کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو شهریور ٩٥ خرداد ٩٥ اردیبهشت ٩٥ آذر ٩٤ مهر ٩٤ امرداد ٩٤ خرداد ٩٤ آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
معرفی کتاب مصابیح القلوب by: کاظم استادی

معرفى کتاب مصابیح القلوب

»داستان عارفان« گزیده‏اى از کتاب »مصابیح القلوب« یکى از آثار ارزشمند زبان فارسى، که سرشار از آیات و  روایات، مواعظ و حکم نادره است، مى‏باشد. این کتاب نوشته ابوسعید )ابوعلى ( حسن‏بن حسین واعظ بیهقى )زنده در 757 ه’( که در نوشته هایش همواره خود را »حسن شیعى سبزوارى« مى‏خواند. حیات این عالم فاضل و واعظ وارسته، در قرن هشتم هجرى )معاصر فرزند علامه حلى )ره( و هم روزگار شهید اول( مى‏باشد.

از زندگى او اطلاع چندانى در دست نیست، جز مختصرى که صاحب ریاض و علامه سیدمحسن امین و علامه آقابزرگ تهرانى در آثار خویش نقل نموده‏اند.(193) »حسن شیعى سبزوارى« چندین کتاب به زبان فارسى دارد، که بجر »مصابیح القلوب« همه در شرح زندگانى و احوال معصومین و بیان فضایل و معجزات آن ذوات مقدّس : مى‏باشد.

از مجموع آثار او یک عنوان تلخیص، یک عنوان ترجمه و بقیه تألیف خود اوست.

1 - »بهجْ المباهج« فى تلخیص » مباهج المهج« فى مناهج الحجج.

2 - ترجمه کشف الغمّْ.

3 - راحْ الارواح و مونس الاشباح فى احول النّبى و الائمْ :

4 - غاىْ المرام فى فضایل على‏بن ابى‏طالب و ذریّته الکرام :

5 - المصباح المنیر فى فضایل النّبى و اهل بیته :

6 - مصابیح القلوب.

»واعظ بیهقى« مصابیح القلوب را - که اینک تنها داستانهاى آن تقدیم خوانندگان گرامى مى‏شود - در مواعظ، نصایح و نوادر حکم، نگاشته و در 53 فصل، به شرح و تفسیر 53 حدیث از کلمات گهربار رسول اکرم صلی الله علیه و آله پرداخته است. او هر فصل را با روایتى آغاز مى‏نماید و در برخى از فصلها پس از متن روایت، به مناجات با خداوند متعال مى‏پردازد. سپس با ذکر برخى از اوصاف رسول اکرم 6 به ترجمه و شرح حدیث مى‏پردازد، و چنانکه شیوه اهل منبر است از ذکر آیات و روایات متعدد، و امثال و حکم، و سرگذشت بزرگان، و قصّه‏ها و داستانهاى شیرین - و گاهى نادر - غفلت نمى‏ورزد.

چنانچه گفته شد، داستانهاى آن کتاب، غالباً جالب و خواندنى است، که ما را بر آن داشت، تا داستانها آن کتاب را به صورت مجزا و موضوع‏بندى شده منتشر کنیم. تا ان‏شأالله مفید فایده واقع شود.

تلاشهایى که در آماده سازى کتاب حاضر صورت گرفته است، به شرح ذیل مى‏باشد:

1 - موضوع‏بندى تمامى داستانها

2 - ویراستارى جدید

3 - ترجمه و شرح لغات و اصطلاحات

4 - نام‏گذارى داستانها

5 - ترجمه آیات و عبارات

6 - ترجمه اشعار عربى به نظم فارسى

7 - اضافه نمودن بعضى مطالب ضرورى در متن

امید آن داریم، که سروران و استادان گرامى، خطاها و لغزش‏هاى این اثر را بر ما روشن کنند، و ما را از دعاى خیر خویش بهره‏مند سازند.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

معرفی یکصد و چهل داروی گیاهی by: کاظم استادی

 

                                                                         داروخانه گیاهى

در گذشته، چند اثر پیرامون داروهاى گیاهى منتشر نمودم، امّا در عمل مى‏دیدم که مردم، اکثراً حال و حوصله

خریدن گیاه را از عطارى، و نیز درست کردن یا جوشاندن آن را ندارند.

از آنجایى که تقریباً شرکت‏هاى تولیدى داروهاى گیاهى، رو به گسترش است، به این فکر افتادم تا هم جهت سهولت کار مردم، براى تهیه داروهاى گیاهى، و نیز اطلاع پزشکان محترم از وجود انواع داروهاى گیاهى تولید شده، اقدام به جمع‏آورى داروهاى گیاهى موجود در داروخانه‏هاى کشور نمایم تا قدم ابتدایى در جهت گسترش فرهنگ مصرف داروهاى گیاهى باشد.

بنابراین مجموعه حاضر با اندکى تلاش فراهم شد، به این امید که بزرگان این فن به بزرگى خود، این اثر کوچک را زیرسبیلى رد کننده، تا ان‏شأالله در آینده اثرى کامل‏تر و ارزنده‏تر جمع‏آورى شود.

توضیحات زیر ممکن است در فهم مطالب داروها مؤثر باشند:

1. نام دارو:

بر اساس نام پذیرفته شده در مجامع دارویى مى‏باشد. و در اکثر موارد نام، توسط شرکت سازنده دارو،

نام‏گذارى شده است.

2. خاصیّت درمانى:

که نشانگر گروه دارویى یا اثر درمانى داروست که از میان چندین خاصیّت مختلف، مهم‏ترین یا مشهورترین اثر دارو نوشته شده است.

3. موارد استعمال:

به عنوان مهم‏ترین موارد مصرف دارو بر اساس اطّلاعات موجود و نیز با توجّه به اشکال دارویى فرآورده‏هاى

موجود با نظام دارویى بیان گردیده است.

4. مقدار مصرف:

این عنوان از نحوه استفاده، چگونگى مصرف دارو صحبت مى‏کند و در صورتى که دارو به دو یا چند شکل

وجود داشته باشد و یا بطور مشترک نزد نوزادان، خردسالان و یا بزرگسالان مصرف داشته باشد، مقدار آن

بطور جداگانه نزد هر یک از این گروههاى سنى شرح داده شده است.

5. حسّاسیت متقابل:

افراد حسّاس به یک دارو به کلیه داروهاى قرار گرفته شده در آن گروه دارویى حسّاسیت دارند که تحت عنوان حساسیت متقابل شرح داده شده است.

6.  موارد منع استعمال: در این تیتر، مواردى که مصرف دارو غیر مجاز است و استفاده از آن موجب وخیم‏تر

شدن حال بیمار مى‏گردد توضیح داده شده است.

7.  عوارض جانبى: ممکن است یک دارو با اثر بر روى یک ارگانسیم احتمالاً عضو دیگر را تحت تأثیر قرار

دهد، که گاهى اوقات این عوارض ثانویه مطلوب بوده و گاهى جز موارد استعمال دارو در مى‏آید و یا حتى

مورد استعمال اصلى دارو را تحت‏الشعاع قرار مى‏دهند.

8. احتیاطات: شرایط بالینى خاص یا خطراتى که تجویز دارو نزد بعضى از بیماران تحت شرایط خاص ایجاد

مى‏کند و نیز خطراتى که مصرف دارو نزد بعضى از بیماران در بردارد و نیز آزمایشات و اقداماتى که در وضعیت بیمار اثر دارد، در این قسمت توضیح داده شده است.

9. تداخل دارویى: گاهى بیمار در یک برهه زمانى نیازمند به دریافت دو دارو با اثرات متفاوت است که یکى بر روى دیگرى اثر کرده و باعث کاهش یا افزایش اثر یا جذب داروى دیگر مى‏شود.

شناخت این اثرات، موجب تصحیح دوز یکى از داروها و یا در صورت ناسازگارى شدید، به قطع یکى از آنها

که در درمان اهمیت کمترى دارد، مى‏گردد.

10. مصرف در باردارى: این عنوان مجاز یا غیرمجاز بودن یا شرایط مصرف دارو در طول حاملگى را بطور

مختصر و مفید مورد ارزیابى قرار مى‏دهد. البته باید توجّه داشت که در طول حاملگى از مصرف هر نوع

داروئى خوددارى گردد، مگر آنکه عدم مصرف دارو تهدیدى جدى براى سلامت بیمار باشد.

11. مصرف در شیردهى: به علّت ترشّح دارو در شیر، تبعاتى در تغذیه نوزاد از شیر مادر به همراه دارد که

بالطّبع اثرات دارو در بدن نوزاد از مهمترین بازتاب‏هاى مصرف دارو در دوران شیردهى است.

12. مصرف در نوزادان: مصرف دارو نزد کودکان به علّت حسّاس بودن سن، باید با دقت خاصّى همراه باشد.

)نوزاد به گروه سنّى پیش‏دبستانى اطلاق مى‏گردد(.

13. مصرف در خردسالان: خردسالان به گروه سنّى دبستانى اطلاق مى‏گردد که بهر حال مصرف دارو در این گروه با نوزادان و بزرگسالان متفاوت است و بطور معمول دوز دارو در این گروه نصفِ مقدار افراد بالغ است.

14. مصرف در سالمندان: بعضى از داروها نزد افراد سالخورده بعلّت فرسودگى سلولها و بافتها، اثرات ضعیف و قوى‏ترى دارند که تصحیح دوز دارو نزد این گروه سنّى را الزامى مى‏سازد.

15. نگهدارى: شرایط نگهدارى داروها یکسان نیستند بعضى در یخچال، بعضى در حرارت پائین و تعدادى

دیگر در حرارت معمولى باید نگهدارى شوند و بطور خلاصه چگونگى نگهدارى دارو از زمان خروج از

کارخانه تا زمان مصرف توسّط مصرف کننده، در این قسمت بیان شده است.

16. اشکال داروئى: نشانگر اشکالى از دارو است که در نظام داروئى ایران وجود دارند و به عنوان راهنمائى براى کلیه دست‏اندرکاران پزشکى عمل مى‏کند.

17. نام تجارتى دارو: یک دارو ممکن است بوسیله کارخانجات مختلف داروسازى با اسامى گوناگون به بازار

عرضه گردد که در این قسمت مشهورترین نام تجارى دارو آورده شده که البته در مورد بعضى از داروها نام

تجارتى دارو ممکن است در ایران شهره باشند نه در تمام دنیا.

 


Read More ... ادامه مطلب
Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

جوش غرور جوانی by: کاظم استادی

 

                                                                               جوش غرور جوانى

در بین امراض مختلف، بیماریهاى پوستى از همه بیشتر حائض اهمیت مى‏باشند، زیرا اغلب، بیشتر از

بیماریهاى دیگر باعث رنجش بیمار مى‏شوند، و معمولاً شخص بیمار در زندگى روزمره خود دچار شکستگى

روحى مى‏شود; و غیر از بیمارى جسمیش، دچار فشار و افسردگى روحى نیز مى‏گردد.

معمولاً درمان بیماریهاى پوستى از عموم بیماریها دشوارتر است و سیر بهبودى آن ، کُند حرکت مى‏کند و در  بعضى موارد درصد کمى از افراد به بهبودى کامل و بدون نقص مى‏رسند.

از جمله این بیماریهاى پوستى » جوش غرور جوانى « مى‏باشد که معمولاً از اوائل بلوغ در بدن ظاهر مى‏گردد و  تا چندین سال، گریبان‏گیر جوان مى‏باشد. این بیمارى در مقطعى حساس ظاهر مى‏شود، که در این سنین اغلب جوانها اهمیت فراوانى به شکل ظاهرى خود مى‏دهند و از بروز جوش و نازیبا شدن رنج مى‏برند و همیشه  آرزوى بهبود سریع آن را دارند.

چون اکثر نوجوانان و جوانان  آگاهى کاملى درباره این بیمارى ندارند; به این فکر افتادم که کتابى در این‏باره

گردآورى کنم تا جوانان با مطالعه آن، اطلاعات لازم را دریافت کنند، و با این آگاهى، مدت بیمارى خود را با

رعایت نکات مهم و ضرورى ، هرچه سریع‏تر و با آرامش خاطر بیشتر، به پایان برسانند و به بهبودى نهائى

دست یابند.


Read More ... ادامه مطلب
Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

معرفی کتاب روضه الصفا by: کاظم استادی

                                                           معرفى کتاب روضْ‏الصفا

ظهور اسلام و ادیان الهى به عنوان یک واقعه تاریخى عظیم، مطمع‏نظر محقّقان و اندیشمندان قرار دارد، و نشر

وقایع و تاریخ این شریعتها، قدمى است در جهت روشن‏شدن سیر عنایت الهى بر بشر و هدف انزال رسول.

بنابراین امید است در سایه انتشار و مطالعه تاریخ انبیأ، دوستداران مطالب تاریخى و اهل‏تحقیق به تلاشهاى

خالصانه و شجاعانه انبیاى الهى -اینان که از آزار و تبعید و شکنجه و شهادت نهراسیدند و خطرها را به جان و

دل خریدند و عمر خود را در مقاطع حساس تاریخ گذشته و در شرایط سخت و دشوار آن زمان ، صرف

راهنمایى و ارشاد مردم نمودند و نتایج بزرگى از خود بر جاى گذاشتند -  واقف گردند.

با این هدف، تصمیم به انتشار خلاصه بخشى‏از »روضْ‏الصفا« نمودم، که به علّت سرعت انجام کار،

چشم‏پوشى بزرگان را - در ملاحظه این اثر طلب مى‏کند.


Read More ... ادامه مطلب
Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

با هم بخندیم به هم نخندیم by: کاظم استادی

                            به هم نخندید با هم بخندید

 

لطیفه‏ها، فقط جملاتى نیستند که از براى گذران وقت یا خندیدن باشند، بلکه مهم‏ترین استفاده‏ى لطیفه، درصحبت، سخنرانى و ارایه مطلب نزد شنوندگان آنهااست؛ که با بهره‏گیرى از این جملات تبسم‏آور، مى‏توان‏منظور خود را بر حواس شنونده، بهتر جاانداخت، و حالت یکنواختى صحبت را از بین برد، و از قِبل آن مدت‏بیشترى به ارایه‏ى سخن پراخت. و این موفقیت فقط با حفظداشتن لطایف فراوان و موضوع‏بندى شده در ذهن، مقدور مى‏شود. نوشته حاضر تلاشى است در جهت ارایه‏ى مطلوب‏ترین لطایف، که همه‏ى آنها از منابع اعصار گذشته، به حال‏آورده شده، تا با خواندن مرتب این کتاب، آن منظور عمل شود؛ و در زمان مناسب از آن استفاده‏ى دو چندان‏کنید.

 

آزاد مردى در حضور حجاج‏بن یوسف بود. برخلاف انتظار بادى از او خارج شد. آزاد مرد شرمنده گردید.حجاج براى اینکه او را از خجالت بیرون آورد و فرحناک سازد گفت: مالیات را از تو برداشتم، آیا حاجت‏دیگرى دارى؟ همان وقت عربى را پیش حجاج آورده مى‏خواستند گردنش را بزنند. آزاد مرد نگاهى به او افکنده گفت:آرزومندم امیر او را به من ببخشد. حجاج آن عرب را به وى بخشید. آزاد مرد از دربار بیرون رفت. عرب نیز به دنبالش خارج شد و مقعد آزاد مردرا مى‏بوسید و مى‏گفت: پدرم فداى مقعدى که مالیات مى‏بخشد و بینوایى را از کشتن نجات مى‏دهد.

 

آنگاه که ابن عباس نابینا شده بود به ملاقات معاویه رفت. وى گفت: چه شده است شما بنى‏هاشم به نابینایى مبتلا مى‏شوید؟ در پاسخ گفت: اگر ما به نابینایى ظاهرى مبتلا مى‏شویم شما به نابینایى باطن گرفتار مى‏شوید.

 


Read More ... ادامه مطلب
Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

آشنایی با برخی سوره های قرآن by: کاظم استادی

 

                                                                     آشنایى با برخى سوره هاى قرآن

سورة الفاتحة

نام اوّلین سوره قرآن است. نامهاى دیگر این سوره حمد، شفاء، امّ الکتاب، فاتحة القرآن، شافیه، وافیه، کافیه،کنز و سبع مثانى مى‏باشد. این سوره داراى هفت آیه و در مکّه نازل شده است. موضوعات و محتواى این‏سوره به دو بخش تقسیم مى‏شود. بخشى حمد و ثناى خداست و بخشى؛ از نیازهاى انسان سخن مى‏گوید.

قال رسول اللَّه 9 لجابر بن عبد اللَّه: یا جابر الا اعلّمک افضل سورة انزلها اللَّه فی کتابه؟

فقال جابر: بلى بأبی و أمی یا رسول اللَّه علمنیها فعلمّه »الحمد للَّه امّ الکتاب« ثمّ قال له: یا جابر الا اخبرک عنها؟قال: بلى بابی و أمی فاخبرنی.

قال: هی شفاء من کلّ داء الاّ السام یعنی الموت

» رسول خدا 9 به جابر بن عبداللَّه فرمودند: اى جابر آیا نمى‏خواهى که به تو بهترین سوره‏اى که خداوند درکتابش نازل کرده است را بیاموزم ؟

جابر گفت: آرى یا رسول‏اللَّه پدر و مادرم فداى تو باد بیاموز مرا. پس رسول خدا 9 سوره حمد )امّ الکتاب( را به‏او آموخت سپس فرمود: اى جابر آیا نمى‏خواهى از آن به تو خبرى بدهم؟ گفت: آرى، خبرى بده مادر و پدرم‏فداى تو باد.

فرمود: سوره حمد شفایى است براى هر بیمارى جز مرگ.«


Read More ... ادامه مطلب
Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

احادیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله by: کاظم استادی

                                                                احادیثى از پیامبر ص

 آفت حسب و نسب، افتخار کردن است.

 آفت دین، هواپرستى است.

 آفت زیبایى، خودپسندى و کبر است.

 آفت سخاوت، منّت است.

 آفت سخن، دروغ است.

 آفت شجاعت، ستم است.

 آفت عبادت، سستى است.

 آفت علم، فراموشى است.

 آنچه بیش از همه، بر شما بیم دارم، هواپرستى و آرزوى دراز است؛ چه خواهش دل، سد راه حق است، وآرزوى دراز، آخرت را بدست فراموشى مى‏سپارد.

 آنچه در راه حفظ آبرو مصرف شود، ثواب صدقه دارد.

 آنکه خدا به وى وسعت دهد و بر عائله‏اش تنگ گیرد، از ما نیست.

 آنکه طمعش اندک است، بدنى سالم و دلى با صفا دارد؛ طمّاع جسمى رنجور و قلبى سنگین دارد.

 احترام عالمى که به علمش عمل کند، چون احترام شهدا و صدیقین است.

 اخلاق خوش، گناه را آب مى‏کند، چنانکه آفتاب یخ را.

 اخلاق نیک، برکت است و اخلاق بد، شوم.

 از اسباب آمرزش، خشنود کردن برادر مؤمن است.

 از خوشبختى انسان این است که شبیه پدر باشد.

 ادب این است که صاحب خانه، مهمان را تا دم در بدرقه کند.

 از جمله اسباب آمرزش، سلام کردن و خوش زبانى است.

 از جمله سخنانى که مردم از پیغمبران گذشته بخاطر دارند این است که؛ اگر حیا ندارى، هر چه خواهى بکن.

 از خوشبختى‏ها، اخلاق نیکوست.


Read More ... ادامه مطلب
Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

حکمت عام by: کاظم استادی

                                                                                   حکمت عام

</align>حکما گفته‏اند:

هر که به حساب خود برسد، سود برد؛ و هر که از خویش غافل شود، زیان کند.

 

</align>حکما گفته‏اند:

شرّ با شرّ خاموش نشود، چنانکه آتش با آتش؛ بلکه شرّ را خیر فرو مى‏نشاند، و آتش را آب.

 

</align>حکما گفته‏اند:

تقوى را تجارت خود قرار ده تا بى سرمایه، سودها به جانب تو سرازیر شود؛ و هرگاه خطایى کردى به دنبالش‏صدقه‏اى فرست، تا شعله‏اش را خاموش کند.

 

</align>حکما گفته‏اند:

موعظه پذیرى چنان بر بى خردان مشکل است که بالا رفتن بر پیران فرتوت.

 

</align>حکما گفته‏اند:

براى آن که، ظلمش کرده‏اى، زارى مکن؛ بلکه براى جنایتهایى که به خود روا داشته‏اى گریان باش. و اگر روزى‏قدرتت تو را به جانب ستم کشاند، قدرت خداوند را به یاد بیاور.

 

</align>حکما گفته‏اند:

آنچه را نمى‏دانى از علما فراگیر، و آنچه مى‏دانى به مردم بیاموز.

 

</align>حکما گفته‏اند:

در سختى‏ها خویشتن دار باش، در ناملایمات شکیبا، و در رفاه شکر گزار باش.

 

</align>حکما گفته‏اند:

علم را فراگیر هر چند از آن بهره‏اى نبرى، چه روزگار را براى تو نکوهش کنند، بِهَ از آن است که تو مایه ننگ‏روان باشى.

 

</align>حکما گفته‏اند:

فکر کنید و عبرت بگیرید؛ با شیطان و هواى نفس مخالفت کنید، جز به سخن سودمند گوش نکنید و جز گفتارلازم، نگویید.

 

</align>حکما گفته‏اند:

مردمان پیش از شما براى فرزندانشان مالها گرد آوردند، امّا اندوخته‏ها باقى نماند؛ تو بنده مزد بگیرى، تو رابراى عملى اجیر کرده‏اند و وعده اُجرت داده‏اند، کار را تمام انجام ده و مزد را کامل بگیر؛

در دنیا چون گوسفندى نباش که در مرغزارى بچرد، چندان که فربه گردد، و همان فربهى مایه مرگش شود؛

دنیا را پلى حساب کن که باید بگذارى و بگذرى، و تا ابد باز نگردى.

 

</align>حکما گفته‏اند:

وقتى که پا به دنیا نهاده‏اید، پشت به دنیا و رو به آخرت داشته‏اید؛ و نیز خانه‏اى که به سوى آن مى‏روید،نزدیک‏تر از خانه‏اى است که از آن دور مى‏شوید.

 

</align>حکما گفته‏اند:

به تندى سبک دست بردن به تیغ

به دندان برد پشت دست دریغ

 

</align>حکما گفته‏اند:

در راه پیروزى بر دشمن، از این دستورها استمداد کن؛ از گناه کناره گیر؛ جوانمردى را نگهدار؛ روح پاک خود راارجمند شمار و آن را به نافرمانى خدا و اخلاق نکوهیده و رفتار زشت، آلوده مکن؛ سرّ خود بپوش، سیرت وباطن خویش زیبا کن؛ و از مکر دشمن ایمان مباش.

 

</align>حکما گفته‏اند:

نفعِ‏بسیار را اندک‏شمار، و ضررِاندک را زیاد.

 

</align>حکما گفته‏اند:

در برابر کسى‏که پوزش‏پذیر نیست، عذر نیاور.

 

</align>حکما گفته‏اند:

از تنبلى حذر کن؛ که اگر به مقاصد دنیوى رسیده‏اى، از مقامات اخروى دور نمانى.

 

</align>حکما گفته‏اند:

در همنشینى با مردم بر خلاف رویه آنان رفتار مکن، و مطلبى را که از درک آن قاصرند بر آنان مگو؛ چه در این‏صورت رفیقى که باید یار و یاور تو باشد، کناره مى‏گیرد و در میان جامعه تنها مانى؛ و چون تنها ماندى، بى‏پناه وذلیل شوى.

 

 

</align>حکما گفته‏اند:

در کارها، از آنکه دوست نمى‏دارد مزد بگیرد، کمک مخواه؛ چه آنکه مزد مى‏گیرد، کار تو را چون کار خویش باجدیّت انجام مى‏دهد. و نیز برادرانى که از آنها کمک مى‏خواهى، باید که اهل محبّت و به قدر کفاف خویش‏داشته باشند، و آبرومند و عفیف باشند، در حضور شکرگزار و در غیاب به یاد تو باشند.

 

</align>حکما گفته‏اند:

زود رنج و بد اخلاق و بى صبر نباش؛ که با این صفات هیچ رفیقى برایت نمى‏ماند. خود را به صبر و تأنى درکارها وادار.

 

</align>حکما گفته‏اند:

در کودکى ادب‏آموز، تا در بزرگى ازآن بهره‏برى.

 

</align>حکما گفته‏اند:

هر که خوراکش کم است، عمرش زیاد است.

 

</align>حکما گفته‏اند:

چون با عده‏اى سفر کنى، زیاد با آنها مشورت کن؛ بسیار در رویشان بخند؛ دعوتشان را بپذیر؛ اگر کمک‏خواستند، کمک کن؛ و در سکوت طولانى، و نیکوکارى، و عبادت و سخاوتمندى بر آنان سبقت گیر؛ مرکب ومال و توشه خود را در اختیارشان گزار؛ اگر حرکت کردند، حرکت کن؛ اگر کار کردند، کار کن. و از بزرگتراطاعت کن.

 

</align>حکما گفته‏اند:

اگر مال ندارى که صله رحم و نوازش رفیق کنى، خوى خوش و روى باز داشته باش، که هر کس خُلق خوش‏داشته، نیکان دوستش دارند و بَدان مال خود از وى دریغ ندارند.

 

</align>حکما گفته‏اند:

به قسمت الهى قانع باش، تا تیرگى زندگى ات برطرف شود؛ و اگر عزّت همه دنیا خواهى، چشم از دست مردم‏برگیر؛ که پیغمبران و صدیقان را قطع طمع، به آن مقامات عالى رساند.

 

</align>حکما گفته‏اند:

نعمتى است که بر آن رشک نبرند، و بلایى است که بر صاحبش ترحّم نکنند، و آن نعمت تواضع است، و آن‏بلا تکبر.

 

</align>حکما گفته‏اند:

صرف‏نظر کردن از حاجت، بهتر از خواهش بر نااهلان است.

 

</align>حکما گفته‏اند:

عجیب از کسانى است که غلامان را با مال مى‏خرند، امّا آزادگان را با کَرَم نمى‏خرند.

 

</align>حکما گفته‏اند:

هر که دنیا خواهد علم آموزد، و هر که آخرت خواهد در عمل کوشد.

 

</align>حکما گفته‏اند:

از ان قوم نباش که آشکارا شیطان را لعن کنند، و در نهان فرمانش برند.

 

</align>حکما گفته‏اند:

بدترین زمامداران آنان اند که از مستمندان به دورند، و بدترین مستمندان آنانند که به زمامداران نزدیکتراند.

 

</align>حکما گفته‏اند:

داروى خشم، خاموشى است.

 

</align>حکما گفته‏اند:

هیچ سخن، خیرى ندارد، مگر ذکر خدا؛ هیچ سکوت، خیرى ندارد، مگر تفکّر در معاد.

 

</align>حکما گفته‏اند:

هر که تلخى دوا تحمل نکند، شیرینى شفا نچشد.

 

</align>حکما گفته‏اند:

بخیل براى ثروت خود نگهبان است، و براى وارث انباردار.

 

</align>حکما گفته‏اند:

ناتوان‏ترین مردم آن است که نتواند سرّ خویش نگه دارد؛ و نیرومندترین مردم آن است که خشم خویش نگه‏دارد؛ و از همه صابرتر کسى است که تهى دستى را کتمان کند؛ و از همه قانع‏تر کسى است که به آنچه میسّرشود، بسازد.

 

</align>حکما گفته‏اند:

جاهل، دشمن خویش است، چگونه دوست دیگرى مى‏شود.

 

</align>حکما گفته‏اند:

سخت‏ترین مصائب، احتیاج کریم به لئیم است.

 

</align>حکما گفته‏اند:

مردم را هنگام غضب آزمایش کن، نه هنگام خشنودى؛ و در حال قدرت، نه وقت ذلّت.

 

</align>حکما گفته‏اند:

آنچه به اقتصاد خورى، عاید تن شود؛ و آنچه صدقه دهى، عاید روح شود؛ و آنچه بگذارى، بدست دگران‏رسد.

 

 

</align>حکما گفته‏اند:

نکوکار زنده است، گرچه از خانه‏اى به خانه دیگر منتقل شود؛ و بد رفتار مرده است، گرچه در دنیا باشد.

 

</align>حکما گفته‏اند:

قناعت سد راه فقر است؛ تدبیر، اندک را بسیار کند؛ و آدمى متاعى سودمندتر از توکّل به خدا ندارد.

 

</align>حکما گفته‏اند:

چگونه باشد حال کسى که بامداد، نداند که شبانگاه خواهد زیست یا نه.

 

</align>حکما گفته‏اند:

سخت‏ترین چیزها، نزدیکى به اَجَل، و دورى از حسن عمل است.

 

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله محمد باقر شیرازی by: کاظم استادی

شرح حال آیةاللَّه محمد باقر شیرازى

آیت‏اللَّه آقاى حاج سید محمد باقر موسوى شیرازى در غرّه ماه رجب المرجب 1350 هجرى قمرى همزمان‏با ولادت با سعادت حضرت باقر العلوم امام محمّد باقر علیه‏السّلام در شهر شیراز و در خانواده اى متدین وعالم پرور دیده به جهان گشودند.

والد معظم ایشان مرجع عالیقدر جهان تشیّع مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حاج سید عبداللَّه طاهرى شیرازى )قده(که از دیرباز در شمار علماى مشهور عصر و مصر خود بودند )که البته عظمت و تلاش هاى بى وقفه ایشان درپاسدارى از دین و مکتب از گذشته‏هاى دور در شهرهاى شیراز و نجف و اخیراً در شهر مقدس مشهد خصوصاًهمزمان با مبارزات بى امان بر علیه شاه ملعون، و در وقایع پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى - به گونه‏اى که‏حسینیه آن فقید سعید اصلى‏ترین پایگاه تجمّعات و تصمیمات بود - بر کسى پوشیده نیست.

اساتید

1- والد معظّم ایشان مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حاج سید عبداللَّه شیرازى قدس سره الشریف.

2- مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حاج شیخ عبدالحسین رشتى قدس سره الشریف.

3- مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حاج سید جمال گلپایگانى قدس سره الشریف.

4- مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حاج سید محمود شاهرودى قدس سره الشریف.

5- مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حاج سید ابوالقاسم خویى قدس سره الشریف.

6- مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حاج سید ابوالحسن بجنوردى قدس سره الشریف.

و اساتید و بزرگان دیگرى همچون مرحوم آیت‏اللَّه العظمى امام خمینى )قدس سره الشریف( که گهگاهى درابعاد مختلف علمى، دینى، اخلاقى، بهره‏هاى فراوانى را از آن بزرگواران برده است.

اهتمام فوق العاده به بحث و تدریس

یکى از امور مهمى که معظّم له از همان ابتدا، به آن اهتمام کامل مى‏ورزیدند امر تدریس در سطوح مختلف بودو از حداقل فرصت ممکن، به منظور پرورش نیروى فکرى و علمى طلّاب استفاده مى‏نمودند و در شرائطسخت و طاقت فرساى نجف هم، مباحثه را ادامه داده و تأکید مى فرمودند که طلّاب حوزه‏هاى علمیه بایدهمیشه فعالیت‏هاى علمى خود را در رأس امور خود قرار دهند.

تألیفات

1- الفقه الاسلامى و سیر الزمن: که در مقارنه مبسوطى میان علوم قدیم )احکام و مسائل فقهى و دینى( و علوم‏جدید صورت گرفته است/ تاریخ اولین چاپ 1378 هجرى قمرى.

2- رساله آثار تازه پدید یا مسائل مستحدثه: مسائل مستحدثه و جدید و به روز و تعیین جداول فلکى ومحاسبات ریاضى در خصوص صور فلکى و بیان کیفیت استفاده از قبله نماى ابتکارى ایشان به طور مبسوط درآن پرداخته شده است/ تاریخ اولین چاپ 1388 هجرى قمرى.

3- الاصول فى سیر تمامه و کماله: نگرش جدیدى در مباحث اصولى به شکل مبسوطى در آن ذکر شده ونظرات و پیشنهادهاى نوینى در این گونه مباحث در این کتاب مطرح گردیده است/ تاریخ تصنیف 1390هجرى قمرى.

4- الجمعة و آثارها فى الاسلام )صلاة جمعه(: بحث مفصّلى درباره نماز جمعه و آثار و احکام آن تفصیلاً دراین کتاب مطرح گردیده که تقریرى است از درس خارج فقه والد معظّم ایشان/ تاریخ اتمام 1371 هجرى‏قمرى/ تاریخ اولین چاپ 1403 هجرى قمرى.

5- حاشیه بر کتاب »النهایه« شیخ طوسى به شکل استدلالى/ تاریخ اتمام 1415 هجرى قمرى.

6- حاشیه بر کتاب »مجمع الرسائل« مرحوم صاحب جواهر محشَى به حاشیه أعاظم و بزرگانى نظیر شیخ‏انصارى، میرزاى شیرازى، میرزا محمدتقى شیرازى، سید کاظم طباطبایى صاحب کتاب »عروة الوثقى« و حاج‏شیخ عبدالکریم حائرى مؤسّس حوزه علمیه مقدّسه قم )قدس اللَّه اسرارهم الزکیه( تاریخ اولین چاپ 1415هجرى قمرى.

7- مناسک حج همراه با آداب و ادعیه هریک از اماکن مقدسه به صورت حاشیه بر مناسک حج مرحوم آیت‏اللَّه‏العظمى شیرازى )قده(/ تاریخ اتمام 1412 هجرى قمرى - تاریخ اولین چاپ 1418 هجرى قمرى.

8- الفقه الاسلامى: که رساله عملیه ایشان به زبان عربى است و بیشترین مسائل مبتلى‏به مؤمنین در آن ذکر شده‏است/ تاریخ اولین چاپ 1421 هجرى قمرى.

9- رساله توضیح المسائل: که به طور مستقل از رساله عربى توسط هیأت استفتاء به سرپستى فاضل ارجمندحجةالاسلام و المسلمین قاسمى داماد ارشد آیت‏اللَّه العظمى شیرازى و در حضور ایشان تنظیم گردیده است/تاریخ چاپ 1422 هجرى قمرى.

10- تعلیقات بر کتب بزرگانى همچون شیخ انصارى و عروةالوثقى و نیز کتب والد معظم‏شان.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله دوزدوزانی by: کاظم استادی

شرح حال آیةاللَّه دوزدوزانى

1. ولادت:

آیة اللَّه دوزدوزانى فرزند حاج عبدالحمید در سال 1314 ه.ش در خانواده‏اى متدیّن و مذهبى درشهر تبریزچشم به جهان گشودند.

پدر ایشان از تجار متدیّن و نیکوکار شهر تبریز بود. اجداد ایشان سال‏ها قبل از روستاى دوزدوزان واقع در 70کیلومترى شهر تبریز به این شهر مهاجرت و در آنجا اقامت نموده بودند.

2. تحصیلات مقدماتى و سطح:

ایشان در سال 1322 ش جهت فراگیرى ادبیات فارسى و عربى وارد مکتب شد و مقدمات را نزد مرحوم حاج‏میر محمود آقا که در شهر تبریز شهرت بسزایى داشت و نیز مرحوم آقا میرزا فرج الله آموخت، سپس جهت‏ادامه تحصیلات خود وارد مدرسه علمیه حسن پاشا - واقع در میدان صاحب الامر)عج( - گردید و در اندک‏مدتى با علاقه شدیدى که به آموزش علم و ادبیات داشت در بین هم دوره‏هاى خود شاخص گردید، سپس‏براى استفاده از دیگر اساتید در مدرسه علمیه »مسجد جامع تبریز« مشغول به تحصیل شد و دروس متن»منطق، اصول و لمعتین )شرح لمعه مرحوم شهید ثانى جلد یک و دو( را در محضر اساتیدى چون مرحوم حاج‏میرزا على اصغر باغمیشه‏اى، مرحوم حاج میرزا سید رضا مرندى و مرحوم حاج میرزا ابوالفضل سرابى فراگرفت.

3. مهاجرت به قم

در حالى که هنوز به سن هیجده سالگى نرسیده بودند در سال 1322 ش جهت تکمیل آموخته‏هاى خویش به‏شهر قم هجرت نمودند.

ایشان ادامه دروس سطح را با جدیّت تمام در خدمت اساتید بزرگوارى از جمله مرحوم آیة اللَّه حاج میرزامحمد مجاهد تبریزى آموختند.

4. تحصیلات عالیه:

ایشان در سال 1337 ش به حج و زیارت عتبات عالیات مشرف شدند و پس از بازگشت، تحصیل در دروس‏خارج فقه را در محضر اساتید بزرگ آن دوران آغاز نمودند.

ایشان نخست در درس خارج مرحوم آیة اللَّه العظمى بروجردى شرکت کرد و پس از درگذشت ایشان مدتى دردرس اصول رهبر کبیر انقلاب آیة العظمى خمینى در مسجد سلماسى حاضر شد و سپس در درس خارج فقه واصول مرحوم آیة اللَّه العظمى شریعتمدارى شرکت نمود. ایشان یکى از شاگردان مبرّز و برجسته آن فقید سعیداست که تقریبا یک دوره کامل خارج فقه و اصول را در مدت 25 سال از محضر ایشان تلمّذ نمود. ایشان‏همچنین از درس خارج مرحوم آیة اللَّه العظمى گلپایگانى نیز بهره بردند و مفتخر به کسب اجازه روایتى ازحضرات آیات عظام شریعتمدارى و گلپایگانى گردیدند.

5. درس فلسفه:

ایشان مدتى در درس اسفار مرحوم فیلسوف علامه آیة اللَّه حاج سید محمد حسین طباطبایى صاحب تفسیرالمیزان شرکت نمودد و در ضمن آن یک دوره درس منظومه سبزوارى را به عده‏اى از فضلاى حوزه تدریس‏کرد.

6. علاقه به قرآن:

آیة اللَّه دوزدوزانى از همان اوان طلبگى علاقه زیادى به آموزش تفسیر قرآن داشت و تفسیر قرآن را از سال1382 هق آغاز و تا به امروز به تدریس تفسیر اشتغال دارند، آموزش تفسیر ایشان مدتى به صورت ترتیب‏سوره‏ها انجام مى‏گرفت، ولى اخیراً کار تفسیر خود را براساس تفسیر موضوعى کلام الهى قرار داده‏اند.

7. خدمات مذهبى - اجتماعى:

ایشان علاوه بر تدریس و تبلیغ احکام الهى در شهرهاى قم، تبریز، کرج و تهران، خدمات اجتماعى - مذهبى‏شایانى نیز داشته‏اند از جمله:

الف - احداث مسجد جواد الائمه7 در محله جیحون شهر تهران که بنام مسجد حاج کاظم فعلاً به طرز مرغوبى‏اداره مى‏شود و مورد استفاده است.

ب - مسجد تاریخى شصت و سه ستون تبریز که قدمت چهارصد ساله دارد و در سال‏هاى اخیر متروکه بود که‏با تلاش‏هاى ایشان بازسازى و تعمیر گردید و هم اکنون یکى از مساجد آبرومند شهر مى‏باشد.

ج - اعزام مبلغ به نقاط مختلف:

ایشان در طى سال‏هاى 50 تا 57 شمسى مبلغینى را جهت آموزش مسائل دینى به روستائیان و جلوگیرى ازگسترش عقاید منحرفین و على اللهى‏ها به شهرستان کلیبر و پانصد روستاى اطراف آن در آذربایجان شرقى‏اعزام نمودند، همچنین با هزینه شخصى خویش استراحتگاه مجهزى براى مبلغین اعزامى تأسیس نمودند. ازجمله خصوصیات این دوره‏ها این بود که با مُبلّغ اعزامى شرط مى‏شد نباید از دیگران حق تبلیغ در خواست‏نمایند. این نوع تبلیغ تأثیر بسزایى در آن منطقه داشت. این طرح بعداً تا حدودى در مناطق دیگرى مانند بخش‏زاغه از توابع خرم آباد و هشترود و شهر رى نیز اجرا گردید.

د - مبارزه با منحرفین:

باتوجه به گسترش بیش از پیش فعالیت گروهک‏هاى منحرف و فرقه‏هاى ضالّه‏اى مانند صوفیه، بهائیت ووهابیت در سال‏هاى اخیر، آیة اللَّه دوزدوزانى با همکارى حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد مردانى ومرحوم حجة الاسلام والمسلمین آقا شیخ داود الهامى در سال 1375 ش مؤسسه‏اى براى مبارزه با این‏تحرکات تحت عنوان »مؤسسه دفاع از حریم اسلام« تأسیس نمودند که تاکنون با انتشار چندین جلد کتاب‏جیبى رایگان در ردّ عقاید باطله آنها منتشر نموده و خدمات شایانى در حفظ جوانان و ساده لوحان از گرایش به‏آنها انجام داده است که فهرست کوتاهى از کتب منتشر شده توسط این مؤسسه ارائه مى‏گردد:

1. تصوف از دیدگاه ائمه اطهار:؛

2. پیدایش تصوف در میان شیعیان؛

3. فرقه‏هاى نعمت اللهى و گنابادى؛

4. فرقه‏هاى ذهبیّه و اویسیه و خاکساریه؛

5. سیرى کوتاه در مرام اهل حق »على اللهیان«؛

6. دو محور عقاید وهابیان؛

7. بهائیت مولود تصوف.

ه - تأسیس جلسات مذهبى:

ایشان جهت تبلیغات مذهبى و پاسخگویى به نیاز نسل نوخاسته جلسات مذهبى را با شیوه‏اى نوین تأسیس‏نمودند. این جلسات در دو بخش بزرگسالان و نوباوگان تشکیل مى‏گردید:

الف( جلسه دینى »مکتب على7» در سال 1353 ش در شهر تبریز تأسیس گردید. این جلسات در آن زمان به‏طرز خاصى با استفاده از تریبون سخنرانى و صندلى براى شرکت کنندگان به صورت هفتگى و سیّار برگزارمى‏گردید و اکثر شرکت کنندگان آن طبقه جوان و تحصیلکرده بودند.

ب( جلسات هفتگى جهت تربیت دینى نوباوگان هفت تا دوازده ساله در پنجاه مسجد شهر تبریز که توسطهشتاد نفر از روحانیون، معممین و تجّار تبریز اداره مى‏شدند و در مجموع حدود دو هزار نفر در آن جلسات‏شرکت مى‏کردند. شرکت کنندگان در این جلسات علاوه بر آموزش قرآن، احکام، عقاید، سرود و روش مناظره‏با مخالفین را هم فرا مى‏گرفتند.

8. تحصیل و تدریس:

آیة اللَّه دوزدوزانى در دوره تحصیل خود در شهر قم همانند گذشته به تدریس دروس و متون قبلى به عدّه‏اى ازطلاب و فضلاى حوزه پرداختند و ایشان در این دوره درس را مقدّم بر همه امور مى‏دانستند و به جز تحصیل وتدریس و مطالعه به سایر اشتغالات و تفریحات و مسائل سیاسى و اجتماعى نمى‏پرداختند.

ایشان از سال 1400 ه.ق تدریس خارج فقه و اصول را در حوزه علمیه قم آغاز و تاکنون مباحث مختلفى از فقه‏و اصول را بررسى نموده‏اند که عدّه معتنابهى از فضلاى حوزه در مجلس درس ایشان حاضر مى‏شوند.

9. آثار و تألیفات:

1. دروس حول نزول القرآن )منتشر شده(

2. دروس حول الموت و الحیات و البرزخ و اشراط الساعة )منتشر شده(

3. تحقیق لطیف حول التوقیع الشریف )به تعداد محدودى تکثیر شده(

4. دروس حول المعاد )آماده چاپ(

5. تقریرات فقه »صلوة مسافر« )آماده چاپ(

6. کتاب قصاص در سال 1406 ق تدریس و به رشته تحریر در آمده )آماده‏چاپ(

7. حاشیه بر عروة الوثقى )آماده چاپ(

8. رساله توضیح المسائل )منتشر شده(

9. مناسک حج )منتشر شده(

10. ارشاد المؤمنین )منتشر شده(

11. منهاج الصالحین

»رساله عربى« )آماده چاپ(

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

حضرت آیت الله مدرسی یزدی by: کاظم استادی

شرح حال آیت‏اللَّه مدرسى‏یزدى

آیت اللَّه حاج سید عباس مدرسى یزدى در تاریخ 26 جمادى الاولى 1362 هجرى قمرى در خانواده‏اى‏روحانى و اهل علم در شهر نجف اشرف بدنیا آمد. کودکى خود را در دامان مادرى دلسوز و مهربان که او نیز ازخانواده روحانى بود پرورش یافت و در سن شش سالگى به مدت پنج سال خط و نوشتن و خواندن و ریاضى‏در نزد مرحوم شیخ عبداللَّه نیشابورى بیاموخت و در سنّ ده سالگى معمّم شده وارد حوزه علمیه نجف شدند.

نسب:

ایشان از سادات طباطبائى حسنى و حسینى مى‏باشند نسبشان به حسن مثنّى فرزند امام حسن مجتبى7مى‏رسد و جدّه آنها فاطمه دختر امام حسین7 است که زوجه حسن مثنّى بوده است.

والدشان:

آیة اللَّه العظمى حاج سید یحیى مدرسى زاده یزدى مى‏باشد که مختصرى از احوالات ایشان، در احوالات علمادر کتب درج شده و آیة اللَّه آقاى سید على خامنه‏اى رهبر معظم یکى از شاگردان ایشان است.

دوران تحصیلى و اساتید:

ایشان در سن ده سالگى معمّم شده و وارد حوزه علمیه نجف شدند، ادبیّات را مقدارى نزد )مرحوم والد1) ومرحوم حجةالاسلام والمسلمین سید حسین مدرسى1 دائى مکرمشان گذراندند. و لمعتین را نزد مرحوم حجةالاسلام والمسلمین حاج سید مهدى مدرسى1 دائى و ابوالزوجه گرامیشان گذراندند و مکاسب را نزد حضرت‏آیة اللَّه حاج سید محمد باقر محلاتى1 باتمام رساندند و نیز جلد اول کفایة را در خدمت حضرت آیة اللَّه سیدمرتضى فیروز آبادى1 تلمّذ نمودند و جلد دوم کفایه را در درس آیة اللَّه سید مرتضى خلخالى حضور پیداکردند و بعضى اساتید دیگر و در مدتى کوتاه مقدّمات و سطوح متوسطه و سطوح عالیه را گذراندند و دردروس خارج مراجع و اساتیدى بزرگوار شرکت کردند که عبارتند از:

1 - حضرت آیة اللَّه العظمى حاج سید محسن حکیم1 که در دروس فقه ایشان شرکت مى‏کردند.

2 - حضرت آیة اللَّه العظمى حاج سید ابوالقاسم خوئى؛ که عمده خارج فقه را از ایشان فرا گرفته‏اند.

3 - حضرت آیة اللَّه العظمى حاج سید محمود شاهرودى1 که فقهاً و اصولاً در این دروس شرکت داشتند وحتى رساله از تقریرات ایشان در نکاح به چاپ رسیده است. در نموذج فى الفقه الجعفرى.

4 - حضرت آیة اللَّه العظمى حاج میرزا هاشم آملى1 که دروس اصول و فقه‏شان حضور داشتند.

5 - حضرت آیة اللَّه العظمى حاج میرزا حسن بجنوردى؛ که در یک دوره و نیم اصول ایشان حضور داشتند.

6 - حضرت آیة اللَّه العظمى حاج میرزا باقر زنجانى1 که یک دوره و نیم اصول و مقدارى فقه از ایشان استفاده‏کردند.

7 - حضرت آیة اللَّه العظمى حاج شیخ حسین حلّى؛ که در درس فقه ایشان حضور پیدا مى‏کردند.

8 - پدرشان که مقدارى فقه حاضر شدند.

رتبه علمى:

ایشان در جوانى از آیات بزرگوارى مانند آیة اللَّه العظمى حاج میرزا هاشم آملى1 اجازه اجتهاد مطلق داشتند.

ایشان در نجف اشرف علاوه بر استفاده از علماء اعلام مشغول به تدریس سطوح متوسطه و عالیه و دروس‏خارج بودند و از وقتى که از نجف اشرف به قم مهاجرت کردند، اشتغال به تدریس خارج فقه و اصول به عربى‏و فارسى مى‏باشند،

و اخوى بزرگشان آیة اللَّه العظمى آقاى حاج سید محمد على مدرسى زاده یزدى1 از علماء و مدرسین حوزه‏علمیه نجف و قم بودند که در 20 شعبان 1422 هجرى قمرى فوت نمودند. و مؤمنین را در احتیاطات خود به‏آیة اللَّه حاج سید عباس مدرسى یزدى ارجاع نموده بودند.

مهاجرت از نجف به شهر مقدس قم:

ایشان دوبار به قم سفر کرده‏اند، بار اول در سال 1352 هجرى شمسى به قم تشریف آوردند و حدود یک سال‏در این شهر مقدّس اقامت داشتند و در همان وقت از دروس فقه و اصول حضرت آیة اللَّه العظمى حاج میرزاهاشم آملى1 استفاده مى‏کردند.

بار دوم در محرّم سال 1406 هجرى قمرى بود که بطور کامل به قم مقدّس مهاجرت کردند.

هر چند که علما نجف مایل نبودند که ایشان نجف را ترک کنند با این حال ایشان در سال 1405 ه.ق به عمره‏مشرّف شدند و از عمره به سوریّه رفتند و از سوریّه به ایران هجرت کردند

تألیفات: ایشان با حضور خود در حوزه علمیّه قم همگام با تدریس مشغول به تصنیف کتب مى‏باشند، که‏تألیفاتشان بر سه قسم است.

قسم اوّل: تقریرات درس اساتید خود که نمونه‏اى از آن در کتابى بنام نموذج فى الفقه الجعفرى الجزء الاول‏جمع آورى و به چاپ رسیده است که هشت رساله مختلف است که عبارتند از:

1 - الرسالة الأولى فى جوائز السّلطان، تقریراً لبحث سماحة آیة اللَّه العظمى السیّد الوالد السیّد یحیى المدرّسى‏الیزدى1.

2 - الرسالة الثانیة فى فروع العلم الأجمالى، تقریراًلبحث سماحة آیة اللَّه العظمى السیّد میرزا حسن الموسوى‏البجنوردى 1.

3 - الرسالة الثالثة فى الأراضى، تقریراً لبحث سماحة آیة اللَّه العظمى الشیخ میرزا هاشم الآملى1.

4 - الرسالة الرابعة فى المتعة، تقریراً لبحث سماحة آیة اللَّه العظمى الشّیخ میرزا باقر الزّنجانى النّجفى؛.

5 - الرسالة الخامسة فى صلاة المسافر، تقریراً لبحث سماحة آیة اللَّه العظمى زعیم الحوزة العلمیّة، السیّد ابوالقاسم الموسوى الخوئى1.

6 - الرسالة السادسة فى شى‏ء من المضاربة تقریراً، لبحث سماحة آیة اللَّه العظمى سیّد الأساتید السیّد محسن‏الطباالطبائى الحکیم1.

7 - الرسالة الثامنة فى شى‏ء من مقدمات البیع، تقریراً لبحث سماحة آیة اللَّه العظمى الشیخ حسین الحلّى1

و خداوند توفیق طبع باقى اجزاء نموذج فى الفقه الجعفرى را دهد و تمام درسهائى که حاضر شدند؛ فقه واصول را نوشته‏اند و موجود است.

قسم دوم: مؤلفات خودشان مى‏باشد که در فقه و اصول مى‏باشد:

1 - نماذج‏الأصول‏فى‏شرح‏مقالات‏الأصول )فعلاً سه‏جلدآن‏چاپ‏شده‏است‏ومورد توجّه فضلا و دانشمندان قرارگرفته است.(

2 - شرح بر کفایة الاصول که طبع نشده است.

3 - کتابى مختصر در اصول دوره کامل.

4 - حاشیه بر عروة الوثقى

5 - نموذج العروة و تکمیلها که به عربى مى‏باشد در پنج جلد. و کتاب دیگر اشاره اجمالى نیز به ادّله آن دارد ومسائل مستحدثه نیز به آن اضافه شده است.

6 - حاشیه بر تحریر الوسیله.

7 - توضیح‏المسائل‏فارسى بامقدمه مختصرى دراصول‏دین که‏به‏طبع رسیده است.

8 - مناسک حج فارسى و عربى.

9 - شرح مختصر عربى بر غالب کتاب نموذج العروة و بر تمام کتاب احکام المختصه بالکفار.

قسم سوّم: تقریراتى است که شاگردان ایشان در اصول و فقه نوشته‏اند که بعضى از آنها نام برده مى‏شود:

1 - جلد اوّل کتاب حج در آینده نزدیک چاپ خواهد شد.

2 - الاحکام المختصه بالکفار در دو مجلد.

3 - تقریرات بحث کتاب طهارة به فارسى.

4 - تقریرات اصول به فارسى. که در آینده نزدیک چاپ خواهد شد. انشاء اللَّه

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله صانعی by: کاظم استادی

شرح حال آیة اللَّه یوسف صانعى

آیةالله حاج شیخ یوسف صانعى در سال 1316 شمسى در یکى از روستاهاى اصفهان در خانواده‏اى روحانى‏و دلبسته به اهل بیت: به دنیا آمد.

پدرشان حجةالاسلام والمسلمین شیخ محمد على صانعى از روحانیان محبوب و خدوم بود.

درس‏هاى مقدماتى را در اصفهان فرا گرفت و در سال 1330 شمسى براى ادمه تحصیل به حوزه علمیه قم‏رهسپار شد. دوره سطح را در چهار سال به پایان رسانید و سپس در درس خارج شرکت کرد.

اساتید او در قم

آیة اللَّه ستوده

آیة اللَّه سید موسى صدر

آیة اللَّه مشکینى

آیة اللَّه منتظرى

آیة اللَّه فکور یزدى

آیة اللَّه حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملى

آیة اللَّه العظمى بروجردى

آیة اللَّه العظمى امام خمینى

آیة اللَّه‏العظمى اراکى

آیة اللَّه العظمى محقق داماد

او پس از سال ها تدریس سطح، به تدریس درس خارج فقه و اصول پرداخت که هنوز هم ادامه دارد.

تألیفات او:

1 - فقه الثقلین کتاب القصاص

2 - فقه الثقلین کتاب الطلاق )تقریرات(

3 - تقریرات درس‏هاى خارج امام خمینى

4 - رساله در قاعده فراغ و تجاوز

5 - رساله لاضرر

6 - فقه الثقلین کتاب الارث

7 - فقه الثقلین کتاب النکاح

و کتاب هاى دیگر.

ایشان پس از پیروزى انقلاب در سال‏هاى گذشته مسؤولیت‏هاى گوناگونى داشت:

1 - دادستان کل کشور.

2 - عضو فقهاى شوراى نگهبان.

3 - عضو مجلس خبرگان رهبرى در دوره اول.

4 - عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام.

5 - امامت جمعه قم.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله گرامی by: کاظم استادی

شرح حال آیةاللَّه محمدعلى گرامى

آیة اللَّه حاج شیخ محمد على گرامى قمى در سال 1317 شمسى در شهر قم در خانواده‏اى متدین و دوستدارخاندان پیامبر6 به دنیا آمد.

تحصیلات ابتدائى خود را در مدرسه باقریه آغاز کرد و با اتمام سال ششم دوره شبانه را آغاز کرد که در آن‏زمان دوره‏هاى شبانه دبیرستان در طىّ دو سال پایان مى‏یافت.

در این زمان شوق زائدالوصفى براى طلبگى در دل او به وجود آمد و تحصیلات حوزوى را آغاز نمود.

درس‏هاى سطح را در حدود پنج سال به پایان برد و در حدود سال 1335 ش در درس خارج عالمان بزرگ‏شرکت کرد.

اساتید او در سطح:

آیة اللَّه ستوده

آیة اللَّه مجاهدى

آیة اللَّه سلطانى

آیة اللَّه مشکینى

اساتید درس خارج او:

آیة اللَّه العظمى بروجردى

آیة اللَّه العظمى محقق داماد

آیة اللَّه العظمى امام خمینى

آیة اللَّه العظمى اراکى

آیة اللَّه العظمى گلپایگانى

آیة اللَّه العظمى میرزا حاکم آملى

ایشان در طول سالیان دراز بر تدریس فقه و اصول و علوم عقلى سطح و خارج اشتغال داشته و دارند و تعدادى‏از شاگردان ایشان اکنون از مسؤولان نظامى اسلامى مى باشند.

آیة اللَّه گرامى از آغازین روزهاى نهضت پرشکوه امام خمینى؛ از همراهان حضرت امام؛ بود و در این راه‏مشکلات فراوانى را تحمل کرد و چندین بار زندانى و تبعید شد و پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز خدمات قابل توجهى انجام داد:

تألیفات:

1 - تعلیقه‏اى بر منظومه؛

2 - مقصود الطالب؛

3 - منطق مقارن؛

4 - تفکر؛

5 - فلسفه؛

6 - آغاز فلسفه؛

7 - شناخت قرآن؛

8 - خدا در نهج البلاغه؛

9 - شرح عروة الوثقى در چهار جلد؛

10 - نگاهى به بردگى؛

11 - مقدمه‏اى بر امامت؛

12 - یک تبعیدى؛

13 - قانون اساسى در اسلام؛

14 - مالکیت خصوصى در اسلام؛

15 - بررسى ملاک‏هاى روانى در اسلام؛

16 - مذهب؛

17 - نگاهى به سیستم سیاسى اسلام؛

18 - تعلیقه بر ملحقات عروة؛

19 - لولا فاطمة؛

20 - علوم قرآنى؛

21 - مالکیت‏ها؛

22 - رساله توضیح المسائل؛

23 - منهاج الاحکام )رساله عربى(؛

24 - مناسک حج و عمره؛

25 - عدالت اجتماعى در اسلام )ترجمه(؛

26 - ترجمه جلد دهم تفسیر المیزان؛

27 - اخلاق و عرفان در وضو و نماز؛

28 - خودسازى و مسائل روانى؛

29 - خاطرات )مجموعه مصاحبه‏هاى مرکز اسناد( و مقالات و مصاحبه‏هاى بسیارى که در مطبوعات منتشرشده است.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله مظاهری by: کاظم استادی

شرح حال آیةاللَّه حسین مظاهرى

در سال 1312 ه.ش در خانواده‏اى وارسته و مذهبى متولد شده‏ام. پس از گذراندن تحصیلات غیر حوزوى، درسال 1326 ه.ش، براى تحصیل علوم دینى، وارد حوزه علمیه اصفهان شدم .

حوزه اصفهان، چنانکه مى‏دانید، سابقه کهن و درخشانى دارد و حیف که آن سابقه ارجمند با این لاحقه فعلى،هماهنگ نیست. در سال 1326، وضع حوزه علمیه اصفهان، گرچه همانند صد سال پیش نبود، ولى با وضع‏فعلى هم، تفاوت جدّى داشت.

تقریباً، از لحاظ درس و بحث، حوزه گرمى بود.

من، در مدرسه مسجد سید اصفهان، که مقبره مرحوم حجة الاسلام على‏الاطلاق، یعنى سید شفتى هم در آن‏جاست و مسجد، منتسب به ایشان است، حجره گرفتم و مشغول تحصیل شدم.

ادبیات را خدمت دو ادیب بزرگ، مرحوم حاج آقا جمال خوانسارى و حاج آقا احمد مقدس، فرا گرفتم.

سطح را خدمت حضرات آیات: خادمى، فیاض، طیب و ادیب خواندم.

منظومه حاجى سبزوارى را در محضر مرحوم آیت اللَّه مفید، خواندم. این اساتید، مردان بزرگى بودند و حق‏بسیارى هم بر ذمّه من دارند. خداوند، همه آنان را غریق رحمت خود فرماید.

در سال 1331 ه.ش به شهر مقدس قم آمدم. مقدارى از کتاب شریف مکاسب و کتاب ارزشمند کفایه را نزدمرحوم آیت اللَّه حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملى، مرحوم آیت اللَّه العظمى مرعشى نجفى و مرحوم آیت اللَّه‏حاج شیخ مرتضى حائرى تدرّس کردم و بعد، بیش از هشت سال در خدمت حضرت آیت اللَّه العظمى‏بروجردى و بیش از ده سال، در خدمت حضرت امام1 و بیش از دوازده سال در خدمت آیت اللَّه العظمى‏مرحوم داماد، خارج فقه و اصول را استفاده بردم.

اسفار ملاصدرا و شفاى بوعلى را هم از محضر بزرگوار، علامه طباطبایى فرا گرفتم. از آغاز تحصیل، مقید بودم‏تدریس هم داشته باشم. به یاد دارم که سیوطى مى‏خواندم، صمدیه را تدریس مى‏کردم از این روى، در اصفهان‏که بودم، ادبیات تدریس مى‏کردم. به حوزه علمیه قم که وارد شدم، تدریس سطح را شروع کردم اکنون هم،قریب به بیست سال است که به تدریس خارج فقه و اصول، مشغول هستم. منظومه، نهایه و قسمتهایى از اسفاررا نیز، چندین مرتبه تدریس کرده‏ام.

دوران تحصیل، آن هم در محضر این بزرگان، همه‏اش خاطره است. چند جمله‏اى راجع به مرحوم مفید بگویم،

مرحوم آیت اللَّه مفید، از فقها و فلاسفه اصفهان بود. انسان فوق العاده وارسته بود، شاگرد دوست و شاگرد پروربود. افزون بر فلسفه، خارج فقه و اصول نیز تدریس مى‏کرد.

ایشان در بید آباد اصفهان منزل داشتند، ما نیز همسایه ایشان بودیم. از آنجا، تامدرسه صدر اصفهان، مسافت‏زیادى، راه بود، هر روز در خدمت ایشان، پیاده مى‏آمدیم تا مدرسه، این توفیقى بود

اگر لطف خداوند متعال و توجهات صاحب حوزه علمیه نبود، هیچ کس توفیقى نمى‏داشت. اگر ما هم توفیقى‏کسب کرده‏ایم، به لطف خدا بوده است. در عین حال، من سعى کرده‏ام که امورى را در درس و تحصیل رعایت‏کنم که آن هم اگر انجام پذیرفته، به لطف خداوند متعال و عنایت اهل بیت: بوده است. از جمله آن امور:

1 - انتخاب اساتید خوب که نام آن بزرگواران را بردم. استاد، نقش تعیین کننده‏اى در سرنوشت انسان دارد،مرحوم علامه طباطبایى، از استادشان مرحوم حضرت آقاى قاضى، نقل مى‏فرمودند که: »اگر نصف عمر درطلب استاد بگذرد جا دارد«. 2 - انتخاب هم مباحثه خوب

3 - سعى کرده‏ام که امور دنیوى، مانع تحصیل نشود. از این روى، به لطف خدا و اعتقادى که به این راه داشته‏ام،روزانه، بیش از ده دوازده ساعت، مشغول تحصیل بوده‏ام.

4 - نظم.

استاد بزرگوار ما، حضرت امام1، افزون بر این که خود منظم بود، از این که شاگردى بى نظم به درس حاضرمى‏شد، به شدت ناراحت مى‏گردید و مى‏فرمود:

»من نمى‏گویم به درس من بیایید، ولى اگر مى‏خواهید بیایید، منظم بیایید.«

نظم، بسیار خوب است، به عمر انسان، برکت مى‏دهد. یک طلبه با نظم، بازدهى‏اش، چند برابر طلبه بى نظم‏است.

5 - خوب خواندن. این که بعضى از طلبه ده سال، بیست سال درس خارج مى‏رود، ولى به جایى نمى‏رسند، به‏خاطر این است که دروس پایه را خوب و دقیق، نخوانده‏اند، به ویژه ادبیات. طلبه، باید ادیب باشد. به این معنى‏که وقتى عبارت عربى را مى‏بیند، ناخودآگاه، آن را صحیح بخواند. همچنین سطح را باید خوب بخواند.

امام، در عین این که به فراگیرى فقه جواهرى و تمسک به روش سنتى تأکید مى‏ورید، تهذیب اخلاق و تزکیه‏نفس را هم سفارش مى‏فرمود.

بنده، پیش از آن که به حوزه بیایم، به مسائل اخلاقى و مجالس موعظه، علاقه‏مند بودم. یادم هست بچه بودم درایّام محرم، در مجالس روضه مى‏نشستم و از منبرهاى اخلاقى و مفید، بهره مى‏بردم.

پس از طلبگى، این ذوق نسبت به مسائل اخلاقى، در من تشدید شد. حضرت امام، روزهاى شروع درس وپایان درس، مطلب اخلاقى مى‏فرمود. این روزها، براى من، شادى آفرین بود. خیلى به وجد مى‏آمدم. امّا این که‏چه شد درس اخلاق شروع کردم؟ پس از تبعید حضرت امام به ترکیه، گروهى از آقایان طلاب، به بنده اصرارکردند که درس اخلاقى شروع کنم. من نپذیرفتم، زیرا خود را شایسته آن نمى‏دانستم‏و تا این که یک روز، براى

خواندن نماز ظهر به مدرسه فیضیه رفته بودم، آقایى آمد استخاره‏اى خواست. استخاره گرفتم، خیلى خوب‏آمد. فرداى آن روز، که روز پنج شنبه بود، تعدادى از طلاب آمدند که اعلامیه‏اى پخش شده که شب جمعه،درس اخلاق مى‏گویید! معلوم شد، آن استخاره روز گذشته، براى همین بوده است. گفتند: ما هرچه اصرارکردیم، شما نپذیرفتید، استخاره کردیم، خوب آمد، اعلامیه را پخش کردیم.

دیدم، در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته‏ام. ناچار شب آمدم فیضیه، در مدرس زیر کتابخانه، که محل درس‏اعلام کرده بودند، درس اخلاق شروع کردم. مدتى درس ادامه یافت. جمعیت زیادى شرکت مى‏کردند واستقبال، خیلى خوب بود. تا این که ساواک، ما را از مدرسه فیضیه بیرون کرد. به مدرسه حجتیه رفتیم، از آن جاهم ما را بیرون کردند. حسینیه ارک رفتیم. چون افراد شرکت کننده زیاد بودند، بسیارى از افراد بیرون حسینیه،در کوچه مى‏ایستادند و راه مردم مسدود مى‏شد، تصمیم گرفتیم به جاى وسیع‏ترى درس را انتقال دهیم. تا این‏که پس از تلاش بسیار برخى از طلاب، توانستیم به مسجد اعظم برویم.

پس از انقلاب هم، این درس ادامه یافت و بحمداللَّه جمعیت خوبى شرکت مى‏کرد. یک وقتى، یکى از علماى‏بزرگ مى‏فرمود: »به امام عرض کردم، فلانى درس اخلاق مى‏گوید. جمعیت زیادى شرکت مى‏کند.

امام، آن قدر خوشحال شد که سه مرتبه فرمود: »الحمداللَّه رب العالمین«. این، نشان دهنده اهتمام ایشان، به‏علم اخلاق است و لزوم برگزارى جلسات درس اخلاق.

بنابراین، درس اخلاق من، خود به خود پیش آمد و تمایل ذاتى و ذوق اخلاقى من هم، کمک کار شد که، بتوانم‏آن را ادامه دهم.

فهرست آثار منتشر شده:

اخلاق

1 - دراسات فى الاخلاق و شؤون الحمکه العلمیّه، جلد اول.

2 - عوامل کنترل غرائز در زندگى انسان، 1 جلد.

3 - جهاد با نفس. 4 جلد.

4 - اخلاق فرماندهى، 1 جلد.

5 - اخلاق در خانه، 2 جلد.

6 - اخلاق در اداره، 1 جلد.

7 - تربیت فرزند، 1 جلد.

8 - جبهه و جهاد اکبر، 1 جلد.

9 - خانواده در اسلام، 1 جلد.

10 - به سوى حق، 1 جلد.

11 - ویژگیهاى معلّم خوب، 1 جلد.

12 - شرح و تفسیر اخلاقى دعاى کمیل، 3 جلد.

13 - شرح و تفسیر اخلاقى دعاى سحر، 2 جلد.

14 - شرح و تفسیر اخلاقى مناجات شعبانیّه، 2 جلد.

اقتصاد

1 - احکام اقتصادى اسلام در مورد زمین، 1 جلد.

2 - مقایسه‏اى بین سیستمهاى اقتصادى، 3 جلد.

3 - التوازن الاسلامى بین الدنیا و الاخرده با همکارى حضرات آیات: خرازى، مصلحى، شهید سلطانى واستادى( 1 جلد

اعتقادات:

1 - معارف اسلام در سوره یس، 1 جلد.

2 - معاد در قرآن، 1 جلد.

3 - الامامه و الولایه فى القرآن الکریم، )با همکارى حضرات آیات: مصباح، محمدى گیلانى، یزدى و موسوى‏یزدى(، 1 جلد.

متفرقه:

1 - چهارده معصوم، 1 جلد.

2 - الحکومة الاسلامیه فى احادیث الشیعه الامامیه )با همکارى حضرات آیات: خرازى، مصلحى،شهیدسلطانى و استادى(، 1 جلد.

فهرست آثار منتشر نشده:

فقه، »تألیفات«:

1 - کتاب ولایة الفقیه، 212 صفحه، 1398 ه.ق

2 - رسالة فى الولایة و الحکومة، 94 صفحه، 1414 ه.ق

3 - رسالة فى ولایة الفقیه، 39 صفحه، ناتمام

4 - کتاب القضاء، 140 صفحه، ناتمام.

5 - کتاب الخیارات، 346 صفحه، 1348 ه.ق

6 - کتاب البیع، 101 صفحه، 1381 ه.ق

7 - کتاب الصلوة، 120 صفحه، 1392 ه.ق

8 - کتاب الامر بالمعروف و النهى عن المنکر، 56 صفحه، 1388 ه.ق

9 - کتاب الخمس 68 صفحه، 1415 ه.ق

10 - رسالة فى حکم القاضى من العامة بالفطر اولاضحى او نحو ذلک، 20 ص.

11 - رسالة فى انّ کل غسل یجزى عن الوضوء، 50 صفحه، 1392 ه.ق

12 - رسالة فى لزوم الطلاق بید المرء، 9 صفحه ناتمام.

13 - رسالة فى الربّا،38 صفحه، 1391 ه.ق.

14 - رسالة فى قمسة الخمس و تحلیله، 17 صفحه، 1395 ه.ق

15 - تعلیقه استدلالیه على بحث‏الاجتهادوالتقلید من‏العروة، 30ص 1379 ه.ق.

16 - الحاشیه على عروة الوثقى، 204 صفحه، 1406 ه.ق

17 - حاشیه بر رساله توضیح المسائل امام خمینى92 1 صفحه، 1411 ه.ق

فقه »تقریرات«:

1 - کتاب الصوم، آیة اللَّه داماد، 173 صفحه، 1379 ه.ق

2  - کتاب الحجّ، آیة اللَّه داماد، 668 صفحه، 1384 ه.ق

3 - کتاب الزکوة، آیة اللَّه داماد، 150 صفحه، 1377 ه.ق

4 - کتاب الخمس، آیة اللَّه داماد، 60 صفحه، 1377 ه.ق

5 - کتاب الصلوة، آیة اللَّه داماد، 482 صفحه، 1388 ه.ق

6 - کتاب الطهارة، آیة اللَّه داماد، 60 صفحه، 1375 ه.ق

7 - کتاب الصلواة، آیة اللَّه بروجردى، 252 صفحه، 1378 ه.ق

8 - کتاب الطهارة، آیة اللَّه بروجردى، 32 صفحه، 1379 ه.ق

9 - کتاب الطهارة، آیة اللَّه بروجردى، 37 صفحه، 1380 ه.ق

10 - کتاب القضاء، آیة اللَّه بروجردى، 32 صفحه، 1380 ه.ق

11 - فروعات العلم الاجمالى، آیة اللَّه بروجردى، 17 صفحه، 1373 ه.ق

12 - صلوة الجمعه، آیة اللَّه بروجردى، 12 صفحه، 1378 ه.ق

13 - قاعدة لاضرر، امام خمینى، 14 صفحه، 1375 ه.ق

اصول:

1 - مباحث الاصول، من اوّلها الى آخرها، 952 صفحه، 1404 ه.ق

2 - دلائل الفقه »بحث تحلیلى فى الادلة الاربعة«، 250 صفحه، 1398 ه.ق

3 - رساله فى العقلیّات من الاصول، 128 صفحه، 1391 ه.ق

اصول »تقریرات«:

1 - تقریرات بحث الامام الخمینى1، من اوّل مباحث الالفاظ الى آخر الاجتهاد و التقلید، 897 صفحه 1381 ه.ق

2 - تقریرات بحث آیة اللَّه السید المحقق الداماد، من اوّل الظّن الى آخر الاستصحاب، 424 صفحه، 1384 ه.ق

اخلاق:

1 - الفضائل و الراذائل، 202 صفحه، ناتمام

2 - علم الاخلاق، 297 صفحه، 1393 ه.ق

3 - البرنامج‏العملى‏لمن‏یریدالاشتغال‏بتحصیل‏علوم‏الدین،298ص، 1398 ه.ق

4 - تربیه الاولاد، 100 صفحه، 1398 ه.ق

5 - ما هو التقوى، 131 صفحه، 1398 ه.ق

6 - رسالة »اخرى فى الفضائل و الرذائل، 198 صفحه، ناتمام

7 - رسالة فى علم الاخلاق، 101 صفحه، ناتمام

8 - رسالة فى فضیله الوفاء، 27 صفحه، ناتمام

9 - رسالة فى مسائل الشباب، 98 صفحه، ناتمام

10 - رسالة فى الزواج، 80 صفحه، ناتمام

11 - رسالة فى تهذیب النفس، 77 صفحه، 1403 ه.ق

12 - رسالة فى ماهیة الانسان، 38 صفحه، 1403 ه.ق

13 - رسالة اخرى فى تربیة الاولاد، 60 صفحه، 1403 ه.ق

14 - رسالة فى تفسیر دعاء التحویل، 15 صفحه، 1402 ه.ق

15 - رسالة فى الجهاد و شرائط المجاهد، 42 صفحه، 1403 ه.ق

16 - الرقباء على الاعمال فى الدنیا و الاخره، 24 صفحه، 1403 ه.ق

17 - گفتارى در اعتماد به نفس، 48 صفحه، 1403 ه.ق

18 - گفتارى در چگونگى معاشرت با مردم، 37 صفحه، 1403 ه.ق

عرفان:

1 - شرح دعاء الکمیل، 448 صفحه، 1402 ه.ق

2 - شرح المناجات الشعبانیه، 180 صفحه، 1403 ه.ق

3 - شرح دعاء السحر، 88 صفحه، 1403 ه.ق

4 - کلمة فى العرفان، 136 صفحه

5 - رسالة فى شرح القصیدة العینیّة للشیخ الرئیس، 14 صفحه، 1378 ه.ق

کلام و اعتقادات:

1 - رسالة فى اصول الدین، 52 صفحه، 1394 ه.ق

2 - رسالة فى المعاد، 60 صفحه

3 - رسالة فى عدم سهو النبى و الامام، 11 صفحه

4 - اخرى فى المعاد، 53 صفحه

5 - رسالة فى علم الامام، 33 صفحه، 1394 ه.ق

6 - رسالة فى القضاء و القدر، 32 صفحه، 1394 ه.ق

7 - گفتارى در اصول دین، 170 صفحه، 1385 ه.ق

8 - گفتارى در معاد و آخرت، 103 صفحه، 1391 ه.ق

تفسیر:

1 - رسالة فى تفسیر الحجرات/ 39 ص/ 1407 ه.ق

2 - رسالة فى تفسیر سوره العصر، 31 صفحه، 1407 ه.ق

3 - رسالة فى تفسیر البسمله، 38 صفحه، 1400 ه.ق

4 - رسالة فى تفسیر انما یریداللَّه لیذهب عنکم الرجس، 32 صفحه، 1380 ه.ق

5 - عدة رسائل فى تفسیر الایات الاخلاقیه، 918 صفحه، مختلف

اقتصاد:

1 - المالکیة فى الاسلام، 80 صفحه 1399 ه.ق

2 - رسالة فى الاقتصاد فى الاسلام، 95 صفحه، 1399 ه.ق

3 - رسالة اخرى فى الاقتصاد، 58 صفحه، 1399 ه.ق

4 - بررسى عقائد اقتصادى مارکسیسم، 68 صفحه، 1399 ه.ق

متفرّقه:

1 - رسالةفى‏من‏یقدرعلى‏الثورةوالجهادومن‏یقدرعلى‏استمرارها،69ص

2 - رسالة فى الحجاب، 28 صفحه، 1393 ه.ق

3 - رسالة فى علة قیام الامام الحسین، 56 صفحه

4 - رسالة اخرى فى قیام الامام الحسین،57 صفحه

5 - النهضة الدینیة فى هذا القرن، 128 صفحه

6 - رساله فى التوسلات و الکرامات، 22 صفحه

7 - رساله فى نبذة من شخصیه امیرالمؤمنین، 588 صفحه

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله ملکوتی by: کاظم استادی

                                                               شرح حال آیت‏اللَّه ملکوتى

تاریخ و محل ولادت

اینجانب به سال 1303 ه.ش در حومه شهر سراب از شهرهاى آذربایجان شرقى واقع در 130 کیلومترى تبریزدر میان خانواده‏اى بسیار متدین و پایبند به احکام الهى دیده به جهان گشودم. پدرم )حاج آقا یوسف( مردى‏متدین، خیّر و خوش نام و مادرم از زنان پرهیزگار و آگاه بودند.

از پنج یا شش سالگى نزد عالم محل - که از منسوبین بود - مشغول تحصیل شدم و به سبب داشتن علاقه شدیدو مشوقانى دل سوز، توانستم در مدّت زمانى کوتاه، سواد خواندن و نوشتن و قرآن مجید را فرا گیرم.

دوران تحصیل

براى ادامه تحصیلات به شهر سراب - که تقریباً در چهارکیلومترى زادگاهم واقع است - عزیمت کردم و در آنجابه فراگیرى کتاب‏هاى متداول ادبى حوزه از قبیل: مقدمات، سیوطى، شرح جامى، مغنى، مطول و مقدارى ازمنطق و اصول فقه پرداختم.

در هفده سالگى براى ادامه تحصیل به شهر تبریز هجرت کردم و در آنجا به مدت چهارسال از محضر عالمان‏وارسته و نامدارى چون آیة اللَّه مهدى انگجى، آیة اللَّه میرزا فتاح شهیدى و آیة اللَّه میرزا محمود دوزدوزانى -رضوان اللَّه علیهم - براى فراگیرى کتاب‏هاى شرح لمعه، رسائل و کفایه استفاده کردم.

زمانى که در تبریز به تحصیل علوم اشتغال داشتم، درس هایى که پیشتر خوانده بودم، براى طلاب دیگرتدریس مى‏نمودم.

مهاجرت به شهر قم

در سال 1321 ه.ش پس از اتمام دوره سطح در حوزه علمیه تبریز براى ادامه تحصیل و بهره‏گیرى از محضرعالمان و دانشمندان بزرگوار، عازم شهر مقدس قم شدم. پس از ورود به شهر مقدس قم، بدون از دست دادن‏کمترین فرصت، از محضر حضرات آیات سیدصدرالدین صدر، سید محمد تقى خوانسارى، فیض - رضوان‏اللَّه‏علیهم - کسب فیض کردم.

همچنین در درس فقه و اصول حضرت آیة اللَّه حجت که در آن زمان از جایگاه ویژه‏اى برخوردار بود، شرکت‏مى‏کردم.

در کنار درسهاى مراجع بزرگوار یاد شده، در درس‏هاى علوم عقلى حضرت امام خمینى1 حضورى مداوم‏داشتم به گونه‏اى که تا آخرین سالهایى که حضرت امام1 به تدریس فلسفه اشتغال داشتند، جزو ملازمان

دروس حضرتشان بودم.

پس از گذشت مدتى از مهاجرتم به قم، در درس‏هاى آیة اللَّه العظمى بروجردى1 شرکت کردم که این فیض تازمان سفرم به نجف اشرف ادامه داشت.

از جمله اساتیدم در علوم معقول حضرات آیات میرزا مهدى مازندرانى، شیخ ابوالقاسم اصفهانى، میرزا مهدى‏آشتیانى و علامه طباطبائى بودند.

براى فراگیرى‏قسمت الهیات شرح منظومه از حضور علامه طباطبائى به صورت خصوصى استفاده کردم.

براى مدتى به مشهد مقدس سفر کردم و از محضر عالمان بزگوار آن سامان مانند حضرت آیة اللَّه العظمى سیدیونس اردبیلى1 و آیة اللَّه میرزا مهدى اصفهانى بهره‏مند شدم. ریاضیات و هیئت را از آیات عظام شیخ محمدرضا کلباسى و شیخ سیف اللَّه عیسى فرا گرفتم.

مسافرت به نجف اشرف

در سال 1334 ه.ش در سایه عنایات خداوند متعال و توجهات حضرت ولى عصر - اروحنا فداه - مقدمات‏سفرم به نجف اشرف فراهم آمد. پس از ورود به نجف اشرف به تدریس فقه، اصول، فلسفه، کلام، هیئت،ریاضى و دیگر علوم پرداختم.

در کنار اشتغال به تدریس، از حضور در درس‏هاى علماى مبرّز آن روز نجف اشرف غفلت نورزیدم و دردرسهاى فقه حضرات آیات میرزا عبدالهادى شیرازى، سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودى، شیخ‏حسین حلى و نیز در درس فقه و اصول سید ابوالقاسم خوئى شرکت مى‏کردم.

مراجعت از نجف اشرف و اشتغال به تدریس در حوزه علمیه قم

پس از دوازده سال اقامت در نجف اشرف و فعالیت مداوم علمى و تدریس علوم گوناگون، سرانجام به سال1346 ه.ش به منظور سپرى کردن تعطیلات تابستان عازم ایران شدم و قصد داشتم بار دیگر به نجف‏اشرف بازگردم، ولى به دلیل بروز برخى مشکلات و موانع به ویژه مسائل مرزى و سیاسى بین رژیم‏هاى وقت ایران وعراق از مراجعت به نجف اشرف منصرف شدم و در پى آن، عازم شهر مقدس قم شدم و در این شهر سکونت‏گزیدم.

پس از ورود به شهر مقدس به تدریس فقه و اصول پرداختم که با استقبال جمعى از طلاب درس خوان و فاضل‏روبرو شد و در کنار درس‏هاى مزبور براى گروهى از طلاب و فضلاى علاقه‏مند به طور خصوصى درس‏هاى‏فلسفه مى‏گفتم.

فعالیت‏هاى اجتماعى و سیاسى

در کنار تدریس و تألیف، فعالیت‏هاى زیادى در صحنه‏هاى اجتماعى و سیاسى داشتم که مهمترین آنها تأسیس»کتابخانه المهدى« در شهرستان سراب بود که موجب شد گروهى از جوانان فعال متشکل شوند و فعالیت‏هاى‏علمى و سیاسى گسترده‏اى را علیه رژیم فاسد پهلوى آغاز کنند. همچنین تأسیس صندوق‏هاى قرض الحسنه

المهدى)عج( و مستمندان در شهر مزبور - که منشأ آثار مثبت و پربارى در آن زمان بود - از جمله این فعالیت‏هامى‏باشند.

در مبارزه با رژیم خود کامه پهلوى، فعالیت‏هاى چشمگیر و روشن گرانه‏اى در آذربایجان و قم انجام دادم وبارها تحت تعقیب ساواک قرار گرفتم و از سوى آنان اذیت و آزار فراوان دیدم که پرونده‏هاى باقى مانده درساواک گویاى این مطلب است. زمانى که در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مشغول فعالیت شدم، جزواعضاى فعال آن جامعه به حساب مى‏آمدم و در حرکت‏هاى دسته جمعى آن جمع حضورى فعال داشتم تا این‏که بحمداللَّه انقاب اسلامى به رهبرى حضرت آیة اللَّه العظمى امام خمینى؛ به پیروزى رسید. در دوران پیروزى‏و پس از آن، مسئولیت‏هاى حساس از سوى حضرت امام1 به عهده اینجانب گذاشته شد؛ از جمله این که، به‏عنوان نماینده حضرت امام1 از سوى او براى رسیدگى به مشکلات استان زنجان به آن استان رفتم وبررسى‏هاى لازم را به عمل آوردم. همچنین به امر حضرت امام1 براى رسیدگى به معضلات و مشکلات‏آذربایجان و بررسى اوضاع و احوال منطقه، سفرى به آن‏جا داشتم که الحمداللَّه مشکلات و اختلافات موجودرا حل و فصل کردم. از فعالیت‏هاى اساسى ام حضور مستمر در دفتر استفتائات حضرت امام1 بود که تا پیش ازهجرتم به آذربایجان در آن دفتر فعالیت داشتم.

مهاجرت به تبریز به عنوان نماینده حضرت امام در آذربایجان

در سال 1360 ه.ش زمانى که آیة اللَّه مدنى نماینده حضرت امام در آذربایجان شرقى و امام جمعه تبریز به‏دست منافقان کوردل به فیض شهادل نایل آمد و اوضاع آن روز آذربایجان به ویژه تبریز به دلیل حساسیت‏ویژه‏اى که داشت ناهمگون شد، حضرت امام1 طى حکمى این جانب را به عنوان نماینده خود در آذربایجان وامام جمعه تبریز برگزید. اینجانب على رغم میل شخصى‏ام که هیچ علاقه‏اى به ترک تدریس و تحقیق در حوزه‏علمیه را نداشتم، به لحاظ اعتقاد و اخلاصى که به استاد و مراد خود حضرت امام1 داشتم و نیز مسئولیتى را که‏در قبال انقلاب اسلامى و خون‏هاى پاک شهیدان احساس مى‏کردم، به فرمان امام براى انجام تکلیف شرعى درسنگرى دیگر، عازم آذربایجان شدم. معضلات و مشکلات آن روز آذربایجان به ویژه تبریز بسیار گسترده وپیچیده بود. فعالیت مداوم گروه‏هاى مخالف اسلام و نظام و پیدایش تفرقه در صفوف متحد مردم و بالاخره‏حساسیت‏هاى دیگر، همه و همه خطیر بودن این مسئولیت را اقتضا مى‏کرد.

اینجانب با اتکا به نیروى لایزال الهى و عنایات حضرت ولى عصر)عج( به حل و فصل امور و برطرف ساختن‏مشکلات موجود پرداختم و در کوتاه‏ترین زمان ممکن با صبر و حوصله بر معضلات موجود منطقه فایق آمدم.روحانیت معزّز منطقه با وحدت و یگانگى و تفاهم کامل و با همکارى شان در سنگر دفاع از اسلام عزیز و نظام‏مقدس اسلامى همانند بنیانى مرصوص متحد شدند.

دورانى که در آذربایجان به سر مى‏بردم - به ویژه در سال‏هاى اول - از حساس‏ترین دوران‏هاى تاریخ آذربایجان‏به شمار مى‏آید.

 

حرکت‏هاى افراد و گروههاى تنگ نظر، بى تقوا و فرصت طلب با خواسته‏هاى شخصى یا باندى متأثر از هواى‏نفس به یارى خداوند متعال همیشه دچار شکست و عدم موفقیت مى‏شد. تنها امرى که موجب شد در تبریزبمانم و در این راه متحمل مصایب و شداید فراوان شوم، چیزى جز عمل به تکلیف شرعى نبود و ملاحظه‏تکلیفى بود که در قبال خون‏هاى پاک شهیدان احساس مى‏کردم.

در دوران دفاع مقدس از هیچ کوششى دریغ نکردم. مردم مسلمان را به شرکت همه جانبه در این امر دینى ملى‏بسیج مى‏کردم جذب و هدایت کمک‏هاى مردمى به جبهه، حضور مداوم در سنگرها به ویژه در هنگام‏عملیات‏ها و تبیین مواضعِ به حق نظام جمهورى اسلامى با سخنرانى هایم در نماز جمعه و... از دیگرفعالیت‏هاى اجتماعى و سیاسى اینجانب مى‏باشند.

قابل توجه است که در کنار این همه مشاغل، از رسیدگى به امور و معضلات ستمدیدگان و محرومان و یارى‏رساندن به آنان و نیز اداره حوزه‏هاى علمیه آذربایجان با همکارى گروهى از علماى تبریز غافل نبودم.

در مدت چهارده سالى که در تبریز بودم هرگز از فعالیت‏هاى علمى و تحقیقى غفلت نورزیدم. تدریس ابواب‏مختلف فقه، اصول، فلسفه و کلام از فعالیت‏هاى جدى و منظم اینجانب به شمار مى‏آمد. در کنار این قبیل‏اشتغالات نیز با حضور در سمینارهاى مختلف علمى، سیاسى و اجتماعى که در مراکز گوناگون نظیردانشگاه‏ها و غیره تشکیل مى‏شد، فعالیت داشتم.

مراجعت به حوزه علمیه قم

آنگونه که پیش‏تر گذشت جدایى از قم و سکونت در تبریز، امرى بر خلاف میل درونى ام بود، و تنها عامل‏پذیرفتن این مسئولیت خطیر، عمل به وظیفه شرعى بود و بس. و چه بسیار که در پیش دوستان و خویشان‏آرزوى مراجعت به قم را بر زبان مى‏آوردم و از این که از آن شهر مقدس دور شده بودم، اظهار تأسف و تألم‏مى‏کردم.

همواره در فکر مراجعت به قم بودم. پس از رحلت حضرت امام1 به دلیل مسائل و رویدادهایى که در ارتباط بارهبرى بعد از امام خمینى1 پیش آمد. خروج خود را از آذربایجان در بدو امر رهبرىِ مقام معظم رهبرى آیة اللَّه‏خامنه‏اى هرگز به صلاح اسلام و انقلاب اسلامى ندیدم از این‏رو، براى پیشگیرى از بروز حوادث و تحکیم‏موقعیت و جایگاه ویژه رهبرى براى مدتى دیگر در تبریز ماندم و سرانجام زمانى که به حول و قوه الهى کارهادر بستر مناسب خود قرار گرفت و مقدمات مراجعتم به قم - که همیشه مورد عشق و علاقه‏ام بود - فراهم آمد،با دعوت برخى از اعاظم حوزه و موافقت مقام معظم رهبرى در خرداد ماه 1373 ه.ش به شهر قم وارد شدم وپس از سپرى کردن تابستان آن سال، شروع به تدریس فقه و اصول کردم.

تألیفات

1 - الربا فى تشریع‏الاسلامى )از سه جلد، یک جلد به چاپ رسیده است(

2 - مسجد مسجد شد )دو جلداست، شامل یک دوره تاریخ کامل آذربایجان و بررسى مسائل و رویدادهاى

<Page = 042>

اجتماعى مذهبى و فرهنگى و سیاسى منطقه است(

3 - المحاکمات )این اثر، به نقد و بررسى آرا و نظریات میرزاى نایینى1 و مقایسه آن با آراى برخى علماى دیگرمى‏پردازد(

4 - شرح کفایة الاصول

5 - یک دوره اصول

6 - حاشیه بر اسفار

7 - حاشیه بر شفا

8 - الامن العالم فى الاسلام اوالامر بالمعروف و النهى عن المنکر

9 - تفسیر سوره فاتحه

10 - المنافقون فى القرآن و السنة و التاریخ

11 - الفرق بین الدین و العلم و الفلسفه

12 - توضیح المسائل

13 - مقتل الامام الحسین7

14 - الحاشیه على العروة الوثقى

15 - مناسک حج

16 - الصلاة

17 - الحدود و الدیات

18 - رقبات موقوفه طبق وقفنامه

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله مدنی تبریزی by: کاظم استادی

                                                                 شرح حال آیت‏اللَّه مدنى‏تبریزى

ولادت

در تاریخ 1307 شمسى در تبریز دیده به جهان گشود.

دوران طفولیت را با دو برادر ابوینى خود، در خانواده جلیله سیادت، زیر نظر پدر و مادرى متدین و مهربان، باتربیت صحیح، سپرى کرده‏اند.

پدر بزرگوارشان مرحوم حاج سید قاسم حسینى فرزند مرحوم حاج سید عیسى حسینى رحمهمااللَّه از أجله‏سادات حسینى و از أخیار تجّار علاوه بر غناى معنوى، داراى غناى مادى هم بوده‏اند. و در اثر همین دارائى وثروت، در میان همسایه‏ها و اقران خود، به دستگیرى از مستمندان و مساکین، مشهور بوده و یکى از خیّرین‏بازار به حساب مى‏آمدند. خداوند غریق رحمت خود و با اجداد طاهرینش محشور گرداند.

دوران جوانى

ایام نوجوانى خود را با جدّیت تمام، صرف تحصیل علوم روز در مدارس دولتى آن زمان، مى‏نموده‏اند که درنیمه راه پدر بزرگوارشان با تأکید فراوان، ایشان را وادر مى‏نمایند که به درس طلبگى رو آورده و مشغول‏تحصیل علوم دینى باشند.

و چون والد بزرگوارشان از جمله اغنیا و ثروتمندان به شمار مى‏آمد اجازه نداده بود از وجوه شرعیه استفاده‏نماید و تا زنده بود این ممنوعیت ادامه داشته است. )خدایش رحمت کند(

بنا به دستور پدر در حدود 16 سالگى، دوران پُر بار جوانى را در حوزه علمیه تبریز تا کتاب »کفایة الاصول« نزداساتید بزرگوار و بنام آن زمان گذرانده و خود نیز، از اساتید دروس »ادبیات« آن شهر قرار گرفته و شاگردان‏زیادى تربیت نموده‏اند.

سپس به شهر مقدس »قم« شهر کریمه اهل بیت3 و شهر علم و اجتهاد، مهاجرت نموده و به ادامه تحصیل،مشغول شده‏اند.

در قم

با اینکه خود در قم از سطوح عالیه )کفایتین( نزد اساتید نامدار حوزه، شروع به تحصیل‏نموده‏اند، خودنیزبه‏تدریس کتب مختلف در رشته‏هاى گوناگون، مخصوصاً »ادبیات« مشغول شدند طورى که »شرح مطول«ایشان مورد توجه اساتید و بزرگان حوزه‏ها و شخصیّت برجسته‏اى مانند مفسّر کبیر قرآن مرحوم علامه

طباطبائى؛ صاحب تفسیر و زین »المیزان« قرار گرفته و تقریظى بر آن مرقوم فرموده‏اند

روز به روز، طبق روال عادى حوزه، به مدارج عالیه صعود نموده، شرح مفصلى به کتاب »رسائل« شیخ‏انصارى؛ در هفت جلد نوشتند.

این شرح، با استقبال شایان اساتید بزرگ حوزه و مورد تأیید و تشویق بزرگان قرار گرفت و مخصوصاً از طرف‏مرجعیت بزرگ شیعه، حضرت آیت اللَّه العظمى بروجردى1 مورد عنایت خاص قرار گرفت.

حضرت آقا: در »قم« با همت عالیه خود از محضر اساتید و مراجع طراز اول حوزه، استفاده شایان نموده و درکنار آن، در نتیجه تدریس فراوان، از حوزه درس ایشان، شاگردان فاضل و لایق به جامعه اسلامى تحویل‏گردیده است.

شاگردانى که در اثر تربیت ایشان به مدارج بالاى علمى، از اساتید حوزه گرفته تا مصادر بالاى کشورى به‏خصوص مناصب قضائى، راه یافته‏اند.

تألیفات و آثار منتشر شده

1 - الفوائد الادبیّة: اولین تألیف ایشان در تبریز مى‏باشد که بعد از چاپ و نشر، مورد پسند علماء و فضلاء قرارگرفت.

2 - شرح مطوّل: به نام توضیح المطوّل که در کتابخانه‏هاى حوزه علمیه قم موجود است و این تألیف نیز موردتوجه علمائى که در ادبیات خُبرویّت دارند، در حوزه علمیه قم، نجف و مشهد قرار گرفت.

3 - شرح رسائل: در هفت جلد که چهار مرتبه به چاپ رسیده و در حوزه‏هاى علمیه مورد استفاده فضلاء قرارگرفته است.

4 - حاشیه بر عروة الوثقى: در دو جلد با اشاره به ملاکات مسائل و دو مرتبه نیز چاپ شده است

5 - منهاج الاحکام: استدلالى در حدود بیست جلد که بعضى از آنها به طبع رسیده و بعضى دیگر آماده چاپ‏است و جلد اول از این کتاب پنج مرتبه به چاپ رسیده و پیش علماء، مطلوب واقع شده و در بعضى از حوزه‏هاجزء کتب درسى تدریس مى‏شود.

6 - الارشاد الى ولایة الفقیه: تألیفات قبلى که ذکر شد، چندین سال قبل از انقلاب به چاپ رسیده و لکن این‏تألیف بعد از انقلاب چاپ شده است.

7 - توضیح المسائل: که سى مرتبه به چاپ رسیده است.

8 - المسائل المستحدثه: در چهار جلد که نه مرتبه چاپ شده و جوابگوى اکثر مسائل جدید مى‏باشد و به نوبه‏خود بى نظیر است و در دست فقهاء و علماء و مؤمنین قرار گرفته است.

9 - چهار مسئله مورد ابتلاء: که اخیراً مورد سؤال قرار گرفته و جواب داده شده و در دسترس علماء و مؤمنین‏گذاشته شده است.

10 - الفوائد القمیّة: در رابطه با قرآن، دعاء، ذکر و مسائل متفرقه کثیره که مورد ابتلاء است.

11 - کتاب الجهاد فى بیان حکم اقسامه

12 - کتاب الدفاع فى بیان حکم اقسامه

13 - رسالة فى حکم المفسدین فى الارض

14 - رسالة فى المحارب فى بیان احکام اقسامه

15 - رسالة فى اقسام القتل

16 - رسالة فى قاعدة لاضرر

17 - رسالة فى علم غیب الائمة: تفصیلاً

18 - مختصر الاحکام

تألیفات و آثار منتشر نشده

1 - شرح حاشیه ملا عبداللَّه

2 - شرح معالم الاصول

3 - شرح مکاسب

4 - شرح کفایة الاصول جلد 1 و 2

اقامت در شهر مقدس قم

در حدود شصت سال است که در حوزه علمیه قم مشغول تدریس و تدرّس مى‏باشند و شاگردهاى خوب‏تربیت نموده‏اند که فعلاً بعضى از آنان در قوه قضائیه و بعضى از آنها در ترویج احکام دین مبین در شهرها وروستاها مشغول انجام وظیفه مى‏باشند.

مواعظ و نصایح

آن بزرگوار در هر مقطعى و یا موقعیتى که برایش پیش مى‏آید، با قلم و قدم و بیان، طلاب و محصلین علوم دینى‏و اهل منبر را، با نصایح عالمانه و پدرانه خود ارشاد و راهنمائى کرده و از هر فرصتى استفاده مى‏نمایند و حتى‏با پخش اوراق نصیحتى در این زمینه، از کوشش و راهنمائى خود، فروگذار نمى‏شوند.

اهمیت دعا و توسل به ائمه اطهار

ایشان به دعا، توسل و گریه )بر مصیبت اهل بیت پیغمبر:( اهمیت زیادى قائلند و مى‏فرمودند: اکثر اوقات من‏مشکلات خود را با دعاى مؤمنین حل مى‏کنم حضرت آقا، در مناسبتها )مثل ماه مبارک رمضان، محرم، صفر وروزهاى وفات و شهادت( که درس تعطیل مى‏شد از شاگردانش درخواست دعا مى‏نمودند و مى‏فرمودند: ازشما التماس دعا دارم، مطالبى که مورد نظر من است فراموش نکنید و من هم شما را دعا مى‏کنم.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله محمد شاهرودی by: کاظم استادی

                                                         شرح حال آیة اللَّه حسینى شاهرودى

ولادت:

آیة اللَّه حاج سید محمد حسینى شاهرودى، در ماه جمادى الاول سال 1344 هجرى قمرى، در نجف اشرف‏دیده به جهان گشودند و در خانواده‏اى رشد و نمو کردند که از متدیّن‏ترین و با تقواترین بیوت علمى نجف‏اشرف به شمار مى‏رفت، چه آنکه از طرف پدرى، والدى همچون مرحوم آیة اللَّه حاج سید محمود حسینى‏شاهرودى داشتند که مستغنى از تعریف و بى نیاز از توصیف مى‏باشند.

آن شخصیت بزرگ از لحاظ عدالت و تقوى و زهد و ورع و فقاهت زبانزد خاص و عام بودند و پس از فوت‏مرحوم آیة اللَّه سید ابوالحسن اصفهانى1 سالهاى متمادى مرجعیّت عامّه جهان تشیّع را بر عهده داشتند. ذکراحوال ایشان از عهده این جزوه مختصر خارج است و در کتب مفصله زندگینامه آن مرجع عظیم الشأن همانندکتاب »الامام الشاهرودى« به رشته تحریر در آمده است.

و اما والده ایشان صبیّه مرحوم آیة اللَّه شیخ محمد رضا فاضل نیشابورى بود که از زهّاد معروف و از مدرّسین‏عقائد و اخلاق در حوزه نجف اشرف بشمار مى‏رفت، و روحانیون و فضلاء در جلسه درس ایشان شرکت‏نموده و از بیانات گهربار ایشان استفاده مى‏بردند. والده ماجده ایشان بانویى بود مشهور به ترک زرق و برق وزخارف دنیوى، و هیچگاه در مقابل سختیهاو مرارتهاى که زندگى در نجف اشرف بویژه در آن زمان داشت خم‏به ابرو نیاورد و با ایمان کامل و با توکل به خدا در کنار همسر عظیم الشأن خود زندگى مى‏کرد، و حتّى در اواخرایام مرجعیّت عامّه مرحوم آیة اللَّه شاهرودى1 دست از ساده زیستى و ترک دنیا برنداشته به همان رویه حسنه وخداپسندانه ادامه داد.

آن مرحومه درکنار تقوى و تدیّن داراى مدارج علمى و مراتبى از فضل و کمال بود و منزل ایشان همواره محلّ‏تردد بانوان مسلمان بود که قرائت قرآن و نماز خود را تصحیح نموده و احکام شرعى و مسائل دینى را از ایشان‏فرا مى‏گرفتند، و حتّى فرزندان و نوادگانشان مقدار زیادى از مقدمات و مسائل شرعى و احکام اسلامى وروایات اخلاقى را نزد ایشان فرا مى‏گرفتند.

آیة اللَّه سید محمد شاهرودى در این محیط معنوى و پاک تعلیمات اولیّه و دروس ابتدائى و مقدماتى را نزد والدماجد و والده ماجده خویش فرا گرفتند و ریشه‏هاى ایمان و تقوى و تعالیم اسلامى در وجودشان مستحکم‏گردید.

گوشه هایى از اشتغالات علمى ایشان مقدمات را نزد والد بزرگوار خود و همچنین مرحوم شیخ على شهر بابکى و مرحوم شیخ شمس زنجانى‏که از اساتید مبرّز علم منطق بود فرا گرفتند.

بعضى از دروس سطح مانند رسائل و مکاسب را نزد والد معظّمشان بصورت خصوصى فرا گرفتند و کتاب‏کفایة الاصول را نزد مرحوم آیة اللَّه میرزا هاشم آملى1 و مرحوم آیة اللَّه شیخ عبدالحسین رشتى1 حاضر شدند.

تدریس سطوح عالیه:

در ابتداء جوانى از مدرسین سطوح عالیه دروس حوزوى بشمار مى‏رفتند و مطالب سخت و دشوار کتب‏درسى را بخوبى براى شاگردان شرح داده و روشن مى‏نمودند و این امر همزمان بود با ابتداى حضور ایشان دردرس خارج.

حضور در درس خارج:

ایشان در سال 1360 هجرى قمرى، در سن شانزده سالگى به آخرین مرحله دروس حوزوى یعنى درس خارج‏قدم نهادند، و به سبب تربیت و خط مشى صحیحى که والد بزرگوارشان ترسیم نموده بودند و بخصوص تأکیدداشتند که ایشان متمحّض در درس و بحث باشند و از اشتغالات دیگر بر حذر باشند، از عمر گرانبها استفاده‏کامل برده و اوقات خود را با جدّ و جهد فراوان در راه تحصیل و تعلیم صرف مى‏نمودند.

ایشان مدت مدیدى در جلسات درس خارج شرکت نموده و از محضر درس آیة اللَّه حاج سید محمودشاهرودى1 بهره کافى برده و از علوم ایشان استفاده کامل مى‏نمودند تا اینکه خود به درجات عالیه اجتهاد نائل‏آمدند و در عین حال تا آخرین جلسات درس والد معظّم خود شرکت نمودند و تقریرات درس اصول و فقه‏ایشان را به رشته تحریر در آوردند.

تقریرات درس خارج:

درس خارج داراى مفاهیم مشکل و اصطلاحات دشوار و معانى عمیق مى‏باشد که دقت بسزائى را مى‏طلبد، وبخصوص در زمان سابق که بسیارى از کتابهاو شرحهاى فعلى موجود نبود بسیارى از مطالب غامض این علم‏شریف در اجمال و ابهام قرار مى‏گرفت.

در چنین شرایطى روشن است که بسیارى از پویندگان معرفت و طالبان علوم آل محمد6 که تازه در این وادى‏قدم گذاشته‏اند کاملاً به عمق مطالب پى نبرده و مقصود استاد بر آنها روشن نمى‏شود، و در اینجاست که‏اهمیت مجلس تقریر دوباره درس خارج نمودار مى‏گردد.

به همین جهت ایشان هر روزه پس از اتمام درس خارج والدمعظم، بلا فاصله جلسه دیگرى تشکیل داده ودرس را از ابتداء شرح مى‏نمودند و کاملاً توضیح مى‏دادند وعده زیادى از بیانات ایشان استفاده مى‏بردند.

شرکت در مجلس استفتاء:

ایشان از ارکان مجلس استفتاء مرحوم آیة اللَّه حاج سید محمود شاهرودى1 بودند، که در این مجلس‏استفتاءاتى که از طرف شیعیان نقاط مختلف جهان که از مقلّدین آن مرحوم بودند مى‏رسید پاسخ داده مى‏شد.

این مجلس استفتاء با حضور جمعى از بارزترین فضلاء و علماء حوزه علمیه نجف اشرف برگزار مى‏گردید، ومسائل مهم و بغرنج در آن جلسه مطرح مى‏شد و پس از بحث و بررسى لازم آنها را به نظر مبارک مرحوم آیة اللَّه‏شاهرودى1 مى‏رساندند و ایشان آخرین حکم را صادر مى‏فرمودند.

اجازه اجتهاد:

ایشان در سال 1375 ه.ق، پس از بروز مدارج علمى و کمالى و پس از امتحانهاى متعدّدى که از ایشان به عمل‏آمد موفّق به کسب اجازه اجتهاد از مرحوم آیة اللَّه حاج سید محمود شاهرودى1 شدند، با توجه به آنکه آن‏مرحوم در زمینه اعطاء اجازه اجتهاد در حوزه علمیه نجف اشرف معروف به »ذوالشهادتین« بودند، یعنى درامتحان اجتهاد چنان سختگیرى و دقّتى مى‏کردند که اجازه اجتهاد ایشان ارزش اجازه اجتهاد از دو نفر از علماءرا داشت.

همچنین ایشان از مرحوم آیة اللَّه سید جمال الدین گلپایگانى1 که از شاگردان مبّرز میرزاى نائینى1 بودند اجازه‏اجتهاد دریافت نمودند.

تدریس خارج فقه و اصول:

ایشان اولین جلسات تدریس خارج را تقریباً در سال 1383 ه.ق، در سن سى و نه سالگى، و در مسجد هندى‏که از مهمترین مراکز تدریس در حوزه علمیه نجف اشرف به شمار مى‏رفت شروع نمودند، و همچنان درمجلس درس والد معظم شرکت مى‏جستند و تاکنون در کنار خدمات اجتماعى و اشتغالات علمى، روزى دوجلسه بحث خارج فقه و اصول ایراد مى‏نمایند، و شاگردانى مبرز و با فضل به جامعه اسلامى تحویل داده‏اند ودر حال حاضر عده زیادى از شخصیتهاى علمى و دینى که در بلاد مختلف مشغول به خدمت و ترویج احکام وتدریس در حوزه‏هاى علمیه و دانشگاهها و ارائه خدمات در مسئولیتهاى مختلف هستند از شاگردان ایشان‏مى‏باشند.

هجرت به حوزه علمیه قم:

در پى اخراج ایشان توسط رژیم بعث عراق از نجف اشرف به جمهورى اسلامى ایران در سال 1400 ه.ق،ایشان در شهر مقدس قم رحل اقامت افکندند و همچنان به تدریس فقه و اصول و تربیت و تهذیب شاگردان‏پرداخته و منشأ خیرات و برکات و خدمات کثیره و حل مشکلات شرعى و اجتماعى مى‏باشند.

تألیفات مطبوع:

1 - »ذخیرة المؤمنین لیوم الدین« رساله عملیه به زبان عربى.

2 - »توضیح مناسک الحج« مناسک حج به زبان عربى.

3 - »دروس فی احکام النساء« به زبان عربى.

4 - »کتاب الطهارة« تقریرات بحث خارج فقه ایشان است که توسط اخوى گرانقدرشان جناب آیة اللَّه حاج سیدحسین حسینى شاهرودى که از مدرسین حوزه علمیه قم مى‏باشد، به رشته تحریر در آمده است.

5 - »کتاب الصوم« احکام روزه به زبان عربى.

6 - »رساله توضیح المسائل« رساله عملیه به زبان فارسى.

7 - »توضیح مناسک حج« احکام حج به زبان فارسى.

8 - »رساله توضیح المسائل« به زبان اردو.

9 - کتاب استفتائات فارسى.

10 - کتاب درسهایى ویژه بانوان.

11 - »رساله مختصر الاحکام« به زبان اردو.

تألیفات مخطوط:

1 - حاشیه بر عروة الوثقى.

2 - کتاب فى الحدود.

3 - تقریرات مرحوم آیة اللَّه حاج سید محمود شاهرودى1

4 - کتاب استفتائات به زبان عربى که در دست چاپ است.

سجایاى روحى و مزایاى اخلاقى

ایشان با آنکه در جمیع امور، متخلّق به اخلاق اسلامى و متمسّک به روش ائمه اطهار: هستند ولى بعضى‏صفات حسنه ایشان بارزتر است که ذیلاً به پاره‏اى از آنها اشاره مى‏شود:

ایشان اسوه زهد، اخلاص، تقوى، حسن خلق، برخورد خوب و گشاده روئى با مردم هستند و از هرگونه تکبّر وتوجه به مادیات منزّه مى‏باشند، در مقابل مؤمنین بقدرى متواضع و فروتن مى‏باشند که هر شخصى در اولین‏برخورد مجذوب اخلاق ایشان مى‏شود. ایشان همواره به کوچک و بزرگ ابتداء به سلام نموده، و کراراًمشاهده شده که با خادمان خود بر سر یک سفره نشسته‏اند. هیچگاه از همنشینى و هم صحبت شدن با فقراء ومستضعفین دورى نمى‏نمایند و در مجالس آنها شرکت مى‏کنند.در مباحثات علمى به طرف مقابل احترام‏گذاشته و در کمال صبر و متانت به سخنان وى گوش مى‏دهند و پس از اتمام با لحنى آرام شروع به جواب‏مى‏نمایند. گاهى که در مسیر راهى مى‏روند و شخصى مسأله‏اى سؤال مى‏کند و یا اینکه حاجت دیگرى دارد،به قدرى ایشان را سرپا معطّل مى‏کند که همراهان خسته شده و به ستوه مى‏آیند ولى خود آن جناب با کمال‏صبر و متانت به سؤالات طرف پاسخ مى‏گویند و مشکل او را برطرف مى‏کنند.

در برخورد با مشکلات و گرفتاریهاى مردم با صبر و حوصله بسیار به حلّ و فصل آنها مى‏پردازند، و بخاطرچنین صفاتى است که در قلوب مؤمنین جاى گرفته و از محبوبیت فوق العاده‏اى در میان اجتماع برخوردارند.

ایشان ملجأ و مأواى مستضعفین و درماندگان مى‏باشند و لذا بیت رفیع ایشان همواره پذیراى عده زیادى ازگرفتاران و مبتلایان و ابناء السبیل است که هر کدام را به فراخور حال و به حب امکانات مساعدت نموده وگرفتارى آنها را حل مى‏نمایند.

از خصوصیات بارز ایشان اهتمام به شؤون طلاب علوم دینى است که تا حدّ توان از هر نحو کمک به آنان‏مضایقه نمى‏نمایند، و در صرف سهم مبارک امام7 مى‏فرمایند اولویت با طلاب فقیر و محصّل است، و هرگاه‏مبالغى از حقوق شرعیّه را نزد ایشان مى‏آورند فوراً آن را به مستحقّین از روحانیون و پس از آن به موارد مقرّره‏شرعیه تقسیم مى‏نمایند.

ایشان بانصایح حکیمانه خود راهنما و مشعل هدایتى به اخلاص است، و همواره به مؤمنین و دوستان‏مى‏فرمایند که جمیع اعمال و رفتار خود را قربةً الى اللَّه و به جهت کسب ثواب اخروى انجام دهید، و حتى‏کارهاى روزمرّه و عادى را مقدمه براى انجام وظائف شرعى و طاعات و عبادات و براى جلب رضاى الهى قراردهید.

از جمله نصایح ایشان و دستور العملى که نسبت به خصوص طلاب علوم دینى دارند آنست که دروس علمى‏خود را مقدم همه کارها قرار دهند و بیشتر همت و وقت خود را صرف آن نمایند، على الخصوص تعلیم فقه آل‏محمد6 که مبیّن و راهنماى حلال و حرام الهى بوده و دستور العملیست که شامل تمام ابعاد زندگى بشرى درجمیع مراحل و زمانها مى‏باشد.

عشق و علاقه بى حد ایشان نسبت به پیامبر اکرم6 و اهل بیت عصمت و طهارت: زبانزد خاص و عام مى‏باشد. ودر بیت رفیعشان هر هفته روزهاى جمعه، و در ایام وفات، مجلس عزادارى و در ایام محرّم و صفر مجلس‏سوگوارى حضرت ابا عبداللَّه الحسین7 برقرار مى‏باشد. و نیز در ایام موالید اهل بیت و اعیاد مذهبى مجالس‏باشکوهى در بیت ایشان برقرار مى‏شود.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله عزالدین زنجانی by: کاظم استادی

                                              شرح حال آیت‏الله عزالدین زنجانى

پدرش، آیت اللَّه حاج سید محمود امام جمعه زنجانى از علماء بزرگوار و دانشمندان عالیمقدار زنجان بود.

وى در سال 1338 ق در شهر زنجان متولد و بعد از فراگرفتن دروس و تعلیمات ابتدائى مقدمات علوم دینى وادبیات عرب یعنى سیوطى و جامى و مغنى و مطول را نزد اساتید آن دوره بالاخص مرحوم مبرور آقاى میرزاعلى اصغر فصاحتى طاب ثراه معروف )بمطول گو( فرا گرفت.

و با مرحوم والدش شرح شمسیه منطق را که از حاشیه ملاعبداللَّه نافع‏تر است نزد یکى از افاضل زنجان خواندو با معیت مرحوم آقاى روزبه منطق حکمت الاشراق و معیار العلم غزالى را نزد مرحوم والدش تحصیل نمود وبعد از اتمام آنها کتاب مبدأ و معاد و مقدار کمى از اسفار را هم شبها بعد از فراغت از نماز جماعت نزد ایشان‏خواند.

بعد از فراغت از مقدمات کتابهاى سطح عالى مانند رسائل و مکاسب و قسمت عمده از طهارت شیخ اعظم‏انصارى را در نزد آیت اللَّه مرحوم مبرور آقا شیخ حسن که از مجتهدین و تلامذه مرحوم آخوند خراسانى بودندخوانده و کفایة الاصول را در خدمت مرحوم آیت اللَّه حاج شیخ عبدالکریم خوئینى زنجانى فرا گرفته و بعد ازدو سال تحصیل در آن کتب بدرس خارج اصول مرحوم والدش آیت اللَّه امام جمعه که عنوانش تقریرات مرحوم‏کاظمینى بود حاضر شده تا اینکه مقارن شهریور بیست شمسى براى تکمیل تحصیلات به قم مشرف شده و به‏درس خارج فقه و اصول مرحوم آیت اللَّه حجت حاضر گردیده.

و یک دوره کامل اصول با قسمت اعظم خارج مکاسب شیخ و صلوة را در نزد آن مرحوم تلمذ نموده و شبها به‏درس خارج اصول مرحوم آیت اللَّه صدر و آیت اللَّه حاج سید احمد خوانسارى شرکت نموده و خارج مقالات‏مرحوم آیت اللَّه آقا ضیاء الدین عراقى و جلد دوم تقریرات کاظمینى را در نزد ایشان خوانده و در معقول اسفارو غیره آن را از محضر آیت اللَّه العظمى خمینى به اتفاق عده‏اى از فضلاء دانشمندان عصر چون آقاى مطهرى وآیت اللَّه حاج سید محمد على قاضى طباطبائى تبریزى استفاده نمود.

و چون آیت‏اللَّه حاج سیدمحمد حسین علامه‏طباطبائى صاحب تفسیر المیزان، به قم مشرف شدند مجدداًاسفار را با معیت بعضى از آن آقایان از آن جناب بهره‏مند شده تا اینکه آیة اللَّه بروجردى به قم آمدند فقهاً واصولاً در درس‏ایشان حاضر و تقریرات ایشان را برشته تحریر درآورد.

آنگاه مسافرت به نجف اشرف نموده و در حوزه درس مرحوم آیت اللَّه حکیم و آیت اللَّه آقا سید عبدالهادى طاب ثراه حاضر شد.

ولى به مناسبت کسالت شدید مزاج به امر والدش به ایران مراجعت و به زنجان وارد شده و از آن تاریخ به‏خدمات دینى از قبیل بحث و تدریس و اقامه نماز جماعت و نماز جمعه و تبلیغ احکام و نشر معارف اسلام‏پرداخت و سالها است که ایشان در مشهد مقدس ساکن شده‏اند.

تألیفات و آثار قلمى ایشان

1 - تقریرات اصول آیت اللَّه بروجردى 2 - شرح قسمت مهمى از وسیله که در ضمن تدریس خارج فقه تألیف‏نموده‏اند 3 - حواشى متفرقه در منظومه حکمت 4 - تحریر کفایة الاصول 5 - کتابى در تصوف 6 - تحریرات‏زیادى در زمینه تبلیغ 7 - رساله عملیه متوسط 8 - تحریر الوسیط فى الفقه که با سبک استدلالى متوسطنوشته‏اند که مباحث عمده طهارت تمام شده 9 - تحریر کتاب خمس 10 - شرح خطبه فاطمه زهرا سلام الله‏علیها در دو جلد که مکرر چاپ شده است

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله محقق کابلی by: کاظم استادی

                                                                        شرح حال آیت اللَّه محقق نجفى کابلى

دوران کودکى و تحصیلات

آیة اللَّه محقق نجفى کابلى در تابستان 1307 ه.ش، در روستایى، واقع در شمال غرب کابل و در یک خانواده‏مذهبى و مخلص اهل البیت دیده به جهان گشود، از آنجائى که در خانواده ایشان، آموزش، تربیت، خصلت ومنش مذهبى حاکم بود، لذا نخستین گامهاى آموزش را در محیط آموزشى خانواده برداشته و در سن 7 سالگى‏در نزد برادر خود نور احمد؛ آموزش ابتدائى را شروع نموده و قرآن شریف و کتب فارسى درسى رایج را درنزد ایشان فرا مى‏گیرند.

بعد از طى این مرحله ابتدائى در محیط آموزشى بیرون از خانواده قدم نهاده و شروع به فراگیرى علوم عربى واسلامى چون ادبیات )مانند صرف، نحو، معانى، بیان و...( منطق، فقه و اصول مى‏نماید، بدلیل فقدان یک‏سیستم آموزشى منظم و پیشرفته و نبود مدرسه و حوزه علمیه درسى، این مضامین را بطور پراکنده و به شیوه‏سنتى و محلّى در نزد روحانیون محل و کابل تلمّذ مى‏نماید.

با توجه به مشکلات موجود از نظر آموزشى، امکانات و خفقان سیاسى، فرهنگى، مذهبى حاکم بر جامعه‏افغانستان ایشان با جدیّت و علاقه فراوان درسهاى حوزوى و آموزش علوم اسلامى را دنبال مى‏نمایند و درطى این مدت کتابهاى مهم درسى چون: جامع المقدّمات، شرح ملاّ جامى، مغنى، سیوطى، مطوّل )متون‏درسى ادبیات عربى( حاشیه ملا عبداللَّه )متن درسى منطق( معالم الاصول، قوانین )متون درسى اصول فقه( وکتاب شریف شرح لمعه )متن درسى فقه( را به پایان مى‏برد. با پایان رسانیدن حدّ نهائى، امکان ادامه‏تحصیلات در کابل عملاً زمینه استمرار تحصیل در آنجا منتفى مى‏گردد.

تا اینکه سرانجام با اعتقاد و توکل به خداوند ایشان تصمیم مى‏گیرد که راهى حوزه علمیه نجف اشرف گردد.

در سال 1332 وارد حوزه علمیه نجف اشرف مى‏گردد و تحصیلات خویش را از دو متن درسى سنگین حوزه‏علمیه در فقه و اصول یعنى »رسائل« و »مکاسب« شروع مى‏نماید و از محضر رجال نامى حوزه علمیه‏نجف‏اشرف آیةاللَّه سید عبدالاعلى سبزوارى؛و آیة اللَّه شیخ کاظم تبریزى و آیة اللَّه شیخ عبدالحسین رشتى وآیة اللَّه شیخ محمد تقى آل‏راضى این دو کتاب بسیار ارزشمند را فرا مى‏گیرد و متن مهم درسى کفایه الاصول رادر محضر اساتید بزرگ چون مرحوم شیخ صدرا و مرحوم شیخ مجتبى لنکرانى به پایان مى‏رساند و مقدارى ازمتن درسى عمیق فلسفى شرح منظومه را از محضر شیخ عباس قوچانى فرا مى‏گیرد.

بعد از پایان سطوح عالیه، در زمستان سال 1334 وارد حلقه درس خارج اصول حضرت آیت اللَّه خوئى1مى‏گردد و همچنین در حلقه درس خارج فقه از کتاب مکاسب آیة اللَّه شیخ محمد باقر زنجانى حاضر مى‏گردد.

شاید در سال 1336 است که حضرت آیة اللَّه خوئى؛ خارج فقه را به ترتیب کتاب ارزشمند فقهى عروة الوثقى‏آغاز مى‏نماید و حضرت آیة اللَّه محقق نیز در محضر درس خارج فقه ایشان شرکت مى‏نماید، بعد از پایان‏خارج مکاسب توسط آیة اللَّه شیخ محمد باقر زنجانى، در درس خارج فقه زعیم حوزه علمیه نجف اشرف‏حضرت آیة اللَّه حکیم»قده« حاضر مى‏شود، و همچنین مدتى را در دروس خارج فقه آیة اللَّه سید حسین‏حمامى و درس خارج اصول آیة اللَّه شیخ حسین حلّى شرکت مى‏نماید.

آیة اللَّه محقق در شرایطى که در حلقات درسى خارج بزرگان و اساتید حوزه علمیه نجف حضور مى‏رساند ازمتون درسى سطوح عالیه که زمینه ساز اجتهادند هرگز غفلت نورزیده و به مطالعه، تدریس و تحقیق دوباره آنهامى‏پردازد و در جهت استحکام پایه‏هاى فقهى و اصولى اجتهاد و حضور و تسلط بیشتر در منابع استنباط،کتابهاى درسى: شرح لمعه، قوانین، رسائل، مکاسب و کفایة الاصول را هماهنگ با دروس خارج براى طلاب‏علوم دینى تدریس مى‏نماید و خود جزو اساتید حوزه علمیه نجف اشرف مى‏شود و حلقات متعدد دروس‏حوزوى را ایجاد مى‏نماید.

تقریرات و آثار علمى و تحقیقاتى ایشان در دوران تحصیل:

1 - درس خارج فقه آیة اللَّه العظمى خوئى؛ به ترتیب متن »عروة الوثقى« تا اواخر کتاب صلوة تقریباً چهارده‏سال به طول مى‏انجامد و در طى این مدت ایشان مرتب در این درس شرکت ورزیده به دقت یادداشت بردارى‏مى‏نماید و بعد با اضافه کردن تحقیقات و نظرات خود دفاتر متعددى از این بحثها را تهیّه و تنظیم مى‏نماید ویک جلد را به اسم تحریر العروة به چاپ مى‏رساند و بقیه در حدود 9 جلد دیگر بدون چاپ باقى مى‏ماند.

2 - همچنین درس خارج اصول آیة اللَّه خوئى؛ را به دقت نوشته و به نام »انقح التقریرات« با قلم شیواى خودتنظیم مى‏نماید، اما از آنجائى که تقریرات اصول حضرت آیة اللَّه خوئى؛ به ترتیب، بخش اصول لفظیه توسطآیة اللَّه شیخ محمد اسحاق فیاض و اصول عملیه توسط آیة اللَّه سید محمد سرور واعظ؛ به چاپ سپرده‏مى‏شود، لذا ایشان دوباره لازم نمى‏بیند که »انقح التقریرات« را نیز به چاپ برساند.

3 - سایر دروس خارج فقه و اصول از بزرگان دیگر را که حاضر شده است نیز بطور دقیق و مرتب نوشته وتنظیم نموده است.

نکات قابل توجه در ایام تحصیلات ایشان

1 - توکّل، توسل تهذیب و تهجّد

ایشان در طول تحصیلات و بعد از آن هیچگاه حالات توکل به خداوند متعال و توسل به ائمه اطهار: را از دست‏نداده است و در ارتباط دائم با این مجارى فیض الهى بوده است.

2 - تحمّل سختى‏ها و مشکلات

آیة اللَّه محقق دوران تحصیلات خود را با مشکلات و سختى‏هاى زیادى از نظر مسکن، هزینه و امکانات سپرى‏نموده است اما با توسل به ائمه اطهار: چون کوه در برابر همه این مشکلات مقاومت نموده وبه تحصیلات ادامه‏داده است. ایشان از اوائل تشرّف به نجف اشرف تا مدتها در تنگنا بوده و از نظر مسکن با مشکلات مواجه بوده‏است؛ در ابتدا تلاش زیادى براى یافتن اطاق در یکى از مدارس مى‏نماید اما موفق نمى‏شود تا بالاخره مجبورمى‏شود خدمت حضرت آیة اللَّه حکیم1 مى‏رسد و وضعیت خود را به ایشان گزارش داده و عرض حال‏مى‏نماید و آیة اللَّه حکیم به متولى مدرسه آقاى سید کاظم یزدى دستور مى‏دهد که ایشان را در مدرسه جاى‏دهد!

3 - نظم دقیق در زندگى

در طول تحصیلات و بعد از آن، ساعات و دقایق عمرش تقسیم بندى شده است، نمونه بارز از این نظم دقیق دردوران تحصیل ایشان، حضور مرتب و همیشگى در جلسات درس است که کمترین تخلّف و بى نظمى ارادى‏در برنامه‏هاى درسى ایشان دیده نمى‏شود براى افراد عادى بسیار جاى تعجب است که حتى در هفده سال‏حضور در درس خارج، ایشان فقط یک جلسه یا دو جلسه غیبت داشته است و کلیه جلسات دیگر دروس‏خارج را مرتب و سر ساعت حضور پیدا کرده است

4 - توجه به مطالعات و موضوعات جنبى

آیة اللَّه محقق با توجه به وقت کمى که داشته است، ثقل و سنگینى کار خود را روى تحقیقات و دروس حوزوى‏پایه و متون قرار مى‏دهد، اما در عین حال از سایر مضامین فرعى و مطالعات جنبى نیز غافل نیست و لذا قسمتى‏از اوقات خود را به مطالعه پیرامون مسائل اعتقادى، اخلاقى، سیاسى و اجتماعى اسلام و برنامه‏هاى تمرین‏سخنرانى و غیره اختصاص مى‏دهد.

5 - کار روى متون درسى پائین‏تر در حین ادامه تحصیلات بالاتر

چنانچه قبلاً اشارت رفت، روش ایشان این بوده است که در عین حال که تحصیلات خود را در سطوح ومراحل بالاترى ادامه مى‏داده و به دروس خارج مشغول بوده اما هرگز از متون درسى پائین غافل نبوده است وبار دیگر با افق فکرى بازتر و دید محققانه‏تر متون درسى پیشین را )که یکبار بدقت آنها را گذرانده است( موردمطالعه و بررسى قرار داده و به بحث و تدریس آنها مى‏پردازد.

6 - ارتباط با اساتید

آیة اللَّه محقق روابط بسیار خوب و نزدیکى با اساتید خود داشته است، اساتیدى که هر کدام از اساطین و رجال‏نامدار حوزه علمیه بوده‏اند و اساتید نیز به ایشان عنایت و توجهى خاص داشته‏اند. یکى از مراجع عظام درحوزه علمیه نجف اشرف اجاره منزل ایشان را شخصاً پرداخت مى‏کرده و این نمونه‏اى است که نشانگر ارتباطنزدیک و علاقه خاص بین این شاگرد و استاد بوده است، در میان بزرگان واساتید برجسته حوزه علمیه ارتباطایشان با سه اسطوانه و شخصیت عظیم حوزه، قابل توجه است یعنى حضرات آیات عظام: حکیم، امام خمینى و خوئى)رضوان اللَّه تعالى علیهم( و توجه خاص این آیات عظام به ایشان به عنوان یک شاگرد و شخصیت‏برجسته، مستعد و متعهّد است و ایشان افتخار نیابت عام دو تن از این مراجع عظام را داشته است.

بازگشت از نجف اشرف و اقامت در کابل

ایشان با بیست سال تحصیل، تحقیق و تدریس مستمر در حوزه علمیه نجف اشرف و در ظل توجهات ائمه‏اطهار: به مرحله اجتهاد مسلّم رسیده و با بار سنگین فرهنگى و اندوخته‏هاى عظیم از علوم اسلامى ازنجف‏اشرف به‏تاریخ (51/2/22) عازم وطن‏خویش مى‏گردند.

هنگامى که خبر ورود ایشان به خاک افغانستان در کابل انتشار یافت مؤمنین با صد و پنجاه ماشین تا غزنى وقندهار به استقبال شتافتند و توجه دولت و ملّت را به خود جلب نمودند، و اهالى کابل سؤال مى‏کردند که این‏کدام شخصیت عظیم است که از او چنین استقبال مى‏شود و مردم در هاله‏اى از بهت و تحیّر رفته بودند، زیرا تاآن زمان از هیچ شخصیت علمى چنین استقبالى نشده بود

آیة اللَّه محقق بعد از برگشت از نجف اشرف به کابل فعالیتها و خدمات گسترده خویش را در محورهاى‏تدریس، تبلیغ، ایجاد و بناى مراکز آموزشى، فرهنگى و مذهبى و رسیدگى و پاسخگوئى به مشکلات‏اجتماعى و امور مذهبى مردم آغاز نموده و با جدیت و اخلاص تمام دنبال مى‏نماید با حضور ایشان در کابل وایجاد حوزه بزرگ درسى؛ شیعیان افغانستان هویت فرهنگى و مذهبى درخشانترى مى‏یابند، جان و روح‏تازه‏اى مى‏گیرند و بر خود مى‏بالند که شاهد درخشش علمى خویش در برابر دیگران هستند.

ایشان هفت سال تمام در حوزه علمیه کابل به تدریس و تحقیق مى‏پردازد و بصورت یک اسطوانه عظیم به‏حوزه علمیه کابل غناء فرهنگى و بار علمى بیشترى مى‏دهد و با تأسیس مدرسه علمیه بزرگ »جامعة الاسلام«در کابل مرکز تعلیم و تعلّم علوم اسلامى را ایجاد مى‏نماید و مسجد بزرگى را بنام »مسجد امام خمینى«دردشت برچى تأسیس مى‏نماید که متأسفانه در اثر کودتاى کمونیستها ناتکمیل باقى مى‏ماند.

ایشان همانگونه که نقش زعامت حوزه علمیه را در کابل بعهده داشت، محور مراجعه مردم نیز بود که بخاطرمشکلات اجتماعى و مسائل شرعى به ایشان مراجعه مى‏کردند، گذشته‏ازاین درجهت تحکیم‏پیوندهاى‏مذهبى‏مردم و ارتباط هرچه بیشتر آنها با ائمه اطهار: و احیاء فرهنگ ناب تشیّع، خدمات شایانى را انجام داده‏است.

فعالیت‏هاى جهادى و علمى در دوران هجرت

با وقوع کودتاى مارکسیستى در افغانستان عرصه کلیه فعالیتهاى مذهبى، فرهنگى، سیاسى و اجتماعى براى‏کلیه اقشار جامعه و بخصوص روحانیون، علماء و حوزه‏هاى علمیه روز بروز تنگ‏تر مى‏شد و حاکمیت پلیسى وجو اختناق رو به فزونى و شدّت بود. رژیم در سراسر کشور به تعقیب و توقیف علماء و روحانیونن مبارزپرداخت و نقطه آغاز این دستگیریهاى وسیع کابل بود.

در برج دلو(1357) به آیة اللَّه محقق خبر مى‏رسانند که: از سوى رژیم مورد تعقیب قرار گرفته‏اید و قرار است

شما را در این روزها دستگیر نمایند! ایشان در شرایطى که اختناق شدید در کلیه نقاط کشور حاکم بود وراههاى عبور و مرور بخصوص مرزها تحت کنترل و مراقبت شدید مأمورین رژیم بودند، تصمیم مى‏گیرد که باتوکل به خداوند و توسل به ائمه اطهار: از کابل خارج شود و به سوى پاکستان و در نهایت به جمهورى اسلامى‏ایران رهسپار گردد.

چهارده سال را در حوزه علمیه قم به تدریس دو کتاب سنگین و دو متن بسیار مهم درسى یعنى »مکاسب« شیخ‏انصارى؛ و »کفایة الاصول« آخوند هروى خراسانى؛ مى‏پردازد، حلقات درس ایشان از گرمترین وپرجمعیت‏ترین حلقات درسى است و در سالهاى اخیر مشغول تدریس »خارج فقه« بوده است و در این مدت‏کتابهاى فقهى قضاء، شهادات، حدود ودیات را با دقت تمام و محققانه تدریس نموده است.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله علوی گرگانی by: کاظم استادی

                                                                 شرح حال آیةاللَّه علوى‏گرگانى

پدر:

پدر بزگوار ایشان آیة اللَّه آقاى حاج سید سجاد علوى گرگانى »طاب ثراه و جعل الجنة مثواه« یکى ازمشهورترین استوانه‏هاى فقاهت در استان مازندران به شمار مى‏رفت. آن فقیه بزرگ در 1322 ق در یکى ازروستاهاى گرگان دیده به جهان گشود و پس از اخذ مقدمات علوم دینى، در سال 1344 ق به مشهد مقدس‏عزیمت نمود و نزد اساتید بنام حوزه علمیه آن شهر چون حضرات آیات، میرزا مهدى اصفهانى، ملاهاشم‏خراسانى، فاضل بسطامى و ادیب اوّل نیشابورى سطوح را فرا گرفت. سپس در سال 1347 ق به قم آمد و نزدبزرگانى مانند آیات عظام: حاج شیخ عبدالکریم حائرى، شیخ محمد على حائرى قمى، حاج میرزا محمد فیض‏و شیخ محمد على شاه آبادى و میرزا محمد همدانى فقه و اصول و فلسفه و کلام را آموخت. آنگاه در 1353 ق‏به توصیه آیة اللَّه حائرى یزدى به نجف اشرف کوچید و مبانى علمى خویش را نزد آیات عظام: سید ابوالحسن‏اصفهانى، آقا ضیاء الدین عراقى، شیخ محمد حسین محقق اصفهانى و آقا شیخ محمد کاظم شیرازى استوارساخت و همزمان به تدریس سطوح عالیه پرداخت.

وى پس از 12 سال اقامت در نجف، در 1365 ق پس از تودیع آیة اللَّه حاج سید ابوالحسن اصفهانى به گرگان‏بازگشت و تا پایان زندگى به تدریس علوم دینى، تفسیر قرآن )که در سراسر عمر مبارکش چهار بار قرآن مجیدرا - به طور کامل - تفسیر نمود(، تربیت شاگردان، بناى مساجد )که در حدود 200 مسجد بنیان نهاد( و یا درتعمیر و بنیاد آنها شرکت جست و گره گشایى از مشکلات مردم و حلّ و فصل امور پرداخت. آن فقیه فقید به‏واسطه دارا بودن ملکات فاضله اخلاقى و مقام علم و دانش و تقوا و بیان شیوا در مواعظ و نصایح و تفسیر قرآن‏مورد توجه علما و مردم آن منطقه - از شیعه و سنى - قرار گرفته بود و در فقه و تفسیر و حدیث و اخلاق گوى‏سبقت را از همگان ربوده بود. وى در پنجم ربیع الثانى 1407ق بدرود حیات گفت و جهانى از علم و معرف رابا خود به خاک برد.

ولادت و تحصیلات

آیة اللَّه علوى در 14 جمادى الثانى سال 1359 ق (29 خرداد 1318 ش( در نجف اشرف، در بیت علم وفضیلت و تقوا زاده شد.

آیةاللَّه علوى به سنّ هفت سالگى (1365 ق(، همراه پدر بزرگوارش از نجف اشرف به ایران آمد و پس ازفراگیرى و نوشتن و قرائت قرآن مجید، در محضر وى به آموختن فنون ادب و علوم عرب پرداخت و آنى از تحصیل نیاسود.

ایشان شانزده ساله بود (1374 ق( که در معیّت مرحوم والدش به زیارت عتبات عالیات، بیت اللَّه الحرام، بیت‏المقدس و شامات نائل آمد )و در طول مسیر به بازگویى مسائل شرعى و خواندن کتاب‏هاى دینى براى‏کاروانیان مى‏پرداخت(. و پس از بازگشت از سفر حج، قصد ماندن در نجف اشرف را داشت که به توصیه‏مرحوم آیة اللَّه العظمى حکیم )که فرموده بودند: ایشان به قم بروند بهتر است، زیرا حوزه قم واجد دوخصوصیت است: فن تدریس و فن سخنورى و شخصى که در آن حوزه تحصیل نماید هر دو را فرا مى‏گیرد(رهسپار حوزه علمیه قم شدند و در محضر اساتید بزرگ، باقیمانده سطوح را فرا گرفتند و این همه، 4 سال به‏طول انجامید.

اساتید:

استاد بزرگوار ما، در سال 1378 ق - در حالى که بیست سال بیش نداشت - به درس زعیم بزرگ شیعه حضرت‏آیة اللَّه العظمى بروجردى1 شتافت و سه سال از خرمن فیض آن فقیه سترگ توشه برگرفت. سپس دردرس‏هاى فقه و اصول اساتید ذیل شرکت جست و بهره‏هاى فراوان برد:

1. آیة اللَّه العظمى امام خمینى 8 سال در علم اصول.

2. آیة اللَّه سید محمد محقق داماد 12 سال در فقه و اصول.

3. آیة اللَّه سید محمد رضا گلپایگانى 3 سال در فقه.

4. آیة اللَّه حاج شیخ عباس على شاهرودى.

5. آیة اللَّه حاج شیخ مرتضى حائرى یزدى.

6. آیة اللَّه حاج شیخ محمد على اراکى.

نیز ایشان در خلال سفرهاى خویش به عتبات عالیات )که در ایام تعطیل حوزه علمیه قم و هر سال روى‏مى‏داد( دمى نیاسوده و فرصت‏ها را غنیمت شمرده و علاوه بر زیارت اعتاب مقدسه، در نجف نیز از درس‏آیات عظام: امام خمینى، آقاى خویى، آقاى شاهرودى و میرزا باقر زنجانى استفاده نمود.

تدریس:

فقیه فرزانه از همان اوان تحصیل، به تدریس کتاب‏هاى ادبیات پرداخت.

ایشان از سال 1382 ق به تدریس سطوح )معالم، قوانین، شرح لمعه، رسائل، مکاسب، کفایة و شرح منظومه(پرداخت و گاه در یک روز چهار درس را براى گروه بسیارى تدریس مى‏نمود و در سال 1405 ق بود که بنا به‏تقاضاى عدّه فراوانى تدریس خارج فقه )بر اساس کتاب شرایع‏الاسلام( و خارج اصول )براساس کفایةالاصول( را آغاز کرد و هم اکنون درس ایشان از دروس چشمگیر حوزه به شمار مى‏رود.

وى در طول سالیان متمادى فضلاى بى شمارى را از سرچشمه زلال علوم خویش بهره‏مند ساخته و هم اکنون‏برخى از شاگردان ایشان در سمت‏هاى گوناگون همچون: قضاوت، نمایندگى مجلس شوراى اسلامى، تدریس

در حوزه و دانشگاه، امامت جمعه و جماعت به خدمت به اسلام و مسلمین اشتغال دارند. و هم ایشان بیش از25 سال در ایام تعطیلى حوزه مبارکه قم بر مسند وعظ و ارشاد تکیه زده و هزاران نفر را با بیان‏شیوا وسخنان‏زیباى خویش ازآبشخور علوم‏اهل‏بیت: سیراب نموده‏است.

تألیفات:

آیة اللَّه علوى به جز تدریس، تبلیغ، پرورش شاگردان، رهنمایى مردمان و ترویج شعایر مذهبى، دراى تألیفات‏گوناگون در زمینه‏هاى فقه، اصول، رجال و تفسیر بوده که برخى از آنها عبارتند از:

1. توضیح المسائل )که به اردو ترجمه شده است(

2. مناسک حج )که به اردو ترجمه شده است(

3. منهج الصالحین )ترجمه عربى رساله عملیه(

4. منهج الناسکین) ترجمه عربى مناسک حج(

5. نور الهدى )تعلیقه بر عروة الوثقى(

6. تعلیقه بر وسیلة النجاة

7. المناظر الناظرة فى احکام العترة الطاهرة )شرح مفصل شرایع الاسلام( شامل: - کتاب الطهارة (4جلد( -کتاب الصلاة (5 جلد( - کتاب الزکاة (2 جلد( - بقیه ابواب فقه ادامه دارد.

8. لئالى الاصول  - از مباحث الفاظ تا پایان استصحاب - )یازده جلد(.

9. زبدة اللئالى - تلخیص کتاب فوق -

10. نورالبیان فى تفسیر القرآن.

11. طبقات الرجال.

12. رساله در فروع علم اجمالى

13. القواعدالفقهیه )ضمان، لاضرر، تقیه، عدالت، میسور و اصالة الصحة(.

14. رساله در اجتهاد و تقلید.

15. رساله در تعادل و تراجیح.

16. کشف الغاشیه عن وجه الحاشیه

اولین تألیف ایشان.

17. تقریرات درس فقه آیة اللَّه بروجردى»ره« بحث طهارت و قضا.

18. تقریرات درس اصول حضرت امام خمینى »ره«

19. تقریرات درس فقه آیة اللَّه داماد »ره«

20. تقریرات درس اصول آیة اللَّه داماد »ره«.

21. تقریرات درس فقه آیة اللَّه اراکى »ره« بحث صلاة الجمعة.

22. تقریرات درس فقه آیةاللَّه‏حاج‏آقامرتضى‏حائرى بحث طهارت و خمس.

23. تقریرات درس فقه آیة اللَّه حاج شیخ عباس على شاهرودى بحث طهارت.

24. توحید از دیدگاه علم )به زبان فارسى(

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله حسینی شیرازی by: کاظم استادی

                                                               شرح حال آیةاللَّه حسینى شیرازى

ایشان در روز 20 ذى الحجة سال 1360 هجرى در شهر مقدّس کربلا چشم به جهان گشود.

شجره طیّبه

نسب آیة اللَّه حاج سیّد صادق حسینى شیرازى به ائمه اطهار: مى‏رسد و از فرزندان حضرت زید شهید فرزندامام على بن الحسین7 مى‏باشد.

ایشان از یک خاندان بزرگ و ریشه دارى که از درخت آن شاخه‏هاى پرثمرى به جهان اسلام هدیه نموده است،قدم به عرصه وجود گذاشته است.

در این بخش با نمونه‏هاى والایى از ثمرات این »شجره طیّبه« آشنا مى‏شویم.

1) آیة اللَّه میرزا محمّد حسن شیرازى1 معروف به مجدّد شیرازى که هدایت و رهبرى قیام معروف به تنباکو رابه عهده داشته و در سال 1312 هجرى دار فانى را بدرود گفته است.

2) آیة اللَّه العظمى میرزا محمّد تقى شیرازى1 رهبر قیام ملّت مسلمان عراق در سال 1920 میلادى و آزاد کننده‏مردم عراق از سلطه استعمار انگلیس.

3) آیة اللَّه العظمى حاج میرزا على آقا شیرازى فرزند مجدّد بزرگ یکى از بزرگان مراجع تقلید شیعه در نجف‏اشرف و متوفاى سال 1335 هجرى است.

4) آیة اللَّه العظمى سیّد اسماعیل شیرازى1 متوفاى 1305 هجرى است.

5) عالم وارسته و مرجع تقلید شیعیان حضرت آیة اللَّه العظمى حاج سیّد عبدالهادى شیرازى1 متوفّآى سال1382 هجرى است.

6) پدر بزرگوار این شخصیّت، عالم زاهد متّقى، حضرت آیة اللَّه العظمى حاج میرزا مهدى شیرازى1 یکى ازعلما و مراجع بزرگ قرن اخیر است که در شهر کربلا مى‏زیستأ ایشان دانشمندى باصفا و مخلص و ارادتمندى‏صادق به اولیا و بزرگان دین، مسلمانان از وجودش بهرمند مى‏شدند؛ زهد و تقوا و فضایل اخلاقى او زبانزدخاص و عام گردید.

7) برادر بزرگوار ایشان، آیةاللَّه حاج سیّد محمّد حسینى شیرازى1 .

8) برادر دیگر ایشان، مجاهد نستوه و شهید بزرگوار آیة اللَّه العظمى حاج سیّد حسن شیرازى1 که حوزه علمیّه‏وسیعى در جوار حرم حضرت زینب کبرى1 در دمشق پایتخت کشور سوریه تأسیس نموده است.

در محضر اساتید

آیة اللَّه حاج سیّد صادق حسینى شیرازى در طول سالیان تحصیل در حوزه‏هاى علمیّه نزد بزرگانى از علما ودانشمندان تلمّذ نموده و از محضرچهره‏هاى‏درخشان‏علم‏ودانش‏بهره‏هاى‏فراوانى‏برده‏است،ازجمله:

1- پدر بزرگوارشان حضرت آیة اللَّه العظمى حاج میرزا مهدى شیرازى1.

2 - برادر عظیم الشأن ایشان حضرت آیة اللَّه حاج سیّد محمّد حسینى شیرازى1.

3 - آیة اللَّه حاج شیخ محمّد رضا اصفهانى1.

4 - آیة اللَّه شیخ یوسف خراسانى1.

5 - آیة اللَّه شیخ محمّد شاهرودى1.

6 - آیة اللَّه شیخ محمّد کلباسى1.

7 - آیة اللَّه شیهد سیّد حسن حسینى شیرازى1.

8 - آیة اللَّه شیخ جعفر رشتى1.

9 - آیة اللَّه شیخ محمّد حسین مازندرانى1.

تألیفات

حضرت آیة اللَّه حاج سیّد صادق حسینى شیرازى نویسندگى را از نوجوانى آغاز نمود و در موضوعات مختلف‏دینى، سیاسى، اجتماعى و اخلاقى متجاوز از 80 کتاب به رشته تحریر در آورده است.

فهرست برخى از تألیفات ایشان عبارت است از:

»کتاب‏هاى علمى و استدلالى«

1) شرح العروة الوثقى )باب الاجتهاد والتقلید(

این شرح به صورت بحث‏هاى مبسوط استدلالى در 700 صفحه تدوین شده و در بیروت به طبع رسیده است‏و هم اکنون با تحقیقات جدید و اضافى مؤلّف آماده چاپ مجدّد است.

2) شرح العروة الوثقى )کتاب الطهارة(

این قسمت از شرح عروة علیرغم محتوى عمیق و تحقیقات ارزنده‏اى که در بردارد، تاکنون هیچ یک از اجزاى‏آن به طبع نرسیده است.

3) شرح العروة الوثقى )باب الصلاة(

این شرح استدلالى در 20 جلد تنظیم شده است.

4) حاشیة العروة الوثقى

در این کتاب با نظریات فقهى این بزرگوار به صورت حاشیه بر کتاب العروة الوثقى مرحوم سیّد کاظم طباطبایى‏یزدى1 آشنا مى‏شویم.

5) بیان الأصول

این کتاب یکى از بحث‏هاى استدلالى عمیق ایشان در علم اصول است و در ده جلد به رشته تحریر در آمده وتاکنون فقط یک مجلد آن که قاعده اصولى »لاضرر« را مورد بحث قرار داده، به چاپ رسیده است.

6) شرح اللمعة الدمشقیّة

این کتاب در 10 جلد و به صورت شرح تعلیقى بر کتاب شرح لمعة شهید ثانى؛ که یکى از کتاب‏هاى درسى‏حوزه‏هاى علمیّه مى‏باشد، به رشته تحریر در آمده است.

7) توضیح شرایع الاسلام

این کتاب در 4 جلد که به صورت شرح توضیحى کتاب شرایع الاسلام محقّق حلّى؛ به رشته تحریر در آمده وتاکنون چندین مرتبه به زیور طبع آراسته شده و مورد استفاده محصّلین و دانشجویان علوم دینى و دانشگاه‏هاقرار گرفته است.

8) شرح تبصرة المتعلّمین / 2 جلد

در این کتاب، جملات تبصرة المتعلّمین علامه حلّى؛ به صورت شرح مزجى توضیح داده شده و مشتمل برابواب مختلف فقه از کتاب الطهارة تا کتاب الدیات مى‏باشد.

این کتاب در سال 1381 هجرى به رشته تحریر در آمده است، جلد اوّل آن داراى 486 صفحه و جلد دوّم آن‏مشتمل بر 534 صفحه مى‏باشد و چندین بار به چاپ رسیده است که اوّلین بار در چاپخانه الآداب نجف اشرف‏در سال 1381 هجرى به طبع رسیده و مورد استفاده طلاب علوم دینى قرار گرفته است.

9) شرح السیوطى / 2 جلد

این کتاب شرح تعلیقى بر کتاب »البهجة المرضیة« سیوطى است که در تاریخ 15 شعبان العمظم 1386 هجرى‏تألیف شده که جلد اوّل آن داراى 454 صفحه و جلد دوم آن 442 صفحه مى‏باشد و چندین مرتبه چاپ شده‏است و طلاب حوزه‏هاى علمیّه استقبال خوبى از آن نموده‏اند.

10) شرح الصمدیة

این کتاب شرح مزجى بر کتاب »الصمدیّة« شیخ بهایى؛ در علم نحو است که از کتاب‏هاى رسمى حوزه‏هاى‏علمیه به شمار مى‏رود و بیش از 10 مرتبه در نجف اشرف و قم مقدّس به چاپ رسیده است.

11) شرح العوامل

این کتاب شرح مزجى بر کتاب »العوامل« علامه محقّق ملا محسن فیض کاشانى؛ است و از جمله کتاب‏هاى‏درسى حوزوى به شمار مى‏آید.

12) الموجز فى المنطق

این کتاب مسائل اوّلیه علم منطق را با روش و سبکى آسان براى نوآموزان حوزه‏هاى علمى توضیح داده است‏که جایگاه خوبى در مراکز علمى پیدا کرده و در تاریخ 2 محّرم الحرام 1384 هجرى تألیف شده و چندین بار به‏طبع رسیده است.

چاپ اخیر آن توسط مؤسّسه فرهنگى دارالمهدى و القرآن الحکیم اصفهان با تحقیقات جدید انجام گرفته‏است.

»کتاب‏هاى اعتقادى«

این شخصیت عظیم الشأن براى دفاع از حقّانیت مکتب اهل بیت: و آشنایى نسل جوان با خاندان عصمت وطهارت: کتاب‏هاى مفیدى را تألیف نموده است که با برخى از آنها آشنا مى‏شویم:

13) علىّ فى القرآن / 2 جلد

در این کتاب تعداد 711 آیه از قرآن مجید که در شأن مولاى متّقیان امیرمؤمنان7 است و همگى از مصادر معتبرعلماى اهل سنّت جمع آورى شده که جلد اوّل آن داراى 404 صفحه و جلد دوّم آن مشتمل بر 528 صفحه‏مى‏باشد.

14) فاطمة الزهراء فى القرآن

آنچه از آیات  قرآنى مجید که در شأن حضرت صدیقه کبرى فاطمه زهرا3 از دیدگاه اهل تسنّن نازل شده، دراین کتاب جمع آورى شده است، این کتاب در تاریخ 17 رجب 1408 ه تألیف و داراى 360 صفحه مى‏باشد وچندین مرتبه به چاپ رسیده است.

15) المهدىّ فى القرآن

مؤلف بزرگوار در این کتاب آیاتى که در باره حضرت مهدى )عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف( بنا بر نقل علماى‏اهل تسنّن نازل شده، جمع آورى نموده است. این کتاب داراى 260 صفحه بوده و چندین مرتبه به چاپ‏رسیده است.

16) المهدىّ فى السنة

روایات فراواى را که در کتاب‏ها و مصادر معتبر اهل تسنّن در باره فضایل و مناقب و شخصیت منجى عالم‏بشریت آمده در این کتاب جمع آورى و به نکته‏هاى دقیق آنها اشاره شده است.

17) اهل البیت فى القرآن

در این کتاب، آیاتى که از دیدگاه دانشمندان اهل تسنّن در مصادر کتاب‏هاى آنان در باره خاندان عصمت وطهارت نازل شده است، جمع آورى و داراى 407 صفحه مى‏باشد.

18) حقائق عن الشیعه

در این کتاب به شبهات وارده در باره اعتقادات شیعه به شیوه زیبایى پاسخ داده شده است. این اثر گرانبهاتوسط آقاى صادق یادگارى به زبان فارسى ترجمه شده و به نام »خرافه یا حقیقت؟!« در چند نوبت به چاپ‏رسیده است.

19) الشیعة فى القرآن

آیاتى که در باره شیعیان و پیروان مولاى متّقیان امیرمؤمنان حضرت على7 از دیدگاه اهل تسنّن نازل شده در این

کتاب جمع آورى و در لبنان به چاپ رسیده است.

»کتاب‏هاى گوناگون در موضوعات متنوع«

20) القیاس فى الشریعة الاسلامیة

این کتاب در باره  قیاس در احکام شرعیه و حکم آن از دیدگاه قرآن و اهل بیت: بحث و گفتگو مى‏نمایند.

21) السیاسة من واقع الاسلام

در این کتاب سعى شده سیاست از دیدگاه پیامبر اکرم9 و امیرمؤمنان حضرت على7 با قلم زیبا و رسا توضیح‏داده شود. این کتاب داراى 414 صفحه و چندین بار به زیور طبع آراسته شده است.

22) صلاة الجماعة و منزلتها فى الاسلام

در این کتاب روایات فضیلت نماز جماعت و اهمیّت آن در اسلام جمع آورى و توضیح داده شده است.

23) الصوم

این کتاب در باره اهمیّت روزه و فلسفه آن بحث مى‏کند و اوّلین بار در نجف اشرف بیش از چهل و پنج سال‏پیش به طبع رسیده است.

24) الحجّ

مسائل و احکام آیین الهى حجّ در این کتاب مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است.

25) تمهیدات فى الاقتصاد الاسلامى

شمّه‏اى از نظریات اقتصادى اسلام در این کتاب مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.

26) الربا المشکلة الاقتصادیة القائمة

در این کتاب در باره ربا، این مشکل بزرگ جوامع بشرى بحث مى‏شود و راه رهایى از این بلاى خانمان سوزبیان شده است.

27) الخمر کولیر المجتمع

در این کتاب ضررهاى مشروبات الکلى و علّت حرمت آن در اسلام مورد بحث و گفتگو قرار گرفته و چندین‏مرتبه در نجف اشرف و قم مقدّس به چاپ رسیده است.

28) مساوى السفور

در این کتاب اهمّیت حجاب و زیان‏ها و مفاسد بزرگ اجتماعى بى حجابى و برهنگى مورد بررسى قرار گرفته‏است.

29) قصص توجهیّة

در این کتاب داستان‏هاى مفید براى ارشاد و راهنمایى جوانان به رشته تحریر در آمده است.

30) العقوبات فى الاسلام

این کتاب پیرامون فلسفه حدود و عقوبات در اسلام بحث مى‏کند و در بیروت به چاپ رسیده است.

31) الطریق الى بنک اسلامى

مؤلّف محترم، در این کتاب کوشش نموده که روش بانکدارى اسلامى را تبیین نماید و به پرسش هایى درباره‏چگونگى لغو ربا از نظام بانکى پاسخ داده است.

این کتاب داراى 104 صفحه و در سال 1392 هجرى در دارالصادق بیروت به زیور طبع آراسته شده است.

32) الاصلاح الزراعى فى الاسلام

مؤلف سعى نموده در این کتاب نقشه استعمار که به نام اصلاحات ارضى به منظور نابودسازى کشاورزى‏کشورهاى اسلامى تنظیم شده است را روشن سازد و مشت استعمارگران را باز نماید.

این کتاب در سال 1383 هجرى براى اوّلین بار به چاپ رسید. البته حکومت طاغوتى عراق چاپ این کتاب راممنوع ساخت و صاحب چاپخانه را علیرغم پرداخت جریمه مالى به زندان انداخت.

33) مالک الأشتر النخعى

شرح حال فرمانده سپاه امیرمؤمنان على7 جناب مالک اشتر »رضوان اللَّه علیه« در این کتاب مورد بحث وبررسى قرار گرفته و در سال 1378 هجرى در نجف اشرف به چاپ رسیده است.

34) الشهید الأول

شرح حال مختصرى است درباره یکى از ستارگان درخشان آسمان علم و دانش جناب محمّد بن مکّى معروف‏به »شهید اوّل« از علماى قرن هشتم هجرى است و ایشان نویسنده کتاب باارزش »اللمعة الدمشقیة« مى‏باشد.

35) الشهید الثانى

در این کتاب به طور مختصر شرح حال جناب زین الدین عاملى معروف به »شهید ثانى« که از دانشمندان قرن‏دهم هجرى و صاحب کتاب »شرح لمعه« است به رشته تحریر در آمده است.

36) مناسک الحجّ

این کتاب به دو زبان فارسى و عربى است و نظریات فقهى ایشان در باره مسائل حج و عمره در آن جمع آورى‏شده است.

37) منتخب المسائل الاسلامیة

که شامل نظریات فقهى و فتاواى ایشان است.

38) منتخب توضیح المسائل

گزیده‏اى از نظریات فقهى این بزرگوار است که شامل تمام ابواب فقهى از مسایل اجتهاد و تقلید گرفته تا مسائل‏حدود و دیات مى‏باشد و ترجمه فارسى آن نیز به چاپ رسیده است.

قابل توجه است که بسیارى از این کتاب‏ها به زبان‏هاى فارسى و اردو ترجمه شده و به چاپ رسیده است.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله محمد صادق روحانی by: کاظم استادی

                                                              آیت‏اللَّه سید محمد صادق روحانى

ولادت

آیت اللَّه آقاى سید محمد صادق حسینى روحانى در ماه شهادت جد غریبش آقا اباعبداللَّه الحسین7 - محرم‏الحرام - سال 1345 ه.ق، 1305 ه.ش در شهر علم و تمدن و اندیشه و فرهنگ اسلامى - قم - در خاندانى‏حسینى تبار، با پیشینه‏اى از علم و تقوى و فضیلت دیده به جهان گشود.

والدین

والدشان مرحوم آیت اللَّه آقاى حاج میرزا محمود روحانى1 از مفاخر روحانیت و حوزه علمیه قم است که درسال 1307 ه.ق در قم بدنیا آمد.

در سال 1330 ه.ق وارد نجف اشرف شد تا از محضر حضرات آیات عظام آسید ابوالحسن اصفهانى؛ ومیرزاى نائینى؛ بهره‏ها برد. مدتى در مشهد مقدس از شاگردان مرحوم آیت اللَّه العظمى حاج آقا حسین‏طباطبایى قمى؛ بود بعد از آن به حوزه علمیه قم آمدند. با تلاش، کوشش و پایمردى‏هاى ایشان، حضرت آیت‏اللَّه العظمى حاج شیخ عبدالکریم حائرى؛ به قم آمدند و تدریس علوم حوزوى را شروع کردند. ایشان ازشاگردان خاص و مخصوص و مورد عنایت آیت اللَّه حائرى بودند.

این عالم متقى و زاهد متعبد با نفوذ، سالیان سال بعد از فوت پدر بزرگوارشان مرحوم آیت اللَّه آقاى آسیدصادق روحانى؛ در مسجد آقا ضمن اقامه نماز جماعت، پاسخگوى مسائل شرعى و گره گشاى مشکلات مردم‏بودند. از اقدامات ایشان مى‏توان به همکارى با آیت اللَّه کاشانى در قضیه ملى شدن نفت، مبارزه جدى بارضاخان در مورد کشف حجاب و دین زدایى از مملکت، دعوت و تلاش براى ورود آیت اللَّه حائرى به قم،زمینه سازى براى تدریس ایشان و همکارى، همفکرى و یارى جهت تأسیس حوزه علمیه قم و... را نام برد.

این مجتهدِ عابد در 18 شعبان 1381 ه.ق بعد از یک بیمارى طولانى وفات یافت. با پخش خبر فوت این مردبزرگ، شهرستان قم متلاطم، بازار، درسها و اداره جات تعطیل گردید. در تشییع جنازه بسیار با شکوه ایشان،علاوه بر حضور تمامى مراجع تقلید، بزرگان و مدرسین حوزه، طلاب، بازاریان، کسبه و اداره جات با افراشتن‏پرچم عزا به صورت هیأت‏هاى سینه زنى و زنجیرزنى شرکت کردند و پس از اقامه نماز میت توسط فرزندبرومندشان آیة اللَّه آقاى سید محمد صادق روحانى، در مسجد بالاى سر حضرت معصومه3 به خاک سپرده‏شدند.

والده‏شان از سادات حسنى و فرزند آیة اللَّه آقا حاج سید احمد طباطبایى قمى؛ است که ایشان سالیان متمادى

در صحن حضرت معصومه3 اقامه نماز جماعت داشتند.

تحصیلات

آیت اللَّه روحانى دروس پایه ادبیات عرب را در قم نزد پدر بزرگوارشان فرا گرفتند. سپس در سال 1355 ه.ق‏در سن 10 سالگى به همراه برادر بزرگترشان براى استفاده از اساتید بزرگ و نام آور حوزه علمیه کهن نجف‏اشرف، رنج و مشکلات هجرت از قم به نجف را پذیرا شدند!

اساتید

ایشان به دلیل علاقه و پشتکار فراوانشان هر روز در چندین درس مراجع و بزرگان حوزه علمیه که جهان اسلام‏و عالم تشیع به وجودشان افتخار مى‏کند، شرکت مى‏کردند. عمده اساتید ایشان عبارتند از:

1 - حضرت آیت اللَّه آقاى حاج شیخ کاظم شیرازى1290 - 1367) 1)

2 - حضرت آیت اللَّه آقا حاج شیخ محمد حسین اصفهانى معروف به کمپانى1 )ت 1361)

3 - حضرت آیت اللَّه آقاى حاج شیخ محمد على کاظمینى1

4 - حضرت آیت اللَّه آقاى حاج سید ابوالحسن اصفهانى1284 - 1365) 1)

5 - حضرت آیت اللَّه آقاى حاج شیخ محمد رضا آل یاسین1

6 - حضرت آیت اللَّه آقاى حاج سید ابوالقاسم خوئى1317 - 1413) 1)

7 - حضرت آیت اللَّه آقاى سید محمد حسین طباطبایى بروجردى1292 - 1380) 1)

آیت اللَّه روحانى از وجود تمامى اساتید نام آور خود استفاده نمودند و خود را همیشه مدیون محبتها و الطاف‏خالصانه آن بزرگواران)رضوان اللَّه تعالى علیهم( مى‏دانند. اما در این میان نقش آیت اللَّه خوئى برجسته‏تر و قابل‏توجه‏تر است. پرورش روح اجتهاد و تکوین فقهى ایشان، مرهون 15 سال شرکت در دروس خصوصى وعمومى آیت اللَّه خوئى مى‏باشد. هوش، پشتکار و استعداد ایشان، ایشان را مورد علاقه و توجه خاص اساتید ومراجع، بخصوص مورد عنایت خاصه آیت اللَّه خوئى قرار داده بود.

تدریس

ایشان تدریس دوره‏هاى مختلف علوم اسلامى را در همان ایام نوجوانى در صحن حرم مطهر حضرت‏امیرالمؤمنین على7 در نجف اشرف آغاز کردند. تقریر دروس حوزه متوسط این نوجوان براى طلاب بزرگسال‏و میانسال، براى همگان حیرت آور و قابل تقدیر بود. آیت اللَّه روحانى پس از مدت کوتاهى که در دروس آیت‏اللَّه خوئى؛ شرکت کردند، با تقریر دروس اصول و فقه استاد؛ آنان را براى عده‏اى از طلاب و علاقمندان به‏دروس حوزوى، تدریس مى‏کردند. به همین دلیل بود که ارتباط آیت اللَّه خوئى روز به روز با ایشان بیشترمى‏شد. با اینکه اغلب آیت اللَّه خوئى در جلسه تدریسشان به کسى اجازه طرح اشکال نمى‏دادند به آیت اللَّه‏روحانى در میان عده‏اى از شاگردان مى‏فرمودند: »چرا در مباحثه‏ها اشکال نمى‏کنى. من از شما مى‏خواهم‏اشکال و ایرادهایى که به نظرتان مى‏رسد را مطرح کنید«.

ارتباط تنگاتنگ استاد و شاگرد تا آنجا ادامه یافت که زیادى از شبهاى تعطیلى آن مرجع فقید؛ به حجره آیت اللَّه‏روحانى مى‏آمدند و ساعتهاى مدیدى به بحث و بررسى مسائل علوم اسلامى مى‏پرداختند و در انتها ایشان،استاد را تا درب منزلشان همراهى مى‏کردند.

ایشان در اواخر سال 1329 ه.ش وارد قم شدند و در اوایل سال 1330ه.ش به تدریس دروس خارج فقه واصول در صحن مطهر حضرت معصومه3 پرداختند. بیش از نیم قرن است که ایشان به تدریس علوم آل‏محمد6 و تربیت هزاران طلبه فاضل و تشنگان دانش ائمه اطهار مى‏پردازند.

ایشان به هنگام تدریس، متین و گویا سخن مى‏گویند. به دلیل وسعت احاطه شان بر موضوعات علمى، ازپرداختن به زواید پرهیز مى‏کنند. درس ایشان فشرده‏اى از آراء و مبانى بزرگان و فقیهان نامى به همراه نظریات‏خودشان است که با بحث و استدلال، بر رد یا قبول آن مبانى مى‏پردازند. در جلسات تدریسشان به مبارزه باجمود، یکسونگرى، احتیاط زدگى، تقلید و پیروى کورکورانه از بزرگان مى‏پردازند، زیرا معتقدند که تقلید وتعصب ناروا و غیر منطقى روى اقوال بزرگان و مبارزه با هر نظر نو، توان علمى را از حوزه مى‏گیرد از این روایشان با حفظ احترام بزرگان و تأکید بر این امر، با نظرات آنها نقادانه برخورد مى‏کنند. نظریات جدید و نو،ابتکار در مبانى، خروج از آراء پیشینیان و ژرف نگرى در تدریس ایشان موج مى‏زند.

تألیفات

1 - فقه الصادق )به زبان عربى(: دایرة المعارف کامل فقه تشیع. این کتاب عظیم و بزرگ که به عنوان یک منبع‏مرجع شناخته شده است در 26 جلد بارها در داخل و خارج کشور به چاپ رسیده است.

2 - »زبدة الاصول« )به زبان عربى(: دوره کامل علم اصول فقه که به صورت بحث استدلالى ارائه گردیده است.این کتاب در 6 جلد مى‏باشد

3 - »منهاج الفقاهه« )به زبان عربى(: در 6 جلد مى‏باشد که حاشیه‏اى است بر »مکاسب« شیخ انصارى؛ که به‏شیوه‏اى نو و ابتکارى تمامى موارد ارائه شده را بحث و بررسى کرده‏اند.

4 - »المسائل المستحدثه« )به زبان عربى(: این کتاب که بارها و بارها در خارج و داخل کشور به چاپ رسیده‏است شامل ارائه مسائل جدید، نو و مورد ابتلاى جامعه با ذکر دلایل و مستندات فقهى، روایى و قرآنى‏مى‏باشد.

5 - تعلیق بر »منهاج الصالین« در 2 جلد )به زبان عربى(

6 - تعلیق بر »عروة الوثقى« در 2 جلد )به زبان عربى(

7 - تعلیق بر »وسیلة النجاة« )به زبان عربى(

8 - رساله در لباس مشکوک )به زبان عربى(

9 - رساله در قاعده لاضرر )به زبان عربى(

10 - الجبر و الاختیار )به زبان عربى(

11 - رساله در قرعه )به زبان عربى(

12 - مناسک حج )به زبان عربى(

13 - المسائل المنتخبه )به زبان عربى(

14 - رساله در »فروع العلم الاجمالى« )به زبان عربى(

15 - الاجتهاد و التقلید )به زبان عربى(

16 - القواعد الثلاثه )به زبان عربى(

17 - اللقاء الخاص )به زبان عربى( مربوط به »سایت یا حسین«

18 - رساله »توضیح المسائل )به زبان فارسى و اردو(

19 - تحقیقى در مورد جبر و اختیار )به زبان فارسى(

20 - »نظام حکومت در اسلام« )به زبان فارسى و ترکى و اردو(

21 - مناسک حج )به زبان فارسى(

22 - منتخب احکم )به زبان فارسى(

23 - »استفتائات قوه قضائیه و مؤسسه حقوقى وکلاى بین الملل« )به زبان فارسى(

24 - احکام فقهى مسائل روز )به زبان فارسى(

25 - استفتائات )پرسش و پاسخ‏هاى مسائل شرعى( )به زبان فارسى(

26 - »الف سؤال و جواب« )به زبان عربى(: شامل استفتائات و پاسخ‏هاى مسائل شرعى مى‏باشد ک در 6 جلدتهیه شده است. هر جلد شامل 1000 سؤال و جواب است.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله جوادی آملی by: کاظم استادی

 

      شرح حال آیةاللَّه جوادى‏آملى

تولد و دوران کودکى

آیة اللَّه عبداللَّه جوادى آملى، در سال 1312 شمسى در آمل به دنیا آمد. پدر و جدش، میرزا ابوالحسن و ملافتح اللَّه از مبلغان اسلام و ارادتمندان به آستان ولایت بوده‏اند. جدّ وى در منابر خود به ذکر احکام و مناقب اهل‏بیت مى پرداخت و ظاهراً علاقه وافرى به علم کلام داشته است. فرزندانى که خدا به پدر استاد عطا مى کرد،معمولاً بر اثر کمبود امکانات بهداشتى و پزشکى و یا به علل و عوامل دیگر زنده نمى ماندند. پیش از تولداستاد، یکى از بستگانش در عالم رؤیا مى بیند که شخصى عصایى به دست پدر استاد مى دهد و او آن را به‏دست مى گیرد. این رؤیا را چنین تعبیر کردند که خداوند به میرزا ابوالحسن، پسرى عطا خواهد کرد که زنده مى‏ماند و عصاى دست پدر خواهد شد. از این رو، پدر و مادر نذر کردند اگر خدا به آنها پسرى داد، او را به مشهدامام رضا7 ببرند؛ و این گونه، استاد جوادى آملى متولد شد.

فشار رژیم پهلوى و مشکلات مادى و سیاسى پدر و جدّ استاد، باعث نشد که از علاقه این خانواده به روحانیت‏شیعه کاسته شود و همانا، آرزوى آنان که تحصیل فرزند خود در حوزه‏هاى علمیه بود، تحقق یافت.

دوران تحصیل

پس از به پایان رساندن سال ششم ابتدایى، در سال 1325 یا 1326 شمسى، با پیشنهاد پدر و علاقه وافر، واردحوزه علمیه آمل شد و تا سال 1329 در آن شهر به تحصیل پرداخت و بخشى از درس‏هاى سطح را در آن جا به‏پایان برد. پس از آن با تشویق استاد خود، مرحوم آقا شیخ شعبان نورى، عازم حوزه علمیه مشهد مقدس شد.در بدو ورود به حوزه علمیه مشهد، در یکى از مدارس به برخى از طلاب برخورد که در کسوت روحانیت‏بودند، ولى به علماى بزرگ مشهد در آن روزگار، تکریمى نداشتند و تعابیرشان درباره علما با تندى و طعن‏همراه بود! این خاطره چنان براى استاد تلخ بود که حاضر نشد در آن جا بماند و درس بخواند. از این رو مشهدرا ترک گفت و همراه پدر، رهسپار تهران شد تا در حوزه عظیم آن روزگار و در محضر بزرگانى همچون آیة اللَّه‏حاج شیخ محمد تقى آملى تحصیل کند. شیخ محمد تقى آملى نیز پدر استاد را مى شناخت و طى نامه‏اى به‏حاج محمد باقر آشتیانى )متصدى مدرسه مروى( که از بهترین مدارس آن روز بود، خواستار پذیرش وى شد.

با ورود به مدرسه مروى و قبولى در آزمون ورودى آن، به خواندن رسائل و مکاسب مشغول شد. پس از آن به‏فراگیرى کفایة الاصول پرداخت و سپس در درس‏هاى خارج استادان بنام حوزه علمیه تهران شرکت جست وهمزمان، به فراگیرى علوم عقلى نیز پرداخت. پس از حدود پنج سال تحصیل در تهران و با کسب اجازه از

محضر مرحوم آیة اللَّه حاج شیخ محمد تقى آملى، در سال تحصیلى 1334 - 35 به حوزه علمیه قم آمد تا ازمحضر علماى آن دیار نیز بهره‏هاى فراوانى ببرد. از آن سال تاکنون وى در حوزء علمیه قم حضور دارد و ضمن‏بهره‏مندى از محضر علماى بزرگ این حوزه مبارکه خود سر منشأ خیرات و برکات براى آن بوده است.

استادان و دوستان

در دوران تحصیلى با استادان بنامى انس داشته است. پدر او معتقد بود که درس حوزوى را باید پیش انسان‏بزرگوارى که خود تزکیه شده باشد، آغاز کرد. بدین منظور فرزند خود را براى تحصیل نزد آیة اللَّه فرسیو، ازدانشمندان و علماى بزرگ آمل برد و او در آغازین روز درس، جمله »اول العلم معرفة الجبار« را چنان معنا کردکه استاد خود را هنوز مرهون آن سروش غیبى مى داند.

ادبیّات را نزد پدرش و حجج اسلام: عبداللَّه اشراقى، شیخ احمد اعتمادى و برخى دیگر خواند و بخش مهم‏شرح لمعه را نزد آیة اللَّه شیخ عزیزاللَّه طبرسى فرا گرفت. بخش اوامر قوانین را در محضر آیة اللَّه ضیاء آملى وبقیه را از آیة اللَّه ضیاءالدین املى مى خواند.

با ورود به تهران، به مدرسه علمیه مروى رفت و درس هاى سطح را در آن جا به پایان برد. از ویژگى هاى‏مدرسه مروى این بود که طلاب آن مى بایست در کنار فراگیرى علوم، قرآن را نیز تلاوت کنند و سالى دو باربراى بازدید کتاب ها جلساتى تشکیل مى شد. در این صورت انس با کتابخانه نیز نصیب طلاب علوم مى شد وتوفیق بود تا محصلان با کتاب هاى خطى و چاپى آشنا شوند.

استاد جوادى آملى، درس‏هاى رسائل و مکاسب را در محضر آیة اللَّه سید عباس فشارکى، آقاى شیخ اسماعیل‏جاپلقى و آقا شیخ محمد رضا محقق خواند. در بخش فلسفه نیز، شرح منظومه، طبیعیات، اشارات و بخشى ازاسفار را نزد حاج شیخ ابوالحسن شعرانى و مقدارى از شرح منظومه و شرح اشارات و بخشى از اسفار راخدمت آیة اللَّه حاج میرزا مهدى محى الدین الهى قمشه‏اى، که عارفى بى نظیر و صاحبدلى بى بدیل بود،فراگرفت. براى آموختن شرح فصوص ابن عربى )شرح قیصرى بر فصوص( به محضر آیة اللَّه محمد حسین‏فاضل تونى رفت و درس‏هاى خارج فقه و اصول را نزد شیخ محمد تقى آملى آموخت؛ ضمن این که در علوم‏معقول نیز از ایشان بهره‏هاى فراوان مى برد.

با هجرت به قم، در سال تحصیلى 1334 - 35 شمسى در درس آیات عظام: بروجردى، امام خمینى؛، علامه‏سید محمد حسین طباطبائى، محقق داماد و میرزا هاشم آملى حاضر شد. وى، ویژگى بارز درس امام خمینى راپرورش روح دقت و آزادگى علمى مى داند و بر حکیمانه بودن دیدگاه هاى امام در درس‏هاى حوزوى تأکید مى‏کند.

استاد جوادى آملى، در حدود 25 سال از محضر علامه طباطبائى در علوم نقلى و عقلى بهره برد و در خلوت وجلوت، انیس این مفسر بزرگ قرآن کریم بود. از این رو خاطرات بسیارى از ایشان در سینه دارد که در بسیارى‏از مصاحبه‏ها و نوشته ها آنها را بیان کرده است.

از دوستان آیة اللَّه جوادى آملى، مى توان از آیة اللَّه شهید مطهرى، مرحوم حاج آقا مصطفى خمینى و امام‏موسى صدر نام برد. او در سال 1332 در تهران، با شهید مطهرى آشنا شد که این دوستى تا زمان شهادت‏ایشان ادامه داشت.

فعالیت‏هاى علمى و فرهنگى

ایشان، در طور عمر شریف خود، تاکنون خدمات علمى و فرهنگى شایان توجهى را انجام داده است. از سال‏هاى نخستین تحصیل به تدریس و تربیت طلاب مبتدى مى پرداخته است و تاکنون، شاگردان بسیار مفیدى به‏عالم اسلام تقدیم کرده است.

استاد، همواره بر تهذیب نفس در کنار تحصیل پاى مى فشارد و همواره شاگردان خود را به اخلاص در تبلیغ‏معارف وحیانى و انس دائمى با قرآن و روایات سفارش مى کند.

از خدمات مهم فرهنگى استاد جوادى آملى، تأسیس مؤسسه تحقیقاتى نشر )اسراء( در سال 1372 است.مؤسسه اسراء به منظور پژوهش در رشته‏هاى مختلف علوم اسلامى و پاسخ گویى به شبهات افراد درباره‏عقاید اسلامى تأسیس شده است و تاکنون خدمات شایانى ارائه کرده است.

ایشان، تاکنون کتاب‏هاى بسیارى در زمینه‏هاى گوناگون، از جمله تفسیر، فلسفه، کلام، فقه و اصول نگاشته‏است که به برخى از آنها اشاره مى شود:

1 - تسنیم، تفسیر قرآن کریم )تاکنون 11 جلد( 2 - تفسیر موضوعى قرآن کریم )در 15 جلد( 3 - رحیق محتوم(2 جلد( 4 - ولایت فقیه 5 - عصاره خلقت، درباره امام زمان)عج( 6 - عید ولایت 7 - ولایت در قرآن 8 - ولایت‏علوى 9 - تجلّى ولایت 10 - حکمت علوى 11 - ظهور ولایت 12 - دنیا شناسى و دنیا گرایى در نهج‏البلاغه 13 -على7 مظهر اسماى حسناى الهى 14 - وحدت جوامع در نهج البلاغه 15 - حیات عارفانه امام على16 7 - انتظاربشر از دین 17 - بنیان مرصوص امام خمینى 18 - شریعت در آینه معرفت 19 - زن در آینه جلال و جمال 20 -حماسه و عرفان 21 - صهباى حج 22 - فلسفه حقوق بشر 23 - تبیین براهین اثبات خدا 24 - حکمت نظرى‏وعملى در نهج البلاغه 25 - مراثى اهل بیت 26 - حکمت و عبادات 27 - گنجور عشق 28 - کتاب الخُمس 29 -اسرار الصلوة 30 - على بن موسى الرضا7 و القرآن کریم 31 - على بن موسى الرضا7 و الفلسفة الالهیة 32 -کتاب الحجّ. 33- شرح اسفار ملاصدرا. بسیارى از کتاب هاى استاد نیز تاکنون منتشر نشده و مؤسسه اسراءمشغول تدوین و چاپ آنهاست.

فعالیت هاى سیاسى

ایشلان که از یاران صدیق و از شاگردان مبرّز امام خمینى بود، در جبهه‏هاى سیاسى نیز همواره پیر و مراد خودبود و در سال هاى مبارزه بر ضد رژیم شاه از هیچ کوششى دریغ نمى ورزید. از سال 1342 همراه امام بود و درطول این دوران، بارها دستگیر و مورد بازجویى ساواک قرار گرفت.

بخشى از این مبارزات، همکارى در مبارزات مردم آمل، سخنرانى، افشاگرى و تنظیم اطلاعیه ها و بیانیه‏ها بود.

با شکل گیرى مبارزات و تظاهرات در همه جاى ایران، مردم آمل نیز با ارشادها و راهنمایى‏هاى آیة اللَّه جوادى‏آملى به صفوف مبارزان پیوستند و رژیم پهلوى را با شکست رو به رو ساختند.

پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایران نیز در مسئولیت گوناگونى به انجام وظیفه پرداخت. در سال هاى آغازین‏انقلاب، با حکم امام خمینى به ریاست دادگاه انقلاب و حاکمیت شرع منصوب شد و همچنین عضو شوراى‏عالى قضایى بود. از دیگر فعالیت‏هاى ایشان در آن دوره، تدوین لایحه قصاص بود که همواره مورد نفرت‏دشمنان انقلاب و ملى گراها بود.

وى، سفرهاى گوناگونى به کشورهاى مختلف جهان، با انگیزه‏هاى تبلیغى و سیاسى انجام داده است. یکى ازمهم ترین آنها سفر به شوروى سابق براى تسلیم پیام امام خمینى؛ به گورباچف، )رهبر وقت اتحاد جماهیرشوروى( بود که از دید صاحب نظران جهانى، پدیده‏اى بسیار مهم تلقى مى شد. از دیگر سفرهاى مهم وى،سفر به نیویورک و شرکت در نشست ادیان و ابلاغ پیام مقام معظم رهبرى بود که معظم‏له با صلابت تمام پیام‏رهبر ایران را در آن قرائت کردند.

از دیگر مسئولیت هاى وى ، عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسى و نیز عضویت در مجلس خبرگان‏رهبرى در دوره‏هاى اول و دوم بود. وى همچنین از اعضاى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، پیش و پس ازانقلاب اسلامى بوده است و هم اکنون نیز امامت نماز جمعه شهر مقدس قم را بر عهده دارد. ایشان، هم اکنون‏در حوزه علمیه قم به تربیت طلاب مى پردازد.

 

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله جعفر سبحانی by: کاظم استادی

                                                              شرح حال آیةاللَّه جعفرسبحانى

تولد و دوران کودکى

آیة اللَّه جعفر سبحانى در 20 فروردین 1308 شمسى در تبریز و در خانواده اى صاحب علم و تقوا به دنیا آمد.پدرش آیة اللَّه حاج شیخ محمد حسین سبحانى خیابانى، از عالمان و فقیهان تبریز بود که سال ها در محضرعالمان تبریز و نجف همچون سید محمد کاظم یزدى و شیخ الشریعة اصفهانى درس آموخته و از محضر آیات‏عظام: میرزا محمد تقى شیرازى، آقا سید ابوالحسن اصفهانى و حاج شیخ عبدالکریم حائرى اجازه اجتهادگرفته بود. او تألیفاتى از خود به جاى گذاشت و در سن 93 سالگى چشم از جهان فرو بست.

دوران تحصیل

معظم له پس از به پایان رساندن دوره ابتدایى به مکتب خانه مرحوم میرزا محمود فاضل رفت و به فراگیرى‏کتاب‏هایى چون نصاب الصبیان، گلستان، بوستان و ابواب الجنان پرداخت. در چهارده سالگى به مدرسه علمیه‏طالبیه تبریز رفت و درس هاى مقدمات را به جد و جهد فراوان فرا گرفت. تلاش وى در آن سال ها به حدى بودکه خود، منشأ تألیف دو کتاب در آینده به نام‏هاى معیار الفکر )در منطق( و مهذب البلاغه )در معانى و بیان وبدیع( شد.

تحولات آذربایجان و ظهور فرقه دموکرات به رهبرى پیشه ورى و غلام یحیى )در شهریور 1324) و تشکیل‏حکومت وابسته به شوروى، عرصه را براى تحصیل در تبریز تنگ کرده بود. از این رو استاد سبحانى در مهرماه1325 - در حالى که درس هاى مقدمات و بخشى از درس هاى دوره سطح را به پایان رسانیده بود - وارد حوزه‏علمیه قم شد. در قم نیز درس‏هاى باقى مانده از سطح را به پایان برد و سپس به درس خارج عالمان و بزرگان‏حوزه علمیه قم همچون آیات الله بروجردى حجّت و امام خمینى؛ راه یافت و از محضر آنان بهره‏هاى بسیاربرد.

تحصیلات ایشان به اصول و فقه منحضر نماند و وى در تبریز و قم، در علوم عقلى نیز مهارت‏هاى بسیار کسب‏کرد و از محضر استادان فرهیخته‏اى چون علامه سید محمد حسین طباطبائى بهره‏هاى بسیار برد. وى همچنین‏در درس‏هاى اخلاق استادان خود با جدیت شرکت مى کرد تا همواره علم را با عمل درآمیزد و به بارگاه کمال‏بار یابد.

استادان و دوستان

ایشان در سال‏هاى تحصیل خود به محضر استادان و فرزانگان بسیارى شرفیاب شد او که متون ادب پارسى رادر مکتب خانه در محضر میرزا محمود فاضل فرا گرفته بود، در مدرسه طالبیه تبریز، علوم ادبى را نزد مرحوم‏حاج شیخ حسن نحوى و مرحوم شیخ على اکبر نحوى آموخت. بخشى از مطول، منطق منظومه و شرح لمعه رادر محضر علامه میرزا محمد على مدرس خیابانى - صاحب ریحانة الادب - فراگرفت و این همه را در پنج سال‏به پایان رساند.

با ورود به قم، باقى مانده رسائل را نزد آیة اللَّه میرزا محمد مجاهدى تبریزى و آیة اللَّه میرزا احمد کافى و کفایةالاصول را نزد آیة اللَّه العظمى سید محمد رضا گلپایگانى فرا گرفت. سپس به درس خارج فقه و اصول آیات‏عظام: بروجردى، سید محمد حجت  کوه کمرى و امام خمینى؛ رفت و سال‏ها از خرمن علم آنان خوشه چینى‏کرد.

او در تبریز به محضر آیةاللَّه حاج سید محمد بادکوبه‏اى رفت و شرح قواعد العقائد علامه را فرا گرفت و دردرس‏هاى منطق و فلسفه آیة اللَّه سید محمد حسین طباطبائى شرکت کرد. پس از آن شرح منظومه و بخش‏اعظم اسفار را نزد وى فرا گرت و همزمان در جلسه شب‏هاى پنج شنبه و جمعه علامه - که در آن فلسفه مادى‏به نقد کشیده مى شد - حضور داشت. حاصل آن جلسه‏هاى نگارش کتاب »اصول فلسفه و روش رئالیسم« بودکه استاد سبحانى به درخواست علامه طباطبائى جلد اول آن را به عربى ترجمه کرد.

در سال هاى تحصیل و پس از آن با بسیارى از طلاب و فضلاى آن روزگار رابطه دوستى داشته است که از آنهامى توان آیة اللَّه مکارم شیرازى، آیة اللَّه امینى، آیة اللَّه مرتضى مطهرى و آیة اللَّه مفتح را نام برد.

فعالیت‏هاى علمى و فرهنگى

ایشان در سال هاى عمر خود خدمات علمى و فرهنگى بسیارى را به عالم اسلام کرد.

او تا پایان دوره اول درس اصول امام حضور داشت و مجموع درس‏هاى ایشان را تحریر نمود و آن را به چاپ‏رسانید. این مسئله موجبات تشکر امام و خرسندى اهل علم را فراهم آورد؛ شگفت آن که ایشان هنگام چاپ‏این اثر، 28 سال بیشتر نداشت.

استاد سبحانى از آغازین سال‏هاى تحصیل به تدریس هم پرداخت؛ به گونه‏اى که هفت سال مطول، چند دوره‏معالم الاصول و شرح لمعه، هفت دوره رسائل، چند دوره مکاسب و کفایه و پنج دوره شرح منظومه را تدریس‏کرد. وى چند دوره کامل خارج اصول و حدود 25 سال خارج فقه را به طلاب فاضل حوزه علمیه قم درس داده‏است. در درس وى بیش از 600 نفر شرکت مى کنند و از آن بهره‏هاى فراوان مى برند. استاد معظم سال هاى‏بسیارى به تدریس اسفار پرداخته و در طى این سال ها از تدریس عقاید، رجال، درایه، تاریخ اسلام و تشیع،ملل و نحل، تفسیر و ادبیات نیز غافل نمانده است. بسیارى از استادان امروز حوزه علمیه قم از شاگردان ایشان‏به شمار مى روند و به اعتراف خود، از درس آن استاد بزرگوار بهره بسیار برده‏اند.

از فعالیت‏هاى مهم او در این عرصه، شرکت در تأسیس مجله »مکتب اسلام« است. این نشریه ، کهن سال ترین

نشریه حوزه علمیه قم است که تأسیس آن به سال 1337 و 1338 برمى گردد. در آن روزگار خلأهاى بسیارى‏در نگرش‏هاى جوانان به سبب نفوذ فرهنگ غرب و کمونیسم وجود داشت. از این رو گروهى از فضلاى حوزه‏تصمیم گرفتند تا با انتشار مجله‏اى افکار صحیح اسلامى را به جامعه انتقال دهند. این نشریه در اندک زمانى باتیراژى حدود صدهزار منتشر مى شد. استاد سبحانى هم اکنون صاحب امتیاز این نشریه است و مجله تحت‏سرپرستى وى منتشر مى‏شود.

تفسیر موضوعى قرآن از نوآورى‏هاى ایشان بود. او با چاپ تفسیر »مفاهیم القرآن« در 10 جلد به زبان عربى،موجبات خرسندى بزرگانى چون علامه طباطبائى، شیخ محمد تقى شوشترى، محمد جواد مغنیه و سیدمحمد باقر صدر را فراهم آورد. سپس با توجه به نیاز شدید به نگارش تفسیر فارسى قرآن، کتاب »منشورجاوید قرآن« در 14 جلد منتشر کرد.

معظم‏له همواره به دگرگونى در نظام آموزشى حوزه‏ها مى اندیشید و از این رهگذر، کتاب‏هاى آموزشى‏بسیارى را با شیوه نو و متناسب با زمان نگاشته است. این کتاب ها در رشته هاى اصول، فقه ، عقاید، تفسیر،رجال و درایه نگاشته شده و بسیارى از آنها هم اکنون به متون درسى حوزه‏هاى علمیه تبدیل شده است.

از خدمات مهم فرهنگى آیة اللَّه سبحانى، تأسیس مؤسسه تحقیقاتى امام صادق7 است. این مؤسسه که در سال1359 و در روز عید غدیر تأسیس شد، به تربیت و آموزش استعدادهاى جوان براى پژوهش در مسائل‏اسلامى، احیاى متون اسلامى، نقد آثار روز، پاسخ به پرسش‏ها و شبهات دینى و انتشار جزوه‏هاى مختصر درمسائل اسلامى مى پردازد. کتاب خانه این مرکز حدود 44 هزار جلد کتاب دارد که همگى در اختیار پژوهش‏گران است.

ایشان با ایجاد رشته تخصصى کلام و جذب طلاب مستعد در آن رشته، گام مهمى در اعتلاى مباحث کلامى دردنیاى امروز برداشته است. او در هر زمان با توجه به نیازهاى روز در راه اعتلاى اسلام تلاش کرده و همواره ازکیان تشیع در برابر شبهه‏ها و انحرافات - به ویژه ظهور مکاتبى چون وهابى‏گرى - دفاع کرده است. او بارها درمجامع فرهنگى حضور داشته و ضمن سخنرانى یا ارائه مقاله باعث گرمى آن محافل بوده است که از جمله آنهامى توان کنگره جهانى امام رضا7، کنفرانس وحدت اسلامى، کنگره جهانى شیخ مفید، کنگره نهج البلاغه وکنگره جهانى شیخ انصارى را نام برد. او در کنگره‏هایى که شرکت کنندگان عرب در آن بسیار بودند به زبان‏عربى فصیح سخن مى گفت و نفوذ کلام خویش را دو چندان مى ساخت.

تألیفات استاد سبحانى بسیار است و ذکر نام همه آنها در این مختصر نمى گنجد؛ مهم ترین تألیفات او به شرح‏زیر است:

1 - منشور جاوید قرآن (14 جلد( 2 - مفاهیم القرآن (10 جلد( 3 - اصالت روح از نظر قرآن 4 - التوحید والشرک فى القرآن الکریم 5 - شورا در قرآن و نهج البلاغه 6 - احمد موعود انجیل 7 - مکتب وحى 8 - خاتمیت‏از نظر قرآن و حدیث و عقل 9- مرزهاى اعجاز 10 - برهان رسالت 11 - شناخت صفات خدا 12 - آشنایى بإے؛غ‏کک اصول اسلام 13 - جهان بینى اسلامى 14 - الهیات و معارف اسلامى 15 - نیروى معنوى پیامبران 16 - رسالت‏جهانى پیامبران 17 - فى ظلّ اصول الاسلام 18 - معاد انسان و جهان 19 - راه خداشناسى 20 - مصدر الوجود21 - جبر و اختیار 22 - حسن و قبح عقل 23 - توسل 24 - البداء فى الکتاب و السنه 25 - آگاهى سوم 26 -رهبرى امت 27 - پیشوایى از نظر اسلام 28 - سرنوشت از دیدگاه قرآن و حدیث و عقل 29 - شفاعت از دیدگاه‏قرآن و حدیث و عقل 30 - کاوش‏هایى پیرامون ولایت 31 - مفهوم العبادة فى الکتاب و السنة 32 - رویة اللَّه 33 -الزیارة 34 - اصول الفلسفه 35 - فلسفه اسلامى و اصول دیالکتیک 36 - نظریة المعرفة 37 - سرنوشت ازدیدگاه علم و فلسفه 38 - شناخت در فلسفه اسلامى 39 - هستى شناسى در مکتب صدرالمتألهین 40 - تحلیلى‏از فلسفه مارکس 41 - نیروى محرک تاریخ 42 - المواهب فى احکام المکاسب 43 - المختار فى احکام الخیار44 - نظام الارث فى الشریعة الاسلامیة الغراء 45 - نظام الطلاق فى الشریعة الاسلامیة الغراء 46 - نظام‏المضاربه فى الشریعة الغراء 47 - کتاب الخمس 48 - قاعدتان فقهیتان 49 - الاعتصام بالکتاب و السنه 50 - نظام‏النکاح فى الشریعة الاسلامیة الغراء 51 - سبع مسائل 52 - تهذیب الاصول (3 جلد( 53 - المحصول فى علم‏الاصول (4 جلد( 54 - الرسائل الاربع 55 - فروغ ابدیت 56 - فروغ ولایت 57 - زندگانى امامان به زبان ساده 58- الائمه الاثنى عشر 59 - تاریخ اسلام 60 - کلیات فى علم الرجال 61 - اصول الحدیث و احکامه 62 - بحوث فى‏الملل و النحل (8 جلد( 63 - فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامى (4جلد( 64 - مع الشیعة الامامیه فى عقائدهم65 - الشیعه فى موکب التاریخ 66 - الشیعه و علم الکلام عبرالقرون الاربعه 67 - آیین وهابیت 68 - الوهابیة فى‏المیزان 69 - بازگشت به عصر ایمان 70 - رمز پیروزى مردان بزرگ 71 - پرسش‏ها و پاسخ‏ها.

فعالیت‏هاى سیاسى

ایشان در عمر شریف خود همواره در فعالیت سیاسى و انقلابى حضور داشته است. او درتلاش هاى سیاسى‏جامعه مدرسین سهیم بود و امضاى او در بسیارى از اعلامیه‏هاى آن نهاد مقدس به چشم مى خورد.

آیة اللَّه سبحانى به امر و ترغیب امام در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسى به نمایندگى از مردم آذربایجان‏شرقى حضور داشت و در آن مجلس محترم، در تنظیم قانون اساسى نقش به سزایى ایفا کرد؛ به گونه‏اى که‏دقت و ژرف نگرى او مورد قدردانى آیة اللَّه بهشتى قرار گرفت.

وى در صحنه‏هاى گوناگون انقلاب حضور داشته و همواره به مبارزه با خط انحراف از مبانى اسلام مى پرداخته‏است. او درباره وهابى گرى و خطر آن کتاب‏ها و مقاله هاى گوناگونى نگاشته و در کنفرانس هاى داخلى وخارجى به دفاع از اسلام سعى فراوان داشته است. ایشان هم اکنون در قم به تربیت طلاب و تدریس اشتغال‏دارد.

او براى دفاع از حقیقت در کنگره‏اى در ترکیه - که براى معرفى شیعه از طرف »سازمان وقف« ترتیب داده شده‏بود - شرکت کرد. هدف کنگره محکوم کردن شیعه بود، ولى با تلاش ایشان و دیگر اعضاى هیئت اعزامى نتیجه‏معکوس شد، و شیعه به نحو احسن معرفى شد. تفصیل این سفر در کتاب »در سرزمین خاطره‏ها« آمده است.

اخیراً، وزراى علوم »مغرب« براى سخنرانى درباره فقه و اصول شیعه از ایشان دعوت کرده بودند، و وى در پنج‏دانشگاه آن جا در استان‏هاى مختلف درباره دو موضوع سخنرانى کرد، از آن جا که سخنرانى ایشان به دور ازتعصب بود، اثر خوبى بخشید. مجموع این سخنرانى‏ها تحت عنوان »بر کرانه جبل الطارق« در دست انتشاراست.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله شبیری زنجانی by: کاظم استادی

شرح حال آیةاللَّه شبیرى زنجانى

تولد و دوران کودکى

آیة اللَّه سید موسى شبیرى زنجانى در هشتم ماه مبارک رمضان 1346 قمرى / 1306 شمسى در شهر قم دیده‏به جهان گشود؛ یعنى چند ماه پس از رسیدن پدر بزرگوارش به حرم کریمه اهل بیت، حضرت معصومه3 دخترامام موسى کاظم7 - و انتخاب آن شهر به عنوان جایگاه و محل اقامت. نام سید موسى را مادربزرگ پدرى‏ایشان براى بزرگداشت و احترام حضرت معصومه3 - و تشکر از عنایت و مهمان نوازى آن حضرت براى ایشان‏انتخاب کرد.

پدر فقیه، آگاه و پرهیزگار ایشان آیة اللَّه العظمى سید احمد حسینى زنجانى1393 - 1308) 1 ق( است که‏تصنیف هاى بسیار در فنون مختلف دارد. وى نزدیک به شصت کتاب و رساله در فقه، حدیث، کلام، لغت،ادبیات و موضوعات دیگر تألیفات کرده است.

امامت جماعت نماز صبح، مغرب و عشاى نمازگزاران حرم مطهر حضرت معصومه3 به عهده ایشان بود و این‏به سبب جایگاه بسیار بلند ایشان در میان علماى اعلام، شهرت به پرهیزگارى و فضائل اخلاقى وى بود. ظهرهادر مدرسه فیضیه امام جماعت بود و جمعیتى از علما، فضلا و اساتید حوزه علمیه به ایشان اقتدا مى کردند.ایشان درجایى امام جماعت انتخاب شده بود که مأمومین علما، افراد صالح و فضلاى طلاب حوزه بودند درروزهاى پایانى حیات وقتى از انجام این مهم ناتوان شده بود، حضرت آیة اللَّه العظمى زنجانى در آن جا نماز مى‏خواند.

ایشان در آن زمان به سبب دارا بودن شرایط و اوصاف لازم براى تصدى امامت جماعت در این دو مکان‏شریف براى امر مهم امامت جماعت انتخاب شد.

جد پدرى ایشان سید عنایت اللَّه )م. 1343 ق( و جد مادرى او سید میرعلى نقى )م. 1367ق( از علماى زنجان‏و به فضل و تقوا مشهور بود. دایى‏اش آیة اللَّه سید محمد ولائى )م. 1387ق ( عالمى جامع و فقیه بود. آیة اللَّه‏العظمى سید محمد حجت )م. 1372 ق( در سال 1352 اجازه اجتهاد به ایشان داده بودند.

اجازه آیة اللَّه العظمى حجت ارزش علمى ویژه‏اى داشت، زیرا ایشان به سخت گیرى در اعطاى اجازه اجتهادمعروف و از این جهت بسیار اهل احتیاط و پرهیز بود. به همین علت نقل شده است هنگامى که اجازه مسبوق‏الذکر بر آیة اللَّه العظمى خوئى عرضه شده بود ایشان آن را با شگفتى و تقدیر از آیة اللَّه زنجانى دریافت کرده‏بود؛ به سبب این که از احتیاط و سختگیرى شخص اجازه دهنده آگاهى داشت.

 

دوران تحصیل

آیة اللَّه زنجانى درس هاى حوزوى را در سال هاى 1360 - 1359 قمرى / 1320 - 1319 شمسى آغاز کرد ومراحل مختلف کتاب هاى سطح را در حدود سه یا چهار سال به پایان رسانید. معظم له در درس خارج آیة اللَّه‏العظمى سید صدرالدین صدر (1373 - 1299ق( شرکت کرد. محل درس آیة اللَّه صدر مملو از افراد فاضل وعلماى بزرگى بود که ایشان کم سن ترین آنها بود.

اساتید درس‏هاى خارج

ایشان در مجلس درس بسیارى از علماى مدرس خارج آن روزگار حاضر شد، اما کسانى که از آبخشور زلال‏علمى آنان و از معارف عمیق و گوارایشان مدت معتنابهى استفاده برد، عبارت بودند از:

1 - فقیه محقق آیة اللَّه العظمى امام بروجردى (1380 - 1292ق(: پس از ورود آیة اللَّه بروجردى به قم در درس‏خارج اصول ایشان و همچنین در فقه )کتاب الغصب، کتاب الاجاره و کتاب الصلاة( شرکت کرد.

2 - عالم محقق آیة اللَّه العظمى سید محمد معروف به داماد )م. 1388 ق(: نزدیک به یک دوره کامل در درس‏اصول ایشان شرکت کرد و 21 سال در درس فقه )اندکى از کتاب الصلاة، کتاب الطهارة، کتاب الصوم، کتاب‏الخمس و کتاب الحج( ایشان حضور داشت.

امتیازهاى درس این دو استاد محقق:

در نظر ایشان درس حضرت آیة اللَّه بروجردى ویژگى ها و مزایایى خاص داشت که عبارت بودند از:

- در برداشتن کامل مسائل اصلى فقه )اصول متلقاة(؛

- طرح سخنان قدماى اصحاب و بررسى و تفسیر دقیق و متقن از آنها؛

- طرح سخنان عامه.

ایشان توجه ویژه‏اى به طرح سخنان عامه و بررسى آن داشتند؛ به این سبب که فقه شیعه ناظر به فقه عامه‏است، موارد اشتباه آن را رد و موارد صحیح را امضا مى کند، و به قول ایشان فقه شیعه به منزله تعلیقه‏اى بر فقه‏عامه است؛ براى همین مراجعه به متنى را که به آن تعلیقه زده شده لازم مى دانست.

از این مراجعه دو امر مد نظر است:

اول: فهم کامل از روایت‏هایى که از منابع عصمت و طهارت: صادر شده است. چون - همان گونه که گذشت -این روایات به منزله تعلیقه بر آراى اهل سنت است و بى تردید شناخت نظرى که مورد تعلیقه قرار گرفته است‏به فهم مضمون کمک مى کند.

دوم: استناد به فقه عامه در مواردى که از ائمه معصوم: ردعى نرسیده باشد - یعنى عدم ردع دلیل امضاست.

- ژرف اندیشى و دقت در روایات اهل بیت: براى فهم محتواى سخنانشان و اهداف آنان؛

- کوشش براى تتبع در فقه.

این کار محققانه فراگیر ایشان بر حوزه علمیه قم و نجف تأثیر بلیغ خود را گذارد؛ به گونه اى که اندیشه تألیف

»معجم رجال حدیث« متأثر از این فکر روشن بود.

- دقت در احادیثى که مضمون آنها متحد یا شبیه یکدیگر بود، براى شناخت وحدت یا تعدد آنها و یافتن وقوع‏نقل به معنا در آن؛

- استفاده از روش ویژه خود در علم رجال براى شناخت طبقه راویان حدیث و مرتب نمودن سندهابه منظوریافتن افتادگى‏هایى که احیاناً براى سند ایجاد شده و حل عنوان‏هاى مبهم در آنها؛

- مراجعه به نسخ خطى معتبر حدیثى گاه براى یافتن متنى صحیح و بدون تحریف و اشتباه هم در سند و هم درمتن و گاه براى تأکید بر صحیح بودن سند.

همین طور به نظر حضرت آیت ا... زنجانى درس استاد سید محمد داماد مزایاى خاصى داشت که از این قراربود:

- طرح یک مسئله با همه اطراف و جوانب آن به طور بسیار فراگیر و گسترده، سپس ارائه نظریات جدید پس ازبررسى نظرات و خدشه در آنها و مستحکم کردن برداشت‏هاى خود با دقت فراوان؛

- سعى ایشان در بررسى همه وجوه و اقوال که در مسائل وارد شده بود؛

- مطرح کردن فروع مسئله و گفتار مبسوط براى بیرون آوردن حکم آن.

از دیگر مزایاى درس ایشان این بود که روایاتى را که براى استدلال بر حکم استفاده مى شد از نظر مى گذرانداز زوایاى مختلف آنها را بررسى مى کرد و با خصوصیات و قیود کاملاً ادراک نموده، از مضمون آنها مبنایى‏کلى به دست مى‏آورد. سپس هنگام بررسى و به دست آوردن هر فرع، دوباره کار فهم مضمون را انجام مى دادو آن فرع را با ویژگى‏هایش مطرح مى نمود. و غالباً به مبناى کلى مورد اختیار خود به جهت اطلاق یا عموم‏ابتدایى لفظ استناد نمى‏کرد. بلکه نظر ایشان این بود که هنگام تطبیق هر فرع جداگانه آن را با نصى که حکم ازآن استفاده مى شد، بررسى مى کرد )و مقایسه مى کرد( تا مقدار انطباق آن را بر فرعى که مى خواست استنباطکند، دریابد.

مسافرت به نجف اشرف

او در میان درس‏هاى خارج مسافرت‏هایى به نجف اشرف کرد تا از معارف این حوزه ریشه دار در بخش‏هاى‏مختلف علوم دینى بهره ببرد. مسافرت اول ایشان در سال 1373 و مسافرت دوم در سال 1374 بود. معظم له‏در درس علماى معروف و اساتید بزرگ یعنى فقه آیة اللَّه العظمى سید عبدالهادى شیرازى (1382 - 1305 ق(کتاب الصلاة و فقه آیة اللَّه العظمى سید محسن حکیم (1390 - 1306ق( کتاب الحج. و درس اصول آیة اللَّه‏العظمى سید ابوالقاسم خوئى (1413 - 1317ق( و در فقه بحث رضاع را شرکت نمود.

تدریس مرحله خارج

بیش از چهل سال است که ایشان به تدریس درس خارج اشتغال داشته است.

تدریس درس خارج فقه کتاب الحج را در زمان حیات استاد محقق خود آیة اللَّه محقق داماد1388) 1 ق( آغاز

کرد که بیش از پانزده سال ادامه یافت و مدار بحث ایشان گاه کتاب عروة الوثقى و گاه کتاب شرایع بود. پس ازآن بحث خود را درباره کتاب عروةالوثقى متمرکز کرد.

روش تدریس و ویژگى آن

تدریس ایشان از مزایاى تدریس دو استاد دانشمند و برجسته‏اش خالى نبود؛ همان طور که ویژگى‏هاى منحصربه فردى نیز داشت. مزایاى بحث معظم له را مى‏توان در امور ذیل خلاصه نمود:

- طرح نظرات فقها به ویژه نظرات قدما در مسائل اصلى و نقل آنها مستقیماً از کتاب‏هایشان و اکتفا نکردن به‏نقل متأخرین از آنها.

- استناد به اجماع فقهاى امامیه به شرط آنکه پیوستگى آن به زمان حضور ائمه: احراز گردد.

- مراجعه به تمامى کتاب‏هاى استدلالى فقهاى عظام در مورد مسئله‏اى که اطراف آن بحث در جریان است،بدین سبب که مبادا در مسئله نکته‏اى که یکى از آنان متوجه شده‏اند فوت شود.

- طرح وجوه و نظریات در مسئله مورد بحث، و تحقیق کامل و به دست آوردن نظر صحیح.

- بحث جامع از مبانى کلى به همراه بحث از فروع.

- آوردن نص احادیث به طور کامل و بحث از فقه حدیث و دقت نظر در مفاد آن. و بسنده نکردن به قطعه‏اى که‏به مسئله مورد نظر مربوط است؛ چرا که احیاناً برخى نکته‏ها و اشاره‏ها در بقیه قسمت‏هاى احادیث نهفته‏است که مى تواند در فهم حدیث و برخى از خصوصیات و قیود آن کمک نماید.

- بررسى تمامى روایات مربوط به بحث؛ اگر چه در جوامع حدیثى در ابواب دیگرى ذکر شده باشد، بسا همین‏کار از جهت زیاد شدن احادیث موجب اطمینان به صدور گردد.

- بحث کامل از سند روایات و احوال راویان حدیث؛ البته زمانى که نتیجه گیرى متوقف بر سند حدیث باشد،یعنى از نظر تعداد به اندازه‏اى که موجب علم و اطمینان به صدور گردد نرسیده است.

- دقت در احادیث و بخش‏هاى مختلف آن براى به دست آوردن وجوه جمع بین روایات متعارض.

- مراجعه مستقیم به مصادر اولیه احادیث مانند کتاب هاى اربعه )که خود معظم له آنها را با نسخه هاى خطى‏بسیار معتبر که نزد مشایخ و علماى مشهور قرائت شده، مقابله نموده اند( و بقیه کتاب‏هاى حدیثى قدماى‏اصحاب که بسیارى از آنها را نیز بر نسخه‏هاى خطى معتبر مقابله نموده‏اند.

- استناد به اجماع فقیهان اهل سنت معاصر ائمه: هنگامى که ردع و انکارى در مسائل مورد احتیاج از سوى‏ائمه: نرسیده باشد، که در این مورد از استاد بزرگش آیة اللَّه بروجردى الگو گرفته است. استاد معروف محقق اوآیة اللَّه داماد نیز همین روش را پیروى نموده‏اند.

- طرح مسائل اصول فقه با تفصیل بسیار در ضمن تدریس فقه و انطباق آن بر فروع فقهى.

- براى فهم مفردات وارد شده در احادیث احکام با دقت در الفاظ و تفسیر هیئت‏هاى ترکیبى که عارض برموارد گردید، کوشش فراوان صورت مى گیرد.

این کار با مراجعه به کتاب‏هاى مختلف لغت، ادبیات و مطالعه و دیدن موارد استعمال و دقت نظر در این که این‏استعمال‏ها آیا همراه تأویل یا عنایتى صورت گرفته )که این قرینه بر معناى حقیقى نباشد( یا بدون تأویل وادعاست )که قرینه بر معناى حقیقى باشد(، صورت مى گیرد.

- از فهرست الفاظ و برنامه‏هاى کامپیوترى براى دست یابى به احادیث و موارد استعمال لغات و ترکیبات درآنها و ارتباط برخى راویان سند با برخى دیگر و ... کمک گرفته مى شود.

- مراجعه به کتاب هاى تفسیر قرآن و فقه شیعه و سنى و به دست آوردن تمامى سخنان گفته شده در آیات‏الاحکام.

- مراجعه به مصادر متفرقه مربوط به بحث فقه مثل کتاب هاى تاریخ، انساب، شرح احوال ، جغرافیا و ... .

- در تشخیص موضوعات احکام از افراد با اطلاع و متخصص بهره گرفته مى‏شود.

طبیعى است بحثى این چنین که تمامى این کوشش‏ها و مزایا را در بردارد عمق وسعت و شمولى خواهد یافت‏که آن را در سطحى ویژه و متمایز قرار مى دهد.

آثار و تألیفات

در زمینه فقه و اصول مى توان از این آثار نام برد:

- تحریر الجواهر )کتاب الحج(؛

- تجرید فتاوى الجواهر )کتاب الحج(؛

- شرح على حج العروة الوثقى )بخص اقسام حج(؛

- تعلیقه‏هایى بر جامع احادیث شیعه، به ویژه کتاب الحج آن. معظم له بر بیشتر احادیث آن تعلیقه‏ها متن و سندپربهایى زده‏اند و در موارد مورد احتیاج، بسیار مبسوط است؛

- مناسک حج )فارسى و عربى( و خلاصه‏اى با نام مناسک زائر )فارسى(؛

- دراسة فى فقه الحج؛

- گزیده‏هایى از کتاب‏هاى فقه و حدیثى و غیر آن به ویژه در مواردى که به کتاب حج مربوط است؛

- توضیح المسائل فارسى؛

- دراسة فى فقه الاجاره؛

- دراسة فى فقه الخمس که بخشى از تقریرات درس‏هاى روزانه استاد در شش مجلد انتشار یافته است؛

- دراسات فى فقه النکاح که هجده قسمت از تقریرات بحث آن انتشار یافته است؛

- تقریرات و پژوهش‏هایى بر اساس بحث‏هاى اساتید ایشان آیات عظام حجت و داماد؛

- بحوث فى التعادل و التراجیح؛

- بحوث فى قاعدتى الفراغ و التجاوز.

اما نوشته‏هاى ایشان درباره حدیث و رجال و درایه اینهاست.

- تعلیقه‏هاى متنى و سندى بر بیشتر کتاب‏هاى حدیث به ویژه کتب اربعه؛

- دو تعلیقه بر رجال شیخ: تعلیقه‏اى مفصل )تا میانه باب ما روى عن النبى6 فى الصحابه( در یک جلد وتعلیقه‏اى مختصر ) تا آخر کتاب( در یک جلد؛

- تعلیقه‏هایى بر کتاب‏هاى رجال از جمله رجال نجاشى، این کتاب با تحقیق زیباى آن به چاپ رسیده است؛

- بررسى‏هایى در درایه و قاعده‏هاى کلى علم رجال؛

- فهرست‏هال رجالى )که سند بیشتر کتاب‏هاى حدیثى - به غیر از کتاب هاى اربعه را در بر دارد(؛

- سندهاى اصحاب اجماع همراه با مشخص نمودن راوى و مروى عنه )در 5 جلد(.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله نوری همدانی by: کاظم استادی

                                                              شرح حال آیةاللَّه نورى همدانى

تولد و دوران کودکى

آیت‏اللَّه شیخ حسین نورى همدانى در سال 1304 هجرى شمسى در خانواده‏اى مذهبى و روحانى، در شهرهمدان به دنیا آمد. هفت ساله بود که تحصیلات خود را در محضر پدر خود آغاز کرد. پدرش از علماى همدان‏و هم حجره آیت اللَّه آخوند ملاعلى همدانى بود  و روحیه او نقش به سزایى در توفیق و پیروى فرزندش درعمل و علم داشت.

دوره تحصیل

آیت اللَّه نورى همدانى در هفت سالگى با عنایت پدر و در محضر او تحصیلات خود را آغاز کرد. در آغاز،ادبیات فارسى، کتاب گلستان سعدى، کلیله و دمنه، انشاء، نصاب الصبیان و نوشتن خط نستعلیق و نسخ و جامع‏المقدمات و ادبیات فارسى و عربى را فرا گرفت. سپس به همدان رفت و در مدرسه علمیه آخوند به تحصیل‏مشغول شد و از سیوطى و حاشیه تا قوانین را در همان جا فرا گرفت.

در سال 1322 هجرى شمسى و در هیجده سالگى راهى حوزه علمیه قم شد تا از محضر استادان آن حوزه‏سترگ نیز بهره‏مند شود. با ورود به قم به درس رسائل و مکاسب رفت و پس از مدتى کفایة الاصول را فراگرفت.

از خاطرات شگفت آور آیت اللَّه نورى همدانى از آن سال‏ها خواندن نماز باران توسط آیة اللَّه سید محمد تقى‏خوانسارى بود که باعث نزول باران فراوان و رونق کشاورزى در آن سال شده بود.

او با پایان یافتن دروس سطح، به درس خارج فقه و اصول مراجع و استادان بزرگ آن زمان شرفیاب شد، ازجمله مدت پانزده سال به درس آیة اللَّه بروجردى1 رفت و تا پایان عمر آن مرجع بزرگ، در درس وى حاضرشد. وى در طى این سال‏ها به تحصیل علوم عقلى نیز پرداخت. و در دروس اخلاق، به ویژه اخلاق امام‏خمینى1 شرکت مى‏جست.

آیت اللَّه نورى همدانى از آغاز سال‏هاى تحصیلى خود، به تدریس کتب حوزه نیز مى‏پرداخت و از این رهگذرشاگردان ممتازى را به مکتب شیعه ارزانى داشته است.

اساتید

آیت اللَّه نورى همدانى از آغاز تحت تربیت و تدریس پدر، صرف و نحو و ادبیات فارسى و عربى را در محضرپدر خود، فرا گرفت. پدر او بر این باور بود که در تحصیل دروس دینى، دروس پایه و مقدماتى نقش اساسى دارد. از این رو، هر روز دروس‏را به‏بهترین نحوآموزش مى‏داد وفردا همان‏رااز فرزندخودبازمى‏پرسید.

در حوزه علمیه قم نیز آیت اللَّه نورى همدانى براى تحصیل رسائل و مکاسب و کفایه از محضر استادان فراوانى‏از جمله آیة اللَّه سید محمد باقر سلطانى طباطبایى، آیة اللَّه داماد، شیخ محمد مجاهدى، میرزا مهدى تبریزى‏بهره برد.

آیت اللَّه نورى همدانى در دروس اصول و فلسفه آیة اللَّه رفیعى قزوینى و در دروس فقه و اصول آیة اللَّه سیدمحمد حجت کوهکمرى و آیة اللَّه سید على یثربى کاشانى نیز شرکت مى‏کرد. او مدت دوازده سال به درس‏مرحوم آیة اللَّه سید محمد داماد و مدت پانزده سال در درس آیة اللَّه بروجردى1 و مدت پنج سال در درس امام‏خمینى1 در فقه و اصول شرکت جست.

براى فراگیرى اسفار اربعه نیز مدت پنج سال به درس علامه سید محمد حسین طباطبایى1 رفت و در درس‏تفسیر این استاد بزرگ نیز شرکت مى‏کرد.

آیت اللَّه نورى همدانى در طى سال‏هاى تحصیل، با فضلاى بسیارى رابطه دوستى و رفاقت داشته است که ازجمله آنها مى‏توان از شهید سعید، آیت اللَّه دکتر مفتح و آیة اللَّه حاج سید مهدى روحانى و آیت اللَّه حاج شیخ‏عباس على ایزدى نجف آبادى و آیة اللَّه حاج سید موسى صدر نام برد.

فعالیت‏هاى علمى و فرهنگى

آیت اللَّه نورى همدانى در طول عمر شریف خود تاکنون فعالیت‏ها و خدمات علمى و فرهنگى بسیارى را به‏عالم اسلام ارزانى داشته است.

او از زمانى که در همدان به تحصیل مشغول بود، تدریس را آغاز کرد و پس از آن در قم، بارها کتاب‏هاى قوانین،رسائل، مکاسب و کفایة الاصول را تدریس کرد و شاگردان بسیارى در دروس او شرکت مى‏کردند. با درگذشت‏آیة اللَّه بروجردى، آیة اللَّه نورى همدانى رسماً تدریس خارج فقه و اصول را آغاز کرد و تاکنون به این کاراشتغال دارد از این رو نیم قرن تدریس در حوزه‏هاى علمیه در کارنامه علمى و فرهنگى او مى‏درخشد. بسیارى‏از شاگردان وى هم اکنون از علماء و رجال نامى کشور هستند و در پست هایى چون مسند قضاوت، امامت‏جمعه و وکلاى مجلس و وزرا و سفرا و تدریس و تعلیم و تربیت یا انجام دادن وظیفه در نهادها و ارگان‏هاى‏انقلابى اشتغال دارند.

در زمان آیة اللَّه بروجردى، آقایان کرباسچیان و روزبه در تهران، مرکزى را براى فراگیرى چند نفر از فضلاى‏حوزه علمیه قم در باره علوم شیمى، فیزیک، هیأت، تشریح، حساب، هندسه و زبان تأسیس کردند. آیت اللَّه‏نورى همدانى جزو کسانى بود که دو سال تابستان تمام هنگام تعطیلى حوزه علمیه قم، در این مجمع شرکت واین علوم را تکمیل کرد و مدت دو سال نیز جزو مجمعى از علما بود که با نظر حضرت آیة اللَّه بروجردى، به‏تکمیل اخبار وسائل الشیعه پرداخته بودند.

از فعالیت‏هاى مهم  فرهنگى آیة اللَّه نورى همدانى تأسیس مدرسه مهدى موعود)عج( است. وى با یارى آیة اللَّه شهید مفتح بر آن شد که مدرسه‏اى تأسیس کند که پایگاه تعلیم و تربیت با برنامه مخصوص باشد و طلاب‏مستعد در آن پرورش یابند از این مدرسه در دوران دفاع مقدس، طلاب فراوانى به جبهه‏ها اعزام شدند وبرخى از آنان شهید یا مجروح شدند. این مدرسه تا به امروز طلاب فاضل بسیارى را پرورش داده است که درامتحانات حوزه علمیه همیشه داراى امتیاز ویژه‏اى هستند و هم اکنون نیز با عنایت مؤسس آن، به فعالیت خودادامه مى‏دهد.

فعالیت‏هاى سیاسى

آیت اللَّه نورى همدانى به موازات فعالیت‏هاى علمى و فرهنگى و تحصیل علم، تکلیف سیاسى خود را نیزهمواره در نظر داشت. او که نخستین آشنایى خود با امام خمینى1 را سال 1322 مى‏داند، از همان تاریخ تاآخرین لحظه عمر آن مرجع بزرگ، همواره خود را به متابعت و حمایت از او واداشته بود.

آیت اللَّه نورى همدانى مهم‏ترین ویژگى عالم دینى را براساس آیات و روایات، زمان‏شناسى و آگاه به زمانه‏بودن مى‏داند و امام خمینى1 را بهترین و شایسته‏ترین مصداق آن معرفى مى‏کند. از دیدگاه او همین ویژگى امام‏باعث شده بود که بتواند تحولات فراوانى را در عرصه جهانى پدید آورد و سرمشقى براى امروز و آیندگان‏باشد.

آیت اللَّه نورى همدانى از نخستین جرقه‏هاى نهضت به جمع مبارزان پیوست و در سخنرانى‏هاى خود ماهیت‏رژیم دست نشانده پهلوى را برملا مى‏ساخت و مردم را به مبارزه عمیق و پى‏گیر با آن دعوت مى‏کرد.

منزل او در بعد از ظهر روز نوزده دى ماه 1356 در قم، محل اجتماع تظاهرات کنندگان شده و او خود طى‏سخنان تند و انقلابى، به سیاست‏هاى رژیم حمله کرد و با تحلیل از امام و قیام پانزده خرداد بر ادامه مبارزه‏تأکید کرد و در ضمن سخنان خود در آن مجمع با شکوه امام خمینى را به ماه و مخالف را به کلب تشبه کرد واین اشعار را خواند:

مه فشاند نور و سگ عوعو کند

هر کسى بر طینت خود مى‏تند

در شب مهتاب مه را بر سماک

از سگان و عوعو ایشان چه باک

کى شود دریا ز پوز سگ نجس؟

کى شود خورشید از کف منطمس؟

مصطفى مه مى‏شکافد نیمه شب

ژاژ مى‏خاید ز کینه بولهب

پس از این سخنرانى، تظاهرات با شور و هیجان بیشترى به خیابان‏هاى اطراف کشیده شد و مأموران رژیم‏پهلوى مردم را گلوله باران کردند که بر اثر آن برخى شهید و زخمى شدند و ایشان را دستگیر و به شهر خلخال‏تبعید کردند.

آیت اللَّه نورى همدانى به سبب مبارزه‏هاى پیگیر خود، بارها مورد بازجویى و تعقیب قرار گرفت و به زندان‏افتاد که در یک مورد، سه ماه در سلول انفرادى زندان قزل قلعه محبوس شد و چند بار هم تبعید شد که تبعیدبه خلخال از آن جمله است. ایشان که در خلخال در تبعید بسر مى‏برد و شهرها یکى پس از دیگرى به انقلاب مى‏پیوستند و نهضت انقلابى مردم متعهد ایران با راهنمایى‏هاى حضرت امام خمینى1 فراگیر مى‏شد. اشعارى‏درباره این قیام در تبعیدگاه سرود که براى دیدار کنندگان و در همه جا مى‏خواند و در تهییج مردم مؤثر بود.

ساواک او را از سخنرانى در اماکن عمومى ممنوع کرده بود اما او حتى در دوران تبعید، به سخنرانى و افشاگرى‏پرداخت و این مساله، فشارهاى رژیم بر او را تشدید مى‏کرد.

ایشان پس از رهایى از آخرى تبعیدگاه خود که - سقز کردستان - بود براى دیدار امام به پاریس رفت و در هنگام‏بازگشت، برگه‏اى از امام به دست او داده شد که در آن مطالبى درباره حکومت اسلامى نوشته شده بود ومأموریت یافت که آن را با آیت اللَّه شهید بهشتى و آیة اللَّه مطهرى در میان بگذارد و تصمیماتى بر آن اساس‏اتخاذ شود

پس از پیروزى انقلاب

آیت اللَّه نورى همدانى، پس از پیروزى انقلاب، مأموریت‏هاى بسیارى را با فرمان امام خمینى در کشورهاى‏گوناگون جهان انجام داده که از میان آنها، اقدامات زیر را مى‏توان برشمرد:

1. رسیدگى به امور سفارتخانه‏ها و کنسولگرى‏ها و خانه‏هاى فرهنگى در کشورهاى اروپایى و هندوستان،پاکستان، بنگلادش و  فیلیپین؛

2. تبیین، تبلیغ و نشر نهضت اسلامى در ابعاد و زمینه‏هاى گوناگون؛

3. مصاحبه بانشریات و خبرگزارى‏ها در باره انقلاب اسلامى و آثار آن در این کشورها؛

4. ارتباط با جوانان کشورهاى اروپایى که به انقلاب اسلامى علاقه داشتند؛

5. ارتباط با ایرانیان مقیم کشورهاى اروپایى و تشریح ابعاد انقلاب اسلامى؛

6. بررسى مشکلات دانشجویان ایرانى مقیم خارج و اقدام براى رفع مشکلات آنان.

نمایندگى ایشان از طرف امام در کشورهاى اروپایى دو سال به طول انجامید و ایشان در طى آن، به کشورهاى‏گوناگون سفر کرد و حقایق و عظمت انقلابى اسلامى و علل و عوامل آن را باز گفت.

آیت اللَّه نورى همدانى در سالیان پس از انقلاب، همواره یار امام و مدافع ارزش‏هاى انقلاب و دفاع مقدس‏بوده است و در سال‏هاى اخیر ضمن حمایت‏هاى فراوان از مقام رهبرى توطئه‏هاى دشمنان در ایجاد تفرقه،تشویق به آزادى‏هاى بى حد و مرز، تأسیس روزنامه‏هاى وابسته و ترویج اصلاحات آمریکایى را افشا مى‏کرد واز انقلاب اسلامى که ثمره خون هزاران شهید و تلاش و ایثار مردم غیور ایران است دفاع مى‏نماید.

آیت اللَّه نورى همدانى از آغازین سال‏هاى تأسیس جامعه مدرسین، به عضویت آن درآمد و امضاى او در زیربسیارى از بیانیه‏ها و اعلامیه‏هاى آن مرکز مقدس به چشم مى‏خورد.

آیت اللَّه نورى همدانى هم اکنون از مراجع معظم تقلید است  در شهر قم به ترتیب شاگردان و طلاب مستعد ومتقّى مى‏پردازد.

به علاوه به جهت اطلاعات کاملى که از اوضاع داخلى مملکت و نیز نقشه‏ها و ترفندهایى که دنیاى استکبار و

<Page = 091>

کفر و نفاق علیه اسلام و نظام اسلامى ایرانى به کار گرفته است، به عنوان یکى از پاسداران اسلام و انقلاب‏همواره در بیانات روشنگرانه‏اى که در مجامع مختلف، ایراد مى‏کند و نیز بیانیه‏هایى که صادر مى‏نماید، مردم‏متعهد ایران را به مقاومت و جهادگرى و فداکارى در راه اسلام و انقلاب دعوت مى‏نماید و این قبیل‏موضعگیرى‏هاى ایشان همیشه مورد تقدیر و روشن بینان و مرز داران انقلاب اسلامى است.

و یکى دیگر از کارهاى ایشان این است که اغلب روزها در هر هفته قشرها و اصناف مختلف مردم بابرنامه‏هایى که پس از تقاضاى ملاقات از طرف دفتر ایشان تنظیم مى‏شود با ایشان دیدار دارند. طى آن پس ازبیانات مستدل و روشنگر ایشان مسائل اسلامى و اجتماعى نیز مطرح مى‏گردد و پاسخ سؤالات نیز داده‏مى‏شود.

و نیز امروز از لحاظ این که دنیا به جهت رسانه‏هاى جمعى مخصوصا اینترنت با هم مربوط شده است یکى‏دیگر از برنامه‏هاى ایشان پاسخگویى به سؤالات و مسائل شرعى و اجتماعى با وسائل ارتباط جمعى مختلف‏است.

آیت اللَّه نورى همدانى به دو زبان عربى و انگلیسى آشنایى دارد و نیز داراى ذوق سرشار و طبع شعر نیز هستندو در این  رابطه اشعار فراوانى با مضمون مذهبى و انقلابى سروده است.

آثار و تألیفات

1. شگفتى‏هاى آفرینش

2. جهان آفرین

3. دانش عصر فضا

4. داستان باستان

5. ما و مسائل روز

6. خوارج از دیدگاه نهج البلاغه

7. آغاز یک حرکت انقلابى در مصر )که شرح عهدنامه مالک اشتر در نهج البلاغه است(

8. بیت المال از دیدگاه نهج البلاغه

9. اقتصاد اسلامى (2 جلد(

10. منطق خداشناسى

11. جمهورى اسلامى

12. جهاد

13. آمادگى رزمى و مرزدارى در اسلام

14. امر به معروف و نهى از منکر )عربى و فارسى(

15. مناسک حج

16. رساله عملیه

17. منتخب المسائل عربى

18. حاشیه بر عروة الوثقى

19. مناسک عربى

20. اجتهاد و تقلید )عربى(

21. راهنمایى نهج البلاغه و شروح آن

22. طبقات الرجال و ثقاتهم وفقهائم

23. قضا و شهادات

24. ارث

25. خمس و انفال

26. مضاربه

27. صلوة المسافر

28. دیات

29. مکاسب محرمه

30. احکام النساء

31. یک دوره کامل اصول فقه

32. اسلام مجسم )علماى بزرگ اسلام(

33. اخلاق و عرفان و سیاست و حکومت

34. جایگاه بانوان در اسلام

35. انسان و جهان

36. ربا و سخنى با بانک ها

37. احکام جوانان

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله موسوی اردبیلی by: کاظم استادی

                                               شرح حال آیةاللَّه موسوى‏اردبیلى

آیة اللَّه موسوى اردبیلى، سحرگاه سیزدهم رجب 1344 ه.ق، مقارن با سالروز میلاد امیرالمؤمنین7 و برابر با 8بهمن 1304 ه.ش در شهر اردبیل در خانواده‏اى روحانى و تهى دست متولد شدند. پدر ایشان روحانى بزرگوارمرحوم سید عبدالرحیم و مادرشان، زنى پارسا مرحومه سیده خدیجه بود که پیش از آن صاحب هشت فرزنددختر شده بودند.

ایشان که آخرین و تنها  فرزند ذکور خانواده بودند، در سال 1346 ه.ق، در دو سالگى مادر خود را در اثربیمارى حصبه از دست داده و تحت مراقبت خواهرانشان قرار گرفتند.

وضعیت اقتصادى، مذهبى و سیاسى خانواده

پدر ایشان که یک روحانى متعصب و به شدت مذهبى و مقید بود، مى‏خواست افراد خانواده را معتقد، عارف وعامل به مذهب تربیت نماید و در این خصوص بسیار اصرار مى‏ورزید.

آن روزگار مقارن با ایام سلطنت رضاخان پهلوى در ایران بود و هر روز سیاست جدیدى را با زور و تهدیداعمال مى‏نمود.. روزى تحت عنوان اتحاد شکل، لباس و کلاه مردم را تغییر مى‏داد روز دیگر با اعلام کشف‏حجاب غائله‏اى را برپا مى‏نمود. زمانى مراسم عزادارى و روضه‏خوانى و مجالس وعظ و خطابه را منع مى‏کردو زمانى دیگر با ممنوع کردن استفاده از لباس روحانیت، علماء و روحانیون را تحت فشار قرار مى‏داد.

در مقابل این اعمال، بعضى از روحانیون خانه نشین شده سیاست صبر و انتظار را در پیش گرفتند و جمعى باتغییر وضع و لباس، از سلک روحانیت خارج شده شغل دیگرى در اختیار کردند. گروهى دیگر که چندان اندک‏نیز نبودند، تسلیم نشده مقاومت کردند و با تحمل فشار و سختى‏هاى فراوان، گاه مخفى و گاه علنى به مبارزه‏برخاستند. مرحوم میر عبدالرحیم از زمره این افراد بود.

اوضاع آن ایام چنان دهشت زا و خفقان آور بود که به غیر از معدودى از آشنایان و دوستان، کسى جرأت‏نمى‏کرد به خانه ایشان رفت و آمد نماید. نتیجه قهرى این پیش آمدها، فقر و تهى دستى روزافزون خانواده بود،به طورى که بسیارى از روزها و شب‏ها را همه افراد خانواده گرسنه و بى غذا مى‏گذراندند.

شروع تحصیل و آغاز طلبگى

آیة اللَّه موسوى اردبیلى تحصیلات خود را در اوان کودکى و در سن شش سالگى با ورود به مکتب خانه آغازکردند و قرآن کریم را فرا گرفته آنگاه کتاب‏هایى چون رساله عملیه، گلستان، تنبیه الغافلین، نصاب الصبیان، گلزار بهار، ابواب الجنان، مجالس المتقین، تاریخ معجم، درّه نادرى، تاریخ وصاف، حساب فارسى و برخى‏کتب دیگر را نزد معلمان خود آموختند. در سال 1318 ه.ش فراگیرى دروس عربى را آغاز کرده و در سال1319 ه.ش به قصد ادامه تحصیل در دروس حوزوى، وارد مدرسه علمیه ملا ابراهیم در شهرستان اردبیل‏شدند.

و دروس جامع المقدمات، سیوطى، جامى، مطول، حاشیه ملا عبداللَّه، شمسیه، معالم و شرایع را تا سال1322 ه.ش در همان مدرسه به اتمام رساندند.

ایشان تدریس دروس مقدماتى علوم حوزوى یعنى صرف، نحو و منطق را نیز آغاز نمودند و افزون بر آن درهمان زمان به منظور جبران خلأ فرهنگى ناشى از بیست سال دیکتاتورى رضاخانى، اقدام به برپایى مجالس‏وعظ و خطابه و سخنرانى در شهرستان اردبیل و مناطق اطراف آن نیز نمودند.

×××

هجرت به قم

آیة اللَّه موسوى اردبیلى در رمضان المبارک 1322 ه.ش تصمیم گرفتند به شهر مقدس قم مهاجرت نموده‏تحصیلات عالیه را در آن شهر مقدس ادامه دهند و در آخر همان ماه از اردبیل خارج و در نهم شوال وارد شهرمقدس قم شدند و در یکى از حجرات فیضیه رحل اقامت افکندند. مدت اقامت ایشان در شهر مقدس قم، سه‏سال و اندى به طول انجامید که در این مدت لمعتین، رسائل، مکاسب، کفایتین، مباحثى از درس خارج اصول‏و بحث‏هایى از تفسیر قرآن و فلسفه را فراگرفته همزمان به تدریس معالم، لمعتین و قوانین مشغول شدند.ایشان در این مدت از محضر اساتید بزرگوارى استفاده برده و کسب دانش نمودند؛ از جمله مقدارى ازمکاسب و جلد اول کفایه را نزد آیة اللَّه سید محمّد رضا گلپایگانى، بیع مکاسب و جلد دوم کفایه و شرح هدایه‏میبدى را نزد آیة اللَّه حاج سید احمد خونسارى، رسائل را نزد آیة اللَّه حاج شیخ مرتضى حائرى و آیة اللَّه‏سلطانى، منظومه را نزد آیة اللَّه حاج میرزا مهدى مازندرانى و اسفار را نزد آیة اللَّه سید محمد حسین‏طباطبائى1 خواندند.

افزون بر این، ایشان هیچ گاه از ترویج معارف دین غفلت نکرده در ایام تبلیغ در مناطق مختلف ایران مجالس‏وعظ و خطابه تشکیل داده با سخنرانى‏هاى مذهبى خویش، شور و نشاط معنوى به جامعه تزریق مى‏کردند.

آیة اللَّه موسوى اردبیل که آن روزها سخت تشنه تحصیل بودند و محیطى آرام و مناسب را براى تحصیل وتدریس جستجو مى‏کردند، نجف را براى این منظور مناسب‏تر تشخیص داده عزم سفر به آن دیار نمودند.

مهاجرت به نجف اشرف

آیة اللَّه موسوى اردبیلى به اتفاق سه نفر از فضلاى حوزه علمیه قم تصمیم گرفتند به نجف اشرف مهاجرت‏نمایند. با انصراف دو نفر از همراهان، ایشان با نفر سوم یعنى مرحوم شیخ ابوالفضل حلالزاده اردبیلى در 16آبان 1324 ه.ش برابر با اول ذى الحجه 1364 ه.ق از قم حرکت کردند.

ایشان دوران اقامت خویش در نجف اشرف را بهترین ایام تحصیل خود مى‏دانند که محیطى امن و آرام براى‏طلاب حاصل شده بود و محصلین غیر از تحصیل و تدریس و تحقیق، فعالیت دیگرى نداشتند. ایشان نیز باشور و شوق زائد الوصفى، در دروس اساتید بزرگ حوزه در آن روزگار حاضر شده ضمن خوشه چینى ازخرمن آن بزرگان، با علاقه مفرطى به تحقیق و تفحص پیرامون مسائل علمى مطرح در دروس حوزوى پرداخته‏و قسمتى از دروس آن اساتید را نیز به رشته تحریر درآوردند.

فعالیت علمى در نجف

آیة اللَّه موسوى اردبیلى در مدت اقامت در نجف اشرف، در اصول فقه مباحث قطع و ظن، برائت و اشتغال وپاره‏اى از مباحث الفاظ و در فقه، اعداد صلاة و اوقات، قبله و لباس مصلى و مکان مصلى و خلل صلوة وشروط تا آخر مکاسب را نزد مرحوم آیة اللَّه خوئى، بحث طهارة را تا آخر وضو نزد مرحوم آیة اللَّه سیدعبدالهادى شیرازى، اول کتاب بیع را نزد مرحوم آیة اللَّه میلانى، بیع صبى را نزد مرحوم آیة اللَّه شیخ محمدکاظم شیرازى، مقدارى از عروة را نزد مرحوم آیة اللَّه شیخ محمد کاظم آل یاسین و در فلسفه از اول طبیعیات تاآخر منظومه را نزد مرحوم صدراى بادکوبى تحصیل نموده همزمان دروس آیات عظام خوئى، میلانى و حکیم‏را نیز تقریر نمودند.

مدت اقامت ایشان در نجف اشرف هر چند نسبتا کوتاه بود و تنها قریب دو سال و اندى به طول انجامید، اماهمین مدت کوتاه به دلیل اینکه اساتید آن روزگار حوزه نجف از اعاظم فقه و اصول قرون اخیر شیعه بوده‏اند،از نظر علمى براى ایشان بسیار پرثمر و ارزشمند بوده و دقت‏ها و موشکافى‏هاى آن بزرگان در حوزه‏هاى فقه،اصول و فلسفه، تأثیرات شگرفى در شخصیت علمى ایشان گذاشت.

بازگشت به ایران

در آن تاریخ از نظر سیاسى جو عراق به تدریج ناآرام و متشنج مى‏شد. مردم بر ضد هیئت حاکمه، شورش‏نموده خواهان سقوط آن بودند. شورش و آشوب اوج گرفت و در بغداد، نجف و بعضى شهرهاى دیگر به‏خونریزى انجامید. در نتیجه دولت صالح جابر سقوط کرد و مرحوم سید محمد صدر تشکیل دولت داد. پس ازچند صباحى دولت مرحوم صدر نیز سقوط کرد و نورى سعید که یکى دیگر از مهره‏هاى اجانب بود نخست‏وزیر شد.

در این احوال نامه‏اى که حاکى از بیمارى شدید پدر ایشان بود، به دست ایشان رسید و ایشان را پریشان حال‏ساخت. اوضاع نابسامان عراق و نگرانى ناشى از بیمارى پدر موجب گردید ایشان، علیرغم میل باطنى ناچار به‏ترک عراق و عزیمت به ایران شوند.

و پس از بازگشت از عراق، در سال 1327 ه.ش وارد قم شده در مدرسه فیضیه اقامت گزیدند. ایشان هنگام‏مراجعت از عراق مصمم بودند در اسرع وقت به نجف باز گردند و با همین انگیزه، از به همراه آوردن وسایل واثاثیه موجودشان در نجف اشرف، خوددارى کرده بودند. ولى تقدیر برخلاف این بود و دیگر امکان مسافرت مجدد جهت تحصیل در عراق براى ایشان فراهم نشد.

هنگامى که به قم رسیدند، با دریافت خبر سلامتى پدر، براى اطلاع از وضع حوزه و کیفیت و کمیت دروس،چند ماهى در قم ماندند و در همین مدت در جلسات درس خارج فقه مرحوم آیة اللَّه بروجردى، فقه و اصول‏مرحوم آیة اللَّه داماد و فلسفه مرحوم علامه طباطبایى )منظومه( حاضر شدند، تا این که در ماه رجب به اردبیل‏رفته با پدر بزرگوارشان دیدار کردند. پدر ایشان مایل بود بقیه عمر خود را در نجف یا قم اقامت نماید و چون‏رفتن به نجف با خانواده ممکن نبود، به اتفاق به قم رفته منزل کوچک و محقرى تهیه کردند و در آنجا مشغول‏تدریس و تحصیل شدند. ادامه اقامت در قم براى پدر ایشان به دلیل شرائط سخت زندگى مقدور نشد؛ لذا به‏اردبیل بازگشته و در سال 1330 ه.ش به رحمت خدا پیوست.

اشتغالات اقامت در قم

1. ادامه تحصیل و تدریس

چنان که بیان شد مهمترین اشتغال ایشان در قم، ادامه تحصیل و تحقیق بود و علاوه بر حضور مستمر در دروس‏اساتید بزرگوار آن روزگار حوزه یعنى آیات عظام مرحومین بروجردى، سید محمد داماد و علامه طباطبایى دردروس دیگرى مانند درس اخلاق حضرت امام خمینى )ره( و دروس فقه خصوصى آیة اللَّه گلپایگانى و مرحوم‏آیة اللَّه حاج شیخ مرتضى حائرى و مرحوم آیة اللَّه حاج سید احمد خونسارى شرکت مى‏کردند.

از اشتغالات اساسى ایشان در مدت اقامت در قم، تدریس رسائل، مکاسب، کفایه و منظومه به طلاب خوش‏فهم و کوشا بود و علاوه بر آن درس خصوصى خارج فقه و اصول نیز براى برخى مشتاقان و علاقمندان توسطایشان ارائه مى‏گشت.

2. فعالیت قرآنى

یکى دیگر از فعالیت‏هاى آیة اللَّه موسوى اردبیلى در مدت اقامت در قم، فعالیت‏هاى قرآنى و بحث تفسیرقرآن بود که دو روز در هفته با حضور برخى از فضلاء حوزه برگزار مى‏شد. این جلسه در تمام مدت اقامت‏ایشان در قم به طور منظم و مستمر ادامه داشت و پس از مهاجرت ایشان از قم نیز، جلسه مزبور توسط سایراعضا ادامه یافت و تا به امروز )سال 1385 ه.ش( ادامه دارد. ایشان جلسات قرآنى را در مدت اقامت خویش‏در اردبیل و تهران ادامه داد و اکنون نیز یکى از فعالیت‏هاى اصلى ایشان، قرآن پژوهى و پرداختن به علوم قرآن‏و تفسیر آن مى‏باشد که حاصل این مطالعات، گاهى به صورت مقاله در نشریات مختلف منتشر مى‏شود.

3. انتشار مجله

در مدت حضور در قم، توسط ایشان و عده‏اى از فضلاء و روحانیون حوزه علمیه، براى نخستین بار مجله‏اى به‏نام مکتب اسلام در قم منتشر شد که با استقبال کم نظیرى روبرو گردید.

همکارى ایشان با این مجله فقط تا 9 شماره ادامه یافت و پس از مهاجرت از قم، همکارى خویش را با مجله‏قطع نمودند.

4. سفرهاى تبلیغى

علیرغم فشارها و تضییقى که حکومت وقت براى روحانیون بخصوص روحانیانى که دغدغه سیاست نیزداشتند اعمال مى‏کرد، ایشان پرداختن به امور تبلیغى را از اشتغالات اساسى خویش به شمار مى‏آوردند و ازاین رو در ایام تعطیلى دروس حوزوى، ایشان جهت تبلیغ به نقاط مختلف کشور سفر مى‏کردند. هنوز هم درشهرهاى ارومیه، مشهد، بندر انزلى، درگز، همدان، اردبیل، بابل، بهشهر و... مؤمنانى خاطره شیرین‏سخنرانى‏هاى پرشور و پرجذبه ایشان را به خاطر دارند.

5. فعالیت سیاسى

روحانیت داراى دغدغه سیاسى با دخالت در مسائلى که سرنوشت مسلمانان و آینده آنان با آن بستگى داشت،تلاش کرده است، وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهد. داستان کنگره جهانى پیمان صلح در زمان نخست‏وزیرى دکتر مصدق از جمله این حوادث بود که آیة اللَّه موسوى اردبیلى که در این جریان یکى از دست‏اندرکاران و گردانندگان مبارزه طلاب بودند، از جانب آیة اللَّه بروجردى در صحن مطهر حضرت معصومه3براى مردم سخنرانى کرده و پیام حضرت آیة اللَّه بروجردى1 را به مردم ابلاغ نمودند.

مراجعت به اردبیل

کثرت فعالیت‏هاى علمى، تبلیغى، فرهنگى و سیاسى باعث گردید که در ماه رمضان سال 1338 ه.ش ضعف وبیمارى بر ایشان غلبه یابد که پس از مراجعات مکرر به پزشکان، تغییر محل سکونت و کاستن از فشار کار به‏ایشان توصیه گردید و در پى آن ناگزیر در سال 1339 ه.ش بمنظور گذراندن تعطیلات تابستانى، قم را بقصداردبیل ترک فرمودند.

پس از ورود به اردبیل، در تابستان همان سال در مسجد مرحوم حاج میرصالح، مجالس وعظ و تبلیغ تشکیل‏داده و نسبت به تجدید بنا و تعمیر مدرسه ملا ابراهیم که در جوار این مسجد قرار داشت، اقدام کردند. با تمام‏شدن فصل تابستان، علیرغم میل شدید باطنى ایشان جهت بازگشت به قم، اصرار علماء و مردم اردبیل باعث‏شد که ایشان تا پایان همان سال به طور موقت در اردبیل بمانند، ولى نیمه کاره ماندن بسیارى از کارهایى که‏توسط ایشان آغاز شده بود، باعث شد که این اقامت موقت به درازا انجامیده تا سال 1347 هش ادامه یابد. به‏جهت طولانى شدن مدت اقامت ایشان در اردبیل، مناسب است شمه‏اى از فعالیت‏هاى این دوره زمانى را بیان‏نماییم.

فعالیت در اردبیل

1. فعالیت‏هاى علمى

با اقامت آیة اللَّه موسوى اردبیلى در اردبیل، جمعى از فضلاء و طلاب اردبیل که در قم مشغول تحصیل بودند،به اردبیل بازگشتند و نزد ایشان به فراگیرى سطوح عالى رسائل، مکاسب و کفایه پرداختند و پس از مدتى،ایشان تدریس خارج اصول و خارج فقه مکاسب و عروة را آغاز نمودند. علاوه بر تدریس، اداره حوزه علمیه،

تجدید بنا یا تعمیر ساختمان‏هاى مدارس، تأمین کمک خرجى طلبه‏ها به شکل شهریه و مساعده و اعزام برخى‏از آنان جهت تبلیغ به روستاها و شهرها و رسیدگى به گرفتارى‏هاى آنان تا حد امکان، بر عهده ایشان بود.

2. تبلیغ

کارهاى تبلیغى ایشان در این مدت هیچ گاه تعطیل نشد و به شکل سخنرانى در منابر و تفسیر قرآن پس از نمازمغرب و عشاء و تشکیل جلسات هفتگى در منازل اشخاص، ادامه داشت.

3. فعالیت اقتصادى

ایشان تصمیم به احداث کارخانه‏اى در شهرستان محروم اردبیل جهت مبارزه با فقر و کمک به فقرا گرفتند. پس‏از بررسى و تحقیق، اشخاصى جهت جمع آورى انفاقات و صدقات مستحبّه تعیین شدند و مقرر شد مرکزى‏جهت آموزش صنایع دستى به تهى دستان و  فروش محصول کار آنان به بازار و تخصیص درآمد حاصله به‏خودشان ایجاد شود.

آغاز کار از جوراب بافى و تریکو بافى بود که ساختمانى جهت آن ایجاد گردید و خانواده هایى تحت پوشش‏قرار گرفتند.

4. فعالیت‏هاى سیاسى

افکار سیاسى ایشان ریشه در دوران صباوت و تربیت خانوادگى ایشان داشت. نگرش و دیدگاه سیاسى ایشان،عمدتاً در صحبت‏ها، سخنرانى‏ها و تبلیغ‏ها خود را نشان مى‏داد که از جمله آنان مى‏توان به هفت سال‏سخنرانى‏هاى پرشور تبلیغى در شهرستان ارومیه اشاره کرد. از تاریخ 1339 ه.ش که ایشان در اردبیل ساکن‏شدند، مبارزات سیاسى جزء لاینفک فعالیت‏هاى ایشان شد و به همین سبب دائماً از جانب دستگاه، تحت‏تعقیب قرار مى‏گرفتند.

5. تألیف کتاب جمال الهى

شهرستان اردبیل از سابق به دلایلى مورد علاقه بهائیها بوده است: و مبلغین بهائى، خصوصاً در فصل تابستان‏که هواى شهرستان اردبیل بسیار مطلوب است، رفت و آمد زیادى به آن شهر داشته باشند. بیشتر مخاطبان این‏مبلغین، جوانان و دانش‏آموزان بودند و برخى از آنان که به این محافل رفت و آمد مى‏کردند، با مراجعه به آیةاللَّه موسوى اردبیلى، مطالبى را که شنیده بودند به ایشان بازگو مى‏کردند و خواهان پاسخ مناسب بودند.راهنمایى ایشان این بود که سخنان و دلایل آنان را بشنوند ولى پاسخ نگویید بلکه پاسخ را به وقت دیگرى‏موکول نمایند. آنان نیز مطالب فراوانى را یادداشت کرده و پاسخ مناسب را از ایشان دریافت مى‏کردند. براى‏اینکه مطالب مورد استناد جهت تنظیم پاسخ‏ها، دقیق و اصیل باشد، چاره‏اى جز مراجعه به منابع اصلى خودبهائیت نبود و این امر باتوجه به اینکه بهائیان کتابخانه‏اى در اردبیل داشتند، توسط فردى به نام انصارى که خوداز زمره بهائیان بود، میسر گردید، مجموع این پرسش و پاسخ‏ها و یادداشت‏هاى مفصل در مورد بهائیت، درنهایت منجر به تألیف کتابى به نام »جمال الهى« توسط ایشان گردید.

مهاجرت از اردبیل به تهران

گسترش فعالیت‏هاى سیاسى ایشان در اردبیل، باعث شده بود که کنترل و نظارت دستگاه‏هاى امنیتى رژیم‏بسیار شدید شود تا جایى که بر اثر هجوم مکرر مأموران ساواک به منزل ایشان، هرگونه آسایش و امنیت حتّى‏در منزل نیز از ایشان سلب گردید. در نتیجه ایشان ناچار گردیدند به سمت تهران حرکت کنند.

اقامت و فعالیت در تهران

آیة اللَّه موسوى اردبیلى در تابستان 1347 هش وارد تهران شدند و پس از چند روزى، مقدمات لازم جهت‏اقامه نماز جماعت توسط ایشان در مسجد امیرالمؤمنین7 واقع در خیابان نصرت فراهم شد و علیرغم مخالفت‏شدید دوستان و همشهریان با اقامت ایشان در تهران، پس از تهیه مسکن، خانواده ایشان نیز از اردبیل به تهران‏مهاجرت کردند.

پس از اقامت در تهران، گذشته از اقامه نماز جماعت و ایراد سخنرانى در مسجد نصرت تدریس خارج فقه)کتاب خمس( و جلد اول اسفار را براى برخى طلاب جوان و مستعد، آغاز نمودند و علاوه بر آن، حلقه بحث‏فلسفى را نیز با برخى از دوستان همفکر خویش تشکیل دادند و پس از چند صباحى با همکارى و همفکرى‏بعضى از دوستان دیگر مانند شهید آیة اللَّه بهشتى، شهید آیة اللَّه مطهرى، شهید حجة الاسلام مفتح و برخى‏دیگر، تحقیق در علوم قرآن را به صورتى جدى آغاز نمودند. پژوهش عمیق در علوم قرآنى نیازمند مکان‏مناسب و نیز کتابخانه‏اى غنى بود. براى این منظور محلى در جوار مسجد امیرالمؤمنین7 تهیه شد و در آنجا،کتابخانه‏اى اختصاصى جهت استفاده تحقیقاتى تأسیس گردید. علاوه بر آن، جلسات تفسیر قرآن پس از اقامه‏نماز مغرب و عشا، به طور مرتب در مسجد امیرالمؤمنین7 توسط ایشان برگزار مى‏شد.

با توجه به تفکرات الحادى که در آن زمان در ایران شایع و رایج بود، ضرورت تأسیس مرکزى جهت برگزارى‏جلسات سخنرانى، کلاس‏هاى تبیین و بررسى معارف دینى و مسائل عقیدتى و فرهنگى، روز به روز بیشتراحساس مى‏شد. به همین منظور، مسجد و کانون توحید توسط ایشان در خیابان پرچم احداث گردید که‏کلاس‏هاى متعددى توسط سخنرانان و متفکران مذهبى ایران در آنجا برگزار شد. به علاوه، در راستاى همین‏اهداف، مدارس راهنمایى و دبیرستان مفید را نیز در تهران احداث فرمودند. این فعالیت‏ها تا 1357 ادامه‏داشت. در این سال مبارزات ملت مسلمان ایران شکل حادترى به خود گرفت. آیة اللَّه موسوى اردبیلى که یکى‏از نزدیکان حضرت امام و از ارکان انقلاب اسلامى محسوب مى‏شد، در تمامى صحنه‏هاى سیاسى در قبل ازانقلاب و در دهه نخست انقلاب نقش اساسى ایفا نمودند که بیان آنها در این مختصر میسور نیست.

1. فعالیت‏هاى علمى و فرهنگى

تدریس خارج فقه و اصول، تدریس جلد اول منطومه براى طلاب و روحانیون، تدریس کتاب اصول فلسفه وروش رئالیسم، سلسله بحثهاى تکامل، فلسفه تاریخ، و دیگر مباحث مهم فلسفى ضرورى براى دانشجویان،برگزارى جلسات تفسیر براى نمازگزارانى که به مسجد مى‏آمدند، بحث و گفتگو پیرامون مبانى فلسفى و تحقیق در مسائل علوم قرآنى با گروه‏هاى مختلف از متفکران، از جمله اشتغالات علمى و فرهنگى ایشان درمدت اقامت در تهران بود. دامنه این فعالیت‏ها به حدى گسترش یافت که حساسیت رژیم را برانگیخت و درنهایت با یورش مأموران ساواک به مرکز تحقیقات، کلیه وسایل و دستگاه‏هاى آنجا به یغما رفت و کتابخانه نیزتاراج شد به گونه‏اى که فیش‏ها و یادداشت‏هاى محققین شاغل در مؤسسه را غارت نموده و مرکز را به تعطیلى‏کشاندند.

2. تأسیس مؤسسه خیریه مکتب امیرالمؤمنین7

در سال 1348 جهت منسجم کردن اقدامات فرهنگى، ایشان به همراه تنى چند از دوستان، موسسه خیریه‏مکتب امیرالمؤمنین7 را تأسیس کردند که به لطف خداوند از بدو تأسیس تاکنون، منشاء خدمات زیادى شده‏است به گونه‏اى که 3 باب مسجد، یک مرکز فرهنگى، 4 مدرسه راهنمایى و دبیرستان و دانشگاه، تاکنون‏توسط این موسسه تأسیس شده و در حال فعالیت هستند.

فعالیت‏هاى علمى و فرهنگى در دهه اول انقلاب

در دهه اول انقلاب، یعنى از سال 1357 تا سال 1368، به دلیل شرایط خاص کشور، تحولى در زندگى ایشان‏پیش آمد به گونه‏اى که ناچار شدند اوقات فعالیت خود را به دو بخش مستقل و جدا از هم تقسیم نمایند؛ بخش‏اول آن را اشتغالات علمى و فرهنگى و بخش دوم آن را مسائل سیاسى، حکومتى و اجرائى تشکیل مى‏داد. دراین نوشتار، تنها به بخش اول مى‏پردازیم چرا که بخش دوم نیازمند بحث مفصلى است که از حوصله این‏مختصر خارج است.

از جمله اشتغالات جدید ایشان، تدوین قوانین کیفرى، جزائى و حقوقى دادگسترى و انطباق آنها با موازین‏شرع و فقه اسلامى بود. باتوجه به اینکه پاره‏اى از قوانین موضوعه قبل از انقلاب به ویژه قانون مجازات‏عمومى برگرفته از قوانین اروپایى بود، چنین کار گسترده و وسیعى نیازمند صرف وقت فراوانى بود.

براى این منظور کمیسیونى از فقهاء و حقوق دانان تشکیل شد و با همکارى دوستان متفکر و اندیشمند، این‏مهم به انجام رسید و در نهایت قوانین جدید به صورت مدون و مفتح و مطابق با شرع، تنظیم و ارائه گردید.بدیهى است این امر حسب ضرورت و به منظور تدوین قوانین و مقررات منطبق با شرع صورت گرفت و این‏هرگز بدان معنى نیست که آن قانون از جامعیت و کمال برخوردار بوده و فاقد هرگونه نقصانى است بلکه ممکن‏است نیازمند بازنگرى مجدد باشد.

یکى دیگر از مشکلات قوه قضائیه، جایگزینى قضات بازنشسته و تصفیه شده با قضات جدید بود که غالباآشنایى زیادى با کارهاى ادارى نداشتند. باتوجه به این که شرط قضاوت از نظر شرع مقدس اسلام، رسیدن به‏درجه اجتهاد در مبانى فقهى است، ضرورى بود که از فضلاء اهل علم و طلاب حوزه براى قضاوت استفاده‏شود، ولى باتوجه به اینکه در حوزه علمیه قم و نجف، آقایان مدرسین بیشتر کتاب‏هاى عبادات را تدریس‏مى‏نمودند و تدریس کتاب‏هاى قضا، حدود، دیات و قصاص، در حوزه‏ها چندان معمول نبود، کسانى که متعهد بودند در قوه قضائیه کار بکنند، اکثرا با مسائل قضا آشنا نبودند.

از طرف دیگر آنچه در کتب قضا نوشه شده است، تناسب چندانى با اوضاع اجتماعى جوامع امروزى ندارد.

براى حل این دو مشکل به طور همزمان، ایشان تدریس یک دوره خارج کتاب قضا را براى قضات آغاز کردند وهمزمان، کتاب فقه القضا را به رشته تحریر در آوردند و در آن مسائل جدیدى را که در متون فقهى سابق وجودنداشت ولى پیدایش آنها در جوامع فعلى اقتضاى فهم احکام شرعى آنها را دارد، مورد بحث و بررسى قراردادند.

فعالیت علمى دیگر ایشان، بحث و بررسى علمى و فقهى، پیرامون مسائل مهم اقتصادى از قبیل امور بانکى وپولى، معاملات جارى کشور، نظام اقتصادى حاکم بر آن و... بود که به شدت مورد نیاز جمهورى نوپاى اسلامى‏بود و قبل از آن هیچ کار گسترده اجرائى در زمینه آن انجام نگرفته بود.

هجرت مجدد به قم

چهاردهم خرداد 1368 ه.ش حضرت امام خمینى رحلت فرمودند. پس از این حادثه، آیة اللَّه موسوى اردبیلى‏که در دوران حیات حضرت امام؛ بارها تقاضاى کناره‏گیرى از مسئولیت‏ها و پرداختن به اشتغالات علمى را ازایشان نموده و پاسخ منفى شنیده بودند، در شهریور همان سال به قم هجرت نمودند و اشتغالات جدیدى را به‏شرح زیر آغاز کردند:

1. تدریس و بحث و تحقیق

ایشان از ابتداى اقامت مجدد در شهر مقدس قم، آغاز به تدریس خارج فقه و اصول نمودند که در این مدت )تاسال 1379) یک دوره خارج اصول و نیز یک دوره فقه اجرائى اسلام شامل قضا، حدود، قصاص، دیات وشهادات را تدریس نموده و آنها را به رشته تحریر در آورده‏اند که تاکنون کتاب‏هاى فقه القضاء، فقه الحدود والتعزیرات، فقه الدیات و فقه القصاص منتشر شده و کتاب فقه الشهادات آماده طبع مى‏باشد. همچنین در این‏مدت در ایام تعطیل حوزه علمیه قم اقدام به تدریس کتاب شرکت و مباحث اجتهاد و تقلید و بیمه فرمودند که‏از آن میان کتاب فقه الشرکة و کتاب التأمین در یک جلد به طبع رسیده است.

پس از پایان بردن مباحث مهم کیفرى، تدریس مباحث حقوقى و مدنى اسلام را در دستور کار خویش قراردادند که به جهت اهمیّت مضاربه و ابتلاء شدید جامعه به آن، آن را در اولویت قرار داده و تدریس آن را به پایان‏رساندند.

2. تأسیس و اداره دانشگاه )دار العلم( مفید

آیة اللَّه موسوى اردبیلى، از دورانى که در قم مشغول تحصیل بودند، مانند هر طلبه و محصل درد آشنایى درمورد نواقص حوزه مى‏اندیشیدند و آرزو داشتند روزى فرا برسد که این نواقص از حوزه برطرف بشود.

براى حل این مشکلات و نواقص و رفع آنها، هنگامى که ایشان تصمیم به اقامت مجدد در قم، گرفتند، اقدام به‏تأسیس مؤسسه‏اى به نام دانشگاه علوم انسانى )دارالعلم( مفید نمودند. هدف از تأسیس این دانشگاه این است

که علوم مورد نظر اسلام، یعنى علوم انسانى در آن‏جا تدریس شود و نظرات اسلام نیز در ردیف نظرات سایرمکاتب مورد بحث و بررسى قرار گیرد.

تألیفات:

1. فقه القضاء

2. فقه الحدود و التعزیرات

3. فقه الدیات

4. فقه القصاص

5. فقه الشرکة والتأمین

6. فقه المضاربة

7. فقه الشهادات

8. حاشیه بر خیارات مکاسب

9. یک دوره کامل اصول فقه

10. تقریرات‏دروس‏آیات‏عظام‏حکیم‏وخوئى‏در فقه‏واصول)مخطوط(

11. الرسائل الفقهیة )مشتمل بر بحث‏هاى: ربا، تلقیح مصنوعى، ذبیحه اهل کتاب،..( مخطوط

12. مقالاتى در تفسیر قرآن

13. اخلاق )تدریس در دانشگاه مفید( مخطوط

14. چهار جلد اقتصاد )مخطوط(

15. یک دوره اقتصاد اسلامى بر اساس کتاب و سنت )مخطوط(

16. جمال ابهى )در رد بهائیت(

17. رساله عملیه

18. مناسک حج

19. نهج الرشاد )رساله عملیه به زبان عربى(

20. استفتاآت


Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله صافی گلپایگانی by: کاظم استادی

                                                                      شرح حال آیت‏اللَّه صافى‏گلپایگانى

ولادت و تحصیلات:

آیت اللَّه حاج شیخ لطف اللَّه صافى گلپایگانى در 19 جمادل الاول سال 1337 ه.ق در شهرستان گلپایگان دیده‏به جهان گشودند.

والد معظمشان مرحوم آیت اللَّه آخوند ملا محمد جواد صافى هستند که از علماء بزرگ و اوتاد زمان، و صاحب‏تألیفات ارزشمندى در فقه و اصول و کلام و اخلاق و شرح و تفسیر احادیث مى‏باشند.

والده مکرمه ایشان بانوى فاضله و شاعره و فانیه در ولایت اهل بیت: دختر مرحوم آیت اللَّه آخوند ملامحمدعلى هم حجره و شریک بحث مرحوم آیت اللَّه العظمى میرزاى شیرازى؛ مى‏باشد که در حقیقت آیت اللَّه‏صافى خلوص ولایت اهل بیت: را از آن پدر و مادر به ارث برده است.

تحصیلات را ایشان در رشته‏هاى ادبیات و کلام و تفسیر و حدیث و سطح )از مکاسب و کفایه( را در شهرستان‏گلپایگان ابتداء در خدمت عالم جلیل آخوند ملا ابوالقاسم مشهور به )قطب( و سپس در محضر والدشان ادامه‏دادند و از سال 1360 ه.ق به شهر مقدس قم و حرم اهل بیت: مهاجرت و با حضور در مجالس درس و بحث‏اساتید بزرگ حوزه و مطالعه و تدریس و تحقیق به تکمیل تحصیلات و تحقیقات علمى خویش پرداختند و دراین خلال مدت کوتاهى نیز به نجف اشرف و در جوار حرم مطهر باب مدینه علم: از محضر چند تن از مراجع‏اساتید عالیقدر استفاده نمودند.

خدمات استاد:

آیت اللَّه حاج شیخ لطف‏اللَّه صافى از چهره‏هاى تابناک علم و عمل و از دانشمندان عالى مقام و علماء بزرگوار واز ارادتمندان خاندان عصمت و طهات بویژه از محبان و شیفتگان حضرت مهدى بقیة اللَّه الاعظم )ارواح‏العالمین لتراب مقدمالفداء( مى‏باشند، ایشان در تألیف و تدریس و تحقیق کوشا بوده و ایشان در بسیارى ازفعالیت‏هاى اجتماعى و سیاسى در قبل از انقلاب و بعد از انقلاب نقش فعال داشته مخصوصاً در تربیت نسل‏جوان، بخصوص با تفسیر مکرر دوره‏اى قرآن مجید و خطبه‏هاى نهج البلاغه و شرح احادیث جامعه و مفصله‏مثل احادیث وصایاى پیامبر6 و نواهى آن حضرت و خطبه رمضانیه و بعض ادعیه مثل دعاء ابى حمزه، افتتاح وتاریخ حیات رسول اکرم و ائمه طاهرین: و درس اخلاق

ایشان با نگارش کتاب پر ارج و کم نظیر )منتخب الاثرفى الامام الثانى عشر( کتابى که علامه بزرگوار، کتابشناس

عصر، مرحوم حاج شیخ آغابزرگ تهرانى؛ در توصیف آن نوشته‏اند: »نظیر آن )منتخب الاثر( در جامعیت دراین موضوع کتابى را ندیده‏ام« و شخصیت علمى دیگرى چون، علامه شیخ حبیب مهاجر عاملى1 در کتاب)الاسلام فى علومه و فنونه( پس از شرح زیاد در تعریف این کتاب )منتخب الاثر( فرموده: )ولا ینبغى لمؤمن الاو یکون عنده نسخة منه( )براى هیچ مؤمنى سزاوار نیست مگر اینکه نسخه‏اى از این کتاب نزدش موجودباشد(.

در این موضوع کتابهاى مفید و ارزنده دیگر نیز از قلم ایشان صادر شده است که هر کدام ممتاز و کم نظیرندوالحق سزاوار است همه این کتابها و سایر تألیفات ایشان را هر مؤمنى تهیه و مطالعه نماید.

اساتید ایشان در شهر مقدس قم

حضرات آیات عظام:

آقاى حاج سید محمد تقى خوانسارى1

آقاى حاج سید محمد حجت کوه کمرى1

آقاى حاج سید صدرالدین عاملى1

آقاى حاج سید محمد رضا گلپایگانى1

اساتید ایشان در نجف اشرف

حضرات آیات عظام:

آقاى آقاشیخ محمد کاظم شیرازى1

آقاى آقا سید جمال الدین گلپایگانى1

آقاى آقا شیخ محمد على کاظمى1

آیت‏اللَّه صافى در تمام مدت تحصیل مورد توجه و تقدیر فراوان اساتید خود بودند و استادى که در ساختارشخصیت علمى و فکرى آیت اللَّه صافى اثر بسیار سازنده داشته و وجود علمى ایشان به او بستگى کامل دارد،استاد اعظم، فقیه قرن بلکه قرون، مفخره جهان اسلام، حضرت آیت اللَّه العظمى بروجردى1 است که ایشان‏مدت هفده سال از دریاى بیکران علوم و معارف ایشان در رشته‏هاى مختلف دانش اسلامى در دروس ومباحث رسمى و در خلوت و جلوت و مناسبات مختلف استفاده کرده است و از اصحاب استفتاء ایشان بودندو هم در مواردى پاسخ بعض مسائل یا تحقیق در مباحثى را به شخص ایشان ارجاع مى‏فرمودند.

همواره ایشان مورد عنایت و تقدیر این پیشواى بزرگ بودند و به فکر و آراء ایشان توجه داشتند و از جمله‏کتاب )منتخب الاثر( را به اشاره ایشان تألیف نموده‏اند.

آثار و تألیفات حضرت آیت اللَّه صافى گلپایگانى بسیار است که ذیلاً به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم:

تألیفات استاد:

1 - منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر7

2 - امامت و مهدویت (2 جلد(

3 - مع الخطیب فى خطوطه العریضه

4 - صوت الحق و دعوة الصدق

5 - لمحات فى الکتاب و الحدیث و المذهب

6 - پرتوى از عظمت حسین7

7 - شهید آگاه

8 - الهیات در نهج البلاغه

9 - حاشیه بر عروة الوثقى

10 - تاریخ حوزه‏هاى شیعه

11 - المباحث الاصولیه )تقریرات درس آیت اللَّه بروجردى1)

12 - امان الامه من الضلال و الاختلاف

13 - العقیدة بالمهدیه

14 - ارث الزوجه

15 - رساله در احکام ثانویه

16 - التعزیر احکامه و محلقانه

17 - رساله در معاملات مستحدثه

18 - احادیث الائمة الاثنى عشر اسنادها و الفاظها

19 - نیایش عرفات

20 - الاحکام الشرعیه ثابتة لاتتغیر

21 - مع الشیخ جادالحق شیخ الازهر الاکبر، فى ارث العصبة

22 - اسمعى یا ایران

23 - توضیح المسائل

24 - استفتائات جدید

25 -  و ...

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله وحید خراسانی by: کاظم استادی

                                                             شرح حال آیت‏اللَّه وحید خراسانى

ولادت و تحصیلات

ایشان در سال 1300 هجرى شمسى در شهر مقدس مشهد در خانواده‏اى متقى و پرهیزکار متولد شدند.

ایشان پس از گذرانیدن دوران صباوت و خواندن ادبیات، سطوح اولى و نهائى را از مرحوم آیت اللَّه حاج شیخ‏محمد نهاوندى صاحب تفسیر فرا گرفته و به درس خارج مرحوم آیت اللَّه میرزا مهدى اصفهانى و آیت اللَّه حاج‏شیخ مرتضى آشتیانى حاضر شده و استفاده‏هاى فراوانى نموده و بواسطه داشتن استعداد و نبوغ فکرى به‏مدارج عالیه علم و اجتهاد ارتقا یافته‏اند.

و در سال 1327 خورشیدى در شهر رى به دیدن مرحوم استاد آیت اللَّه العظمى حجت کوه کمرى؛ شرفیاب‏شدند و پس از مذاکرات علمى مفتخر به دریافت اجازه اجتهاد مطلق گردیدند.

عزیمت به عراق

آیت اللَّه وحید خراسانى به قصد تکمیل مبانى و دیدن نظریات آیات و مراجع عراق مجتهدا در سن 27 سالگى‏به شهر نجف اشرف مهاجرت نموده و در درس مرحوم آیت اللَّه العظمى میرزا عبدالهادى شیرازى و آیت اللَّه‏العظمى حکیم و بالاخص آیت اللَّه العظمى خوئى شرکت کردند.

تدریس استاد

استاد معظم از سال 1378 ه.ق پس از تدریس سالهاى متوالى دروس سطح، درس خارج فقه و اصول را شروع‏نموده‏اند. و حدود دوازده سال در نجف اشرف تدریس خارج فقه داشتند تا در سال 1390 که به ایران بازگشته‏و بنابر اصرار فضلاء و محصلین و علماء استان خراسان و امر بعضى از مراجع یکسالى را در شهر مشهد توقف‏نموده و به تدریس پرداخته و بعد از آن به شهر مقدس قم مهاجرت نموده و اکنون در حوزه علمیه قم اشتغال به‏تدریس خارج فقه و اصول دارند. حوزه درس ایشان بسیار جالب و صدها نفر از فضلاء و اساتید در محضردرس ایشان شرکت دارند

ایشان تألیفات متعددى دارند که برخى از آنها چاپ شده است.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

شرح حال آیت الله مکارم شیرازی by: کاظم استادی

                                                             شرح حال آیةاللَّه مکارم شیرازى

تولد

آیة اللَّه مکارم شیرازى در سال 1345 هجرى قمرى در شهر شیراز در میان یک خانواده مذهبى که به فضائل‏نفسانى و مکارم اخلاقى معروفند دیده به جهان گشود. پدر ایشان »حاج على محمد مکارم« و جد ایشان »حاج‏عبدالکریم« و جدّ اعلاى ایشان »حاج محمد باقر« همه از نیکان شهر بودند. ایشان تحصیلات ابتدایى ودبیرستانى خود را در شیراز به پایان رسانید. هوش و حافظه قوى و استعداد ممتاز وى را در محیط مدرسه درردیف شاگردان بسیار ممتاز قرار داده بود و چه بسا در یک سال دو کلاس را طى مى‏نمود. شرایط آن روزایجاب مى‏کرد که این نوجوان با چنین نبوغ فکرى و استعداد فوق العاده، راه دانشگاه را پیش گیرد واندوخته‏هاى علمى و ریاضى خود را در طریق کسب درجات ظاهرى به کار اندازد، ولى دست تقدیر و عنایات‏پروردگار جهان و تمایلات باطنى ایشان به شناسایى عمیق معارف و حقایق اسلام توجه این نابغه نورس را به‏سوى علوم اسلامى معطوف ساخت. بخصوص که پس از شهریور سال 1320 شرایط دگرگون گردید ومدارس و معارف اسلامى از نو رونق گرفت.

2 - حیات علمى

با اینکه هیچ یک از افراد خانواده ایشان در کسوت روحانیت نبود، تنها عشق شدید به معارف اسلامى )طى‏حوادث جالبى( سرانجام ایشان را به این رشته‏پرافتخار کشانید. ایشان در حدود 14 سالگى رسماً دروس دینى را در »مدرسه آقا بابا خان شیراز« آغاز کرد ودر مدت اندکى نیازهاى خود را از علوم: صرف، نحو، منطق، معانى، بیان و بدیع به پایان رسانید. سپس توجه‏خود را به رشته فقه و اصول معطوف ساخت و به خاطر نبوغ فوق العاده‏اى که داشت. مجموع دروس مقدماتى‏و سطح متوسط و عالى را در مدتى نزدیک به چهار سال به پایان رساند. در همین سالها گروهى از طلاب حوزه‏علمیه شیراز را نیز با تدریس خود بهره‏مند مى‏ساخت. و گاه در یک روز - علاوه بر درسهایى که خود مى‏خواند- چند جلسه تدریس هم داشت انتقادها و نظرات ایشان در مقام تدریس و یا افاضه نسبت به متون علمى‏حوزه‏ها، آینده درخشان علمى ایشان را قطعى مى‏ساخت و در محافل علمى و روحانى آن دیار، استعداد،نبوغ، دقت و عمق تفکر ایشان مطرح مى‏شد و کسى نمى‏توانست این فضیلت خدادادى را انکار کند. این ستاره‏فروزان در حالى که هنوز بیش از هیجده سال از عمر شریفش نگذشته بود با فکر نافذ و قلمى روان حاشیه‏اى بر

»کفایة الاصول« نوشت که نقاط مبهمى از این کتاب را روشن مى‏ساخت. شرح و توضیح مقاصد کتابى مانند»کفایة الاصول« که از عمده‏ترین کتابهاى اصولى حوزه هاست، آن هم از یک نوجوانى که از »دهه دوم« سن بالانرفته است، حاکى از یک استعداد و ذکاوت موهبتى خداوندى بود. ایشان در 18 سالگى وارد حوزه علمیه قم‏شدند و قریب پنج سال از جلسات علمى و درس اساتید بزرگ آن زمان مانند آیة اللَّه العظمى بروجردى و آیات‏بزرگ دیگر رضوان اللَّه علیهم بهره گرفتند.


Read More ... ادامه مطلب
Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢٧

شرح حال آیت الله سیستانی by: کاظم استادی

                                                    شرح حال آیةاللَّه حسینى سیستانى

ولادت و تحصیلات:

آیت اللَّه حاج سید على حسینى سیستانى در ماه ربیع الاول سال 1349 ه.ق در جوار حضرت ابوالحسن‏الرضا7 در استان خراسان در خانواده‏اى مذهبى از خاندان علم و تقوى، سیادت و کرامت پا به عرصه گیتى‏نهاد. و در همان دیار بالید و رشد نمود.

پدر بزرگوارش از عالمان متعهد و زاهدان آن دیار بود. وى براى ادامه سلسله علم و فقاهت در آن خاندان، او رابه محضر عالمان و دانشوران حوزه علمیه سپرد. ادبیات عرب و علوم بلاغت را که در آن روزگار با حضورادیب بلند آوازه خراسان استاد محمدتقى ادیب‏نیشابورى؛ شکوه و رونقى ویژه‏داشت، درآن دیار آموخت.

فقه و اصول، علوم عقلى و معارف الهى را نیز از محضر عالمان و استادان خراسان فرا گرفت و آنگاه در بحث‏خارج شرکت کرد و از محضر علامه محقق میرزا مهدى اصفهانى؛ استفاده نمود.

ایشان براى تکمیل تحصیل و تعمیم دانش و بهره‏گیرى از محضر استادان دیگر به سال 1368 ه.ق به حوزه‏علمیه قم هجرت کرد. حوزه علمیه قم و درسهایش در آن روزگار که زعامت و مرجعیت عامه آیت اللَّه العظمى‏حاج آقا حسین بروجردى؛ بدان سایه گستر بود رونقى عظیم داشت. درسهاى فقه و اصول آیت اللَّه العظمى‏بروجردى؛ که به لحاظ شیوه پژوهشى و بررسى و نیز اشراف بر جریانهاى فقهى فرهنگ اسلامى، از کارآمدبالایى برخوردار بود.


Read More ... ادامه مطلب
Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢٧

شرح حال آیت الله سیدعلی خامنه ای by: کاظم استادی

                                       شرح حال آیت‏اللَّه خامنه‏اى

ولادت

حضرت آیت‏اللَّه آقاى حاج سید على حسینى خامنه‏اى در سال 1318 در شهر مقدس مشهد پا به عرصه وجودگذاشت.

خانواده وى از روحانیون معتبر به شمار مى‏آمدند، پدرش آیت‏اللَّه آقاى حاج سید جواد از مجتهدین و علماى‏محترم مشهد بود که سالهاى طولانى صبحها در مسجد گوهرشاد و ظهرها و شبها در مسجد بازار مشهد، اقامه‏جماعت مى‏نمود.

جدّ ایشان آیت اللَّه سید حسین خامنه‏اى از علماى آذربایجانى مقیم نجف بود.

وى قبلاً در محله »خیابان« تبریز اقامت داشت، سپس به نجف اشرف سفر کرده، و در آنجا به درس و بحث‏اشتغال ورزیده بود. وى مردى پرهیزکار و اهل‏علم و تقوى و زهد بود، که عمرى را با قناعت گذرانده بود.

مادر ایشان، خامنه‏اى، دختر آقا سید هاشم نجف آبادى )میردامادى( است که از علماى معروف مشهد بود.وى زنى پاکدامن و آشنا به مسائل اسلامى و متخلّق به اخلاق الهى بود.


Read More ... ادامه مطلب
Link لینک      Comments () نظرات ۱۳۸٩/۱۱/٢٧

یکصد داروی حیوانی و جانوری by: کاظم استادی

                                                      یکصد داروى حیوانى و جانورى


آب دهان  / بزاق

آب دهن گرسنه و ناشتا، بویژه اگر از مزاجى گرم آید، بسیار باکنش و فعال است.