کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
تاریخچه تغییر خط در ایران by: کاظم استادی

تاریخچه اندیشه تغییر خط در ایران

کاظم استادی

 (این مقاله در نشریه آیینه پژوهش منتشر شده است. برای اطلاع دقیق و استفاده از پاورقی ها منابع و تصاویر، به اصل مقاله رجوع کنید)

 مقدمه

بسیاری تصور می­کنند که بحث تغییر خط فارسی، مستقیماً از پی گیری و تلاشهای فتحعلی آخوندزاده، آغاز شده است. و یا هیچ تحلیلی نسبت به عوامل و دلایل ایجاد ایده تغییر خط، ارایه نمی­دهند و پاسخ­گوی سوالاتی از این دست نیستند:

بحث تغییر خط چرا ایجاد می شود؟ و آیا با وجود این عوامل تغییر خط الزامی است؟

چرا اندیشه تغییر کامل خط عربی در قرن سیزدهم و چهاردهم نمایان شده است؟

سیر جغرافیایی اندیشه تغییر خط چگونه بوده است؟

آیا بحث تغییر خط در ایران، از زمان فتحعلی آخوندزاده آغاز شده است؟ یا در دوره های قبل از آخوندزاده تا قرن اول هجری نیز وجود داشته است؟

چرا آخوندزاده به فکر تغییر خط فارسی افتاد؟ و آیا او واقعاً اولین نفر بوده  است؟

چرا پیشگامان فعّال در عرصه تغییر خط، همه در خارج از کشور بوده اند؟

چرا طبقه روشنفکر و غرب گرا، ابتدا به فکر تغییر خط افتاده­اند؟

چه گروه هایی با تغییر خط مخالفند و چرا؟

چرا تلاش برای تغییر خط در ایرانِ قرنِ سیزدهم، به ثمر نرسید؟

و سؤالات بسیاری دیگر.

همانطور که می­دانید، خط با دلایل گوناگونی، همانند : تغییر حکومت، تغییر ابزار نگارش، ورود تکنولوژی، معایب خط، نفوذ فرهنگ جدید و تغییر زبان علم ، تغییر می­کند. این دلایل هر کدام به تنهایی و یا با هم، می توانند علت تغییر خط در کشوری و یا منطقه ای شوند.

به طور حتم اگر موضوع تغییر خط، فارغ از تغییر حکومت­ها در نظر گرفته شود، نمی­تواند زمان معین و روشنی به همراه داشته باشد؛ چرا که عوامل ایجاد کننده آن، اتفاقات لحظه ای نیستند. ابداع خط و کاربرد آن، از جمله­ی اختراعات تدریجی هستند که به مرور زمان تکمیل و یا تغییر پیدا می­کنند. [1]

بنابراین ، تغییر خط در ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. و موضوع تغییر خط در آن دارای تاریخچه­ای طولانی است؛ که به بخش عمده­ای از آن اشاره می­کنیم.

 خط ایرانیان پیش از اسلام

پیش از اسلام و چیرگی مسلمانان بر ایران، زبان و خط ایرانیان پهلوی بود. روی هم رفته، آنچه زبان پهلوی نامیده میشود رشته‌های زبان فارسی میانه را از زمانیکه زبان پارسی باستان فراموش شده تا هنگامیکه الفبای عربی در ایران بکار رفته و فارسی کنونی پدید آمده است، در بردارد. خط پهلوی که نوشته‌های لهجه‌های دوره اشکانی (پهلوی حقیقی) و ساسانی (پارسیک) بدان نوشته می­شده، از آرامی که از خانواده خطهای سامی است گرفته شده و یکی از دشوارترین و پیچیده‌ترین خطهای جهانست.

در فرجامین سالهای دوره ساسانی، دانشمندان و موبدان بعلت دیگر گونیهایی که در زبان ایرانیان روی داده بود، و بیم آن میرفت که «اوستا» کتاب دینی ایرانیان زردشتی، که از نادانیهای اسکندر زیان بسیار دیده بود، دستخوش این دیگرگونیها و فراموشیها گردیده و بازمانده آن نیز پاک از میان برود، بر آن شدند که اوستا را از این گرداب بیمناک و همچنین از غلط خوانی (از دیده تجوید و قرائت) رهانیده و خط رسا و درستی که همه صداهای زبان اوستا را در برداشته و بتوانند با آن زبان اوستا را چنانکه هست بنویسند، پدید آورند. از این رو برای صداهایی که در خط پهلوی نماینده نمیداشت (مانند زبر و زیر و پیش خط کنونی که نمی‌نویسند ولی میخوانند) و چند صدای دیگر که در زبان اوستا بود، ولی در زبان و خط پهلوی نبود، نشانه‌هایی پدید آورده، بخط پهلوی افزودند و بدینسان خط اوستایی یا «دین دبیره» را که یکی از رساترین و بهترین خطهای جهانست پدید آوردند.

ولی باید دانست این خط تنها ویژه‌ی نوشته‌های اوستایی بوده و دیگر کتابها و نامه‌ها و سنگ نبشته‌های این دوره همگی با خط پهلوی بوده است.[2]

 چگونه خط پهلوی جای خود را بخط کوفی داد؟

 چون مسلمانان بر ایران چیره درآمدند و با شکست ایرانیان در جنگ فتح الفتوح، اسلام باین سرزمین راه یافته و جای کیش پیشین ایرانیان را گرفت، خط کوفی که خط کتاب آسمانی دین اسلام بود و با آن پشتیبانی می­شد در زمانی نزدیک به دویست سال، خط پهلوی را پس زده و جای آنرا گرفت، و چون تا اندازه‌‌‌ای آسانتر و بهتر از خط پهلوی می‌بود، بزودی جایی برای خود باز کرده و خط پهلوی را برای همیشه از میدان بدر برد، و از آن پس همه نوشته‌های ایرانیان و زبان فارسی با خط «کوفی» و خط «نسخ» که هر دو از خطهای باستان عربها بود، نوشته می­شد. و خط پهلوی تنها ویژه موبدان و زردشتیانی که باسلام نگرویده بودند و همچنین پارسیان هند، گردیده و نیمه جان باز ماند؛ تا در سده‌های هفتم و هشتم هجری برای همیشه از رده خطهای زنده جهان بیرون رفت.[3]

خط عربی نیز تا سال 146 هجری چندین تغییر را پذیرا شد. اما فعلاً از سر مسامحه، از تغییرات خط عربی تا قرن هشتم هجری و نیز تغییر خط فارسی از خط نسخ به نستعلیق می­گذریم.[4]

اما برای روشن شدن سوالاتی که در ابتدای مقاله، طرح شد و اینکه آیا واقعاً بحث تغییر خط از قرن سیزده آغاز شده است یا نه، لازم است مقدماتی را برای ترسیم فضای بهتر بحث از قرن هشتم هجری به بعد، بیان کنیم تا سیر تاریخی استدلال­ها منطقی شوند.

اگر صبور باشید و همراه ما بمانید، خواهید دید که اکنون، خط تابعی از تکنولوژی است. بنابراین، حرکت صعودی تکنولوژی را شاید بتوان موقتاً کند یا منحرف کرد، ولی این حرکت در طول زمان به سیر مستقیم خود دوباره ادامه می دهد. و همانند آب جاری ، کوتاه ترین مسیر را برای خود انتخاب می­کند.


زمینه­های پیدایش تفکر تغییر خط در قرون اخیر

 مقدمه

پس از شکست مسلمانان­اندلس در سال 1492 میلادی، اسپانیا بار دیگر به دست مسیحیان افتاد . در همان سال قاره­ی آمریکا کشف شد و سیل ثروت آن روانه­ی اسپانیا گردید.

 در کشور ایران نیز، همزمان، در دوران صفویه ایران، به اوج اقتدار خود رسیده بود. از قندهار تا بخارا و از گرجستان تا نجف و بصره و تمامی اراضی فعلی ایران ، قلمرو ایران بود. تشکیل دولت صفوی در آغاز قرن دهم هجری قمری (شانزدهم میلادی) از نظر بسیاری از مورخان و پژوهشگران ، رویدادی مهم و تعیین کننده در تاریخ ایران به شمار می آید؛ زیرا اوضاع ایران پس از این رویداد نسبت به قبل از آن به میزان قابل توجهی تغییر یافت.

با روی کار آمدن شاه عباس اول و به دنبال اقدامات او، وضع دگرگون شد . وی به کمک مشاوران و سپاهیان وفادار خود ، ایران را به صورت کشوری یکپارچه و متحد درآورد ؛ با یک رشته لشگرکشی­های پی در پی، امیران سرکش قزلباش را سرکوب کرد و نظارت دولت بر کشور را گسترش داد.

در پی این اقدامات ، امنیت برقرار شد و فعالیت های بازرگانی، کشاورزی و صنعتی رونق گرفت. اما بدلیل نبود ارتباطات مناسب و دوری مسافت، صنعت چاپ که در قرن نهم هجری در آلمان توسط گوتنبرگ، پدید آمده بود و پس از پنجاه سال، سراسر اروپا را فرا گرفته بود، هنوز به ایران راه نیافته بود. امّا از آن سو در این دوران، خطاطی ایرانی به اوج رسیده بود. و تازه خط نستعلیق رواج یافته بود.

 1- ورود صنعت چاپ به ایران

هنگامی که صفویان در ایران به قدرت رسیدند ، چندین سال از بیدار شدن اروپاییان از خواب گران قرون وسطایی می گذشت و کشورهای اروپایی، شتابان به سمت دگرگونی و پیشرفت حرکت می کردند. قرن دهم هجری / شانزدهم میلادی ، اوج نهضت پروتستان و رنسانس در اروپا و از سوی دیگر ، آغاز تکاپوی استعماری غرب در سرزمین های دیگر بود. در این دوران صنعت چاپ پیشرفتهای چشمگیری پیدا نموده بود، و هر روز حروف های جدیدی برای الفبا در اروپا طراحی می­شد. در  همین دوران تازه خط شکسته نستعلیق داشت رواج پیدا می­کرد. و از صنعت چاپ در سراسر  ایران خبری نبود. [5]

اما در ایران، پس از مرگ کریم­خان ، جنگ داخلی سراسر کشور را فرا گرفت و در گوشه و کنار ایران بار دیگر مدعیان قدرت به رقابت و نبرد با یک دیگر پرداختند. بدین ترتیب، دوره فرمانروایی زندیان بر ایران به پایان رسید و حکومت خاندان قاجار تأسیس شد.

در اوایل قرن سیزدهم هجری، یعنی چند سال بعد از درگذشت کریم خان زند و آغاز کار محمد خان قاجار، انقلاب فرانسه در اروپا روی داد؛ در پی آن حوادث شگرفی مانند ظهور ناپلئون و جنگهای پیاپی او، جنبش توده­ها و پیشرفت فن جنگ و پیدایش اسلحه و ابزار نو و مانند آنها رخ داد. دولتهای بزرگ و نیرومندی در جهان پدید آمد و اساس حکومتهای ملی در کشورهای اروپای برقرار گردید. مردم و دربار ایران نه تنها از این پیشامدها و دگرگونیها تکان نخوردند، بلکه آگاهی درستی از آن نهضتها هم به ایران نرسید. و کشور ایران باز مدتها راه و رسم زندگی دیرین خود را همچنان در پیش گرفت.

اما وقوع جنگ میان ایران و روس و شکست ایران و تأمل در علل این شکست­ها ، شماری از ایرانیان را بیشتر متوجه تحولات کشورهای اروپایی کرد. و توجه عده ای را به عقب­ماندگی و ناتوانی کشور جلب کرد.

جنگ با روسیه و رفت و آمدهای نظامی و میل شدید عباس میرزا، فرزند فتحعلی شاه، به اخذ و ترویج فنون و صنایع جدید اروپا، راه ورود تمدن غرب را به ایران باز کرد.

در این دوره ایرانیان با اروپا خوب آشنا شدند. با این آشنایی، در آغاز حکومت قاجاریه با فرستادن نمایندگان و مأموران رسمی دولتی و اعزام عده­ای به عنوان دانشجو برای کسب علوم و فنون به اروپا ؛ این افراد علاوه بر اینکه خود تحت تأثیر تمدن کشورهای اروپایی قرار گرفتند؛ اغلب ، پس از بازگشت با نوشتن سفرنامه هایی افراد دیگر را هم در جریان تحولات اروپا قرار می دادند.

سیاست کشورهای اروپایی، که زاییدة منافع اقتصادی آنان بود، در اوضاع اجتماعی ایران تأثیر بخشید و ورود هیئتهای سیاسی و لشکری و اقداماتی که برای اصلاح سپاه ایران صورت گرفت، و برقراری ارتباط مستمر با اروپا تخم افکار نو را در سرزمین ایران پراکند.

نهضت تجدد خواهی نیز از آذربایجان، که با روسیه و عثمانی هم مرز و به اروپا نزدیکتر است، شروع شد و تبریز مرکز مهم فعالیتهای نظامی و سیاسی ایران گردید و کم کم شاگردان جهت فرا گرفتن علوم به انگلستان، و کارگران برای آموختن صنایع به روسیه اعزام ­شدند، و کارخانه‌های توپریزی و باروتسازی و پارچه بافی احداث گردید. ، و به تأسیس چاپخانه و تألیف کتب و ایجاد روزنامه همت گمارده شد.

 عباس میرزا و مشاور دانشمند او، قائم مقام فراهانی، از نخستین کسانی بودند که با پی بردن به عمق و علت عقب ماندگی ایران، در صدد جبران آن بر آمدند . یکی از اقدامات مهم عباس میرزا در زمینه نوگرایی و تجددخواهی، اعزام هفت دانشجو به انگلستان برای تحصیل علوم و فنون جدید بود. [6] بعضی از این دانشجوها در بازگشت به وطن به کارهای مهمی دست زدند؛ از جمله ، یکی از آنان به نام «میرزا صالح شیرازی» اولین چاپخانه دولتی را به راه انداخت و نخستین روزنامه را به نام «کاغذ اخبار» در سال 1253 قمری منتشر کرد.

 تغییر اوضاع اجتماعی در ایران و شکستهای ایران از روسیه

فتحعلی شاه در نتیجة جنگها و خونریزیهای عموی خویش و دشمنان سرسختی که از این راه پیدا کرده بود، در سی و هفت سال پادشاهی خود، همیشه گرفتار حوادث داخلی و خارجی بود.

روسها که به تدریج در ماورای حدود شمالی ایران پیشرفت می‌کردند، ابتدا گرجستان را از ایران منتزع کردند و بعد به فکر سایر امیر نشینهای قفقاز افتادند. ایران، که از الحاق گرجستان به روسیه ناراضی بود، خود مقدمات جنگ را فراهم کرد و امیدوار بود که دولت انگلیس در جنگ با روسیه به یاری او برخیزد. در سال 1219 هـ.ق نخستین جنگ روس و ایران درگرفت.

 و پس از نه سال جنگ بیهوده، نه تنها گرجستان، بلکه هشت ایالت دیگر نیز از دست ایران رفت و حق کشتیرانی در آبهای ساحلی دریای خزر هم از کشور ایران سلب گردید.[7]

پانزده سال بعد، به بهانة اختلاف مرزی، بار دیگر، جنگ در میان ایران و روسیه درگرفت، اما باز انگلیسیها از رساندن کمک خودداری کردند و در میان دو دولت به میانجیگری پرداختند. ایران در این جنگ هم شکست خورد و ایروان و نخجوان و بقیة اراضی ماورای رود ارس از پیکر او جدا شد و بار سنگین خسارات و غرامات اردوکشی به دوش او افتاد و این جنگها و شکستها نفوذ روس را در ایران تحکیم و حق کاپیتولاسیون را برای اتباع روس و بعدها برای خارجیان دیگر تثبیت کرد.[8]

عباس میرزا، نایب السلطنه، در سال 1249 هـ.ق در خراسان وفات کرد و سال بعد پدرش، فتحعلی شاه، در اصفهان درگذشت. محمدشاه، فرزند عباس میرزا، که از سال 1250 تا 1264 هـ.ق چهارده سال بر کشور ایران پادشاهی راند.

در دوران سلطنت کوتاه این پادشاه نتایج شوم عهدنامة گلستان و ترکمن چای و عوارض جنگهای بدفرجام ایران و روس بروز کرد. رقابت بیگانگان بر سر تحصیل نفوذ در ایران قوت یافت.

محمدشاه در سال 1253 هـ.ق، به امید حمایت روسها به خراسان لشکر کشید و شهر هرات را در محاصره گرفت. اما در نتیجة کارشکنیهای مأموران بریتانیا این جنگ و لشکرکشی به نتیجه نرسید و شاه ایران به واسطة رفتار خصمانه و تهدید آمیز دولت انگلیس، پس از نه ماه محاصرة این شهر، عقبنشینی کرد. سال بعد به پایتخت بازگشت و افغانستان به دلخواه انگلیسیها از پیکر ایران جدا شد.

بقیة دوران سلطنت محمد شاه مصروف خواباندن فتنه ها و آشوبهایی بود که به دست عمال داخلی و تحریک سیاست خارجی، هر دم در گوشه و کنار کشور پدید می‌آمد.

در همین دوران، چهارمین پادشاه قاجار ، ناصرالدین شاه، فرزند محمد شاه که نزدیک به پنجاه سال بر ایران حکومت کرد، به پادشاهی رسید. در زمان او ، روابط ایران با کشورهای اروپایی توسعه یافت[9]  و در نتیجه ، ایرانیان از پیشرفتهای اقتصادی و سیاسی اروپایی­ها بیشتر آگاه شدند. [10]  

گسترش مناسبات با اروپا پیامدهای متفاوتی در ایران داشت. یکی ، موجب افزایش آگاهی مردم ایران و تمایل آنها به ایجاد اصلاحات و تغییرات اساسی در اوضاع سیاسی و اداری کشور شد. این تمایل و خواست همگانی زمینه ساز بروز جنبش های مردمی متعددی شد .

از همین روزها بود که جستجو و پژوهش درباره شوند و انگیزه پسماندگی و ناآگاهی و زبونی شرقیان بویژه ایرانیان و پیشرفت و چیرگی اروپاییان، در میان مردان نیکخواه و دانا و گروه دانشمندان و نویسندگان ایران آغاز گردید، اندیشه‌ها بکار افتاده، خامه‌ها بنوشتن آغاز کرد، و هر کسی بفراخور دانش و آگاهیهای خود دردهایی یافت و داروهایی نمود. [11]

3 -  اصلاحات در ایران

در دوره ناصر الدین شاه، اصلاحاتی در ایران آغاز شد. که به دنبال اصلاحاتی بود که در دولت عثمانی اتفاق افتاد بود.

میرزا تقی‌خان فراهانی، مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظم‌های ایران در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار بود. اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او ادامه یافت. مدت صدارت امیر کبیر ۳۹ ماه (سه سال و سه ماه) بود.

  1. وی مؤسس دارُالفُنون (به تقلید از دولت عثمانی،) بود که برای آموزش دانش و فناوری جدید به فرمان او در تهران تأسیس شد.
  2.  همچنین پس از روزنامه «کاغذ اخبار» ، امیر کبیر روزنامه « وقایع اتفاقیه» را در سال 1267ق منتشر کرد.[12]
  3. دستور ترجمه کتاب های مهم اروپایی و انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه، ( باز به تقلید از کشور عثمانی).

 در دوران آغاز اصلاحات، کسان بسیاری چاره اصلاحات را در «سواد» دانسته و همیشه چنین می­گفتند و می‌نوشتند: «باید مدرسه باز کرد و مردم را باسواد گردانید. مردم اگر باسواد باشند حدود و حقوق خود را می­شناسند و همه این گرفتاریها رفع می­شود» و نیز می­گفتند چون مردم خواندن و نوشتن را بیاموزند و اندکی از دانشها را فرا گیرند خود خواهند توانست از این ناآگاهی و زبونی بدر آیند و در راه پیشرفت افتند.

چون نخستین کار در دبستانها و در راه باسواد کردن مردم، یاد دادن الفبا به خردسالان و کودکان است، از اینرو گروهی از این دسته، توجه بیشتر خود را به خط و الفبا برگردانیده و آنرا نارسا و معیوب و پیچیده یافتند[13] و آموختن آنرا بکودکان و خردسالان با آن مغزهای کوچک و اندیشه‌های ساده، کاری بس دشوار دیدند و بآرزوی «تغییر خط» و «اصلاح الفبا» افتادند و از همین جا بود که این اندیشه پدید آمد و پیشرفت یافت و کسان بسیاری در پیرامون آن آغاز بنوشتن و گفتن کردند.

 همچنین، کسانی از ایرانیان و دیگران، چون به اروپا رفته و پیشرفت کشورهای قانونی آنجا را می‌دیدند، آن پیشرفت را همه از بودن قانون دانسته، و پس ماندن ایران و دیگر کشورهای آسیا را از نبودن آن می­شمردند، و این بود کسانی از آنان از حاجی میرزا حسین خان سپهسالار و میرزا ملکم خان و میرزا علیخان امین الدوله و دیگران می­کوشیدند که در ایران نیز قانون حاکم باشد.

با پی گیری های میرزا حسین خان سپهسالار که دوران وزارت، صدارت و سپهسالاری او نزدیک به 9 سال طول کشید ، بخشی از آخرین اصلاحات در ایران انجام پذیرفت.

شاید بتوان گفت، گونه‏ پست‏تر همان اصلاحات عثمانی، توسط میرزا حسین‏خان سپهسالار، که در دوران دوازده ساله سفارتش در اسلامبول (1275 - 1287 هـ.ق) ؛ در دل عصر تنظیمات عثمانی، با رجال برجسته تنظیمات آشنا و  از اندیشه‏ها و اقدامات ایشان متأثر گردیده بود، در ایران عصر ناصری پدید گشت. ابداعات سپهسالاری به صورتی بی‏مایه‏تر، کمابیش توسط پادشاه قاجار و اخلاف سپهسالار تداوم یافت. در ایران نیز همانند عثمانی، واکنش‏های منتقدانه به تدریج چهره بست، و تلاش‏های اصلاح‏طلبانه بیرون از حاکمیت شکل گرفت.

 4 -  تأثیر عثمانی  و ایرانیان عثمانی بر ایران

در نخستین دهه­های سده سیزدهم، دو مرکز اصلی اصلاحات به سبک غربی، یکی در عثمانی و دیگری در مصر وجود داشت. که در هر دو، انتشار ترجمه کتابهای غربی در اولویت بود.

 در زمان ناصر الدین شاه بی­توجهی پادشاه به اصلاحات و رکود کشور باعث مهاجرت عده قابل توجهی از نویسندگان و آزادی خواهان به اروپا و قلمرو عثمانی گردید، این امر باعث به وجود آمدن کانون روزنامه­نگاران تبعیدی ایران در اروپا و آسیا شد.

اولین روزنامة آزادی خواهان مهاجر در سال 1876. م به نام اختر به مدیریت محمد طاهر تبریزی در استانبول منتشر شد. [14]  

در این زمان، استانبول به عنوان یکی از مهمترین منازل تجدد ایران در امتداد کاروان تجدد غرب، واسطة ارتباط ایران با دنیای غرب بود، که دو دوره مهم را در بر می­گیرد. دورة نخست که می­توان آن را دورة تجدد آزادیخواهان نامید، شامل دهه­های پایانی قرن نوزدهم می­گردد، که در آن ایرانیان مقیم استانبول با افکار تنظیمات آشنا شدند و کسانی که از استبداد قاجاریه بدان پناه برده بودند زمینه­های انقلاب مشروطیت ایران را فراهم آوردند.

 استانبول به خاطر وضع جغرافیائی­اش میان آسیا و اروپا و به خاطر نزدیکی­اش با غرب و به خاطر دوران درخشان امپراتوری عثمانی، کانونی بود برای همه مسلمانانی که خواهان آشنایی با تمدن جدید بودند. وجود اقلیت­های یونانی و ارمنی و همچنین روابط ویژه­ای که این شهر با مارسی، اسکندریه و دیگر بنادر دریای مدیترانه داشت، ویژگی­های اروپایی آن را بیشتر می­کرد. خارجیان در استانبول بسیار بودند و سیاحان گوناگون به آن رفت و آمد می­کردند.

برای ایرانیان نیز استانبول از لحاظ گوناگون محل مناسبی بود: نخست آنکه دار الاسلام بود و مرکز خلافت و زندگی در آن از زندگی در سرزمین کفار راحت­تر و پسندیده­تر بود. مضاف بر آن، اشتراکات تاریخی، فرهنگی و زبانی را نیز نباید از یاد برد؛ مهاجران در این شهر، هم با افکار غربی تماس داشتند و هم به ایران نزدیک بودند و هم از آزار دولت قاجار در امان. گروههای مختلف ایرانی در استانبول که تعداد آنها را شانزده هزار نفر نوشته­اند با استفاده از کمک مالی تجار، بیمارستان و مدارس ایرانی و انجمن­ها و روزنامه­ها تأسیس کردند در میان این مهاجرین از تاجر و معلم تا نویسنده و شاعر دیده می­شد. [15]

دورة دوم مهاجرت به استامبول، که می‌توان آن را دوره تجدد مشروطه طلبانه نامید، سال­های نخستین قرن بیستم را در برمی‌گیرد که در آن مهاجرین دوره استبداد صغیر در این شهر با ترکان جوان هم­آواز گردیدند و استقرار واقعی مشروطیت و اخذ تمدن جدید را خواستار شدند.

پس از سخت­گیریهای دولت عثمانی نسبت به ایرانیان که منجر به تعطیلی روزنامه اختر و اخراج میرزا آقاخان و شیخ احمد روحی شد مدت ده سال فعالیت مهمی در استانبول انجام نگرفت، اما از 1908. م به بعد دیگر بار ایرانیان مقیم و مهاجرین در این شهر دست به فعالیت زدند. استانبول برای بار دوم مرکز فرهنگی و سیاسی مهمی شد و بر سر راه کسانی قرار گرفت که میان ایران و اروپا در رفت و آمد بودند: دهخدا، علامه قزوینی، تقی­زاده، جمال­زاده. البته تجمع مهاجران ایرانی در استانبول در این دوره نسبت به دوره پیشین پرشمارتر وپر جنب و جوشتر بود.[16]

  شروع زمزمه­ی تغییر خط در خارج از ایران

 آخوند­زاده که به زبان­های شرقی آشنایی و با فرهنگ جهان آشنایی به سزا داشت، معتقد بود که الفبای مرسوم و متداول عربی، نقایص و معایبی دارد، در صدد برآمد که الفبای عربی را اصلاح و آن را برای احتیاجات مردم ترکی و فارسی زبان مناسب سازد.

آدمیت در علت طرح تغییر خط از سوی آخوندزاده می­نویسد:

دو عامل تازه در ذهن میرزا فتحعلی, تا اندازه ای مؤثر افتاد و او را در عقیده تغییر خط راسخ گردانید: یکی مضمون نامه (شارل میسمر) فرانسوی, مشاور فوأد پاشا, صدراعظم عثمانی بود. او تغییر الفبای ترکی و اخذ الفبای لاتینی را پیشنهاد کرد... [17]

و دیگر آزمایش عملی دولت روس, پس از تصرف داغستان[18]. به ملکم می نویسد: دولت روس پس از تسخیر داغستان یعنی از دو سال پیش, برای زبانهای مردم (اوار و چچن و چرکس) الفبای جداگانه ای با حروف لاتین درست کرده اند و در مدارس آن جا, که تازه گشاده اند, خط جدید را تدریس می کنند و پاره ای کتابهای اسلامی را به همان خط برگردانده اند. آنان صاحب سواد و علم خواهند شد. اما اهل بسایط قفقاز, قریب به دو میلیون, از نکبت خط قدیم اسلام, مثل حیوان هنوز کور و بی­سواد مانده­اند.[19]

اولین دلیل آدمیت، اشتباه است؛ چرا که مکتوب «شارل میسمر فرانسوی»، مربوط به 1247 شمسی است، در صورتی که آخوند زاده در سال ١٢٣۶ شمسی از تنظیم نخستین الفبای اختراعی خود که یک الفبای بدون نقطه با حروف متصل بود، فراغت یافت و رساله ای نیز برای پیشنهاد کردن این الفبا به جای الفبای عربی فراهم آورد.[20]

دومیت دلیل او نیز اشتباه است، چراکه او آن نامه را در یازدهم تیر 1350 ش می­نویسد و در آن متذکر شده که «دو سه سال قبل که خط داغستان تغییر کرد» بنابراین در این زمان (مابین 1347 تا 1350 ش) حدود دوازده سال از ابداع خط آخوندزاده گذشته است. [21]

در همین دوران، مسیو بارب، ناظر مدرسه السنه شرقیه وین ، خطی برای خط اسلام، اختراع نمود. و چند کتاب فارسی و عربی را به همان خط در وین منتشر کرد.

منیف‌افندی[22] یا همان منیف پاشا وزیر دولت عثمانی، نیز در سال 1239 شمسی رساله­ای درباره تغییر خط نوشت و دو  سال بعد، یعنی در 13 ذیقعده 1278 ، خطابه‌ای درباره ضرورت‌ اصلاح‌ الفبا در جمعیت‌ علمیه عثمانیه‌ ایراد کرد؛ که‌ خود منشأ آشنایی و ارتباط‌ او با میرزافتحعلی آخوندزاده‌ شد.

احتمالاً آخوند­زاده پس از اطلاع از اینکه، کسانی در عثمانی موافق تغییر خط هستند، علاقمند شد تا از طریق عثمانی پیگیر طرح خط خود شود.

 آخوندزاده در بیوغرافی خود می نویسد: در سنة 1857 مسیحیه از برای تغییر الف‌باء اسلام در زبان فارسی کتابچه‌ای تألیف کردم و دلایل وجوب تغییر آنرا در این کتابچه بیان نمودم. در سنة 1863 از ایمپراطور زادة افخم جانشین قفقاس غراندوف میخائیل اجازت حاصل کرده برای اعلان این خیال عازم اسلامبول شدم. جمیع مخارج سفر را حضرت غراندوف از خزینه مرحمت فرمود و وزیرش غروزینشترن بایلچی روس در اسلامبول کاغذ نوشت، که در باب انجام مطالب من در نزد اولیای دولت عثمانیه لازمة تقویت معمول دارد.

وی رساله ی خود را که در بیست صفحه پرداخته بود، به همراه تمثیلات ترکیه و حکایت یوسف شاه، به وسیله­ی مترجم سفارت روس به صدراعظم عثمانی، فؤاد پاشا  تقدیم کرد. [23]

صدر اعظم عثمانی شخص او را به انجمن دانش یا «جمعیت علمیه عثمانیه»[24] راهنمایی کرد و آخوند زاده طرح الفبای خود را به انجمن عرضه داشت.[25]

انجمن نیز، رونوشت بیانیۀ انجمن علمی عثمانی را در تاریخ 15 مرداد 1242 به محضر حضرت وکالت پناهی تقدیم کردند.

که در آن ذکر شده: «پذیرش رسم الخط جدید هیچ محذور شرعی ندارد، بلکه فوائد و محسّنات فراوان دارد. البته تحصیل رضایت عمومی به هنگام اصلاح و تغییر بسیار مشکل خواهد بود، .... فعلاً فقط اجازه داده شود که این رسم الخط به عنوان یکی از خطوط اسلامی مطرح شود و به این افتخار مفتخر گردد.»

همچنین در جلسه هفته بعد از حضور آخوندزاده، و در غیاب او این موضوع از سه جهت مورد بررسی قرار گرفت:

  1. آیا رسم الخط فعلی نیاز به اصلاح و اکمال دارد؟
  2. در صورت پذیرش رسم الخط جدید، آیا این پدیده برای رسیدن به همه­ی اهداف مورد نظر کافی می­باشد؟
  3. آیا انجام این اصلاحات و تعمیم آن امکان پذیر است؟[26]

اما مهمان نوازی پاشایان و روحانیان ترک که در انجمن گرد آمده بودند، از حد تشریفات و تعارف تجاوز نکرد و اگر چه همگی آن را پسندیدند، ولی ظاهراً  اقدام عملی برای نشر آن ننمودند. آخوندزاده دراین باره می­نویسد:

«بعلت اینکه باز برای عمل چاپ در این کتابچة الف‌باء بواسطة اتصال حروف در ترکیب کلمات صعوبت مشاهده می‌شد. گفتم که در این صورت باید تغییر کلی کلمات بالف‌باء سابق اسلام داده شود. یعنی حروف الفباء اسلام نیز مانند حروف خطوط یوروپائیان باید مقطعه باشند و خط از طرف دست چپ بطرف دست راست نوشته شود و نقطه‌ها بالکلیه ساقط گردند و اشکال حروف از الف‌باء لاطینی منتخب گردد و حروف مصوته کلاً در پهلوی حروف صامته مرقوم شوند، خلاصه الفباء سیلابی مبدل بالفباء آلفابتی شود. در قبول این رأی نیز علما و وزاری اسلامبول موافقت نکردند و عداوت وزیر مختار ایران مقیم اسلامبول میرزا حسین خان نیز نسبت بمن مقوی عدم موافقت عثمانیان شد. »

اما در عوض دولت عثمانی، وی را با نشان رتبه چهارم، یک قطعه نشان پادشاهی مجیدی، لوح تقدیر گرانقدر شهریاری اعطاء و به فرمان ملوکانه سلطانی بنواختند. بنابراین آخوندزاده بدون گرفتن نتیجه از استانبول به قفقاز بازگشت.

سفر آخوندزاده به عثمانی، با آغاز سفارت میرزا حسین خان مشیرالدوله (سپهسالار) همراه بود ، که به مدت دوازده سال طول کشید. او از مخالفان طرح تغییر خط آخوندزاده بود، که هم در عثمانی و هم در ایران با این ایده او همراهی نکرد و آخوندزاده نیز دل خوشی از او نداشت[27] و در نامه­های خود به ملکم به آن اشاره کرده است.

آخوندزاده می­نویسد: بعد از معاودت خود به تفلیس در خصوص خیال الف‌با کتابچة دیگر بطهران فرستادم. در این کتابچه اشکال حروف را مقطعه قرار داده بودم و لیکن باز از ترس علما رسم خط را بسیاق سابق از طرف دست راست بطرف چپ نشان داده بودم. در طهران نیز باین خیال ملتفت نشدند[28] و این خیال الان در میان پروغریسیان و قونسور واتوران[29]  اسلامبول مسئلة گفتگو و مایة مباحثه است.

دیگر [بار] در باب مسئلة الف‌با با اجازت بزرگان دولت خودم بصدر اعظم عثمانی عالی پاشا کتابچة دیگر از تفلیس فرستادم بانضمام کریتکا بخیالات و تصورات یک نفر از دانشمندان عثمانی سعاوی افندی نام که در خصوص عدم تغییر الف‌باء سابق اسلام بقلم آورده بود. این کتابچه نیز بی‌ثمر ماند.

در خصوص خیال الفبا، منظومه‌ای در زبان فارسی گفته گزارش را در آن منظومه بیان نموده‌ام. [30]

در سال 1247 مقاله­ای در خصوص عدم قابلیت الفبای اسلامیه به نشر علوم، در روزنامه غولوس چاپ پطرزبورغ منتشر شد.[31]

 در همین سال آخوند­زاده، رساله­ی خط اختراعی خود را با دو رساله ی دیگر با خط و امضای خود در سال ١٢۴٧ ش نزد وزیر علوم ناصرالدین شاه، اعتضادالسلطنه[32]،  فرستاد.

پاسخ اولیای دولت ایران به آخوند زاده چون این بود :

«الیق و انسب آن است که میرزا فتح علی آخوند زاده در باب تغییر الفبای اسلام خیالات خود را به اولیای دولت عثمانیه معروض دارد، چون که در ابتدا ملاحظه ی این خیال در آن سلطنت شده است.

ما ملت ایران اصلاً به تغییر الفبای خودمان محتاج نیستیم، به علت این که ما سه رقم خط داریم: نستعلیق، شکسته و نسخ که در حسن و رعنایی بالاتر از خطوط جمع ملل روی زمین است و ما هرگز این خطوط خودمان را متروک و خط جدید میرزا فتح علی آخوند زاده و یا ملکم خان را معمول نمی کنیم و نخواهیم کرد».

در سال 1248 دیگر آخوند زاده تنها نبود و میرزا ملکم خان نیز به جرگه طرفداران تغییر خط پیوسته بود. در این سال، چاپ مقالاتى پیرامون تغییرخط در روزنامه‌هاى ترقى و حرّیت و مقالات نامق کمال در جواب میرزاملکم‌خان رخ داد.

آخوند زاده به درستی راهی که در پیش گرفته بود ایمان داشت و در این راه با سختی ها و دشواری های فراوان رو به رو شد، اما هرگز از پای ننشست. [33] او صدها نامه و رساله­ای که به رجال دولت­های ایران و عثمانی و روس و به برخی دوستان خود[34]  فرستاد از نقص الفبای عربی و اشکالاتی که این خط در تدریس و تحصیل علوم فراهم می­کند، سخن گفت و ضرورت تغییر آن را با دلایل و مثال­ها و شواهد بیان نمود.

حتی او احتمالاً برای جلوگیری از برخی فشارها، راضی بود که خط قدیم در کنار خط جدید علوم باقی بماند.

اما در عثمانی، گفت‌وگوی و تلاش در باب اصلاح خط همچنان ادامه یافت. منیف پاشا نیز دنبالة کار را داشت. در 1285ق/1868م شارل میسمر فرانسوی، مشاور فؤاد پاشا صدراعظم عثمانی، یادداشتی در دفاع از تغییر خط و استفاده از حروف لاتین برای فؤاد پاشا فرستاد. این نامه در ذیقعده / مارس همان سال انتشار یافت. ملکم آن را برای فتحعلی فرستاد، که او را بسیار خوش آمد؛ پسرش را واداشت تا آن را از فرانسوی به روسی ترجمه کند. سپس خلاصة آن را منتشر ساخت. خود نیز آن را به فارسی درآورد و نزد علمای قفقاز فرستاد. آن یادداشت از راه دیگری به ایران نیز رسید و ترجمه شد.

اما او بعدها درباره تغییر خط، مخالفان  سرسختی در حکومت ایران پیدا نمود، که از جمله خودش به میرزا حسین­خان مستشارالدوله اشاره کرده است.

فتحعلی آخوندزاده در تفلیس به تلاش خود ادامه داد. مدتی بعد، ملکم خان که خود نیز در این زمینه خیالاتی در سر داشت، اتصال حروف را در طرح نخستین فتحعلی موجد اشکال شمرد. فتحعلی هم نظر او را پذیرفت و طرح تازه‌ای با حروف مقطع تهیه کرد.[35]

اما این طرح تازه نیز در ایران توجه کسان بسیاری را برنینگیخت. وآخوند زاده پس از این آزمایش­ها و شکست­های پیاپی، سرانجام از اندیشه­ی اصلاح خط عربی منصرف شد و خط جدید ملل اسلامی را تنظیم کرد. [36]

بدین‌ترتیب فتحعلی به سومین مرحلة کار خود در تبدیل خط رسید، و به کار برد حروف اروپایی معتقد شد و آخرین طرح خود را برای تغییر خط با استفاده از حروف روسی عرضه کرد.

علت طرح این نوع خط از سوی آخوندزاده، آزمایش عملی دولت روس، پس از تصرف داغستان بود. وی در نامه­ای به ملکم­خان می نویسد: دولت روس پس از تسخیر داغستان یعنی از دو سال پیش, برای زبانهای مردم «اوار و چچن و چرکس» الفبای جداگانه ای با حروف لاتین درست کرده اند و در مدارس آن جا، که تازه گشاده اند، خط جدید را تدریس می کنند و پاره ای کتابهای اسلامی را به همان خط برگردانده اند. آنان صاحب سواد و علم خواهند شد. اما اهل بسایط قفقاز, قریب به دو میلیون, از نکبت خط قدیم اسلام, مثل حیوان هنوز کور و بی­سواد مانده­اند.

در این هنگام طرفداران اصلاح خط در ایران نیز حرارتی یافتند و امیدهایی در دل فتحعلی پدید آوردند، اما در رمضان 1287ق/ دسامبر 1870م، میرزا حسین خان مشیرالدوله که در این زمان به مخالفت با اصلاح خط توسط آخوندزاده گراییده بود، به وزارت عدلیّه رسید و 11 ماه بعد نیز صدراعظم شد. در نتیجه، بیشتر دوستان فتحعلی که از ناخشنودی میرزا حسین خان از وی آگاه بودند، روابط خود را با او بریدند و آن حرارت فروکش کرد. در همین زمان، چون آخوندزاده از خط ابداعی ملکم خان بسیار راضی بود و خط او را بهتر می­دانست، فعالیت پیرامون خط را به او واگذار کرد. به دو علتی که ذکر شد، آخوندزاده از الفبای خود فارغ شد و بیشتر به نوشته­های انتقادی دیگر خود پرداخت. [37]

 فتحعلی باز هم از ضرورت ایجاد الفبای جدید و اینکه بدون اصلاح خط هیچ گونه پیشرفتی امکان ندارد، سخن گفت، اما میرزا حسین خان اندیشه‌های دیگری در سر داشت و به سخنان فتحعلی توجهی نکرد. ناکامی فتحعلی در کار تغییر خط، روح او را می‌آزرد و موجب می‌گشت که او بیش از پیش در اهمیت آن اصرار ورزد.

آخوندزاده تا پایان عمر نیز از تلاش در راه تغییر خط و ترویج آن دست برنداشت،  اما عمر او کفاف نداد تا ثمره فعالیت خود را در منطقه قفقاز و عثمانی ببیند. و در سال 1256ش در تفلیس درگذشت. [38]

اهمیت کار آخوند زاده در این بود که؛ همزمان مسیو بارب فرانسوی و منیف پاشای عثمانی، برای  نخستین بار به زبان فارسی، دانشمندان شرق اسلامی را به این امر مهم متوجه کرد.

در همین دوران، گروهی از شرقیان در این راه به کوشش برخاستند و در نارسایی خط کنونی ملل اسلامی مطالبی گفتند و رسالاتی نوشتند و بعضی از آن­ها خود الفبایی نیز اختراع کردند. ولی نه محیط آن روزگار برای پذیرش این گونه نظرات آمادگی داشت و نه آن خطوط پیشنهادی می توانست معایب خط کنونی را رفع کند. افزون بر آن، هیچ یک از آن خطوط با اشکالات آموزشی و صنعت چاپ آن دوره قابل اجرا و رواج نبود.

در سال مرگ آخوندزاده، دیگر بحث تغییر خط رونق گرفت؛ و مقالاتی در روزنامه­های فارسی (اختر) و ترکی(حریت، ترقی) عثمانی و نیز روزنامه­های قفقاسیه (ضیاء) منتشر شدند، و این انتشار، ادامه پیدا نمود.[39]

آنچه مسلم است، تمامی فعالان اولیه در موضوع خط همانند آخوند زاده در خارج از ایران به سر میبردند. امّا مشهورترین فعالان همزمان آخوند زاده، میرزا ملکم خان ناظم الدوله و میرزا یوسف­خان مستشارالدوله بود. ملکم­خان که در لندن ساکن بود،  هم مانند آخوند­زاده اعتقاد داشت که: «وضع خطوط ملل اسلام زیاد از حد معیوب».[40]

ملکم تغییر الفبای فارسی و گرفتن الفبای اروپایی را پیشنهاد نمی­کرد، بلکه از ترکیب حروف الفبای فارسی، خط دیگری ساخته بود.[41] که به نظرش ساده تر و مفید تر می نمود.[42]

ملکم خان، همان گونه که خود در مقدمه­ی گلستان اشاره کرده است، بیست و پنج سال در این راه زحمت کشید، ولی الفبای جدید او با اینکه جدانویس بود،  اما با این حال به علت همان اشکالات و موانعی که برای آخوندزاده هم وجود داشت و نیز به علت اینکه نوشتن آن با حروف سربی آسان بود، اما نگارش آن توسط دست مشکل بود، رواج نیافت.

میرزا یوسف خان مستشارالدوله تبریزی، کارپرداز حاجی ترخان و فرستاده ایران در پاریس، نیز  از پیروان جدی این فکر جدید بود و زحمات زیادی در این راه کشید.[43] وی در سال ١٣٠٣ ق رساله­ای با عنوان " رساله در وجوب اصلاح خط اسلام " نوشت و در استامبول چاپ کرد.[44]

به جز این سه تن که وقت زیادی و تلاش بسیاری در راه اصلاح خط نمودند، افراد دیگری نیز در آن دوران پیگیر مسأله تغییر خط بودند، که اکثراً در خارج از ایران به سر می­بردند. از جمله عبدالرحیم طالبوف نویسنده­ی مشهور آن دوران[45] و میرزا حسن، منشی سفارت ایران در وین می­باشند.

برای تکمیل این بحث، از کسان دیگری که کمابیش در اصلاح یا تغییر الفبای ملل اسلامی کوشیده‌اند به اختصار نام می‌بریم:

پرنس میرزا رضاخان ارفع الدوله[46] ، رضا خان افشاربکشلو[47]، میرزا حسین خان[48]، ادیب الممالک فراهانی[49]، میرزا نجفقلی خان[50]، آخوند ملااحمد حسین­زاده شیخ­الاسلام قفقاز[51]،  اعضای انجمن دانش در بمبئی[52]،  میرزا کاظم­خان آلان­براغوشی[53]،  محمدآقا شاه تختینسکی[54]، میرزا علیمحمد خان اویسی[55] و افرادی دیگر و همچنین دکتری از اهل آلبانی که بدون اطلاع از کار و کوشش دیگران 25 سال در این راه زحمت کشیده و بیست رساله و کتاب تألیف کرده است. [56]

 علاوه بر کسانی که مستقیماً و مشروحاً درباره­ی الفبا اظهارنظر کرده اند، بیش تر دانشمندان و نویسندگانی که نوشته های آنان در پیدایش اندیشه­ی آزادی و مشروطیت موثر بوده است به معایب و مفاسد خط فارسی اشاره و از فکر اصلاح آن حمایت کرده اند.[57]

در همین دوران، ماشین حروفچینی «مونوتایپ» و دیگر دستگاههای حروفچینی دستی، اختراع و استعمال شدند. که همین پیشرفتهای صنعتی چاپ در غرب، بحث تغییر خط را در کشورهای عقب مانده شرق، داغ­تر می­نمود.

 آنچه مسلم است اینکه؛ در کشور عثمانی، بیشترین کتابها و مقالات پیرامون تغییر خط منتشر شد. و پیروان فراوانی یافت. و از همین جا ، این موضوع به دیگر کشورهای همسایه انتقال یافت.

به همین مناسبت موضوع تغییر خط همیشه رونق داشت. و در این سالها خط­های جدیدی توسط افراد گوناگون، اختراع شد و در جاههای مختلف به چاپ رسید.

امّا نکته­ای که در این زمان مهم است، این است که هرچند همه­ی این خطوط کمابیش معایبی داشت و شاید هیچ کدام از آن­ها قابل اجرا نبود، اما مطلب این جا است که مسؤولان برخی از دولت­­ها، ابداً توجهی به آن­ها نداشتند و همه را به دور می­افکندند.[58]

تغییر خط عربی در برخی کشورها

از حدود سال 1235 شمسی که بحث تغییر خط داغ شد، تا شروع جنگ جهانی اول، در سال 1293 شمسی، موضوع تغییر خط از تب و تاب نیفتاد. ولی به واسطه جنگ، چند سالی، این موضوع متروک ماند؛ اما پس از جنگ بین الملل اول و انقلاب بزرگ اکتبر، مساله­ی تغییر الفبا و به وجود آوردن خطی که پیشرفت و تعمیم علم و دانش را در میان توده­ی وسیع مردم تسهیل کند، در کشورهای شرقی[59] دوباره مطرح گردید.

حکومت آذربایجان شوروی در این کار پیشقدم بود. در سال 1922م (1301 ش)، کمیتة الفبا طرح الفبای جدید را بر اساس حروف لاتین آماده کرد؛ و دولت با نشر آن، از همة سازمانهای اداری و اجتماعی خواست که کارمندان را به خط جدید آشنا سازند و با مسئولیّت رؤسای ادارات و مؤسسات قسمت چاپی، اوراق اداری را به الفبای جدید تبدیل نمایند؛[60] و بالاخره، در 20 اکتبر 1923 کمیتة اجرائیة مرکزی، الفبای جدید ترکی را به رسمیّت شناخت و دستور داد که تمام نامه‌ها و سندها علاوه بر الفبای قدیم با خط جدید نیز تهیّه گردد.[61]

در سال تحصیلی 5/1304 تدریس الفبای جدید در آموزشگاههای عمومی و سال بعد، در مدارس حرفه‌ای و عالی به رسمیّت شناخته شد و جزو برنامة وزارت فرهنگ قرار گرفت.

نخستین کنگرة جمهوریهای شوروی، با حضور نمایندگان جمهوریهای ترک و تاتار و ایالات خودمختار شوروی، در مارس 1926 (اسفند 1304 ش). در شهر باکو تشکیل یافت؛ و پس از مباحثات زیاد، با اکثریت 111 رأی موافق (7 رأی مخالف و 9 رأی ممتنع)، مزایای خط جدید لاتین را بر خط عربی تأیید نمود. امّا کنگره رأساً الفبایی را که باید جانشین خط قدیم شود تعیین نکرد، و انتخاب آن را به عهدة خود حکومتهای هر محلّ واگذار نمود.

نخستین پلتنوم تغییر الفبا روز 3 ژوئن 1927 (13 خرداد 1306) در باکو تشکیل شد، و تا 6 ژوئن جلسات خود را ادامه داد؛ و طرح الفبای واحدی را، که کمیسیون مأمور این کار تهیه و پیشنهاد کرده بود و در واقع بهترین و مناسبترین الفبایی بود که همة ملّتهای ترکی زبان می‌توانستند بی‌اشکال از آن بهر‌مند گردند، با حضور نمایندگان آنها تصویب کرد؛ و بر بحث و جدال شدیدی، که چه پیش از تشکیل کنگره تُرکولوژی و چه پس از آن، درگرفته بود پایان بخشید؛ و حکومت آذربایجان، که قبلاً الفبای مخصوصی برای خود برگزیده بود، به الفبای واحد عمومی پیوست و از سال 1308  آن را در مدارس و ادارات و در چاپ کتب و جراید به کار بست.[62]

خط جدید ترکیه

پس از پایان جنگ استقلال و اعلان جمهوری، مسئلة الفبا بار دیگر بر سر زبانها افتاد. شکری سراج اوغلی، نمایندة ازمیر، نخست بار، در مجلس کبیر ملّی ترکیه، در این باره گفتاری راند و سخنان او توجه اکثر جراید را به خود جلب کرد.

در نیمة دوّم سال 1303 ش و تقریباً در تمام مدّت سال 1304 ش، بحث دربارة خط و الفبا به واسطة حوادث حادّ سیاسی بکلّی مسکوت ماند. در پاییز سال 1304 ش، باز مقالاتی دربارة تغییر الفبا در جراید ترک پدید آمد؛ و حتی روزنامة اقدام، که قبلاً جزو مخالفان بود، این دفعه با جراید موافق هم آواز شد. گروهی از نمایندگان نامه‌ای به رئیس جمهور نوشته اجرای الفبای جدید را خواستار شدند. کمیسیونی در وزارت فرهنگ تشکیل یافت و پس از بحث طولانی نظر داد که فعلاً از تبدیل الفبا به حروف لاتین صرف نظر شود.

در این هنگام، در کشور اتجاد جماهیر شوروی، اقداماتی راجع به تبدیل الفبای عربی به لاتین در جریان بود؛ و چنانکه دیدیم، در اسفندماه 1304، کنگرة تُرکولوژی بدین منظور در شهر باکو گشایش یافت و استفاده از الفبای لاتین را در تمام جمهوریها و سرزمینهای اتحاد شوروی، که از الفبای عربی استفاده می‌کردند، تصویب نمود.

نمایندگان ترکیه در این کنگره نقش مستمع آزاد داشتند و پس از پایان کنگره و بازگشت آنان به میهن، مطبوعات ترک تصمیمات کنگره و نام اعضای آن را با خلاصه‌ای از بیانات سخنرانان چاپ کردند؛ ولی از امکان یا آرزوی اجرای چنین اصلاحاتی در الفبای ترک سخنی به میان نیاوردند. با وجود این، کم کم فکر اصلاح خط در میان روشنفکران رسوخ یافت و از اعضای دولت طرفدارانی پیدا کرد.[63]

چندی نگذشت که مجلس کبیر ترکیه قانونی گذراند که به موجب آن اصول 2، 16، 26 و 38 قانون اساسی تغییر می‌یافت. با این تغییرات، مسئلة پذیرفتن الفبای نوین به طور قطع حلّ شد.

در روز یکم ژانویة 1928 وزیران فرهنگ و دادگستری به وسیلة جراید به اطلاع مردم رساندند که بزودی استفاده از الفبای لاتین در سراسر کشور اجرا خواهد شد؛ و وزارت کشور، در آغاز ماه می، با صدور بخشنامه‌ای، دستور داد که نام شهرها با حروف لاتینی نوشته شود؛ و در نیمه‌های آن ماه، در بعضی از شهرها، کلاسهای خصوصی جهت آموختن ارقام اروپایی و بعد الفبای لاتینی تشکیل یافت؛ و در سینماها فیلمهایی با نوشته‌هایی به حروف لاتینی به معرض تماشا گذارده شد. با اینهمه، هنوز در تاریخ اجرای الفبای نوین اتفاق نظر حاصل نشده بود.

در 26 ژوئن 1928 انجمن الفبا طرح نهایی را تنظیم و پیشنهاد کرد که خط جدید در عرض هفت سال بتدریج در مدارس ترکیه تدریس شود؛ ولی برای اجرای عمومی آن در سراسر کشور مدّت بالنسبه طولانی لازم است. [64]

امّا وقتی که فالح رفقی آتای، رئیس انجمن، طرح الفبای جدید را به نظر رئیس جمهور آتاتورک رسانید و او را از مدّتی که برای اجرای طرح پیشنهاد شده مطّلع کرد، آتاتورک فریاد کشید: یا در سه ماه و یا هرگز! . دیگر جای درنگ نبود.[65]

ورود بحث «تغییر خط» از خارج  به ایران

 پس از جنگ جهانی اول، باز کسانی در ایران به کوشش برخاستند و رساله­هایی نوشتند که اولین آنها، مقالاتی بود در سال 1304 ش توسط حسین کاظم­زاده ایرانشهر به نام «الفبا به ترتیب راه نو» و «لزوم اصلاح خط و زبان» از ابوالقاسم اعتصام­زاده.

همزمان با جریانات نهایی تغییر خط در آذربایجان و ترکیه و برخی نقاط دیگر، در ایران نیز مقالاتی پیرامون تغییر خط به چاپ رسید، که برخی از نویسندگان آنها عبارتند از: ابراهیم پورداود، غلامحسین ابتهاج، چیره.

وقتی در سال 1307 شمسی خط در ترکیه و جمهوریهای قفقاز تغییر کرد، در ایران نیز مقالات بسیاری پیرامون تغییر خط نوشته شد. برخى از مؤلفین عبارتند از: یاسمى،غلامرضا/ حلاج، حسین / دشتى، على / رازى، عبدالله / زنجانى،حسین / فربود، عذرا / شهشهانى، عبدالحسین / افتخار، مصطفى / قزوینى، محمد / جمال زاده، محمد على /نفیسى، سعید / ملکم، ناظم الدوله / تقى زاده، سیدحسن. و نیز برخی از ایرانیان خارج از کشور نیز همانند محمد علی داعی الاسلام، به این موضوع پرداختند.[66]

تقی­زاده مسئلة تغییر الفبا را در رساله‌ای، به نام مقدمة تعلیم عمومی، در سال 1307 ش (1347 ق) موضوع بحث قرار داد، و دلایل بسیار در لزوم آن آورد؛ و خطی نیز، به جای الفبای کنونی، بر اساس الفبای لاتین پیشنهاد کرد.

 تا اینکه در سال 1313 شمسی، رضا شاه پس از دیدن ترکیه؛ در بازگشت به ایران، فرمان داد که مقدّمات اصلاح الفبا را  در ایران فراهم کنند و از اقدامات دیگران و تجاربی که در این زمینه به دست آورده‌اند، اطلاعات درستی گرد آورند.

از قرار معلوم، علی­اصغر حکمت، که وزیر فرهنگ بود، مأمور این کار شد و فرهنگستان ایران، در مادّة دوم اساسنامه، مطالعه در اصلاح خط را جزو وظایف خود قرار داد.

در این میان برخی از ایرانیان و غیر ایرانیان با موضوع تغییر خط مخالفت کردند. از جمله شرقشناسانی که با تغییر الفبای ایران مخالفت نمود و مخالفتش نیز مؤثر افتاد «سردنیسن راس» شرقشناس بنام انگلیس بود. باید دانست در نخستین سال‌های پادشاهی رضا شاه که دست به برخی اصلاحات بزرگی زده می­شد از جمله بسیار امید می­رفت ایرانیان نیز به تقلید ترکها خط خود را به لاتین برگردانند در آنروزها «سردنیسن راس» سفری به مصر و ایران و هندوستان نمود، در ایران بیشتر پراکنده شده بود، که وی برای تغییر دادن خط ایران به این مسافرت اقدام نموده است و بسیاری نیز فریب این شایعات را خورده بودند، چنانکه هنگام ورود او به مصر، ایرانیان مصر از او در این باره پرسشهایی کردند و او سخنان ضد و نقیض بسیار گفت و سرانجام با مخالفت خود با تغییر الفبا در هندوستان و ایران از این جنبش جلو گرفت.[67]

در همین زمان، موضوع تغییر خط در ایران داغ شد، و نویسندگان بیشتری به این موضوع پرداختند[68]، که از آن میان میرزا علی اصغر خان طالقانی ، سعید نفیسی، رشید یاسمی، سید حسن تقی­زاده، مصطفی فاتح، ذبیح بهروز، جبرییل اعلایی، موسی نثری، حسین رضاعی و میرزا ابوالقاسم آزاد مراغه­ای را می­توان نام برد.

غالب این کسان و کسانی که بعد از آنان در این باره بحث کرده اند، جز عده ی معدودی مانند کاظم ایرانشهر و احمد کسروی، اصلاح خط کنونی را کوششی بی فایده و ناصواب می دانستند و همگی اعتقاد داشتند که الفبای آینده­ی زبان فارسی جز الفبای لاتینی نمی­تواند باشد، زیرا حروف لاتین که اکنون در زبان­های اروپایی به کار می رود زیباترین و مناسب ترین اشکال خط است. از لحاظ خواندن و نوشتن کامل ترین و غنی ترین همه­ی خط هاست. این الفبا از حروف منفصل تشکیل یافته و اکثر مردم با سواد جهان با آن آشنا هستند، و همین خط است که در مراکز دنیای متمدن رایج است.

دکتر سعید نفیسی از هواداران معتقد و سرسخت تغییر الفبا بود. و تا پایان عمر به عقیده ی خود وفادار ماند. رشید یاسمی، شاعر، ادیب، محقق و عضو فرهنگستان ایران، علاوه بر هواداری جدی از عقیده­ی تغییر الفبا اشعاری دارد که در آن­ها عیوب خط فارسی را یکایک برشمرده است.[69]

یکی دیگر از کسانی که در زمینه خط بسیار فعال بود ابوالقاسم آزاد مراغه­ای است. او از سال 1323 دیگر به فکر پیرایش زبان نبود و به دنبال تغییرخط فارسی به خط لاتین بود.

آزادمراغه­ای در پی این تصمیم خود، جمعیتی به نام گروه طرفداران الفبای آسان را در تهران و شهرستانها تشکیل داد و خود نیز دبیر این گروه شد. او برای جلب نظر نمایندگان مجلس دوره چهاردهم کتابی تحت عنوان الفبای آسان تألیف کرد تا شاید خط پیشنهادی وی مورد بررسی قرار گیرد و در مجلس پانزدهم به عنوان یک طرح قانونی مطرح و تصویب شود.

از سال 1323 تا 1338 که داغ­ترین سال بحث تغییر خط می­باشد، می­توان به این رویدادها اشاره کرد:

1323   ـ   انتشار حداقل پنج نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان:[70]

1324  ـ   تأسیس «گروه طرفداران الفباى آسان» ، اختراع «الفباى آسان» / آزاد مراغى، ابوالقاسم و «الفباى نو» / صفى نیا، رضا و نیز انتشار حداقل هیجده نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان:[71]

1325   ـ   انتشار حداقل چهار نوشته پیرامون اصلاح و تغییر خط فارسى از مؤلفان: باغچه‌بان، جبار / آزاد مراغى، ابوالقاسم / ملکم، ناظم الدوله / هوشیار، محمدباقر

1325   ـ   شیخ و وزیر (رساله‌اى درباره خط فارسى) از ملکم، ناظم‌الدوله

1326   ـ   الفباى انسونیت از ارسطا، عبدالعلى چاپ کرمانشاه

1326   ـ   انتشار «طرحى درباره اصلاح خط فارسى» / آشتیانى، اسماعیل

1328   ـ   انتشار حداقل دو نوشته در تغییر خط فارسى از : رحیم زاده صفوى، على­اصغر و ...

1329   ـ   الفباى عمادى از عمادى، محمود چاپ روزنامه پرچم در تهران

1329   ـ   الفباى صاحب‌الزمانى از صاحب‌الزمانى، سید حسن چاپ روزنامه‌هاى مشهد

1329   ـ   انتشار حداقل پنج نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان :[72]

1330   ـ   انتشار حداقل سه نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان: وصال، جمشید / نفیسى، سعید / افشار، ایرج

1332   ـ   رسم الخط یوسفى / یوسفى، اکبرخان و «شیوه خط» / ناتل خانلرى، پرویز

1333   ـ   انتشار حداقل سه نوشته پیرامون مشکلات خط فارسى از مؤلفان: جاوید، احمد / صدر، نور­حقیق.

1334  ـ   انتشار حداقل سه نوشته پیرامون مشکلات خط فارسى از مؤلفان: الهام، رحیم / حیرت، محب / صهبا، ابراهیم

1335   ـ   انتشار «در حاشیه خط فارسى و اصلاح و تغییر آن» / ثمره، یدالله

1336   ـ   انتشار «لزوم قطعى تغییر خط» / گرانفر، ابراهیم

1337  ـ   انتشار حداقل دو نوشته پیرامون رسم‌الخط خط فارسى از مؤلفان: نفیسى، سعید / کوهپایه‌اى، محمد. [73]

 اوج مباحثات تغییر خط در ایران

سال 1338 شمسی، سال دعواى تغییر خط، بین موافقان و مخالفان است. که منجر به انتشار حداقل هشتاد نوشته پیرامون مشکلات خط فارسى گشت.[74] در  این سال انجمنی به نام " انجمن اصلاح خط" از جمعی از دانشمندان[75]  به ریاست استاد سعید نفیسی در تهران تشکیل یافت و الفبایی پیشنهاد کرد و در جراید و رادیو توضیحاتی درباره­ی نقص الفبای کنونی فارسی و لزوم تغییر آن داد. این انجمن اصلاح خط فارسی را مهم ترین اصلاح اجتماعی در ایران می دانست، ولی معتقد بود که این قبیل اصلاحات مهم و جاودانی را نباید با قوه­ی قهریه عملی کرد، زیرا در آن صورت واکنش مردم شدیدتر می شود و نتیجه ی مطلوب به دست نمی آید، بلکه باید فکر مردم را با منطق قوی و دلایل محکم حاضر کرد و هر روز بر عده ی هواخواهان آن افزود تا همه ی افراد ملت پشتیبان آن گردند.

در همین سال به دنبال جنجالی که بر سر موضوع تغییر خط در ایران برپا شد، نقل قولهایی از مخالفت آیت الله العظمی بروجردی شنیده شد.[76] که احتمالاً به همین دلیل پس از این تاریخ، دوباره موضوع تغییر خط رو به افول رفت، و از حرارتش کاسته­شد. ولی با این­حال مقالات و کتابهایی در این موضوع منتشر می­گشت.

در سال ١٣۴٣ ش انجمنی به نام " انجمن ترویج زبان فارسی" در تهران دایر شد و مجله ای به نام " بنیاد فرهنگ"  انتشار داد و الفبایی به نام " الفبای فارسی به خط جهانی" پیشنهاد کرد و از خوانندگان خود خواست تا هرگونه نظری در باره ی این الفبا دارند به انجمن بنویسند.[77]

در سال ١٣۴۴ موضوع تغییر خط فارسی در دو مجله­ی پایتخت، یعنی "روشنفکر" و " سپید و سیاه" مطرح شد و به مجلات دیگر هم سرایت کرد و هر کس از موافق و مخالف درباره ی آن اظهار نظر کرد.[78]

در همین سال حداقل هفده نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان منتشر شد.[79] و از سال 1345 که اینترنت در آمریکا پدیدار شد و چاپ افست در ایران رواج پیدا کرد، تا انقلاب اسلامی ایران، این رویدادها به وقوع پیوست:

1345   ـ   انتشار حداقل نه نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان :[80]

1346   ـ   انتشار حداقل هفت نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان :[81]

1346   ـ   رسم الخط تازه / یزدانى، بهرام

1347   ـ  انتشار «املاء فارسى و راه رفع مشکلات آن» / سجادى، ضیاء و «تغییر خط از نظر ملک الشعرا» / گلبن، محمد و «مشکل خط فارسى» / محجوب، جعفر

1348   ـ  انتشار «پیشنهادى براى آسان نوشتن» / مهران و شریعت، و «دستور تعلیم الفباى نوین» / شهاب فردوس و «رسم‌الخط محمود رفیقى» / دانش پژوه

1349   ـ   انتشار «مقدار یا مغدار؟» / اسلامى ندوشن، محمد على

1350  ـ   یک مهندس انفورماتیک به نام رى تاملینسون، نخستین «اى‌میل» را ارسال کرد.

1350   ـ   انتشار حداقل هجده نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان :[82]

1350   ـ   رساله در اختراع خط جدید / کرمانى، محمد

1351   ـ   انتشار حداقل پانزده نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان :[83]

1351   ـ   رسم الخط نعلبندیان / انقطاع، ناصر

1351   ـ   الفباى بین المللى مهر / ابهرى

1352  ـ   انتشار «تغییر یا ساده کردن خط فارسى» / روشنیان، کریم و «چند اصل براى اصلاح املاى فارسى» / شعار، جعفر

1353   ـ   انتشار حداقل چهار نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان: روشنیان، کریم / سفرى، محمد على / شعار، جعفر / ناتل خانلرى، پرویز

1354   ـ   سخنى در زمینه نگارش واکها در خط فارسى / کاظمى موسوى، احمد

1355   ـ   «آیا تغییر خط صلاح است» / کیوان، محمد و «باید آنطوریکه تهرانى تلفظ مى‌کند بنویسیم» / یکتائى، مجید و «مسائل خط فارسى» / مدنى، میرحمید

1356   ـ   انتشار «در باب کتابت و رسم‌الخط فارسى» / بوشهرى و «سنجش ویژگیهاى خط فارسى در خواندن» / غضنفرى و «لزوم اصلاح خط فارسى» / دهناد[84]

 دلایل به ثمر نرسیدن این فعالیتها را تیتروار این گونه  می­توان برشمرد:

  1. طراحان تفکر تغییر خط، خود هنرمند نبودند و از هنرمندان نیز برای طراحی خط ابداعی خود بهره نبردند. امّا  خط رایج قدیم، سالهای زیاد توسط خطاطان زبردست پرورانده شده بود، به طوری که در مواجهه با خط ابداعی، حداقل از نظر زیبایی، قابل مقایسه با هم نبودند.
  2. ضرورت تغییر خط فراگیر و عمومی نبود. و تنها عده خاصی بر این مزایا و ضرورتها واقف بودند.
  3. حکومت­ها بر اساس قاعده «سری که درد نمی­­کند، دستمال نمی­بندند» علاقه­ای به تحمل دردسرهای زیاد تغییر خط نداشتند.
  4. علماء و فقهاء، به دلیل انس مردم با خط عربی و واهمه از انقطاع یکباره مردم از متون دینی، به هیچ وجه استقبالی از این موضوع نداشتند، مضافاً به این که مخالفت نیز می نمودند.
  5. شاید بزرگان، همه به عیوب خط عربی واقف بودند، اما از آن سو نیز خط مناسبی که بتواند بدون عیب، جایگزین خط قدیم گردد، ارائه نشد.
  6. خط لاتین که علاقمندان زیادی را در موضوع تغییر خط، همراه خود داشت، بازخورد ملی و مذهبی خوبی بین مردم و متدینین و علاقمندان به سنت نداشت، بنابراین، تبلیغ این خط نیز واکنشهایی را در بر داشت که نمی­توانست جایگزین خط عربی قدیم گردد.
  7. و دلایلی محلی و شخصی دیگر. 

 افول بحث تغییر خط همراه انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب، به دلیل گسترش موضوعات اسلامی و وجهه دینی حکومت ایران و گرایشات مذهبی مقامات دولتی، موضوع تغییر خط به کلی از تب و تاب افتاد. و بیشتر مقالاتی که پیرامون خط منتشر می­شد، به اصلاح رسم الخط فارسی و یا یکسان سازی رسم الخط می­پرداختند.

«در مرداد ۱۳۷۱ در شمارۀ ۷۲ مجلۀ آدینه مقاله‌ای منتشر شد با نام «فراخوان به فارسی‌نویسان و پیش‌نهاد به تاجیکان» این فراخوان را ایرج کابلی  انجام داده بود و در آن به تفصیل ضمن تشریح نارسایی‌ها و مشکلات موجود در شیوۀ نگارش خط فارسی توصیه کرده بود، شورایی برای رسیدگی و حل این مشکلات تشکیل شود. در همین شمارۀ مجلۀ آدینه مقالۀ دیگری توسط محمد صنعتی با عنوان «دشواری‌های زبان فارسی با کامپیوتر» نیز منتشر شده بود. در ۳۱ مرداد ۱۳۷۱ نخستین نشست شورای بازنگری در شیوۀ نگارش و خط فارسی تشکیل شد.

از آن پس اخبار و مصوبات شورا در مجلۀ آدینه منتشر می‌شد. و شیوه نگارش آدینه نیز مطابق این تصمیمات تغییر می‌کرد. کاظم کردوانی به عنوان دبیر این شورا در آبان ۱۳۷۲ گزارشی از فعالیت یک ساله شورا ارائه داد و در آن تاکید شده است که شورا قصد تغییر خط فارسی یا چپ‌نویس کردن آن را ندارد.

پس از انتشار مصوبات شورا، مجلۀ آدینه و بعضی از نویسندگان و مترجمین آثار خود را با شیوۀ نگارش پیشنهادی این شورا یا شیوۀ نزدیک به آن منتشر کردنند. احمد شاملو مجموعه آثار خود را به همت نیاز یعقوب‌شاهی با شیوۀ نگارش جدید ویراستاری کرد و رمان دن آرام نیز با کمک هنگامه شهریاری با این شیوه منتشر شد. پس از درگذشت شاملو آیدا سرکیسیان آثار وی را با شیوۀ نگارشی مورد علاقۀ شاملو منتشر می‌کند.

با مرگ هوشنگ گلشیری و احمد شاملو و کریم امامی و با تعطیلی مجله آدینه و رفتن کاظم کردوانی بعد از ماجرای کنفرانس برلین، شورا عملاً تعطیل شد و نتوانست مصوبات خود را پی‌گیری کند و نواقص احتمالی آن را برطرف کند. ایرج کابلی با انتشار کتاب درست‌نویسی‌ی خط فارسی و ایجاد وب‌گاه Linguism  سعی در ادامۀ راه شورا و کار نیمه تمام آن دارد.»

با رواج حروفچینی کامپیوتری و گسترش آن، دستگاههای فرهنگی و دولتی، متولی حفظ خط فارسی در این فضاها شدند.

موضع تغییر خط چنان به فراموشی سپرده شد، که حتی وقتی در سال 1384 کتابشناسی پیرامون خط فارسی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد، کلیه کتابها و مقالاتی که به موضوع تغییر خط پرداخته بودند، در آن کتابشناسی حذف شد.

پس از فراگیر شدن اینترنت و افزایش چشمگیر کاربران آن در ایران،  کار گروهی برای حفظ زبان و خط فارسی در فضای مجازی، در شورای اطلاع رسانی تأسیس شد که اکنون چندین سال است به همین موضوع می­پردازند.

 و اکنون، خط در ایران تغییر یافته است

در سه دوره زمانى مختلف ایران، از زمان آخوندزاده تا پیش از انقلاب اسلامى، جنجال‌هاى مفصلى پیرامون اصلاح یا تغییر خط فارسى در ایران و ایرانیان مقیم برخى کشورها رخ داده است.  در هر سه دوره، موافقان اصلاح یا تغییر خط فارسى، نتوانستند به اهداف خود نایل شوند؛ چرا که هیچکدام از حدود بیست عیب خط فارسى، که از دیر باز تاکنون مطرح بوده است، نتوانست به تنهایى یا روى هم، اضطرارى ایجاد کند تا همگىِ دست اندرکاران فرهنگ و ادب فارسى، تمایل پیدا کنند و یا بتوانند، موجبات تغییر خط فارسى را فراهم کنند.

از آن سو نیز، چون اراده محکم سیاسى، پشت جریان اصلاح و تغییر خط فارسى، آن تلاش‌های موافقان براى اصلاح و تغییر خط فارسى، در این سه دوره، به جایى نرسید و ناکام ماند.

اما، نکته‌اى بسیار مهم در دهه اخیر اتفاق افتاده است، و آن اینکه؛ از زمان تولد پیشرفتهاى جدید تکنولوژى، و شیوع استفاده از آنها در ایران، همانند اینترنت، چت، اس‌ام‌اس و ... «چند عیب» از آن بیست عیبِ خط فارسى، شاخص شده‌اند. مثلاً جدانویس نبودن خط فارسى کنونى، یا فنى نبودن آن، که نمى‌تواند با علوم پیشرفته امروزى همخوانى مناسبی پیدا کند. در حال حاضر همین چند عیب، توانسته‌اند، بدون درخواست قبلى و التماس و کسب اجازه از بزرگان ادب فارسى، خط فارسى را تغییر دهند و یا حداقل، در حال حاضر مقدمات تغییر خط فارسى را فراهم کنند.

به این اعداد و ارقام خوب توجه کنید :

در سال 1385 ، با توجه به؛

کلیه کتاب‌هایى که تألیف و منتشر شده و

کلیه روزنامه‌ها و مجلاتى که نوشته و منتشر شده و

کلیه نامه‌نگارى‌هاى مردمى و ادارى و

کلیه مشق‌ها و تمرین‌هایى که توسط حدود 17 میلیون دانش‌آموز و دانشجو نوشته شده و

کلیه یادداشتهاى شخصى مردم که در طول سال مى‌نویسند

در مجموع، حدوداً 65 میلیارد سطر، خط فارسى در ایران  نگارش شده است.

و در همین سال، طبق آمار رسمى، هشت میلیارد اس‌ام‌اس، رد و بدل شده است. که بیش از نیمى از آنها به خط فینگلیش (لاتینى‌نویسى فارسى) بوده است، البته مى‌توانید به آن اضافه کنید؛ متن‌هاى نوشته شده توسط حدود بیست میلیون کاربر اینترنت آن سال را.

با کم و زیادش، حدوداً «فینگلیش نویسى» شش درصد نوشتار مردم ایران را در آن سال تشکیل مى‌داده است.

اما جالب‌تر اینکه؛ در حال حاضر (یعنى سال 1389 و 1390) آمار استفاده از اس‌ام‌اس در ایران، به 000/000/000/ 70 (هفتاد میلیار) در سال رسیده است. که البته مى‌توانید به آن اضافه کنید؛ 36 میلیون نفر کاربر اینترنت ایران را، که روزانه بسیارى از آنها، از خط فینگلیش استفاده مى‌کنند.

با کم و زیادش، در حال حاضر، حدوداً 53 درصد نوشتار مردم ایران، به خط فینگلیش مى‌باشد.

تعجب نکنید.

شاید شما آشنایى به کامپیوتر ندارید.[85]  و یا با خودتان قیاس مى‌کنید و مى‌گویید که یقیناً این آمار اشتباه است. اما شما مى‌توانید براى صحت این ادعا، سرى به کافى‌نت‌ها بزنید. و نوشتار کاربران را کنترل کنید. آنگاه به راحتى باور مى‌کنید که جوانان این مرز و بوم، همه توانایى خواندن و نوشتن خط فینگلیش را دارند. و به راحتى از آن استفاده مى­کنند.

حتى در حال حاضر، هفت سایت مهم، نرم­افزار «نویسه گردان فینگلیش» را ارایه داده‌اند؛ که همین، خود نشان از کاربرد بیش از اندازه فینگلیش‌نویسى در ایران مى‌باشد.

دیرى نمى‌پاید که نسل پنجاه سال به بالاى ما، که نتوانستند خود را با تکنولوژى‌هاى جدید همراه کنند، جاى خود را به نسل جدید ایران داده‌ و تمامى مردم ایران و نیز فارسى زبانان دنیا، فینگلیش‌نویس شده‌اند.

باید فکرى کرد و این فکر نمى‌تواند، تولید خط‌هاى تزیینى فارسى یا خطابه­هاى دستورى باشد، چرا که صدها نوع از این دستورها و خط‌ها، در حال حاضر موجودند، اما توانایى جایگزینى و طرد خط فینگلیش را ندارند.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩۱/٦/٢٩

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی