کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
چرا روحانی باسواد، بد اخلاق است؟ by: کاظم استادی

چرا روحانی باسواد بد اخلاق است؟

در بین مردم حال حاضر ایران، تمامی کسانی که معمم و یا به قولی، عمامه به سر هستند، روحانی یا آخوند محسوب و خطاب می شوند. اگر کسی در میان این قشر عزیز، آمد و شد کرده باشد، بر این گفته من، سر صحت تکان می دهد که؛ روحانیون از نظر اخلاق دو دسته اند؛ خوش اخلاق و بد اخلاق.

البته ، ابتدا باید روشن شود که منظور ما از اخلاق ، اخلاق کلی و عام نیست؛ بلکه آنچه  میان مردم مشهور و عرفی است، حسن خلق و روی باز است که معمولا به اخلاق تعبیر می شود. و می گویند: فلانی خوش اخلاق است یا بد اخلاق. حسن خلق، خود شاخه ای است از اخلاق عملی.

جدای از استثنائات، باید معترف شویم که روحانیون سابقه­دار بد اخلاق، معمولا باسواد هستند و روحانیون سابقه­دار بی­سواد، معمولا خوش اخلاق هستند. در اینجا، منظور از سابقه­دار، روحانیونی است که حداقل 15 – 20 سالی در حوزه تحصیل کرده­اند، نه هر طلبه مبتدی که عمامه بر سر دارد.

یکی از مهم ترین شاخصه های تفاوت میان پیامبر(ص) و ائمه(ع) با علما و روحانیون ما، در همین مطلب باشد که؛ آن بزرگواران در عین عالم بودن، خوش اخلاق بوده اند و یکی از مهم ترین معجزات پیامبر(ص) در ترویج و گسترش اسلام، حسن خلق ایشان بوده است.

شاید برایتان جالب شده باشد، که سر بد اخلاقی علمای ما در چیست؟  دلیل آن بسیار ساده و منطقی است، اما قابل قبول برای عرف مردم نیست. خوب دقت کنید. با یک حساب ریاضی ساده می­توان سر بد اخلاقی علما را فهمید و اثبات کرد.  ساعات روز محدود است به 24 ساعت، از این محدوده، ساعتی مختص به استراحت و نیازهای شخصی است، ساعاتی مخصوص به خانواده است. حدودا 12 الی 14 ساعت باقی می­ماند، اگر کسی واقعا اهل علم باشد و ممحض در درس و بحث باشد، روزانه باید 2 الی 3  جلسه تدریس یا تحصیل کند.  چندین ساعت مطالعه و مباحثه نماید. ساعاتی به نوشتن بپردازد. و ساعاتی در رفت و آمد این فعالیتها  باشد.  با این برنامه روزانه این روحانی معظم، تمام وقتش پر است. حالا فرض کنید ایشان به خاطر معروفیت یا عالمیت، محل مراجعه خاص، عام و کوچک و بزرگ، باسواد و بی سواد باشد. مثلا شما به درب منزل ایشان مراجعه می­کنید، این روحانی عزیز،  بار اول با روی باز و خوش اخلاق، شما را تحویل می گیرد و دقایقی از وقت خود را به شما اختصاص می دهد. بعد از دقایقی نفر بعد از راه می آید و به شرح ایضا.  این تعاملات اجتماعی او، چون با روی باز و اخلاق نیک و حسن خلق همراه بوده، در مراجعین قبلی، طمع تکرار پیش می آورد، بنابراین در حساب ریاضی، باید مراجعات ایشان را به توان برد، در طول سال، مراجعات مختلف، اعم از؛ سوال ساده، احوال پرسی، زیارت حضرتعالی، نامه،  عقد ازدواج، عیادت، دیدار حاجی و کربلایی، ختم مرحوم و مرحومه، عروسی، ولیمه خانه و فرزند و اذان در گوش نوزاد و ... آنقدر زیاد می شود که وقت تمام روز این روحانی معزز را می گیرد. ایشان دو راه پیش روی خود دارد؛ یا بد اخلاق شوند و به درس و مطالعه و تحقیقات خود برسند، یا همان طور خوش اخلاق بماند و نتوانند باسواد تر شوند.

شاهد این ادعای حقیر، روحانیون جناح چپ و راست هستند، اگر از نسبت تعداد حداقل دو به یک روحانیان این دو جناح صرف نظر کنیم. روحانیون جناح چپ، معمولا بسیار خوش اخلاق هستند و کم سواد و روحانیون جناح راست، معمولا باسواد و بد اخلاق.

هر چند که بد اخلاقی علما و راه حل رفع این مشکلشان، انواع گوناگون دارد. برخی تغییر مکان زندگی می دهند، تا از دست مردم و مراجعات آنها راحت شوند و به پیشرفت علمی خود برسند. مثلا، چند سالی پیش، خود شاهد بودم که عالمی بسیار بزرگوار، با اینکه مشغول تالیف کتب بود ، روزانه باید در هر ساعتی، جوابگوی عده زیادی از علاقه مندان باشد، که زنگ منزل ایشان را می زدند. ایشان، چون خادم و کارمند نداشت، شخصا درب منزل را باز می کرد و پاسخگو بود. که احتمال می دهم این رویه باعث شد تا ایشان خود را از شهر قم به روستایی منتقل کنند تا بتوانند مشغول به فعالیت علمی خود شوند.

دسته ای دیگر، دفتری برای خود راه اندازی می کنند. و دسترسی مردم به آنها بسیار محدود می شود، که این نیز نوعی بد اخلاقی است؛ چرا که عالم باید با مردم محشور و معاشر بین آنها باشد و دسترسی همگان ، خرد و کلان، به او راحت باشند. اینکه عالمی دفتر داشته باشد و دفتری ها با مردم بد اخلاقی کنند، فرقی در حل صورت مساله ندارد، چرا که باز بد اخلاقی دفتری ها به پای او محسوب خواهد شد.

دسته ای دیگر از عالمان، منزوی می شوند؛ البته انزوای خود خواسته، یعنی از خود سلب کرامت و علم می کنند، تا محل مراجعه مردم واقع نشوند. و انواع دیگری که فعلا مجال طرح آن نیست.

البته آنچه بسیار مهم است این است که؛ باید از مقایسه بین پیامبر(ص) و ائمه(ع)  با علما خود، در این موضوع حتی الامکان،  خودداری کنیم؛ چرا که علم آنها از نوع اکتسابی عرفی و تحصیل علم، نبوده است تا نیاز باشد وقت بسیاری برای علم آموزی برای خود قرار دهند. بنابراین باید تا حدودی به علما خود حق دهیم که بد اخلاق باشند.  اما از باب امر به معروف، باید گفت که؛ راه میانه بهترین راه است. یعنی ساعاتی مردم داری و ساعاتی تحصیل علم، چرا که بدون تهذیب نفس، علم توحید هم به درد نمی خورد . 

 

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩٠/٧/۱۸

رانندگان روحانی by: کاظم استادی

رانندگان روحانی

حدودا تا شصت سال پیش، کسانی که وضع مالی مناسبی داشتند، از چهارپایان به عنوان وسیله شخصی حمل و نقل استفاده می کردند. تقریبا، در دهه قبل از انقلاب اسلامی ایران، استفاده از اتومبیل و موتور سیکلت، به عنوان وسیله شخصی رایج شد، ولی باز تعداد کمی از مردم، دارای وسیله حمل و نقل  شخصی بودند.

اما در دو دهه گذشته، استفاده از اتومبیل یا به تعبیر امروزی آن، "ماشین و موتور" فراگیر شده است. و به طبع فراگیری آن، روحانیون نیز مانند مردم دیگر، از این وسایل شخصی استفاده می کنند؛ هر چند که در گذشته نه چندان دور، استفاده از موتور سیکلت، بین روحانیون رایج نبود و  استفاده از آن قبح عرفی داشت،  اما اکنون حداقل در شهر قم، موتور سواران و  اتومببیل سواران روحانی بسیار زیادند.

 روحانیون، در گذشته و قبل از شیوع استفاده از ماشین، شاید به ندرت در معرض خلاف شرع علنی و عمومی قرار داشتند، چرا که عناوین مجرمانه، همانگونه که برای دیگران جنبه فردی و پنهان داشت، برای ایشان نیز اینگونه بود. یعنی مثلا اگر روحانی ای مرتکب گناهی می شد تنها خودش بر آن واقف بود یا حد اکثر افراد قلیلی از مردم خبردار می شدند.

اکنون و در دوران امروزی، از آنجایی که طبق احکام حکومتی، رعایت نکردن مقررات و قانونی عمومی، مثل مقررات راهنمایی و رانندگی، خلاف شرع و گناه محسوب می شود. همه و مخصوصا مومنین باید خیلی به رعایت این موضوع توجه داشته باشند. مخصوصا  روحانیون محترم ، که اگر روحانیون توجه کافی و تقید لازم را نسبت به رعایت مقررات حکومتی مثل مقررات راهنمایی و رانندگی نداشته باشند یا بنا بر برخی مبانی فقهی خاص، خود را ملزم به آن ندانند، این عملکرد و رفتارشان در جامعه، جنبه خلاف شرع عمومی پیدا می کند.

اگر در قم رفت و آمد داشته باشید ، خواهید دید که بسیاری از معممین سوار بر ماشین و موتور هستند.  رفتار و اعمال آنها در حین رانندگی، در تیررس نگاه عمومی مردم قرار دارد؛  و این توجه و حساسیت، باعث شده تا  هر حرکتی از آنها موجب ایجاد سلب اعتماد و  اعتقاد اسلامی در مردم شود. وقتی راننده ای  روحانی، "ورود ممنوع" رود؛ و یا از "چراغ قرمز" رد شود و یا دیگر مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت نکند، چون برای مردم در منابر و دیگر تریبونهای عمومی، تشریح و توضیح داده شده است که "خلاف مقررات راهنمایی و رانندگی، خلاف شرع است"؛  این گناه شخصی راننده روحانی، جنبه عمومی پیدا می کند و دیگر یک گناه شخصی و پس پستو نیست؛ بلکه ترویج عمومی گناه است و بر تمامی افرادی که ناظر بر حرکات و رفتار او هستند تاثیر گذار است و می­تواند اعتقادات مذهبی مردم، را تغییر دهد و یا سست نماید .

اگر خدای نکرده، راننده روحانی در طول روز، مقید به رعایت مقررات اجتماعی نباشد و مثلا در خیابان یک طرفه در جهت عکس خیابان حرکت کند، این رفتار او ، همراه انجام "گناه ممتد و علنی" است؛ یعنی در طول مسیر حرکت او ، در هر لحظه، صدها نفر شاهد خلاف شرع او  می باشند . و این "گناه ممتد" او، که از ابتدای خیابان شروع شده و تا پایان خیابان یک طرفه ادامه پیدا می کند، می تواند اعتماد عمومی و تقید به عقائد اسلامی و قبح ارتکاب گناه  را در بین مردم از بین ببرد.

این نوشته، در صدد امر به معروف است چرا که بسیاری از مردم نمی توانند، بین "اسلام " و "روحانی مسلمان" تفکیک قایل شوند و هر حرکتی از "روحانی مسلمان"، می تواند موجب سست شدن "اسلام " مردم گردد .

بنابراین، بسیار مناسب است که روحانیان محترم،  اگر توانایی رانندگی مناسب ندارند و یا معتقد به رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی نیستند، و توجه لازم و کافی به آن ندارند و یا نمی توانند داشته باشند، از رانندگی بپرهیزند . چرا که اجتماع کنونی مظهر نگاه تیزبین مردم است.  رانندگی افراد، معمولا ساعات زیادی را در بر می گیرد و ممکن است چند ساعت رانندگی نا مناسب، در دید هزاران نفر واقع شود .

و مهم تر از همه، رانندگی رانندگان شخصیتهای مذهبی است، بسیار دیده شده که شخصیتهای روحانی و مذهبی، به واسطه جایگاه اجتماعی و دینی که دارند، دارای محافظین و رانندگانی  می باشند، محافظین و رانندگان آنها، از این فرصت سوء استفاده کرده و از بسیاری قوانین راهنمایی و رانندگی، عدول می کنند. و به سبب پیگرد نشدنشان، این رفتار را به راحتی و با آرامش کامل انجام می دهند.  مثلا از جمله خلافهای مکرر آنها، پارک دوبله است . وقتی فلان شخصیت، علاقمند است به ختم مرحومی در مسجدی یا محلی شرکت کند، بسیار دیده شده است که چندین ماشین دوبله در خیابان شلوغ جلوی مسجد، پارک دوبله شده است و ساعتی وضع آن خیابان برهم می خورد؛ چرا که محافظین و رانندگان این شخصیت، علاقمندند ساعتی، مستقیم و درست مقابل و جلوی درب مسجد بایستند. یا بسیار دیده شده که برخی مسئولین نیمه مهم،  وقتی به دیدار برخی مراجع قم  می آیند، ساعتها کوچه محل بسته می شود و حمل و نقل عمومی در آن منطقه بر هم می خورد.

البته کسی منکر موارد استثنا نیست، اما در بسیاری از موارد، اگر محافظین و رانندگان غرور کاذب نداشته باشند، به راحتی می­توانند وضعیت عبور و مرور را به بهترین وجه ممکن مدیریت نمایند. شاید این نکات به نظر برخی، جزیی بیاید؛ اما آنچه باعث گرایش مردم به نظام و اسلام می شود، نوع رفتار شخصیتها و روحانیون است؛ که تا چه حد، خود مقید به احترام مردم و قانون و احکام اسلامی هستند .

 

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩٠/٧/۱٢

روحانیان مبارز انقلابی by: کاظم استادی

روحانیان مبارز انقلابی

در شکل گیری و هدایت انقلاب اسلامی ، چه در دوره اول نهضت (سال 41 تا 44) و چه در دوره دوم نهضت ( سال 56 و 57 ) روحانیان نقش چشم گیر وبه سزایی داشتند . البته نباید این نکته را از توجه دور داشت که به خاطر فضای خاص جامعه ایران  در دوران حکومت شاه، بسیاری تصور نمی کردند که شاه و حکومتش رفتنی باشند.  بنابراین تعداد روحانیانی  که آشکارا و از صمیم قلب و فعالانه عقیده به مبارزه علیه رژیم شاه  داشتند در سراسر کشور، شاید به صد نفر هم نمی رسیدند ؛ و این عده قلیل  بیشتر در قم و تهران مستقر بودند .

 جدای از مراجع معظم تقلید، روحانیان مبارز فعال انقلابی، در دوران مبارزات علیه شاه ، را پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می­توان به سه دسته تقسیم کرد .

دسته اول روحانیانی که در همان اوایل انقلاب مردند یا شهید شدند .

دسته دوم روحانیان مبارز انقلابی که پس از آغاز انقلاب و همان اوایل، خود خواسته و یا ناخواسته منزوی و خانه نشین شدند .

دسته سوم روحانیان مبارز انقلابی که پس از انقلاب ، راه دخالت در سیاست و حکومت را برگزیدند.

رویه برخورد جامعه ایران و به خصوص نظام اسلامی ایران و یا به طور مشخص، انقلاب اسلامی در قبال این دسته ها بسیار متفاوت بوده است . دسته اول روحانیان نیک نامند، که  نام و نشان آنها بسیار پررنگ است بزرگداشت های فراوان ، نام گذاری روزها و مکان های فراوان به نام آنها است و چاپ آثار ، اسناد و هرچه و هرچه که مربوط به آنها باشد بسیار پر رونق است .

دسته دوم گمنامان انقلاب اند که به دلیل انزوای خود ، اغلب نه نام نیکی از آنها بر سر زبانهاست و نه از آنها به بدی یاد می شود . نه بزرگداشتی و نه نام خیابانی و نه ترویج اسناد و مبارزات انقلابی آنها در دست اقدام است . این روحانیون کلا فراموش شده اند .  به طوری که اخیرا برای تالیف کتابی پیرامون تاریخ انقلاب اسلامی به دویست عنوان کتاب در همین زمینه مراجعه داشتم و برای قسمتی از کتاب ، پیرامون یکی از روحانیون مبارز انقلابی تحقیق نمودم حتی یک صفحه شرح حال از ایشان نیافتم ؛ این موضوع برایم بسیار جای تعجب دارد که چگونه هیچ اثری از یک روحانی مبارز فعال انقلابی در آثار چاپ شده فراوان  پس از انقلاب موجود نیست. 

دسته سوم روحانیون مبارزی هستند که در سیاست و حکومت ماندند، این دسته خود به دو گروه قابل تقسیم اند .

عده بسیار زیادی که بدنام هستند و نظام اسلامی ایران، علاقه ای به ذکر نام آنها ندارد و حتی بسیار جای تعجب است که با وجود نقش پررنگ و موثر آنها در مبارزات ،  در نقل وقایع انقلاب و جنگ ، به گونه ای  این وقایع تشریح می شود که وجود و نقش آن­ها در این وقایع منتفی فرض می شود و انگار نه انگار که این روحانیان، در ایران  وجود خارجی داشته اند .

حتی گاهی در تولید و نشر اسناد و خاطرات انقلاب، چنان افراط و تفریط دیده می شود، که برخی اشخاص بسیار فعال و اثر گذاردر مبارزات انقلاب، آثار انقلابیشان تا کنون منتشر نشده است. اما افرادی که تا روز 22 بهمن فعالیت انقلابی قابل توجه­ای نداشته اند ، کتاب خاطراتشان توسط برخی از ارگانها ، به عنوان مبارز انقلابی منتشر شده است.  به طوری که نسل جوان ایران تصور می کنند که ایشان از ارکان انقلاب بوده اند .

گروه دوم از روحانیونی که پس از انقلاب در سیاست و حکومت مانده اند ، عده قلیل و انگشت شماری هستند که هنوز اقبال نیک داشته اند و بد نام نشده اند؛ یا بدنامشان نکرده­اند . البته قضاوت درباره ایشان زود است و باید صبر نمود تا گذشت زمان سرنوشت آنها را نیز مشخص کند . چرا که شب دراز است و قلندر بیدار .

این نوشته در صدد آن نیست تا فرضیه « انقلاب، فرزندان خود را می بلعد » را اثبات کند، بلکه در صدد امر به معروف است. اکنون، همانگونه که موظف شدیم نسبت به دولت ها قسمت پر لیوان را هم ببینیم  و دچار افراط و تفریط نشویم . همین رویه را نیز باید و یا می­توانیم در قبال روحانیون مبارز انقلابی داشته باشیم . اگر از برخی رویکردهای این مبارزان انقلابی راضی نیستیم؛ و یا سلیقه متفاوت از آنها داریم،  این نمی تواند دلیل قانع کننده ای باشد که نقش آنها را از صفحه انقلاب و مبارزات آن پاک و حذف نماییم؛ یا به طوری با نشر فیلم و کتاب های مختلف گزینشی که منابع و اسناد آیندگان ایران عزیز هستند، کاری کنیم تا نسل های آینده وقتی تاریخ مکتوب و تصویری انقلاب را می خوانند و یا می بینند ، تصور کنند که انقلاب اسلامی ایران یک شبه و به یکباره متولد شده است. و مهم تر اینکه  در ضمن این رویه نادرست ، حق روحانیون مبارز انقلاب اسلامی ایران پایمال خواهد شد .

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩٠/٧/٧

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی