کاظم استادی

My Address آدرس من


‎Create Your Badge‎ Previous Months آرشیو ماهانه Home صفحه اصلی Archive آرشیو آبان ٩۳ شهریور ٩۳ تیر ٩۳ خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ بهمن ٩٢ آبان ٩٢ مهر ٩٢ شهریور ٩٢ امرداد ٩٢ فروردین ٩٢ اسفند ٩۱ بهمن ٩۱ دی ٩۱ آبان ٩۱ شهریور ٩۱ تیر ٩۱ خرداد ٩۱ اردیبهشت ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ تیر ٩٠ اردیبهشت ٩٠ بهمن ۸٩ More ... اطلاعات بیشتر
      kazem ostadi (ارائه نظرات و پیشنهادات شما موجب خوشحالی من خواهد شد)
پیرامون کتابشناسی عدم تحریف قرآن by: کاظم استادی

این مقاله حقیر، در شماره 146 مجله آیین پژوهش سال 1393 منتشر شده است، برای استفاده از منابع کامل به اصل اثر مراجعه فرمایید)

 

چکیده:

یکی از موضوعاتی که چندی است مورد توجه محققان و پژوهشگران علوم اسلامی واقع شده است، پرداختن به موضوع وحی و مسائل پیرامون آن است. مسأله تحریف یا عدم تحریف قرآن، مهم­ترین زیربنای علوم اسلامی می­باشد که عقیده بر هر کدام از آنها مجموعه­ای از موضوعات اسلامی و دینی را تغییر می­دهد. هر چند که دامنه و وسعت پرداختن به موضوع تحریف قرآن سابقۀ تاریخی قابل توجهی ندارد. و در گذشته، بیشتر موضوعی فرعی قلمداد می­گشته است. امّا از آنجایی که در دوران حاضر این موضوع در کانون توجهات فرق اسلامی و غیر اسلامی قرار گرفته است؛ اهمیت پرداختن به آن دو چندان شده است.

لازمه تحقیق و پژوهش در این مسأله، در اختیار داشتن یک کتابشناسی اختصاصی پیرامون «عدم تحریف قرآن» است. رجوع به کتابشناسی، مهم­ترین و قدم اول شروع هر تحقیقِ علمی می­باشد. البته دقت و جامعیت نیز، مهم­ترین ضرورت یک کتابشناسی است. به همین منظور این مقاله درصدد است تا در پیرامون کتابشناسی­­های تحریف قرآن اطلاعات و نقدهایی را  ارائه دهد.

کلید واژه­ها: کتابشناسی، کتابشناسی موضوعی، عدم تحریف قرآن، صحتی، امینی، مولوی.

 

A Bibliographic Study on the Absence of Distortion of the Qur’an

Kazem Ostadi

 

Abstract

One of the subjects having been noticed recently by the researchers and scholars of Islamic sciences is the study of revelation and its relevant issues. The issue of the presence or absence of distortion in the Qur’an is the most important underlying principle of Islamic sciences, the belief in each of which can lead into a change of a group of Islamic and religious issues. Although the extent of the studies on the subject of distortion of the Qur’an does not enjoy a considerable history and it was previously considered as a marginal issue, at the present period this issue has been placed in the center of the attention of Islamic and non-Islamic sects. Therefore, the importance of dealing with this issue has been multiplied.

In order to do research concerning this subject, one needs to have access to specialized bibliography about “the absence of distortion of the Qur’an”. Bibliography is the first and most important step for every research. Of course, preciseness and comprehensiveness is the most important necessity for a bibliography. To this end, the present article is an attempt to provide a critical review on the bibliography about distortion of the Qur’an.

Keywords: bibliography, subject-based bibliography, absence of distortion of the Qur’an, Sehhati, Amini, Mowlavi.   

 

پیشگفتار

موضوع «عدم تحریف کتب آسمانی» برای همه ادیان آسمانی، بسیار مهم است. اما آنچه برای دین اسلام مهم­تر می­نماید، معجزه دانستن قرآن کریم و عدم تحریف آن است. هر خدشه­ای که به این باور اسلامی وارد شود، می­تواند بسیاری از باورهای اسلامی دیگر را نیز متزلزل نماید.

در نگاهی اجمالی به کتب عدم تحریف قرآن، درمی­یابیم که رویکرد غالب این کتابها، رویکردی تاریخی و نزاعِ فرقه­ای است که از قرن سوم تا پنجم شکل گرفته و تا کنون ادامه یافته است.

توجه این نویسندگان، به محفوظ ماندن نصِ آیات قرآن کریم از «نقص و اضافه» و عدم تحریف کتابِ قرآن، از عصر «جمعِ قرآن» تا کنون است. ایشان در کتب مستقل و غیر مستقل، استدلالهای متنوعی در محفوظ ماندن آیات قرآن کریم پس از پیامبر(صلی­الله­علیه­وآله­وسلم) تا کنون مطرح نموده­اند.

امّا به نظر می­رسد که موضوع «قرآن و تحریف» فراتر از ستیزه­های فرقه­ای و مذهبی، می­تواند ابعاد گسترده­تر و متنوع­تری داشته باشد؛ بنابراین ما در کتاب «موضوع شناسی قرآن و تحریف»،  «عدم تحریف قرآن» را از منظرهای مختلفی، بیش­تر از رویکردهای تاریخی، مورد دقت قرار داده­ایم.[1]  

در دهه­های اخیر، کم کم، رویکرد موضوع «تحریف قرآن» از حالت تاریخی ـ روایی، به رویکرد فلسفی ـ کلامی در حال تغییر است. و سیر روزافزون و گسترش موضوعات و احیاناً شبهات دینی پیرامون وحی، می­تواند شاهد این ادعا باشد.

قرن اخیر، قرن «فلسفه زبان» و «فلسفه ذهن» و به دنبال آن، موضوعات هرمنوتیک است، این فلسفه­ها برخی از شاخص­ترین آموزه­ها و دیدگاه­های ادیان آسمانی و از جمله اسلام را در بر گرفته­اند؛ بنابراین دیری نمی­پاید که موضوع «عدم تحریف به زیاده و نقصان قرآن کریم»، از مرکز توجهات علماء دین و فلسفه دین خارج خواهد شد.

***

اما صرف نظر از مطالبی که گذشت، فعلاً و اکنون، با توجه به حجم اتهاماتی که به شیعه، پیرامون موضوع تحریف قرآن، در محاورات گرایشات تند «سنی ـ اسلامی» زده می­شود، ضروری می­نماید که تا حد امکان به این موضوع پرداخته شود.

به همین دلیل، یکی از این ضرورتها، تدوین کتابشناسی به روز، برای موضوع «عدم تحریف قرآن» است. کتاب‌شناسى یک موضوع، براى مؤلفان و محققان آن موضوع، جزء حیاتى‌ترین ابزارهاى موفقیت آنها به حساب مى‌آید و قدم اول در تألیف کتابهاى تحقیقى و علمی، مراجعه به کتاب‌شناسى آن موضوع است.

در این مقال، قصد معرفی کتابشناسی­های موضوع عدم تحریف قرآن را داریم. امّا به عنوان مقدمه این کتابشناسی، به جاست تاریخچه­ای مختصر از سیر پیدایش بحث تحریف یا عدم تحریف قرآن، مورد نظر قرار گیرد.

 

مقدمه در سیر پیدایش بحث تحریف قرآن

«نخستین متکلمان شیعى در مقام مجادله با سنیان، احادیثى را از مآخذ سنى نقل و با آنها برضد خود ایشان استدلال مى‏کردند. اما از میانه قرن سوم به بعد، برخی تصور مى‏کردند که هرچه برخی محدثان قدیمى شیعى، گفته یا نوشته‏اند، ضرورتاً دیدگاه‏ها و اخبار ائمه را نشان مى‏دهند. این  فرض موجب نسبت دادن مطالب نادرست به اندیشه شیعى شد.

بسیارى از این گفت‏وشنودهاى محدثان شیعى با اهل‏سنت درگذر زمان فراموش شده بودند. از این جهت، روشن نبوده است که آیا برخی از عقایدى که بعدها دیدگاهى سنى یا شیعى قلمداد شده‏اند، در اصل، نظریات گروه‏هاى مختلف بوده است یا حداقل در جریان‏هاى اصلى جامعه اسلامى مطرح بوده‏اند یا خیر؟

مسئله عدم نقصان و زیادت مصحف عثمانى و مجادلات درباره آن، مثال مهمى از این پدیده است. مسئله اصلى در این منازعات این بود که آیا مصحف عثمانى تمام آیات قرآن را دربر دارد یا آیات دیگرى نیز وجود داشته که از مصحف عثمانى حذف شده‏اند.

شواهدى در خود قرآن و نیز حدیث وجود دارد که نشان مى‏دهد، پیامبر متن مکتوبى را در دوره حیاتشان و به احتمال بیشتر در نخستین سال‏هاى حضورشان در مدینه تدوین کرده بودند. ایشان ظاهراً کار تدوین قرآن را تا پایان حیاتشان ادامه دادند و به کاتبان وحى مى‏گفتند که بخش‏هاى جدید وحى‏شده را در کجاى قرآن قرار دهند.

روایت سنى درباره جمع‏آورىِ قرآن با آنچه پیش‏تر آمد، کاملاً متفاوت است. این روایت مدعى است که قرآن تا پس از زمان وفات پیامبر در سال یازدهم هجرى در یک مجلد تدوین نشده بود.

کاتبان وحى پس از آن که پیامبر آیات قرآن را درمى‏یافت و بر آنان قرائت مى‏کرد، به سرعت مى‏نوشتند. برخى مومنان بخش‏هایى از وحى را حفظ مى‏کردند یا گاهى وحى را بر هر چیزى که مى‏شد بر آن نوشت و در دسترس بود، ثبت مى‏کردند.

برطبق نظر طرفداران این قول، این واقعیت که قرآن به شکل یک کتاب تا وفات پیامبر تدوین نشده بود، کاملاً منطقى است؛ چون تا وقتى که پیامبر در قید حیات بود، همیشه وحى دیگر انتظار مى‏رفت. هیچ شکل تدوین‏شده‏اى از اجزایى که پیش‏تر وحى شده بود، نمى‏توانست تهیه گردد که تمام متن قرآن را دربرگیرد.

افراد متعددى بخش‏هاى زیادى از وحى را حفظ کرده بودند و در نمازهایشان مى‏خواندند و براى تعلیم دیگران قرائت مى‏کردند. امّا بعد از وفات پیامبر تغییر کرد و در اوضاع و احوال جدید، جمع‏آورى قرآن الزامى شد. و این الزام بنابر داستانی، باورمند گشت.[2]

سراسر این داستانِ تدوین قرآن را واقعیتى مسلم انگاشته‏اند. آن گونه که خواهیم دید، این دیدگاه مبنایى‏شد براى نظر متأخرترى، که مدعى‏بود متن ‏قرآن کامل نیست.

در احادیث اهل سنت روایات فراوانى هست، دالّ بر از دست رفتن بخشى از وحى قبل از آن ‏که ابوبکر جمع‏آورى قرآن را آغاز کند. اخبار مشابهى خصوصاً درباره مصحف عثمانى ذکر شده است.

این اخبار حکایت از آن دارند که بسیارى از صحابه برجسته بخش‏هایى از وحى را که آنان خودشان از پیامبر یا به شکل دیگرى شنیده بودند، در مصحف عثمانى نمى‏یافتند. این اخبار متضمن این‏نکته‏اند که تفاوت‏هاى چشم‏گیرى بین مصحف‏هاى مختلف قرآن وجود داشته است.

عموماً در سنت اسلامى این مطلب پذیرفته شده است که مصحف رسمى قرآن را عثمان نشر داد و همو دیگر قرائت‏هاى قرآن را تحریم کرد. مسلماً تفاوت‏هایى بین مصحف عثمانى و دیگر مصحف‏هاى قدیمى بوده، همان‏طور که بین خود مصحف‏ها نیز تفاوت‏هایى بوده است. سواى مسائل دیگر، این تفاوت‏ها بود که ضرورت تدوین مصحف عثمانى و متن مورد پذیرش همگان را پدید آورد.

احتمال مى‏رود که مصحف على(ع)، که کامل‏ترین و معتبرترین مصحف‏ها بوده، به عنوان مصحف رسمى به عثمان پیشنهاد شده باشد، اما او آن را رد کرده و ترجیح داده است، اجزاى همه مصحف‏هاى موجود را جمع‏آورى و تدوین کند. این امر موجب گردید که على(ع) نیز از ارائه مصحفش براى تدوین مصحف عثمانى خوددارى کند. روایت شده است که عبدالله بن مسعودِ صحابى نیز از جریان تدوین کناره گرفت و از ارائه مصحف خویش خوددارى کرد.

چون این نکته اخیر با اخبارِ پیش‏گفته درباره تدوین قرآن بعد از وفات پیامبر به دست على(ع) تطبیق داده شود، ممکن است موجب روشن شدن خاستگاه‏هاى داستان گردد. با در نظر گرفتن برخى مباحث سیاسى صدر اسلام و مباحث جدلى ـ منازعه‏اى بعدى در درون جامعه اسلامى، مى‏توان از وجود جریان چندمرحله‏اى شکل‏گیرىِ آن سخن گفت.

در طول زمان مطالبى درباره قول به نقصان‏ها و تغییرها در قرآن تا بدان حد زیاد شد که به شکل تک‏نگارى‏هاى گسترده‏اى در ادبیات اهل­سنت تجلى یافت. بنابراین، این نظر که مصحف عثمانى ناقص است، نتیجه منطقى روایتى است که به احتمال زیاد در مقام تلاشى فرقه‏اى از سوى سنیان جعل شد و بنابراین در ابتدا مفهومى کاملاً سنى داشت. جنبه‏هایى از این نظر مثل این ادعا که مطالب غیرقرآنى به مصحف عبدالله بن مسعود افزوده شده بود، حمایت هیچ‏یک از فرقه‏هاى اسلامى را به دنبال نداشت.

نهایتاً این تلاش منتهى به بروز مشکلاتى براى اهل سنت شد و مخالفانشان در منازعات جدلى، استدلال تازه‏اى برضد ایشان مبنى بر تغییر در مصحف عثمانى یافتند. این مسئله در مورد شیعه کاملاً درست است که تردیدهایى درباره شرایطى که مصحف عثمانى رواج یافت، داشته است و این‏که ممکن است تصرفات چندى در گردآورى قرآن به‏دست کسانى که مسئول تدوین بوده‏اند، رخ داده باشد.

در مواجهه با این تحدى، فقهاى سنى بعدها به دورى گزیدن از نقل این اخبار روآوردند و در عوض بر عدم تحریف قرآن تاکید کردند. آنان بعدها نقل و ارجاع به این اخبار قدیمى را ممنوع کردند، حتى اگر سلسله روات ثقه خودشان آنها را نقل کرده بودند.

بنابراین، عقیده به تحریف قرآن که در بین جامعه اهل سنت شکل گرفته بود، به تدریج به صورت ادعایى بى‏اساس و ضد سنى تبدیل شد. با وجود این، اهل سنت نمى‏توانستند از همه احادیثِ این‏گونه چشم‏پوشى کنند، زیرا بسیارى از آنها را سلسله راویانِ ثقه و مقبول نقل کرده بودند.

سنیان تقسیم‏بندى جدیدى را از نَسخ به منظور توجیه عدم وجود مطالب حذف شده از مصحف عثمانى ارائه کردند. این نظر بیانگر این بود که با وجودى که خود آیه حذف شده است، هنوز مردم آن را به خاطر دارند. این نظر تا زمان حاضر، صحیح تلقى مى‏شود.

در اندیشه تشیع، بنیاد ایمان بر ولایت ائمه و خاندان پیامبر است. ولایت مهم‏ترین عنصر و برترین جزء شریعت است. شیعیانِ نخستین به تقواى بى‏مانندِ على(ع)، فاضل‏ترین جانشین پیامبر، و پس از وى ائمه که از نسل اویند به مثابه حاکمان حقیقىِ زمانشان اعتقاد داشته‏اند، گرچه قرآن اشاره صریح و بى‏ابهامى به هیچ‏یک از این موارد ندارد.

در حقیقت، ستیزه‏گران فرقه‏اى قدیمى مکرر این سؤال را بیان کرده‏اند: اگر على(ع) و اولادش واقعاً داراى اهمیت اساسى بودند، چرا اسم آنان و موقعیت‏هاى دینى‏شان به صراحت در قرآن ذکر نشده است؟

در برخى اخبار سنى درباره تدوین قرآن اشاره شده است که روایت قدیمىِ مصحف عبارت‏هایى داشته است که نام على(ع) و جایگاه مهم اهل بیت پیامبر که در مصحف عثمانى حذف شده‏اند، در آن وجود داشته است.[3]

همچنین گفته‏اند که ذکر و یاد على(ع) و اهل‏بیت پیامبر در مصحف‏هاى قدیمى در عبارت‏هاى دیگرى از قرآن ذکر شده است. چنین اخبارى براى متکلمان قدیمىِ شیعه، سلاح آماده‏اى براى مسکوت کردن مخالفانشان شد تا استدلال کنند اگر متن قرآن تبدیل نشده بود، مردم به روشنى مى‏توانستند در قرآن، برهان‏هایى دال بر حقِ اهل‏بیت پیامبر را ببینند. اشاره به قرائت‏هاى مختلف سنیان، مکرر در منازعات فرقه‏اى بین سنیان و شیعیان ظاهر مى‏گردد.

عامل دیگر که ظاهراً در ورود این نوع احادیث به ادبیات شیعى سهم داشته، علاقه خاص پیروان برخى جریان‏هاى الحادىِ غلو در میان فرقه‏هاى شیعه بوده است. غلات از این اخبار در منازعات مذهبى با شیعیان معتدل معاصرِ خود بهره‏بردارى کرده‏اند.

بسیارى از روایات سنى درباره تحریف قرآن و به واسطه راویان حدیث چون احمد بن محمد سیارى[4] و محمد بن حسن بن جمهور عمى بصرى[5] و مفضل بن عمر جعفى و یونس بن ظبیان و منخل بن جمیل کوفى[6] به ادبیات شیعه وارد شده بود.

همه این افراد به آراى غلو و گرایش‏هاى الحادى معروف بودند و به دلیل همین نظرات، از جریان غالب تشیع در زمانشان و همچنین در زمان‏هاى بعد کنار نهاده شدند.

اساساً به واسطه تلاش‏هاى مقاومِ گروه‏هاى غلو در داخل جامعه شیعه، تمام مطالب مربوط به این موضوع به شکل شگفت‏انگیزى در نیمه نخست قرن سوم هجرى بر مبناى روایات مورد پذیرش رجال اهل سنت شکل گرفت.

غلات، تلاش‏هاى بیشترى در دیگر موارد مشابه، که نام على(ع) یا اشاره‏اى به اهل‏بیت پیامبر مى‏توانست در آیه اضافه گردد، انجام دادند. به منظور طرح این مدعا که مورد یا مواردى عمداً از قرآن حذف شده‏اند، نفوذ جامعى از این تلاش‏ها در کتاب القراءات سیارى[7] در دسترس است.

در آغاز میانه قرن سوم، بسیارى از محدثان شیعى به پذیرش وثاقت این اخبار تمایل داشتند. آنان همانندِ همتایانِ سنى‏شان، مدعى بودند که در قرآن حذف و تبدیل‏هاى صورت گرفته است.[8]

دیگر فقها به نقل روایاتى که درباره این موضوع‏اند بسنده کرده‏اند، بدون این‏که توضیح دهند آیا به وثاقتشان اعتقاد دارند یا خیر.[9] با این همه، اتفاق نظرى درباره این مسئله میان محدثان شیعى نبوده است.

نظر محدثان به زودى در مقابل حملات فقهاى شیعه قرن چهارم رو به انحطاط نهاد و نهایتاً در دهه‏هاى نخستین قرن بعدى در نتیجه شکست از مکتب فکرى ـ عقلى شیعه از صحنه حذف گردید. و نظر تحریف قرآن در ادبیات شیعه، نکته‏اى حاشیه‏اى ماند و تنها برخى از محدثان قرن سوم و چهارم از آن حمایت کردند.»[10]

 

نهضت ردیه­نویسی بر تحریف قرآن

از پایان قرن چهارم تاکنون، فقط چند نفر از علمای شیعه شناخته شده‏اند که از احتمال حذف و تغییر در مصحف عثمانى، ـ اساساً با اتکا بر روایات درباره این مسئله ـ حمایت کرده‏اند. که برای دفع این نظریه، نوشته­های غیرمستقل و مستقلی نگارش یافت، که بسیار اندک­اند و برخی از آنها عبارتند از:

نفی التحریف عن القرآن الشریف، ابولحسن­علی واحدی­نیشابوری (398 ـ 468 ق).

رسالة فی نفی النقیصة، علی بن عبدالعالی کرکی (م 940 ق).

کشف الحجاب و النقاب فی وجه تحریف الکتاب، ملا محمد سلیمانی ( ق 12)

تواتر القرآن، محمد بن حسن (1033 ـ 1104 ق)

امّا به واسطۀ نگارش یک کتاب، «نهضت ردیه نویسی» بر تحریف قرآن به اوج رسید. یکی از جنجالی­ترین کتابها متأخر، که احتمال حذف و تغییر در مصحف عثمانى را صحیح دانسته است، کتاب؛ الفَصْل‌ الخطاب‌ فى تحریف‌ الکتاب محدث نوری[11] است.

ایشان در خصوص‌ غیر آیات‌ أحکام،‌ اختیار کرده‌ است‌ که‌: در‌ قرآن‌، تنقیص‌ (نه زیاده) حاصل‌ شده‌ است‌ به‌ طورى که‌ ما عین‌ آن‌ را نمی‌دانیم‌؛ امّا نزد أهلش‌ مشخّص‌ و موجود می‌باشد. بلکه‌ از أخبارى که‌ آنها را در کتاب‌ مفصّلاً ذکر کرده‌ است‌ علم‌ إجمالى به‌ ثبوت‌ نقص‌ فقط‌، حاصل‌ است‌.

شیخ‌ مَحْمود طهرانى مشهور به‌ مُعَرَّب‌ ردّى بر وى نگاشت‌ و نامش‌ را «کَشْف‌الارتیاب‌ عن‌ تحریف‌ الکتاب‌» نهاد. چون‌ این‌ مطلب‌ به‌ شیخ‌ نورى رسید، رساله‌اى فارسى جداگانه‌ در جواب‌ از شبهات‌ «کشف‌الارتیاب‌» نوشت‌. و شیخنا عادتش‌ این‌ بود که‌ می‌گفت‌: راضى نیستم‌ از کسى که‌ «فصل‌ الخطاب‌» را مطالعه‌ کند و نظر در این‌ رساله‌ را واگذارد.[12]

ایشان در أوّل‌ رسالة‌ جوابیّه‌ گفته‌ است‌: اعتراض‌ بر کتاب من، براساس‌ مغالطه‌ در لفظ‌ تحریف‌ است‌؛ چرا که‌ مراد من‌ از تحریف‌، زیاد کردن و تغییر و تبدیل‌ نیست‌، بلکه‌ خصوص‌ إسقاط‌ بعض‌ از آن‌ چیزى است‌ که‌ نازل‌ شده‌ است‌ و نزد أهلش‌ محفوظ‌ می‌باشد.

و علاوه‌ مراد من‌ هم‌ از کتاب‌، قرآن‌ موجود میان‌ دَفَّتَیْن‌ نیست‌؛ به‌ علّت‌ آنکه‌ آن‌ قرآن‌ بر آن‌ حالتى که‌ بین‌الدفّتین‌ در عصر عثمان‌ بود، اینک‌ هنوز باقى است‌؛ نه‌ زیادى بر آن‌ عارض‌ شده‌ است‌ نه‌ نقصان‌. بلکه‌ مراد من‌ کتاب‌ إلهى نازل‌ شده‌ است‌.

علامه طهرانی که شاگرد او است، در ذریعه می­گوید:

 من‌ خودم‌ از او شفاهاً شنیدم‌ که‌ می‌گفت‌: من‌ در این‌ کتاب‌ ثابت‌ نموده‌ام‌ که‌: آنچه‌ فعلاً در میان‌ دفّتین‌ موجود است‌، دست‌ نخورده‌ همان‌ است‌ که‌ در عصر عثمان‌ بوده‌ است‌؛ أبداً تغییرى و تبدیلى مانند آنچه در سایر کتب‌ سماویّه‌ حاصل‌ شده‌ است‌ در آن‌ رخ‌ نداده‌ است‌. بنابراین‌ سزاوار است‌ به‌ آنکه‌ نامیده‌ شود: «فصل‌ الخطاب‌ فى عدم‌ تحریف‌ الکتاب‌».

و علیهذا نامیدن‌ آن‌ به‌ این‌ نامى که‌ مردم‌ آن‌ را بر خلاف‌ منظور و مراد من‌ حمل‌ می‌کنند، اشتباهى است‌ در نامگذاری‌... مراد من‌، إسقاط‌ بعض‌ وحى مُنْزَل‌ الهى است‌؛ و اگر می‌خواهى تو نام‌ آن‌ را بگذار: «الْقَوْلُ الفَاصِلُ فِى إسْقَاطِ بَعْضِ الْوَحْى النَّازِلِ»...[13]

بی­شک از زمانی تألیف کتاب وی پیرامون تحریف قرآن، تاکنون، بیشترین حجم کتابها و مقالات پیرامون عدم تحریف قرآن در جامعه شیعی، نگاشته شده است. که اکنون در این مقال به کتابشناسی­های آنها می­پردازیم.

 

 

پیرامون کتابشناسی عدم تحریف قرآن

 

سختی تدوین کتابشناسی عدم تحریف قرآن

یک: اساساً تدوین و تنظیم کتابشناسى، کارى طاقت‌فرسا و زمانبر و ناشیرین است؛ هیچ هیجانى ندارد. مراجعه کنندگان محدود دارد و معمولاً در کتابفروشیها به دید کتاب بی­مشتری، به آن مى‌نگرند. کتابشناسی­ها، شاید سالهاى سال در انبار ناشران مى‌مانند.

از این اسفناک­تر اینکه؛ تا مراجعه­ای  به متن کتابشناسی صورت نگیرد، کاستى‌ها و نقص‌هاى آن مشخص نمى‌شود. با این وصف، کسانى که اقدام به تدوین و تنظیم کتاب‌شناسى مى‌کنند اگر وقت زیاد و دقت فراوان صرف کار نکنند، حتماً کارى پخته و مطمئن نخواهد بود.

و اگر عمر گرانمایه خود را صرف این کار کنند و ساعتها براى تصحیح و پیدا کردن یک تاریخ نشر یا ناشر و یا نام مؤلف صرف نمایند، شاید خوانندگان و مراجعه کنندگان کتابشناسی­ها به هیچ وجه متوجه زحمات و تلاش و وقت بسیارى که مؤلف براى تدوین کتاب‌شناسى گذاشته، نشوند.

از سوى دیگر تنظیم کتاب‌شناسى واقعآ دشوار و خسته کننده است.  زیرا  تدوین‌گر با یک سرى اعداد و اسامى سرکار دارد که اگر خوب دقت کند باز در مراحل حروفچینى و صفحه‌آرایى، زمینه اشتباه او مهیاست.

اگر اغلاط کتابهاى معمولى را بتوان با خواندن کلمات قبل و بعد تشخیص داد امّا در کتاب‌شناسى اگر در مراحل حروفچینى قصورى رخ دهد به هیچ عنوان بدون تطبیق مکرر و دقیق نمى­توان اشتباهات را تشخیص داد.

دو: بخشی از مصادر و مراجع قدیمی شیعه[14] و سنی شامل گزاره­های واحد یا مختصری پیرامون موضوع تحریف قرآن هستند.

امّا نوشته­هایی نیز اختصاصاً به این موضوع پرداخته­اند. که آنها را می­توان به چند دسته تقسیم نمود:

  1.  عناوین مستقل که به صورت جزوه و کتاب یا مقاله و پایان­نامه به موضع تحریف یا عدم تحریف قرآن پرداخته­اند.
  2.  عناوین غیر مستقل که به مناسبتی، پیرامون عدم تحریف قرآن مطلب نوشته­اند. این عناوین فرعی را می­توان در نوشته­های علوم قرآن، تفسیر، اصول فقه و اصول عقاید یافت.

عناوین غیر مستقل، کار یک تدوینگر کتابشناسی را بسیار مشکل می­کند. چرا که برای جامعیت کار، باید تمامی کتابهایی که احتمال می­رود به مناسبتی پیرامون این موضوع سخن گفته­اند را ببیند.

به عنوان مثال؛ علاوه بر کتابهای علوم قرآنی، کتبی که پیرامون جمع قرآن و یا مصحف علی(ع) می­باشند، به صورت مستقیم یا به نوعی به بحث تحریف قرآن مربوط خواهند شد. یا اینکه؛ دانشمندان علم اصول به تناسبِ بحث از دیدگاه اخباریان در مورد عدم حجیت ظواهرکتاب، به بررسى این مسئله نیز پرداخته­اند.[15]

بنابراین؛ بررسی این دامنه کار و تفحص، عمر طولانی و صرف هزینۀ زیاد می­طلبد، که غالباً تدوینگر را از پرداختن به این دامنه و وسعتِ کار، منصرف می­سازد.

 

 

معرفی منابع برای تدوین کتابشناسی عدم تحریف قرآن

معرفی برخی منابعی که می­توان این کتابشناسی را از آنها استخراج نمود[16]

1343ـ الکتب المصنفه فی القرآن، ابن ندیم، ترجمۀ م.رضا تجدد.

1343ـ کتابشناسی ملی ایران (بخش قرآن و علوم قرآنی) ، بی نام.

1346ـ کتابشناسی ده ساله ایران (بخش قرآن) ، ایرج افشار.

1352ـ کتابشناسی موضوعی ایران (بخش قرآن) ، حسین بنی آدم.

1357ـ فهرست المطبوعات العراقیة (بخش القرآن الکریم، تفسیر و علوم القرآن) ، عبدالجبار عبدالرحمن.

1360ـ معجم الدراسات القرآنیة: المطبوعة و المخطوطة، مرهون الصفار.

1361ـ اعلام الدراسات القرآنیه فی خمسة عشر قرناً، مصطفی الصاوی الجوینی.

1361ـ علوم قرآن و فهرست منابع، سید عبدالوهاب طالقانی.

1361ـ فهرست مقالات فرهنگی (بخش قرآن و قرآن­شناسی) ، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب.

1362ـ دلیل الرسائل الجامعیة فی کلیة الشریعة و الدراسات الاسلامیه بجامعة ام القری، محمد حسن الشبلی.

1362ـ معجم مصنفات القرآن الکریم، علی شواخ اسحاق.

1363ـ کتابنامه، فهرست کتب منتشره (بخش قرآن و علوم قرآن)، بی نام.

1365ـ کتابشناسی مطالعات قرآنی در سال­های اخیر، مجله تحقیقات اسلامی.

1366ـ کتابشناسی موضوعی کتاب­های دینی ایران (بخش قرآن شناسی) ، سید محمد باقر نجفی.

1367ـ آثار الحنابله فی علوم القرآن، سعود بن عبدالله الفنیسان.

1368ـ علوم القرآن الکریم و التفسیر، عبدالجبار عبدالرحمن.

1368ـ قرآن و علوم قرآنی، محمد جواد خندان و محمد علی خاکساری.

1368ـ کتابشناسی­های علوم قرآنی، یوسف عبدالرحمن المرعشیلی و جمال احمدی الذهبی و ابراهیم عبدالله الکردی.

1369ـ کتابشناسی موضوعی کتابخانه بنیاد پژوهش­های اسلامی (بخش قرآن، علوم قرآنی، تفسیر و تفاسیر)، محمد علی خاکساری و محمد فهیم پور.

1370ـ رسائل جامعیة حول القرآن الکریم، عبدالجبار الرفاعی.

1370ـ علوم قرآنی و تفسیر، مجله نمایه.

1370ـ کتابشناسی قرآن و علوم قرآنی، صدیقه سلطانی­فر.

1370ـ کشاف الفهارس، محمد باقر حجتی.

1371ـ دلیل المؤلفات الاسلامیة فی المملکة العربیة السعودیة، محمد خیر رمضان یوسف.

1372ـ التفسیر و علوم القرآن، عبدالجبار الرفاعی.

1372ـ معجم الدراسات القرآنیة، عبدالجبار الرفاعی.

1374ـ سیر نگارش­های علوم قرآنی، محمد علی مهدوی­راد.

1374ـ فهرست پایان­نامه­های قرآنی دانشجویان دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی، معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی.

1374ـ کتابنامه بزرگ قرآن کریم، محمد حسن بکائی.

1375ـ دلیل رسائل جامعة ام القری الی نهایة عام 1415 هجری، عمادة شؤون المکتبات جامعة ام القری.

1375ـ فهرست پایان­نامه­های قرآنی موجود در کتابخانه مرکز فرهنگ و معارف قرآن، محمد علی هاشم زاده.

1375ـ کارنامه نشر (بخش قرآن) معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد.

1375ـ کتابشناسی کتب علوم قرآنی، معاونت فرهنگی وزارت ارشاد.

1376ـ چکیده پایان­نامه­های قرآنی دکتری و کارشناسی ارشد دانشگاه­ها و مراکز آموزش عالی، طاهر حدیثی.

1376ـ قائمة مطبوعات دارالکتاب المصری و دارالکتاب اللبنانی (بخش القرآن الکریم و علومه) ، حسن الزین.

1376ـ کارنامه نشر (بخش قرآن) معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد.

1376ـ کتابشناسی گزیده علوم و معارف قرآنی و حدیث، ثریا پورحسین.

1376ـ معرفی کتاب­های قرآنی و علوم قرآن، کتاب ماه دین[17].

1377ـ کتابشناسی علوم قرآن، محمد علی هاشم­زاده.

1377ـ کارنامه نشر (بخش قرآن) معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد.

1378ـ پایان­نامه­های کارشناسی ارشد و دکتری علوم قرآنی، جعفر نکونام.

1378ـ 1383 ـ کارنامه نشر (بخش قرآن) معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد.

1380ـ مأخذشناسی علوم قرآن، مهدی دغاغله.

1384ـ تألیفات شیعه در شبه قاره هند، سید شهسوار حسین نقوی.

1384ـ 1392ـ کارنامه نشر (بخش قرآن) معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد.

و نیز چهار کتابشناسی اختصاصی عدم تحریف قرآن، که معرفی آنها خواهد آمد. البته همه مواردی که بیان شد، جزء آثار مکتوب می­باشند؛ برای مراجعه به آثار فضای مجازی، اینترنت و نرم­افزارهای کامپیوتری، می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

1ـ پایگاه­های کتابخانه­های مختلف ایران و جهان (همانند: lib.ir).

2ـ پایگاه تخصصی مجلات نور.

3ـ پایگاه نشریات ایران.

4ـ مرکز معارف قرآن (دفتر تبلیغات اسلامی).

5ـ نرم­افزار مشکات الانوار (مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی).

و بسیاری از سایت­ها و پایگا­ه­ها و نرم­افزار های دیگر موجود در ایران و جهان.

 

معرفی چهار کتابشناسی اختصاصی پیرامون عدم تحریف قرآن

جدای از برخی نوشته­ها که به مناسبت بحثِ تحریف قرآن، اختصاراً به عده­ای از آثار پیرامون این موضوع اشاره داشته­اند، تاکنون سه «کتابشناسی مستقل»، پیرامون عدم تحریف قرآن منتشر شده است، که عبارتنداز:

 

1ـ کتابشناسی افسانۀ تحریف (صحتی)

این کتابشناسی یکبار به سال 1374 شمسی، توسط جناب آقای محمد صحتی سردرودی[18] در شانزده صفحه تنظیم شده است و در شماره­های 2 و 3 فصل­نامه نشریه «صحیفۀ مبین» وابسته به معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی به تاریخ تابستان و پاییز با صفحات صص 59 ـ 64 و صص 58 ـ 67 در اراک منتشر شده است.[19]

این مقاله مجدداً به صورت یکجا، در تابستان 1379 در گاه­نامۀ مجموعه مقالات صحیفۀ مبین، وابسته به مرکز فعالیتها و پژوهش­های قرآن و عترت دانشگاه آزاد، شمارۀ 2 در بیست­ودو صفحه، بدون هیچ تفاوتی در تعداد عناوین چاپ سری قبل، منتشر شده است.

این کتابشناسی، اولین کتابشناسی مستقل پیرامون این موضوع است که با عنوان تحریف قرآن شناخته شد. و شامل جمعاً یکصدوسی­چهار عنوان اثر می­باشد.

اثر مورد بحث، دارای یک مقدمه کوتاه و سه بخش است. در بخش اول، به کتابهای مستقل پیرامون عدم تحریف قرآن پرداخته شده،  که شامل چهل عنوان اثر می­باشد. در بخش دوم، به کتابهای غیر مستقل پیرامون این موضوع پرداخته شده، که کتابهای تفسیری و علوم قرآنی را دربر می­گیرد و شامل پنجاه  و چهار عنوان اثر می­باشد. در بخش سوم به افسانۀ تحریف در آیینۀ مطبوعات پرداخته شده، که شامل چهل عنوان مقاله می­باشد.

ناظم اثر، در ابتدای معرفی آثار، به دو سه نکته اشاره نموده است:

الف) در این تحقیق تنها از کتابهایی نام برده می­شود که اساس بحثشان بر محور افسانۀ تحریف می­چرخد و فقط به خاطر همین موضوع تألیف شده­اند و کتاب­هایی که در آنها به طور جنبی بحث یا مباحثی در این خصوص مطرح شده، مطمع نظر نیست.

ب) دایرۀ مقاله از حوزۀ تشیع فراتر نمی­رود و تنها کتابهایی را شامل می­شود که توسط نویسندگان شیعه مذهب نوشته شده است، وگرنه دایرۀ این موضوع در حوزه تسنن بسی فراتر از اینهاست؛ چرا که آنها پیش­تر  و بسی بیشتر از این، دچار این افسانه گشته­اند که خود بحثی جداگانه و گسترده را می­طلبد.

ج) کتابشناسی، تا حد امکان همه کتابهای مربوط را در بر می­گیرد و میان مثبت و منفی تفکیکی را به دست نمی­دهد، مگر آنجا که این کار در خصوص برخی کتاب­ها لازم و ضروری می­نمود. به این ترتیب غثّ و سمین، سره و ناسره همه را در بر می­گیرد.

***

این کتابشناسی از دو کتابشناسی که در آینده صحبت خواهیم کرد، دقیق­تر می­باشد و در برخی از عناوین همراه با توضیحات و توصیفاتی است که می­تواند برای محققین مفید واقع شود. به نظر می­رسد که تدوینگر برخی از عناوین کتابشناسی را حضوری ملاحظه نموده است. و در تنظیم و ترتیب آثار، تا جایی که ممکن بوده ترتیب تاریخی کتابها لحاظ شده است.

البته این کتابشناسی همانند دو کتابشناسی دیگر، کاستی­هایی نیز به همراه دارد، از جمله:

  1.  کمبود در تعداد عناوین مرتبط با موضوع، طبق الگویی که خود ناظم برای گسترۀ تدوین اثر در نظر داشته است. با نگاه اجمالی به برخی آثار ما قبل بهار سال 1374 ، می­توان حدود شصت اثر دیگر، مطرح نمود، که در کتابشناسی ایشان ذکر نامی از آنها نشده است.
  2.  یکدست نبودن داده­ها و مشخصات عناوین کتابشناسی. همانند: نام خانوادگی؛ نام مؤلف؛ عنوان اثر؛ ترجمه؛ نوع اثر؛         نوبت چاپ؛ شهر؛ چاپی/ خطی؛ نام ناشر یا نشریه؛         شماره نشریه؛ تاریخ نشر؛ تعداد جلد؛  تعداد صفحه؛ قطع کتاب؛ زبان کتاب؛ محل نگهداری.
  3.  نداشتن ارجاعات کمکی برای دسترسی آسان محققین و پژوهشگران. همانند: ترتیب بر اساس الفبای عناوین. ترتیب بر اساس الفبای مؤلفین. ترتیب بر اساس محل نشر، تاریخ و ... .
  4.  مشخص نبودن توصیفی یا غیر توصیفی بودن کتابشناسی؛ چراکه برخی از عناوین توصیف و توضیحات اضافی دارند و برخی عناوین فقط به نام آنها اکتفا شده است.
  5.  این کتابشناسی اشاره­ای به پایان­نامه­های پیرامون موضوع تحریف قرآن ندارد.

 

2ـ کتابشناسی تحریف­ناپذیری قرآن کریم (امینی)

این کتابشناسی در بهار سال 1378 شمسی، توسط جناب آقای محمد امینی[20] در هیجده صفحه تنظیم شده است و در شماره 21 نشریه «بینات» موسسه معارف اسلامی امام رضا (ع) در صفحات صص 153 ـ 170 منتشر شده است.

این کتابشناسی، دومین کتابشناسی مستقل پیرامون این موضوع است که شناخته شد. و شامل جمعاً یکصدوشصت­وشش عنوان اثر می­باشد. که حدود 45 اثر مشترک و 122 عنوان اثر متفاوت با کتابشناسی آقای صحتی دارد.

اثر مورد بحث، دارای یک مقدمه کوتاه و پنج بخش است.

در بخش اول، به کتابهای مستقل در این مسأله پرداخته شده،  که شامل 54 عنوان اثر می­باشد.

در بخش دوم، به کتابهای غیر مستقل پرداخته شده، که کتابهای علوم قرآنی را دربر می­گیرد و شامل 35 عنوان اثر می­باشد.

در بخش سوم به کتابهای غیر مستقل پرداخته شده، که کتابهای تفسیری را دربر می­گیرد، و شامل 15 عنوان می­باشد.

در بخش چهارم، به کتابهایی در موضوعات مختلف که حاوی این بحث هم بوده­اند، اشاره دارد که شامل 21 اثر می­شود. و در بخش پنجم، مقالاتی که در مطبوعات پیرامون تحریف یا عدم تحریف قرآن به طبع رسیده را در 41 عنوان، شناسانده است.

تدوینگر، در ابتدای شناساندن آثار، به دو سه نکته اشاره نموده است:

الف) آثار ارائه شده پیرامون «تحریف یا عدم تحریف قرآن» تنها در این مقاله خلاصه نمی‏شود؛ بلکه این مجموعه تنها آثاری است که یا خود اثر در دسترس بوده‏اند و یا به هر شکل دیگر اطلاعاتی از آنها به دست رسیده است.

ب) از آنجا که قریب به اتفاق آثار ارایه شده به اثبات عدم تحریف قرآن پرداخته‏اند؛ لذا نام این مقاله «کتاب‏شناسی تحریف ناپذیری قرآن» می باشد، هر چند به بعضی از کتب مانند «فصل الخطاب» نیز اشاره گردیده است.

ج) در این مقاله علاوه بر کتاب هایی که مستقلاً پیرامون موضوع «تحریف یا عدم تحریف» نوشته شده، در حد توان هر کتابی که بحث قابل توجهی درباره تحریف قرآن داشته است به آن کتاب و ریز موضوع و صفحات مورد نظر اشاره شده است.

***

این کتابشناسی از کتابشناسی قبل و کتابشناسی بعدی که در آینده دربارۀ آن صحبت خواهیم کرد، ضعیف­تر و غیر دقیق­تر به نظر می­رسد. و گویا ایشان فقط به اطلاعات و داده­های کامپیوتری که در کتابخانه­ها تنظیم می­شود، اکتفا کرده است و فقط اطلاعات به دست آورده از این منابع[21] را ذکر کرده است.

این کتابشناسی، بی­دقتی­های فراوانی دارد که گویای آن است که ناظم و نشریه بینات، متن نهایی را مطالعه نفرموده­اند. ضمن تشکر از ایشان، برخی از کاستی­ها اثر عبارتنداز:

  1.  مهم­ترین ضعف این کتابشناسی، اطلاع نداشتن تدوینگر از انتشار «کتابشناسی قبلی» جناب آقای صحتی در این موضوع است، که چهار سال پیش منتشر شده بوده است. باتوجه به اینکه جدای از نشر آن مقاله، حتی کتابشناسی آقای صحتی، در زمستان سال 1374 در مقاله: «کتابشناسی توصیفی کتابشناسی­های قرآنی» معرفی شده بود.[22]
  2. کمبود در تعداد عناوین مرتبط با موضوع در این کتابشناسی. با تطبیق کتابشناسی آقای امینی (1378) با کتابشناسی آقای صحتی (1374)، مشخص شد که حدود 45 عنوان مشترک بین دو کتابشناسی است، امّا متأسفانه می­توان حدود 90 اثر در کتابشناسی آقای صحتی پیدا نمود، که در کتابشناسی آقای امینی، نامی از آنها برده نشده است.
  3.  یکدست نبودن داده­ها و مشخصات عناوین کتابشناسی. و نیز مشخص نبودن ترتیب کار در چینش اطلاعات. در چهار قسمت عنوان کتاب ابتدا آمده است و در یک قسمت عنوان نشریه ابتدا ذکر شده است.
  4. اطلاعات عددی در شناسنامه عناوین قابل اعتماد نیست. به عنوان مثال در قسمت مقالات، اغلب شماره صفحات اشتباه است. و نیز عدد شماره نشریه یا ماه و فصل نشر اشتباه است.
  5. در بخش سوم، یعنی بخش «کتابهایی در موضوعات مختلف که حاوی این بحث هم می­باشند» تعداد عناوین بسیار ناقص و کم­شمار می­باشد. این بخش به خاطر گستردگی عناوین مرتبط با آن، یا باید به عنوان بخش مستقل آورده نمی­شد، و یا تعداد بسیاری زیادی عنوان کتاب که شامل این بخش می­شوند، در آن معرفی می­گشت.
  6. نداشتن ارجاعات کمکی برای دسترسی آسان محققین و پژوهشگران. همانند: ترتیب بر اساس الفبای عناوین. ترتیب بر اساس الفبای مؤلفین. ترتیب بر اساس محل نشر، تاریخ و ... .
  7.  مشخص نبودن توصیفی یا غیر توصیفی بودن کتابشناسی؛ چراکه برخی از عناوین توصیف و توضیحات اضافی دارند و برخی عناوین فقط به شناسنامه آنها اکتفا شده است.
  8.  در این کتابشناسی نیز اشاره­ای به پایان­نامه­های پیرامون این موضوع نشده است.
  9. در نگارش اسامی مؤلفین آثار عربی، دقت در درج «ال» ابتدای اکثر  اسامی نشده است.

***

در مجموع باید گفت که اگر این کتابشناسی قبل از کتابشناسی آقای صحتی منتشر می­گشت، به عنوان اولین کتابشناسی پیرامون این موضوع و مبتدی بودن تدوینگر آن، اثری قابل قبول بود؛ اما انتشار آن چهار سال پس از اثر آقای صحتی وجهی نداشته است.

 

3ـ مأخذشناسی افسانۀ تحریف­ قرآن (مولوی)

این کتابشناسی مقاله­ای است مأخوذ از پایان­نامه که در زمستان سال 1387 شمسی، توسط جناب آقای محمد مولوی[23] در 30 صفحه با عنوان «کتابشناسی توصیفی افسانۀ تحریف قرآن» تنظیم شده است و در شماره سی نشریه «تخصصی الهیات و حقوق» دانشگاه علوم اسلامی رضوی، در صفحات صص 169 ـ 196 منتشر شده است.

این کتابشناسی، سومین[24] کتابشناسی مستقل پیرامون این موضوع است که با عنوان تحریف قرآن شناخته شد. و شامل معرفی جمعاً 332 عنوان اثر می­باشد.

اما پیش از معرفی این مقالۀ کتابشناسی مأخوذ از پایان­نامه، مختصراً به معرفی اصل پایان­نامه می­پردازیم و برخی از تفاوتهای آنها را گوشزد می­کنیم:

این پایان­نامه با عنوان «کتابشناسی توصیفی افسانۀ تحریف قرآن» در 232 صفحه رحلی با نمره 19.25 در تاریخ 2/6/1387 مورد دفاع جناب آقای محمد مولوی دانشجوی ارشد علوم قرآن و حدیث، قرار گرفته است. استاد راهنمای این اثر جناب دکتر سید محمد باقر حجتی و استاد مشاور آن دکتر علی مهدی­زاده می­باشند.

در چکیده پایان­نامه آمده است:

در فصل اول ابتدا 9 کتاب مستقل در اثبات تحریف قرآن که توسط دانشمندان شیعه و سنّی به نگارش در آمده معرفی شده است. علت به وجود آمدن این کتابها، سطحی­نگری و بدفهمی بعضی از روایات بوده که اولین بار توسط فردی به نام «سیّاری» در نیمه قرن سوم جمع­آوری شده است؛ در قرون اخیر نیز با نوشتن «الفرقان» و «فصل الخطاب» چالشی دیگر در این بستر تاریخی به وجود آمد. در ادامه 111 کتاب مستقل در اثبات تحریف­ناپذیری به شکل تفصیلی معرفی وسعی شده که عصّاره نظرات نویسنده کتاب در توصیف آنها ارائه گردد.

اکثریت این کتابها توسط علمای شیعه در ردّ قائلین به تحریف که بیشتر «اخباریون» از شیعه و «حشویه» از اهل سنت هستند، نوشته شده است.

در فصل دوم 254 کتاب در زمینه علوم مختلف، از جمله: «اصول فقه»، «تفسیر قرآن»، «علوم قرآنی» و «کلام و عقائد»  که مطالب قابل توجهی را به تحریف ناپذیری قرآن اختصاص داده­اند، به شکل اجمالی معرفی گردیده است.

در فصل سوم نیز به توصیف 21 پایان­نامه و معرفی اجمالی 106 مقاله در این زمینه می­پردازد.

 این پایان­نامه مجموعاً شامل معرفی حدود 500 عنوان اثر می­باشد. که در مقالۀ مأخوذ از این پایان­نامه به 332 عنوان تقلیل یافته است. که شامل: تقلیل 9 اثر در بخش کتابهای مستقل، 119 اثر در بخش کتابهای غیر مستقل، 71 اثر در بخش مقالات و نیز 3 اثر اضافه در بخش پایان­نامه­ها می­شود.

 برخی از کاستی­های این پایان­نامه[25] عبارتند از:

  1. شروع اجزاء شناسنامه­ای معرفی آثار، برخی با نام نویسنده است و برخی با نام کتاب.
  2. ترتیب الفبایی در برخی جاها رعایت نشده است. [26]
  3. دو منبع، که تعداد زیادی از عناوین کتابشناسی از آنها أخذ شده است، (یعنی الف: «مجلۀ بینات». ب: «فهرست مقالات دهه هفتاد مربوط به دبیرخانه دهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم») در فهرست منابع انتهای پایان­نامه ذکر نشده است.
  4. چون مبانی معرفی بیشتر آثار بر اساس نام کوچک افراد است، در برخی موارد کلمه «سید» در ترتیب الفبایی محاسبه شده و در برخی موارد کلمۀ «سید» برای نویسنده ذکر نشده است.
  5. مواردی از عناوین، به صورت تکراری معرفی و فهرست شده­اند. احتمالاً یکصد و هفتاد عنوان اثری که در مقالۀ ایشان در نشریه «الهیات و حقوق» نسبت به پایان­نامه، تقلیل یافته، جزء همین موارد تکراری در پایان­نامه باشد. همانند این یک مقاله که در سه عنوان به صورت زیر معرفی شده است:

23ـ حسین استاد ولی، افسانه تحریف و اثبات بلاغت ادبی قرآن ( نقدی بر مقاله مسأله تحریف و مشکلات ادبی قرآن مجید)، بینات، شماره 4، زمستان 1373 ش، ص 106 ـ 152.

24ـ حسین استاد ولی، افسانه تحریف و اثبات بلاغت ادبی قرآن ، بینات، پیاپی 4، ص 152 ـ 160.

25 ـ حسین استاد ولی، نقد مقاله مسأله تحریف و ... ، مجله بینات، شماره 4/1373 ش، ص 154.

 

            شناسنامه اصلی این تک مقاله به این شرح است:

    حسین استاد ولی، افسانه تحریف و اثبات بلاغت ادبی قرآن ( نقدی بر مقاله مسأله تحریف و مشکلات ادبی قرآن مجید)، بینات، سال اول شماره 4، زمستان 1373 ش، ص 160 ـ 152.

و یا موارد مشابه این عناوین تکراری[27] همراه با اطلاعات نادرست. این کاستی گویای مطالعه ننمودن کار نهایی پایان­نامه توسط تدوینگر می­باشد. کاستی­های دیگری نیز موجود است که چون مشترک با کاستی­ها مقاله مأخوذ از پایان­نامه می­باشد، دربارۀ آن مقاله به زودی سخن خواهیم گفت.

جناب آقای محمد مولوی در پاییز 1387 با تغییر و تصحیح و بهبود پایان­نامه، آن را به صورت یک مقاله تنظیم می­نمایند، و با مشخصاتی که در ابتدای این گفتار بیان شد، منتشر می­نمایند.

اثر مورد بحث، دارای یک مقدمه بسیار کوتاه و سه بخش است. در بخش اول، به کتابهای مستقل در اثبات تحریف­ناپذیری قرآن پرداخته شده،  که شامل 102 عنوان اثر می­باشد. در بخش دوم، به کتابهای ضمنی و غیرمستقل پرداخته شده، که در دو قسمت کتب تفسیر قرآن، شامل 44 عنوان و کتب علوم قرآنی، شامل 91 عنوان اثر می­باشد. در بخش سوم به معرفی پایان­نامه­ها و مقالات پرداخته شده، که در قسمت پایان­نامه­ها به 24 اثر اشاره شده و در قسمت مقالات، 71 اثر معرفی شده است.

تدوینگر، در ابتدای شناساندن آثار، به هیچ نکته و راهنمایی و توضیحی نسبت به کتابشناسی و روش تدوین و جمع­آوری آن اشاره نکرده است.

این کتابشناسی از کتابشناسی امینی و صحتی کامل­تر است و جدای از 257 عنوان اثری که در آنها معرفی شده، 75 عنوان اضافه بر آنها دارد.

در این کتابشناسی نیز، به نظر می­رسد که تدوینگر، فقط به اطلاعات و داده­های کامپیوتری که در کتابخانه­ها تنظیم می­شود و برخی از کتابشناسی­های موردی[28] اکتفا کرده است و فقط اطلاعات به دست آورده از این منابع را بدون دقت و بررسی لازم، ذکر کرده است.

***

ضمن تشکر از زحمتی که ایشان کشیدند و وقتی که برای این کار صرف نمودند، برخی از نکته­ها و کاستی­های اثر از این قرارند:

  1. در انتهای شناسنامه برخی از آثار (نه همه)، داخل پرانتز، منبع اطلاعات نقل شده آمده است. این عمل دو احتمال دارد. احتمال اول؛ هرج و مرج در نقل منابع را می­رساند؛ به این معنی که؛ چرا برخی از آثار منبع دارند و برخی دیگر ندارند.

یا باید هیچ کدام را نقل منبع نمی­کردند و یا همه را نقل منبع می­نموند. و احتمال دوم، بدان معنی است که تدوینگر به قرینه اعلام می­کند که آثاری که منبع ذکر نشده، تنظیم و گردآوری اطلاعات آنها از اینجانب است. در صورت صحت احتمال دوم، باید گفت:

جناب آقای مولوی، دو کتابشناسی آقایان صحتی و امینی را در اختیار داشته است؛ اما تنها 24 مورد از 134 مورد کتابشناسی صحتی، در مقاله ایشان ذکر منبع به نام صحتی شده است. و نیز 35 مورد از 123 مورد کتابشناسی امینی، در مقاله ایشان ذکر منبع به نام «بینات» شده است.

  1. در پایان­نامه ایشان، بسیاری از عناوین با ذکر: « فهرست مقالات دهه هفتاد مربوط به دبیرخانه دهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم » نقل منبع شده است. اما در مقاله ایشان، هیچ ذکر منبعی نه در آثار مطرح شده و نه در منابع اصلی مقاله (انتهای مقاله) نشده است.
  2. حذف نام مؤلف کتابشناسی منتشر شدۀ بینات، در منابع اصلی انتهای مقاله و پایان­نامه[29]. و نیز معرفی نادرست نام آقای محمد امینی، نویسندۀ مقاله کتابشناسی بینات، در داخل مقاله و پایان­نامه کتابشناسی آقای مولوی[30].
  3. مشخص نبودن دامنه و گسترۀ کار کتابشناسی. در مقدمه هیچ ذکری از دامنه کار نشده و مشخص نیست که این کتابشناسی مربوط به تشیع است یا اهل سنت؛ و اگر شامل آثار آنها نیز می­شود، چرا تعداد زیادی از آثار اهل سنت در عناوین وجود ندارد.
  4. ذکر برخی از نویسندگان آثار به دو شکل. به عنوان مثال: حسینی میلانی و میلانی. که چون ترتیب الفبایی در مقاله ایشان اتخاذ شده، آثار یک مؤلف در دو قسمت متفاوت مقاله درج شده است. و این برای مراجعه کنندگان به کتابشناسی، دردسرساز خواهد شد.
  5. در نگارش اسامی مؤلفین آثار عربی، دقت در درج «ال» ابتدای اکثر  اسامی نشده است.
  6. ترتیب الفبایی در برخی موارد نقض شده است و تدوینگر به محدودیت­ها و کاستی­های نرم­افزارهای نشر رومیز همانند «زرنگار»[31] و «وُرد»[32] توجه نداشته است. به عنوان مثال: الآصفی ابتدای قسمت کتب علوم قرآنی درج شده و آیت­اللهی در انتهای قسمت الفِ همین بخش.
  7.  یکدست نبودن داده­ها و مشخصات عناوین کتابشناسی در برخی موارد.
  8. همانطور که قبلاً بیان شد، اطلاعات عددی در شناسنامه عناوین کتابشناسی آقای امینی، قابل اعتماد نیست. همان اشتباهات، در کتابشناسی آقای مولوی وارد و تکرار شده است. همچنین نقص و اشتباه در شناسنامۀ برخی آثار دیگر، به دلیل اعتماد و مراجعه نکردن، حتی در مواردی که اطلاعات نزد تدوینگر وجود داشته است، مثل اطلاعات دقیق جناب آقای صحتی.
  9. نداشتن ارجاعات کمکی برای دسترسی آسان محققین و پژوهشگران. همانند: ترتیب بر اساس الفبای عناوین. ترتیب بر اساس الفبای مؤلفین. ترتیب بر اساس محل نشر، تاریخ و ... .


 معرفی آخرین کتابشناسی پیرامون قرآن و تحریف

این کتابشناسی در تابستان سال 1392 شمسی، توسط اینجانب[33] به صورت یک کتاب، تنظیم شده است و اکنون پیش روی شماست.

این کتابشناسی، آخرین کتابشناسی مستقل پیرامون موضوع عدم تحریف قرآن می­باشد. و شامل بیش از 500 عنوان اثر می­باشد. که دربردارندۀ  134 عنوان از کتابشناسی صحتی، 123 عنوان از کتابشناسی امینی، 75 عنوان از کتابشناسی مولوی و مابقی عنوان، متفاوت از آنها می­باشد.

یک کتابشناسی حضوری[34] درست و دقیق با حجم حدود پانصد عنوان کتاب، به صورت میانگین، (که بستگی به موضوع آن دارد،) حداقل ششصد ساعت وقت نیاز دارد؛ که این توفیق برای تدوین «کتابشناسی قرآن و تحریف» نصیب ما نشد.

به همین خاطر، توجه ما به یک کتابشناسی «غیر حضوری» همراه با تطبیق اطلاعات و داده­های اینترنتی معطوف گشت؛ که این عملیات، حدود دویست ساعت زمان برده است. بنابراین توقع مراجعه کنندگان این کتابشناسی باید در حد زحمتی باشد که برای کار کشیده شده است.

اگر به فرض، تمامی کاستی­ها و معایبی که برای سه کتابشناسی پیشین بیان شد، در این کتابشناسی نیز وجود داشته باشد، امّا این اثر مزایای قابل توجه و منحصر به فردی دارد که این کتابشناسی را از سه اثر قبلی شاخص و ممتاز می­نماید.

برخی از آنها عبارتند از:

  1.  افزایش تعداد عناوین کتاب. (200 عنوان بیشتر از کتابشناسی­های قبلی)
  2. ارجاعات کاربردی[35] در سرفصل­های مختلف؛ به طوری که این ارجاعات می­تواند حتی به تحقیقات و پژوهش­های آماری پیرامون موضوع کمک کند. و گویای اطلاعات مفیدی برای نتایج گزاره­های تاریخی و پژوهشی می­باشد. که اگر عالمانه و با دقت به فوائد تمامی این ارجاعات نظر شود، حتماً بیهوده و لغو پنداشته نخواهد شد؛ هرچند که ممکن است برخی از این ارجاعات مورد نیاز عده­ای از مخاطبان کتاب نباشد.
  3.  تصحیح و تکمیل اطلاعات و داده­های شناسنامه­ای عناوین کتابشناسی­های قبلی.
  4. یکپارچگی و یک کاسه­شدن کلیه عناوین پیرامون موضوع عدم تحریف قرآن، اعم از کتاب مستقل و غیر مستقل،  مقاله و پایان­نامه.[36] وجود این لیست، کار برخی از مراجعات محققین را بسیار آسان و دقیق می­نماید.
  5. ترتیب و نظم مناسب در داده­ها و اطلاعات شناسنامه­ای (حتی­الامکان) همۀ عناوین، شامل این شناسه­ها می­باشند: نام خانوادگی؛ نام مؤلف؛ عنوان اثر؛ ترجمه؛ نوع اثر؛ نوبت چاپ؛ شهر؛ چاپی/ خطی؛ نام ناشر یا نشریه؛ شماره نشریه؛ تاریخ نشر؛ تعداد جلد؛  تعداد صفحه؛ قطع کتاب؛ زبان کتاب؛ محل نگهداری.[37]
  6.  همراه نمودن توصیفات موجود در سایت­های کتابخانه­ها به شناسنامۀ عناوین، که بسیاری از آنها برای محققین کارساز و قابل توجه هستند.[38]
  7.  درج محل نگهداری اثر. این راهنمایی کار مراجعه و دسترسی محققین را به آثار تسهیل و تسریع می­نماید.


[1] .  و توجه به تحریف قرآن را متوجه به «فلسفه دین» نموده و به چهار مرحله و بخش تقسیم نموده­ایم:

مرحله 1 :  بررسی «عدم تحریف قرآن» در دریافت و انتقالِ «فرشتۀ وحی» از خداوند متعال.

مرحله 2 :  بررسی «عدم تحریف قرآن» در دریافت و انتقالِ «پیامبران» از فرشتۀ وحی.

مرحله 3 :  بررسی «عدم تحریف قرآن» در دریافت و انتقالِ «صحابۀ پیامبران» از پیامبران.

مرحله 4 :  بررسی «عدم تحریف قرآن» در دریافت و انتقالِ «مردم» از صحابۀ پیامبران تا کنون.

[2] .  داستانِ گزارش شده در منابع سنى، از این قرار است: دو سال بعد از وفات پیامبر، مسلمانان در نبردهاى خونین با جامعه رقیب یمامه در صحراى عربى درگیر بودند. بسیارى از حافظان (قاریان قرآن) زندگى‏شان را در این زمان از دست دادند. بیمِ آن پیش آمده بود که بخش عمده‏اى از قرآن به دلیل وفات بسیارى از حافظان قرآن از دست برود. این مسائلْ ابوبکر، را واداشت تا دستور جمع‏آورى قرآن را بدهد. براى انجام این کار، از صحابه پیامبر و حافظان قرآن خواست هر بخشى از وحى را که حفظ کرده یا به هر شکلى نوشته‏اند، بیاورند. ابوبکر به عمر  و زید بن ثابت دستور داد تا در مدخل مسجد مدینه بنشینند و هر آیه یا بخشى از وحى را که دست‏کم دو گواه شهادت دهند که آن را از پیامبر شنیده‏اند، بنویسند. همه اجزا تدوین شد و بر روى اوراق کاغذى یا پوست آهو ثبت گردید؛ اما هنوز در یک مجلد (مابین الدفتین) تدوین نشده بود، علاوه بر آن که این اجزا براى همه جامعه اسلامى که قرآن را تنها در شکل اجزاى پراکنده شخصى در دست داشتند، در دسترس نبود. اوراق نزد ابوبکر و عمر باقى ماند و بعد از مرگ عمر به دخترش حفصه رسید. عثمان در دوره خلافتش اوراق را از حفصه گرفت و آنها را در یک مجلد تدوین کرد. او نسخه‏هاى چندى از آن را فراهم آورد و به بخش‏هایى از جهان اسلام فرستاد.

[3] .  مى‏توان به موارد ذیل اشاره کرد: 1. سوره مائده، آیه 67: 2. سوره آل‏عمران، آیه 33: 3. سوره واقعه، آیه 10ـ12: 4. سوره فرقان، آیه یکم: 5. سوره نور، آیه 35.

[4] .  او مرجع نهایىِ بیش از یک سومِ همه روایات درباره این موضوع در کتب شیعه است.

[5] .  هر دو در میانه قرن سوم مى‏زیسته‏اند.

[6] .  همگى از رجال اواخر قرن دوم.

[7] .  که به کتاب التنزیل و التحریف نیز مشهور است.

[8] .  محدثانى چون على بن ابراهیم قمى (زنده به سال 307ه) و سعد بن عبدالله اشعرى (م299ـ301ه).

[9] .  این فقها عبارت‏اند از محمد بن مسعود عیاشى (اواخر قرن سوم)، محمد بن یعقوب کلینى (م329ه)، محمد بن عمر کشى (اوایل قرن چهارم) و محمد بن ابراهیم نعمانى (متوفاى حدود 350ه).

[10]

[11] .  ابن‌ المولى محمّد تقى بن‌ المیرزا على محمّد النّورى که‌ در یالو از قراى نور طبرستان‌ در سنة‌ 1254 متولّد شدند، و در سنة‌ 1320 شب‌ چهارشنبه‌ 27 ماه‌ جمادى الاُخرى فوت‌ می‌کنند، و همان‌ روز در ایوان‌ سوم‌ از طرف‌ راستِ کسى که‌ از باب‌ قبله‌ داخل‌ صحن‌ مرتضوى می‌شود، دفن‌ می‌گردند.

[12] .  این رساله کم­یاب است و نسخه­ای از آن در کتابخانه مجلس شورای اسلامی با شماره 9125 موجود است؛ با عنوان «رسالة فی جواب عن شبهات کشف الارتباب» . به نقل از آقای حبیب عفیفی.

[13]

[14] .  برخی از منابع شیعه عبارتند از: 1. اصول الکافی؛ 2. فروع الکافی؛ 3. وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه؛ 4. من لا یحضره الفقیه؛ 5. بحار الانوار؛ 6. مستدرک الوسائل؛ 7. الوافی محسن الفیض الکاشانی؛ 8. بصائر الدرجات الکبری فی فضل آل محمد؛ 9. تفسیر الصافی؛ 10. تفسیر العیاشی محمد بن مسعود العیاشی؛ 11. تفسیر القمی علی بن ابراهیم القمی؛ 12. تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده؛ 13. البرهان فی تفسیر القرآن؛ 14. التبیان فی تفسیر القرآن؛ 15. مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ 16. مرآه الانوار ومشکاه الاسرار؛ 17. البیان فی تفسیر القرآن ؛ 18. رجال الکشی ؛ 19. رجال النجاشی ؛20. لؤلؤه البحرین فی الإجازات وتراجم رجال الحدیث؛ 21. رجال العلامه الحلی؛ 22. روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات ؛23. تنقیح المقال؛ 24. جامع الرواه ؛ 25. رجال الطوسی؛ 26. الکنی والالقاب ؛27. الفهرست ؛28. نقباء البشر فی القرن الرابع عشر؛ 29. اعیان الشیعه ؛ 30. طبقات اعلام الشیعه؛ 31. الذریعه الی تصانیف الشیعه؛ 32. امل الآمل؛ 33. منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه ؛ 34. شرح نهج البلاغه؛ 35. ارآء حول القرآن؛ 36. لمحات فی تاریخ القرآن ؛ 37. عقائد الامامیه ؛ 38. عقائد الاثنی عشریه ؛ 39. الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم؛ 40. الانوار النعمانیه ؛ 41. الاختصاص ؛ 42. اوائل المقالات فی فی المذاهب المختارات؛ 43. علل الشرائع؛ 44. المراجعات؛ 45. الاحتجاج؛ 46. مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول؛ 47. النجم الثاقب فی احوال الامام الحجه الغائب؛ 48. تذکره الائمه؛ 49. تحفه العوام مقبول؛ 50. اصل الشیعه واصولها؛ 51. الالفین؛ 52. مشارق الشموس الدریه؛ 53. الدرر النجفیه؛ 54. المصباح؛ 55. المسائل السرویه للمفید؛ 56. السبعه من السلف؛ 57. الناسخ والمنسوخ.

[15] .  مثلاً؛ مرحوم آیت‏اللّه بروجردى به ‏اجمال این بحث را در درس اصول خود مطرح کرده‏اند. به عقیده ایشان، کتاب خدا در زمان پیامبر مدوّن شده بود و روایاتى که از عامه و خاصّه درباره تدوین قرآن پس از وفات پیامبر(ص) نقل شده مجعول است. عامه به جهت بیان فضل ابوبکر و عمر و خدمت آنان به اسلام، احادیث تدوین قرآن در زمان ابوبکر با اشاره عمر را جعل کرده‏اند و از آن‏جا، این روایات به خاصّه انتقال یافته است. خاصّه نیز در مقابل، روایات جمع قرآن به دست حضرت امیر(ع) را به گونه‏اى نقل کرده‏اند که از آن انکار خلافت ابى‏بکر استفاده گردد. البته این‏گونه روایات را عامه نیز نقل کرده‏اند، ولى به گونه‏اى که از آن خانه‏نشین شدن حضرت و عدم حضور براى بیعت با ابى‏بکر را توجیه کنند.

[16] .  برای اطلاع بیشتر از اغلب این آثار، ر.ک. به: ربانی، هادی، کتاب شناسی توصیفی کتابشناسی­های قرآنی، فصلنامه صحیفه مبین، شمارۀ 2 و 4 و 8 و 13 و 14 سال 1374 الی 1377. همچنین این مقالات به صورت یکجا در گاهنامه صحیفه مبین منتشر شده است.

[17] .  هر ماه کتب قرآنی و علوم قرآن در این نشریه معرفی می­شود؛ ولی از آنجایی که کل این آثار به صورت یکجا در کارنامه نشر هر سال منتشر می­شود، از ذکر بقیه شماره­ها صرف­نظر شد.

[18] .  وی متولد سال 1343 شمسی در سردرود تبریز است. در تبریز و بناب «مقدمات» و اندکی از «سطح» را پیش ابراهیم وثوقی و سید مهدی مرعشی و عبدالمجید بنابی آموخت. و در سال 1369 به شهر قم هجرت کرد. پس از اتمام «سطح» در محضر حضرات آیات پایانی و اعتمادى، مدت سه سال از درس «اصول» آقای مکارم شیرازی و اندکی از درس «فقه» میرزا جواد تبریزی و ... بهره مند شد، بیش از پنج سال در تفسیر آیت الله جوادی آملی و یکسال در درس استاد حسن­زاده آملی شرکت جست. از وی آثار متعددی منتشر شده است. برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ ایشان مراجعه شود.

[19] .  شمارۀ 3 نشریه در تاریخ فوق رؤیت شد. قسمت دوم مقاله کتابشناسی در آن وجود دارد. امّا قسمت اول مقاله در شمارۀ 2 نشریه یافت نشد. ضمناً در مراجعه به پایگاه تخصصی مجلات نور، مشخص شد که شمارۀ 2 نشریه در پاییز 1373 منتشر شده است.

[20] .  با جستجو، ایشان، شناخته نشد .

[21] .  1. کتابخانه تخصصی مرکز فرهنگ و معارف قرآن؛ 2. کتابخانه حضرت آیت الله مرعشی نجفی(ره)؛ 3. کتابخانه مجمع جهانی اهل بیت علیه‏السلام؛ 4. کتابخانه تخصصی تفسیر و علوم قرآن ( آیت الله شهرستانی)؛ 5. کتابخانه تخصصی تفسیر و علوم قرآن حضرت آیت الله گلپایگانی(ره)؛ 6. مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، برنامه نمایه (قسمت مطبوعات)؛ 7. کتابنامه بزرگ قرآن کریم، حسن بکایی؛ 8. الذریعه الی تصانیف الشیع، حاج آقا بزرگ تهرانی؛ 9. علوم قرآن و فهرست منابع، عبدالوهاب طالقانی؛ 10. کتابخانه پژوهشکده باقر العلوم علیه‏السلام؛ 11. کتابخانه مدرسه علمیه فیضیه.

[22]

[23] .  متولد 1358 شهرستان نهاوند هستند. وی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث از دانشگاه علوم اسلامی رضوی (شهریور 1387) و نیز دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث از دانشگاه فردوسی مشهد (زمستان1387) بوده­اند.

[24] .  با احتساب پایان­نامه، چهارمین اثر مستقل می­باشد.

[25] .  به عنوان مثال: عناوین 65 تا 95 فصل چهارم پایان­نامه را مقایسه نمایید.

[26] .  متأسفانه به متن کامل پایان­نامه دسترسی پیدا نشد. تنها پنج صفحه اول و بیست صفحه آخر رؤیت شد؛بنابراین کاستی ها ذکر شده در دایره همین 25 صفحه می­باشد.

[27] .  همانند:

69ـ بهبودی، نقد و بررسی فصل الخطاب (1)، مجله حوزه، سال 11، شماره 2، 1373 ش، ص 165ـ199.

70ـ بهبودی، نقد و بررسی فصل الخطاب (2)، مجله حوزه، سال 11، شماره 5، 1373 ش، ص 137ـ170.

71ـ بهبودی، نقد و بررسی فصل الخطاب (3)، مجله حوزه، سال 11، شماره 6، 1373 ش، ص 145ـ160.

87ـ بهبودی، نقد و بررسی روایات تحریف درکتاب فصل­الخطاب، حوزه، پیاپی 62، ص 165ـ199، فارسی. قسمت اول. ص50.

88ـ بهبودی، نقد و بررسی روایات­ تحریف درکتاب فصل­الخطاب، حوزه، پیاپی 65، ص 137ـ170، فارسی. قسمت دوم. ص50.

89ـ بهبودی، نقد و بررسی روایات تحریف درکتاب فصل­الخطاب، حوزه، پیاپی 66، ص 145ـ160، فارسی. قسمت سوم. ص50.

90ـ بهبودی، نقد و بررسی روایات تحریف درکتاب فصل­­لخطاب، حوزه، پیاپی 62، ص 145ـ160، فارسی. قسمت چهارم. ص50.

91ـ بهبودی، نقد و بررسی روایات تحریف درکتاب فصل­الخطاب، مجله حوزه، 6/1373 ش، ص 13.

[28]

[29] .  فقط ذکر شده: «مجله بینات، شماره 21».

[30]

[31] .  مشکل برنامه «زرنگار» در ترتیب کردن الفبایی این است که «ال» ابتدای کلمات عربی را در چینش ، محاسبه می­نماید.

[32] .  مشکل برنامه «وُرد» در ترتیب کردن الفبایی این است که «آ» را در چینش ، محاسبه نمی­نماید.

[33] .  کاظم استادی.

[34] .  یعنی؛ همراه با رؤیت کتاب یا رؤیت اسکن و کپی کتاب.

[35] .  فهرست ارجاع بر اساس: نام خانوادگی، نام کوچک، عنوان کتاب، تاریخ تألیف، نوع اثر، مکان نشر، محل نگهداری کتاب، ناشر اثر، جنس اثر، مترجم اثر و زبان اثر.

[36] .  البته در این کتابشناسی، جدای از یکپارچگی تمامی آثار، عناوین بر اساس نوع اثر (مقاله، کتاب، پایان­نامه) نیز معرفی شده­اند.

[37] .  استاندارد چینش موارد ترتیب شناسه­های مراجع، در کشورها و حتی موسسات مختلف یک کشور بسیار متفاوت است؛ حتی در سالهای مختلف تغییراتی نموده­اند، یا می­نمایند. مثلاً در برنامه حروفچینی«ورد» ، چهارده استاندارد پر استعمال­تر تعبیه شده است، که شاید معروفترین آن استاندارد دانشگاه شیکاگو باشد.

[38] .  این کار، به دلیل زمانبر بودن، در ویرایش دوم این کتاب محقق خواهد شد.

Link لینک      Comments () نظرات ۱۳٩۳/۸/٢۱

← OLDER ENTRIES مطالب گذشته
Recent Posts مطالب ارسالی جدید پیرامون کتابشناسی عدم تحریف قرآن فهرست مقالات تبعیض برای روحانیت اقتدارِ متفاوت مرجعیت شیعه راه نجات روحانیتِ امروز استفتائات تغییر خط در 150 سال اخیر امضاء ندارد متن سخنرانی اینجانب در اختتامییه بیستمین جشنوراه کتاب سال دانشجویی نقد و بررسیِ نظریۀ انحصار پاداش و کیفر در تجسمِ اعمال A Critical Study of the Theory of Exclusiveness of "Tribute and Retribution
My Tags موضوعات کلی کلیات و شرح حال (۳۳) داستان و متفرقه (٢٢) زبان سرخ (۱٧) تاریخ و جغرافیا (۱٥) زبان و ادبیات فارسی (۱٥) هنر (۸) فلسفه منطق کلام (۸) اخلاق و عرفان (٧) احکام (٦) قرآن و حدیث (٦) طب و علوم کاربردی (٤)
My Friends دسترسی آسان به یوتوبی یاهو ویکی نبشته ویکی فقه ویکی علوم اسلامی وکی پدیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت علوم تحقیقات فناوری وبلاک مدرسه ابتدایی هدایت همراه اول نگارستان اشراق نرخ ارز موسسه تحقیقاتی اسرا موسسه پژوهشی فلسفه ایران موزه هنرهای معاصر مشابه یاب روایات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم مدرسه طراحی رود آیلند مخابرات 118 لغت نامه دهخدا گوگل مترجم گوگل جستجو گوگل پلاس گوگل ارث گنجور کتابخانه ملی کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه دیجیتال نور کتاب قم کتاب اول فیس بوک فرهنگستان هنر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر ایران سیستم جامع دانشگاهی گلستان سامانه جامع دانشگاه علمی کاربردی سامانه اعلام حساب خانوار سازمان سنجش سازمان حج و زیارت سازمان ثبت احوال کشور روبیمکث دفتر ریاست جمهوری ایران دفتر آیت الله جوادی آملی درگاه کنسرسیوم محتوای ملی دبیرستان هدی دبستان پسرانه هدایت قم دائره المعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام دانشگاه ییل دانشگاه مفید دانشگاه قم دانشگاه علمی کاربردی هنر قم دانشگاه علمی کاربردی دانشگاه آزاد قم خبرگزاری کتاب ایران خبرگزاری اهلبیت علیهم السلام خانه کتاب جی میل گوگل تبیان تابناک پایگاه مجلات تخصصی نور پایگاه اندیشوران پایگاه احادیث نور بانک سامان انستیتو تکنولوژی روچستر انجمن هنرهای تجسمی ایران انجمن نجوم ایران انجمن طب سنتی ایران آمازون ارزش یابی مدارک تحصیلی