کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
تلقی غلط از روحانیت by: کاظم استادی

به نام خدا / افراد جامعه به جهت جسمی از دو حال بیرون نیستند، یا سالم هستند یا مریض. افرادی که در سلامت جسمی به سر می­برند نیز دو دسته اند؛ یا عالم و دانای در سلامتی و تندرستی هستند، یا ناخودآگاه در مسیر سلامتی قرار گرفته­اند. این دسته شاید بسیار اندک و غیر قابل توجه باشند.

در آن سو، افرادی که مریض هستند نیز خود از جهتی، به دو دسته تقسیم می­شوند؛ آنهایی که با اطلاع از مریضی خود، علاقمندند تا با اقدام عملی، به سلامتی دست پیدا کنند. و آنهایی که یا جاهل به مرض خوداند و یا به دلایلی، علاقه­ای به درمان جسم خود ندارند. بنابراین، لااقل افرادی که مریض­اند و علاقمند اقدام عملی درمان خود هستند و به درمانگاه مراجعه می­کنند را می­توان با دیدی مثبت نگریست.

در یک جامعه واقع بین، مردم هیچگاه تمامی این افراد را در یک سطح نمی­دانند. و بین "عالم تندرستی" و "مریض جاهل" و "مریض درمانگر"، تفاوت قایل می­شوند. ولی جای تعجب است که چرا مردم، نمی­توانند همین تفاوت جسمی افراد را در تفاوت معنوی آنها، هضم کنند. به عبارت دیگر ، باید توجه داشت که افراد جامعه، از لحاظ معنوی نیز ، سالم و مریض هستند. به طوری که بی هیچ مبالغه­ای، ما انسانها غالبا از جهت معنوی، مریض و حتی دچار امراض مختلف معنوی هستیم.

افراد مریض معنوی نیز همانند مریض جسمی، دو دسته هستند، یا اطلاع از مرض خود دارند و به درمانگاه مراجعه می­کنند و خود را در مسیر سلامتی قرار می­دهند و یا آنهایی که جاهل به مرض خود هستند و یا اینکه علاقه ای در مراجعه به درمانگاه ندارند.

یک تلقی غیر واقع بینانه مردم، باعث شده، تا ضربه­هایی مهلکی به بنیان معنویت اجتماعی اسلامی، زده شود. این نوشته درصدد است تا این تلقی غلط را در حد خود، تصحیح نماید. شاید همه مردم توجه نداشته باشند که حوزه علیمه، درمانگاه معنوی است و افرادی از سراسر ایران یا حتی جهان، با نگرشهای فرهنگی و اجتماعی مختلف و با روحیات و خلقیات شخصی گوناگون و با توانایی و هوش های رنگارنگ ، به این درمانگاه معنوی مراجعه و ثبت نام می­نمایند. جوان و پیر، خوش اخلاق و بد اخلاق، خسیس و سخی ، پولدار و فقیر، تند ذهن و کند ذهن و هزاران خصلت و خوی دیگر. آنچه نباید نادید گرفت این است که همه اینها، یک قدم از من و شما جلو هستند، که توجه به مریضی خود داشته­اند و اقدام عملی برای بهبود خود نموده­اند.

اما نکته قابل توجه­تر این است که؛ از زمانی که علاقمندان وارد حوزه علمیه یا درمانگاه معنوی می­شوند ، این تلقی غلط که در بین مردم رایج است و تمامی طلاب حوزه علیمه را با یک نظر می­بینند، ایشان را جانشین و همانند رسول خدا می­پندارند. مردم خیال می کنند که هر طلبه­ای چه آن که امروز ، روز اول ورود اوست و چه آنکه سالهاست در حوزه تحصیل نموده، همه و همه باید عین رسول خدا باشند.

بسیاری از مردم ، نمی­دانند که علم تا عمل فاصله دارد. هر چند که حضرت امیر(ع) می­فرمایند : "ملاک دانش، عمل است." اما این طلبه ها، که علاقمند به درمان معنوی خود هستند، طبق مراحل رسمی حوزه، دو سیر پیشرفت را طی می­کنند . به عبارت ساده­تر، طلاب می توانند دو تحصیل کنار هم داشته باشند. تحصیل علمی و تحصیل عملی. چهار سال اول، غالبا به ادبیات عرب می­گذرد و شش سال بعد به مقدمات فقه و اصول. تازه پس از ده سال، شروع به تحصیل علمی خارج فقه و اصول می­نمایند. اگر این علاقمندان به درمان معنوی، هم در علم دینی و هم در عمل دینی موفق باشند، پس از رنج فراوان و سیر و سلوک می­شوند عالم ربانی و عالم با عمل. اما واضح است که بسیاری نمی­توانند و فقط در مسیر علم دینی، موفق می­شوند. و قادر نیستند عمل را با علم خود همراه سازند.

مشکل اینجا ست که مردم جامعه، تمامی طلاب حوزه علیمه را، به یک چشم می­نگرند و توقعی که از رفتار و سیره و سنت پیامبر (ص) و ائمه (ع) دارند را، یکجا از آنها دارند. بنابراین ، هر حرکتی که تداعی کننده رفتار ایشان نباشد، می­تواند ضربه­ای مهلک بر پیکره مسلمانی مردم باشد؛ و باعث سستی ایمان مردم شود.

افراد جامعه، باید بدانند که هر چند تمامی طلاب، وجه مشترک "لباس روحانیت" دارند؛ اما آنها افرادی مثل بقیه مردم هستند. یعنی همان­هایی که در اطراف ما زندگی می­کنند، همان مردم، با فرهنگ­ها و شخصیت­های مختلف؛ شاید تنها تفاوت روحانیت با مردم عادی، در این است که آنها علاقمند به درمان معنوی خود هستند و آمده­اند تا به مرور زمان خود را درمان و اصلاح کنند.

همه اینها بیان شد تا بدانیم، نباید "روحانیت" را مساوی با اسلام و عمل آنها را مساوی با سنت پیامبر دانست؛ تا هر نادرستی که از آنها سر زد، ما را از اسلام و مسلمانی خود بیزار کند. باید واقع بین باشیم. "طلاب علوم دینی" همین برادر، دوست، پدر و هم شهری­های ما هستند، که یک قدم از ما جلوتر رفته­اند و علاقمند شده­اند تا در درمانگاه معنوی، خود را بسازند و اصلاح کنند. پس نباید تصور داشت، که پزشک و پرستار و مریض، همه در یک سطح باشند.

هر چند از آن سو، طلاب نیز می­توانند این توقع غیر واقع بینانه مردم را، تحقق بخشند و هر چه بیشتر خود را متشبه به رسول گرامی اسلام کنند. و یا لااقل تا زمانی که نمی­توانند این شباهت را در خود ایجاد کنند، در لباس شهرت قرار نگیرند. خداوند می­فرماید: ای همسران پیامبر! هر کس از شما گناه آشکار و فاحشی مرتکب شود، عذاب او دو چندان خواهد بود؛ و این برای خدا آسان است.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩٠/٦/٢٠

انواع آیت الله by: کاظم استادی

انواع آیت الله

به نام خدا / عنوان "آیت الله"، اگر چه در هزار سال اخیر، به ندرت برای علماء استفاده می­شده است، اما در نیم قرن اخیر، جزء رایج­ترین عناوین علماء شده است؛ به گونه ای که به هرج و مرج گراییده است. اکنون روزی نیست که چند آیت الله، متولد نشوند و به طبع آن، چند آیت الله به دیار باقی نشتابند. برای تنویر افکار عمومی، در این چند سطر، سعی می­شود تا برخی از انواع "آیت الله ها" را ذکر کنیم ،تا شاید امر به معروفی شده باشد.

رایج­ترین نوع از انواع آیت الله، "آیت الله فوتی" است. در قم روزی نیست که حداقل چند اعلامیه فوت با درج عنوان آیت الله بر در و دیوار نباشد، معمولاً شاید خود متوفی نیز روحش از آیت الله شدنش بی­خبر باشد، اما بازماندگان مرحوم ، بسیار علاقمندند تا عزیز از دست رفته خود را با لقب آیت الله خطاب و معرفی نمایند. البته این نوع تسامح در عنوان، مختص این مورد خاص نیست و بسیار رایج است که مثلا دانشجوی فوت شده رشته مهندسی و یا پزشکی را مرحوم دکتر و مرحوم مهندس خطاب می­کنند.

نوع دیگر آیت الله، که گاهی ظهور می نماید؛ "آیت الله مقامی" است. یعنی شخصی تا دیروز حداکثر ، "حجت الاسلام و المسلمین" بوده است، اما امروز که مقام امام جمعه­ای و یا رییس قوه­ای را کسب می­کند، می­شود آیت الله؛ بیش از این نمی توان در این نوع آیت الله، سخن گفت؛ که لاجرم زبان سرخ، سرسبز می دهد به باد.

نوع سوم، "آیت الله کاری" است، و این نوع از خطاب عنوان، بسیار رایج است؛ به صورتی که مثلاً من و یا دیگری گره کارمان توسط "حجة الاسلام و المسلمینی" حل می شود،  اما  در نامه درخواست خود، برای رفع مشکل یا دریافت کمک هزینه و یا انواع امور دیگر، عنوان ایشان را می­نویسیم "جناب حضرت آیت الله"؛ به ظاهر این نوع خطاب، نمی تواند زیاد مشکل ساز باشد، اما از آن طرف، ممکن است به مرور زمان، افراد بیشتری این عنوان را برای این شخص به کار برند و کم کم، این توهم برای او حاصل شود، که نکند راستی راستی ما  آیت الله هستیم و خودمان خبر نداریم .

نوع دیگر و بسیار شایع آیت الله،" آیت الله رسانه ای" است، یعنی افرادی هستند که در بین اهل علم حجة الاسلام هستند و یا حداکثر به "حجة الاسلام و المسلمین" معروفند، اما رسانه ای یا رسانه هایی، چه تصویری و چه کاغذی، برای مقاصد رسانه ای خود و یا به عنوان رپرتاژ آگهی، او را "آیت الله" خطاب می کنند. فرض کنید مدیر مسوول روزنامه ای به قم سفر می کند و دیدارهایی با برخی علماء دارد، خوب کمترین کار او در روزنامه­اش این است که، دهها نفر را ردیف کرده و تیتر می زند که ما با "آیت الله ها" دیدار داشته ایم،  این در صورتی که برخی از آن آیت الله ها، حتی در بین اهل علم قم نیز شناخته شده نیستند.

بی مناسبت نیست در بین معرفی انواع آیت الله، "آیت الله واقعی" را نیز به صورت مختصر معرفی کنیم. در حوزه علیمه قم مرسوم است که تنها به افرادی که جزء اساتید سابقه­دار حوزه هستند و از سطوح ابتدایی تا سطوح عالی رسمی (فقه و اصول) حوزه را تدریس کرده­اند و اکنون حوزه درس معقول و قابل ارائه ای دارند و شاگردان متنوعی و فاضلی پرورده اند و نیز در بین اهل علم حوزه علمیه به فضل و دانش مشهورند، لقب آیت الله داده می شود. و معمولاً رسم این نیست که این لقب از افراد پایین به بالا داده شود. به عبارت ساده تر، این لقب پس از استعمال علمایی برجسته از اساتید طراز اول حوزه علمیه یا مراجع معظم تقلید برای شخص به مزبور، کاربرد رسمی پیدا می کند.

نوع هفتم از انواع آیت الله، "آیت الله غروری" است که شاید نامناسب ترین نوع استعمال آیت الله باشد. معمولاً در بین علماء به علت کسب فضایل اخلاقی، خود شخص، حذر می کند از به کار بردن لقب آیت الله برای خودش و از عناوین الاحقر و همانند آن، برای ذکر نام خود و امضاء استفاده می کند. اما به ندرت دیده شده که افرادی از سر غرور، خود را آیت الله خطاب می کنند، تا درسی شود برای دیگران، که آنها نیز از این لفظ برای بزرگداشت او استفاده نمایند.

"آیت الله سیاسی یا جناحی"، هشتمین نوع از آیت الله است، که در دوره حاضر بسیار نیز شایع است. این جناح برای پیشبرد اهداف سیاسی خود و یا رای گیری از مردم، می گوید جناح ما را ده یا بیست "آیت الله" تایید نموده و آن جناح دیگر نیز به شرح ایضاً. و یا برای اینکه این جناح ده ها عالم برجسته آیت الله دارد، آن جناح دیگر با تلاش بسیار، چند تا "آیت الله" برای خود دست و پا می کند تا در مقابل دیگران کم نیاورد.

کم خطرترین نوع آیت الله، "آیت الله اسمی" است، که نهمین نوع از انواع لیست این نوشتار است. منظور از آیت الله اسمی، آیت الله­هایی هستند، که واقعاً اسمشان در شناسنامه آیت الله است و از خوش روزگار، یک شبه ره صد ساله زدند. ایشان وقتی وارد حوزه علمیه شوند، ناخواسته می شوند، جناب آقای آیت الله فلانی. از این نوع آیت الله گریزی نیست، چرا که اسم است و اسم است و اسم.

نوع دهم، "آیت الله کتابی" است، این نوع از آیت الله، معمولاً در بین برخی مولفین و نویسندگان حوزوی، رایج است که برای فروش کتاب یا اهدافی که قبلاً گذشت، بر روی جلد کتاب منتشر شده می نویسند "آیت الله فلانی". البته اگر تدلیس نباشد، لاجرم مفاسد دیگری بر آن مترتب است، که از حوصله این مقال خارج است.

نوع یازدهم، "آیت الله فرقه ای" است، این نوع آیت الله، بسیار کمتر رایج است و معمولاً بین دو فرقه یا مذهب فرعی، برای اهداف ضدمذهبی خود به کار می روند. مثلاً شاید در بین برخی از روحانیون شیعه  افرادی انگشت شمار، گرایش به اصول اهل تسنن داشته باشند و یا مطلبی به نفع آنها ذکر کرده باشند، از این به بعد، آن اهل علم ،یقیناً با لقب "آیت الله" از سوی اهل تسنن خطاب می شود؛ که مثلا آیت الله فلانی در فلان کتاب یا فلان سخنرانی این مطلب را گفته است.

نوع دوازدهم، "آیت الله انتسابی" است. بسیاری از افراد که در ارتباط با برخی از علماء هستند، برای بزرگداشت خودشان، لقب آیت الله را به آن روحانی منتسب شده به خود، می دهند. مثلاً فرض کنید اهل علمی، بنا به مصالحی، محافظی داره. خوب این محافظ، برای بزرگنمایی خود و کار خود، می گوید: من محافظ "حضرت آیت الله فلانی" هستم. و الی آخر ...

لقب آیت الله، انواع دیگری نیز دارد، که برای رعایت متقضای اختصار نوشتار، از ذکر آنها صرف نظر می کنیم. اما در پایان، آنچه بسیار مهم است این است که غالب این عناوین و القاب، نشان از ضعف نفس عالمان دین نیست، بلکه از سهل انگاری ما مردم است که خواسته یا ناخواسته، دست به این کار می زنیم. شاید بسیاری از علماء راضی به این عمل نباشند و ناخودآگاه در این وادی قرار گرفته باشند. بنابراین مناسب است که ما مردم به هم تذکر دهیم و رعایت کنیم تا این مفسده باعث نشود در آینده نزدیک لقب و عنوان، کم بیاوریم؛ چرا که اگر در گذشته علماء بسیار مهمی "ثقة الاسلام" و یا "حجة الاسلام" بودند، اکنون اکثرا "آیت الله" هستند. و حتی در حال حاضر ، بیش تر از شصت نفر "آیت الله العظمی" می باشند. که اگر اکنون بخواهیم، عالمی را که از همه برجسته تر هست میان آنها خطاب کنیم، دیگر باید به ایشان، چه لقبی بدهیم تا ایشان در سلسله القاب قبلی سر باشد، و رعایت احترام او را نموده باشیم؟

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩٠/٦/۱

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی