختم:

الفبا، خط، رسم­الخط، رسم خط، تغییر خط، معایب خط، خط فارسی، تغییر خط عربی، خط اسلام و ...

همچنین تحت عناوینِ اسامی پیشگامان و نویسندگان قدیمیِ موضوع تغییر خط، نیز به کاوش پرداختم، مانند:

آخوندزاده، ملکم، میرزا رضای ارفع الدوله، طالبوف، مستشارالدوله، میرزا رضا خان افشاربکشلو، میرزا لطفعلی تبریزی، میرزا حسین خان، میرزا کاظم خان، ادیب الممالک، میرزا علی محمد خان اویسی و ...


در این جستجوی خسته کننده، تنها ده عنوان نسخه خطی، پیرامون تغییر خط فارسی یافتم، که عبارتند از :

 1

الفباء

بی نام / بی تا

1. (تهران – نوربخش ش: 1/54) / الفبای چند خط در آغاز دفتر یادداشت شده که از نظر الفباشناسی و زبان‏شناسی شایان توجه است. / بی تا / 6 صفحه (1-7) / [ف: 1-77] . (31834 دست نوشته­های ایران ج 2 ص 112.)

 2

الفبای بهروز

افشار بکشلو قزوینی، میرزا رضا (زنده در 1299 ق)

1. (مشهد – الهیات ش: 7/552) / نستعلیق / بی تا / 4 برگ / [ف:1-501] . (31838 دست نوشته­های ایران ج 2 ص 112.)

2. (تهران – ملی ش: 18134) / انتقالی از کتابخانه پهلوی – مجموعه نوازی / بی تا / [رایانه: 1084]. (31839 دست نوشته­های ایران ج 2 ص 112.)

 3

خط آدمیت

ملکم (1249- 1326 ق)

از میرزا ملکم خان، که یاد او در «اصول تمدن: 1540» گذشت. در این گفتار که بروش پرسش و پاسخ آغاز میگردد پس از مقدمه‏ای دربارۀ اصلاح خط گفتگو میکند. او در «شیخ و وزیر» نیز در همین باره سخن گفته است. آغاز: وقتی که انسان بدقت تمام به تحقیق قوام ارکان ملت اسلام ملاحظه مینماید بلا اختیار.

بنگرید: پیشگفتار چاپ مجموعه آثار ملکم، از استاد محیط طباطبایی: مد.

1. تهران – ملک  ش:2/583 / محمد ابراهیم منشی آشتیانی / نستعلیق / ذیقعده 1296 / [ف: 5-90]. (109191 دست نوشته­های ایران ج 4 ص 881)

2. مجلس 7/5154 : شکسته نستعلیق 14 شوال 1304 (76 پ – 82 پ). آغاز برابر نمونه [رؤیت] . (ج 3 نسخ فارسی ص 1910 شماره 18135)

4

رسم خط

آخوندزاده، فتحعلی بن محمد تقی (1267؟- 1295ق)

از آخوند زاده حداقل سه رساله خطی موجود است. که در فهارس خطی این گونه فهرست شده است:

1. تهران –  سپهسالار ش: 2778 / مؤلف / نستعلیق / 1285 / 20 صفحه / [ف: 2‑27]. (138185 دست نوشته­های ایران ج 5 ص 844 .  و ج 3 فهرست نسخ فارسی شماره: ص 1905 )

2. تهران –  سپهسالار ش: 2779 / مؤلف / بی تا / 7 صفحه / [ف: 2‑27]. (138186 دست نوشته­های ایران ج 5 ص 844 .   و ج 3 فهرست نسخ فارسی شماره: ص 1905 )

3. تهران –  سپهسالار ش:2777 / مؤلف / نستعلیق / بی تا / 12 صفحه / [ف:2‑27]. (138187 دست نوشته­های ایران ج 5 ص 844 .   و ج 3 فهرست نسخ فارسی شماره: ص 1905 )

 این سه رساله، تحت یک عنوان در فهرستها، فهرست نویسی شده است. در صورتی که سه رساله با سه عنوان مجزا می­باشند.

  1. «معروض نامه آخوندزاده به وزارت علوم در خصوص خط اسلام». این جزوه 39 صفحه اصلی و 4 صفحه متفرقات انضمامی از غیر مؤلف است، مربوط به سال 1285 هجری قمری، و به زبان فارسی می­باشد.
  2. «رسم جدید آخوندزاده در خط اسلام». این رساله 17 صفحه اصلی و 4 صفحه متفرقات نضمامی از غیر مؤلف دارد. و بی تاریخ است. ولی احتمالاً مربوط به سال 1274 هجری قمری و به زبان فارسی می­باشد.
  3. «سواد تقریر مطبوع جمعیت علمیّه عثمانیّه در خصوص الف­بای آخوندزاده». این جزوه 24 صفحه اصلی و 4 صفحه متفرقات انضمامی است و مربوط به سال 1280 هجری قمری است.

در حقیقت این رساله شامل دو رساله می­باشد؛ یکی 16 صفحه به زبان ترکی استامبولی، که همان سواد تقریر مطبوع جمعیت علمیّه عثمانیّه است، که برای آخوندزاده نوشته شده است و مؤلف آن همان جمعیت می­باشد. به همراه سخنرانی منیف­پاشا، وزیر دولت عثمانی.  و نیز شامل رساله­ای 8 صفحه­ای به تاریخ 1274 هجری قمری، در «تحقیق پیرامون خط اسلام» به فارسی از آخوندزاده است، که ضمیمه آن رساله قبلی شده است.

***

4­­­­­­­. قاهره، دارالکتب 82 زکیه: نستعلیق، همراه با مقالۀ سعاوی افندی و ترجمۀ فارسی آن. آغاز: سوادقرتیکا در مقابل عقیدۀ سعاوی افندی بخدمت نواب... اعتضاد السلطنه وزیر علوم [ف. مخطوطات 2 : 41]. (18091 – ج 3 نسخ فارسی ص 1905 )

5

رسم الخط جدید

ملکم (1249– 1326 ق)

1. تهران –  دانشگاه  ش: 6548- عکس / بی تا / [فیلم‏ها ف: 3-258]. (138192 دست نوشته­های ایران ج 5 ص 845.)

 6

رشدیه در خصوص اصلاح الفبای اسلامیه

دانش تبریزی، میرزا رضا خان؛ ارفع الدوله (1270؟-1357 ق)

1. (تهران – حقوق ش: 4/99 – ج) نستعلیق / قرن13 [ف: 121] . (138370 دست نوشته­های ایران ج 5 ص 853 . و ج 3 فهرست نسخ فارسی شماره: ص 1913)

 7

شیخ و وزیر

ملکم (1249– 1326 ق)

1. تهران – ملک ش: 3/1539 / در فهرست بدون نام مؤلف است. / نسخ / صفر 1213 / [ف:5-286]. (179826 دست نوشته­های ایران ج 6 ص 1278.)

2. تهران – سپهسالار ش: 2791 / تقی عبقری / نستعلیق / 1287 / 12 صفحه / [ف:2-68] . (179827 دست نوشته­های ایران ج 6 ص 1278.)

3. تهران – ملک ش: 1/583 / محمد ابراهیم منشی آشتیانی / نستعلیق / ذیقعده 1296 / [ف:5-90] . (179828 دست نوشته­های ایران ج 6 ص 1278.)

4. تهران – مجلس ش: 4291 / محمد اسماعیل آشتیانی / شکسته نستعلیق / 26 صفر 1296 / 47 برگ / [ف: 11-303] . (179829 دست نوشته­های ایران ج 6 ص 1278.)

5. تهران – ملی ش: 2/149 / ابوتراب طباطبائی / نستعلیق شکسته خوش / 1301 / 42 صفحه (24-66) / [ف: 1-145] . (179830 دست نوشته­های ایران ج 6 ص 1278.)

6. تهران – مجلس ش:8/5154 / شکسته نستعلیق / 1 ذیقعده 1304 / 17 برگ (84 پ – 101 پ) / [ف: 15-226] . (179831 دست نوشته­های ایران ج 6 ص 1278.)

7. تهران – ملک ش: 2/2455 / نستعلیق / 1323 / [ف: 6-19] . (179832 دست نوشته­های ایران ج 6 ص 1278.)

8. تبریز – ملی ش: 5/2643 / نستعلیق / بی تا / 32 برگ / [ف: 3-1191] . (179833 دست نوشته­های ایران ج 6 ص 1278.)

9. آشتیان – حوزه علمیه ش: 5/13 بخش یکم / مرتضی ابن مرحوم میرزا صادق / نستعلیق / بی تا / [ف: 42] . (179834 دست نوشته­های ایران ج 6 ص 1278.)

8

مبدأ ترقی

ملکم (1249-1326 ق)

  1. تهران – ملک ش: 1/2455 / نستعلیق / 1323 / [ف: 6-19] . (239945 دست نوشته­های ایران ج 8 ص 1198. )

این عنوان، همان عنوان شماره 7 شیخ و وزیر کتابخانه ملک است.

 9

متن و یادداشت‏های گاتها

پورداود، ابراهیم (1264-1347 ش)

1. (تهران – ملی ش: 19203) / ابراهیم پورداود / بی تا / 58 برگ / [رایانه: 2047] . (241110 دست نوشته­های ایران ج 8 ص 1264.)

 10

مسالک المحسنین

طالبوف، عبدالرحیم بن ابوطالب (1250-1329 ق)

1. (تهران – دانشگاه ش:4581-ف) / نستعلیق / پایان ذیحجه 1320 / 289 صفحه / [فیلم‏ها ف: 3-74] . (254103 دست نوشته­های ایران ج 9 ص 534.)

2. (تهران – ملی ش: 2952) / نسخ و نستعلیق / 1325 / 13 برگ / [ف: 6-701] . (254104 دست نوشته­های ایران ج 9 ص 534.)

3. (مشهد – گوهرشاد ش: 572) / محمد حسین خوانساری / نسخ / دهه آخر شعبان 1342 / 132 برگ / [ف: 2-680] . (254105 دست نوشته­های ایران ج 9 ص 534.)

v      

همان طور که اشاره شد، یکی از رسالات آخوندزاده که پیرامون تغییر خط است، شامل دو رساله است که به هم ضمیمه شده اند. یکی حدود هشت صفحه فارسی است، و دیگری شانزده صفحه و به زبان ترکی استانبولی است. این مقاله اخیر از نظر قدمت و موضوع، بسیار حائز اهمیت است، اکنون مناسب است که این رساله خطی را که تا کنون به فارسی در دسترس نبوده، در این جا منتشر نماییم. اما پیشاپیش شرح حال آخوندزاده را که توسط خودش نگارش شده می­خوانیم، تا توجه به رونوشت جمعیت علمیّه عثمانیّه دقیق­تر گردد.

 بیوغرافی آخوندزاده[2]

پدر من میرزا محمدتقی بن حاجی احمد، که اجدادش از طوایف فرس است[3]، در اوایل جوانی کدخدای قصبة خامنه بود من اعمال تبریز. بعد از معزولی در سنة 1811 مسیحیه بعزم تجارت بولایت شکی آمده در شهر نخو دختر برادر آخوند حاجی علی اصغر را بحبالة نکاح درآورده است. از این منکوحة او در سنة مسیحیة 1812 بوجود آمده‌ام. بعد از دو سال از این تاریخ حاکم ولایت شکی جعفر قلی خان خویی وفات کرده است. بهمین سبب غربای ایرانی که در تحت حمایت جعفرقلی خان در آن ولایت زندگانی میکردند قصد معاودت بوطن نموده‌اند. پدر من نیز در سلک ایشان با زنش و فرزندش عازم قصبة خامنه شده است.

بعد از چهار سال مادر من با زن دیگر پدرم، که خامنه‌ای بوده است، براه نرفته از شوهرش خواهش کرد که او را به اتفاق من به نزد عمویش آخوند حاجی علی اصغر که در محال مشکین اردبیل در مصاحبت حاکم سابق شکی سلیم خان زندگانی میکرد روانه کند. پدرم خواهش مادرم را قبول کرده او را با من به نزد عمویش فرستاده است. من از این تاریخ از پدرم جدا شده دیگر او را ندیده‌ام و در نزد عموی مادرم بوده‌ام در قریة هوراند از دهات قراداغ. بعد از یک سال آخوند حاجی علی اصغر به تعلیم و تربیت من شروع کرده است.[4] اول قرآن را بمن یاد داده بعد از اتمام قرآن آهسته آهسته از کتب فارسیه و عربیه بمن درس گفته است.

این آخوند حاجی علی اصغر فاضلی بود ممتاز و از جمیع علوم اسلامیه، خواه فارسیه، خواه عربیه، اطلاع کامل داشت و مرا بفرزندی قبول کرده من بین الناس بحاجی اعلی اصغر اوغلی مشهور شده‌ام.

آخوند حاجی علی اصغر بعد از دو سال از قریة هوراند بمیان ایل انکوت قراداغ ارتحال کرده در اوبة ولی بکلو ساکن شد. در آن اوقات مصطفی خان شروانی نیز نزدیک قشلاقات ایل انکوت در محل موسوم بشکرلو مسکن داشت.

از این خان حمیده خصال پدر ثانوی من حمایتها دیده است و نیکویی‌های زاید الوصفی مشاهده کرده است که از تقریر بیرونست. در این اثنا که تاریخ مسیحیة 1825 بود برادر بزرگ آخوند حاجی علی اصغر، محمد حسین نام، از ولایت شکی بمحال انکوت آمده او را با من و مادرم بوطن مألوف درآورد. آخوند علی اصغر در سال اول بشهر گنجه وارد شده در اینجا مکث کرده اتفاقاً در سال آینده محاربة دولت ایران با دولت روسیه واقع شده.

مصایبیکه در این محاربه به آخوند حاجی و عیالش رو داده است و بلیاتیکه ایشان دوچار آنها شده‌اند و از جمیع اموال و اجناس خودشان که در قلعة گنجه بتاراج رفته است محروم مانده مفلس گشته‌اند، گنجایش تحریر ندارد. القصه، بعد از شکست لشگر ایران آخوند حاجی علی اصغر با عیال خود به شهر نخو آمده آرام گرفت و در اینجا در تربیت من کمال اهتمام مصروف داشت و زبان فارسی و عربی را به من خوب یاد داده حتی مرا بتکلم زبان عربی مثل طلاب لزگیة داغستان معتاد کرد.

در اول سال 1832 آخوند حاجی علی اصغر را سفر حج پیش آمد و مرا آورده در گنجه در نزد آخوند ملاحسین بخواندن کتب منطقیه و فقهیه گذاشته خودش عازم مکه شد.

تا این تاریخ من بغیر از خواندن زبان فارسی و عربی چیزی نمیدانستم و از دنیا بی‌خبر بودم و مراد پدر ثانویم این بود که من تحصیل علوم عربیه را تمام کرده در سلک روحانیون تعیش بکنم. اما قضیة دیگر رو داده باعث فسخ این نیت شد. تفصیل آن اینست:

در یکی از حجرات مسجد گنجه از اهل این ولایت شخصی مقیم بود میرزا شفیع نام که علاوه بر انواع و اقسام دانش خط نستعلیق را خیلی خوب می‌نوشت. این میرزا شفیع همانست که در مملکت غرمانیا سرگذشت و فضل او را در اشعار فارسیه بقلم آورده‌اند. من بفرمایش پدر ثانوی خودم هر روز پیش این شخص رفته مشق خط نستعلیق میگرفتم. تا اینکه رفته رفته میان من و این شخص محترم الفت و خصوصیت پیدا شد. روزی این شخص محترم از من پرسید: میرزا فتحعلی! از تحصیل علوم چه منظور داری؟ جواب دادم که می‌خواهم روحانی بشوم. گفت: می‌خواهی تو ریاکار و شارلاتان بشوی؟ تعجب کردم و حیرت نمودم که آیا این چه سخن است. میرزا شفیع بحالت من نگریسته گفت: میرزا فتحعلی عمر خود را در صف این گروه مکروه ضایع مکن، شغل دیگر پیش گیر.  (. . .)  و عاقبت تا مراجعت پدر ثانویم از حج میرزا شفیع جمیع مطالب عرفانیت را بمن تلقین کرد و پردة غفلت را از پیش نظرم برانداخت. بعد از این دو قضیه از روحانیت نفرت کردم و نیت خود را تغییر دادم و بعد از مراجعت پدر ثانویم از حج، به نخو برگشتم و باز چندی بخواند بعض کتب عربیه از آن جمله بخواندن کتاب «خلاصة الحساب» شیخ بهائی مشغول شدم. در این اثنا در شهر نخو مکتب روسی گشاده شد. به تجویز پدر ثانویم به خواندن زبان روسی میل کردم. یک سال در این مکتب زبان روسی را یاد میگرفتم. چون بزرگ شده بودم زیاده از یک سال نتوانستم که در اینجا مشغول تعلم بشوم. بعد از یکسال در تاریخ 1834 پدر ثانویم مرا برداشته به تفلیس آورد و به سردار روس بارون روزین عریضه داد و توقع کرد که مرا در دفترخانه خود بخدمت مترجمی السنة شرقیه بردارد و یک نفر از محرران روسی را نیز به تعلیم من مقرر فرماید تا که در زبان روسی دانش من قوت گرفته باشد. نمیدانم که بچه زبان از این سردار شکرگذاری بکنم. این امیر فرشته خصال ملتمس پدر ثانویم را فوراً قبول کرده التفاتها در حق من ظاهر فرمود که از وصف آنها عاجزم و از آن تاریخ تا امروز من در حضور سرداران قفقاسیه در منصب مترجم السنة شرقیه مقیم و از هر یک ایشان انواع التفاتها و مرحمتها دیده‌ام و فی الجمله اوضاع دارم و صاحب نشان کولونیلی شده‌ام. خاصه از جنرال فیلدمارشال قنیاز وارانصوف مرحوم شاکرم که بعد از بارون روزین ولی النعمة ثانوی من بود و بواسطة التفات این امیر کاردان و حکیم در من قابلیت تصنیف بروز کرد. شش قامیدیا یعنی تمثیل در زبان ترکی آذربایجانی تألیف کردم و معروضش داشتم. مورد تحسین زیاد و مشمول انعامات وافره آمدم. تمثیلاتم در تیاتر تفلیس، که احداث کردة این امیر فیاض است، درآوردند. از حضار مجلس تیاتر آفرینها و تعریفها شنیدم.

بعد از آن حکایت یوسف شاه را باز در زبان ترکی تصنیف کردم. این هفت تصنیف بزبان روسی ترجمه شده بچاپ رسیده است و در خصوص آنها تعریف نامه‌ها در ژورنالهای پطربورغ و برلین بقلم آمده است.

در سنة 1857 مسیحیه از برای تغییر الف‌باء اسلام در زبان فارسی کتابچه‌ای تألیف کردم و دلایل وجوب تغییر آنرا در این کتابچه باین نمودم. در سنة 1863 از ایمپراطور زادة افخم جانشین قفقاس غراندوف میخائیل اجازت حاصل کرده برای اعلان این خیال عازم اسلامبول شدم. جمیع مخارج سفر را حضرت غراندوف از خزینه مرحمت فرمود و وزیرش غروزینشترن بایلچی روس در اسلامبول کاغذ نوشت که در باب انجام مطالب من در نزد اولیای دولت عثمانیه لازمة تقویت معمول دارد.

کتابچة تغییر الف‌با را بمعرفی دراغامان ایلچی روس بصدر اعظم عثمانی فواد پاشا پیشنهاد کردم و تمثیلات ترکیه و حکایت یوسف شاه را نیز نشان دادم. کتابچه را در جمعیت علمیه عثمانیه بامر صدراعظم ملاحظه کردند و در هر خصوص مقبولش یافتند و تحسین نمودند و لیکن تجویز اجرایش را ندادند.

بعلت اینکه باز برای عمل چاپ در این کتابچة الف‌باء بواسطة اتصال حروف در ترکیب کلمات صعوبت مشاهده می‌شد. گفتم که در این صورت باید تغییر کلی کلمات بالف‌باء سابق اسلام داده شود. یعنی حروف الفباء اسلام نیز مانند حروف خطوط یوروپائیان باید مقطعه باشند و خط از طرف دست چپ بطرف دست راست نوشته شود و نقطه‌ها بالکلیه ساقط گردند و اشکال حروف از الف‌باء لاطینی منتخب گردد و حروف مصوته کلا در پهلوی حروف صامته مرقوم شوند، خلاصه الفباء سیلابی مبدل بالفباء آلفابتی شود. در قبول این رأی نیز علما و وزاری اسلامبول موافقت نکردند و عداوت وزیر مختار ایران مقیم اسلامبول میرزا حسین خان[5] نیز نسبت بمن مقوی عدم موافقت عثمانیان شد.

خلاصه بی‌نیل مرام از اسلامبول برگشتم و لیکن در دولت عثمانیه اگرچه خیالم در خصوص تغییر الفباء سابق اسلامبول مقبول نیفتاد اما بخودم نشان مجیدیه با فرمان تحسین در خصوص تغییر الف‌باء انعام کردند.

از میرزا حسین خان در اسلامبول مرارتها چشیدم که ذکر همة آنها باعث صدع است. مشارالیه سابقاً در تفلیس قونسول دولت خود بود و با من در باطن عداوت شدید داشته است. لیکن من از عداوت او غافل بوده و او را دوست خود پنداشته در خانة او منزل کردم. عاقبت عداوتش بروز کرد و در پیش جمیع وزرای عثمانیه مرا بدخواه دین و دولت اسلام نشان داد. از قراریکه معلوم شد سبب عداوتش این بود که من در تمثیلات ترکیه اخلاق و اطوار ذمیمة ایرانیان را هجو کرده‌ام، چنانکه شرط فن دراماست. چون مشارالیه فن درامارا و شروط آن را نمی‌فهمد و از علوم دنیا بالکلیه بی‌بهره است و بغیر از حیله‌گیری و تزویر و بخل و حسد و حرص و طمع قابلیت دیگر ندارد لهذا چنان قیاس میکند که این حرکت از بغص من نسبت بایرانیان ناشی شده است. بعد از بروز عداوتش از منزلش بیرون آمدم و در جای دیگر منزل کردم. بعد از معاودت خود به تفلیس در خصوص خیال الف‌با کتابچة دیگر بطهران فرستادم. در این کتابچه اشکال حروف را مقطعه قرار داده بودم و لیکن باز از ترس علما رسم خط را بسیاق سابق از طرف دست راست بطرف چپ نشان داده بودم. در طهران نیز باین خیال ملتفت نشدند[6] و این خیال الان در میان پروغریسیان و قونسور واتوران[7] اسلامبول مسئلة گفتگو و مایة مباحثه است.

دیگر در باب مسئلة الف‌با با اجازت بزرگان دولت خودم بصدر اعظم عثمانی عالی پاشا کتابچة دیگر از تفلیس فرستادم بانضمام کریتکا بخیالات و تصورات یک نفر از دانشمندان عثمانی سعاوی افندی نام که در خصوص عدم تغییر الف‌باء سابق اسلام بقلم آورده بود. این کتابچه نیز بی‌ثمر ماند.

در خصوص خیال الفبا منظومه‌ای در زبان فارسی گفته گذارش را در آن منظومه بیان نموده‌ام.  بعد از این ماجرا بتاریخ رضاقلی خان هدایت تخلص، که ملحقات روضة الصفا را تصنیف کرده است، کریتکای مختصر نوشته بطهران فرستادم و بعد از یک سال بیک قصیدة شاعر طهرانی سروش تخلص ملقب بشمس الشعرا کریتکا نوشته به آشنایان خودم در طهران ارسال داشتم. (. . .)  

الان سال عمرم از شصت گذشته است. از مرحمت دولت روسیه در خدمت مقرره مقیم و از حمایتش بهره‌مندم. یک نفر پسر دارم، یک نفر دختر. دخترم را شوهر داده‌ام. پسرم بیست ساله است و مراتب علم را در غمنازیة تفلیس تمام کرده زبان روسی و فرنگی را بسیار خوب میداند و بزبان فارسی و عربی نیز آشناست و در سنة 1874 در اول ایون برای تکمیل علوم باونی ویرسیتت[8] بلجیک رفته در آنجا به تحصیل علم مهندسی مشغول است.

بواسطة تصنیف کمال الدوله دوستان و هم رازان زیاد پیدا کردم. از آن جمله میرزا یوسف خان است که در آن اوقات در تفلیس از طرف دولت ایران قونسول بود و بعد از آن بوزیر مختاری دولت ایران در پاریس منصوب گردید. دیگر شاهزادة جوان مرگ جلال الدین میرزا ابن فتحعلی شاه قاجار بود که با من بنای دوستی و مکاتبت گذاشت و مرا الی غیر النهایه گرامی میداشت. افسوس که اجل امان نداد که دوستی من با این شاهزادة فاضل و مستجمع اوصاف حمیده و اخلاق جمیله چندی امتداد یابد. شاهزادة والانژاد در سنة 1870 در عین جوانی جهان فانی را بدورد کرد. دیگر آقا علی اکبر نام تبریزی مشهور به بابایوف بود که بعد از رفتن فرزندم به اونیویرسیتت بلجیک متصل هم جلیس من شده در مفارقت فرزندم مرا تسلیه بخش میگردید. از این آقا علی اکبر نام که آدم فهیم و باشعور و از عرفانیت بالکلیه خبردار و در مصاحبت خلیق و خوش رفتار و خوش گفتار است رضامندیها دارم که بتوصیف نمی‌گنجد و بنوعی نسبت باو انسیت پیدا کرده‌ام که اگر یک روزش نبینم در خاطر خود ملال و افسردگی مشاهده میکنم و علاوه بر این سه نفر، باز دوستان و هم رازان بسیار داشتم که نامیدن هر یک فرداً فرداً باعث تطویل است.

 

سواد تقریر جمعیت علمیّه عثمانیّه[9]

این رونوشت همراه یک نامه و یک رساله از رسم الخط آخوندزاده در تاریخ ١٢۴٧ ش نزد وزیر علوم ناصرالدین شاه، اعتضادالسلطنه،  فرستاد.[10]

پاسخ اولیای دولت ایران به آخوند زاده چون این بود :

«الیق و انسب آن است که میرزا فتح علی آخوند زاده در باب تغییر الفبای اسلام خیالات خود را به اولیای دولت عثمانیه معروض دارد، چون که در ابتدا ملاحظه ی این خیال در آن سلطنت شده است. ما ملت ایران اصلاً به تغییر الفبای خودمان محتاج نیستیم، به علت این که ما سه رقم خط داریم: نستعلیق، شکسته و نسخ که در حسن و رعنایی بالاتر از خطوط جمع ملل روی زمین است و ما هرگز این خطوط خودمان را متروک و خط جدید میرزا فتح علی آخوند زاده و یا ملکم خان را معمول نمی کنیم و نخواهیم کرد ».

   این رونوشت احتمالاً به خط فتحعلی آخوند­زاده ­باشد، امّا در املاء این رونوشت، یک غلط نیز وجود دارد، که جایی از متن، «مومی» الیه، را «مؤلف» املاء کرده، که احتمالاً یا سهوی بوده و یا ناشی از تفاوتی که ترکی استانبولی با ترکی قفقاز داشته، می­باشد. روی جلد رساله نوشته است:

 

صفحه اول از رساله سواد تقریر جمعیت علمیّه عثمانیّه

 متن ترجمه: [11]

رونوشت بیانیة انجمن علمی عثمانی

فتحعلی آخوندزاده، که در خدمت مرکز ترجمة زبانهای اسلامیِ جناب میشل غراندوق، قائم مقام بلند پایة «قوقاس» می‌باشد، این بار به درگاه همایونی آمده، به منظور حلّ مشکلات رسم الخط متداول در میان امت اسلامی، رسم الخط جدید خود را به حضرت سلطنت سنیّه معروض و تقدیم نموده، این رسم الخط نامبرده برای مطالعه و بررسی و اظهار نظر، به انجمن ما حواله شده، مذاکرات لازم انجام شد، نتیجة مذاکرات به محضر فرهنگ پرور حضرت صدارتپناهی عرضه شد. نیاز مبرمی که به اصلاح مشکلات عدیدة رسم الخط موجود احساس می‌شد، با این ادّعا که از  [ص1]  داغستان این تفکر پیدا شده، چندین برابر شد. تغییر دادن رسم الخط رایج در میان مسلمانان، که از سالیان متمادی متداول بوده، کار آسانی نیست. این کار موجب متروک شدن همة کتابهای موجود اسلامی خواهد شد.

ولذا به دنبال این تصمیم‌گیری، محذورات بزرگی پدید خواهد آمد و از پیشرفت آن جلوگیری خواهد شد. نتیجة مطالعات انجمن ما در بیانیّه‌ای به حضرت اشرف وکالت پناهی تقدیم گردیده و در مقاله‌ای که قبلاً در انجمن قرائت شده، به تفصیل بیان گردیده است. در اینجا به نقل رونوشت آن در زیر بسنده می‌شود:

رونوشت بیانیة انجمن علمی عثمانی، که در تاریخ 20 صفر 1280 به محضر حضرت وکالت پناهی تقدیم گردیده است.

از سوی سرهنگ فتحعلی آخوندزاده به محضر فرهنگ پرور حضرت  [ص2]  صدارت پناهی تقدیم گردیده، که به انجمن ما حواله گشته، پیرامون لزوم و محسّنات رسم الخط جدید مطالعه شده، در حضور میرزا فتحعلی نامبرده، در مرکز انجمن جلسة انجمن تشکیل شده، رسم الخط یاد شده بررسی گردیده، توضیحات لازم از پدید آورنده‌اش مطالبه شده، رسم الخط موجود در میان امّت اسلامی، هرگز به افادة مرام مساعد نیست و به قرائت منظور از آن لفظ وافی نمی‌باشد، زیرا هر کلمه‌اش به چندین صورت قرائت قابلیّت دارد.

این وضع همواره موجب بروز اشکال برای اهل مطالعه، به ویژه با کمبود افراد آشنا با خواندن و نوشتن در ممالک اسلامی می‌باشد.

رسم الخط جدید این محذورها را برمی‌دارد.

پذیرش این رسم الخط اساس کتابت را آسان می‌سازد و موجب نشر معارف در میان همگان خواهد شد. نظر ما این است که این اصلاح تأثیر مهمی در نشر معارف خواهد داشت و هیچ ربطی به امور دینیّه نخواهد داشت،  [ص3]  زیرا رسم الخط در دوران اسلامی چندین بار دگرگون شده است و لذا پذیرش رسم الخط جدید هیچ محذور شرعی ندارد، بلکه فوائد و محسّنات فراوان دارد.

البتّه تحصیل رضایت عمومی به هنگام اصلاح و تغییر بسیار مشکل خواهد بود، چنانکه خودش به آن اعتراف دارد. ولی در آینده با انتشار این رسم الخط فوائد مترتّب بر آن مشاهده خواهد شد.

فعلاً فقط اجازه داده شود که این رسم الخط به عنوان یکی از خطوط اسلامی مطرح شود و به این افتخار مفتخر گردد. در آن جلسه و در نشست هفتة بعد که در غیاب پدید آورنده برگزار شد، این موضوع از سه جهت مورد بررسی قرار گرفت:

1)     آیا رسم الخط فعلی نیاز به اصلاح و اکمال دارد؟

2)     در صورت پذیرش رسم الخط جدید، آیا این پدیده برای رسیدن به همة اهداف مورد نظر کافی می‌باشد؟

3)     آیا انجام این اصلاحات و تعمیم آن امکان پذیر است؟

این مسائل به ترتیب جدا جدا مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت. [ص4]  برخی از اعضاء در مورد اولین موضوع که آیا اصلاحات لازم است یا نه؟ تردید داشتند و ضرورت چنین اصلاحاتی را قبول نداشتند و معتقد بودند که این اصلاحات و تعدیلات موجب اخلال در قواعد اساسی زبان عربی خواهد بود.

آنها می‌گفتند: دولت‌هایی که در بغداد و اندلس تشکیل یافتند با همین رسم الخط موجود، علوم و معارف را فرا گرفتند و با همین حروف بر همة ملل جهان تفوّق یافتند.

ولذا این ادّعا که رسم الخط قدیم مانع ترقّی و پیشرفت می‌باشد، کاملاً بی‌اساس و بی‌پایه است.

ولی اکثریت اعضاء این نظر را رد کردند و گفتند: دانش آموزان ابتدائی ما چندین سال به مکتب می‌روند، از خواندن صحیح کتابهای ساده و روان ناتوان هستند، در حالی که در اروپا با آموزش رسم الخط جدید با متد صحیح در چندین ماه آن را به بهترین وجهی فرا می‌گیرند.

اگر تحصیل کرده‌های ما بتوانند متنی را با قرینة سیاق و سباق صحیح بخوانند، باز هم این کار خالی از زحمت و مشقت نمی‌باشد. [ص5]  با توجّه به وجود اسامی نامأنوس در نامهای کسان و اماکن، بدون راهنمائی تلفظ صحیح آنها، لزوم اصلاح و تعدیل در رسم الخط فعلی را بدیهی می‌نماید، تا جایی که نیازی به بررسی و مطالعة آن در جلسات انجمن ما در کار نیست. این موضوع در اوایل تشکیل این انجمن با اتّفاق آراء پذیرفته شده، مقاله‌ای در همین رابطه توسط منیف افندی در تاریخ 13 ذیقعدة 78 (1278 ق) قرائت شده است. از این رهگذر از موضوع نخست صرف نظر نموده به موضوع دوّم منتقل شدیم که:

آیا رسم الخط ارایه شده از سوی آخوندزاده برای رسیدن به مقصود کافی است یا نه؟

رسم الخط ارایه شده با دقت کامل بررسی شد، سهولت تحریر آن، با حذف نقطه‌های حروف قدیمی و وضع علامت‌های متصله و اختراع برخی از حرکات جدیده برای تلفّظ صحیح کلمات و قرار دادن آنها در ضمن حروف مکتوب طبق روال ملل بیگانه،  [ص6]  و کافی بودن برای قرائت صحیح همة کلمات، با تعدیلات پدید آورنده (آخوندزاده) در برخی از حروف قدیمی، و اختراع اَشکال جدید به صورت مقبول، شایان تحسین و تقدیر شناخته شد.

همانگونه که در نزد ارباب فضیلت معلوم است، رسم قدیم چاپ مشکلات فراوان داشت و آن یکی از علل طرح لزوم تعدیل در رسم الخط بود.

با توجه به مشکلات فن چاپ نیز این اصلاحات ضروری به نظر می‌رسد.

اما در مورد تصمیم‌گیری پیرامون اصلاحات و تعمیم این تعدیلات، ما نیز همانند پدید آورنده معتقد هستیم که انجام چنین کاری بسیار مشکل می‌باشد.

در نشست‌های انجمن ما، با اعتراف به فوائد فراوان و محسّنات بسیار این اصلاحات، با توجّه به مشکلات  [ص7]  عظیم، اجباراً فعلاً از اتّخاذ تصمیم صرف نظر می‌شود. آخوندزاده به دلایل فوق فعلاً در صدد تعمیم این ایده و عقیده نیست. او فقط می‌خواهد که این رسم الخط نیز در ردیف دیگر خطوط اسلامی قرار بگیرد.

برآوردن این تقاضا رهین الطاف عالی و عنایات خاص حضرتعالی می‌باشد.

شیوة رسم الخط جدید، اگر برای برطرف کردن همة مشکلات موجود کافی نباشد، باز هم مساعی جمیله و اهتمام بلیغ پدید آورنده (آخوندزاده) شایستة تقدیر و شایان ستایش می‌باشد.

همة تئاترها و داستان‌سرایی‌های ایشان مورد دقّت قرار گرفت، همة آنها به منظور تضعیف و نقد اندیشه‌های باطلی که در ممالک شرقی منتشر شده، تدوین یافته است و خود مباحث حکیمانه‌ای را در بردارد و مطالعة آنها به لطف پروردگار مفید خواهد بود. این‌ها از سوی انجمن ما به زبان عثمانی تبدیل شده، در آینده به چاپ و نشر آنها اقدام خواهد شد. [ص8]

مؤلف به 4-5 زبان از زبانهای شرقی و غربی تسلّط کامل دارد و اهتمام خاصّی که به نشر معارف نشان می‌دهد، برای این خدمت به میهن و انجام این فتوّت شایستة توقیر و احترام است.

 از این رهگذر انجمن ما کسب آشنایی و ایجاد الفت با ایشان را موجب مسرّت و افتخار می‌داند، تا در نظر آن وکالت پناهی چقدر مقبول افتد، که در هر حال امر و فرمان منوط به آن صاحب فرمان می‌باشد.

 متن مقالة قرائت شده، توسّط منیف افندی،

در تاریخ 13 ذیقعدة 1278 پیرامون موضوع مزبور، در انجمن علمی عثمانی.

انجمن ما قوی‌ترین و مهم‌ترین وسیلة رسیدن به مقصد خود را امروز به محضر شما معروض داشته و بیان نموده است. پیشاپیش نظر عالی را به این نکته  [ص9]  جلب می‌کنم که فعلاً اصلاح همین رسم الخط موجود برای تسهیل در آموزش خواندن و نوشتن منظور می‌باشد. میزان مشکلات رسم الخط موجود در آموزش بر صاحبان دقت معلوم است. به ویژه کسانی را که با رسم الخط ملل مختلف آشنایی دارند، که اگر از باب: «الأشیاء تنکشف بأضدادها» مقایسه‌ای در میان آنها انجام دهند، دشواری آن روشن‌تر می‌شود.

با توجه به این که در رسم الخط موجود علامت گذاری (اعراب) مرسوم نشده، هر واژه‌ای به چندین شکل قابلیت قرائت دارد. برای رفع این مشکل اگر اعراب مرسوم در عربی، در فارسی نیز معمول شود، باز هم مقصود حاصل نخواهد شد.

اگر ارباب فضیلت هر متنی را در دست می‌گیرند، با کمال سرعت و سهولت آن را می‌خوانند، حصول چنین ملکه‌ای از کثرت ممارست به دست آمده است. [ص10]  تازه آن هم در مورد واژگانی است که با مفاهیم آنها انس و الفت موجود است. امّا در مورد مطالبی که مفاد آنها مجهول باشد، یا در مورد اسامی نامأنوس، تلفظ صحیح آنها غیر ممکن می‌باشد.

مثلاً واژة «اُون» که یک واژة ترکی است و فقط از سه حرف تشکیل یافته، به شش صورت قابل تلفّظ می‌باشد. البتّه در این موارد با قرینة سیاق و سباق ممکن است معنای مورد نظر معلوم شود، ولی أعلام و اسامی نامأنوس، که قرینه‌ای در کار نباشد، هرگز تلفّظ صحیح آن‌ها از روی نوشته معلوم نخواهد بود.

با توجّه به این که در رسم الخط موجود، کتابت أعلام که اسامی خاص می‌باشند، با دیگر واژگان از نظر شیوة نگارش فرقی نمی‌باشد، و لذا در قرائت صحیح آنها بر ارباب مطالعه مشکلاتی وجود دارد که بر کسی پوشیده نیست. مشکلات موجود در فرا گرفتن قرائت و کتابت به اینها منحصر نیست. شیوه‌ای که از یکی دو سدة پیش  [ص11]  اتّخاذ شده، واژه‌ها با شیوة ترکیبی فارسی و عربی مختلط شده، تحصیل کتابت در حدّ افادة مرام بی‌نهایت دشوار شده است.

پیروز آمدن بر این دشواری‌ها زمان طولانی می‌طلبد، مقدار عمری که برای فرا گرفتن آن مناسب است، کفایت نمی‌کند. از این رهگذر بیشتر اهالی ممالک محروسه، از حدّ اقل خواندن و نوشتن، به عنوان یک ضرورت زندگی و وسیلة رسیدن به کمالات لازمه محروم می‌باشند.

اگر چه کمبود وسائل تسهیل در این باب مؤثر می‌باشد، ولی بدون تردید کمبود افراد آشنا با خواندن و نوشتن عامل اصلی می‌باشد.

به جهت نبود این مشکل در رسم الخط اروپائیان اصول آموزش تا حدّ ممکن تسهیل شده، یک کودک هفت ساله به خوبی خواندن و نوشتن را فرا می‌گیرد.  زن و مرد، خرد و کلان، حتی کارگر و کشاورز، خواندن و نوشتن را در حدّ افادة مرام فرا می‌گیرد. [ص12]  در مقابل مشکلات رسم الخط ما، برای تربیت عمومی مشکل جدی ایجاد نموده است. زیرا صنعت چاپ که قویترین وسیلة نشر معارف است، به سان دیگر ملت‌ها در دسترس نمی‌باشد.

ملل اروپایی فقط به تعداد حروف تهجّی 30 – 40 رقم حرف دارند، که همة خواسته‌های خود را به وسیلة آنها می‌‌نویسند و به چاپ می‌رسانند. ولی اگر ما بخواهیم کتابی را مثلاً با حروف نسخ چاپ کنیم، باید حدّ اقلّ از 500 رقم شکل استفاده کنیم و برای تحشیه و تعلیقة آن به دو سه برابر آن نیاز است، چنانکه بر ارباب فن پوشیده نیست.

اینک برای رسیدن به نشر فنون قضیّة خیریّة مورد نظر، رفع این مشکلات از سر راه کتابت ضروری به نظر می‌رسد.

برای رسیدن به این مقصود دو راه وجود دارد:

1) واژگان به همان شکل موجود باقی بماند، جز اینکه  [ص13]  بر روی کلمات یک سلسله علایم جدید نهاده شود.

2) واژگان با حروف مقطّعه نوشته شود، ولی همانند زبانهای خارجی، حرکات در ضمن حروف نوشته شود.

راه اوّل اگرچه برای رسیدن به مقصود کافی به نظر می‌رسد، ولی قرار دادن حرکات در زیر یا روی حروف، با توجّه به این که معمولاً مشخّص نمی‌شود که آیا این حرکات مربوط به سطر بالاست یا سطر پایین، یک تشویش ذهنی ایجاد می‌کند. اصحاب چاپ باید با مشقت فراوان و تفکّرات زیاد تشخیص بدهند که این حرکات به سطر بالا مربوط است یا سطر پایین.

ولی با راه دوّم این مشکلات و تکلّفات برطرف می‌شود، برای آموزش خواندن و نوشتن و برای چاپ کتاب مشکلی پیش نمی‌آید. و لذا راه دوّم بر راه اول برتری روشن دارد.

این شیوة نگارش، با تفاوت اساسی که با رسم الخط موجود دارد، در مقام اجرا، برای تحصیل مقبولیّت  [ص14]  همگانی، با موانع بزرگ مواجه خواهد شد. ولی صاحبان عقل سلیم فوائد و محسّنات بی‌نهایت آن را خواهند پذیرفت، در حسن پذیرش آنها تردیدی نیست. آنها جزوه‌ها، رساله‌ها و کتابهای کوچکی با این الفباء چاپ و منتشر خواهند کرد.

تأثیر سریع و زیبای این رسم الخط در مکتب‌ها مشاهده خواهد شد.

با فرا گرفتن کودکان، با مرور زمان در نزد همگان مقبول افتاده، شایع و منتشر خواهد شد.

[ص15]

 

رونوشتِ                           طغرای سلطان عبدالعزیز خان

فرمان ذیشأن بلند جایگاه سلطانی و طغرای غرّای جهان ستان خاقانی این است که:

شیوة رسم الخط جدید میرزا فتحعلی آخوندزاده، که در خدمت ترجمان فرمانداری السنة شرقی قفقاز می‌باشد و از فضلای مشهور داغستان است، در گذشته به پایتخت آمده، رسم الخط اختراعی و کتاب مدوّن خود را ارایه داده، اهتمام بلیغ وی به نشر معارف، از نظر هیئت پادشاهی شایان تحسین قرار گرفته، فرمان ملوکانة ما به اعطای نشان رتبه چهارم صادر شده، یک قطعه نشان پادشاهی مجیدی اعطاء شده و این لوح تقدیر گرانقدر شهریاری صادر و اعطاء شده است.

تحریر: در اواخر ربیع الاوّل سال 1280، در محروسة قسطنطنیّه

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩۱/٦/٢٩

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی