کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
خط استادی by: کاظم استادی

خط استادی

به نام خدا

چهار سال پیش، وقتی مهدیه، با شور و اشتیاق وارد دبستان شد، نمی­دانستم که مهم­ترین سدی که باید در برابرش، برای کسب علم و دانش، با آن دست و پنجه نرم کند، یادگیری خواندن و نوشتن "خط فارسی" است.

این مشکل طاقت­فرسا و رنج­آور، برای او و همسالانش در سال دوم و سوم دبستان بسیار پیچیده­تر شد. و می توانست کم­کم موجب سرخوردگی او از دانش و علم آموزی شود .

در همان زمان، جرقه­ای در ذهنم روشن شد؛ تا این مشکل را برای او و همه بچه­های طالب دانش مرتفع کنم. البته اگر واقع­بینانه با این موضوع برخورد کنیم، مشکل خواندن و نوشتن، مختص بچه­های ابتدایی نیست؛ بلکه بزرگان، حتی در سطح اساتید دانشگاه نیز، نمی­توانند متن­هایی را فی­البداهه، مسلط و سریع، بدون غلط بخوانند و یا احیاناً بنویسند. شاید انرژی و وقت بسیار زیادی از فارسی­زبانان، بجای یادگیری محتوا و فهم علم، صرف یادگیری ابزار استفاده از منابع علمی می­شود؛ و اگر خوب دقت شود، این نوعی عقب­ماندگی است.

به هر حال، دست به کار شدم و در آثار گذشتگان منتقد به خط فارسی و نیز معاصران آن تحقیق نمودم.  نقدهای گوناگون، در حوزه­های مختلف را جمع­آوری نمودم.  با دسته­بندی اشکالات خط فارسی، می­توان حدود بیست نوع اشکال کوچک و بزرگ برای خط فارسی موجود،  برشمرد.  هر چند تا کنون  همه این اشکالات، متاسفانه نتوانستند عزم عمومی را بر تغییر خط فارسی، جزم کنند . اما در دهه­ی اخیر،  و با ورود تکنولوژی­های روز، غولی بی­شاخ و دم، ظهور نموده است، که به تنهایی و با در نظر نگرفتن اشکالات قبلی خط فارسی، می­تواند شانه­ی خط فارسی را به راحتی، زمین بمالد؛ و تاکنون نیز در این کار بسیار موفق بوده است. این غول، اکنون می­تواند دوستداران ادبیات فارسی را مخیر به دو انتخاب کند؛ یکی تغییر خط فارسی، و دیگری نابودی کلی خط فارسی.

اگر غیر متعصبانه،  به دور و اطراف خود نگاه کنیم و از لاک تحجر بیرون آییم، در زمان حال، دو دندان بلند تکنولوژی عصرجدید؛ یعنی کامپیوتر و موبایل، گردن نحیف خط فارسی را می­فشارد.

در این میان، دوستداران خط فارسی، دو دسته­اند؛ دسته­ای متعصب که نه نرمشی از خود نشان می­دهند و نه راهکاری برای این هجه در جیب خود دارند. و اگر مدیریت برخورد با این هجه به اینها، که تعدادشان نیز متأسفانه بسیار است، سپرده شود، فاتحه خط فارسی خوانده می شود. که البته تا حدود زیادی، اکنون خوانده شده است. اینان از سر بی­هنری، همیشه مخالف هر تغییری، حتی کوچک هستند. و شاید با کمی سوء ظن بتوان با یکی از نویسندگان مشهور درگذشته، هم عقیده شد، که گفته است؛  سواد برخی از مخالفان تغییر خط فارسی، به همین پیچیدگی­های خط فارسی است؛ که اگر آسان شود، دکان آن­ها بی­رونق و ارزش آنها کاسته می­گردد.

اما دسته­ای دیگر، که مادری دلسوز برای خط فارسی هستند. و من نیز همرنگ آن جماعتم، وقتی بین مرگ خط و تغییر آن، مخیر شوند، حتماً بی­درنگ تغییر را در بغل خواهند گرفت.

در حال حاضر اگر به جامعه جوان فارسی ­زبان­ها، دقت کنیم؛ برعکس جامعه میان سال و پیر، همه و همه در حال استفاده فراوان از کامپیوتر و موبایل هستند. و روزمره، با اینترنت، ایمیل، جی­میل، اس­ام­اس و ... سروکار دارند و برای بهره­گیری از آن، از خط لاتین یا حداکثر فینگلیش (نوشتن فارسی با حروف لاتین) استفاده می­کنند. خط فارسی در حال حاضر، چه بخواهیم و چه نخواهیم در حال منهدم شدن و از بین رفتن است؛ و سر در برف نگهداشتن کارساز نیست.

یکی از حدود بیست اشکال خط فارسی، این است که خطی فنی، نیست. و قابلیت استفاده مناسب در وسایل، علوم و تکنولوژی روز را ندارد. و این اشکال در حال حاضر، «چشم اسفندیار» خط فارسی است.  و اکنون می­تواند، مهم­ترین دلیل تغییر خط فارسی باشد . اما با یک جمع­بندی اجمالی، سر فصل اشکالات خط فارسی کنونی، تیتروار شامل موارد زیر است :

1- آموزش ، یادگیری و تسلط متوسط بر آن مشکل و طولانی مدت است، که حداقل چهار سال به طول می انجامد.

2- تعداد حروف الفبای آن با اشکال مختلف، به حدود 126 حرف می رسد، که بسیار زیاد است.

3- قابلیت استفاده در علوم فنی، مثل؛ ریاضی ، فیزیک، شیمی، موسیقی و کامپیوتر و نجوم و مخابرات و مهندسی پرواز و شطرنج و کنترل های عددی و ... را ندارد.

4- این خط به هیچ عنوان، فنی نیست و قابلیت همراهی تکنولوژی روز را ندارد، و انرژی زیادی از مهندسان رشته های مختلف ما را برای سازگاری حداقلی گرفته است.

5- چون مصوت ها، در داخل کلمات نوشته نمی شوند، خواندن و نوشتن کلمات، بسیار مشکل است. مثلا: کلمه "بر" را می توان به شش حالت خواند و یا کلمه "برد" را می توان به همراه تشدید با بیست و یک حالت مختلف تلفظ کرد.

6- به خاطر وجود حروف تکراری، قابلیت بسیار زیادی برای غلط نویسی دارد، به طوری که   کاربرد کلمات، در نوشتار و ادبیات فارسی مشوش شده است.

7- فقط راست نویس است و قابلیتهای چپ نویسی و بالا و پایین نویسی ندارد.

8- چون جدا نویس نیست، بسیاری از نرم افزارهای کاربردی امروز، در آن قابل تطبیق نیست.

9-  به خاطر داشتن وجود اشکال غیر هندسی، که در چهارچوب دو شکل پایه ی "دایره یا مربع" واقع نمی شوند، به کارگیری این خط در سخت افزار های الکترونیکی و ... مقدور نیست.

10-  یادگیری و آموزش  و تطبیق بین زبانی آن، برای غیر فارسی زبانان و بیگانگان، بسیار مشکل است. و قابلیت خط بین المللی شدن را ندارد.

11-  قدرت طراحی فونت های جدید غیر فانتزی، در آن محدود است.

12-  تعداد کلمات فارسی در این خط، بیش از اندازه و غیر ضروری می باشد.

13-  به خاطر عدم سهولت بکارگیری و مطابق نبودن با استانداردهای ابزار بهروری تکنولوژی، قابلیت رقابت با خط های بین المللی را ندارد، که این امر باعث رایج شدن خط های بیگانه در بین مردم و مخصوصا قشر جوان شده است.

14- عرض کلمات فارسی کم تر از عرض کلمات زبانهای دیگر است. و نیز تعداد خط های آن  در صفحه، که باعث شده، در هنگام ترجمه مقدار پاراگراف ها متفاوت از زبان های دوم شود.

15-  هزینه انتقال مخابراتی، در کارکترهای خط فارسی نسبت به (مثلا) لاتین بیشتر است.

16-  در معادل سازی کلمات لاتین به فارسی، مثلا در نام داروها، کاربرد این خط مشکل و ایجاد هرج و مرج نموده است.

17- خط کنونی قابلیت خود آموزی ندارد، یا بسیار مشکل است.

18-  به خاطر مشکلات فراوان این خط، در کاربرد عمومی، سطح سواد مردم نسبت به خط و ادبیات و زبان فارسی بسیار پایین است.

19-  خط کنونی، اختصاصی نیست، و گرایشات و هویت ملی در آن نمود ندارد.

20-  و ...

وقتی سخن از تغییر خط فارسی می­شود، برخی ناآگاهان، مغالطه­ای می­نمایند و با فریاد برآوردن و شیون و زاری، صحبت از بین رفتن «زبان و ادبیات فارسی» مینمایند؛ که وا اسفا، میراث ما منهدم شد و زبان فارسی از بین رفت و ...

آنچنان زاری می­کنند، که سعدی و فردوسی در گور می­لرزند؛ اما حتی با کمی دقت، می­توانند فهمید، که تغییر خط فارسی، آنچنان ربطی به زبان و ادبیات فارسی و از بین رفتن آن ندارد. چرا که از گذشته دور تا هزار و اندی سال پیش، چندین مرحله، این تغییر خط صورت گرفته است و اکنون زبان و ادبیات فارسی، سرزنده در دست ماست.

تقریبا در دو صده اخیر، هرکسی معایب خط فارسی را برشمرده، راهکاری برای آن ارائه ننموده است. اما بنده پس از آن جرقه، که به واسطه «مهدیه» به ذهنم خطور کرد، در صدد درمان برآمدم و با صرف وقت زیاد و انرژی فراوان، توانستم خط جدیدی، برای زبان و ادبیات فارسی ارائه کنم، که حتی الامکان همه آن معایب را برطرف نموده است.

خط استادی، ملاحظات فراوانی را تحمل کرده، که هرکدام اگر نبودند، این خط می توانست چهارچوب دیگری را به خود بگیرد. اما قبل از اینکه مخالفان، «خط استادی» را صلاخی کنند.  مزایا و ملاحظات آن را بر می شمارم؛ و پیشاپیش این نکته را مورد توجه قرار میدهم، که شکل این خط، فعلا یک پیشنهاد اولیه است و وقتی همگان و علاقمندان پیرامون آن اظهار نظر و نقادی کنند، آن را پرورش میدهم و طراحان و خطاطان  زبردست، با آرایش این اسلوب و چهارچوب ارایه شده، می توانند آن را عروسی بی همتا نمایند،  که در آن زمان، خط رسمی فارسی زبانان خواهد بود.

 مزایای خط استادی

1-   خط استادی، خطی است فنی، و قابلیت استفاده در موضوعات فنی؛ مثل فیزیک و شیمی و نیز ابزار تکنولوژی روز دنیا، مثل کامپیوتر و موبایل و ... را داراست.

2-   خط استادی، جدا نویس است. و توانایی راست نویسی و چپ نویسی و بالانویسی و پایین نویسی، را دارد. که این مزیت ممتاز، بیشتر برای اهل فن قابل درک و ارزش می باشد. 

3-   خط استادی در یک دوره حداکثر یک ساله، قابل آموزش و یادگیری برای کودکان است. و زمانی که فردی آن را یاد گرفت، تا پایان عمر در هر سطحی از مدارج علمی، می تواند از آن بهرمند باشد. و در واقع سواد و دانش یک دانش آموز ابتدایی تا یک استاد فرهیخته دانشگاهی، در خواندن و نوشتن خط فارسی، برابر است. 

4-   خط استادی، بیست و سه حرف و شش صدای نوشتاری در متن دارد. که نسبت به خط قدیم، که یکصد و بیست و شش حرف دارد، از مزایای یادگیری و استعمال بیشماری برخوردار است. در اینجا مناسب است، تذکر داده شود؛ که حذف برخی از حرف الفبای فارسی، بنا بر ملاحظاتی تحقیقی، رخ داده  است. که مفصلا در کتاب «خط استادی» توضیح داده شده و مبانی آن ذکر گردیده است.

5-      خط استادی، در نوشتن و خواندن، یکسان است. و راحت نوشته می شود و راحت خوانده خواهد شد. و به عبارتی، هر آنچه خوانده می شود، نوشته نیز می شود. بنابراین قابلیت غیر عمدی غلط نویسی و غلط خوانی، را ندارد. و همه به طور یکسان و به راحتی می توانند، «درست بنویسند» و «درست بخوانند».

6-   خط استادی،  در اسرع وقت و انرژی بسیار کم، قابل فهم و یادگیری برای غیر فارسی زبانان و بیگانگان است. و در شکل طراحی آن، شباهت و مقبولیت بین المللی لحاظ شده است.

7-   خط استادی شبیه ترین حالت به خط فارسی قدیم را دارد. که در حد امکان سعی شده تا حرکت و اشکال قدیمی در آن حفظ شود، تا برش ادراکی بین نسلی، حتی الامکان کم شود. بنابراین، ما به حفظ خط قدیم فارسی، بدون معایب آن پایبند بوده ایم.

8-   خط استادی، قابلیت نرمافزاریی دارد، که در آن می توان، متون چاپ شده ی موجود را به راحتی با خط جدید منتشر نمود. و در عرض کمترین زمان، می توانیم کلیه کتابهای قبلی  را با یک نرافزار کامپیوتری ساده  به خط جدید، منتشر نماییم. تا خلل و پرش بین خطی، میان علوم فارسی خط قدیم با خط جدید ایجاد نگردد.

9-   خط استادی، فرزند خلف ایران است. و تنها خطی است که توسط خود ایرانیان ابداء و ساخته شده است؛ چرا که فارسی زبانان در طول تاریخ هیچگاه خط اختصاصی برای خود نداشته اند.

10-  خط استادی، قابلیت مطرح شدن در سطح بین المللی را دارد؛ و اگر پشتکار علمی فارسی زبانان در آینده به حدی زیاد شود که مرکز تولید علم در دنیا شویم، این خط قابلیت ارایه این تولیدات را در بین مردم دنیا به راحتی و سرعت خواهد داشت و این پیشرفت را همراهی می کند.

11-   خط استادی، باعث تمایز زبان و ادبیات و خط عربی، از زبان و ادبیات و خط فارسی خواهد شد. و این اهمیت فوق العاده ای، در حفظ ادبیات و زبان فارسی دارد. در حال حاضر، جای شگفتی است که با این هجم وسیع هجمه زبان و ادبیات عربی به زبان و ادبیات فارسی،  عده ای بر آن چشم پوشیده اند و تنها، زبان انگلیسی را مخرب زبان و ادبیات فارسی می دانند، و بر آن همت گماشته اند.

12-   خط استادی، قابلیت نرافزاری تبدیل «عکس متون»  را به «حروفچینی کامپیوتری» داراست. و همین یک مزیت، لااقل باعث صرفه جویی در نصف عمر اساتید و دانشمندان علوم مختلف، مخصوصا دانشوران زبان و ادبیات فارسی، برای تولید دانش خواهد شد. به عبارت ساده تر از این به بعد با اسکن از یک کتاب، می توان به راحتی و در یک لحظه، متن حروفچینی شده و مصصح آن کتاب را در اختیار داشت.

 این مختصری بود از مزایای «خط استادی» که به آن اشاره شد؛ اما دو عیب کوچک نیز در این خط موجود است، که شاید بیشتر خط های دنیا به آن گرفتارند، ولی به دلایلی این معایب قابل اغماضند.

  • چون خط استادی، جدا نویس است، و در مقیاس با خط قدیم، مقدار مسافت  قرار گرفتن قلم بر روی کاغذ در زمان نوشتن، بیشتر از مقدار مسافت نوشتن با خط قدیم خواهد بود. که البته، دو ملاحظه، این نقیصه را نیز کم رنگ می کند.

اول اینکه؛ چون در دوران کنونی،  هر چه رو به جلو می رویم، نقش نوشتار دستی، کم رنگ می شود و بیشتر افراد، ترجیح می دهند با ابزار روز، مطالب خود را تایپ و حروفچینی نمایند. بنابراین این عیب نوشتن «جدا نویس» اصلا در تایپ و حروفچینی، مطرح نیست و ماشین و ابزار تایپ و حروفچینی، از جهت زمان و خستگی، برایش تفاوتی میان خط جدانویس و متصل نویس ندارد.

دوم اینکه؛ در حال حاضر چون اکثر فارسی زبان، که قشر جوان را تشکیل می دهند و در آینده ای نزدیک همه مردم فارسی زبان را در بر می گیرد، توانایی نوشتاری خط انگلیسی و برخی خطوط جدانویس دیگر کشورها  را دارند؛ و وجود این توانایی، باعث می شود که به راحتی بتوانند با نوشتن «خط استادی» نیز کنار بیایند. و در مدت زمانی کوتاه، این سختی به فراموشی سپرده خواهد شد.

 

  • عیب دوم، که در خط های دیگر نیز موجود است و تا حدودی در خط قدیم فارسی نیز موجود است، تشخیص معنایی کلمات مشابه است. چون در خط استادی، حروف تکراری وجود ندارد. معنای برخی کلمات باید در جمله، مشخص و معلوم گردد. با کمی دقت، می توان گفت که، در حال حاضر نیز برای بسیاری از کلمات خط قدیم فارسی نیز، این مشکل وجود دارد. یعنی وقتی مثلا کلمه «مهر» یا «کرم» به تنهایی نوشته شود، معنای آن مبهم و مجمل است و با هر شکل از خواندن، معنای آن در جمله تغییر می کند. و تا در جمله ای به کار نرود یا اعراب آن گذاشته نشود، نمی توان یک مفهوم را از آن جمله فهمید. در «خط استادی» نیز، مخصوصا برای کلمات عربی به کار برده شده در فارسی، این مشکل وجود دارد که کلمه، در جمله مشخصا معنادار می شود. اما به تنهایی، می تواند معانی گوناگونی را داشته باشد.

 

در پایان، نمونه ای از صفحه اول کتاب گلستان سعدی را که با «خط استادی» نوشته شده، خدمتتان تقدیم می شود. از همه بزرگان و سروران عزیز زبان و ادب فارسی، تقاضا دارم تا با دید مثبت بر این اختراع میمون بنگرند و از انتقادهای خصمانه و ناامید کننده، که نوری بر چشم انداز آینده این خط نمی تاباند، بپرهیزند. و نصیحت های خالصانه خود را بر این کمترین در اسرع وقت ارایه نمایند، تا معایب خط استادی مرتفع و مزایای آن ارتفاع یابد.

 

ان شاء الله در آینده ای نزدیک، کتابی حدود پانصد صفحه در حال انتشار است، که در ده بخش، شامل موضوعات: "اختراع خط /  انواع خط / بررسی خط کنونی/ جمع بندی و راهکارها/  باید ها و ملاحظات طراحی خط/ معرفی جامع خط استادی/ خط در آینده جهان / کتابشناسی خط" و ... می باشد.

در این کتاب  مستندات و توضیحاتی کافی و لازم، پیرامون دلایل تغییر خط فارسی و معرفی کامل خط استادی موجود است؛ و دراختیار علاقمندان قرار می گیرد تا با دقت بیشتری پیرامون تغییر خط فارسی، برنامه ریزی کنند.

 کاظم  استادی

 

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩٠/٢/٢۳

هستی یاب by: کاظم استادی

                                   هستی و هستی­یاب

اگر از ایده برخی سوفسطائیان گذرکنیم و بپذیریم که اکنون در خواب نیستیم، لاجرم باید بپذیریم که ما هستیم و در پیرامون ما نیز هستی­های دیگری وجود دارد . هرچند که این هستی­ها، ممکن است کاملا برای ما روشن و متمایز نباشند .

هر انسان عاقلی می­داند و یا می­تواند بداند، که هستی­های پیرامون ما از شماره بیرون است . البته این گفته برای هستی­هایی صادق است که ما شناختی اجمالی یا مبهم از آنها داریم؛ و از آنچه از درک و فهم ما بیرون است، خود داستان مفصل دیگری است .

فعلا، چه ماوراء طبیعه را بپذیریم و چه نپذیریم، نمی­توانیم منکر این نکته شویم که هر چه قابل اندازه­گیری است، هست؛ هر چند که اندازه­گیری ما دقیق نباشد .

انسان از ابتدا با مفهوم اندازه بیگانه نبوده است و با ابتدایی­ترین مفاهیم شناختی، هستی­های پیرامون خود را مقایسه و اندازه­گیری نموده است . انسان اولیه با استفاده از حواس خود، از وجود هستی­های پیرامون خود آگاه می­شده است . اما به مرور زمان و با گذشت سالیان سال و علاقه زیاد به تنبلی ، بسیاری از قوای جسمی قابل ترقی و تربیت خود را به ابزار دست­ساز خود واگذار نموده است، و اگر نگوییم حواس ما تحلیل رفته­اند ، حداقل نمی­توانییم ادعا کنیم که پیشرفت داشته­اند.

اکنون، حواس ما به صورت میانگین می­تواند در هر حسی، در دامنه مقیاسی مشخص، اندازه گیری کند و این معدل در کتاب های تجربی مضبوط است . هرچند تحقیقی کامل و مشخص، پیرامون حواس انسان­ها در دوره­های مختلف زندگی بشر صورت نگرفته است که گویای سیر صعودی و یا نزول و ثابت کیفیت حواس انسان باشد. اما آنچه مسلم است و با کمتر دقتی همه بر آن صحه می­گذارند، این است که حواس انسان قابلیت تقویت و نقصان دارد. به صورت مشخص می­توان مثال زد که؛ فرد نابینا می­تواند دارای حس شنوایی قوی­تری نسبت به فرد بینا شود؛ و شاید دلیل آن روشن باشد.

این مطالب بیان شد تا مشخص شود که انسان هم بدون ابزار و هم با ابزار، توانایی اندازه­گیری هستی­های پیرامون خود را دارد؛ و به همین قاعده، هستی­های پیرامون خود را نیست نمی­داند .

اما سوال مهم این جاست که؛ آیا انسان می­تواند به همه­ی هستی­ها، شناخت پیدا کند؟ و یا از آن طرف؛ آیا هستی­های جهان همین­هایی است که ما تا کنون توانایی شناخت یا اندازه­گیری آن را پیدا کرده­ایم؟

البته این بسیار واضح است که توانایی­ما در شناخت هستی­های پیرامونمان، تاثیری در هستی آنها ندارد . به عبارت دیگر مثلا؛ چه ما امواج الکترومغناطیسی را می­شناختیم و چه تا قرن­ها به هستی او پی­نمی­بردیم، در هستی­اش تاثیری نداشت، همان گونه که بسیاری از هستی­های پیرامون ما اکنون در نظر ما مجهول و ناشناخته­اند.

اما آنچه در این مجال، قصد بررسی داریم، این نیست که چه چیزی هست و چه چیزی نیست . بلکه درصدد هستیم تا روشن کنیم که انسان، چه با ابزار خارجی و چه بدون ابزار، توانایی شناخت هستی­های پیرامونش را دارد.

انسان وجود خارق­العاده­ای است. و اگر عده­ای تصور می­کنند که حواس بشر به پنج حس ختم می­شود، شاید توجهی دقیق، به این موضوع نداشته­اند و یا ندارند.

انسان حواس مفرد و مرکب بسیاری دارد، که اکنون تعداد انگشت شماری از آنها، مورد توجه واقع شده اند. در حال حاضر، شاید بیش از 500 نوع ابزار حس­گر، که هرکدام کاربردهای مشخصی دارند، توسط بشر اختراع یا کشف شده­است، که برخی از آنها، توانایی حس و اندازه­گیری مرکب نیز دارند. و همزمان می­توانند چند ده هستی، از هستی­های پیرامون ما را اندازه­گیری نمایند.

استعداد بشر، داستان جالبی دارد . اگر برای انسان­ها،  هستی­هایی توسط ابزار (که خود ساخته بشرند) اندازه گیری و مورد شناخت واقع شوند، این هستی­ها برای آنها مورد استبعاد واقع نمی­شوند. اما اگر همین هستی­ها، توسط خود انسان، بدون ابزار، مورد دریافت و شناخت واقع شوند؛ در تصور اکثر انسان­ها، هستی آنها غیر ممکن و بعید به نظر می­آیند.

مثلا؛ اگر 200 سال پیش، گفته می­شد که شخصی در چین با شخصی در ایران، از فاصله دور با هم صحبت می­کنند،  این پدیده، مورد انکار همگان واقع می­شد؛ اما اکنون که توسظ امواج رادیویی دو نفر در این دو کشور با هم صحبت می­کنند، در نظر همه، امری عادی و طبیعی محسوب می­گردد. چرا ؟

یعنی، در آن زمان امواج رادیویی موجود نبوده است؟ و یا اینکه؛ آیا انسان توانایی دریافت و ارسال امواج رادیویی را نداشته است؟

در حال حاضر، اگر به اطلاعات موجود در اینترنت و ... سری بزنید، خواهید دید که افرادی توانایی­های جسمی خاصی دارند که این توانایی­ها در افراد دیگر، نیست . ما درصدد نیستیم و قصد نداریم که اثبات کنیم تمامی افراد بشر، می­توانند قابلیت شناخت هستی­های گوناگون را داشته باشند؛ اما نمی­توان منکر نیز شد، که نوع بشر قابلیت و توانایی جسمی برای دریافت و شناخت بسیاری از هستی­های پیرامون خود را دارند. و هر چه انسان این توانایی و شناختش بیشتر باشد، انسان کامل­تری است .

کمی در خودمان دقت کنیم، آیا شما توانایی اندازه­گیری وزن  را ندارید؟ هرچند، این مسلم است که توانایی ما دامنه­دار است، اما آیا شما وزن نیم کیلو و 2 کیلو  و ... را تشخیص نمی­دهید؟ آیا این حس تشخیص وزن،  مربوط به حواس پنجگانه شما می­شود؟ یا توسط حس­گرهای دیگری، این توانایی در شما قرار گرفته است؟

در این مجال اندک، نمی­خواهیم و نمی­توانیم به تمامی حسگرهای موجود در انسان بپردازیم. قصد ما فقط توجه دادن بود که؛ اولا انسان می­تواند حواس خود را تقویت کند که دامنه تشخیص آن وسیع شود و دوما می­تواند با کشف خود، تعداد حواس خود را گسترش دهد.

اکنون، اگر بشنوید که انسانی موجود بوده است، یا موجود است، که توانایی شناخت تمامی هستی­های پیرامونش را دارد، تعجب می­کنید؟ بله، اکنون نیز انسانی موجود است که شناخت هستی، برایش لبریز است . یعنی تمام حسگرهای وجودش فعال­اند.  به عبارت دیگر، هستی­یاب کامل انسانی است؛ و هیچ هستی­ای در نظر او غایب نیست .  انسان کامل، یعنی همین.

فیلسوفان تجربه­گرا ، هرچه را که در دایره­ی حواس پنجگانه نمی­گنجید، منکر شدند. و اعتقادی به ماوراء طبیعه نداشتند . من هم عقیده ای به ماوراءطبیعه ندارم، اما با این تفاوت صد و هشتاد درجه­ای که؛ هرچه هست طبیعی است و عالم ظرف طبیعت است.

مشکل از ضعف ما انسان­هاست، که دایره­ی حواس را محدود می­دانیم.  اگر حواس انسان وسیع باشد و بتواند تمامی هستی­های پیرامون خود را درک کند، هر چه هست در این ظرف طبیعت است. اما نه آنکه هرچه را ندیدیم و بچشیدیم و نبوییدیم و نلمسیدیم و نشنیدیم، نیست . اکنون که هنوز پیشرفت علوم در ابتدای راه است، به طور قاطع می­توان گفت که جداقل 500 هستی در پیرامون ما موجود است که نه میبینیم، نه میچشیم ، نه میبوییم و نه می­شنویم، ولی آنها را انکار نمی­کنیم . پس نمی­تواند ملاک هستی و وجود، شناخت ما باشد و هستی، هست، هر چند که ما احاطه­ای مفهومی و مصداقی بر آن نداشته باشیم.

همه این آسمان ریسمان­ها گفته شد تا شاید شما، حداقل باور کنید که  هستی، هست و هستی را باید یافت. و هستی، چه یافته شود و چه مجهول و مغفول واقع شود، در هستی­اش خللی واقع نمی­گردد . و این شناخت، تنها سبب سرافرازی ما انسان­هاست. آنچه برای انسان مهم است در مسیر انسان کامل، واقع شدن است. و شاید هدف از خلقت انسان، درک کمال هستی است.  

کاظم استادی

12/2/90

 

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩٠/٢/۱٤

نقاشی رو قورت بده by: کاظم استادی

نقاشی رو قورت بده

 به نام خدا

مقدمه

من شخصا هیچ عقیده­ای به استعداد ندارم. به نظر من، همه شاعرند، همه نویسنده­اند و همه نقاشند. همه، توانایی هر کاری را دارند. و اگر شما شاعر نیستید، نه اینکه توانایی شعر سرودن ندارید، بلکه در موقعیت شعر سرودن قرار نگرفته­اید.

این کتاب، برای تمامی کسانی که علاقمند به نقاشی هستند، ولی نقاش نیستند، نوشته شده است. پس هر کس فقط با یک بار دل دادن به این کتاب ، حتما و حتما، نقاش می­شود.

بعد از خواندن این کتاب، اگر نقاش نشدید، یا بیمار هستید یا گرفتار. اگر گرفتاریتان زیاد است بهترین راه، توجه به مرگ است. شما فرصت اندکی تا مرگ دارید، شاید سالهای خوش زندگی را به جای تفریح و نقاشی و شعر و ... صرف اموری می­کنید که جز گرفتاری برای شما، ثمری ندارد. همین الان جبران کنید.

نصیحت تمام شد.

معمولا در مقدمه یک کتاب ، توضیحاتی پیرامون مطالب کتاب می­دهند. اما این کتاب، آنقدر روان و ساده و جذاب است، که نیازی به پرگویی در مقدمه ندارد. این کتاب فصل بیداری خلاقیت و توانایی شماست.

شما خلاقید؛ ولی پیرامون شما آنقدر شلوغ است که توجه­ای به این خلاقیت ندارید.

شما خلاقید و این، ادعا نیست. چند روز به من فرصت دهید تا زیبایی­های خود را آشکار کنید. چند روز دیگر، اطرافیان شما مشغول تعجب از آثار نقاشی­هایتان هستند. در آن زمان، سعی کنید که تعجب دیگران را ادامه دهید، تا از غبطه، سرخ شوند.

خوب، حالا که نمی­خواهم پیرامون مطالب کتاب، مقدمه­ای بنویسم، شاید مناسب ترین کار، کمی "فلسفه بافی" برای نقاشی باشد. برای چند دقیقه سردرگمی ، لذت بخش است. پس با من فکر کنید.

نقاشی چیست؟

سخت­ترین کار، بیان چیستی مفاهیم و کلمات است. شاید هفته­ها و ماه­ها اندیشه مصرف شود، اما باز نتوان گفت که نقاشی چیست؟

به نظر شما تفاوت نقاشی با تصویر­سازی و گرافیک و کاریکاتور و خط و دیگر گرایشات هنری در چیست؟ آیا فقط اگر چیزی را روی بوم بکشیم نقاشی است؟ آیا موضوع ، ابزار ، اندازه ، تکنیک و یا هر چیز دیگری در نقاشی بودن یا نبودن یک اثر تاثیر دارد؟

یک اثر هنری باید چه چیزهایی در خود داشته باشد و یا نداشته باشد، تا ما آن را نقاشی خطاب کنیم؟

مثلا یک تابلو که در آن این شکل "ن" واقع است، آیا این اثر را خطاطی بخوانیم یا نقاشی؟ اگر با جوهر باشد، خط است؟ یا اگر رنگ و روغن باشد، نقاشی است؟ راستی اگر این اثر با نرمافزار کامپیوتری، کار شود، چطور؟

مرز میان نقاشی و تصویرسازی در چیست؟ چرا اثری را همزمان، عده­ای نقاشی می­دانند و عده­ای دیگر تصویر سازی خطابش می­کنند؟ دقت در همه اینها و مسایل زیادی که اکنون مجال پرداختن به آن نیست، پیچیدگی­های تعریف و چیستی نقاشی را آشکار می­کند.

برای روشن شدن این موضوع، لازم است هنرمندان به صورت واضح و متمایز، مشخص کنند که؛

چه اثری، با وجود چه عاملی، از حیطه هنر نقاشی خارج می­شود؟ و نیز، چه اثری با نبود چه عاملی، داخل در حیطه هنر نقاشی قرار می­گیرد.

البته، این کار بسیار مشکلی است. بعید می­دانم اگر همه هنرمندان جهان، دور هم جمع شوند، بتوانند تعریف مانع و جامعی از نقاشی ارایه دهند. من هم، نقاشی را هرچه تعریف کنم از این قاعده، مستثنا نیست و سبب لبخند شما خواهد بود.

راحت­ترین کار ، این است که گشادترین دامنه را برای این چیستی در نظر بگیریم و بگوییم؛ نقاشی، خلق وجود هر عنصر بصری است که قاب دارد. بنابر این تعریف، تمامی گرایشات هنری زیر مجموعه نقاشی هستند. خطاط با قلم چوبی و جوهر ، نقاشی می­کشد، تصویر ساز با نگاهی متفاوت در موضوع، نقاشی می­کند و گرافیست با سفارش نقاشی می­کشد.

اگر کسی این تعریف گشاد را بر نمی­تابد، لازم است که واضح و متمایز، نقاشی را تعریف کند، به گونه­ای که منطق و فلسفه بر او نخندند.

فلسفه بافی بس است. من به همین فهم عرفی که از نقاشی داریم، با تمام نقایص­اش، اکتفا می­کنم. و از دقت فلسفی پرهیز می­کنم تا بتوانم با شما، مناسب ترین تفاعم و تعامل را داشته باشم.

پس، شما نقاشید و این کتاب قصد ندارد به شما نقاشی آموزش دهد. این کتاب سعی دارد، این هنری که دارید را نمایان کند. اگر دوست دارید هنرتان پنهان بماند و کسی نفهمد که خلاقیت در شما موج می­زند، حتما و همین حالا این کتاب را به دیگری هدیه دهید.

البته باید توجه داشته باشید که منظور من از این عنوان؛ "نقاشی را قورت بده" که اسم این کتاب است، آموزش­های رایج نقاشی نیست.

نقاشی را با دو نگاه متفاوت، می­توان بررسی نمود؛

یکی، نقاشی­هایی که نقاش در آن سعی دارد، عکسی از منظره­ای داشته باشد و حتی الامکان تلاش طاقت فرسایی می­کند که مو به مو و جزء به جزء یک منظره را به وسیله قلم مو و لوازم بسیاری دیگر، عکاسی کند. که می­توان این نوع نقاشی را گرایش پستی از عکاسی دانست. و یادگیری این نگاه ، سالها به طول می­انجامد. و نقاش، در واقع عکاس است و تابلوی نقاشی، عکسی است که هیچ خلاقیتی از نقاش را انعکاس نمی­دهد. این نوع نقاشی سرشار است از بایدها و نبایدها؛ و توجه نکردن به هر کدام، نتیجه نقاشی را خراب خواهد کرد و نقاش اسیر است و در بند.

اما نگاه دیگر در نقاشی، اعتنایی به عکاسی کردن از مناظر نمی­کند و بیشتر علاقه دارد تا یک تابلوی نقاشی، جدای از ثبت یک واقعیت، معرکه­ای از خلاقیت­های یک نقاش باشد. یک اثر هنری خلاقانه، بیشتر بیننده را متوجه نقاش می­کند تا نقش اثر. در این نگرش از نقاشی، هیچ باید و نبایدی وجود ندارد و شما آزادید و رها.  هر کاری بکنید، همان درست است و نتیجه مطلوب خواهد داشت.

بنابراین، در این کتاب سعی شده تا فرشته خلاقیت شما بیدار شود، تا پی ببرید که شما هم در آزادی کامل، یک نقاش زبردست و ممتازید. من شما را به یک پیکار فرسایشی دعوت نمی­کنم تا پس از سالها تلاش، شأن شما از یک دوربین عکاسی کمتر باشد. اگر علاقمند به عکاسی با اعمال شاقه هستید و دوست دارید شش ماه وقت خود را صرف یک اثر هنری کنید که دوربین عکاسی در کمتر از یک ثانیه آن کار را انجام می­دهد، می­توانید این کتاب را به یکی از دوشمنان خود هدیه دهید تا در اندک زمانی، کمتر از چند روز، او را بدبخت و بی­چاره نمایید.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩٠/٢/٥

Recent Posts مطالب ارسالی جدید بررسی نسبت برخی از اشیاء در شناخت رنگ حرکت دائمی اختراع دستگاه تشخیص رنگ و رنگهای مکمل آن (مخترع کاظم استادی) کتابشناسی عدم تحریف قرآن منتشر شد نمایشگاه خانوادگی نقاشی در گالری توکای قم اختراع دستگاه بومسیلک متحرک (مخترع کاظم استادی) نسبت خط عربی و مسلمانان جهان به تغییر خط کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط خط در ایران هولوکاست خط فارسی
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳٦) زبان و ادبیات فارسی (۳٠) داستان و متفرقه (٢٥) تاریخ و جغرافیا (۱۸) زبان سرخ (۱٧) هنر (۱٢) فلسفه منطق کلام (۱٢) قرآن و حدیث (۸) طب و علوم کاربردی (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٧)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری همراه اول نگارستان اشراق موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم دانشگاه ادیان و مذاهب دانش سوم / مدرسه ابتدایی هدایت خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی