کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
گاهشمار تغییر خط فارسی by: کاظم استادی

گاهشمار شمسى تغییر خط فارسى

 (از قرن اول هجرى تا کنون)

 (اصل این مقاله در مجله بهارستان مجلس شورای اسلامی در شماره بهار 1391 منتشر شده است. برای اطلاع دقیقتر و نیز استفاده از تصاویر آن به اصل مقاله مراجعه فرمایید. کاظم استادی)

 *** 

تنظیم گاهشمار براى موضوعات مختلف، یکى از لازم‌ترین و بهترین کارهاى ممکن در آن موضوع است؛ چرا که توجه و خواندن گاهشمار، مى‌تواند یک نماى بیرونى و اطلاعات کلى، از سیر تغییر و تحولات آن موضوع در اختیار ما قرار دهد. تا قدرت تجزیه و تحلیل انسان را در آن موضوع، آسان کند.

خواندن معلومات مختلف و پراکنده در یک موضوع، نمى‌تواند این ثمر را به همراه داشته باشد؛ زیرا که براى فهم بهتر و دقیق‌تر، لازم است به این اطلاعات درهم و غیر منسجم، دسته‌بندى شده نگاه کنیم، تا منتج به نتیجه مناسب و مطلوب گردد. گاهى، نگاهى گذرا به یک گاهشمار، بسیارى از چرایى‌هاى ذهن انسان را پیرامون یک موضوع، پاسخگو است. و در کمترین زمان ممکن، فرد مى‌تواند به راحتى بسیارى از اسرار مرموز و گنگ یک موضوع را پى‌ببرد.

موضوع این مقاله، «گاهشمار خط فارسى» از قرن اول هجرى تا کنون است. البته این مقاله سعى ندارد تا پیرامون مزایاى تغییر خط فارسى و یا معایب آن، سخن بگوید. و یا در ردّ آن قدمى بردارد. بلکه تلاش دارد تا شما را با یک نماى کلّى از تاریخچه خط فارسى و فعالیتهاى گذشتگان در این باره آشنا کند؛ و با مطالعه این گاهشمار، شما بتوانید به جواب بسیارى از سؤالات ذهنى خود برسید؛ بى‌آنکه در اثبات و یا ردّ تغییر خط فارسى، سخنى رفته باشد.

اینجانب مدت دو سال است که مشغول تألیف کتاب «دانشنامه خط فارسى» هستم. این کتاب در دوازده فصل و حدود شش جلد پانصد صفحه‌اى، آماده حروفچینى مى‌باشد، به مناسبت فصلى از این کتاب، لازم بود تا گاهشمارى تنظیم شود، بنابراین مقاله حاضر، مختصرى از آن گاهشمار مى‌باشد.

در این جا ضرورى است، پیش از نمایش گاهشمار، چند نکته بیان شود :

 1 ـ از قرن اول هجرى تا قرن سوم، هیچ کتاب نوشته‌اى، بجز کتاب قرآن کریم و یا برگ‌هایى از این مصحف شریف، در ایران و اسلام، بر جاى نمانده است. اولین نسخه خطى به جاى مانده از صدر اسلام، مربوط به قرن سوم هجرى است، و به زبان عربى مى‌باشد، البته اصل این نسخه نیز در ایران موجود نیست.

 2 ـ پس از ورود اعراب مسلمان به ایران، در زمانى نسبتاً کوتاه، خط پهلوى که در آن زمان خط نوشتارى اکثر مناطق ایران بود، از کاربرد عمومى ساقط شد. و حتى تا چند قرن خط یا زبان نوشتارى مردم ایران، زبان و خط عربى گشت و مردم ایران به زبان فارسى چیزى نمى‌نوشتند، مگر در گوشه و کنار، و آن هم غیر قابل توجه.

بنابر آنچه بیان شد، در واقع و به طور رسمى و همه گیر، از اواسط قرن ششم زبان فارسى در نوشتارها، نمایان شد. و اگر بخواهد خط فارسى مورد بررسى واقع شود، باید بدانیم که خط فارسى کنونى، از قرن ششم آغاز شده است. و پیش از آن، فارسى‌نویسى کلاً رایج نبوده است و همه نوشته‌ها به زبان عربى نگارش مى‌شده است. خطوط فارسى قبل از این و برخى نوشته‌ها همانند شاهنامه فردوسى یا برخى کتابهاى نادرِ قبل‌تر از آن، به صورت استثنا به زبان فارسى نگاشته شده‌اند. و فارسى‌نویسى، در ایران عمومیت نداشته است.

 3ـ سده ششم هجرى قمرى، آغاز خطاطى فارسى در ایران و سده نهم و دهم هجرى قمرى، اوج خطاطى کتابهاى فارسى است. و سده دوازدهم، با ورود حروفچینى سربى به ایران، کاهش چشم‌گیرى در خطاطى فارسى پدید آمد؛ حتى پس از آن، به مرور خطاطى کتاب، فقط به صورت تفنّنى و تفریحى و تزیینى به کار رفته است؛ به صورتى که اکنون، خطاطى کتابى، منسوخ شده است، مگر استثنائاتى غیر قابل توجه. جالب‌تر اینکه، حتى براى اکثر مردم ایران، خطوط خطاطى، خوانا یا حداقل به راحتى خوانا نیست. مگر متن‌هاى بسیار کوتاه و تیتروار.

 4 ـ خط فارسى عمومى مردم ایران، از زمان پیدایش خط نسخ (و گاهاً نستعلیق) و کاربرد عمومى آن تا کنون، تغییر قابل ملاحظه و چشم‌گیرى نکرده است. به طورى که اگر سیر خط‌هاى عمومى و رایج بین اکثر مردم ایران (و نه خطاطان حرفه‌اى) را در نوشته‌جات و کتابهاى غیر تزیینى، بررسى کنید خواهید دید که در حال حاضر ایران، خط فارسى همان است که هشتصد سال پیش بوده است، مگر در موارد خاص که برخى مردم بد خط‌اند یا بسیار خوشنویس.

 5 ـ تاریخ وقایع این گاهشمار، بر اساس مبدأ هجرى شمسى تنظیم شده است. اکثر تاریخ‌ها، بسیار دقیق‌اند؛ امّا از آنجایى که در تبدیل تاریخ قمرى به شمسى، جداى از پیچیدگى‌هاى تفاوت این دو شیوه، ماه‌هاى این وقایع نیز تأثیر گذارند، بنابراین ممکن است برخى سالهاى ذکر شده در این مقاله، با یک سال پس و پیش، واقعیت پیدا کنند. و برخى نیز که نشان دهنده دوره خاصى مى‌باشند، تاریخ حدودى آن دوره یا واقعه ذکر شده است.[1]

***

براى تنظیم این گاهشمار، تلاش فراوانى انجام شد و به منابع بسیارى مراجعه نمودم، ولى از آنجا که همیشه تاریخ، قرین با عدد و رقم مى‌باشد؛ بنابراین حروفچینى و نمونه‌خوانى و تطبیق و تنظیم متنهاى تاریخى بسیار مشکل است، و احتمالاً در تنظیم این مقاله، مرتکب خطاهایى نیز شده‌ام. بسیار مناسب است که خوانندگان فرهیخته و محترم، خطاهاى آن را متذکر شوند.[2]

      کاظم استادى     12/9/ 1390

 

تاریخ هجرى شمسى /  عنوان واقعه تاریخى

0000   ـ   رواج «خط پهلوى» در ایران و «خط کوفى» (ساده ، بدون نقطه و اعراب) در عربستان و عراق.

0021   ـ   سقوط شاهنشاهى «ساسانیان» توسط مسلمانان.

0021   ـ   آغاز نفوذ و درآمیختگى زبان و خط عربى در ایران.[3]

0025   ـ   وجود سکه‌اى که اثرى از زبان عربى دارد (ولى اصالت آن ثابت نشده است)

0026   ـ   رواج خط کوفى و نسخ عربى در نوشتارها.

0030   ـ   نخستین سکه ایرانى به زبان عربى (همراه با خط پهلوى) در مرو ضرب شد.

0031   ـ   افزایش تعداد سکه‌هاى خط عربى در ایران (همراه با خط پهلوى).

0067   ـ   ابداع حرکات حروف خط کوفى به شکل نقطه توسط «ابوالاسود دوئلى».

0073   ـ   نخستین سکه ایرانى که در آن «خط پهلوى» کاملا از بین رفته است.

0084   ـ   گردانیدن «دیوان ولایات» از فارسى به عربى و آغاز استعمال «خط سیاق» براى حسابدارى.

0125  ـ   ابداع «نقطه» و ابداع «زیر و زبر» با دوایر کوچک و یا خطوط مورب نازک توسط «یحیى بن یعمر العدوانى» در خط کوفى.

0125   ـ   تغییر ترتیب حروف الفبا، به مبناى «ابتثى».

0128   ـ   آغاز خلافت عباسیان و شروع ترجمه و تألیف کتب گوناگون علمى به زبان و خط عربى.[4]

0128   ـ   رونق بازار خوشنویسى.

0146  ـ   پیشنهاد علایمى شامل: فتحه، ضمه، کسره، سکون، تشدید، مد، همزه و تنوین توسط «خلیل ابن احمد فراهیدى».

0209  ـ   الالسن المخترعة من الحروف المبتدعة (یا کتاب الاعلام بفک الرموز من سائر الاقلام /  ایوب بن مسلمة / خطى

0223   ـ   درآمیختن واژه‌هاى عربى با فارسى و همگانى‌شدن خط عربى و بیگانگى مردم از «خط پهلوى» همانند زبان پهلوى.

0252   ـ   آغاز فرمانروایى‌هاى مستقل در ایران.

0254   ـ   تجلیل از شعراى «عربى‌سُرا» در ایران.

0271   ـ   قدیمى‌ترین اصل نسخه خطى عربى برجاى مانده (به جر قرآن)، به نام «غریب الحدیث» از ابن قتیبه، که فیلم نسخه در ایران موجود مى‌باشد.

0291   ـ   بکارگیرى بیشتر «خط نسخ» و نیز ممتاز شدن خطوط ستّه (شش‌گانه)[5]  و پیدایش خطوط دیگر، براى کاربردهاى خاص، همانند: خط غبار.

0336   ـ   داستانها و روایات تاریخى به عنوان نخستین اثر زبان فارسى در مجموعه‌اى مستقل با نام شاهنامه (ابومنصورى) در اختیار مردم قرار گرفت.[6]

0343   ـ   نخستین شعرسرایى فارسى، توسط «محمدبن وصیف» و آغاز استعمال دوباره «فارسى درى» و خروج آن از رکود.[7]  

0350   ـ   رواج آموزش زبان عربى در مکتب‌ها از کودکى و رواج نام‌هاو کنیه‌هاى عربى در بین مردم ایران.

0352   ـ   بکارگیرى خط کوفى ایرانى (کوفى شرقى).

0353   ـ   قدیمى‌ترین اصل نسخه خطى عربى (به جر قرآن) موجود در ایران، به نام «الهدایة و الضلاله» به خط کوفى.

0358   ـ   با وجودى که «سره‌نویسى» و «سره‌گویى» مذمت مى‌شد، «فردوسى» سرودن شاهنامه را آغاز کرد.[8]

0359   ـ   تألیف لغت‌نامه‌هاى عربى به فارسى.

0380   ـ   بکارگیرى خط کوفى مغربى.

0384   ـ   «ترجمه تفسیر طبرى» اولین متن دینى اسلامى به زبان و نثر فارسى نوشته شد.

418     ـ   تا این زمان، قانون و دفاتر و امثله و مناشیر، به عربى نوشته مى‌شد و فارسى‌نویسى امثله عیب بود و از این پس دوباره «فارسى‌نویسى» رایج شد.

0434   ـ   قدیمى‌ترین کتاب به خط «فارسى‌نو»، «الابنیه عن حقایق الادویه» است که توسط اسدى‌توسى در پزشکى تحریرشده و نسخه‌بردارى از آن، اکنون برجاى مانده است.

0437   ـ   بکارگیرى خط کوفى خراسانى.

0451   ـ   تألیف لغت‌نامه فارسى به فارسى.

0466   ـ   قدیمى‌ترین اصل نسخه خطى فارسى، «ذخیره خوارزمشاهى» است که فیلم این نسخه در ایران موجود مى‌باشد.

0485   ـ   بکارگیرى خط کوفى گلدار سلجوقى.

0485   ـ   تالیف برخى کتاب‌هاى معتبر و مهم به زبان فارسى.

0500   ـ   بکارگیرى خط کوفى رازى و غورى.

0524   ـ   رغبت مردمان در این دوره از مطالعه کتب عربى قاصر گشت.

0534   ـ   منسوخ شدن خط کوفى و رواج بیشتر خط نسخ و محقق.

0563   ـ   بکارگیرى خط بنایى.

0582   ـ   فارسى شدن نامه‌هاى خصوصى و برخى نوشته‌هاى دیگر، به خط نسخ.

0648   ـ   قدیمى‌ترین نسخه گلستان سعدى، موجود در ایران که به سال 637 تألیف شده است.

0648   ـ   قدیمى‌ترین نسخه بخشى از مثنوى معنوى، موجود در ایران؛ البته تألیف مثنوى از سال 641 تا وفات مولوى (652ش) ادامه داشته است.

0769   ـ   براى نخستین بار کتابهایى با حروف متحرک در «چین» به چاپ رسید.

0769   ـ   قدیمى‌ترین نسخه دیوان حافظ، موجود در ایران که به سال وفات مؤلف مى‌باشد.

0819   ـ   حروفچینى و چاپ با «حروف فلزى مجزا» توسط «یوهانس گوتنبرگ» آلمانى، ابداع شد.

0825   ـ   بکارگیرى خط نستعلیق در خط فارسى.[9]

0826   ـ   کار چاپ، توسط «گوتنبرگ» مکانیکى شد.

0829   ـ   چاپ کتاب مقدس.

0830   ـ   اوج خطاطى ایران در دوره «ایلخانیان» و «تیموریان».

0841   ـ   صنعت چاپ پدیدار شد و به سراسر اروپا گسترش یافت.

0844   ـ   بکارگیرى خط رقعه.

0894   ـ   در «ونیز ایتالیا» زیباترین نوشتار با حروف فلزى با نام «آنتیک» پدیدار شد.

0903   ـ   چاپگرى ونیزى، از «حروف بزرگ ایتالیک» براى نخستین بار استفاده کرد.

0929   ـ   بکارگیرى خط دیوانى توسط «حسام رومى».

1019   ـ   قدیمى‌ترین کتاب موجود، در جلفاى اصفهان، که با استفاده از حروف مجزا سربى و خط فارسى (اواخر سلطنت شاه صفى)، توسط ارامنه کرملی چاپ شده است. [10]

1020  ـ   خلیفه خاچادور قیصری، در جلفای اصفهان برای نخستین بار چاپخانه ای دایر کرد که کاغذ و مرکب و حروف آن در جلفا تهیه می­شد.

1055  ـ   مذاکره برادر وزیر دربار شاه سلیمان با شاه و شاردن، جهانگرد فرانسوی، برای آوردن متخصصان چاپ به ایران برای آموزش ایرانیان. که به نتیجه­ای نرسید.

1068   ـ   بکارگیرى خط «شکسته نستعلیق».

1079   ـ   حروفهاى جدیدى براى الفبا در اروپا طراحى شد.

1096   ـ   کشیش آنژدوسن ژزف فرانسوی و از مبشرین فرقه نصارای کرملی، که مدتی در ایران اقامت داشت، کتاب لغت فرانسه به فارسی، تالیف و در فرانسه چاپ نمود.

1098   ـ   اعزام اولین گروه محصلین ایرانى براى آشنایى با علوم‌جدید، به انگلستان.

1159   ـ   اختراع چاپ ژلاتینى.

1159   ـ   اولین کتاب چاپى فارسى، به نام واژه نامه مختصر انگلیسى و فارسى در مالاد بنگال به چاپ رسید.

1175   ـ   چاپ سنگى (لیتوگرافى) توسط «زنفلدر» تکمیل شد.

1182   ـ   محاصره شهر گنجه و آغاز جنگهای ایران با روسیه. دولت روس، پس از تسخیر داغستان، برای زبانهای اوار، چچن و چرکس، الفبای جداگانه­ای با حروف لاتین درست کرد، تا در مدارس جدید، خط جدید تدریس شود. و تعدادی کتابهای اسلامی را به همان خط برگردانیدند.

1182   ـ   اولین نمونه چاپ ژلاتینى در ایران، براى نشر شبنامه در تبریز.

1190   ـ   اعزام دو نفر محصل (میرزا محمد کاظم و حاجی باب افشار) به انگستان.

1191   ـ   ماشین چاپ، از روش مسطح به سیلندرى تکامل پیدا کرد.

1191  ـ   تولد فتحعلی آخوندزاده.  و شکست ایران از روسها، عقد عهدنامه گلستان و پایان جنگهای دور اول ایران و روس.

1194  ـ   اعزام پنج تن، دسته دوم محصلین ایرانی به انگلستان توسط عباس میرزا . ( میرزا جعفر مشیروالدوله و میرزا صالح، ناشر نخستین روزنامه ایرانی، جزء این دسته بودند.)

1197   ـ   بازگشت پنج نفر محصلین ایرانی از انگلستان و تاسیس اولین دستگاه چاپ حروفی در تبریز. [11]

1197   ـ   اولین کتاب فارسى[12] به نام فتحنامه[13]و سپس رساله جهادیه[14] ، که با چاپ حروفى در تبریز چاپ شد. این حروف چاپى فارسى، با رعایت اصول خط نسخ طراحى شده بود.

1200   ـ   آغاز جنگ در میان ایران و عثمانی.

1202   ـ   عقد عهد نامه ایران و عثمانی در ارزنه الروم.

1203   ـ   عباس میرزا ، میرزا جعفر تبریزی را برای آموختن فن چاپ به مسکو فرستاد. [15]

1203   ـ   ورود «چاپ سنگى» به ایران و تاسیس اولین کارخانه چاپ سنگی در تبریز. و دایر بودن چاپ سربی در تهران.

1204   ـ   چاپ حروفی قرآن مجید به خط میرزای نیریزی (که به قرآن معتمدی مشهور شد) توسط میرزا زین العابدین در تهران.

1205   ـ   ورود بیشتر «چاپ سربى» به ایران. و ورود سیدمحمدمجتهد از عتبات به تهران و فتوای او به جهاد با روس به همراه فتوای دسته جمعی روحانیان. آغاز جنگ دوم ایران با روس و فتح گنجه به دست روس و شکست ایرانیان.

1206   ـ   ابداع حروف نستعلیق هندىِ چاپى، توسط ویلکینز و چاپ کتاب پیمان تازه خداوند با همین خط در هند. و فتح ایروان ایران به دست روس. عقد عهدنامه ترکمن چای و پایان جنگ دوم ایران و روس.

1213   ـ   بسته شدن چایخانه حروفی در تبریز. و درگذشت فتحعلی شاه در سفر به اصفهان و تاجگذاری محمد شاه در تهران.

1216   ـ   انتشار نخستین روزنامه در ایران. [16] و لشکرکشی محمد شاه به هرات.

1217   ـ   ظاهرا نخستین کتابی که در تهران چاپ سنگی شده، دیوان حافظ است.

1223   ـ   دو دسته دیگر از محصلین ایرانى براى آشنایى با علوم‌جدید، عازم فرنگ شدند.

1224   ـ   تشکیل مجلس موقت هیئتی علمی - فرهنگی در استامبول، که بعدا انجمن دانش نام گرفت و جمعیت علمیه عثمانی از دل آن بیرون آمد.  وظیفه­اش مطالعه راههای مبارزه با بیسوادی و اصلاح نظام آموزشی بود.  که یکی از اقدامات آن، تاسیس دارالفنون است.

1224   ـ   بسته شدن چاپخانه حروفی در تهران. از این زمان تا بیش از شصت سال، چاپخانه­های ایران منحصر به چاپ سنگی گردید.

1227   ـ   تاجگذاری ناصرالدین شاه و نصب میرزا تقی خان امیر نظام به صدارت.

1229   ـ   تاسیس دارالفنون در ایران. [17] و انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه.

1230   ـ   مجلس موقت انجمن دانش در استامبول با حضور پادشاه و رشید پاشا، معمار تنظیمات، رسما به انجمن دانش نامیده شد. [18]

1232   ـ   ابداع الفبایی بر اسلوب اهل فرنگستان با حروف مقطعه توسط برخی[19] از اعضای مجلس مجموعه فنون، و نیز برپایی مجلسی پیرامون آن.

1235   ـ   امضائ عهدنامه صلح ایران و انگلیس و سلب حق حاکمیت ایران بر افغانستان.

1236   ـ   الف باء جدید. رساله­ای است که آخوندزاده به شرح مفصلی از الفبای خود در تفلیس پرداخته.

1236   ـ   بیان تحقیقی که آخوندزاده در خصوص خط اسلام از کتب متعددۀ معتبر به عمل آورده است.

1236   ـ   نامه آخوندزاده با اجازه میرزا حسین خان (جنرالنی قونسول دولت ایران در تفلیس) به وزارت امور خارجه پیرامون الفبای جدید.

1236   ـ   نامه آخوندزاده به دولت عثمانیه و پنج دولت ممتاز فرنگستان، پیرامون الفبای جدید.

1237   ـ   آغاز سفارت میرزا حسین خان مشیرالدوله (سپهسالار) به مدت دوازده سال. [20]

1237   ـ   نامه آخوندزاده به نظام­الدوله در تهران، و درخواست وساطت پیگیری جواب نامه قبلی به جناب وزیر امور خارجه پیرامون الفبای جدید.

1237   ـ   نامه آخوندزاده به یکی از امرای دارالخلافه در تهران، برای درخواست وساطت پیگیری جواب نامه قبلی آخوندزاده به جناب وزیر امور خارجه پیرامون الفبای جدید.

1237   ـ   نامه آخوندزاده به احتمالاً میرزا محمد علی میرزا کاظم بیک، پیرامون الفبای جدید.

1237   ـ   نامه آخوندزاده به میرزا یعقوب در تهران، برای درخواست وساطت پیگیری جواب نامه قبلی آخوندزاده به جناب وزیر امور خارجه پیرامون الفبای جدید.

1237   ـ   نامه دستور العمل از آخوندزاده به حاجی ملا محمد در عثمانی، برای پیگیری الفبای جدید به عبدالرحمن آغا حاجی محمد امین مرحومک اوغلنه.

1237   ـ   نامه اول آخوندزاده ، به عسکرخان بک در تبریز، توسط ملا علی محمد روضه خوان (وی نیز الفباء را از آخوندزاده تعلیم گرفته)، برای ترویج و انتشار الفبای جدید در بین مردم و بزرگان.

1237   ـ   نامه دوم آخوندزاده ، دستور العمل به عسکرخان بک (احتمالاً داماد آخوندزاده) در تبریز، برای ترویج الفبای جدید در بین مردم و بزرگان.

1239   ـ   خط اختراعى مسیوبارب[21] ، براى خط اسلام و نیز چاپ چند کتاب فارسى و عربى به خط اختراعى موسیو بارب در وین.

1239   ـ   رساله منیف پاشا، وزیر دولت عثمانى، درباره تغییر خط. [22].

1241   ـ   سخنرانى معروفِ محمد طاهر منیف افندى (منیف پاشا، وزیر دولت عثمانى) در جلسه جمعیت علمیه عثمانى، در ضرورت اصلاح الفباى عرب.

1242   ـ   مسافرت آخوند زاده به استامبول (و شرکت در جلسه‌اى در جمعیت علمیه عثمانی، پیرامون تغییر خط. [23] و ارائه مقاله خود به این جمعیت.)

1242   ـ   حضور آخوندزاده به پیشگاه حضرت صدارت پناهی عثمانی و تقدیم نامه، برای درخواست بررسی الفبای جدید در انجمن دانش عثمانی.

1242   ـ   اهداء یک جلد خط جدید توسط آخوندزاده به قائم مقام سانجاق لازستان عثمانی، شوقی افندی در قصبۀ باطوم.

1242   ـ   شرکت آخوندزاده در مجلس مجموعه فنون و شرح و توضیح پیرامون الفباء برای شش نفر از ارباب معرفت[24]، بفرمایش صدراعظم عثمانی. و نیز درخواست بررسی خط جدید در انجمن.

1242   ـ   جلسه دوم بررسی خط آخوندزاده، بدون حضور او در انجمن علمیه عثمانی پیرامون.

1242   ـ   حضور دوباره آخوندزاده به پیشگاه حضرت صدارت پناهی عثمانی (فؤاد پاشا) به پیشنهاد منیف افندی، و پیگیری نامه خود، و نیز درخواست اعطای سند.

1242   ـ   اهداء یک جلد خط جدید توسط آخوندزاده به وزیر دول خارجه عثمانی، عالی پاشا، و نیز دادن مکتوب والی طرابزون ، محمد امین پاشا به وی.

1242   ـ   اهداء چند مجلد «خط جدید» توسط آخوندزاده به افراد مختلف در دولت عثمانی.[25]

1246   ـ   ابداع خط جدانویس توسط ملکم خان در استامبول عثمانی.

1246   ـ   چاپ نقد الفبای آخوندزاده و ملکم خان، و مطالبی پیرامون اصلاح خط اسلام، توسط سعاوی افندی در روزنام مخبر چاپ لندن.

1247   ـ   پس از تسخیر داغستان، دولت روس الفبای جداگانه­ای با حروف لاتین برای زبانهای مردم «آوار، چچن و چرکس» درست کرد.

1247   ـ   مکتوب شارل میسمر فرانسوی در بیان سبب جمودت اهل مشرق، که به صدر اعظم عثمانی نوشته شده است. [26]

1247   ـ   مقاله در خصوص عدم قابلیت الف‌باى اسلامیه به نشر علوم، روزنامه غولوس چاپ پطرزبورغ سال هفدهم، شماره 266.

1247   ـ   نامه آخوند زاده به وزیر علوم ناصرالدین شاه پیرامون تغییر خط.

1247   ـ   منظومه در خصوص الفباى تازه/ آخوندزاده، میرزا فتحعلى چاپ تفلیس.

1247   ـ   حداقل 8 نامه از آخوندزاده برای پیگری معروض­نامه به وزیر علوم، وزیر امور خارجه، اعتماد الدوله، امین الملک، پاشا خان، علی خان، محمود خان، پیرامون الفباء جدید.

1247   ـ   نامه آخوندزاده به ملکم خان پیرامون الفباء جدید ملکم خان.

1247   ـ   ارسال نمونه خط اختراعی ملکم خان به دولت ایران، توسط آخوندزاده.

1247   ـ   نامه آخوندزاده به اعتضاد السلطنه پیرامون الفباء جدید خود در مقابل عقیده و انتقاد سعاوی افندی، پیرامون خط که یکسال پیش در لندن منتشر شده بود.

1248   ـ   چاپ مقالاتى پیرامون تغییرخط در روزنامه‌هاى ترقى و حرّیت و مقالات نامق کمال[27] در جواب میرزاملکم‌خان.

1248   ـ   جواب منفی دولت ایران به معروض نامه آخوندزاده و خط پیشنهادی او و ملکم خان.

1248   ـ   نامه از میرزا یوسف خان به آخوندزاده، پیرامون اوج گیری مباحثات تغییر خط در روزنامه­های ترقی و حریت استامبول. و ذکر نام و الفبای اختراعی وی.

1248   ـ   نامه آخوندزاده، به منیف افندی و صدراعظم عثمانی، پیرامون جواب دولت ایران دربارۀ خط اختراعی او و تقاضا از ایشان، برای ترویج و بررسی الفبای جدیدتری که ابداع نموده، در عثمانی.

1249   ـ   نام ملکم خان به آخوندزاده با خط جدید ملکمی.

1249   ـ   نامه آخوندزاده از ییلاق کجور به ملکم خان پیرامون خط های ابداعی و هم نظر شدن با وی برای جدانویس کردن الفبا و نیز تغییر جهت از چپ به راست.

1249   ـ   نامه ملکم­خان به آخوندزاده، پیرامون مرگ فؤاد پاشا و یک نفر انگلیسی که به مراتب بیش از آخوندزاده و ملکم­خان مصرّ تغییر خط اسلام است. و نیز یک حکیم ایطالیایی که تفاصیل زیادی در باب تغییر خط نوشته و به دولت عثمانی داده است.

1249   ـ   نامه آخوندزاده به ملکم خان، و درخواست نوشتن شرحی به زبان فرانسه در روزنامه استامبول، برای حقیقت مسأله الفبا و لزوم تغییر آن.

1249   ـ   نامه علی­خان به آخوندزاده، پیرامون قول همکاری مصطفی­خان[28] برای تشکیل جلسات بحث درباره تغییر خط و الفبا.

1249   ـ   نامه ملکم خان به آخوند زاده برای نظر خواهی از کتاب «وزیر و شیخ» و الفبا

1249   ـ   نامه آخوندزاده به میرزا مصطفی­خان، جهت تشکر از اهتمام وی درباره تغییر خط اسلام.

1249   ـ   نامه آخوندزاده به ملکم خان و تعریف از کتابچه او در خصوص تغییر خط اسلام. و تقاضا خواندن آن برای صدراعظم عثمانی.

1249   ـ   میرزا حسین خان (مشیرالدوله) ، دشمن آخوندزاده به وزارت عدلیه ایران منصوب شد.

1250   ـ   قحطی و خشکسالی بزرگ در سراسر ایران، که منجر به «آدم خوری» گشت.

1250   ـ   نامه ملال­افزای ملکم خان به آخوندزاده، پیرامون ناراحتی وزرای اسلامبول در آخرین اجلاس که به جهت تغییر خط اسلام برپا شده بود. و منع چاپ روزنامه با خط ملکم­خان. و تکفیر آنها نسبت به تغییر خط عربی اسلام.

1250   ـ   نامه آخوندزاده به ملکم خان، پیرامون تغییر الفبا و خط در داغستان. همچنین تقاضای مطرح شدن تغییر الفبا در جمعیت علمیه عثمانی. و تشویق ملکم خان به پشتکار در اهدف تغییر خط.

1250   ـ   نامه آخوندزاده به میرزا یوسف خان پیرامون درد دل ملکم خان در رد درخواست چاپ مطلب با خط جدید ملکم خان در عثمانی.

1250   ـ   نامه آخوندزاده به ملکم خان، و درخواست احتجاج با وزرای عثمانی؛ به همراه ارسال نمونه­ای از خط جدید چچن در تفلیس برای وی.

1250   ـ   میرزا حسین خان، دشمن آخوندزاده به سپهسالاری و صدراعظمی ایران منصوب شد.

1250   ـ   نامه آخوندزاده به ملکم خان، و درخواست ارسال نوشته­های فرانسه، انگلیسی و ایتالیایی که پیرامون تغییر الفبا و آنها، در روزنامه­ها منتشر شده است.

1250   ـ   نامه آخوندزاده به دو نفر از وزرای مخالف تغییر الفبا و خط در عثمانی، و ترقیب آنها به تغییر خط و مزایای آن.

1250   ـ   نامه ملکم­خان به آخوندزاده، درباره به وزارت رسیدن شخصی در عثمانی، که قبلاً رئیس مجلسی بوده که درخواست اصلاح الفبا را رد کرده است.

1250   ـ   دو نامه آخوندزاده به یوسف­خان، و گلایه از او و دوستان که به مناسبت صدارت صدراعظم، دیگر به آخوندزاده نامه نمی­دهند و حتی جواب نامه­های او را نمی­دهند، و مطالبی پیرامون تغییر الفبا.

1250   ـ   نامه آخوندزاده به ملکم خان، پیرامون مکتوب شارل میسمر و ترجمه آن به روسی و فارسی، توسط آخوندزاده و پسرش.

1251   ـ   نامه آخوندزاده به ملکم­خان و گلایه از تغییر رویه او نسبت به موضوع نوع خط و تغییر آن.

1251   ـ   صورت جلسات مذاکرات آخوندزاده و ملکم­خان پیرامون روش مطرح کردن تغییر خط، که سر راه مراجعت به ایران نزد او در تفلیس آمده بود.

1252   ـ   نامه آخوندزاده به محرر روزنامه حقایق پیرامون تغییر الفبا.

1252   ـ   نامه دیگر آخوندزاده به وزیر علوم ناصرالدین شاه پیرامون تغییر خط. و سفر اول ناصرالدین شاه به فرنگ به اتفاق میرزا حسین خان سپهسالار.

1252   ـ   دیدار آخوندزاده و میرزا حسین خان سپهسالار در تفلیس هنگام مراجعه ناصرالدین شاه از فرنگ و مذاکره پیرامون تغییر الفبا و روابط فی­مابین خود.

1252   ـ   نامه آخوندزاده به رئیس وزارت خارجه طهران (میرزا حسین خان مشیرالدوله[29]) ، پیرامون پیری و آرزو به گور بردنش پیرامون تغییر الفبا.

1252   ـ   نامه آخوندزاده به اعتضادالسلطنه، پیرامون اهمیت تغییر الفبا و سوادآموزی از طریق آن.

1252   ـ   نامه آخوندزاده به میرزا محمد رفیع صدرالعلما، پیرامون الفبا تازه و تغییر خط.

1253   ـ   نامه میرزا محمد رفیع صدرالعلما به آخوندزاده و درخواست ملاحظه شرح الفبای اختراعی وی.

1254   ـ   نوشتن مطلبی برای شاهزاده فرهاد میرزای قاجار[30] پیرامون الفبا، در سفر عبوری وی از تفلیس به جهت مکه.

1254   ـ   انتشار روزنامه اختر در استامبول؛ که اولین روزنامه چاپ در خارج از کشور مى‌باشد و همچنین اولین روزنامه فارسى با حروف چاپ سربى است.

1255   ـ   نامه آخوندزاده به مانکجی صاحب، و اظهار امیدواری که اخلاف پس از او الفبا را تغییر دهند. و نیز مذاکره با دبیر مخصوص شاه مسمی ... پیرامون الفبا جدید و اهداء نسخه­ای از آن به وی.

1255   ـ   نامه آخوندزاده به میرزا مصطفی، و سفارش به او برای ترویج تغییر الفباء در بین فضلای تبریز.

1256   ـ   درگذشت میرزا فتحعلی آخوند زاده در تفلیس. و سفر دوم ناصرالدین شاه به فرنگ.

1256   ـ   ترجمه «واپس‌مانده اهالى‌شرق از ترقى بخاطر نقصان الف‌با»، نوشته «شخص کامل» از بیکزاد کان گرجستان، توسط رشدى و چاپ آن در روزنامه اختر ش 17 چاپ شد.

1257   ـ   بررسى امکان تغییر خط عربى و ترکى به حروف لاتین، نامق کمال.

1258   ـ   گفتارهایى در پیرامون نارساییها و آکهاى خط عربى از انسى‌زاده ، سعید در روزنامه ضیاء قفقاسیه تفلیس.

1259   ـ   اصلاح خط و کتابت / میرزایوسف‌خان[31]  چاپ شده در روزنامه اختر سال ششم، شماره 22، چاپ استامبول.

1259   ـ   کاغذ وین، میرزا حسن[32]  پیرامون تغییر خط، روزنامه اختر سال ششم، شماره 28 ، چاپ استامبول.

1259   ـ   ترجمه استفتاء میرزا یوسف خان پیرامون تغییر خط، توسط مسیو بارب در روزنامه رسمى وین.

1259   ـ   الفباى اختراعى میرزارضاى‌تبریزى[33]  چاپ شده در مطبعه شرکت ایرانیه در اسلامبول. و چاپ مقدمه این رساله، در روزنامه اختر س 7 ش2 ، چاپ استامبول.

1259   ـ   سواد تعلیقه، شیخ الاسلام قفقاز (آخوند احمد حسین زاده) براى میرزا رضاى تبریزى، روزنامه اختر سال هفتم شماره 5 ، چاپ استامبول.

1259   ـ   معلم الاطفال / حسین زاده، احمد؛ چاپ تفلیس در قفقاز.

1261   ـ   الفباى بهروزى / افشار بکشلو، میرزا رضاخان؛ چاپ استامبول.

1264   ـ   مقدمه گلستان سعدى / ملکم خان، ناظم‌الدوله / مطبعه ترقى لندن

1264   ـ   درباره تغییر و اصلاح الفبا / تبریزى، میرزا لطفعلى / روزنامه اختر؛ ش 21 و 22 سال 1302ق چاپ استامبول

1265   ـ   اختراع دستگاه حروفریزى «لاینو تایپ».

1265   ـ   نمونه افکار (الفباى جدید) / دبیر، میرزا حسین خان؛ چاپ استامبول.

1265   ـ   رساله در وجوب اصلاح خط اسلام / مستشارالدوله، یوسف؛ چاپ استامبول.

1265   ـ   نامه میرزا نجفعلى خان (سرکاتب اول و ترجمان سفارت کبراى دولت ایران) پیرامون تغییر خط، روزنامه اختر سال دوازده، شماره 37 ، چاپ استامبول.

1265   ـ   اقوال على (به خط ملکمى)  و ضروب امثال (مثلهاى ترکى به خط ملکمى) / ملکم خان، ناظم‌الدوله / مطبعه ترقى لندن

1265   ـ   نمونه خطوط آدمیت / ملکم خان، ناظم‌الدوله / مطبعه ترقى / 61 ص / لندن

1266   ـ   اختراع ماشین حروفچینى «مونوتایپ» توسط «تالبرت لانستون» آمریکایى.

1268   ـ   الفباى تازه / آلان براغوش، میرزاکاظم خان. و سفر سوم ناصرالدین شاه به فرنگ. و عزل ملکم خان و  انتشار روزنامه قانون توسط او در لندن.

1277   ـ   تشکیل دوباره جمعیت علمیه عثمانی، که همزمان با کاسته شدن فعالیتهای انجمن دانش، به صورت غیر دولتی ولی با همان اهداف شکل گرفت.

1279   ـ   براى استفاده از «خط نستعلیق» در حروفچینى سربى، تلاشهایى در آلمان به عمل آمد.[34]

1283   ـ   اصلاح الفبا از تختنسکى، محمد آقاشاه در روزنامه شرق روس تفلیس

1284   ـ   مسالک المحسنین / طالبوف، میرزا عبدالحیم / بى‌نا /  / تبریز

1288   ـ   کتابچه‌اى پیرامون خط جدید از حقى‌بیک میلاسى[35] ، اسماعیل چاپ استامبول و بیروت

1288   ـ   الخط الجدید چاپ بیروت

1289   ـ   کتابى با الفباى لاتین از امیرخانجر، ابراهیم چاپ استامبول

1292   ـ   الفباى خط نو براى نوآموزان پارسى[36]  / اویسى، على محمد.

1293   ـ   شروع جنگ جهانی اول.

1300   ـ   ممنوعیت حک خطوط خارجى در تابلوهاى مغازه‌ها و دکاکین و استفاده از خط فارسى و مخالفت اتباع خارجه.

1301   ـ   کمیته الفباى نو به راهبرى نریمان نریمانوف پدید آمد.

1302   ـ   انتشار «مسأله تبدیل الفبا به لاتین» (به روسى) / پولیوانف، پروفسور در شوروى. و حرکت احمد شاه به اروپا؛ اعلان جمهوری در ترکیه و خروج قوای انگلیس از ایران.

1303   ـ   ارسال هیئت هایى به جمهورى ترک و تاتار براى گزینش الفباى نو.

1303   ـ   نریمان نریمانف رهبر بلشویک آذربایجان، توانست قانون استفاده از خط لاتین در امور دولتی را به تصویب مجلس جمهوری آذربایجان برساند.

1304   ـ   ورود رسمى بحث تغییر خط به ایران و نیز انتشار «علامات و قواعد تنقیط» و «الفبا به ترتیب راه نو» / کاظم‌زاده ایرانشهر، حسین و کتاب «لزوم اصلاح خط و زبان» / اعتصام‌زاده، ابوالقاسم. و نیز اعلام انقراض قاجاریه و تاسیس سلسه پهلوی.

1305   ـ   طرح تبدیل الفباى ترکى ملل جماهیر شوروى و ترک زبانان آذربایجانی جهان، به لاتین؛ در اولین کنفرانس ترک­شناسی در باکو.

1305   ـ   نخستین پلونیوم کمیته مرکزى الفبا در باکو و بررسى پیشنهادهاى رسیده پیرامون الفبا.

1306   ـ   تاجیکستان و الفباى نو ، معروف زاده ، مجله رهبر دانش شماره 2. و دنیاى نو ـ الفباى نو / عبدالرؤف فطرت ، مجله رهبردانش شماره 3 و نیز لایحه الفباى‌نو در تاجیکستان.

1306   ـ   «گاتها» (مقدمه، در لزوم تغییر خط) و «تغییر خط فارسى» و «پوراندوخت‌نامه» (مقدمه، در لزوم تغییر خط) از پور داود، ابراهیم و «مخترع خط جدید» بى‌نام.

1307   ـ   الفباى اختراعى ابتهاج / ابتهاج، غلامحسین

1307   ـ   الفباى جدید، الفباى پیشنهادى / چیره

1307   ـ   در این سال حداقل 16 عنوان کتاب یا مقاله پیرامون تغییر خط فارسى منتشر شد.[37]

1307   ـ   لزوم اصلاح خط از ملکم، ناظم‌الدوله / فروغ ؛ دوره 1، ش 11ـ12 چاپ تهران

1307   ـ   خط دانش و انسانیت از اندامان انجمن دانش هندوستان، چاپ بمبئى هند

1307   ـ   پلونیوم دوم به شهر تاشکند خوانده شدند. در این پلونیوم همه جمهوریهاى قفقاز که نوشته‌هاى آنها به خط عربى بود، در تطبیق الفبانو و بکاربستن آن همداستان شدند.

1307   ـ   «یکى یول» یا الفباى‌نو، که از لاتین گرفته شده بود رسما در بیشتر جمهوریها قفقاز به کار افتاد.

1307   ـ   با پیشنهاد «تحسین عمر» و با سخنرانى آتاتورک  (غازى مصطفى کمال پاشا) و تصویب مجلس ملى ترکیه، الفباى لاتین جایگزین خط عربى در ترکیه شد.

1307   ـ   انتشار حداقل چهار مقاله[38]  به روسى پیرامون تغییر خط در باکو

1308   ـ   انتشار «تسهیل و تکمیل الفبا» / صدر المعالى، نور حقیق و «خط لاتین براى فارسى» / داعى الاسلام، محمد على؛ در حیدرآباد دکن.

1308   ـ   پذیرفته شدن لایحه فطرت. و تلاش عملى دولت تاجیکستان براى رسمى ساختن خط لاتین و ممنوعیت استفاده از خط عربى در دولت ازبکستان.[39]

1309   ـ   ابداع حروفچینى با روش عکاسى.

1309   ـ   انتشار «فارسى جدید» / داعى الاسلام، محمد على و «راه پیشرفت» / فاتح، مصطفى

1310   ـ   رواج کامل حروف سربى در ایران؛ از این تاریخ تا دهه 60 ؛ که اکثر کتابها با حروف سربى چاپ مى‌شده است.

1310   ـ   ماشین تحریرهاى برقى شرکت آى‌بى‌ام، کم کم به ایران آمد.

1311   ـ   مکاتبه با دربار در زمینه مداخله کلوپ ایران جوان در مورد تغییر خط فارسى.

1312   ـ   الفباى فارسى / داعى الاسلام، محمد على

1313   ـ   انتشار «چند قاعده و چند پیشنهاد براى تسهیل نوشتن و خواندن فارسى» / کاظم زاده ایرانشهر، حسین

1313   ـ   دبیره از بهروز، ذبیح چاپ ایران کوده در تهران

1314   ـ   تغییر الفبا و الفباى علائى[40]  / اعلائى، جبرئیل و «خط نو فارسى» / نثرى، موسى و دو مقاله دیگر از ایشان

1315   ـ   خطوط معمول در دنیا و میزان تکامل خط فارسى، رضاعى، حسین؛ چاپ پاریس.

1316   ـ   پیام من به فرهنگستان / فروغى، محمد على

1317   ـ   دولت شوروى، براى یکى گردانیدن خط، همه جمهوریهاى خود (بجز ارمنستان و گرجستان) را مجبور کرد تا خط خود را از لاتین به روسى (سریلیک) بر گردانند. [41]

1320   ـ   نمونه‌اى از رسم الخط ایرانى / آربرى، ا.ج و «انتقاد کتاب الفبا» / باغچه‌بان، جبار

1321   ـ   خواندن و نوشتن در دو هفته / بهروز، ذبیح و نیز انتشار حداقل چهار نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان: کسروى، احمد / صدرالمعالى، نور حقیق

1321   ـ   سخنرانى احمد کسروى پیرامون اصلاح خط چاپ روزنامه پرچم؛ یازدهم تیر در تهران

1321   ـ   درباره خط و الفبا از کسروى، احمد چاپ مجله پیمان در تهران

1322   ـ   الفباى آشتیانى / آشتیانى، اسماعیل  و خط آسان براى تعلیم عمومى / داعى‌الاسلام، محمدعلى در حیدرآباد دکن و انتشار سه نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان:[42]

1323   ـ   تأسیس «گروه طرفداران الفباى آسان» و انتشار حداقل پنج نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان :[43]

1324   ـ   اختراع «الفباى آسان» / آزاد مراغى، ابوالقاسم و «الفباى نو» / صفى نیا، رضا و نیز انتشار حداقل هیجده نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان :[44]

1325   ـ   انتشار حداقل چهار نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان: باغچه‌بان، جبار / آزاد مراغى، ابوالقاسم / ملکم، ناظم الدوله / هوشیار، محمدباقر

1325   ـ   شیخ و وزیر (رساله‌اى درباره خط فارسى) از ملکم، ناظم‌الدوله

1326   ـ   الفباى انسونیت از ارسطا، عبدالعلى چاپ کرمانشاه

1326   ـ   انتشار «طرحى درباره اصلاح خط فارسى» / آشتیانى، اسماعیل

1328   ـ   انتشار حداقل دو نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان: رحیم زاده صفوى، على اصغر

1329   ـ   الفباى عمادى از عمادى، محمود چاپ روزنامه پرچم در تهران

1329   ـ   الفباى صاحب‌الزمانى از صاحب‌الزمانى، سید حسن چاپ روزنامه‌هاى مشهد

1329   ـ   انتشار حداقل پنج نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان :[45]

1330   ـ   انتشار حداقل سه نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان: وصال، جمشید / نفیسى، سعید / افشار، ایرج

1332   ـ   رسم الخط یوسفى / یوسفى، اکبرخان و «شیوه خط» / ناتل خانلرى، پرویز

1333   ـ   انتشار حداقل سه نوشته پیرامون مشکلات خط فارسى از مؤلفان: جاوید، احمد / صدر المعالى، نور حقیق.

1334   ـ   انتشار حداقل سه نوشته پیرامون مشکلات خط فارسى از مؤلفان: الهام، رحیم / حیرت، محب / صهبا، ابراهیم

1335   ـ   انواع فارسى شده دستگاه حروفچینى «مونوتایپ» در ایران به کار گرفته شد.

1335   ـ   موسسه روزنامه اطلاعات، تعدادى از ماشین‌هاى حروفچینى «اینتر تایپ» و موسسه کیهان و چاپخانه افست، ماشین‌هاى «لاینو تایپ» خریدارى کردند.

1335   ـ   انتشار «در حاشیه خط فارسى و اصلاح و تغییر آن» / ثمره، یدالله

1336   ـ   انتشار «لزوم قطعى تغییر خط» / گرانفر، ابراهیم

1337   ـ   انتشار حداقل سه نوشته پیرامون رسم‌الخط خط فارسى از مؤلفان: نفیسى، سعید / سلطان على مشهدى / کوهپایه‌اى، محمد

1338   ـ   سال دعواى تغییر خط، بین موافقان و مخالفان که منجر به انتشار حداقل هشتاد نوشته پیرامون مشکلات خط فارسى گشت.[46]

1338   ـ   فعالیت «انجمن تغییر خط» در ایران،  به کوشش سعید نفیسى.

1338   ـ   نقل قول برخى از آیت‌الله‌العظمى بروجردى در مخالفت با تغییر خط‌فارسى.

1338   ـ   اصلاح الفباى ترکیه (به روسى) / کانونف، آ.ن / مجله تاریخ و زبانشناسى کشورهاى شرق چاپ در لنین‌گراد

1339   ـ   انتشار حداقل پانزده نوشته پیرامون تغییر خط فارسى که بیشتر نوشته‌ها علاقمند به ارائه خط لاتین بودند.[47]

1340   ـ   روش نوین براى اصلاح خط فارسى از  س، م؛ تصحیح محمدى عراقى، احمد / چاپخانه بوذرجمهرى در تهران

1340   ـ   حروف کج «ایرانیک» به تقلید از حروف «ایتالیک» در حروفچینى لاتینى، براى اولین بار در ایران طراحى شد.

1340   ـ   انتشار «روش نوشتن کلمات بیگانه» / پروین گنابادى، محمد

1340   ـ   سیستم حروفچینى نورى یا تایپ سرد، براى اولین بار در جهان ظهور کرد.

1341   ـ   انتشار حداقل چهار نوشته پیرامون تغییر خط فارسى از مؤلفان: / جمال زاده، محمد على / رهنما، عبدالله / ابوترابیان، حسین

1342   ـ   انتشار حداقل پنج نوشته پیرامون مشکلات و تغییر خط فارسى از مؤلفان: / محمد زاده، حمید / مقربى، مصطفى / وثوقى، ناصر / شوقى، عباس

1342   ـ   Alphanumeric APS2، نسل حروفچینى نورى در جهان که حروف را روى یک لامپ با اشعه کاتدى تولید مى‌کرد.

1343   ـ   «بحثى درباره رسم الخط» / شعار، جعفر و «تغییر خط» / پورداود، ابراهیم

1343   ـ   انجمنی به نام " انجمن ترویج زبان فارسی" در تهران دایر شد و مجله ای به نام " بنیاد فرهنگ" انتشار داد و الفبایی به نام " الفبای فارسی به خط جهانی" پیشنهاد کرد.

1344   ـ   انتشار حداقل هفده نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان :[48]

1345   ـ   پیدایش «اینترنت» با آزمایش بر روى دو کامپیوتر در شرق و غرب آمریکا.

1345   ـ   چاپ افست در ایران رواج بیشتر یافت.

1345   ـ   انتشار حداقل نه نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان :[49]

1346   ـ   انتشار حداقل هفت نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان :[50]

1346   ـ   رسم الخط تازه / یزدانى، بهرام

1346   ـ   IBM 2680، نسل حروفچینى نورى در جهان که حروف را روى یک لامپ با اشعه کاتدى تولید مى‌کرد.

1347   ـ  انتشار «املاء فارسى و راه رفع مشکلات آن» / سجادى، ضیاء و «تغییر خط از نظر ملک الشعرا» / گلبن، محمد و «مشکل خط فارسى» / محجوب، جعفر

1348   ـ  انتشار «پیشنهادى براى آسان نوشتن» / مهران و شریعت، و «دستور تعلیم الفباى نوین» / شهاب فردوس و «رسم‌الخط محمود رفیقى» / دانش پژوه

1349   ـ   انتشار «مقدار یا مغدار؟» / اسلامى ندوشن، محمد على

1350   ـ   تعداد زیادى از ماشینهاى کوچک‌تر حروفچینى رایانه‌اى، از نوع «کامپست»، وارد ایران شد.

1350   ـ   نسل اول ماشینهاى «لاینوترون»، که به شیوه عکاسى با نور کار مى‌کرد، رایج شد که به «حروفچینى نورى» مشهور بود.[51]

1350   ـ   یک مهندس انفورماتیک به نام رى تاملینسون، نخستین «اى‌میل» را ارسال کرد.

1350   ـ   انتشار حداقل هجده نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان :[52]

1350   ـ   رساله در اختراع خط جدید / کرمانى، محمد

1351   ـ   انتشار حداقل پانزده نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان :[53]

1351   ـ   رسم الخط نعلبندیان / انقطاع، ناصر

1351   ـ   الفباى بین المللى مهر / ابهرى

1352   ـ   انتشار «تغییر یا ساده کردن خط فارسى» / روشنیان، کریم و «چند اصل براى اصلاح املاى فارسى» / شعار، جعفر

1352   ـ   I.I.I.VideoComp، نسل حروفچینى نورى در جهان که حروف را روى یک لامپ با اشعه کاتدى تولید مى‌کرد.

1353   ـ   انتشار حداقل چهار نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان: روشنیان، کریم / سفرى، محمد على / شعار، جعفر / ناتل خانلرى، پرویز

1354   ـ   سخنى در زمینه نگارش واکها در خط فارسى / کاظمى موسوى، احمد

1354   ـ   جوزف اوسانا، که در آزمایشگاهاى بل کار مى‌کرد، برنامه حروفچینى تروف را براى راه اندازى یک حروفچین نورى Wang C/A/T راه اندازى کرد.

1355   ـ   «آیا تغییر خط صلاح است» / کیوان، محمد و «باید آنطوریکه تهرانى تلفظ مى‌کند بنویسیم» / یکتائى، مجید و «مسائل خط فارسى» / مدنى، میرحمید

1356   ـ   انتشار «در باب کتابت و رسم‌الخط فارسى» / بوشهرى و «سنجش ویژگیهاى خط فارسى در خواندن» / غضنفرى و «لزوم اصلاح خط فارسى» / دهناد

1357   ـ   نخستین سیستم الکترونیک ارسال پیام‌هاى خارج از شبکه دانشگاه‌ها در امریکا راه اندازى شد.

1357   ـ   Linotron 202، نسل حروفچینى نورى در جهان که حروف را روى یک لامپ با اشعه کاتدى تولید مى‌کرد.

1359   ـ   Autologic، نسل حروفچینى نورى در جهان که حروف را روى یک لامپ با اشعه کاتدى تولید مى‌کرد.

1359   ـ   نرم‌افزار اولیه حروفچینى به کمک مینى کامپیوتر، مانند دیتالاجیک پیجر، پنتا، مایلز 33، زیویژن در جهان معرفى شدند.

1360   ـ   اولین نرم‌افزار حروفچینى فارسى را شرکتى آمریکایى در محیط «داس» 5/1 طراحى کرد، که متن را بر روى پرینترهاى «دوتماتیکس» چاپ مى‌کرد.

1360   ـ   ماشین تحریرهاى «برقى و حافظه‌دار» شرکت آى‌بى‌ام در ایران مورد استفاده قرار گرفت.

1360   ـ   ورود «حروفچینى کامپیوترى» در ایران.

1362   ـ   اولین انتشار برنامه حروفچینى «وُرد» تحت نام «مولتى‌تول».

1363   ـ   اولین شرکتى که توانست قلم فارسى را سازگار براى کامپیوترهاى آى‌بى‌ام طراحى کند، شرکت «کاتب» و به کوشش حسن و مسعود فیروزخانى بود.

1363   ـ   اولین نسخه مایکروسافت «وُرد» در سیستم عامل گرافیکى.

1365   ـ   انتشار «چند پیشنهاد درباره نگارش و خط فارسى» / آشورى، داریوش و «رسم الخط غیر عملى فعلى را به مدارس تحمیل نکنیم» / فرشیدورد، خسرو

1367   ـ   انتشار حداقل سه نوشته پیرامون اصلاح خط فارسى از مؤلفان: خیام، مسعود / توکلى / امیرى

1369   ـ   انتشار «پیشنهادى براى بهکرد خط فارسى» / کاظمى موسوى، احمد و «خت (خط) پارسى ارسیه (ارثیه) از ما بهتران» / رضائیان، محمود

1370   ـ   حروفچینى فارسى کامپیوترى، توسط برنامه «زرنگار» شرکت سینا، که تماما فارسى بود، عرضه شد.[54]

1370   ـ   انتشار حداقل چهار نوشته پیرامون تغییر و اصلاح خط فارسى از مؤلفان: / خسروى، میترا / رزازى، مجید / رضائیان، محمود

1371   ـ   طراحى نرم‌افزار حروفچینى «نقش»، توسط پورنقشبند، که مى‌توانست اِعراب را به صورت مستقل بر روى حروف فارسى اضافه کند.

1371  ـ   انتشار «دشوارى‌هاى زبان فارسى با کامپیوتر» / صنعتى، محمد و «لزوم بازنگرى در شیوه نگارش خط فارسى» / امامى، کریم

1371   ـ   الفباى نوین فارسى / خدادادى، چنگیز

1371   ـ   پروژه فارسى تک، زیر نظر محمد قدسى، استاد کامپیوتر دانشگاه صنعتى شریف، آغاز گردید.

1371   ـ   تعداد کمى از دانشگاه‌هاى ایران، از جمله دانشگاه صنعتى‌شریف و گیلان، توسط مرکز تحقیقات فیزیک‌نظرى به اینترنت وصل مى‌شوند، تا با دنیاى خارج، ایمیل رد و بدل کنند.

1372   ـ   ایران به شبکه «اینترنت» پیوست.[55]

1372   ـ   انتشار «طرح دشوارى‌هاى اتوماسیون خط فارسى» / خیام؛ صنعتى «کامپیوتر و رسم‌الخط فارسى» / حرّى، «گزارش شوراى بازنگرى در شیوه خط فارسى» / کردوانى، و دو کتاب در مشکلات خط فارسى از: عاصى و رجائى

1372   ـ   بزرگترین جهش در وب، با عرضه نرم‌افزار موزاییک که نخستین برنامه مرورگر وب گرافیکى بود در جهان به وجود آمد.

1373   ـ   انتشار «خط آینده: آینده خط تمام اتوماتیک فارسى» / خیام، مسعود

1374   ـ   اولین «وب سایت ایرانى» داخل ایران توسط شرکت «ندا رایانه» راه اندازى شد.[56] 

1374   ـ   روزنامه همشهرى به صورت متنى (بدون تصویر) به عنوان نخستین نشر الکترونیکى در ایران منتشر شد.

1374   ـ   ورود برنامه حروفچینى کامپیوترى «وُرد عربى» به ایران، که به علت قیمت ناچیز همه‌گیر شد.

1374   ـ   انتشار «تغییر خط فارسى» / آرین‌پور، یحیى

1374   ـ   مجلس ایران، تأسیس شرکت «امور ارتباطات دیتا» تحت نظر شرکت مخابرات ایران را تصویب کرد.

1375   ـ   امکان حروفچینى رایانه‌اى با «خط نستعلیق» توسط برنامه‌سازان ایرانى در نرم‌افزارهاى الف، کلک و چلیپا ایجاد شد.

1375   ـ   اولین نسخه نرم‌افزار حروفچینى «فارسى تک»، تحت «داس» اجرا شد.

1376   ـ   پست الکترونیک «یاهومیل» افتتاح شد.

1376   ـ   نسخه «پنجم» برنامه زرنگار با قدرت بالاتر و 50 امکان جدید و قلم‌هاى فراوان به بازار عرضه شد.[57]

1377   ـ   با تکمیل‌تر شدن ویندوز، «ویندوز 98 عربى» به بازار آمد، که با تغییراتى جزئى چهار حرف اصلى فارسى (پ ژ گ چ) بر روى آن فعال شد.[58]

1377   ـ   پروژه «یونیکد» تحت عنوان «فارسى وب» براى حل مشکل فونت (قلم)هاى موجود در نرم‌افزارهاى فارسى آغاز شد.

1378   ـ   ابداع خط تزیینى معلّى.

1379   ـ   زرنگار تحت ویندوز ارائه شد. این نسخه توانایى تبدیل به «ورد» را داراست و برنامه «کلک خشنویسى» را نیز به همراه دارد.

1379   ـ   پروژه استاندارد خط فارسى در یونى‌کد / شوراى عالى انفرماتیک

1381   ـ   براى اولین بار، استفاده از خدمات پیام کوتاه(sms) در ایران مورد استفاده قرار گرفت.

1384   ـ   قلمهاى متنوع فارسى، براى استفاده در حروفچینى کامپیوترى ارائه شد.[59]

1384   ـ   نگاهى به مشکلات خط فارسى در ارتباط با فناورى اطلاعات / جرأت، علیرضا و سمائى، سپیده

1385   ـ   هشت میلیارد sms در ایران مبادله شد؛ که به دلایل فنى و نیز هزینه ارسال، بیش از نصف آنها به خط فینگلیش (لاتینى‌نویسى فارسى) بوده‌است.[60]

1385   ـ   خط فارسى در پیام کوتاه تلفن همراه مظلوم واقع شده است / بى‌نام در ایرنا

1386   ـ   «یاهو مسنجر» افتتاح شد.[61]

1386   ـ   کمسیون استاندارد «فناورى اطلاعات ـ چیدمان حروف و علائم فارسى بر صفحه کلید رایانه» / تابش، یحیى

1387   ـ   کاربران اینترنت در ایران، رشد بسیار چشم‌گیرى پیدا کردند؛ به طورى که به رتبه دوم در خاورمیانه رسیدند.

1387   ـ   به جز افراد بالاى چهل سال و کسانى که کلاً با خط لاتین آشنایى ندارند، قدرت نوشتن و خواندن خط «فینگلیش» بین اکثر مردم ایران رایج شد.[62]

1387   ـ   یاهو، شروع به در اختیار قرار دادن سرویس صندوق پستى با ظرفیت نامحدود کرد.

1387   ـ   ابداع «خط استادى»، شامل 23 حرف و 6 حرکت، که مجموعا 29 شکل الفبایى جدانویس.[63]

 1388   ـ   برنامه‌هاى متعدد، «نویسه‌گردان» خط فینگلیش[64]  در فضاى اینترنت مورد استفاده قرار گرفت.[65]

1388   ـ   راه‌اندازى عمومى پست الکترونیک «جى‌میل» که به جز ارسال متن، قابلیت ارسال تصویر را نیز داراست.

1389   ـ   جنبش فونت دارا / مختارى، داریوش

1389   ـ   چاپ جزوه؛ چشم انداز توسعه خط و زبان فارسى در محیط رایانه‌اى.

1389   ـ   فراخوان رفع موانع بکارگیرى خط فارسى در اس‌ام‌اس، توسط کارگروه خط و زبان فارسى شوراى عالى اطلاع رسانى.

1390   ـ   هفتاد میلیارد پیام کوتاه در ایران مبادله شد؛ که بسیارى از آنها به خط فینگلیش بوده است.

1390   ـ   استفتاء کاظم‌استادى از چندین تن مراجع تقلید شیعه، پیرامون تغییر خط.

1390   ـ   تألیف دانشنامه 6 جلدى خط فارسى در دوازده فصل / کاظم استادى

  

منابع و مآخذ (به ترتیب الفبا)

 ـ از صبا تا نیما (تغییر خط فارسی) / یحیی آرین، بی نا، تهران 1374.

ـ اعزام محصلین به اروپا در عهد احمد شاه قاجار / على پویان مهر، مجله بهارستان، تهران 1390.

ـ الفبای جدید و مکتوبات، حمید محمدزاده، احیاء ، تبریز، 1357 .

ـ اینترنت در ایران / دانشنامه آزاد ویکى‌پدیا.

ـ تاریخ ادبیات ایران / محمد جعفر یاحقّى، انتشارات مدرسه، تهران 1384.

ـ تاریخ اینترنت / دانشنامه آزاد ویکى پدیا.

ـ تاریخچه مصور خط و الفبا / ژرژ ژان، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1382.

ـ تحقق رؤیاى چاپ فارسى در شرق یه دست چارلز ویلکسینز / مجید غلامى جلیسه،  مجله بهارستان، تهران 1390.

ـ جدیدترین آمار کاربران اینترنت در ایران / خبرگزارى مهر.

ـ جهانى بزرگ در سیطره رسانه‌اى کوچک / همشهرى آنلاین.

ـ چاپ ژلاتینى و نقش آن در مبارزات سیاسى و مذهبى عصر قاجار / مجید غلامى جلیسه، مجله بهارستان، تهران 1390.

ـ چاپ و چاپخانه در ایران / دایرة‌المعارف فارسى ج1، مصاحب، غلامحسین ، تهران: کتاب‌های جیبی: فرانکلین، 1356.

ـ دانشنامه خط فارسى/ کاظم استادى، مخطوط ، قم 1390.

 ـ دایرة‌المعارف کتابدارى و اطلاع رسانى، درگاه اینترنتی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

ـ در پیرامون تغییر خط فارسى / یحیى ذکاء، بی­نا ، تهران 1329.

ـ روزنامه اختر / شماره‌هاى مختلف، استامبول 1254.

ـ زبان تازى در میان ایرانیان (پس از اسلام تا انتهای خلافت عباسیان) / قاسم تویسرکانى، دانشسرای عالی، تهران 1350.

ـ سى قرن طراحى گرافیک / جیمز کرایگ و بروس برتون، ترجمه ملک محسن قادری، وزارت ارشاد، تهران 1382.

ـ فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى / احمد منزوى، انتشارات R. C. D سالهای 1348-1353.

ـ فهرست نسخه‌هاى خطى کتابخانه آیت الله مرعشى نجفى (38 مجلد) / سید محمود مرعشى، قم سالهای مختلف.

ـ فهرست واره دست‌نوشته‌هاى ایران (12 مجلد) / مصطفى درایتى، مجلس شورای اسلامی، تهران 1390.

ـ کتاب راهنماى برنامه زرنگار / شرکت نرم‌افزارى سینا، تهران 1385.

ـ کتابشناسى خط فارسى / کاظم استادى، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم 1390.

ـ کتابشناسى خط و خشنویسى / ناهید حبیبى آزاد، انجمن هنرهای تجسمی ایران، تهران 1375.

ـ کتابشناسى خط و زبان / محمد گلبن، مرکز اسناد فرهنگی آسیا، تهران 1354.

ـ کتابشناسى خط و کتابت / ناهید حبیبى آزاد ، وزارت ارشاد، تهران 1384.

و نیز:

ـ آرشیو موجود در کتابخانه شخصى خودم.

ـ سایتهاى مختلف اینترنتى.


[1]ـ   نکته بسیار مهم دیگر اینکه؛ همانطور که شاید بدانید، تا سال 1304 هـ ش همه تاریخ‌ها در ایران هجرىقمرى بوده است و با تصویب مجلس شوراى ملى، مبناى تاریخ ایران از آن موقع، به هجرى شمسى، تغییر پیداکرد. بنابراین، بیشتر تاریخ‌هاى موجود در این گاهشمار از هجرى قمرى، به هجرى شمسى تبدیل شده‌است.اما متأسفانه، آثارى که ما بین تاریخ 1304 تا 1343 مى‌باشند و در تاریخ آنها قید صریح قمرى یا شمسى نشدهاست، قابلیت تشخیص مبدأ قمرى یا هجرى بودن آنها وجود ندارد؛ مگر برخى، که به قراین دیگرمشخص‌اند. پس اگر خطایى در ترتیب تاریخى‌شان وجود دارد، از دست ما خارج بوده است.

[2]ـ  کلمات، براى انتقال مفهوم و معنا به کار مى‌روند، اگر توسط مردم فهمیده شوند، درست‌اند؛ هرچند که ادیبان غلط‌شان بپندارند.

[3]ـ   پس از ورود اعراب مسلمان به ایران، زبان فارسى میانه (پهلوى) به زبان فارسى نو (درى) و خط عربىتحوّل پیدا کرد. البته در قرن‌هاى اوّلیه اسلامى، فارسى را هم‌زمان با خط‌هاى عِبرى، مانَوى و پهلوى نیزمى‌نوشتند.

[4]ـ   البته این کتابها تاکنون باقى نمانده‌اند و نسخه‌هاى خطى موجود، به جز قرآن، مربوط به قرن سوم هجرىبه بعد، مى‌باشند.

[5]ـ   محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع.

[6]ـ   و بعده‌ها توسط فردوسى به نظم کشیده شد.

[7]ـ   تذکره‌نویسان از حکیم «ابوحفص سغدى» و «عباس مروزى» به عنوان نخستین شاعران پارسى‌گوى نامبرده‌اند، اما اطلاعات مربوط به آنها جنبه تاریخى ندارد. و برخى نیز از «حنظله بادغیسى» (220ش) از شاعرانمنسوب به آل‌طاهر نام برده‌اند.

[8]ـ   و پس از سى سال به سال 388 شمسى کار نظم شاهنامه را به پایان برد.

[9] ـ   برخى ادعا دارند این خط، قبل‌تر نیز وجود داشته است.

[10] ـ   ابتدا، بعضی ادعیه و اذکار مسیحی را به زبان عربی و فارسی چاپ شد.

[11]ـ   میرزا صالح شیرازی که ضمن تحصیل السنه و علوم در انگلستان اطلاعاتی نیز در فن چاپ و ساختن مرکب آن و تهیه حروف مقطعه به دست آورده بود، با اجناس چاپسازی و پرس کوچکی به تبریز بازگشت. البته در برخی منابع نصب اولین دستگاه چاپ توسط میرزا جعفر تبریزی که همسفر میرزا صالح بوده، ذکر شده است.

[12]ـ   برخی اولین کتاب چاپ شده را گلستان سعدی توسط میرزا جعفر می دانند.

[13]ـ   از میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانى.

[14]ـ   این رساله شامل فتاوی علما درباره جهاد با روس بود.

[15]ـ  و نیز وزیر تهران، میرزا اسدالله نامی را از اهل فارس به همان منظور به پترسبورگ فرستاد. اولین کتاب چاپ سنگی که از زیر دست میرزا اسدالله بیرون آمد، قرآن مجید و به سال 1211 بوده است.

[16]ـ   در برخی منابع، به استناد مجله انجمن آسیایی لندن، 1215 ذکر شده است.

[17]ـ   در پی احساس ضعف و ناتوانی در همه شئون زندگی و ضرورت اخذ تمدن غربی و تغییر تعلیمات قدیم، دارالفنون، که هدفش تعلیم دانش و فرهنگ مغرب زمین به نسل جوان بود راه­اندازی شد.

[18]ـ   آخوند زاده در نامه خود به این انجمن در سال 1342 از آن به «جمعیت علمیه عثمانی» نام برده است.

[19]-  احتمالاً یکی از این افراد باشد: منیف افندی، سعدالله افندی(پسر اسعد پاشا، والی ارضروم)، قدری بک، آوانس بک، الکساندر بک.

[20]ـ   او از مخالفان طرح تغییر خط آخوندزاده بود، که هم در عثمانی و هم در ایران با این ایده او همراهی نکرد و آخوندزاده دل خوشی از او نداشت و در نامه های خود به ملکم به آن اشاره کرده است.

[21]ـ   ناظر مدرسه السنه شرقیه وین؛ روزنامه نگار و نویسنده فرانسوی؛ مشاور فواد پاشا، صدر اعظم عثمانی.

[22]ـ    همین مقاله در انجمن علمی عثمانی ، در 22 اردیبهشت­ماه 1241، به صورت سخنرانی قرائت شد.

[23]ـ  این مسافرت در زمان سفارت میرزا حسین خان سپهسالار در اسلامبول(1237 الی 1249 ش) بوده است.

[24]-  منیف افندی، سعدالله افندی(پسر اسعد پاشا، والی ارضروم)، قدری بک، آوانس بک، الکساندر بک و ...

[25]- به یوسف کامل پاشا (صدر اعظم سابق عثمانی) رئیس عدلیه؛ ادهم پاشا (ناظر معارف عمومیه) ؛ صفت پاشا (ناظر تجارت) ؛ حاجی عظیم بک (فراش باشی) ؛ به صاحب کتابخانۀ السنۀ شرقیه در استامبول؛ کمال افندی (عضو مجلس) ؛ مشیر (سرعسکر پاشا)؛ مشیر عبدی پاشا ؛ درویش پاشای مشیر؛ حسین پاشا (رئیس دارالشورای عسکریه) ؛ مجید افندی (مستشار عسکریه)؛ کامل بک (برادر زن فؤاد پاشا) ؛ محمود پاشا (داماد سلطان و پسر رشید پاشا) ؛ نوری پاشا (پسر خوش گل، که مقرب سلطان عبدالمجید است) ؛ سعید افندی (مستشار خارجه).

[26]ـ   این مکتوب به فارسی نیز ترجمه شده بود. نسخه خطی آن در کتابخانه ملی موجود است.

[27]ـ   نویسنده مشهور عثمانى.

[28] .  پسر میرزا سعید خان ، نائب اول وزارت امور خارجه ایران.

[29] .  مشیرالدوله در شوال 1290.‌ق با پست وزارت خارجه مجددا به مسند قدرت بازگشت و یک‌سال‌بعد در شوال 1291.ق وزارت جنگ را نیز عهده‌دار شد.

[30] .  عموی ناصرالدین شاه و مترجم کتاب جغرافیای جام جم.

[31] ـ   مستشارالوزراه؛ میرزا یوسف خان مستشار الدوله تبریزى.

[32] ـ   منشى سفارت ایران در وین.

[33] ـ   ارفع‌الدوله، نایب و ترجمان جنرال قونسولگرى دولت ایران مقیم تفلیس.

[34] ـ   ولى به سبب پیچیدگى‌ها و تنوع شکل‌هاى گوناگون ترکیب حروف نستعلیق، نتیجه مطلوب به دست نیامد.

[35] ـ   اهل ترکیه و عضو «جمعیت تعمیم معارف و اصلاح حروف».

[36] ـ   و نیز «خط نو طرح اساسى در اصلاح الفباهاى اسلامى»

[37] ـ   برخى از مؤلفین عبارتند از: یاسمى،غلامرضا/ حلاج، حسین / دشتى، على / رازى، عبدالله / زنجانى،حسین / فربود، عذرا / شهشهانى، عبدالحسین / افتخار، مصطفى / قزوینى، محمد / جمال زاده، محمد على /نفیسى، سعید / ملکم، ناظم الدوله / تقى زاده، سیدحسن

[38] ـ   «الفباى عربى و الفباى جدید ترکى» / یوزباشف، ن و «مسأله الفباى لاتین براى زبان فارسى» / ژیرکف،پروفسور و «مسأله تبدیل الفباى ترکیه به لاتین» / ژلاروش، ى و «میرزا فتحعلى آخوندوف و الفباى جدیدترکى» / تقى‌اف، ابراهیم در مجله فرهنگ و خط شرق؛ ش 1 و 2.

[39] ـ   که تاجیکستان شامل آن بود.

[40] ـ   چاپ روزنامه نداى حق در خوى.

[41]ـ   ترس استالین از اتحاد مسلمانان و قدرت گرفتن دوباره آنها که اغلب ترک بودند، به مخالفت با خط غیر روسی، در اتحاد شوروی تا سقوط این اتحادیه در سال 1991 ادامه یافت.

[42]ـ   بهمنیار، احمد / باغچه‌بان، جبار / آسیم، محمد

[43]ـ   ناتل‌خانلرى، پرویز / طالبوف، عبدالرحیم / هوشیار، محمد باقر / آسیم، محمد / بهروز، ذبیح

[44]ـ   بهروز، ذبیح / مقدم، محمد / حکیم معانى، ع / باغچه‌بان، جبار / عمادى، محمود / مستشارالدوله، میرزایوسف خان / مهدوى، یحیى / کشمیرى، حسن / رشدیه، شمس الدین / ناتل خانلرى، پرویز / نفیسى، سعید /دامغانى، م / کشمیرى، حسن

[45]ـ   کسروى، احمد / ادیب الممالک فراهانى، محمد صادق / عمادى، محمود / تبریزى، میرزا لطفعلى /ذکاء، یحیى

[46]ـ   از مؤلفان: آسیم، محمد / اخترى / اسفندیارى، داریوش / اعلم، هوشنگ / اکبرى، خسرو / امینیان /بیرامى / پور داوود، ابراهیم / تقوى، صادق / جمال زاده، محمد على / جهانسوز، رضا / خیامپور، عبدالرسول/ داراب / داودى / دولت آبادى، عزیز / ذکاء، یحیى / رجب نیا، مسعود / رضاعى، حسین / زرین کوب،عبدالحسین / زهرائى / سخى ور / سیاسى، على اکبر / شاهرخى / شهابى، على اکبر / شیفته، نصرالله / صفا،ذبیح‌الله / صورتگر، لطفعلى / طاهباز / عادلى / عامرى، جواد / عجمى / عزیزى / فرخواه / کاشفى / کاویانى،رضا / کشاورز / کمال، احمد / کیا، محمد صادق / مرادى، مناف / مروستى / مظاهرى / معین، محمد / مقدم،محمد / مهبد / نراقى / نظرى / نفیسى، سعید / نگارستانى / نیسارى، سلیم / و.د.س / وکیلى / همایونفر /یغمائى، حبیب

[47]ـ   از مؤلفان: چهل تن / تقى زاده، سیدحسن / اعلائى، جبرئیل / پروین گنابادى، محمد / کاتبى / آل احمد،جلال / ناتل خانلرى، پرویز / اتحاد / مفتى زاده، عبدالرحمن / محمدى، حبیب‌الله

[48]ـ  نفیسى، سعید / جمال زاده، محمد على / صهبا، ابراهیم / مرعشى، ابوالفضل / صفا، ذبیح الله / شفیعى،محمود / طالقانى، کمال/ قوامى‌زاده، حسن / کمالى همدانى، محمود / دهناد، محمود / پندار / خراسانى،هادى / محیط طباطبائى، محمد

[49]ـ   بهار، محمد تقى / پورداود، ابراهیم / حسیبى، کاظم / رهنما، عبدالله / شاملو، محسن / صفویه، اکبر /فرامرزى، عبدالرحمن

[50]ـ   فرزاد، مسعود / مقدم، محمد / ناطق، ناصح / نطقى، حمید / نواب، حسین / نیسارى، سلیم / وثوقى، ناصر

[51]ـ   ماشینهاى بزرگ حروفچینى رایانه‌اى تا اوایل دهه 1370 سلطان حروفچینى در ایران محسوب مى‌شدند.

[52]ـ   آذر، خلیل / امیر بختیار، جمشید / امیرى فیروزکوهى، سیدعبدالکریم / جاویدان، م / حصورى، على /خدایى، احمد / دارائى، بهین / شعار، جعفر / فرشیدورد، خسرو / کیوان، محمد / نیسارى، سلیم / وارسته،منوچهر

[53]ـ   آذر، خلیل / آموزگار، حبیب الله / احمدى بیرجندى، احمد / استعلامى، محمد / ثمره، یدالله / خبرهزاده، على اصغر / خواب نما، هدایت الله / ژیان، عزیز / شاملو، احمد / شهابى، على اکبر / فرزاد، مسعود /فرشیدورد، خسرو / قدیمى نوائى، جواد / مشکى، مسعود

[54]ـ   زرنگار، اولین واژه‌پرداز مطلوب فارسى، بر اساس الگوى بهترین برنامه‌هاى نشر رومیزى جهان است کهبسیار مورد توجه قرار دارد.

[55]ـ   این شبکه به صورت عمومى براى استفاده دانشگاهى وارد ایران شد.

[56]ـ   این «بى‌بى‌اس» اولین فضاى مجازى کامپیوترى در ایران بود که کاربران در آن به تبادل اطلاعات درانجمن‌هاى گوناگون و فایل مى‌پرداختند.

[57]ـ   اما این محصول، به دلیل محدودیت‌هاى سیستم عامل «داس» نتوانست توانایى‌هاى موجود در سیستمعامل ویندوز را ارائه دهد.

[58]ـ   فونت‌هاى بعد از ویندوز 98 تغییرات اساسى نکرده است و تا به حال همان فونتها بین کاربران منتقلمى‌شود.

[59]ـ   البته این قلمها شباهت زیادى به قلم‌هاى قبلى داشتند و بیشتر آنها براى استفاده تزیینى مناسب هستند.

[60]ـ   در این سال روزانه بیست میلیون sms (حداقل یک سطرى) توسط کاربران تلفن همراه رد و بدل شد کهاین رقم در روزهاى خاص و اعیاد بسیار بیشتر بوده است.

[61]ـ   با ورود این ابزار و نیز ابزارهاى مشابه آن، اتاقهاى گفتگو (چت روم) در سرتاسر جهان، همه گیر شد.ایرانیان، بیشتر از خط «فینگلیش» براى نوشتن در چت روم‌ها استفاده مى‌کنند.

[62]ـ   خط فینگلیش با نامهاى فارگیلیسى، پنگلیش، پینگلیش، فنگلیش نیز گفته مى‌شود.

[63]ـ   به طورى که هر چه نوشته شود خوانده شده و هر چه خوانده شود نوشته خواهد شد. این خط، قابلیتاستفاده در تلفن و اینترنت را نیز داراست.

[64]ـ  لاتینى‌نویسى فارسى.

[65]ـ   در حال حاضر حداقل هفت نویسه‌گردان مستقل و نیز سایتهاى متعدد دیگر، خدمات تبدیل خطفینگلیش به خط فارسى یا بالعکس را به رایگان ارائه مى‌دهند.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩۱/٤/۸

ملکم خان و کتاب نمونه خطوط آدمیت by: کاظم استادی

ملکم­خان و کتاب «نمونه خطوط آدمیت»

(اصل این مقاله در مجله بهارستان مجلس شورای اسلامی در شماره بهار 1391 منتشر شده است. برای اطلاع دقیقتر و نیز استفاده از تصاویر آن به اصل مقاله مراجعه فرمایید. کاظم استادی)

  مقدمه

کتاب نمونه خطوط آدمیت، نوشته میرزا ملکم خان ناظم الدوله، یکی از قدیمی­ترین کتابهای چاپ سربی می­باشد، که البته در ایران منتشر نشده است. اما با اینکه بسیار کم حجم است، جزء  اولین و بهترین کتابهایی است که پیرامون معایب خط فارسی و  اصلاح و تغییر خط نوشته شده است. متاسفانه به خاطر برخی از مصالح یا محدودیت ها، تاکنون به این کتاب، در چهل سال اخیر، پرداخته نشده است.

شاید یکی از کارهای پر ارج ملکم، کوشش­هایی است که درباره پیراستن الفبا نموده و از پیشگامان این راه شناخته می شود. طبق شواهد تاریخی، پس از صد سال از آنکه، چاپ سربی از اروپا، وارد استامبول ترکیه شد، این ایده، یعنی اصلاح الفبای خط عربی[1]، در آنجا و به طبع آن در تفلیس و سالها بعد (1304ش) در ایران، ایجاد شد. میرزا ملکم خان با فتحعلی آخوند زاده، دوست بوده و با او نامه نویسی داشته[2] و در کار پیراستن الفبا از آکها و برداشتن کمیهای آن با او همدست و همداستان بوده است.[3]

میرزا ملکم­خان برای پیشرفت اندیشه­های خود درباره الفبا، کتابچه­های چندی بنام «مبدء ترقی» و «گفتگوی شیخ و وزیر»[4] در استامبول[5] نوشته و بعدها ، با الفبای اختراعی و تازه ای که خود پدید آورده بوده چند کتاب ، از جمله «گلستان سعدی» و «اقوال علی» و «نمونه خطوط آدمیت» و «ضروب امثال»[6] را در سال 1303 قمری در لندن چاپ و پراکنده و سالها برای پیشرفت آرزو و این آرمان خود کوشیده است.[7]

 نوشتار حاضر، شامل شش مطلب پیرامون این کتاب و نویسنده آن است، که عبارتند از : معرفی نویسنده ، معرفی نسخه، معرفی متن، برگردان اصل متن از خط ملکم به «حروفچینی مرسوم» کنونی، جمع بندی و منابع می باشد.

معرفی نویسنده

 درباره میرزا ملکم خان ناظم الدوله، مطلب بسیار گفته شده، چه علیه او و چه له او. در این مقاله چون قصد داریم فقط پیرامون کتاب «نمونه خطوط آدمیت»  او بحث کنیم؛ بنابراین مجال آن نیست تا کامل و دقیق به زندگی و آثار او بپردازیم. برای اطلاع بیشتر از زندگی و شرح حال او می­توانید به بسیاری از منابع و مقالات دیگری که به زندگی و آثار او پرداخته اند، مراجعه فرمایید.[8] اما مختصری از شرح حال او چنین است:

 تولد و تحصیلات  او

 ملکم[9] در سال ۱۲۴۹ هجری قمری مطابق با 1204 خورشیدی، در قصبه جلفا[10]ی اسپهان،  در خانواده‌ای متوسط زاده شد.  پدرش میرزا یعقوب، سنگ‌تراشی از ارامنه جلفای اصفهان بود، که به قولی اسلام آورده بود. وی مترجم سفارت روس بود و با دانش اروپایی‏ آشنایی داشت و زبان فرانسه را می‏دانست.

ملکم­خان خود تصریح می‏کند که‏ پدرش او را در ده‏سالگی برای تحصیل به پاریس فرستاد.[11]  وی در آنجا به مدت هشت سال در آموزشگاه پلی تکنیک، تحصیل کرد و  حکمت طبیعی و مهندسی آموخت و در 1267-ق به ایران بازگشت. [12]

 فعالیتهای او

او از سن هیجده سالگی تا سن‏ هفتاد و هفت سالگی، که در فرنگ رخت از جهان برکشید، بیش از نیم‏قرن‏ به فعالیت فکری و سیاسی پرداخت.

 ابتدا وقتی به ایران بازگشت،  مترجم‏ دولت شد. و به کار ترجمانی در سفارت خانه های ایران در کشورهای بیگانه و سفارت ایران و آلمان و هلند برگزیده شد.[13] چندی بعد، پس از تأسیس دارالفنون، ملکم به عنوان معلم حساب و هندسه در آن جا به تدریس پرداخت.[14]

وی بارها برای ماموریت‌های سیاسی به اروپا سفر کرد. در 1273 همراه فرخ خان امین‏الملک برای مذاکرات صلح با دولت‏ انگلیس به پاریس رفت.

در 1275 ق. اولین خط تلگرافی را در ایران احداث‏ کرد. در همین اوان (از 1275 تا 1277 ق) بود که برای نخستین بار در سنین بین 26 تا 28 سالگی‏ رساله‏ای به نام دفتر تنظیمات(کتابچه غیبی) در اصلاح طرز حکومت ایران‏ به شاه عرضه داشت.[15]

در همین دوران وی با همراهی تعدادی از محصلین، فراموش‌خانه را در جهت اهداف اصلاح‌طلبانه، به شیوه اروپایی در سال 1276 ق بنیان گذاشت. چون معتقد بود که راه پیشرفت ایران پذیرش نظام حکومتی غرب است.[16]

ملکم، در 1278 ق. مورد خشم ناصرالدین شاه قرار گرفت و مطرود شد. با تعطیلی‏ فراموشخانه، به بغداد تبعید گردید. [17]

پس از تبعید به عراق ، با پادرمیانی میرزا حسن خان مشیرالدوله مورد عفو قرار گرفت و سفیر ایران در مصر شد. پس از انتصاب میرزا حسن خان مشیر الدوله به سمت وزرات امورخارجه و سپس صدارت عظمی، ملکم خان نخست به عنوان مشاور وی و سپس به سمت سفیر ایران در انگلیس منصوب شد.

گفته شده، میزرا ملکم خان به دلیل دریافت چهل هزار لیره رشوه به تهران احضار شد که از آمدن امتناع کرد و این بار نیز با پادرمیانی دوستانش، به مدت پنج سال دیگر سمت سفارت خود را حفظ کرد. در همین دوران وی مقدمات اعطای امتیاز رویتر را فراهم کرد و همچنین به شاه پیشنهاد داد که برای تامین مخارج سفر سوم خود به اروپا امتیاز لاتاری را به یک شرکت انگلیسی بدهد که به دلیل مخالفت‌هایی در ایران، این امتیاز داده نشد و موجب آبروریزی برای شاه شد و میرزا ملکم خان نیز برای همیشه از چشم شاه افتاد.[18]

پس از مرگ ناصرالدین شاه و در دوران مظفرالدین شاه، میرزا ملکم خان به عنوان سفیر به رم فرستاده شد و تا پایان عمر یعنی در سال 1918 میلادی در این سمت باقی ماند و در همان‌جا در گذشت.[19] و در سوییس به خاک سپرده شد.

شاید بتوان گفت ، ملکم خان نیز همانند برخی از شخصیت‏های تاریخی، جامع اضداد است. عده­ای در ستایش و تمجید، او را بالا برده‏اند و پاره‏ای هم به تنقید و تقبیح و ناسزا اکتفاء نکرده با صفت خائن از او یاد کرده‏اند. اما می توان او را بانی و بنیانگذار گفتمان تجدّد و پدر مشروطه‏ ایران دانست. [20]

زندگی پرفراز و نشیب ملکم خان به‏ اندیشیدن در اوضاع و احوال ایران و راه و روش اصلاح آن گذشت. او حتی‏ در آخرین روزهای زندگی و در بستر بیماری نیز از اندیشیدن و نوشتن باز نماند، چنان‏که در آخرین بحث خود درباره اصلاح امور ایران، ضمن شرحی در تاریخ‏ 28 ربیع الثانی 1326، یعنی تقریبا دو ماه قبل از مرگش از بستر بیماری به‏ وزارت امور خارجه نوشت: «این طرح تازه کلید نجات ایران خواهد بود.»[21]

دوران روزنامهنگاری

ملکم خان در دورانی که مورد غضب شاه ایران واقع شده بود، نخستین شماره روزنامه قانون را در اول رجب سال ۱۳۰۷ هجری قمری منتشر کرد. [22] بیشتر خوانندگان قانون از فارغ‌التحصیلان و محصلان دارالفنون بودند.[23]

چند شماره از قانون با همکاری کسانی در کنار ملکم نوشته شده‌است از جمله این کسان سید جمال‌الدین اسدآبادی‌است.[24]

 از این روزنامه امروز ۴۱ شماره به جا مانده است. ملکم خود می‌گفت که چهل پنجاه شماره منتشر کرده است.[25] ملکم در این روزنامه به نظام حکومتی قاجار با لحنی تند، انتقاداتی وارد می‌کرد. این نظام را استبدادی می‌دانست و معتقد بود باید سیستم حکومتی تغییر کند.[26] به همین دلیل انتشار این روزنامه با محدودیت‌ها و ممنوعیتهایی از سوی حکومت ایران مواجه بود.[27]

روزنامه قانون با وجود مخالفت حکومت به دست خوانندگان می‌رسید. برای برخی به صورت مستقیم، به نشانی خودشان ارسال می‌شد و برای پیروان ملکم و افراد فراموش‌خانه به صورت محرمانه، فرستاده می‌شد. [28]

انتشار قانون هشت سال طول کشید. ملکم با انتشار این روزنامه چهره روشنفکری آزادی‌خواه و هوادار حکومت قانون به خود گرفت ، به طوری که داستان سوءاستفاده مالی وی به فراموشی سپرده شد.[29]

آثار

از میرزا ملکم­خان آثار نوشتاری فراوانی به صورت رساله، مقاله، گزارش‏ و نامه باقی ‏مانده است. که به غیر از نوشته های چاپی، تنها حدود هشتاد دست نوشته خطی از وی در فهرستواره دستنوشته های ایران، فهرست شده است.[30] در این آثار اگرچه از موضوعات متنوعی سخن رفته، اما سخن اصلی و مضمون مشترک آنها، تجدد و ترقی خواهی برای ایران است.

نخستین بار هاشم ربیع‏زاده، یک سال پیش‏ از مرگ ملکم خان در سال 1325 قمری ، اقدام به جمع‏آوری و تدوین برخی از رساله‏های او کرد و با عنوان  «کلیات ملکم» منتشر نمود.[31] بعد از او، محمد محیط طباطبائی نیز دوازده رساله‏ ملکم را با عنوان "مجموعه آثار میرزا ملکم خان"  در سال 1327 شمسی انتشار داد.[32]

 علاوه‏بر این دو مجموعه، برخی دیگر از آثار ملکم خان در پاره‏ای از نشریات انتشار یافته بود؛ تا اینکه اخیرا کتاب "رساله‏های میرزا ملکم خان ناظم الدوله "  انتشار یافت. این کتاب، حاوی بیست و پنج رساله و سه رساله دیگر منسوب به وی است، که در مجموع، همهء وجوه‏ اندیشه ملکم را در حوزه‏های گوناگون در برمی‏گیرد. این بیست و پنج رساله‏­ با توجه به موضوع هر یک، در شش بخش به شرح زیر دسته‏بندی شده‏اند: [33]

بخش 1: نظام قانونی،سازمان حکومت و مدنیت نو:  دفتر تنظیمات (کتابچه غیبی)  / رفیق و وزیر  / مجلس تنظیمات  /  دستگاه دیوان  /  دفتر قانون /  ندای عدالت /  اشتهارنامهء اولیای آدمیت /  مدنیت ایرانی.

بخش 2: اقتصاد: اصول ترقی  /  مذاکره درباره تاسیس بانک /  امتیاز فواید عامه.

بخش 3: سیاست:  پلتیکای دولتی  /  مرو و ترکمان.

بخش 4: اجتماع:  اصول مذهب دیوانیان /  گفتار در رفع ظلم  /   مسائل مختلف.

بخش 5: فراموشخانه و جامع آدمیت: فراموشخانه   /  اصول آدمیت   /  حجت  /  مفتاح  /  توفیق امانت.

بخش 6: الفبای جدید:

1_ شیخ و وزیر: ملکم این کتابچه را در 1287 ق. نوشت و نسخه‏ای از آن را برای آخوندزاده به تفلیس فرستاد که با استقبال او روبرو گشت. موضوع کتابچه بحث و گفت‏وگو درباره کاستی‏های الفبای رایج در کشورهای اسلامی و ضرورت اصلاح آن‏ است، که گویا زمینه آن از گفتگوی ملکم با شیخ الاسلام استامبول پدید آمده است.

2 _ مقدمه گلستان سعدی (1302ق): مقدمه‏ای است که ملکم با خط جدید خود بر گلستان سعدی نوشته و در آن درباره‏ ضرورت اصلاح خط فارسی و عربی بحث‏ کرده است.

3_ معایب خط ملکمی: رساله کوچکی‏ است در بیان امتیازات خط ابداعی ملکم‏ نسبت به الفبای موجود فارسی.

4- مبدء ترقی.

5  _ « ن م و ن ه خ ط و ط آ د م ی ی ت » : ملکم خان، این کتابچه‏ را درباره الفبای جدید خود نوشته و آن را در 1303 ق. با الفبای اصلاح شده خود، در لندن چاپ کرده است، و موضوع مقاله ماست.

معرفی نسخه:

کتاب نمونۀ خطوط آدمیّت، پرداخته ناظم الدوله (ملکم) در مطبعه ترقّی، لندن به سال 1303 قمری مطابق با 1263   هجری شمی و  1883 میلادی، در 61 صفحه با حروفچینی سربی منتشر شده است.

قطع کتاب رقعی می‏باشد و چاپ آن نسبت به اکنون نیز با کیفیت و بسیار تمیز می‏باشد. چون حروف آن خاص خود این کتاب طراحی شده است. بنابراین صفحات دارای سطرهای نامنظمی از جهت تعداد می‏باشند و بیشترین تعداد سطر در برخی از صحفات آن 15 سطر است، و نیز برخی صفحات دارای فقط 2 سطر می‏باشد.

نمونه خط ملکم به گونه ای است که فاصله سطرها باید زیاد باشد، بنابراین تعداد صفحات نسبت به متن ارایه شده بسیار زیاد است، به طوری که با حروچینی امروزی متن کتاب خطوط آدمیت، حداکثر 20 صفحه خواهد شد.

متن کتاب با این جمله در صحفه اول آغاز شده است که: «اگر تا نخوانید، هر چه در این باب بفرمایید ناقص است.»

و با جمله « باید ترقی پرست شد و باید این ترقی را از الفبا شروع کرد پایان می‏یابد».

از این کتاب چندین نسخه در کتابخانه‏های کشور یافت می‏شود؛ که نسخه ما مربوط به کتابخانه دانشگاه مفیدِ قم می‏باشد.

***

همراه این کتاب و در لای برگ‏های آن، اعلامیه‏ای نیز وجود دارد، که در آن نوشته شده است:

اعلان

«گلستان شیخ سعدی و چند رسالۀ فارسی و عربی و ترکی عثمانی[34]، به همین خطوط چاپ شده، هر کس طالب و مشتری آنها باشد، رجوع نماید به آقا محمد طاهر مدیر روزنامۀ اختر در اسلامبول».

معرفی متن:

این کتاب از این جهت که دارای حروفچینی سربیِ خاص می‏باشد، حائز اهمیت است؛ چرا که برای چاپ آن حتماً تلاش و هزینه بسیاری از سوی ملکم خان صورت گرفته است و شاید تنها الفبای اختراع ایرانی، باشد که چندین کتاب به سبک آن ، چاپ و منتشر شده است.

متن این کتاب بسیار خلاصه به چند نکته مهم و چند سؤال در خط و الفبا پرداخته است. ملکم چهار نکته را در الفبا و خط الزامی می‏داند تا آن خط بتواند در آموزش آسان باشد. نکته اول در قواعد خط که در آن سه قاعده الزامی را در خط و الفبا بر شمرده است.

1. تعداد حروف باید با تعداد صداهای مستعمل در زبان، برابر باشد، نه بیشتر نه کمتر.

2. همه صداها در نوشتار ضبط شود.

3. شکل حروف حتماً با هم متفاوت باشند. و این تفاوت به گونه‏ای باشد که به راحتی قابل تشخیص باشد.

دومین نکته «شرط رواج» می­باشد که شامل دو ملاحظه است:

ملاحظه اول اینکه در باب سواد، بتوانند هر تصرفی را در خط، بدون درس تازه، آن خط را به درستی بخوانند.

ملاحظه دوم، خط باید نزدیک و مطابق قواعد حسن خط باشد.

و نکته سوم: جدانویسی

او منبع جمیع مشکلات خط را در اتصال حروف می‏داند. و عقیده دارد که با اتصال حروف هیچ نوع اصلاحی در خط ما ممکن نیست. این نظر او، چنان قوّت داشت که حتی آخوندزاده را نیز متقاعد کرد که حروف الفبا، باید جدانویس باشد. و آخوندزاده بر مشکل اساسی خط خود، که هنوز متصل نویس بود، در نامه­های خود به ملکمخان با عنوان روح القدس، اعتراف نمود. [35]

نکته چهارم این کتاب

ملکم خان، اصرار دارد که باید حتماً اعراب کلمات در نوشتن حروف ذکر گردد. چرا که بدون اعراب، هر سطر را به تصوّر هر نوع اعراب، می‏توان به هزار قسم خواند.

و در پایان این مطالب، به بیست سؤال احتمالی،  پیرامون خط خود پاسخ می‏دهد.

***

قبل مطالعه متن اصلی تذکر این نکات لازم است. شماره صفحات اصلی کتاب ملکم داخل قلاب ذکر شده است و نیز سعی شده متن ارائه شده همانند متن اصلی کتاب باشد، بنابر این «گ»ها در این نوشته همه به صورت «ک» می باشد.

اصل متن

روی جلد: نمونۀ خطوط آدمیّت / پرداختۀ: ناظم الدوله (ملکم) / در مطبع ترقّی / لندن / 1303.

اکر تا اخر نخوانید هر چه در این باب بفرمایید ناقص خواهد بود.[1]

 [مقدمه]

هر کس این خطوط را می‏بیند صد قسم اعتراض بخاطرش می‏رسد. بحث اغلب بر شکل حروف است. مثلاً می‏کویند:

چرا شکل دال این قدر کوچک است، چرا فلان دایره خوشکل نیست، چرا فتحه را راست کرده‏اید، چرا فلان نقطه را باقی کذاشته‏اید.[2]

دلیل همۀ این‏ها بعد معلوم خواهد شد، عجالتاً بدانید که مقصود از این اصلاحات خیلی بالاتر از شکل حروف است. منظور اصلی ما تربیت قواعد قرائت است، پس از حصول این معنی شکل حروف بهتر از آنچه تصور بفرمایید مکمل و مطبوع خواهد شد.[3]

شکل خطوط قدیم ما در نظر ما هر قدر مستحسن باشد قواعد خواندن آنها زیاده از وصف مشکل است. مشکلات خطوط قدیم درکتابچه‏ای دیکر مفصلاً بیان شده است، بجهت رفع آن مشکلات و تکمیل  الف‏بای ما، باید اول مشخص نماییم که معنی حسن خط کدام است.[4]

 [نکته اول: قواعد خط]

حسن خط مبنی بر قواعد مخصوص است.

قاعدۀ اول

در تلفظ یک زبان هر قدر صدا استعمال می‏شود باید در الف‏بای آن زبان نیز همان قدر حرف باشد. در زبان عرب سی و یک صدا هست، پس باید در الف‏بای عرب نیز اقلاً سی و یک حرف باشد.[5]

از برای تلفظ ترکی چهل صدا لازم است پس الف‎‏بای ترکی هم باید چهل حرف داشته باشد. هر صدا باید فقط یک حرف، یعنی یک شکل داشته باشد. هر حرف، یعنی هر شکل، باید دلالت فقط به یک صدا بکند.

مثلاً: کاف فارسی و کاف عربی و کاف ترکی نباید با هم مشتبه بشود. واو «والا» و واو «مسرور» نباید مثل هم باشند.[6]

قاعدۀ دوم

آن علامته‏ای کوچک که عرب حرکت و اعراب می‏کوید و دیکران حروف صدادار می‏‏نامید، باید همۀ آنها در جای مخصوص خود مثل سایر حروف نوشته و چاپ بشوند. این حروف صدادار در هیچ صورت [و] هرکز نباید ترک یا حذف بشوند.[7]

قاعدۀ سوم

شکل حروف را باید طوری ترتیب داد که بقدر امکان از همدیکر فرق داشته باشند و در هیچ صورت با هم مشتبه نشوند و در عمل چاپ بقدر قوه آسان و روشن باشند. فرق حروف را نباید به نقطه قرار داد.

مثلاً: ب ت ث پ ن ی نباید یک شکل داشته باشند. ج ح خ چ نباید مثل هم باشند.[8]

در خطوط ما هر نوع شکل معوج و بی‏ربط استعمال می‏شود. اشکال حروف باید به قدر امکان ساده و هم جنس باشند. حروف باید مرکّب باشند فقط از خط مستقیم و دایرۀ صحیح. عرض و طول جمیع حروف باید بهم دیکر متناسب باشند.[9]

وضع و قطر و نازکی هر حرف باید با وضع و قطر و نازکی حروف دیکر متوازی باشند. جای حروف باید معین و ثابت باشد. نه این که هر حرفی به اقتضای حروف قبل و بعد بالا و پایین برود.

خطوط چاپ باید از خط تحریر جدا باشد. زیرا که آن محسّناتی که از برای سرعت تحریر لازم است خیلی فرق دارند از آن محسّنات دیکر که بجهت ساخته و چیدن و خواندن حروف چاپی لازم می‏شود.[10]

حُسن و کمال خط در هر زبان باید مبنی باشد باین سه قواعد، که ذکر شد. به هزار دلیل بر ما واجب است که این قواعد را در خط ما مُجرا بداریم. اجرای این قواعد در خطوط ما موقوف به یک شرط بسیار مهم و بسیار حتمی است.[11]

 [نکته دوم: شرط رواج]

شرط مزبور که اسمش را شرط رواج می‏کذاریم از این قرار است.

در اصلاح خط ما هر تصّرف جزئی و کلی که به خاطر ما می‏رسد، باید طوری باشد که از یک طرف خط ما را نزدیک و تابع آن قواعد بسازد و از طرف دیکر ارباب سواد بتوانند با وصف آن تصرفات، بدون درس تازه آن خط تازه را به درستی بخوانند.

در باب این شرط رواج باید خیلی دقت کرد، زیرا که بدون رعایت این شرط جمیع خیالات و اهتمامات در باب اصلاح خط به هدر خواهد رفت.[12]

اکر شما در خط ما تصرفی نمائید که بسیار صحیح باشد، ولیکن معنی آن را بدون تعلیمات شما در سایر بلاد اسلام نفهمند، زحمت شما بی ثمر خواهد بود.[13]

هر علامت تازه که بر خط ما بیافزائید و هر نقطه‏ای که بخواهید از حروف ما کم بکنید باید اول بسنجید که آیا مطابق اصول آن سه قواعد هست یا نه، و آیا در اسلامبول و اصفهان و بخارا خوانده خواهد شد یا نه، اکر عمل شما مطابق قواعد موضوعه نیست.

پس یک عیب تازه بر عیوب قدیم افزوده‏اید و اکر اختراع شما با آن قواعد مطابق است امّا از برای فهمیدن و استعمال آن مجتهدین و وزرا و منشی‏های ما باید بنشینند و درس تازه یاد بکیرند، یقین بدانید که خیال شما هرکز معنی و رواجی نخواهد داشت.[14]

جمیع تغییراتی که در این خط مشاهده می‏فرمائید، مبنی بر دو ملاحظۀ فوق است، یعنی از یک طرف سعی کرده‏ایم که خط ما را بقدر امکان نزدیک و مطابق قواعد حسن خط بسازیم و از طرف دیکر مواظب بوده‏ایم که آنچه می‏کنیم طوری باشد که ارباب سواد بدون درس تازه بتوانند به درستی بخوانند.[15]

فلان حرف را چرا فلان طور تغییر داده‏اید؟ به جهت این که می‏خواهیم موافق آن سه قاعده اصلاح بشود.

فلان حرف را چرا فلان طور تغییر نداده‏اید؟ بعلت این که خلاف قواعد مزبوره می‏شد.[16]

شکل این حروف را چرا بیش از این‏ها به اصول آن قواعد نزدیک نکرده‏اید؟ به علت این که اکر شکل حروف را بیش از این‏ها تغییر می‏دادیم ارباب سواد نمی‏توانستند از پیش خود بخوانند و آن وقت عمل ما خلاف شرط رواج و زحمت بی‏فایده می‏شد.

فلان حرف را اکر فلان طور بنویسید و فلان قرار را اکر بفلان طور تغییر بدهید، بهتر خواهد بود؟ اکر این خیال شما مطابق قواعد مزبوره و موافق آن شرط رواج باشد، البته به منت قبول خواهد شد.[17]

 [نکته سوم: جدا نویسی]

قواعد و نکات حسن خط معلوم شد. از برای این که بتوانیم خط ما را به اصول آن قواعد تطبیق نمائیم، قبل از هر تغییر باید اول حروف چاپی را از همدیکر جدا بسازیم.[18]

منبع جمیع مشکلات خط ما در اتصال حروف است. با اتصال حروف هیچ نوع اصلاح در خط ما ممکن نیست. با جدایی حروف جمیع معایب خط ما خود به خود رفع خواهد شد. با اتصال حروف، اعراب را به هیچ طور نمی‏توان داخل کلمات ساخت. با جدایی حروف دخول، اعراب در میان کلمات خیلی سهل و امر طبیعی خواهد بود.[19]

حروف را باید جدا کرد.

با اتصال حروف دفع نقطه‏ای حروف ممکن نیست، با جدایی حروف دفع نقطه‏ها بسیار سهل خواهد بود.

حروف را باید جدا کرد.

با اتصال حروف بجهت چاپ یک صفحه ششصد شکل لازم است. با جدایی حروف بجهت چاپ هر کتاب، فقط چهل شکل کاملاً کافی خواهد بود.[20]

حروف را باید جدا کرد.

با اتصال حروف شخصی که می‏خواهد تحصیل سواد بکند، باید چندین هزار شکل یاد بکیرد و از برای ارتباط آنها چندین سال معطّل بشود. با جدایی حروف هر کس سی چهل شکل یاد بکیرد صاحب سواد خواهد بود. جدایی حروف هیچ خللی به سواد ما و به دین ما و به کمالات ما نمی‏رساند.

حروف را باید جدا کرد.[21]

 [نکته چهارم: اعراب داخل حروف]

 چرا اصرار دارید که اعراب داخل حروف بشود؟

زیرا که قرائت ممکن نیست مکر با اعراب. آن نوشته که اعراب نداشته باشد یک نوع رمزی است که استخراج و استعمالش یک عمر می‏خواهد. بدون اعراب هر سطری را به تصوّر هر نوع اعراب می‏توان به هزار قسم خواند.

آنچه از روی معلومات خود به حدس و قرائن بخوانید، آن قرائت نخواهد بود.[22]

قرائت آن است که خواه بفهمید و خواه نفهیمد موافق یک قاعدۀ معین مجبوراً و یقیناً و صراحتاً بخوانید. باید جمیع اعراب را بدون استثنا، حکماً در میان کلمات مثل سایر حروف نوشت و چاپ کرد.

***

این مضامین را چرا به خطوط مختلف چاپ کرده‏اید؟

می‏خواهیم بنمائیم که پس از اصلاح اصول خط، صورت حروف را هم می‏توان به اقسام مختلف اصلاح کرد بی آن که از برای خواننده زحمت تازۀ وارد بیاید.[23]

 چه عیب دارد که اعراب را مثل سبک قدیم بر بالا و در زیر کلمات بنویسید؟

اکر اعراب را مثل سبک قدیم بر بالا و در زیر حروف بکذاریم عموم آنها سهو و حذف می‏شوند، چنان که در جمیع کتب ما شده‏اند.[25]

 فتحه و کسرۀ ما را بچه جهت این طور راست کرده‏اید؟

به جهت این که باید با سایر حروف متوازی باشند. فتحه و کسره و ضمه باید از بالا و زیر خطوط به تدریج داخل میان سطر و مثل سایر حروف چاپ بشنود و اکر به سبک قدیم کج بمانند در میان حروف نامناسب و مایۀ اغتشاش می‏شود.

راست بودن فتحه و کسره بدون هیچ ضرر، دخول اعراب و تناسب حروف را سهل می‏کند.[24]

 پس چرا در این جا باز در بالا و در زیر حروف چاپ شده‏اند؟

مقصود ما در ابتدای عمل فقط انفصال حروف است. در سایر اصلاحات، چندان عجله نیست. همین که فی الجمله چشم خواننده بر جدائی حروف عادت کرد، آن وقت می‏توان به تدریج اعراب را داخل حروف ساخت، چنان که در این نمونه‏ها نیز جسته داخل شده‏اند.[27]

باید اعراب حکماً مثل سایر حروف، در وسط سطر و در میان حروف چاپ بشوند.[26]

 فتحه و کسره‏ها را در بعضی جاها به یک علامت کوچک فرق داده‏اید، معنی آن فرق چیست؟

کسرۀ عربی و فارسی و ترکی، اکر چه بر حسب صورت یکی هستند، امّا در تلفظ خیلی فرق دارند. مثلاً لفظ اسلام و اصفهان را عرب‏ها و ترک‏ها مثل اهل فارس تلفظ نمی‏کنند. می‏خواهم طوری بشود که این اختلاف موقوف بمیل و حدس خواننده نباشد. اکر کسره عربی است، مثل عرب بخوانند، و اکر ایرانی است مثل ایرانی بخوانند.

فرق این () و این () و این () و این () چیست.

آن الف و آن لام که خوانده می‏شود این طور می‏نویسیم () و آن الف و لام که خوانده نمی‏شود این طور ().

آن الف و لام که خوانده نمی‏شود چرا می‏نویسید؟

به علت آن که نمی‏خواهیم به املای قدیم خللی برسانیم.[29]

 چرا بعضی از معایب املا را هم در این ضمن اصلاح نمی‏کنید؟

معایب املا دخلی به اصلاح الف ‏با ندارد. من می‏کویم با این الف‏با هر چه بخواهید می‏توانید بدرستی بنویسید. ولیکن اکر املای ما بکوید من می‏نویسم ضربوا، خواجه، موسی، تو بخوان ضربو، خاجه، موسا، این اغتشاش دخلی به خط من ندارد.[30]

رفع معایب املا علی‏الخصوص در زبان ترکی البته لازم است، اما نباید این مسئلۀ املا را به مسئلۀ خط مخلوط کرد. همین قدر می‏کویم در ترتیب این خط، یکی از منظورات اصلی ما نیز اصلاح املاست، و اکر چه به املا دست نمی‏زنیم، ولیکن تغییرات لازمه را مخصوصاً طوری ترتیب داده‏ایم که بعد از این اصلاح، املا نیز لابد خود بخود بعمل خواهد آمد.[31]

 معنی بعضی فرق‏های دیکر که در میان حروف این خط مشاهده می‏شود چیست؟

الف الفا را همیشه بالای سطر می‏نویسیم، و الف مکسور را پایین سطر، این طور () . () . الف همزه را این طور (). و چون صدای الف همزه و فتحه، بعینه یکی است شکل آنها را هم بهم دیکر این قدر نزدیک می‏کنیم، که آخر یکی بشود.[32]

واو ساکن را همیشه این طور () می‏نویسیم مثل والا. واو صدادار را این طور () مثل برودت. و چون این واو صدادار با ضمۀ عربی هیچ فرقی ندارد شکل این دو حرف را کم کم مثل هم قرار می‏دهیم.

واو‏ها، که در فارسی و ترکی استعمال می‏شود، این طور () می‏نویسیم مثل () . () .  () . ().[33]

 دقایق این همه تغییرات را کدام معلم بیان خواهد کرد؟

جمیع اشکالات مسئله، در همین سؤال شماست. اکر ما به یک خط کامل، کتابی چاپ بکنیم و از برای خواندن و بیان دقایق آن خط لازم باشد که همراه آن کتاب همه جا یک معلمی روانه بکنیم، بدیهی است که عمل ما لغو خواهد بود.[34]

بجهت اصلاح خط ما، اول شرط ما این است که هر چه می‏کنیم طوری باشد که معنی آن، همه جا بدون امداد معلم فهمیده بشود. و این شرط اصلی در این اصلاحات کاملاً رعایت شده.

جمیع این اصلاحات را طوری کرده‏ایم که هر شخص باسواد بدون امداد هیچ معلم و بدون احتیاج به هیچ بیان خارجی، معنی همۀ این اصلاحات را از پیش خود خواهد فهمید.

مثلاً :  شما خودتان به اندک دقّت، ملتفت[35] خواهید شد، که در این خط کاف عربی و کاف فارسی و کاف ترکی مثل هم نیستند.

و واوهای مختلف با همدیکر مشتبه نمی‏شود. و حروف ب، ت، ن، ی، شکل مخصوص دارند، و اعراب از روی یک قاعدۀ صحیح، داخل حروف می‏شوند، و شکل و جا و وضع حروف، همه بتدریج به تحت قاعده می‏آیند،[36]

و بعد خودتان تعجّب خواهید کرد که بدون درس هیچ معلم، معنی و قواعد جمیع این تغییرات را شما خودتان درک کرده‏اید بی‏آنکه به املای قدیم و بی آن که به سواد شما نقصی وارد آمده باشد.[37]

 «بحث»

به نقطه‏های حروف ما که زینت خط ما هستند چه کار دارید؟

نقطه‏های حروف ما مایۀ اقسام اغتشاش شده‏اند.

مثلاً ؛ اکر نقطۀ حزم در خط قدیم محو بشود نمی‏توان فهمید که آیا حَزم است یا جَزم یا خُرّم یا حَرَم یا خَرَم یا خرِم یا جِرم یا حرِم یا چَرم یا جُرم یا صد چیز دیکر.[38]

اکر در نقطۀ این لفظ () اشتباه بشود، نمی‏توان کفت شیر است یا شُتُر سیر است یا سَبز، ستر است یا سپر. و هم چنین اکر نقطه‏های این لفظ نیک، سهو یا محو بشوند، چنان که ممکن نیست نشوند آن وقت نمی‏توان دانست نیک است یا نَنک یا بیک یا تَنک یا بَنک یا پیک یا تُنک.

باید جمیع این نقاط را از خطوط ما دفع کرد، ولیکن قبل از دفع نقاط، باید موافق قواعد اصلیه ما، شکل حروف را طوری تغییر داد که بدون نقطه هم از همدیکر فرق داشته باشند،[39]

و ارباب سواد بتوانند بدون درس تازه بخوانند. این چطور می‏شود؟

همین طور که می‏بینید، این صفحه‏های شما پر از نقطه است، ما شکل اغلب حروف طوری تغییر داده‏ایم که بدون نقطه هم از هم دیکر فرق دارند. از برای این که در نظرها غریب نیاید نقطه‏ها را محو نکرده‏ایم بعد از آن که چشم مردم به این جدائی حروف اندکی عادت کرد، آن وقت بی آن که ما بکوئیم عذر نقطه‏ها را خواهند خواست؛ زیرا که وجود نقطه‏ها آن وقت دیکر هیچ لزوم و مصرفی نخواهد داشت.[40]

 چرا در میان بعضی حروف از قبیل دال و ذال و عین و غین فرقی قرار نداده‏اید؟

تفریق این حروف به یک تغییر جزئی در نهایت سهولت ممکن است. نخواستیم در این جا چشم مبتدی را به واسطۀ کثرت تغییرات، معطل نمائیم. سر چشمۀ جمیع اصلاحات همان جدائی حروف است.

اکر جدائی حروف را قبول دارید، فرق حروف و باقی اصلاحات همه خود به خود بعمل خواهد آمد. و اکر جدائی حروف را قبول ندارید، هر چه بکوئید و هر چه بکنیم بی حاصل خواهد بود.[41]

 «سؤال»

معنی این حرف درست معلوم نمی‏شود؟

اصلاح خط بدون جدائی حروف چرا باید ممکن نباشد، و با جدائی حروف چرا باید خود به خود بعمل بیاید، تحقیق این سؤال شما خیلی واجب است، فرض بفرمائید که می‏خواهید در خط قدیم شکل «جیم» یا شکل «ه» را تغییر بدهید،[42]

چون این حرف جیم با ششصد شکل دیکر متصل می‏شود به سبب تغییر همین یک حرف جیم، لابد باید آن ششصد شکل دیکر هم تغییر بکنند، و ساخت این ششصد شکل، اقلاً چهار پنج هزار تومان خرج دارد و بعد از آن که از برای فقط آن حرف جیم این ششصد قسم شکل را تغییر دادید، در آخر کار خواهید دید که زحمت و مخارج شما بکلی بی حاصل بوده است، زیرا که تغییر ارتباط آن ششصد شکل هر قدر هم جزئی باشد وضع کلیۀ خط چنان تغییر خواهد کرد که هیچ یک از ارباب سواد قادر خواندن آن نخواهد بود؛[43] چنان که یکی از فضلای قفقاز[36]، از روی یک ملّت پرستی بی‏مثال، هست و نیست خود را وقف اصلاح خط ما کرد، ولیکن چون خواست، اتصال حروف را حفظ بکند، ارتباط حروف و صورت کلمات به طوری تغییر یافته، که هیچ کس نتوانسته

خط تازه او را بخواند؛ پس از صرف عمری، وقتی این خطوط را دید فی‏الفور به یک همّت و اصرار تازه اعلام کرد که با اتصال حروف هیچ نوع اصلاح ممکن نیست و باید حکماً حروف را از همدیکر جدا کرد.

در جدائی حروف هیچ شکل تازه نمی‏تواند خللی بسایر شکل‏ها برساند.[44]

مثلاً ؛

اکر شما بخواهید حرف دال این خط را تغییر بدهید با دو سه تومان مقصود شما بعمل خواهد آمد و حرف تازه شما هر قدر هم تازکی داشته باشند چون بر وضع سایر حروف هیچ تغییری وارد نمی‏آورد، ارباب سواد بدون چندان معطلی خواهند خواند.

با جدائی حروف هیچ شکلی که ناقص باشد باقی نخواهد ماند، زیرا که تغییر آن خیلی سهل خواهد بود.[45]

چنان که در چاپ‏ خانه‏های فرنکستان هر روز موافق یک سلیقۀ تازه شکل و شیوۀ حروف را اصلاح می‏کنند، بی آن که از برای خواننده بقدر ذره‏ای اشکال بمیان بیاید.

خطوط ما نیز با جدائی حروف همان حالت را پیدا خواهند کرد.

شکل حروف ما باقتضای حسن سلیقۀ عامه، روز بروز کامل‏تر خواهد بود بی آن که هیچ زحمت و تحصیل تازۀ از برای ارباب سواد لازم بیاید.[46]

 این‏ها همه صحیح امّا در باب خط تحریر چه باید کرد؟

در خط تحریر همین حروف را یا هر حروف دیکر که می‏پسندید، بنویسید؛ اما طوری بنویسید که حروف جدا جدا باشند و دیکران بتوانند بخوانند.

 حروف را چطور می‏شود جدا جدا نوشت؟

همین طور که بعضی مضامین را مجبوراً به هر خطی که دارید جدا جدا می‏نویسید.[47]

مثلاً ؛ در دوران داوود آه و زاری زُوّار روح و دل دارای آن اوان را درد آورد، آواز و اُوراد داوود درد دل آن داور را در دو روز دوا و روح زُوّار را از آزردن زور آوران آن اوان آرام داد.

مثل دیکر ؛ داور روزی ده، در روز ازل، آدم را روح و ادراک و ارادۀ آزاد داد و در ازای ذل و زاری او از روی رأی رأوف دل او را در ازدواج زن و رزق او را در زرع ارض و روان او را در درود رب ودود آرام و دوام داد.[48]

 «بحث»

اکر بخواهیم جمیع کلمات را این طور جدا جدا بنویسیم، تحریر ما خیلی مشکل خواهد شد؟

متصل نوشتن در خط قدیم ما دویست مرتبه مشکل‏تر است و شما یاد کرفته‏اید. شکی نیست که به جهت سرعت تحریر، اتصال حروف واجب است؛ ولیکن این را هم محقق بدانید که اکر همین حروف را جدا جدا بنویسند، بواسطۀ کثرت استعمال حروف بهم دیکر وصل می‏شوند، و شرط سرعت تحریر خود به خود بعمل خواهد آمد.[49]

بدیهی است که اتصال حروف در تحریر باید از روی یک قرار معین باشد، که شکل و وضع و جای هر حرف، همیشه ثابت باشد؛ نه اینکه در ابتدا و در وسط و در آخر کلمه و به اقتضای حروف قبل و بعد، هم صورت و هم جای خود را به صد قسم تغییر بدهد.[50]

 کاش از برای آن قسم اتصال حروف هم که در تحریر جایز می‏دانند یک نمونه می‏ساختید؟

ساخته‏ام بعد خواهید دید.

اما حقیقتاً حیف است که ما این قدرها معطل این فروعات مسئله بشویم؛ بعد از آن که سد ترقی خط ما را، یعنی اتصال حروف را، شکستیم و اصول آن سه قاعده را قبول کردیم، فروع عمل به حکم یک قانون طبیعی درست خواهد شد، چنان که در میان سایر ملل درست شده است.[51]

این خط حاضر با همین حالتی که دارد، سهل‏تر و جامع‏تر از جمیع خطوط دنیاست. این خط از جمیع خطوط دنیا نزدیک‏تر است به قواعد اصلیه قرائت که به تفصیل بیان شد.  این خط به جزئی اصلاحات صوری که آن هم یقیناً خود به خود حاصل خواهد شد، اکمل خطوط دنیا خواهد بود.[52]

 از برای این خط هر قدر هم محسنات ثابت نمائید مردم هرکز قبول نخواهند کرد؟

همۀ مشکلات مطلب و همه اهتمامات ما این بوده که این خط محتاج قبول دیکران نباشد.

اکر ما یک خط بسیار کاملی اختراع می‏کردیم که رواج آن موقوف به قبول مردم می‏شد، عمل ما حاصل نمی‏داشت.[53]

غرابت و صعوبت خیال ما این بوده که خط ما را طوری اصلاح بکنیم، که مردم خواه تصدیق بکنند و خواه نکنند، بتوانند بخوانند، و این مقصود ما کاملاً بعمل آمده است.

با این خط هر کتاب با معنی که چاپ بکنیم در بخارا و در اصفهان و در اسلامبول خواه بپسندند و خواه نپسندند، خواهند خواند و همین خواندن از برای مقصود ما کافی است؛ زیرا که ما از مردم چیزی نمی‏خواهیم مکر این که هر چه با این خط چاپ بشود، بتوانند بخوانند.[54]

 «مسأله بزرک»

شما که در ترتیب این خط این همه زحمت را کشیده‏اید به جهت رواج آن چه تدبیر خواهید کرد؟

از این فرمایش شما معلوم می‏شود که معنی اصلاحات ما را هنوز درست ملتفت نشده‏اید، اختراع یک الف‏بای تازه، کار سهل و در یک ساعت ممکن بود، سبب این که ما بیست سی سال معطل این خط شدیم، همین مسئلۀ رواج است،[55]

آن مشکلات بزرک که در هر ملک مانع رواج یک خط تازه بوده، همه را در نهایت ملایمت به طوری رفع کرده‏ایم که امروز رواج این خط نه مدارس مخصوص لازم داد نه درس تازه، نه زور دولتی و نه فتوای امام.

مسئلۀ رواج در حقیقت حل شده، زیرا که این خط را بدون هیچ درس تازه همه جا می‏خوانند.

کاری که باقی مانده این است که کتب ما را به تدریج با این خط چاپ بکنند و چون چاپ کتب با این خط خیلی سهل‏تر و بهتر و ارزان‏تر از خط قدیم[56]

خواهد بود، روأسای چاپ خانه، همین قدر که از پیشرفت خط و از منافع آن فی‏الجمله مطمئن شدند، بیش از همه کس در ترویج آن اهتمام و اصرار خواهند کرد. و اکر از میان ارباب ذوق وطالبان ترقی، اشخاصی که قدرت دارند هر کدام یک کتاب کوچکی با این خط چاپ می‏کردند، بدون هیچ ضرر شخصی، در مدت دو سال این خط بیش از خطوط سابق در ممالک اسلام شیوع می‏یافت.

اکر چه ترغیب و تقویت شیوع این خط راجع به عموم دولت خواهان است و می‏بایستی من از این زحمت تازه معاف باشم.[57] ولیکن در خصوص این مقصود نیز مقدمات و اسباب زیاد حاضر کرده‏ام و امیدوارم که توفیق الهی، حسن نیت و دوام مساعی مرا بی‏ثمر نخواهد کذاشت.[58]

 از این حرف‏های دراز مقصود چیست؟

مقصود این است که خلق و دولت این مُلک باید ترقی بکنند.

چنان مقصود، با الف‏بای شما حاصل نخواهد شد؟

ما نمی‏کوئیم به محض اصلاح الف‏با، جمیع کارها درست خواهد شد، می‏کوئیم ترقی ما بدون اصلاح الف‏با ممکن نیست. این الف‏بای شما کی بکار ما خواهد خورد، این الف‏بای ما شاید بکار شما و من نیاید اما عمر دول نسبتی به عمر من و شما ندارد،[59] اکر اجداد ما از برای ما کار کرده بودند، حالت ما امروزه این طور نمی‏شد. ما باید از برای اولاد خود کار بکنیم.

که چه بشوند؟ که آدم بشوند.

 همین طور که هستیم چه عیب دارد؟

بی‏حسی و بی‏غیرتی لایق آدم نیست. شرافت خلقت انسانی، اینست که آحاد ناس به حکم یک مأموریت آسمانی، باید هر روز و هر ساعت خود را کامل‏تر به سازند.

کسی که طالب نیست، آدم نیست.[60] اکر واقعاً ادعای آدمیت داریم، باید شب و روز در ترقی شخص خود و مُلک خود و دولت خود بکوشیم. کهنه پرستی را باید منسوخ کرد. باید ترقی پرست شد. و باید آئین ترقی را از الف‏با شروع کرد.[61]

 پایان کتاب

جمع بندی:

ملکم، عیوب خط فارسی را به خوبی شناخته است و به نکاتی پرداخته، که اکنون نیز هر کارشناس خبره خط و زبان فارسی، بخواهد پیرامون خط فارسی نظر دهد، لاجرم باید آن نکات را مطرح نماید؛ که مهم ترین آن جدانویس نبودن خط کنونی فارسی است.

 البته از خط فعلی ملکم، جدای از مزایای آن، حداقل سه اشکال می توان گرفت:

اول اینکه؛

چون مکلم خان، خود هنرمند و طراح حروف نبوده و یا دسترسی به متخصصین حرفه ای این فن نداشته، نتوانسته است حروف را با کرسی مشخص مربع یا دایره، طراحی کند. بنابراین هم از جهت فنی و هم از جهت زیبایی شناسی و نیز از نظر حجمی، این حروف نمی‏تواند کارایی مناسبی از خود ارائه دهند، و شاید تنها در دوره زمانی خود، می توانسته برخی از معایب خط فارسی را کاهش دهد؛ چراکه اکنون مهمترین عیب خط فارسی فنی نبودن آن،  نداشتن کرسی منظم و عدم تطبیق با تکنولوژی روز است.

 دوم اینکه؛

ملکم، همان گونه که خود نیز اشاره دارد، در طراحی حروف خود، باید اعراب را نیز داخل در حروف می­آورده است. تا مشکل اساسی حذف اعراب، که در طول تاریخ پدید آمد، دوباره در این خط، تکرار نشود. چراکه خط عربی، که از آن به خط فارسی یاد می­کنیم. در ابتدا بدون اعراب بوده است و پس از مدت زمانی، به علت غلط خوانی متون، کاتبان، مجبور شدند که حداقل در متون مهم همانند قرآن مجید، که درست خوانی در آن از اهمیت فراوانی برخوردار است، اعراب حروف را قرار دهند. اما از آنجایی که اعراب جزء حروف قرار نداشت، و در نوشته های عادی و معمولی، اعمال نمی گشت و واضح است که نبود اعراب، برابر است با غلط خوانی متون.

بنابراین در طراحی حروف جدید، باید حتما شش مصوت زبان فارسی به صورت حروف مستقل طراحی شوند، که این حروف در کنار حروف دیگر به کار برده شوند، و به هیچ وجه حذف آنها ممکن نباشد.

 سوم اینکه؛

در طراحی حروف فارسی، حذف حروف مشترک، بسیار الزامی است. چرا که یکی از مهم ترین معایب خط فارسی در املاء، وجود حروف مشترک است؛ که نشان یک صدا می باشند، همانند ((ض ظ ز ذ)) که ملکم خان نسبت به آن اشاره ای نداشته است.

البته از نوع برخورد او در متن همین کتاب پیداست که وی قصد داشته است، مسیر اصلاح و تغییر خط را پله پله ، پیگیری نماید . بنابراین ابتدا برای او، مهم­ترین اصلاح ، همان اجرای جدانویسی و چند نکته ذکر شده دیگر در کتابش بوده است، و شاید بعید نباشد، که به رفع عیوب دیگر خط فارسی نیز توجه داشته است، اما زمان اجرای آن را مناسب نمی­دانسته است.

  

منابع

  1. آدمیت، فریدون، فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت، نشر سخن، 1340.
  2. استادی، کاظم ، اندیشه تغییر خط در ایران ،  آیین پژوهش ، قم 1390.
  3. استادی، کاظم ، دانشنامه خط فارسی ،  مخطوط ، قم 1390.
  4. استادی، کاظم ، کتابشناسی خط فارسی، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم 1390.
  5. استادی، کاظم ، گاهشمار خط فارسی ،  بهارستان ، تهران 1390.
  6. استادی، کاظم ، نسخه­های خطی تغییر خط فارسی ،  آیین پژوهش ، قم 1390.
  7. اصیل، حجت‌الله ،  زندگی و اندیشه میرزا ملکم خان ناظم‌الدوله، تهران، نشر نی.
  8. اکبری، محمد علی ، چالش­های عصر مدرن در دوران قاجار (مجموعه مقالات)، تهران 1384 .
  9. پویان مهر، علی، اعزام محلین به اروپا در عهد احمد شاه قاجار ،  بهارستان ، تهران 1390
  10. درایتی، مصطفی، فهرستواره دست نوشته های ایران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی ، تهران 1390.
  11. ذکاء، یحیی، در پیرامون تغییر خط فارسی، بی­نا.
  12. رائین، اسماعیل، میرزا ملکم‏خان، زندگی و کوششهای سیاسی او، انتشارات صفی علیشاه، تهران 1353.
  13. صادقی­نیا، ابراهیم،  فراماسونری و جمعیت های سری در ایران، هیرمند، تهران 1373.
  14. محیط طباطبایی، محمد ، مجموعه آثار میرزا ملکم خان، تهران 1327.
  15. میرزا ملکم خان ناظم الدوله، نمونه خطوط آدمیت، لندن، 1303 ق.
  16. ناظم الاسلام کرمانی، محمد بن علی، تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم الاسلام کرمانی، به اهتمام علی اکبر سعیدی سیرجانى، بنیاد فرهنگ ایران (جدید: امیر کبیر) تهران 1346.
  17. هاشم­زاده، کلیات ملکم، مطبعه مجلس، تهران 1325، جلد اول.
  18. -------- ، روزنامه قانون، به کوشش هما ناطق،  نشر کویر، تهران 1369.
  19. --------، دانشنامه آزاد (ویکی پدیا) ، مدخل : میرزا ملکم خان،  بهمن 1390.
  1. بایبوردی، حسین، تاریخ پناهندگان ایران از خارج به ایران و از ایران به خارج، نشر وحید، تهران 1349.

 

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩۱/٤/۸

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی